کتاب هزارگوهر حد یث - اخبار روز

مولاعلی ع
634 «قَوامُ الشّریعَةِ اَلأمرُ بِالمَعروفِ وَ النّهىُ
عَنِ المُنکَرِ وَ اِقامَةُ الحُدودِ»
امر بمعروف و نهى از منکر و بر پا داشتن

حدود (مجازاتهاى شرعى) بنیان شریعت است

بود قائم از نهى هر زشت و بد

هم از امر معروف و اجراى حدّ،
، همى پایه د.
مولاعلی ع

357 «بِالرّضا عَنِ النَّفسِ تَظهَرُ السّواتُ وَ العُیوبُ»

زشتیها و عیبها با خود پسندى
آشکار می شوند.
چو را بود خود پسندى شعار

شود عیبهایش همه آشکار
بدیهاى او نیز گردد عیان‏
به ذمّش گشایند مردم زبان‏=کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی =.
مولاعلی ع
537«ضاعَ مَن کانَ لَهُ مَقصَدُُ غَیرَ اللّهِ»
هر سواى خدا مقصدى داشته
باشد نابود مى‏گردد
چو باشد ترا مقصدى جز خداى، براه گنه اندر افتى ز پاى‏ چو نیکو بود فکر و شه‏ ات،ببرد، به سنگ ار زنى تیشه‏ ات‏= کتاب هز ارگوهرسید عطاء الله مجدی=گردآوری : م.الف ز ائ. مولاعلی ع 313 «اِیّاکَ وَ الغَیبَةَ فَإنَّها تَمقُتُکَ اِلى النّاسِ» از غیبت گریزان باش زیرا مردم را بدشمنى با تو برمى‏انگیزد. بغیبت میازار جان ى که دشمن شود با تو مردم بسى‏ انى که غایب ز پیش تواند ، چرا جمله آماج نیش تواند=کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی=گردآوری : م.الف ز ائر
مولاعلی ع 677 «کُلُّ عَزیزِِ غَیر اللّهِ سُبحانَهُ ذَلیلُُ»
هر عزیزى سواى خداوند پاک بزرگ خوار است
شود هر عزیزى سرانجام خواربجز ذات سبحان پروردگار شود هر قومى عاقبت ناتوان‏مگر کردگار بزرگ جهان‏=کتاب هزارگوهرسیدعطا ء الله مجدی=گردآوری : م.الف زائر



مولاعلی ع

733 «لا یُفسِدُ الدّینِ کَالطّمعِ. لا یُصلح الدّینِ کَالورَعِ»

هیچ چیز دین را مثل طمع اب نمى‏کند، هیچ
چیز دینرا مانند پارسائى اصلاح نمى‏ نماید

بدین راه یابد فسادى، اگر
زحرص و طمع باشد آن بیشتر
بسامان گراید اگر کار دین
شود از ورع .
مولاعلی ع
629 «قَد اَمَرَّ مِن الدُّنیا ما کانَ حُلواََوَ کَدِرَ ما کانَ صَفواََ»

به راستى هر چیز شیرین دنیا بسى تلخ و

هر روشن آن تیره است

بود تلخ شیرینى این جهان

مکدّر بود، پاک و هر صاف آن‏ نباشد بدین گونه هرگز بهشت‏
بهشت است عارى ز هر چیز زش.
مولاعلی ع

814 «مَوَدّةُ الحَمقى تَزولُ کَما یَزولُ السّرابُ وَتُقشِعُ کُما یُقشِعُ الضِّباب»
دوستى ابلهان مانند سراب زود زایل مى‏ شود و مانند ابر از هم مى‏ پاشد
بود صحبت ابلهان چون سرابشود زود زایل، نیابى تو آب‏ چو ابر بهار است ناپایداربجائى نباشد مر او را قر.
مولاعلی ع
692 «لَم یُوفَّقُ مَنِ استَحسَنَ القَبیح وَ
اَعرَضَ عَن قَولُ النَّصیحِ»

ى که بد را خوب شمرد و از گفته ناصح روى

گرداند پیروز نشد


ترا در نظر آید ار زشت، خوب

نکو بینى، ار جمله نقص و عیوب،

، گریزنده باشى ز اندرز و پند،

نه.
مولا علی ع

706 «لَیسَ شَی‏ُء اَدعى اِلى زَوالِ نِعمَةِِ وَ تَعجیلِ
نِقمَةِِ مِن اِقامَةِِ عَلى ظُلمِِ»

هیچ چیز مانند اصرار بر ستم انسان را بسوى
نابودى نعمت و زود رسیدن بلا نمى‏ خواند
و نمى‏ کشاند

ز اصرار بر ظلم و جور و ستم،
نباشد بتر در زوال .
مولاعلی ع
587 «عَلیکَ بِالحَیاءُ فَاِنَّهُ عُنوانُ النَّبلِ»
حیا پیشه کن، زیرا شرمگینى نشان بزرگى است
بیا تا توانى حیا پیشه کن ز گستاخ بودن تو شه کن‏ نشان بزرگى بود شرم تو فزاید بقدر تو آزرم تو= کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی=گردآوری : م.ا لف زائر


مولاعلی ع
909 «مَن مَلَکَ مِن الدّنیا شَیئاََ فاتَهُ مِنَ الأخِرَةِ اَکثَرُ ما مَلَکَ»
هر مالک چیزى از دنیا شود، بیش از آن از
آ تش از دستش مى ‏رود

ز دنیا چو چیزى بدست آورى،
ندانى که بر خود ش ت آورى
رود بیش از دستت از آ ت‏‏ خوش آن که باشد نکو عاقبت‏=کتاب ه.

مولاعلی ع
534 «ضَلالُ العَقلِ یُبعِدُ مِن الرَّشادِ وَ یُفسِدُ المَعادَ»

گمراهى د انسان را از راه راست دور میکند
و آ ت را تباه مى‏سازد
ز گمراهى عقل گردد اب،
معاد تو، با کرده ناصواب‏ هم آنت کند دور از راه راست‏
ز ناب دى جز تباهى نخاست‏=کتاب هز ارگوه.
مولاعلی ع

846 «مِن اَفضَلِ الأَعمالِ ما اَوجَبَ الجَنَّةَ وَ اَنجى مِن النّارِ» بالاترین کارها آنست که بیشتر بهشت را بر انسان واجب گرداند، و او را از دوزخ رهاننده تر باشد
چو کارى رساند ترا بر بهشت،
شود بر تو فرخنده ز آن سرنوشت رهاند ترا ز آتش دوزخ آن، بود بهترین ک.
مولاعلی ع
540 «طوبى لِمَن خَلا مِن الغلِّ صَدرُهُ
و َسَلِمَ مِن الغَشِ قَلبُهُ»

خوش بحال ى که خود را از کینه خالى کند
و دلش از آلودگى پاک باشد
خوش آن که صافى کند را
برون آرد از قلب خود کینه رااز شه بد کند اجتناب‏
نه بگریزد از آب سوى سراب‏=کتاب هزارگو. مولاعلی ع
626 «فِکرُ ساعَةِِ قَصیرَةِِ خَیرُُ مِن عِبادَةِِ طَویلَةِِ»

دمى کوتاه شیدن از مدّتها عبادت

بهتر است

دمى را در شه بردن بسر

گشودن در آفاق افکار، پر،، بود بهتر از روزگارى دراز
عبادت بدرگاه داناى راز=کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی=گردآ. مولاعلی ع

480 «سَیِّئَةُُ تَسوئُکَ خَیرُُ مِن حَسَنَةِِ تُعجِبُکَ»

گناهى که تو را از آن بد آید از کار نیکى که بدان
فریفته و مغرور شوى بهتر است
گناهى گرت در نظر زشت بود،
چو خیرى بعجب و غرورت فزود از آن خیر بهتر بود آن گناه،، بظاهر فریبى نیفتى بچاه‏ =کتاب هر.

مولاعلی ع
573«عِندَ زَوالِ القُدرَةِ یَتَبیَّنُ الصَّدیقُ مِن العَدوِّ»
به هنگام از دست رفتن توانائى دوست
از دشمن شناخته مى‏ شود
چو قدرت ز دست تو بیرون شود دل از ناتوانى ترا خون شود،، شود دوست از دشمن آنگه پدید بسا بد که از دوست خواهد رسید =کتاب هزارگوهرسید.
مولاعلی ع
332 «بِالإیمانِ یُرتَقى اِلّى ذَروَةِ السَّعادَةِ وَ نَهایَةِ الحُبورِ»

با ایمان انسان به بلندترین پایه نیک بختى

و نهایت شادمانى مى‏رسد

ز ایمان به اوج سعادت رسى
بعزّ و بقدر و سیادت رسى
ز شادىّ کامل شوى بهره ‏ور‏

ز فرمان یزدان.
مولا علی ع
656 «کَثرَةُ َّقریعِ تُوغِرُ القُلوبَ وَ تُوحِشُ الأَصحابَ»
سرزنش بسیار دلها را پر از کینه میکند و
دوستان را از انسان مى‏ گریزاند
به مردم کنى دائم ار سرزنش،
ترا سخت باشد اگر واکنش،
گریزان شوند از تو یاران تو فراوان شود کینه ‏داران تو=کتاب هزارگ.
مولاعلی ع
564 «عَجِبتُ لِمَن یُنکّرُ عیوبَ النّاسِ وَ نَفسُهُ
اَکثَرُ شَی‏ُُء مَعاباََ وَ لا یُبصِرُها»

عجب دارم از ى که عیوب مردم را بد مى‏شمارد
و خودش معایب بیشترى دارد ولى آنها را نمى‏ بیند
عجب دارم از آن که عیب ان،
به زشتى کند جارى او بر زبان ولى .
مولاعلی ع
343 «بّکِثرَةِ َّواضُعِ یُستَدَلُّ عَلى تَکامُلِ

الشَّرَفِ. بِکَثرَةِ َکَبُّرِ یَ ُ َّلَفُ»

با فروتنى زیاد انسان به کمال شرف ى
مى‏ شود. غرور بسیار موجب نابودى است

تواضع شود چون ترا بیشتر

براه شرافت روى پیشتر
تو را چون تکبّر فز.

مولاعلی ع
487 «سَنامُ الدّینِ الصَّبرُ وَ الیَقینُ
وَ مُجاهَدَةُ الهَوى»

صبر و یقین و جهاد با نفس از بزرگترین

پایه‏ هاى دین است.
به تحقیق صبر است ز ارکان دین

دگر پایه ‏اش هست بى‏ شک یقین
جهاد است با نفس اصل دگر‏ تو گر اهل دینى به ارکان نگ.
مولاعلی ع

678 «کُلُّ امرِء عَلى ما قَدَّمَ قادِمُُ وَ بِما عَمَلِ مَجزِىُُّ»
هر بدانچه (براى آ تش) پیش فرستاده مى‏رسد بدانچه کرده پاداش داده مى‏شود
چو چیزى ز م فرستى به پیش،بدان مى‏رسى عاقبت هر چه بیش بهر کار یابى تو آ جزا‏ نباشد از کرده خود جدا==کتاب هزارگوهرسی.
مولاعلی ع
597 «عِظَمُ الجَسَدِ وَ طولُهُ لا یَنفَعُ اِذا کانَ القَلبُ خاوِیاََ»

بزرگى تن و بلندى قامت با تهى بودن

دل (مغز) سودى ندارد

چو خالى بود دل ز نور د،
تنومندى تن چه سودى دهد
بزرگى بعقل است و تدبیر و راى‏
بطاعت بدرگاه یکتا خداى‏=کتاب هزا.
مولاعلی ع
577 «عِندَ کَمالِ القُدرَةِ تَظهَرُ فَضیلَةُ العَفو»
وقتى توانائى بکمال رسد، ارزش گذشت از
خطاى دیگران آشکار مى‏ شود
چو قدرت بحدّ نهایت رسد توانائى بغایت رسد، هویدا شود قدر عفو و گذشت‏ چو باران که بارد بصحرا و دشت‏= کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی=گر.
مولا علی ع
394 «جالِسُ العُلماءَ، یَزدَد عِلمُکَ

و َیَحسُن اَدَبُکَ وَ تَزکُ نَفسُکَ»


با دانشمندان ه ن باش تا دانشت زیاد شود
و به کمال ادب برسى و نفست به پاکى گراید
برو باش با عالمان ه ن
شود دانشت بیش اى اهل دین‏

کمال ادب حاصل آید تو را.
مولاعلی ع
640 «قَوِّ اِیمانَکَ بِالیَقینِ فَإِنَّهُ أَفضَلُ الدّینِ»
ایمانت را با یقین استوار ساز زیرا چنین
ایمانى بالاترین دین است
قوى کن تو ایمان خود با یقین
ز شکّ و ز تردید دورى گزین‏ چنین باورى بهترین دین بود
ترا باید این شیوه آئین بود=کتاب هزارگوهرس. مولا علی ع 319 «اِیّاکَ وَ مُعاشَرَةَ الأَشرارِ فَاِنَّهُم کَالنّارِ مُباشَرَتُها تُحرِقُ» با بدان ه نى مکن زیرا آنان مانند آتشند که نزدیکى بدان سوزنده است. ز اشرار پیوسته دورى گزین مشو با بدان هیچگه ه ن‏ که چون سوى آتش روى پیشتر ،بسوزد ترا شعله‏ اش بیشتر=کتاب هزارگوهرسیدعطا.
مولاعلی ع

672 «کَمالُ الإِنسانِ العَقل کَمالُ العِلم اَلعَمَل»
د کمال انسان است. عمل کمال علم است
د آدمى را کمال است و زیببدانش رسى بر فراز از نشیب‏ بکردار دانش چو گردد قرینرسد آدمى بر فلک از زمین‏=کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی=گردآوری : م.الف زائر


مولاعلی ع
582 «عَلىَ الإمامِ ِاَن یُعَلِّمَ اَهلَ وِلایتَهِ حُدودَ الإِسلامِ وَ الایمان»
و پیشواى هر محلّ باید حدود ى
و ایمان را به همشهریان خود یاد دهد
بهر جا که باشد سزد بر ، به تعلیم مردم نماید قیام‏ که هر بیاموزد احکام دین‏شود آگه از فقه شرع مبین‏
==کتاب هز.

مولاعلی ع
488 «سَفکُ الدِّماءُ بِغَیرِ حَقِّها یَدعو اِلى

حُلول النِّقمَةِ وَ ََزَوالِ النِّعمَةِ»
ریختن خون نا حقّ بخشم و عذاب خدا

و نابودى نعمت مى‏کشد

شود نعمت از خون ناحقّ تباه

چو، قتل است بالاتر از هر گناه‏

کشد کار قاتل برنج و.

مولاعلی ع

541 «طوبى لِمَن کَذَّبَ مُناهُ وَ أَ َبَ دُنیاهُ لِعمارَةِ اُ اهُ»

خوش بحال ى که آرزوى خود را دروغ پندارد
و بخاطر آبادى آ تش دنیایش را اب کند
خوش آن که نفریبدش آرزو نریزد به پیش ان آبرو کند بهر آبادى آ ت،تبه، کار دنیاى دون عاقبت
=
کتاب هزا.
مولاعلی ع
694«لِکُلِّ شَی‏ء زَکاةُُ وَ زَکاةُ العَقلِ
احتِمالُ الجُهّالِ»


هر چیزى زکاتى دارد. زکات عقل تحمّل نادانى

جاهلان است


بهر چیز البتّه باشد زکات


زکات است واجب چو صوم و صلات‏

زکات د رفق با جاهل است‏

چو جاهل ز اعم.

مولاعلی ع
380 «ثَروَةُ العاقِلِ فى عِلمِهِ وَ عَمَلِهِ. ثَروَةُ
الجاهِلِ فى مالِهِ وَ أمَلِهِ»

دارائى دمند به دانش و کردار او است. دارائى
نادان به مال و آرزوى او است
بود ثروت عاقل، علم و عمل
گریزان بود او ز طول امل‏
ولى ثروت بی د، مال او است‏ <.
مولاعلی ع
408 «حَلاوَةُ الشَّهوَةِ یُنَقِّصُها عارُ الفَضیحَةِ»
ننگ رسوائى شیرینى را ناگوار مى‏ سازد.
شود شهد بسى ناگوار،
چو رسوائى آرد بپایان کار
و گر باشد اندر طریق حلال

برو برگزین جانب اعتدال‏
== کتاب هزارگوهرسید عطاء الله مجدی=گردآوری : م.ا.
مولاعلی ع
698 «لَن یَجوزَ الجنَّةَ اِلّا مَن جاهَدَ نَفسَهُ»

به بهشت نخواهد رسید مگر ى که با

خودش جهاد کند


نخواهد رسیدن به فیض بهشت،

مگر آنکه تخم هوس را نکشت

‏ به پیکار با دیو نفس پلید،

به پیروزى و سرفرازى رسید= کتاب هزار گوهرسید عط.
مولاعلی ع
611 «فى شُکرِ النِّعَمِ دوامُها. فى کُفرِ النِّعَمِ زوالُها»
دوام نعمتها در سپاسگزارى است. از بین رفتننعمت‏ها از ناسپاسى است
ترا نعمت از شکر یابد دوامشود بر تو لطف الهى تمام‏مکن ناسپاسى که آرد زوال،بناز و به نعمت، بجاه و بمال‏==کتاب هزلرگوهر- سیدعطاء الل.
مولاعلی ع 594 «عَجِبتُ لِمَن نَسىِ المَوتَ
وَ هُوَ یَرى مَن یَموتُ»

عجب دارم از ى که مردن را فراموش می کند

در صورتى که ى را که مى‏ میرد مى‏بیند

کند گر فراموش مرگ را،
نبیند گر افتادن برگ را،
نبیند اگر مردن این و آن،
عجیب است شخصى چنین سر گران‏مولاعلی ع 653 «کَما اَنّ الشَّمسَ وَ الَلّیلَ لا یَجتَمِعانِ کَذلِکَ
حُبُّ اللّهِ وَ حُبُّ الدُّنیا لا یَجتَمِعان»
همانطورى که روز و شب با هم جمع نمى ‏شوند دوستى خدا و دنیا هم گرد نمى‏ آیند
ترا حبّ دنیا و مهر خدا،
نگردد بهم جمع در هیچ جا میفکن تو بیهوده خود در تع.