کم اوردم - اخبار روز

یه #شبے میرسہ ڪسے ڪہ تو #قلبت زندگے میڪنہ❤️ رو به #روت مے ایستہ #دستاتو گرفتہ ڪلی آدم دارن #دست میزنن یہ#عشق واقعے رو نگاه میڪنن شبے ڪہ بهترین #حس دنیا رو دارے چون میدونے دیگه واسہ همیشہ #پیشتہ هیچ وقت #هیچ وقت نمیره همون #ڪسے ڪہ قبلنا واسہ #اولین بار میخواستے بهش بگے ☺️ #دوست دارم. دلم از دنیات پره خدا دنیایی ک آدماش خیلی پستن بخاطر پول همدیگ رو راحت میفروشن خدااا چرا منی ک با دل و جونم عاشقم باید تقاص بدم تقاص   بودن دختری ک بخاطر پول پسریو ک ۵سال عشقم صداش میزده رو ترک کرده خدااا از بچگی پول دوست داشتم اما ن زیاد ب اندازه همیشه میگفتم شوهرباید پولاش کم. امروز عشقم بهم زنگ زد و از اینکه امروز بهش زنگ نزدم ازم ناراحت بود و من بهش تو ضیح دادم بعد بهم گفت میخوام پیاده برم پل قره منم گفتم عشقم اماده شو باهم میرم رفتم دنبال عشقم چه شب قشنگی بود بین راه اهنگارو از لپ تاپ ریختیم روی فلش و بعد اهن فریدون رو تا پل قره گوش دادیم بعد یدفعه به. سر ازمون ک بودم برای اختصاصی ها ب چیز خوردن افتادم و قول دادم تست بزنم حتی اگه درس رو فول بودم اما تست بزنم تست بزنم تست:/ و تست: این سه هفته کیفیت فدای کمیت شد ..خودم اینطور فکر میکنم! :( کیفیت افتضاح بود متنبه شدیم باشد ک رستگار شویم -_- ++ ۵۰۰تا افت :( با وجود ساعت مطالعه تقریبا منظم . بازم تنها سفر میریم ... داشتم اهنگ بمون گوش میدادم .... تولد امسالم ته امید نزدیک شدن به دهه سوم رو گرفت ... هیچ امیدی ندارم برای رسیدن به اون سن ... کاش که تورو سرنوشت ازم نگیره میترسه دلم بعد رفتنت بمیره ... امید داشتم ولی دیگه نه ... فردا میرم سفر ... یزد بعدشم طبس ... زاده که اولین بار رف. من عاشق آبگوشتم بم شام ابگوشت داشتیم لقمه اول رو زدم دیم یه چیزی "قققققــِــرچ" صدا داد گفتم سنگه ، یه گاز دیگه ، "قققققــِــرچ" لابد باقی سنگس که دفعه اول خوردش ( :-d ) اقا سومی رو هم زدیم ، بازهم همون "قققققــِــرچ" گفتم استخونه لابد اقا به حول قوه الهی قورتش دادم رفت پایین رفتم س. سلام و امیدوارم ح ون خوب باشه خواهش میکنم کمکم کنید
راستش من از تیر تا حالا همیشه به اینجا سر میزنم و برای گفتن مشکلمم فقط به شما اعتماد میکنم و پیش مشاور نرفتم ( توضیح میدم در موردش ) و دوست ندارم مشکلمو به ی بگم و ناراحتش کنم اما الان دیگه هیچ راهی به ذهنم نمیرسه.. ۱۹سالمه و به . آنیونگ ~ براتون ترجمه آهنگ کُو کُو باپ رو اوردم اما قبلش ی سری توضیحات هست در مورد آهنگ حتما بخونید ^^ توضیحات در مرود متن آهنگ : 1 . تو بند اول میگه گاردت رو بیار پایین و تا آ هم همینو میگه فقط کلمه گارد حذف شده . گفتم اگه گیج شدید منظورشون از ببرش پایین چیه بدونید منظور اینجا کلمه گارده . 2 . در مورد معنی کلمه " کُو کُو باپ / ko ko bop " معنی دقیقی وجود نداره اما ... از خود چانیول در مورد معنیش پرسیدند و گفته : معنی کلمه " کُو کُو / ko ko " یعنی خوشگذارنی (fun) و معنی " باپ / bop " میشه . 3 . " شیممی / shimmie یا shimmy - دو جور نوشته میشه - " نوعی ه که بدن کاملا بدون حرکت نگه داشته میشه به جز شونه ها که سریع به جلو و عقب حرکت میکنه . شونه ها خلاف جهت هم حرکت میکنند ینی وقتی شونه راست میاد جلو شونه چپ میره عقب اما دست ها در همون ح اول هستند. 4 . این ترجمه رو زدم ولی خدا شاهد ی کپی کرد یا باهاش زیرنویس زد اما آدرس وبلاگمو ذکر نکرد راضی نیستم . حالا خود دانید! حالا برید ادامه مطلب ×_×

ادامه مطلب
سلام بالا ه پس از 6 سال توانستم وبلاگی رو راه اندازی کنم که در آن تجربیات این 6 سال رو با خودم و شما ها در میان بذارم ولی چرا خودم ؟! نوشتن اعجاز میکنه من می نویسم تا هم برای خودم یادآوری بشه و شما نیز همانند من بتوانید از آن استفاده کنید و این باعث افتخار منه در این شش سال که به صورت حرفه ای در عرصه اینترنت و ب و کار اینترنتی و برنامه نویسی شدم تقریبا 20 سایت برای خودم راه اندازی تا غریزه اینترنتی من از این راه بشه البته هیچ کدوم از این سایت ها دیگه الان در دسترس نیست و غیرفعال شده چون تجربیاتی که من از اونها بدست اوردم واقعا ارزش این کارها رو داشت
در این تعداد سایت چندین هزار پست توسط نویسندگان انتشار داده شده ولی برای اولین بار قصد نوشتن تا بصورت مستقیم با کاربران در ارتباط باشم و تجربیات خودم رو در زمینه های ب و کار اینترنتی - برنامه نویسی - طراحی و... را بین همدیگه به اشتراک بذاریم تا منم از تجربیات شما استفاده کنم اولین نوشته ام نباید انقدر طولانی میشد ولی حرف زیاده امیدوارم در پست های بعدی این نوشته ها رو با شما دوستان به اشتراک بذارم دوست شما رضا نوری
نمیدونم الان برای چی اینجام وقرار چه گهی بخورم !!؟؟فقط میدونم موقعی که به اینجا رسیدم داشتم از اشفتگی ذهنم دیوونه میشدم خیلی بده ادم نفهمه داره باخودش وزندگیش چیکار میکنه بدتر از همه ی اینا اینه که ایی را داشته باشی که بتونن کمکت کنن اما نتونی باهاشون حرف برنی که مبادا بعدش هزا. وای اینجا چه نعمت بزرگیه. انگار تو دنیای به این بزرگی یه جای دنج دنج برای خودم پیدا که به دور از هر نگاهی بیام و خودمو خالی کنم. امروز اما حالم خیلی خوبه. خوبه خوب. حال خوب خیلی خوبه. خوبه خوب. دارم خودمو درمان می کنم. تابه حال که خوب جواب داده. امروز صبح که از خواب پاشدم، مثل ادمی ب. به اینکه تو منو دوست داشتی شک ندارم خیلی جاهام برام ثابت شده بود و اینکه باید با اطمینان کامل بهت بگم که به دوست داشتن منم نباید شک کنی ینی حق اینکارو نداری بقرآن قسم میخورم تو اگه بخوای اندازه دوست داشتن منو بسنجی باید دوست داشتن خودتو ضرب در هزار کنی تا اندازه دوست داشتن من دس. کم کم غروب ماه خدا دیده میشود .... انگار همین دیروز بود که روی تقویم های مان" اول رمضان " دیده شد .... چه حیف که تمام شد ..... چه قدر این روزها زود گذشت.. روزهای خوبی که بی گمان مثال آن را در هیچ کجای تقویم دیگر پیدا نمیکنی ... روزهای خوبی که معلوم نیست باز هم توفیق دیدار شان نصیبت شود .. دل. سلاااااااااااام

ببینید چی پیدا

یه بازی بود برای اندرویید قبلا تو تبلتم داشتم

الان دوباره پیداش و برای گوشی .

ماجرا از این قراره که یه پیرزنه هستش که باید قبل از اینکه سیباشو ب ه سیباشو بگیره

منم تو ماشین بودم و رفته بودیم دور بزنیم.گفتم چقدر شبیه گرنی اسمیته مثل اونم عاشق سیبه

بعد گفتم بزار اسمشو ببینم.بازی و بیرون بردم و دوباره اوردم و ببینید چی دیدم:

http://s8.picofile.com/file/8299800800/p o_2017_07_06_21_13_08.jpg
گرنی اسمیت تو بازی؟کپیه گرنی اسمیته مثل اونم عاشق سیبه.من دیگه چی بگم؟:/

سه چهار روزه که تو خونه تنهام{-219-}
فکر می تنهایی رو دوسدارم ولی دیگه واقعا کم اوردم ..
الان دارم به اون ساعت هایی فکر میکنم که مادربزرگم از صبح تا شب تنها بود تو خونه و ما چقدر بی رحم بودیم که سرگرم کار خودمون بودیم و کمتر بهش سر زدیم و زار میزنم از عذاب وجدان{-108-} اون نه بلد بود کتاب بخونه نه موبایل داشت نه هیچ سرگرمی دیگه...
اگر پدر بزرگ و مادربزرگ نداریم لااقل هوای پدر مادرامونو داشته باشیم.... به هر شکلی که میتونیم... زود دیر میشه.... الان ان لاینی؟ نه؟ چه جوری میشه باهات آن لاین گفتگو کرد؟ نمیشه؟ خوب اگه بخوام دو کلمه زنده باهات صحبت کنم باید چکار کنم؟ نمیشنوم چی میگی؟ صدات نمیاد. ان لاینی ؟ قلبم یک لحظه درد گرفت . به خودم پیچیدم ، یکمی هم بگی نگی ترسیدم . این روزها هیچ ص از من درنمیاد. نه ان لاین نه اف لاین . می. امروز برخلاف همیشه موقع برگشتن از کتابخانه تنها بودم؛ تصمیم داشتم سری به مزار ی گمنام بزنم اما خواهرم تماس گرفت و قرار شد از مسیری دیگر تعدادی برگه را از دوستش بگیرم و با خود ببرم. در حال عبور از کنار خیابان بودم که کبوتری توجهم را جلب کرد؛ گوشه ای از خیابان به پشت افتاده بود و . سلام به جنابعالی باعرض سلام بنده حدود۳الی۴ساله که گرفتار مشکل این بیماریم.وتا بحال با چندین متخصص حضوری واز طرق پیام بیماری خود رامطرح ولی متعاسفانه حل نشد.. بماند گرفتا اعتیاد شدید به داروهای کلوپرامین وریسپیدیون شدم؟ ونمیتوانم دارو را کنار بزارم ؟ مشکل من :جناب اصلا به هیچ. از خواب بیدار شدم بدون اینکه دستو صورتمو بشورم کتاب شه ۱ رو برداشتم .میدونستم چیزی نمیفهمم ازش چون هاله ای از خواب منو فراگرفته بود .دیدم بهرخ بیداره و داره زیر پتو با گوشیش ور میره.بعد عاطفه بیدار شد .بچه ها رفتن دستو صورتشون رو شستن ولی من نرفتم .اونا اومدن صبحانه خوردن ولی من . فصل اول
فصل اول با هشتم شدن توی لیگ تونستم مجوز حضور در لیگ سطح 2 رو بدست بیارم.
فصل دوم
فصل دوم توی همون مرحله اول جام حذفی (سطح 2) از دور مسابقات کنار رفتم. چون فصل قبل هشتم شدم مجوز حضور در لیگ (سطح 2) رو بدست اوردم و تونستم دوم بشم و توی لیگ سطح 2 هم نایب قهرمان شدم و به لیگ سطح 3 صعود .
فصل سوم
فصل سوم و حذف از جام حذفی (سطح 3) در مرحله یک چهارم نهایی. قهرمانی در لیگ قهرمانان (سطح 3) و قهرمانی در لیگ سطح 3 و صعود به لیگ بالاتر.
فصل چهارم
فصل چهارم حضورم در بازی خیلی دلچسب نبود و توی جام حذفی (سطح 4) مثل فصل قبل در مرحله یک چهارم از دور مسابقات کنار رفتم و در لیگ قهرمانان هم در مرحله یک شانزدهم حذف شدم تا تنها موفقیتم در این فصل قهرمانی در لیگ سطح 4 باشه و صعود مجدد به سطح بالاتر
فصل پنجم
فصل پنجم. بدون جام. فقط صعود
فصل ششم
فصل ششم و فقط قهرمانی در لیگ سطح 6

بسم الله الرحمن الرحیم سلام نمیدونم دقیقا درباره این کتاب چی بگم یا کدوم یکی از قسمت هاش رو بذارم.لما میدونم بعد ن ا این کتاب بهترین رمانی بود که درباره حسین(ع) و کربلا خوندم.خانوم راهی واقعا گل کاشتن!من از یوما خیلی خوشم اومد.اما با فردا مسافرم واقعا به قلمشون ایمان اوردم. ر وقت این کتابا رو میخونم تمام تنم می لرزه.میترسم شبیه انی باشم که در لحظه جا زدن و تمام! برای همیشه تمام! انتشارات نیستان قیمت ۱۶۵۰۰ تومن قسمتی از کتاب: ام البنین: از سرورم حسین به من خبر بده... بشیر دست بر ،به ادب، دشوار می گوید: خداوند در عوض پسرت عباس که در کربلا شهید شد تو را پاداشی عظیم عطا فرماید. ام البنین بی ان که اخمی اورد به ابرو می گوید: من درباره عباس نپرسیدم...مرا از پسرم حسین خبر بده...حسین بن علی ..... این کتاب خیلی دیالوگ ها و سکانس های زیبایی داره.خیلی. پ.ن: کاش من هم مسافر باشم... پ.ن: ن ا و فردا مسافرم و سقای اب و ادب رو باید خیلی خوند پ.ن: همه امیدمون خودتی و خودت نتایج اومد.... الان اونقدر از دیدنه رتبه ی افتضاحم حالم بد هست که توضحش اینجا جا نمیشه فقط میتونم بگم حالم بده .... هیچ وووووقت تو زندگیم انقدر حالم بد نبوده هیچ وقت دیگه به ناتوانیه خودم ایمان اوردم من یه جورایی عادت به هزچی میخام نرسم این نرسیدنا داره کم کم میزنتم زمین این یکی ا. سلام امروز خیلی تا اینجا برام خوب بوده. از صبح ویدیوهای جاوا نگاه . دارم اندروید استودیو می کنم. و چند تا اموزشی اندروید هم . صبح توی مترو هم کتابم را خوندم. کتاب "اعتماد به نفس" از وندی گرین. این کتاب به خوبی کتاب باربارا نیست ولی خوبه. من به یک جلسه نقد و بررسی کتاب دعوت شدم و خوشح. چند روزی میشه که دیگه هیچی نمیتونه خوشحالم کنه این حس و حال ، درست وقتی اتفاق میوفته که دست از همه چی میکشی . مثل من ، که از همه چی دست کشیدم و دستای تورو گرفتم . دستای مردی که مثل کوه پشتم و شونه به شونه کنارمه . ی که همیشه بوی گرون ترین عطر دنیارو میده ، بوی اعتماد ... ی که قلبش مقدس. سلام سلام عسلای من،عشقای من علی والسای نازنینم خداروصدهزاربارشاکرم که لایقم دونست یه پسرباهوشو به دخترناز بهم داد این مدت نبودم چون خیلی مشقتو ناراحتی دیدم ولی گذشت،رفت وخداروشکرکه تموم شد وحالا امسالو باید علی روبنویسم پیش دبستانی ولی فعلا جای خوبی روپیدان ،بابائی میگه ا. سلام.درحال جمع اوری مدارک ویزاییم. اوردم تهران ترجمش شد چهار صد و چهل و پنج تومن .مادر زنداداش بزرگم فوت کرد, همون که چند ماه پیش خواهرش رو از دست داد. طفلی داغونه. مادرشوهرم و همسری مادر همون دختر معروف با چند نفر فامیلا اومدن برای ختم. امشب هم دختر معروف دعوت کرد بریم خونشون. شو. > امروز توی کلاس زبان انقد موجبات خنده و شادی ملتو فراهم اوردم ک تیچره خیلی شیک گفت برو بیرون خندت قطع شد بیا تو... عاغا خب چ وضعشه من سرم میخوره ب دیوار اینا میخندن . دلقک نیستم من...نیستم...به همین برکت... بعد خود تیچره هی میخندید ... ای مرگ... من شیطون نیستم...دلقک نیستم...خیلی آرومم... داره میشه سه هفته سه هفته که هر روزش دلم براش تنگ شده و این ۴ روز گذشته شدیدتر شده دیگه رسما میخوام سرم بکوبم توی دیوار این احساس دلتنگی این حجم زیاد داره کلافه ام می کن دلم براش تنگ شده  خب درسته که من ادم احساسی هستم ولی هیچوقت با احساسم تصمیم نگرفتم دیگه نمی دونم چی کار کنم . همه که مثل همه بلد نیستند غذا درست کنند بگو ماشالله افرین ممکنه باشه به میگو زرد چوبه فلفل زدم نمی دونم درسته یا نه اینقدر تعداد سایتها وبلاگها زیاد شده که این سایتها به زور خودشان را نشان می دهد. ی هست اسم این سایت را نشنیده باشه؟ اصلا نمیدونم این میگو ماهی هست یا یه جیز دیگه خو. + همیشه جلسه های آ ژاپنی به اندازه ی سامیشن جلسه های قبل خوب و حتی عالین. امروز ه واسم کادو آورده بود. میگفت جلسه پیش اوردم واست نبودی، میگم مناسبتش چیه آخه؟ میگه همین که خوشت اومده بود از مال من! :دونقطهـلبخندبزرگ دونقطهـذوق دنیام پر از آدمای مهربونه ^_^ + لیسنینگم ضعیفی چیزیه : خ. توی تابستون یکی از نزدیکان فوت شد....توی فاتحه همش سر پا بودم و دوره کارای پذیرایی از مهمانایی که میومدن فاتحه بودم.قریب به 10 تا پارچ فقط اب دادم دست بچه کوچیکا .بیتربیتا هر دقیقه اب میخاستن پارچ به اون سنگینی باید هر دقیقه خمش می اب میریختم توی لیوان..خ ش ا اش دیگه حس دست راستم دی. داشتم خونه رو جارو میزدم دیدم یه مگس از جلوم رفت چند ثانیه بعد دوباره از جلوم رد شد با خودم گفتم یه بار دیگه ببینمش با همین جارو برقی میگیرمش نمیذارم کار به مگس کش برسه دیدم رفت رو نشست خواستم برم سمتش دیدم اع زنبوره گفتم دیگه حتما باید با همین جارو برقی کارشو تموم کنم اتفاقا خی. خدایا چرا؟؟؟؟؟؟؟ وقتی به خودم اومدم جلوی آینه بودم و موهای بلندمو نگاه می و گفتم دیگه تا ا عمر موهامو کوتاه نمیکنم... چقدر موهامو دوس دارم!!!!! مجبور شدم به خونه مست ون برم وارد خونه که شدم فقط از شپش حرف میزدن.... تصورم از شپش یک ه عنکبوت شکل وحشتناک بود هیچوقت تنها نمیرم خونشون با . من اینجا گاهی دلم خیلی خیلی خیلی برای دوستای ایرانم تنگ میشه توی گروههای بسکتبال و خوشنویسی تلگرام و بقیه دور همی ها هستم. ازشون گاهی میپرسم که چیکارا میکنن. یکیشون داره همچنان کار میکنه. یکیشون میخواد لیسانسشو بگیره و برای ارشد بخونه، یکیشون داره برای کنکور میخونه!! یکی داره . اقا هفته قبل رسیدیم پادگان به صف د که اردوگاه داریم می خوایم بریم اردوگاه اولش باور نکردیم که میریم ولی رفته رفته گفتیم که باور کنیم حدود پانزده بیست کیلومتری پیاده رفتیم تا به کوه اورست رسیدیم و خیمه زدیم شب اولش من نگهبان بودم اونجا هوا هم خیلی سرد بود حالا من یه چیزی می گم شو. برای عید دیدنی دو جور مانتو برده بودم، یکی خوب و زیبا و متفاوت، و مدل دیگر یک مانتوی معمولی ِ معمولی. سیاه سیاه شبیه همه ی مانتوهای همه ی دخترهای اذربایجان. قدیم تر ها دوست داشتم طرز لباس پوشیدنم شیک باشد و مرا متمایز کند. مانتوهای متنوع و رنگارنگ می پوشیدم و خوش فرم، در مهمانی . اقا داشتم تو نت میگشتم ببینم فلاترسا رو سرچ کنم چی میاد تا با این پیام مواجه شدم که موهای تنم سیخ شدنتاجش بردارید.بالشم بردارید و به موهاش صورتی اضافه کنیدمیشه فلاترسامن موقعی که فلاترسا رو درست به هیچ عنوان نمیدانستم ترکیب السا و فلاترشای هم میشه فلاترساو بالا ه معروفیت است دیگرفلاترسا:این منم من معروفم نه تومن تورا وجود اوردم من نبودم توهم نبودی نا شکری مکنفلاترسا:باشه باو ب رفته بودیم باغ. با همسر و نیلو و پوریا و صدالبته د تک جانم. نیلو زنگ زد پارسا(داداش پوریا) و باباش اومدن. به ریحانه (خواهر نیلو) هم زنگ زدیم بیان. داشتم میخوندم که پارسا و باباش اومدن. یعنی من همون موقع به دلم الهام شد امشب آبروم جلو این آدم میره به خاطر سوسک !!! خلاصه بعد از اومدم . ب خواب دیدم رفتم وای چقدر قشنگ بود فقط 4 ساعت دور تا دور خودم را می دیدم انگاری ادمهایی که تو ها می دیدم همه اومده بودند بیرون همه جا زیبا و همه ح کارتونی داشتند ارام حرف می زدند صدای بوقی نمی امد لباسها رنگارنگ ماشین ها ا ین مدل ساختمانها بسیار بلند بودند. هیچ ی به من توجه نمی کر. خب طبق معمول الان باید بگم داره عید میشه وعیدتون مبارک جلوجلو فصل داره تغییر میکنه و همچی دوباره قشنگ میشه و... ولی من ادم گفتن این چیزا نیستم قبلا هم اینجا گفتم که تغییر فصل به تنهایی برام ارزشمند نیست این تغییر فصل وقتی ارزش پیدا میکنه که ادم خودش هم تغییر کنه یه تغییر درست!خو.