کتاب هزارگوهر حد یث - اخبار روز


مولا علی ع
513 «شَیئانِ لا یُِبلَغُ غایَتُهُما اَلعِلمُ وَ العَقلُِ»

به کنه دو چیز نمى‏توان رسید، دانش و د.

به کنه د کى رسد آدمى

نیاساید ار او ز دانش دمى‏
چنو علم را نیز کى انتها است

‏ع.
مولاعلی ع 677 «کُلُّ عَزیزِِ غَیر اللّهِ سُبحانَهُ ذَلیلُُ»
هر عزیزى سواى خداوند پاک بزرگ خوار است
شود هر عزیزى سرانجام خواربجز ذات سبحان پروردگار شود هر قومى عاقبت ناتوان‏مگر کردگار بزرگ جهان‏=کتاب هزارگوهرسیدعطا ء الله مجدی=گردآوری : م.الف زائر


مولاعلی ع
537«ضاعَ مَن کانَ لَهُ مَقصَدُُ غَیرَ اللّهِ»
هر سواى خدا مقصدى داشته
باشد نابود مى‏گردد
چو باشد ترا مقصدى جز خداى، براه گنه اندر افتى ز پاى‏ چو نیکو بود فکر و شه‏ ات،ببرد، به سنگ ار زنى تیشه‏ ات‏= کتاب هز ارگوهرسید عطاء الله مجدی=گردآوری : م.الف ز ائ.

مولاعلی ع

733 «لا یُفسِدُ الدّینِ کَالطّمعِ. لا یُصلح الدّینِ کَالورَعِ»
هیچ چیز دین را مثل طمع اب نمى‏کند، هیچ
چیز دینرا مانند پارسائى اصلاح نمى‏ نماید

بدین راه یابد فسادى، اگر
زحرص و طمع باشد آن بیشتر
بسامان گراید اگر کار دین
شود از ورع بیش. مولاعلی ع 313 «اِیّاکَ وَ الغَیبَةَ فَإنَّها تَمقُتُکَ اِلى النّاسِ» از غیبت گریزان باش زیرا مردم را بدشمنى با تو برمى‏انگیزد. بغیبت میازار جان ى که دشمن شود با تو مردم بسى‏ انى که غایب ز پیش تواند ، چرا جمله آماج نیش تواند=کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی=گردآوری : م.الف ز ائر مولاعلی ع
665 «کَیفَ یُفرَحُ بِعُمرِِ تَنقُصُهُ السّاعاتُ»
چگونه انسان بعمرى که ساعات از آن مى‏ کاهد دل خوش باشد
چسان شادمانى میسّر شود،گر، آینده یکدم مصوّر شود، بعمرى کز آن لحظه کاهد همى‏ بعیشى که منجر شود بر غمى‏=کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی =گردآوری : م. الف زائ.
مولاعلی ع

814 «مَوَدّةُ الحَمقى تَزولُ کَما یَزولُ السّرابُ وَتُقشِعُ کُما یُقشِعُ الضِّباب»
دوستى ابلهان مانند سراب زود زایل مى‏ شود و مانند ابر از هم مى‏ پاشد
بود صحبت ابلهان چون سرابشود زود زایل، نیابى تو آب‏ چو ابر بهار است ناپایداربجائى نباشد مر او را قر.
مولاعلی ع

663 «کَیفَ یَسلَمُ مِن عَذابِ اللّهِ المُتَسَرِّعُ اِلى الیَمینِ»
چگونه ى که فورا سوگند مى‏خورد از عذاب
خدا مى ‏رهد
چو سوگند گردد ى را شعارنباشد بحرفش دگر اعتبار نباشد چسان او رهد از عذاب خداى‏چو دور از بد و نارواى‏=کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجد.
مولاعلی ع

814 «مَوَدّةُ الحَمقى تَزولُ کَما یَزولُ السّرابُ وَتُقشِعُ کُما یُقشِعُ الضِّباب»
دوستى ابلهان مانند سراب زود زایل مى‏ شود و مانند ابر از هم مى‏ پاشد
بود صحبت ابلهان چون سرابشود زود زایل، نیابى تو آب‏ چو ابر بهار است ناپایداربجائى نباشد مر او را قر.
مولا علی ع

706 «لَیسَ شَی‏ُء اَدعى اِلى زَوالِ نِعمَةِِ وَ تَعجیلِ
نِقمَةِِ مِن اِقامَةِِ عَلى ظُلمِِ»

هیچ چیز مانند اصرار بر ستم انسان را بسوى
نابودى نعمت و زود رسیدن بلا نمى‏ خواند
و نمى‏ کشاند

ز اصرار بر ظلم و جور و ستم،
نباشد بتر در زوال .
مولاعلی ع
909 «مَن مَلَکَ مِن الدّنیا شَیئاََ فاتَهُ مِنَ الأخِرَةِ اَکثَرُ ما مَلَکَ»
هر مالک چیزى از دنیا شود، بیش از آن از
آ تش از دستش مى ‏رود

ز دنیا چو چیزى بدست آورى،
ندانى که بر خود ش ت آورى
رود بیش از دستت از آ ت‏‏ خوش آن که باشد نکو عاقبت‏=کتاب ه.
مولاعلی ع
600 «عَداوَةُ الأَقارِبِ اَمَضُّ مِن لَسِع العَقارِبِ»
دشمنى خویشاوندان نسبت بانسان

از نیش کژدم سو کتر است
کند دشمنى با تو گر خویش تو،
چو بیگانه بگریزد از پیش تو
ورا نیش بدتر ز کژدم بود
مخوانش تو از خویش، گو گم بود =کتاب هزارگوهرسیدعطاء. مولاعلی ع

480 «سَیِّئَةُُ تَسوئُکَ خَیرُُ مِن حَسَنَةِِ تُعجِبُکَ»

گناهى که تو را از آن بد آید از کار نیکى که بدان
فریفته و مغرور شوى بهتر است
گناهى گرت در نظر زشت بود،
چو خیرى بعجب و غرورت فزود از آن خیر بهتر بود آن گناه،، بظاهر فریبى نیفتى بچاه‏ =کتاب هر.

مولاعلی ع
534 «ضَلالُ العَقلِ یُبعِدُ مِن الرَّشادِ وَ یُفسِدُ المَعادَ»

گمراهى د انسان را از راه راست دور میکند
و آ ت را تباه مى‏سازد
ز گمراهى عقل گردد اب،
معاد تو، با کرده ناصواب‏ هم آنت کند دور از راه راست‏
ز ناب دى جز تباهى نخاست‏=کتاب هز ارگوه.
مولاعلی ع
393 «ثَلاثُُ لا یُهَنّا لِصاحِبِهِنَّ عَیشُُ اَلحِقدُ

وَ الحَسَدُ وَ سوء الخُلقِ»

سه چیز است که زندگى را بر صاحب آن ناگوار

میکند: کینه ورزى، رشکبرى و بد خویى

منغّص کند عیش انسان سه چیز

شود خنجر طعنه ز آن نیز تیز

، یکى ک. مولاعلی ع
626 «فِکرُ ساعَةِِ قَصیرَةِِ خَیرُُ مِن عِبادَةِِ طَویلَةِِ»

دمى کوتاه شیدن از مدّتها عبادت

بهتر است

دمى را در شه بردن بسر

گشودن در آفاق افکار، پر،، بود بهتر از روزگارى دراز
عبادت بدرگاه داناى راز=کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی=گردآ.
مولا علی ع
423 «خُذِ الحِکمَةَ اَنّى کانَت فَاِنَّ الحِکمَةَ ضاَلّةُ کُلِّ مؤمِنِِ»
حکمت را هر کجا باشد فراگیر زیرا حکمت
گم شده هر مؤمن است
==
بود علم و دانش ز روى یقین،
چو گم گشته اهل ایمان و دین‏
تو گم گشته را چون کنى جستجو،
سرانجام خواهى رسیدن ب.

مولاعلی ع
573«عِندَ زَوالِ القُدرَةِ یَتَبیَّنُ الصَّدیقُ مِن العَدوِّ»
به هنگام از دست رفتن توانائى دوست
از دشمن شناخته مى‏ شود
چو قدرت ز دست تو بیرون شود دل از ناتوانى ترا خون شود،، شود دوست از دشمن آنگه پدید بسا بد که از دوست خواهد رسید =کتاب هزارگوهرسید.
مولاعلی ع
564 «عَجِبتُ لِمَن یُنکّرُ عیوبَ النّاسِ وَ نَفسُهُ
اَکثَرُ شَی‏ُُء مَعاباََ وَ لا یُبصِرُها»

عجب دارم از ى که عیوب مردم را بد مى‏شمارد
و خودش معایب بیشترى دارد ولى آنها را نمى‏ بیند
عجب دارم از آن که عیب ان،
به زشتى کند جارى او بر زبان ولى .
مولاعلی ع

425 «خَیرُ النّاسِ مَن کانَ فى عُسرَتِهِ مُؤثِراََ صبوراََ»

بهترین مردم ى است که هنگام سختى
دیگران را بر خود مقدّم دارد و شکیبا باشد
به عسرت چو بردبارى نمود،
هم او اهل ایثار و انفاق بود،
بود بهترین بندگان خدا
دهد کردگارش به نیکى جزا .
مولاعلی ع

338 «بِالنَّظَرِ فِى العَواقِب تُؤمَنُ المَعاطِبِ. بِالفِکرِ یَتَجلّى غَیاهِبُ الامورِ»

آینده نگرى تو را از هلاکت ایمن دارد. با فکر تاریکى‏ هاى

امور روشن مى‏ شود

کنى چون نظر سوى پایان کار

شوى از هلاک و خطر برکنار

ز فکرت شود.
مولاعلی ع
343 «بّکِثرَةِ َّواضُعِ یُستَدَلُّ عَلى تَکامُلِ

الشَّرَفِ. بِکَثرَةِ َکَبُّرِ یَ ُ َّلَفُ»

با فروتنى زیاد انسان به کمال شرف ى
مى‏ شود. غرور بسیار موجب نابودى است

تواضع شود چون ترا بیشتر

براه شرافت روى پیشتر
تو را چون تکبّر فز.

مولاعلی ع
487 «سَنامُ الدّینِ الصَّبرُ وَ الیَقینُ
وَ مُجاهَدَةُ الهَوى»

صبر و یقین و جهاد با نفس از بزرگترین

پایه‏ هاى دین است.
به تحقیق صبر است ز ارکان دین

دگر پایه ‏اش هست بى‏ شک یقین
جهاد است با نفس اصل دگر‏ تو گر اهل دینى به ارکان نگ.
مولاعلی ع
369 «تَجاوَز عَن ا َّلَلِ وَ اَقلِ العَثَراتِ تُرفَع لَکَ الدَّرَجاتُ»
از خطاهاى دیگران در گذر و از اشتباهات خود
بکاه تا مقام تو بالا رود
تو از لغزش دیگران در گذر
مبادا که روزى در افتى بسر
تو را لغزش ار کمتر آید پدید،

شود پایگاهت بلند اى .
مولاعلی ع

559 «عَجِبتُ لِمَن یَرجو رَحمَةَ مَن فَوقَهُ
کَیفَ لا یَرحَم مَن دُونَهُ»
عجب دارم از ى که به مِهر بالاتر از خود
امیّدوار است، چگونه بزیر
دستش رحم نمى‏ کند
عجب دارم از آنکه بر زیر دست،
در نیکى و خیر و رحمت ببست‏ چرا دارد امّید آن شخص پست،<.
مولا علی ع
394 «جالِسُ العُلماءَ، یَزدَد عِلمُکَ

و َیَحسُن اَدَبُکَ وَ تَزکُ نَفسُکَ»


با دانشمندان ه ن باش تا دانشت زیاد شود
و به کمال ادب برسى و نفست به پاکى گراید
برو باش با عالمان ه ن
شود دانشت بیش اى اهل دین‏

کمال ادب حاصل آید تو را.
مولاعلی ع

678 «کُلُّ امرِء عَلى ما قَدَّمَ قادِمُُ وَ بِما عَمَلِ مَجزِىُُّ»
هر بدانچه (براى آ تش) پیش فرستاده مى‏رسد بدانچه کرده پاداش داده مى‏شود
چو چیزى ز م فرستى به پیش،بدان مى‏رسى عاقبت هر چه بیش بهر کار یابى تو آ جزا‏ نباشد از کرده خود جدا==کتاب هزارگوهرسی.
مولاعلی ع
577 «عِندَ کَمالِ القُدرَةِ تَظهَرُ فَضیلَةُ العَفو»
وقتى توانائى بکمال رسد، ارزش گذشت از
خطاى دیگران آشکار مى‏ شود
چو قدرت بحدّ نهایت رسد توانائى بغایت رسد، هویدا شود قدر عفو و گذشت‏ چو باران که بارد بصحرا و دشت‏= کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی=گر. مولا علی ع 319 «اِیّاکَ وَ مُعاشَرَةَ الأَشرارِ فَاِنَّهُم کَالنّارِ مُباشَرَتُها تُحرِقُ» با بدان ه نى مکن زیرا آنان مانند آتشند که نزدیکى بدان سوزنده است. ز اشرار پیوسته دورى گزین مشو با بدان هیچگه ه ن‏ که چون سوى آتش روى پیشتر ،بسوزد ترا شعله‏ اش بیشتر=کتاب هزارگوهرسیدعطا.
مولاعلی ع
428 «دِرهَمُ یَنفَعُ خَیرُُ مِن دینارِِ یَصرَعُ»

پول کمى که براى تو سودمند باشد بهتر است
از پول زیادى که ترا به سر در افکند
ترا باشد ار درهمى سودمند،
ز دینارى افتى چو اندر گزند،
ترا بهتر آن نقد اندک بود
گهى بهتر از صد، بسى، یک بود،
= .

مولاعلی ع

541 «طوبى لِمَن کَذَّبَ مُناهُ وَ أَ َبَ دُنیاهُ لِعمارَةِ اُ اهُ»

خوش بحال ى که آرزوى خود را دروغ پندارد
و بخاطر آبادى آ تش دنیایش را اب کند
خوش آن که نفریبدش آرزو نریزد به پیش ان آبرو کند بهر آبادى آ ت،تبه، کار دنیاى دون عاقبت
=
کتاب هزا.
مولا علی ع
565 «عَجِبتُ لِمَن عَرَفَ دَواءََ دائِهِ فَلا یَطلُبُهُ
وَ اِن وَجَدَهُ لَم یَتَداوَبِهِ»
عجب دارم از ى که دواى دردش را مى‏ شناسد، لیکن
آن را نمى‏ جوید و اگر مى ‏جوید چرا خود
را با آن مداوا نمى‏ کند
شناسد چو داروى درد خویش
نجوید مر آن را ول.
مولاعلی ع
584 «عَلیکَ بِالاِخلاصِ فَِانَّهُ سَبَبُ قَبولِ
الأَعمالِ وَ اَفضَلُ الطّاعَةِ»
نیّت خالص داشته باش زیرا اخلاص شرط
قبول اعمال و ارزشمندى طاعت است.
بیا تا توانى باخلاص کوش بوسواس مکن هیچ گوش بدان قدر طاعت شود آشکار‏ عمل را پذیرد بدو کردگار==کتاب ه.
مولاعلی ع
381 «ثَوابُ الصَّبرِ أَعلى الثَّوابِ- ثَوابُ
الجَهادِ أعظَمُ الثَّوابِ»
پاداش صبر و جهاد بزرگترین
پاداشها است.
به صبر اندر است اجر و مزد عظیم
ز خشنودى کردگار کریم‏
بود برترین اجر، اجر جهاد
تو را زین دو پرهیز و دورى مباد =کتاب هزارگوهرس.
مولاعلی ع
671 «کَمالُ العِلمِ اَلحِلم وَ کمالُ الحِلمِ کَثرَةُ الاِحتِمال وَ الکَظم»
حلم کمال علم است و کمال حلم بردبارى زیاد و فرو خوردن خشم است
به دانش کمال و جمال است حلمبود بردبار آنکه او دارد علم‏ فرو خوردن خشم و هم احتمال، بود حلم را فرّ و زیب و کمال‏=کتاب هزا.

مولاعلی ع
380 «ثَروَةُ العاقِلِ فى عِلمِهِ وَ عَمَلِهِ. ثَروَةُ
الجاهِلِ فى مالِهِ وَ أمَلِهِ»

دارائى دمند به دانش و کردار او است. دارائى
نادان به مال و آرزوى او است
بود ثروت عاقل، علم و عمل
گریزان بود او ز طول امل‏
ولى ثروت بی د، مال او است‏ <.
مولاعلی ع
611 «فى شُکرِ النِّعَمِ دوامُها. فى کُفرِ النِّعَمِ زوالُها»
دوام نعمتها در سپاسگزارى است. از بین رفتننعمت‏ها از ناسپاسى است
ترا نعمت از شکر یابد دوامشود بر تو لطف الهى تمام‏مکن ناسپاسى که آرد زوال،بناز و به نعمت، بجاه و بمال‏==کتاب هزلرگوهر- سیدعطاء الل.
مولاعلی ع 653 «کَما اَنّ الشَّمسَ وَ الَلّیلَ لا یَجتَمِعانِ کَذلِکَ
حُبُّ اللّهِ وَ حُبُّ الدُّنیا لا یَجتَمِعان»
همانطورى که روز و شب با هم جمع نمى ‏شوند دوستى خدا و دنیا هم گرد نمى‏ آیند
ترا حبّ دنیا و مهر خدا،
نگردد بهم جمع در هیچ جا میفکن تو بیهوده خود در تع.
مولاعلی ع
570 «عَجِبتُ لِمَن یُنشِدُ ضالَّتَهُ
وَ قَد اَضَلَّ نَفسَهُ فَلا یَطلُبُها»
عجب دارم از ى که چیزهاى گمشده خود را
مى‏ جوید، ولى نفس گمگشته ‏اش را نمى‏ جوید.
عجب دارم از آن نکوهیده خوى که گم کرده ‏ها را کند جستجوى، ولى نفس گمگشته، سازد رها‏ نجوید م.
مولاعلی ع
408 «حَلاوَةُ الشَّهوَةِ یُنَقِّصُها عارُ الفَضیحَةِ»
ننگ رسوائى شیرینى را ناگوار مى‏ سازد.
شود شهد بسى ناگوار،
چو رسوائى آرد بپایان کار
و گر باشد اندر طریق حلال

برو برگزین جانب اعتدال‏
== کتاب هزارگوهرسید عطاء الله مجدی=گردآوری : م.ا.