کوهمره سرخی سبوک - اخبار روز

درود بر دوستان همراه عزیزان من یه کم مطالعه کنید هیچ جا تو هیچ کت و مدرکی دال بر این که تو چهار شنبه سوری ترقه و فش فشه و ............ نیست من که ندیدم این مس ه بازی هارو بذارید کنار مثه بچه ادم اتیش روشن کنید اونم تو حجم کنترل شده تو فواصل مشخص بعد از روش بپرید و شعر زدی من از تو سرخی تو. گاهی مسیر رود هموار و هماهنگ است گاهی مسیر از لابلای ص ه یا سنگ است گاهی برای پر زدن دروازه ای باز است گاهی مسیرت از میان معبری تنگ است هم اسب آماده است هم این جاده، بسم الله هر که مرد رزم در میدان این جنگ است ما را هراسی نیست از تهدید یا تحریم در مکتب ما صلح با خونخوارها ننگ است م. در رخ زیبای تو آرامشی می بینم که در دریا نمی توانم آن را بیابم بر لبان تو سرخی میبینم که در هیچ گلی دیده نمی شود در چشمان تو عشقی می بینم که در قلب هیچ پیدا نخواهم کرد وقتی که صدایت را می شنوم دلم نمی خواهد جز صوت زیبای صدای تو چیزی شنوم وقتی که کنار من هستی انگار که زمان نمی گذرد ... به آن حسینی که حق تکیه به دیوار اوست هر که حسینی شود خدا یدار اوست سبزی گ ار دین، ز سرخی خون اوست قیام مدیون او، مرهون اوست .................... شیخ جعفر شوشتری در کتاب خصائص الحسینیه(عنوان سوم)در قسمت خاص حسین علیه السلام فرمودند: ادامه مطلب تعبیر خواب کمان آسمان محمدبن سیرین گوید: اگر بیند که کمان زرد بود، دلیل است مردم آن دیار بیمار شوند. اگر سبز بود، دلیل بر فراخی نعمت است. اگر سرخی آن بیشتر بود تاویلش به خلاف این است. تعبیر خواب - کمر محمدبن سیرین گوید: اگر بیند کمری بر میان بسته بود، دلیل است به قدر و قیمت کمر مال . [جناب آقای جواد دفاع شما از شوهر همسرتان (عرب سرخی) را خواندم! موارد ذیل لازم به تذکر است: 1- هیچ نگفته است که عرب سرخی فرحبخش را تازیانه و مشت و لگد زده است، آدرس دادن برای رد گم موضوع است، سال هاست که همه جا می گویند که عرب سرخی جناب علیخانی را شلاق زده است، دهها لینک خبری از سالها. در حقیقت این زیبایی نیست که باعث می شود که عاشق شوی این عشق است که باعث زیبایی زن می شود . اگر زیباترین زن جهان را از عشق محروم کنی مثل شاخه گل سرخی که از ریشه بریده باشند و بپوسد زیبایی اش را از دست می دهد . به ع زنی که می داند که دوستش می دارند و صادقانه دوستش می دارند حس می کند زیب. می بافمت در فرش جانم، هرچه باشی
با شعر گنگ و بی زبانم، هرچه باشی
قالی-غزل های من از دار تو برخاست
بـاری چنینی یا چنـانم هرچه باشـی
شیراز چشمانت ترنج آویز عشق است
تا در سلیـم اصفهانم هرچه باشی
یک بیت یک رج، خون دل خون انارست
در بطن سرخی های جانم هرچه باشی
فرقی ند. نفرین به تو ای ذوق روان در تن احساس جاری شده در جوی خیالم بد و حساس شب موقع آرامش من راه میوفتی در جان وجودم بشوی لشگری از ساس شکل غزلی عاشق و سرمست میایی گل می کنی و قافیه می سازی و احساس یک بار بیا چهره ژولیده صفا کن یا سرخی چشمم که نشسته وسط کاس گفتی غزل تلخ نگویم که روا نیست از . اول بهمن ماه ۱ـ رضا رفیع ۲ـ فتح الله سرخی ۳ـ فیض الله شریفیان ۴ـ مصطفی شعرباف ۵ـ علی کاظمی ۶- محمد رضا موحدی دوم بهمن ماه ۱- نصرالله باقریان ۲- عبدالله رضایی ۳- حسینعلی صرامی ۴- اکبر مهری سوم بهمن ماه ۱ ـ قدمعلی پریشانی ۲- پرویز ساعی مشفق ۳- اکبر جزینی ۴- مهدی سلیمانی چهارم بهمن ما. کانال گلچین مداحی و نوحه خوانی را دوست میدارم.
بزرگترین کانال مداحی تلگرام در سایت کانال تلگرام
کانال مداحی محمود کریمی که واقعا جالبه و همه شما رو به شور وا میدارد
کانال مداحی ترکی داشتیم و استقبال می کنیم
شما هم میتونید به کانال مداحی جواد مقدمجوین شین
کانال مداحی شور که شور را به اوج می رساند
کانال تلگرام حسین سیب سرخی
در کانال مداحی عربی ثبت نام کنید





روزی نه مثل روزهای دیگر






تو روزی نیستی مثل تمام روزهای خدا که خورشید از میانِ دستانِ
سپیده مشرق شکوفه بزند و در سرخی آرامش مغرب ناپدید شود.

تو روزی نیستی که آفتاب، نگاه هر روزه اش را به زمین بدوزد
و بی تفاوت از سر هر بودنی عبور کند.

تو روزی نیستی که آب، حال خودش را به دست
رود بسپارد و تنها به رفتن فکر کند.

تو روزی نیستی که زمان، از هر اتفاقی که می افتد،
در آن متعجب نشود و همه لحظه هایش را به یک چشم ببیند.

تو روزی معمولی نیستی؛ روزی هستی که روز واقعه
را در میان گرفته ای و به پیشواز حادثه می روی.

تو روزی هستی که عَزمت را جزم کرده ای
تا به قله های تاریخ نزدیک شوی.

تو روزِ ماقبل عاشورایی؛ روز تاسوعایی.



ویژه نامه تاسوعای حسینی در سایت آیه های انتظار



اس ام اس چهارشنبه سوری ۹۵ + پیامک آ ین چهارشنبه سال ۹۵ اس ام اس چهارشنبه سوری اس ام اس تبریک چهارشنبه سوری ۹۵ به همراه پیامک و متن نوشته و ع نوشته های فرا رسیدن آ ین چهارشنبه سال ۹۵ معروف به چهارشنبه سوری را آماده کرده ایم. اس ام اس چهارشنبه سوری ۹۵ + پیامک آ ین چهارشنبه سال ۹۵ به آ. خاک کرمانشاه ما ویرانه کرده ز ل ل ایران را چنین غمگین نموده ز لهروی آن ویرانه ها بر زیر آن آوار هاخط سرخی از دلم با غم کشیده ز لهبس که با لرزیدنش ویرانه کرده خاک منعمق آن ویرانی اش تا دل رسیده ز لهدر خزان آن خاک من مانند برگی زرد شدچون نسیمی از درخت پایین کشانده ز لهای دریغ از آن ب. سین هفتم سیب سرخی ست حسرتا که مرا نصیب از این سفره یِ سنت سروری نیست. ی مرد افکن در جام هواست، شگفتا که مرا بدین مستی شوری نیست. سبوی سبزه پوش در قاب پنجره آه چنان دورم که گویی جز نقش بی جانی نیست و کلامی مهربان در نخستین دیدار بامدادی فغان که در پسِ پاسخ و لبخند دل خندانی نیست. به. نام خانوادگی نمره عملی isp از 10 نمره نمره کلاسی isp از یک نمره نمره عملی مسیری از 9 نمره نمره کلاسی مسیری از یک نمره احمدی 7/5 0/5 8/5 1 برزآبادی فراهانی 4 0 -- -- جلالی گوکه 8/5 0/5 8/5 1 خیام 10 0 6 0/5 رضائی حق 6 0/5 3 0 رمضانی 10 1 8/5 1 زکاوه 9/5 0/5 8 1 سید 4 0 -- -- شرکاء 7 1 9 1 عبدلی 6 0/5 1 0 عرب سرخی مشای 7/5 1 -- -- غیاثو. بعضی متن ها رو وقتی میخونی ، هیچی نمیتونی بگی . انگار که هیچ حرفی برای تکمیلش نمیتونی پیدا کنی. اصلن اگه چیزی بگی ، از حس اون کلمات کم میشه.. اب میشه! خصوصن وقتی حرف ِ اون کلمه ها ، حرف دلت باشه،آرزوهای خودت باشه ... خوندن ِ این متن زیـــبـــا از رسول حسی بهم داد ، که به پیشنهاد رسول. باسمه تعالی مداحی سیب سرخی با عنوان این دم آ ی منتظرم که مادرم بیاد بالا سرم. این مداحی شهادت حسن مجتبی ع سال 91 خونده شده و به مناسبت ایام فاطمیه زیرنویس می کنم و در اختیار قرار می دم. مداحی این دم آ ی منتظرم که مادرم بیاد بالا سرم با زیرنویس انگلیسی
متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب 5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.

دریافت
حجم: 13.1 مگابای. 1 حضرت محمد (ص) : بدانید که خشم آتشی است که در دل فرزند آدم مشتعل میشود آیا ندیدید سرخی چشمها و تورم رگهای گردنش را ؟ 2. حضرت محمد (ص) : خشم و غضب ایمان ( شخص ) را فاسد میکند هم چنانکه سرکه عسل را فاسد میکند. 3. صادق (ع) میفرمود: هر که غضب خود را نگه دارد، خدا عیب او را بپوشاند. 4. صادق (ع) فر. رد سرخی مانده از آن بوسه ها بر گردنم آتشی افتاده از این کار در پیراهنم گر نبازم جان برایت گر نمیرم پیش تو پووچ مُردم ...پس نبوده حاصلی از بودنم آن چنان حالم ابست از فراغت ...بعد مرگ در وفاتم دوست هم می گریدو ...هم دشمنم مرگ را گفتم به آرامی بیاید پیش من جز تو را نیست لازم موقع جان کند. بی رگ و ریشه ام اگر ولوله ب ا نکنم مرد نیم برای حق اگر تقلا نکنم تاکه زبان خسته شود داد وهوارم بپاست ترس به دل ره ندهم یاور و یارم خداست گرتو زحقت گذری کاربه دستت دهند گرکه هراسان بشوی ساده ش تت دهند خیمه ی وارفته ی تو تیرستونش کجاست خون چو بود دربدنت سرخی خونش کجاست گرکه گلویت نک. ش ته، ش ته است حتا اگر با طلا بند زده شود.
وقتی ش ت، یعنی جایی میان جانش چیزی باید باشد که نیست دیگر از جنس خودش.
مثل کاسه ی گل سرخی که افتاد و ش ت و لب پر شد. حالا هر چقدر هم که جاهای خالی را با طلا پر کنی، سرخیش کمتر میشود و جاهای خالی نمایان تر و ترک ها پررنگ تر.
مهم نیست الا. غرب ایران مرا ویرانه کرده ز له
کل ایران را چنین غمگین نموده ز له
روی آن ویرانه ها بر زیر آن آوار ها
خط سرخی از دلم با غم کشیده ز له
آنچنان با لرزشش ویران شده احساس ها
عمق آن ویرانی اش تا دل رسیده ز له
غرب ایرانم خزان با لرزشی در خاک آن
همچو برگی از درخت پایین کشا. تاب ثانیه ها  ** هوشیاری سپیده دمان با فطرت پرنده ای  تقدیر تن را  میان پس لرزه های نور  عبور می دهد تا شاعر در تقاطع کلمات سخت آسان با تاب ثانیه ها  هم صدا شود اینک که قطره های حیات در سرخی رگان تو  پرتاب می شود  دل به تبسم ساده می سپاری جنب نیلوفرانی که با ی آب . درخت‏ ها همه شدند، آبان شد و باد آمد و باران گرفت و طوفان شد نیامدی و نچیدی انار سرخی را که ماند بر سر این شاخه تا زمستان شد نیامدی و ترک خورد ‏ی من و آه چقدر یک شبه یاقوت سرخ ارزان شد چقدر باغ پر از جعبه‏ های میوه شد و چقدر جعبه‏ ی پر راهی خیابان شد چقدر چشم به راهت نشستم و تو چق. حساسیت پوستی که پزشکان آن را «درماتیت» می نامند به معنای هاب، قرمز شدن و خارش پوست است. در نتیجه ی واکنش سیستم ایمنی بدن به ماده ی محرک، پوست دچار راش یا بثورات موقتی می شود که اغلب با سرخی، خارش و گاهی […] نوشته عوامل ایجاد حساسیت پوستی؛ نشانه ها و راه های درمان آن اولین بار د. هوالجمیل
داستان سمبولیک و منظوم : آفرینش عقیق
برگرفته از مثنوی کندوی مز : در مدح حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها


سلام ای آنکه داری دوست، چون گل
اجازت دِه ز غم کمتر بگویم
اجازت ده که شعری تر بخوانم
بگویم خاطرات داغ سرخی
حدیث اولین وصل و زیارت
هنوز آدم میان آب و گل بود
ولیکن من ز اهل دل نبودم
نمی دانم کدامین دست عاشق
در آنجا رنگ و بوی گل گرفتم
تو در بزم ازل با مهربانی
مرا تا بر گرفتی ، پر گرفتم
ش تی با محبت قلب سنگم
ز عشقت ، دل ، از آن تنگی در آمد
شدم مانند «احجار کریمه»
سپس در هر قنوتی جا گرفتم
عقیق قلب شیعه ، اینچنین است
که صیقل می زند بر عهد فطرت
والسلام محمد حسین صادقی - زرقان فارس
زیـارت نـامـه خـوانـی هـای بـلبـل
کمی از شور ، شیرین تر بگویم
زیارت نامه ای دیگر بخوانم
که کرده ام را باغ سرخی
که ب ا کرده در قلبم قیامت
که «عترت» قبله گاه اهل دل بود
بجز یک سنگ بی حاصل نبودم
مرا انداخت در باغ شقایق
تَغَزُّل ، یاد از بلبل گرفتم
از این گُلسنگ کردی میزبانی
و مهرت را چو جان در بر گرفتم
و جا کردی درون قلب تنگم
دلم از هیبت سنگی در آمد
عقیق عشق من شد نیمه نیمه
کف دست نیایش ، پا گرفتم
تجلیگاه عشقی آتشین است
و در آن می درخشد ، نور عترت 09176112253
http://yaali59. /post-220.aspx خنده ات طرح لطیفی است که دیدن دارد نازِمعشوق دل آزار یدن دارد فارغ از گلّه و گرگ است شبانی عاشق چشم سبز تو چه دشتی است! دویدن دارد شاخه ای از سر دیوار به بیرون جسته بوسه ات میوه ی سرخی است که چیدن دارد عشق بودی و به شه سرایت کردی قلب با دیدن تو شور تپیدن دارد وصل تو خواب و خیال است . بلبل و گل سرخ شا ار اسکار وایلد
دانشجوی جوان فریاد زد :
" او گفت اگر برایش گل سرخ ببرم – با من می د – اما در سراسر باغ ام گل سرخی نیست " .
بلبل از آشیانه اش در درخت شاه بلوط صدای او را شنید و از لابلای برگ ها فرو نگریست و در شگفت شد.
دانشجو فریاد زد :
" در سرتا سر باغ من گل سرخی نیست ! دریغ که خوشبختی به چه چیزهای کوچکی بسته است ! آنچه دمندان نوشته اند مو به مو خوانده ام و بر تمام رمزهای حکمت دست یافته ام – و با این همه تنها نیاز به یک گل سرخ زندگیم را به شوربختی میبرد ." و چشمان زیبایش پر از اشک شد .
دانشجوی جوان زیر لب کرد :
" فردا شب شاهزاده مجلس ی دارد و یار من در میان آن جمع است. اگر برایش گل سرخ ببرم – تا سپیده دم با من می د .اگر برایش گل سرخ ببرم او را در آغوش خواهم گرفت و او سر بر شانه ام خواهد نهاد و دستش در دستانم گره خواهد خورد . اما دریغ که در باغ من گل سرخ به هم نمیرسد !
پس ناگزیر تنها خواهم نشست و او از کنارم خواهد گذشت –به من اعتنا نخواهد کرد و قلبم خواهد ش ت.
بلبل گفت :
" به راستی عاشقی پاکباز است . او گرفتار همان دردی است که من به نغمه میخوانم – آنچه مایه شادمان من است – رنجورش میدارد !
راستی که عشق چه شگفت انگیز است .
مارمولک سبز کوچکی که با دم علم کرده از کنارش میگذشت پرسید :
" چرا گریه میکند ؟"
پروانه ای که سراسیمه در پی پرتو از آفتاب پر می زد گفت :
" به راستی – چرا ؟"
گل مرواریدی با صدای نرم و نازک در گوش همسایه اش نجوا کرد:
" به راستی – چرا ؟"
بلبل گفت: " به خاطر یک گل سرخ میگرید ".
آنها فریاد زدند :
" برای یک گل سرخ ؟ آه چه مس ه است ! "
و مارمولک که از شمار عیبجویان بود – غش غش خندید .
اما بلبل راز پنهان غم دانشجو را دریافت و
خاموش بر درخت شاه بلوط نشست و به رمز و راز عشق شید. ادامه مطلب هُو المُحیی...
زندگی با همه وسعت خویش
محفل ت غم خوردن نیست.
حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست.
اضطراب و هوسِ دیدن و نادیدن نیست.
زندگی خوردن و خو دن نیست.
زندگی ِ جاری شدن است
زندگی کوشش و راهی شدن است.
از تماشاگه آغاز حیات
تا به جایی که خدا می داند ...
زندگی چون گل سرخی است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف
یادمان باشد اگر گل چیدیم،
عطر و برگ و گل و خار،
همه همسایه ی دیوار به دیوار همند...


سهراب سپهری
“مراتو بی سببی نیستیبه راستیصلت کدام قصیده ای ای غزل؟ستاره باران ِ کدام سلامیبه آفتاباز دریچه ی تاریک؟کلام از نگاه تو شکل می بنددخوشا نظر بازیا که تو آغاز می کنی!پس ِ پشت ِ مردمکان ات فریاد کدام زندانی ست که را به لبان برآماسیده گل سرخی پرتاب می کند؟ورنهاین ستاره بازیحاشا چیز. سال نو آمد و در کشور ما رسم این است سفره های شب عید همگان رنگین است سیب سرخی که سر سفره ی هر ایرانی است حاکی از حال خوش و می در دین است برکت داده به هر سفره خدا از سر لطف رحمت و نعمت حق تا ابد تضمین است سومین سین سفر کرببلا و نجف است دل هم از نام حسین ابن علی(ع) آذین است سمنو تا که سر . btyj_4tt8_images.jpg بلبل و گل سرخ شا ار اسکار وایلد دانشجوی جوان فریاد زد :
" او گفت اگر برایش گل سرخ ببرم – با من می د – اما در سراسر باغ ام گل سرخی نیست " .
بلبل از آشیانه اش در درخت شاه بلوط صدای او را شنید و از لابلای برگ ها فرو نگریست و در شگفت شد.
دانشجو فریاد زد :
" در سرتا سر باغ من گل سرخی نیست ! دریغ که خوشبختی به چه چیزهای کوچکی بسته است ! آنچه دمندان نوشته اند مو به مو خوانده ام و بر تمام رمزهای حکمت دست یافته ام – و با این همه تنها نیاز به یک گل سرخ زندگیم را به شوربختی میبرد ." و چشمان زیبایش پر از اشک شد .
دانشجوی جوان زیر لب کرد :
" فردا شب شاهزاده مجلس ی دارد و یار من در میان آن جمع است. اگر برایش گل سرخ ببرم – تا سپیده دم با من می د .اگر برایش گل سرخ ببرم او را در آغوش خواهم گرفت و او سر بر شانه ام خواهد نهاد و دستش در دستانم گره خواهد خورد . اما دریغ که در باغ من گل سرخ به هم نمیرسد !
پس ناگزیر تنها خواهم نشست و او از کنارم خواهد گذشت –به من اعتنا نخواهد کرد و قلبم خواهد ش ت.
بلبل گفت :
" به راستی عاشقی پاکباز است . او گرفتار همان دردی است که من به نغمه میخوانم – آنچه مایه شادمان من است – رنجورش میدارد !
راستی که عشق چه شگفت انگیز است .
مارمولک سبز کوچکی که با دم علم کرده از کنارش میگذشت پرسید :
" چرا گریه میکند ؟"
پروانه ای که سراسیمه در پی پرتو از آفتاب پر می زد گفت :
" به راستی – چرا ؟"
گل مرواریدی با صدای نرم و نازک در گوش همسایه اش نجوا کرد:
" به راستی – چرا ؟"
بلبل گفت: " به خاطر یک گل سرخ میگرید ".
آنها فریاد زدند :
" برای یک گل سرخ ؟ آه چه مس ه است ! "
و مارمولک که از شمار عیبجویان بود – غش غش خندید .
اما بلبل راز پنهان غم دانشجو را دریافت و
خاموش بر درخت شاه بلوط نشست و به رمز و راز عشق شید. ادامه مطلب فیض‌ا... عرب‌سرخی، از فعالان اصلاح‌طلب به تازگی در بخشی از مصاحبه خود با رو مه آرمان امروز گفته است: «امروز معلوم است که طبقه متوسط جامعه بیشتر متمایل به آقای هستند. نه سرمایه‌داران بزرگ چندان از آقای حمایت می‌کنند و نه شاید اقشار بسیار بسیار فرودست جامعه به شکلی . فقیر خسته دلی بر در سرای حسین نوشته بود یکی نامه از برای حسین که ای کریم کریمان به بذل و لطف و کرم در این مدینه من از هر ی فقیر ترم نه از برای گ ز خلق رو دارم نه پیش اهل و عیال خود آبرودارم دل ش ته و قد هلالی آوردم دلی زغصه پرو دست خالی آوردم با گل لبخند رو به او آورد ولی به نامه بنوش. خنده ات طرح لطیفی است که دیدن دارد نازِ معشوق دل آزار یدن دارد فارغ از گلّه و گرگ است شبانی عاشق چشم سبز تو چه دشتی است! دویدن دارد شاخه ای از سر دیوار به بیرون جسته بوسه ات میوه ی سرخی است که چیدن دارد عشق بودی وَ به شه سرایت کردی قلب با دیدن تو شور تپیدن دارد وصل تو خواب و خیال اس. گواه عشق تو افسوس و آه خواهد شد برو که عمر تو بامن تباه خواهد شد نه اینکه در گذرت مثل بید می لرزم غم مرا دل تنگم گواه خواهد شد کدام قافله جان دوباره می بخشد به یوسفی که گرفتار چاه خواهد شد؟ که عشق ، سرخی سیبی است بر بلند جنون که دست بردن بر آن گناه خواهد شد وص ه ای که به ظاهر به ماه . نسیمی بافه های گیسوانم را رها کرده خدا با بی قراری سرنوشتم را بنا کرده . همیشه معتقد بودم که عشق افسانه ای واهی ست ولی انگار حالا در دلم آتش به پا کرده . پشیمان است هر عشق را پنهان نگه دارد پشیمان تر ی که عشق خود را برملا کرده . مگو با هیچ راز دلت را... زود می میرد *گل سرخی که مشتش را برای خلق وا کرده* . زمین هم دوست دارد در کنار آسمان باشد ولی تنها به یک دیدار از دور اکتفا کرده . تو روز آ اسفند من آغاز فروردین خدامارا به همدیگر رسانده یا جدا کرده؟ چراغ سبز عبور اگر چه ر م از در نخو م به حضور هزار بوسه تر می فرستم از ره دور ببین که در سفر عشق با دو دست تهی به گرد من نرسیدند پای ثروت و زور چگونه بگذرم از سرخی لبت که نداد چراغ ، قرمز چشمت چراغ سبز عبور متهمان ردیف اول عشق به دست عقل سپردیم چون زمام امور دمی نشستی و رفتی ولیک دیده.