کتاب هزارگوهر حد یث - اخبار روز


مولا علی ع
513 «شَیئانِ لا یُِبلَغُ غایَتُهُما اَلعِلمُ وَ العَقلُِ»

به کنه دو چیز نمى‏توان رسید، دانش و د.

به کنه د کى رسد آدمى

نیاساید ار او ز دانش دمى‏
چنو علم را نیز کى انتها است

‏ع.
مولاعلی ع

814 «مَوَدّةُ الحَمقى تَزولُ کَما یَزولُ السّرابُ وَتُقشِعُ کُما یُقشِعُ الضِّباب»
دوستى ابلهان مانند سراب زود زایل مى‏ شود و مانند ابر از هم مى‏ پاشد
بود صحبت ابلهان چون سرابشود زود زایل، نیابى تو آب‏ چو ابر بهار است ناپایداربجائى نباشد مر او را قر. مولاعلی ع 313 «اِیّاکَ وَ الغَیبَةَ فَإنَّها تَمقُتُکَ اِلى النّاسِ» از غیبت گریزان باش زیرا مردم را بدشمنى با تو برمى‏انگیزد. بغیبت میازار جان ى که دشمن شود با تو مردم بسى‏ انى که غایب ز پیش تواند ، چرا جمله آماج نیش تواند=کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی=گردآوری : م.الف ز ائر مولاعلی ع
665 «کَیفَ یُفرَحُ بِعُمرِِ تَنقُصُهُ السّاعاتُ»
چگونه انسان بعمرى که ساعات از آن مى‏ کاهد دل خوش باشد
چسان شادمانى میسّر شود،گر، آینده یکدم مصوّر شود، بعمرى کز آن لحظه کاهد همى‏ بعیشى که منجر شود بر غمى‏=کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی =گردآوری : م. الف زائ.
مولاعلی ع
537«ضاعَ مَن کانَ لَهُ مَقصَدُُ غَیرَ اللّهِ»
هر سواى خدا مقصدى داشته
باشد نابود مى‏گردد
چو باشد ترا مقصدى جز خداى، براه گنه اندر افتى ز پاى‏ چو نیکو بود فکر و شه‏ ات،ببرد، به سنگ ار زنى تیشه‏ ات‏= کتاب هز ارگوهرسید عطاء الله مجدی=گردآوری : م.الف ز ائ.
مولاعلی ع
537«ضاعَ مَن کانَ لَهُ مَقصَدُُ غَیرَ اللّهِ»
هر سواى خدا مقصدى داشته
باشد نابود مى‏گردد
چو باشد ترا مقصدى جز خداى، براه گنه اندر افتى ز پاى‏ چو نیکو بود فکر و شه‏ ات،ببرد، به سنگ ار زنى تیشه‏ ات‏= کتاب هز ارگوهرسید عطاء الله مجدی=گردآوری : م.الف ز ائ.
مولاعلی ع

357 «بِالرّضا عَنِ النَّفسِ تَظهَرُ السّواتُ وَ العُیوبُ»

زشتیها و عیبها با خود پسندى
آشکار می شوند.
چو را بود خود پسندى شعار

شود عیبهایش همه آشکار
بدیهاى او نیز گردد عیان‏
به ذمّش گشایند مردم زبان‏=کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی =.
مولاعلی ع

814 «مَوَدّةُ الحَمقى تَزولُ کَما یَزولُ السّرابُ وَتُقشِعُ کُما یُقشِعُ الضِّباب»
دوستى ابلهان مانند سراب زود زایل مى‏ شود و مانند ابر از هم مى‏ پاشد
بود صحبت ابلهان چون سرابشود زود زایل، نیابى تو آب‏ چو ابر بهار است ناپایداربجائى نباشد مر او را قر.
مولاعلی ع

663 «کَیفَ یَسلَمُ مِن عَذابِ اللّهِ المُتَسَرِّعُ اِلى الیَمینِ»
چگونه ى که فورا سوگند مى‏خورد از عذاب
خدا مى ‏رهد
چو سوگند گردد ى را شعارنباشد بحرفش دگر اعتبار نباشد چسان او رهد از عذاب خداى‏چو دور از بد و نارواى‏=کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجد.
مولا علی ع

706 «لَیسَ شَی‏ُء اَدعى اِلى زَوالِ نِعمَةِِ وَ تَعجیلِ
نِقمَةِِ مِن اِقامَةِِ عَلى ظُلمِِ»

هیچ چیز مانند اصرار بر ستم انسان را بسوى
نابودى نعمت و زود رسیدن بلا نمى‏ خواند
و نمى‏ کشاند

ز اصرار بر ظلم و جور و ستم،
نباشد بتر در زوال .
مولاعلی ع
587 «عَلیکَ بِالحَیاءُ فَاِنَّهُ عُنوانُ النَّبلِ»
حیا پیشه کن، زیرا شرمگینى نشان بزرگى است
بیا تا توانى حیا پیشه کن ز گستاخ بودن تو شه کن‏ نشان بزرگى بود شرم تو فزاید بقدر تو آزرم تو= کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی=گردآوری : م.ا لف زائر


مولاعلی ع
909 «مَن مَلَکَ مِن الدّنیا شَیئاََ فاتَهُ مِنَ الأخِرَةِ اَکثَرُ ما مَلَکَ»
هر مالک چیزى از دنیا شود، بیش از آن از
آ تش از دستش مى ‏رود

ز دنیا چو چیزى بدست آورى،
ندانى که بر خود ش ت آورى
رود بیش از دستت از آ ت‏‏ خوش آن که باشد نکو عاقبت‏=کتاب ه.
مولاعلی ع
==
859 «مَن اَساءَ اِلى نَفسِه لَم یَتَوَقَّعَ مِنهُ جَمیلُُ. مَن اَساءَ اِلى اِخوانِه لَم یَتَّصِل بِهِ تَأمیلُُ»
از ى که بخودش بدى کند انتظار خوبى نمى ‏رود. به ى که با بستگانش بدى کند امیدى نیست
چو با خود کند بد ، اى هوشیار
تو از او امید نکوئى مدار و .
مولاعلی ع

846 «مِن اَفضَلِ الأَعمالِ ما اَوجَبَ الجَنَّةَ وَ اَنجى مِن النّارِ» بالاترین کارها آنست که بیشتر بهشت را بر انسان واجب گرداند، و او را از دوزخ رهاننده تر باشد
چو کارى رساند ترا بر بهشت،
شود بر تو فرخنده ز آن سرنوشت رهاند ترا ز آتش دوزخ آن، بود بهترین ک.

مولاعلی ع
534 «ضَلالُ العَقلِ یُبعِدُ مِن الرَّشادِ وَ یُفسِدُ المَعادَ»

گمراهى د انسان را از راه راست دور میکند
و آ ت را تباه مى‏سازد
ز گمراهى عقل گردد اب،
معاد تو، با کرده ناصواب‏ هم آنت کند دور از راه راست‏
ز ناب دى جز تباهى نخاست‏=کتاب هز ارگوه.
مولاعلی ع
540 «طوبى لِمَن خَلا مِن الغلِّ صَدرُهُ
و َسَلِمَ مِن الغَشِ قَلبُهُ»

خوش بحال ى که خود را از کینه خالى کند
و دلش از آلودگى پاک باشد
خوش آن که صافى کند را
برون آرد از قلب خود کینه رااز شه بد کند اجتناب‏
نه بگریزد از آب سوى سراب‏=کتاب هزارگو. مولاعلی ع

480 «سَیِّئَةُُ تَسوئُکَ خَیرُُ مِن حَسَنَةِِ تُعجِبُکَ»

گناهى که تو را از آن بد آید از کار نیکى که بدان
فریفته و مغرور شوى بهتر است
گناهى گرت در نظر زشت بود،
چو خیرى بعجب و غرورت فزود از آن خیر بهتر بود آن گناه،، بظاهر فریبى نیفتى بچاه‏ =کتاب هر.

مولاعلی ع
573«عِندَ زَوالِ القُدرَةِ یَتَبیَّنُ الصَّدیقُ مِن العَدوِّ»
به هنگام از دست رفتن توانائى دوست
از دشمن شناخته مى‏ شود
چو قدرت ز دست تو بیرون شود دل از ناتوانى ترا خون شود،، شود دوست از دشمن آنگه پدید بسا بد که از دوست خواهد رسید =کتاب هزارگوهرسید. مولاعلی ع
576«عِندَ الإیثارِ عَلىَ النَّفس ِتَتَبَیَّنُ جَواهِرُ الکُرَماء»

هنگام مقدّم داشتن دیگران بر خود، ارزش
وجود بخشندگان روشن مى‏ شود
گشاید ى چون به ایثار دست، به محتاج و مسکین دهد هر چه هست، شود ارزش گوهر او پدید نه هر تواند بدینجا رسید= =کتاب هزارگوهر.
مولاعلی ع

338 «بِالنَّظَرِ فِى العَواقِب تُؤمَنُ المَعاطِبِ. بِالفِکرِ یَتَجلّى غَیاهِبُ الامورِ»

آینده نگرى تو را از هلاکت ایمن دارد. با فکر تاریکى‏ هاى

امور روشن مى‏ شود

کنى چون نظر سوى پایان کار

شوى از هلاک و خطر برکنار

ز فکرت شود.
مولاعلی ع
564 «عَجِبتُ لِمَن یُنکّرُ عیوبَ النّاسِ وَ نَفسُهُ
اَکثَرُ شَی‏ُُء مَعاباََ وَ لا یُبصِرُها»

عجب دارم از ى که عیوب مردم را بد مى‏شمارد
و خودش معایب بیشترى دارد ولى آنها را نمى‏ بیند
عجب دارم از آن که عیب ان،
به زشتى کند جارى او بر زبان ولى .
مولاعلی ع
343 «بّکِثرَةِ َّواضُعِ یُستَدَلُّ عَلى تَکامُلِ

الشَّرَفِ. بِکَثرَةِ َکَبُّرِ یَ ُ َّلَفُ»

با فروتنى زیاد انسان به کمال شرف ى
مى‏ شود. غرور بسیار موجب نابودى است

تواضع شود چون ترا بیشتر

براه شرافت روى پیشتر
تو را چون تکبّر فز.

مولاعلی ع
487 «سَنامُ الدّینِ الصَّبرُ وَ الیَقینُ
وَ مُجاهَدَةُ الهَوى»

صبر و یقین و جهاد با نفس از بزرگترین

پایه‏ هاى دین است.
به تحقیق صبر است ز ارکان دین

دگر پایه ‏اش هست بى‏ شک یقین
جهاد است با نفس اصل دگر‏ تو گر اهل دینى به ارکان نگ.
مولاعلی ع
500 «شَرُّ الأَخَوانِ المُواصِلُ عِندَ الرَّخاءَ

وَ المُفاصِلُ عِندَ البَلاءِ»

بدترین دوستان آنستکه به هنگام آسایش پیوند

کند و وقت گرفتارى جدائى جوید
کند با تو پیوند اگر دوستى،
به شادى بود چون رگ و پوستى
چو وقت بلا ترک گوید تو را، .
مولاعلی ع
577 «عِندَ کَمالِ القُدرَةِ تَظهَرُ فَضیلَةُ العَفو»
وقتى توانائى بکمال رسد، ارزش گذشت از
خطاى دیگران آشکار مى‏ شود
چو قدرت بحدّ نهایت رسد توانائى بغایت رسد، هویدا شود قدر عفو و گذشت‏ چو باران که بارد بصحرا و دشت‏= کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی=گر.
مولا علی ع
394 «جالِسُ العُلماءَ، یَزدَد عِلمُکَ

و َیَحسُن اَدَبُکَ وَ تَزکُ نَفسُکَ»


با دانشمندان ه ن باش تا دانشت زیاد شود
و به کمال ادب برسى و نفست به پاکى گراید
برو باش با عالمان ه ن
شود دانشت بیش اى اهل دین‏

کمال ادب حاصل آید تو را.
مولاعلی ع
606 «غََطّوا مَعایِبَکُم بِالسَّخاء فَاِنَّهُ سِترُ العیوبِ»

با بخشش عیبهاى خودتان را بپوشانید زیرا
بخشش پوشنده عیبها است

برو عیب خود را ببخشش بپوش

تو گر مى‏توانى برفعش بکوش‏نباشد از آن عیب پوشیده ‏تر،
چو باشى ببخشش تو کوشنده ‏تر=ک.
مولاعلی ع

678 «کُلُّ امرِء عَلى ما قَدَّمَ قادِمُُ وَ بِما عَمَلِ مَجزِىُُّ»
هر بدانچه (براى آ تش) پیش فرستاده مى‏رسد بدانچه کرده پاداش داده مى‏شود
چو چیزى ز م فرستى به پیش،بدان مى‏رسى عاقبت هر چه بیش بهر کار یابى تو آ جزا‏ نباشد از کرده خود جدا==کتاب هزارگوهرسی. مولا علی ع 319 «اِیّاکَ وَ مُعاشَرَةَ الأَشرارِ فَاِنَّهُم کَالنّارِ مُباشَرَتُها تُحرِقُ» با بدان ه نى مکن زیرا آنان مانند آتشند که نزدیکى بدان سوزنده است. ز اشرار پیوسته دورى گزین مشو با بدان هیچگه ه ن‏ که چون سوى آتش روى پیشتر ،بسوزد ترا شعله‏ اش بیشتر=کتاب هزارگوهرسیدعطا.
مولاعلی ع

672 «کَمالُ الإِنسانِ العَقل کَمالُ العِلم اَلعَمَل»
د کمال انسان است. عمل کمال علم است
د آدمى را کمال است و زیببدانش رسى بر فراز از نشیب‏ بکردار دانش چو گردد قرینرسد آدمى بر فلک از زمین‏=کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی=گردآوری : م.الف زائر



مولا علی ع
565 «عَجِبتُ لِمَن عَرَفَ دَواءََ دائِهِ فَلا یَطلُبُهُ
وَ اِن وَجَدَهُ لَم یَتَداوَبِهِ»
عجب دارم از ى که دواى دردش را مى‏ شناسد، لیکن
آن را نمى‏ جوید و اگر مى ‏جوید چرا خود
را با آن مداوا نمى‏ کند
شناسد چو داروى درد خویش
نجوید مر آن را ول. مولاعلی ع
582 «عَلىَ الإمامِ ِاَن یُعَلِّمَ اَهلَ وِلایتَهِ حُدودَ الإِسلامِ وَ الایمان»
و پیشواى هر محلّ باید حدود ى
و ایمان را به همشهریان خود یاد دهد
بهر جا که باشد سزد بر ، به تعلیم مردم نماید قیام‏ که هر بیاموزد احکام دین‏شود آگه از فقه شرع مبین‏
==کتاب هز.

مولاعلی ع
488 «سَفکُ الدِّماءُ بِغَیرِ حَقِّها یَدعو اِلى

حُلول النِّقمَةِ وَ ََزَوالِ النِّعمَةِ»
ریختن خون نا حقّ بخشم و عذاب خدا

و نابودى نعمت مى‏کشد

شود نعمت از خون ناحقّ تباه

چو، قتل است بالاتر از هر گناه‏

کشد کار قاتل برنج و.
مولاعلی ع
698 «لَن یَجوزَ الجنَّةَ اِلّا مَن جاهَدَ نَفسَهُ»

به بهشت نخواهد رسید مگر ى که با

خودش جهاد کند


نخواهد رسیدن به فیض بهشت،

مگر آنکه تخم هوس را نکشت

‏ به پیکار با دیو نفس پلید،

به پیروزى و سرفرازى رسید= کتاب هزار گوهرسید عط.

مولاعلی ع
380 «ثَروَةُ العاقِلِ فى عِلمِهِ وَ عَمَلِهِ. ثَروَةُ
الجاهِلِ فى مالِهِ وَ أمَلِهِ»

دارائى دمند به دانش و کردار او است. دارائى
نادان به مال و آرزوى او است
بود ثروت عاقل، علم و عمل
گریزان بود او ز طول امل‏
ولى ثروت بی د، مال او است‏ <.
مولاعلی ع
694«لِکُلِّ شَی‏ء زَکاةُُ وَ زَکاةُ العَقلِ
احتِمالُ الجُهّالِ»


هر چیزى زکاتى دارد. زکات عقل تحمّل نادانى

جاهلان است


بهر چیز البتّه باشد زکات


زکات است واجب چو صوم و صلات‏

زکات د رفق با جاهل است‏

چو جاهل ز اعم.
مولاعلی ع
611 «فى شُکرِ النِّعَمِ دوامُها. فى کُفرِ النِّعَمِ زوالُها»
دوام نعمتها در سپاسگزارى است. از بین رفتننعمت‏ها از ناسپاسى است
ترا نعمت از شکر یابد دوامشود بر تو لطف الهى تمام‏مکن ناسپاسى که آرد زوال،بناز و به نعمت، بجاه و بمال‏==کتاب هزلرگوهر- سیدعطاء الل.
مولاعلی ع 653 «کَما اَنّ الشَّمسَ وَ الَلّیلَ لا یَجتَمِعانِ کَذلِکَ
حُبُّ اللّهِ وَ حُبُّ الدُّنیا لا یَجتَمِعان»
همانطورى که روز و شب با هم جمع نمى ‏شوند دوستى خدا و دنیا هم گرد نمى‏ آیند
ترا حبّ دنیا و مهر خدا،
نگردد بهم جمع در هیچ جا میفکن تو بیهوده خود در تع.
مولاعلی ع
381 «ثَوابُ الصَّبرِ أَعلى الثَّوابِ- ثَوابُ
الجَهادِ أعظَمُ الثَّوابِ»
پاداش صبر و جهاد بزرگترین
پاداشها است.
به صبر اندر است اجر و مزد عظیم
ز خشنودى کردگار کریم‏
بود برترین اجر، اجر جهاد
تو را زین دو پرهیز و دورى مباد =کتاب هزارگوهرس.
مولاعلی ع
403 «حَصِّلوا الأخِرَةِ بِتَرکِ الدّنیا وَ

لا تُحصِّلوا بِتَرکِ الدّینِ الدُّنیا»


با ترک دنیا آ ت را بدست آورید ولى با
ترک دین تحصیل دنیا نکنید.
بر آن باش با ترک دنیاى پست،
تو دار بقا را بیارى بدست‏
ولى دار فانى تو با دین م