چوپان - اخبار روز

فروشگاه تابلو فرش نارسیس ارائه دهنده ی تابلو فرش های 1000 شانه و 1200 شانه ارتباط با ما: کارت ملت 6773 1568 3372 6104 کارت ملی 8401 9518 9918 6037 کارت پاسارگاد 8627 2190 2910 5022 کارت تجارت 8868 3024 5331 6273 مهدی چوپان زاده نوش آبادی تلفن: 03154751356 همراه: 09131632321 آدرس: جاده قدیم کاشان-آران و بیدگل.200 متر نرسیده به مید. داستان قصه حسین کرد شبستری در دوره صفویه جریان دارد. «حسین کرد» یکی از چوپان زادگان و پهلوانان ایران است، که در آغاز مهتر و شاگرد پهلوان تکمه بند تبریزی از پهلوانان دربار شاه عباس صفوی بود. حسین کرد پس از اختلاف با همسر ، تبریز را ترک می کند و در اصفهان به جمع پهلوانان شاه عباس . شعر در مورد چوب شعر در مورد چوب ،شعر در مورد چوب خدا،شعر در مورد چوبه دار،شعری در مورد چوب خدا،شعر در مورد کلبه چوبی،شعر در مورد قایق چوبی،شعر درباره در چوبی،شعری در مورد پل چوبی،شعر درباره چوب،شعر درباره چوب خدا،شعر درباره کلبه چوبی،شعر درباره آبنبات چوبی،شعر درباره پل چوبی،شعری درباره چوب،شعر درباره ی چوب،شعر چوب خدا صدا نداره،شعر چوب خدا،شعر چوب خدا از هالو،شعر چوب خدا هالو،شعر چوب خدا صدا ندارد،شعر چوب تنبیه خدا نامرئیست،شعر چوب تنبیه خدا،شعر درباره چوب خدا،شعر درمورد چوب خدا، شعر چوب خدا،شعر چوب،شعر چوب معلم،شعر چوبه دار،شعر چوپان،شعر کلبه چوبی،شعر صندلی چوبی،شعر پل چوبی،شعر آبنبات چوبی،شعر منبر و چوبه دار،شعر در مورد چوبه دار،شعر چوپان و شبان،شعر چوپان دروغگو،شعر درباره کلبه چوبی،شعر نو کلبه چوبی،شعر درمورد کلبه چوبی،شعر صندلی چوبی،شعر پل چوبی،شعر پل چوبی،شعر درباره پل چوبی،شعر درمورد آبنبات چوبی،شعر درباره آبنبات چوبی،شعر راجع به آبنبات چوبی شعر در مورد چوب در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد چوب برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید تو را از شیشه می سازد، مرا از چوب می سازد خدا کارش درست است ، این و آن را خوب می سازد شعر اسم باران , شعر در مورد اسم باران , شعر در وصف اسم باران , شعر درباره اسم باران شعر در مورد چوب جملات عاشقانه , جملات عاشقانه انگلیسی , جملات عاشقانه ناب , جملات عاشقانه کوتاه , جملات عاشقانه زیبا از ابتدا تا انتها مشکل گشا چوب است و بس گهواره ناز شما ، تابوت ما چوب است و بس
کمر درد صبحگاهی
کمر درد صبحگاهی
کمر درد صبحگاهی
کمر درد صبحگاهی
کمر درد صبحگاهی
کمر درد صبحگاهی
کمر درد صبحگاهی
کمر درد صبحگاهی
کمر درد صبحگاهی
کمر درد صبحگاهی
کمر درد صبحگاهی
کمر درد صبحگاهی
کمر درد صبحگاهی
کمر درد صبحگاهی
کمر درد صبحگاهی
کمر درد صبحگاهی
کمر درد صبحگاهی
کمر درد صبحگاهی
کمر درد صبحگاهی
کمر درد صبحگاهی

شعر عمر , شعر در مورد عمر , شعر در وصف عمر , شعر درباره عمر شعر در مورد چوب خدا شعر آمدن رمضان , شعر در مورد آمدن رمضان , شعر در وصف آمدن رمضان , شعر درباره آمدن رمضان خدا در کار و بارش حکمتی دارد که پی در پی یکی را شیشه می سازد، یکی را چوب می سازد شعر اسم بهار , شعر در مورد اسم بهار , شعر در وصف اسم بهار , شعر درباره اسم بهار شعر در مورد چوبه دار شعر معذرت خواهی , شعر در مورد معذرت خواهی , شعر در وصف معذرت خواهی , شعر درباره معذرت خواهی چوب بست باغ ها چون دلیری سرمست ناز گیسوانی دلربا از نسترن دارد به دوش شعر مهتاب , شعر در مورد مهتاب , شعر در وصف مهتاب , شعر درباره مهتاب شعری در مورد چوب خدا شعر برف , شعر در مورد برف , شعر در وصف برف , شعر درباره برف شمشیر موسای نبی آن چوب دست ساده اش یا کشتی آرام نوح در آن بلا چوب است و بس شعر اسم اسما , شعر در مورد اسم اسما , شعر در وصف اسم اسما , شعر درباره اسم اسما شعر در مورد کلبه چوبی شعر افسانه , شعر در مورد افسانه , شعر در وصف افسانه , شعر درباره افسانه تا که «سینا » زغم شود آزاد چوب مهرش بدین بهانه زدند شعر پرستو , شعر در مورد پرستو , شعر در وصف پرستو , شعر درباره پرستو شعر در مورد قایق چوبی شعر پری , شعر در مورد پری , شعر در وصف پری , شعر درباره پری آن تیر های تلگراف چون نوکرانی قد بلند در خدمت من یا شما بی ادعا چوب است و بس شعر , شعر در مورد , شعر در وصف , شعر درباره شعر درباره در چوبی شعر پارسا , شعر در مورد پارسا , شعر در وصف پارسا , شعر درباره پارسا صد نه هزاران حسنی در وطن چوب ِ نبود ِ حسنک می خوریم پسر گلم دوازده جمع زیر را در دفتر زیبانویسی مانند نمونه ای که در تلگرام ارسال خواهد شد در خانه ها بنویس و سپس با کمک ج اعداد صفر تا نود و نه از روشی که آموزش داده شد حل کرده و حاصل را بنویس. 28+36 49+16 35+36 25+46 17+78 56+15 39+27 19+45 59+28 68+17 33+48 71+19 از روی متن درس های کتابخانه ی کلاس ما ، مسجد محلّه . یادمه گهگداری که میرفتم وب آقای چوپان. موقع کامنت گذاشتن نظرات ایشونم میدیدم! وب آقای چوپان کم کامنت بودیعنی نمیخواستی هم چشمت به کامنتای دیگه میخورد. لحن نگارش ایشون! و ریزبینی ها و شوخی های زی وستیشون با تمام مسائل جدی ای که آقای چوپان با کلی حرصو عصبانیت مطرح می ، همیشه جلب ت. د ده_ما در د ده ی ما که گرفتارِ نداری است گویند زمستان و خزان نیز بهاری است شغـــل همه مردم زحمــتـکش این ده هر چند که دیمی ست ولی مزرعه داری است اما دو سه سالی است که اوضاع اد است هر بچه کشاورز پیِ کار اداری است کمپانی ده نیّت کالـسکه زدن داشـــت اما عملاً هر چه زده ورژن گاری است. سلام پاییز هم رسید ... امشب اینجا – گلبهار- باران تندی بارید وقتی سروصدایش کم شد متوجه شدم همچنان می بارد منتهی شبیه برفآبه ... تماشای تی وی یکی از سرگرمی های منست مثلا امروز یه مستند درباره ت آباد دیدم زیبا یه روستا درون حصار قلعه ... قلعه از نوع جلگه ای با برج های مدور خشتی و دیوا. هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد هم رونق زمان شما نیز بگذرد وین بوم محنت از پی آن تا کند اب بر ت آشیان شما نیز بگذرد باد خزان نکبت ایام ناگهان بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز این تیزی سنان شما نی. عابدى در بنى بود به نام جُرَیح و در عبادتگاهی عبادت میکرد. مادرش نزد او آمد، در حالیکه داشت میخواند؛ او را صدا زد ولی پاسخ نداد. مادر برگشت و دو مرتبه آمد و او را صدا زد؛ ولی بار هم آن عابد جواب مادرش را نداد. مادر برگشت و بار سوم آمد، ولی باز هم آن عابد پاسخ مادرش را نداد. آن مادر .
م میلیانوس، تلمیخا، سودینانوس، دیناسیوس، مارتینوس، یوانیس و آنتونیوس چوپان نام هفت نفر اصحاب کهف/یاران غار می باشد که در میان مردم برخی کشورهای منطقه به هفت گان شهرت دارند. سگ آنان نیز کمیتلیو نام دارد. آنان در سال 137 میلادی -مطابق با سال 890 رومی- به غار آنجلس واقع در روستای ر. تماشای حرکت با وزش بادی که از سمت دریا میاد ، نوازش ملایم خورشید رو صورتت ، دستا زیر سر و پاها کشیده و قلاب شده توهم ، ا یژن ، هوای مطبوع ، نفس کشیدن نسیم، سکوت ، بوی بهار نارنج دوست داشتنی ،بغل گرفتن آسمون آبییی ، نور نور نور این مخلوق مبهوت کننده ی خیال انگیز... تماشای حرکت با وز.
من از خودم میترسم
از شبی میترسم که درخوابهای آشفته ام
ازنردبان رویاهایم سقوط کنم
من از روزی میترسم که زن باشم
اما نباشم
و دیگر هیچ چشمی سرخی رژلبم را نبیند
من زن هستم یک صدف تو خالی کنار ساحل نیستم
که بازیچه شنها و ماسه ها شوم ..
من یک زنم یک صدف زیبا ..
که هم. با افتتاح موزه کلیسای سنت استپانوس؛ مدیر کل دفتر امور پایگاه های جهانی گفت: با اعلام آمادگی مدیر عامل سازمان منطقه آزاد ارس مبنی بر وم سرمایه گذاری در این کلیسا تهیه طرح جامع محوطه سازی کلیسای سنت استپانوس در دستور کار قرار می گیرد. به گزارش روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی، ص.
image result for ‫پدربزرگ و نوه‬‎ میگن قدیما یه آقا یوسف بود تو کار شیر به قول معروف داری داشت آدم منصفی هم بود تمام مردم شهر هم ازش شیر می یدن اما خانومش همیشه شیر ها رو با آب قاطی میکردو به مردم قالب میکرد آقا یوسفم هیچ وقت حریف خانومش نمیشد بلا ه روزگار گذشتو اقا یوسف ما با همین قاطی ها حس پول دار شد طوری که هیچ مزرعه ای جای هاشو نداشت به خاطر همین گله ها رو می بردن دشت و صحرا تا هم خوب بخورن هم باعلف های تازه شیرشون بهتر بشه با کلی چوپان اینا اما یه روز ناغافل سیل میادو تمام گله ها رو با خودش میبره وقتی به آقا یوسف میگن تمام سرمایت به بادفنا رفت یه جمله میگه که هنوز که هنوزه مردم اون شهر این جمله رو پیش خودشون نگه داشتن آقا یوسف گفت : تمام آب های که تو این چند سال خانومم قاطی شیر ها کرد تبدیل به سیل شدو تمام سرمایم رو با خودش برد به خاطر همین من چوب خودمو خوردم نه دیگه ای ریاست عمومی حوزه دریایی شمال وزارت انرژی و آب در نظر داردتا سه پروژه ذیل رابروش دواطلبی باز داخلی عقد قرار داد نماید: 1- ترمیم کانال نهر شاهی ولایت بلخ . 2- ترمیم کانال ثمر قندیان ولایت بلخ . 3- ترمیم ترناب سیلبر قوچ نهال مرکز ولایت سمنگان . موسسات تی و شرکت های خصوصی واجد شرایط که .
چهارمین نشست کتابخوان تیرماه سال1396 در کتابخانه دانش برگزار شد که در این نشست تعدادی از دانش آموزان کتاب هایی ارائه دادند که به شرح زیر است: کتاب "قلب طلایی "نوشته:زهرا اسدی/ارائه توسط:مهدی امانی(کتابدار )ناشر:انتشارات آراچ
کتاب "چوپان پیر"نوشته:جک شیفر/ارائه توسط:پویا طاهریان(عضو کتابخانه)ناشر:انتشارات فرهنگ
کتاب"زندانی فاو "نوشته:مهرداد آزاد/ارائه توسط:حمیدرضا عیسی زاده(عضو کتابخانه)ناشر:انتشارات سوره مهر
کتاب"کلاس روسری به سرها" نوشته:سپیده خلیلی/ارائه توسط:مهدی فرهنگ(عضو کتابخانه)ناشر:انتشارات فرهنگ
کتاب"لاک پشت فیلی" نوشته:جمشید خانیان/ارائه توسط:مهدی بیرامی(عضو کتابخانه)ناشر:انتشارات افق
کتاب"معلم مدرسه عشق"نوشته:اسماعیل منصوری/ارائه توسط:کامران مرادی(عضو کتابخانه)ناشر:انتشارات صریر خدایا دوستت دارم بیشتر از همه چیز...بیشتر از همه دلم می خواهد در آغوشت آرام بگیرم نوازشم کن چشمانم یک خواب بلند را می طلبد فاصله ام تا تو زیاد است و دستم به آسمانت نمی رسد اما اما برایت سخت دلتنگم من... من از زمین خسته ام از آدم هایش از رسم شان از همه چیز خسته ام... می خواهم به آسمان . related image
بحث ایمان دگر و جوهر ایمان دگر استجامــــه پاکـــی دگــر وپاکی دامان دگر است
کــــس ندیدیم کـــــه انکــــار کــــــــند وجدان را
حــــرف وجــــــدان دگـــر و گوهر وجدان دگـر است
کــــس دهـــان را به ثناگـــــویی شیــــطان نگــشود
نفــــی دگــــر و طاعت شیـــــطان دگــــر است
کـــس نگــــفته است ونگـــــوید کــــــه دد ودیــــو شویــــد
نقــــش انســـــان دگــــــر ومعنــــــی انســــان دگـر است
کــــس نیامـــــد کــــــه ستایــــد ستــــم وتفرقــــــــه را
سخـــن از عـــدل دگـــــــر ، قصه احسان دگــر است
هــــــرکـــــــه دیدم بخدمت کــــمری بست بعهــــد
مــــرد پیمان دگــــــر وبستـــــن پیمان دگر است
هــــرکــــه دیدیــــم بحفظ گـــــله از گرگان بود
قصد قصاب دگر ، مقصد چوپان دگر است...
رحیم معینی کرمانشاهی اختصاصی از فایلکو طالقان با و پر سرعت . دسته بندی : علوم انسانی _ جغرافیا  ، تحقیق فرمت فایل:    ( قابلیت ویرایش  و آماده چاپ )  حجم فایل:  ( در قسمت پایین صفحه درج شده  ) فروشگاه کتاب : مرجع فایل     قسمتی از محتوای متن ... مقدمه: یادمان طالقان طالقان (زادگ. میخواستم هرشب بنویسم از اتفاقات اینجالابد اگر قبلنا بود لحظه لحظه پست ع دار میذاشتمو با ذوق و هیجان تعریف می که چه خبرهولی خب حسش نیست!الان در حال حاضر وسط خونه ی خو دم که گوشه های سقفش ریخته! با کاپشن و پتوتنهامدور از خونه و شهر و خانواده و دوستام و همکارامولی هیچ فرقی برام ندا. چرا ابلیس با آن که در ملکوت بود و حقایقی از جبروت الهی را می دانست و می دید، نافرمانی کرد و حال آن که علم ما بسیار کم و گاه در حد نقل قول دیگران است؟   www.x-shobhe.com همین خود درس بزرگی است تا بدانیم «انسان به طرف آن چه دوست دارد می رود، نه آن چه می داند». انسان نیز در این رفتار فرقی با. ای بابا امروز به زهرا گفتم شماره شبنمو میخوام سه سوته برام گیر آورد. شماره رو برام فرستاد استرس گرفتم خب من الان با این شماره چه کار کنم... ولی جدای از این بحث ها این حجم رازآلود بودنش خیلی برام جالبه. توی اینترنت و هیچ شبکه اجتماعی که نیست.اسمشو توی نت میزنی هیچ اثری ازش نیست. هی.
به رحم کنید...
آیا غیر از این است که مردم دین خود را از روحانى و شناس یاد مى گیرند؟ آیا اگر شناس دنیاپرست شود مردم از او بیزار نمى شوند؟ اگر مردم از روحانى بیزار شوند گمراه نخواهند شد؟ در آن صورت، مسئول گمراهى آنها چه انى خواهند بود؟
زهد براى روحانى «واجب» است؛ چون او الگوى . احسان محمدی فاضل : حافظه آدمی چقدر کوتاه است. شب که سر بر بالین می گذارد یادش میرود که روز چه کرده است.
اخلاق عجیبی دارم که خودم را جای دیگران بگذارم گاهی تصورم به آن ی که سر میبرد و مبارزی که سرش بریده می شود فکر می کنم که هر دو در آن لحظه میدانند که چه اتفاقی خواهد افتاد چه حسی دارند. تصویر قصاب #میانمار ی که در حال کندن پوست #کودک زنده و نیمه سوخته است یا کودک چوپان که میگوید صاحب کارم روزی ٣بار به همه چوپان ها شیشه می داد تا موقع چرانی خوابمان نبرد و مراقب گله باشیم!

فاعل و مفعول به چه می شد؟! افرادی که دستور های این قصاوت ها می دهند چه حسی دارند و با چه آرامبخشی شب را صبح میکنند؟

به قول احسان محمدی رو مه نگار، خدایا! قربونت برم فکر نمی کنی این اتفاقات کمی زیادی هیجان انگیزه! هرکدام از این اتفاقات اگر در نروژ، سوئد، دانمارک و ... رخ بدهد قشنگ خوراک یک سال رسانه هایشان است! چارُقت دوزم کنم شانه سرت! فدات بشم! اجازه بده کمی نفس بگیریم بعد...

جواب آسان برخی این است که آنها شیاطین در قالب انسان هستند ؟ خب! شیاطین را که خود به خود آفریده نشده اند!

#دین قراردادی است برای خوب بودن ، آرامش، محبت، هیچ شریعت متصل به ایزد را پیدا نمیکنید که بوی خون دهد مگر با منفعت طلبی همراه گردد.

طی بیست سال زندگی در شرق #آسیا با #مسلمان ، # ی، #هندو ، #بو ،... از فرقه های مختلف زندگی هم محبت دیدم و هم نامهربانی اما هرجا خشونت دیدم از فقر و تنگدستی و بیکاری بود .

تاریخ درگیری های فرقه ای مذاهب و # ید و #فروش نقدی بهشت و دوزخ را کم ندیده. ترکیب جوانان هیجانی و سرمایه گذاران و تجار کهنه کار که دین را وسیله ب و کار کرند نتیجه اش سوءاستفاده و تحریف ادیان شد.
روایتی که نقل میشود که شخصی را گفتند : فلان فتوای جهاد داده نمی آیی؟ وی پاسخ داد: اگر خودش جهاد کرد، من هم می آیم! او میخواهد من بمیرم، تا زمینم را صاحب شود.
این حقیقت را عارف واقعی که فرق جهاد نفس، دفاع از حق را از تجار به ظاهر زاهد که نانشان در خون مردم بی گناه است به خوبی تمیز میدهد.
هیجان زده نشویم اگر خبرها و خشنونت هایی صفتانه دیدیم. این #قهوه تلخ و قصه پر غصه نیست تَکرار فقر فرهنگی مردمیست که از #تاریخ پیشینیان زاهد بیخبرند.
ع : مراسم ازدواج بوایی در معبد تیرتا اِمپول بالی کشور اندونزی


لینک مطلب در اینستاگرام
کتاب و بزرگداشتی برای جبار باغچه بان منوچهر اکبرلو از زیر چاپ رفتن کتاب «زندگی و آثار جبار باغچه بان» به قلم گروهی از فعالان فرهنگی و همچنین برگزاری بزرگداشتی برای او خبر داد. به گزارش ایسنا، این کتاب که قرار است با همت بنیاد نمایش کودک منتشر شود با مقدمه ای از این بنیاد همراه . چ مجموعه ای از مراحل ، در تغذیه ان است که طی این کار، انرژی مورد نیاز برای بقا و ادامه زندگی خود را از همین علف ها تامین می کنند ، چ در فضای باز می تواند برای پرورش دهنده جنبه اقصادی هم داشته باشد ، اما زمانی می تواند بالاترین بازده را داشته باشد که چراگاه مورد نظر ، بسیار غنی از ع. چ مجموعه ای از مراحل ، در تغذیه ان است که طی این کار، انرژی مورد نیاز برای بقا و ادامه زندگی خود را از همین علف ها تامین می کنند ، چ در فضای باز می تواند برای پرورش دهنده جنبه اقصادی هم داشته باشد ، اما زمانی می تواند بالاترین بازده را داشته باشد که چراگاه مورد نظر ، بسیار غنی از ع. چ مجموعه ای از مراحل ، در تغذیه ان است که طی این کار، انرژی مورد نیاز برای بقا و ادامه زندگی خود را از همین علف ها تامین می کنند ، چ در فضای باز می تواند برای پرورش دهنده جنبه اقصادی هم داشته باشد ، اما زمانی می تواند بالاترین بازده را داشته باشد که چراگاه مورد نظر ، بسیار غنی از ع. می گویند که ایاز غلام سلطان محمد غزنوی ، در آغاز چوپان بود و با گذشت زمان ، در دربار پادشاه صاحب منصب شد. او اتاقی داشت که هر روز صبح به آن سر می زد و وقت وج بر در اتاق قفلی محکم می زد تا این که درباری ها گمان د ایاز گنجی در اتاق پنهان کرده است و موضوع را از سر حسادت به گوش شاه رساندند .
پادشاه دستور داد وقتی غلام در اتاقش نیست در را باز کنند و گنج نهان را به محضر شاه بیاورند. به این ترتیب 30 نفر از بدخواهان به اتاق ایاز ریختند و قفل را ش تند و هرچه گشتند چیزی نیافتند جز یک چارق کهنه و یک دست لباس مندرس که به دیوار آویخته شده بود.به این ترتیب دست خالی پیش شاه برگشتند و آنوقت سلطان به خنده افتاد که « ایاز مردی درستکار است . آن لباس های مندرس مربوط به دوره چوپانی اوست و آنها در اتاقش آویخته است تا روزگار فقر و سختی اش را به یاد داشته باشد و به رفاه امروزش غره نشود.
شعر اگر از تو نگوید همه عصیان باشد زنده در گور غزل های فراوان باشد نظم افلاک سراسیمه به هم خواهد ریخت نکند زلف تو یک وقت پریشان باشد سایه ابر پی توست دلش را مشکن مگذار این همه خورشید هراسان باشد مگر اعجاز جز این است که باران بهشت زادگاهش برهوت عربستان باشد چه نیازی است به اعجاز. ب خواب می دیدم ریشامو زدم... بعد خیلی خیلی خیلی ناراحت شده بودم از این کارم. توی خواب با خودم فکر آخه مگه می شه من ریشامو بزنم... من که کلّی غیرت داشتم روشون و اینا... یه دفعه با خودم گفتم «نکنه دارم خواب می بینم؟!» یه کمی با خودم کلنجار رفتم و قانع شدم که همه چی واقعیه و در حال خواب د. رِمبِشبز که سردمدار رِمبش! استبه نام خدا. فرهنگ لغت دارابکلا. رِمبش در گویش دارابکلایی ها همان جُنبش است. ریشه اش از رَم و رَمیدن است. که در لهجۀ روستا، حرف راء م ور می شود و با افزودن «بش» به آن (رِم+ بِش= رمبش) حاصل مصدری به خود می گیرد و معنی اش تکان شدید، حرکت ناگهانی و لرزۀ غیرمترقبه است. با چند مثال روشن می کنم:همه داخل خونه در تاریکی و یا در سکوت محض نشسته اند، ناگهان از داخل حیاط، ص ناگهانی و مشکوک به گوش می رسد، در این موقع دارابکلایی ها می گویند: چیشی بیهه رمبش دَکته؟چند چوپان داخل آغل مشغول وارسی ان اند، یهو می فهمند لرزه بر اندام ان افتاده است و گله رم کرده است، در اینجا به هم می گن: چیشی بیهه رمبش دَکته؟ نکنه ورگ (=گرگ) دکته دله!؟ بنابراین رِمبش شبیه همان لغت ِ خودجوش مردم در جامعه است که علیه فساد و یا هر کژیی از سوی حکومت به حرکت درمی آید. رمبش لغتی زمُخت در گویش دارابکلایی هاست که گاه به کنایه هم از آن استفاده می شود. تا لغت بعد. (قلم قم qqom دامنهٔ دوّم) داستان چوپان دروغگو نیز که در کتابهای دوره دبستان آورده شده است توسط میرزا علی اکبر صابر سروده شده است.
اصل شعر ترکی یالانچی چوبان (چوپان دروغگو) از میرزا علی اکبر صابر:
بیر چوبان بیر گون ائتدی داغدا هارای
جاناوار وار دئدی گلین ای وای
اهل قریه یوگوردو داغ طرفه
گئتمه سین تا قویون قوزو تلفه
بونلاری مضطرب گؤرونجه چوبان
گولمه یه باشلادی دئدی : یاران
سیز بونو سانمایین حقیقت دیر
داماغیم گلدی ، بیر ظرافت دیر
بینوالار قاییتدی لیک چوبان
گئنه بیر گون داغ اوزره قالدی فغان
جاناوار وار دییه باغیردی گئنه
قریه اهلین کمک چاغیردی گئنه
کندلیلر ائتدیلر دوباره هجوم
گئنه اولدو یالانلیغی معلوم
دوغرودان بیر زامان به عزم شکار
قویونا گلدی بیر نئچه جاناوار
هرچه داد ائیله دی چوبان یاهو
ائشیدنلر دئدی یال ر بو
بو سبب دن هارایه گئتمه دیلر
اونا هئچ اعتناده ائتمه دیلر
جاناوارلار یئدی بوتون قویونو
ایشته اوغلوم یالانچی لیق اویونو
باق یالانچی تانیلدی چونکه چوبان
دوغرو دئرکن سوزو تانیلدی یالان
هرگز اوغلوم یالان دئمه کی خدا
دوست توتماز یالانچی نی ابدا
هم ده خلق ایچره حرمتین اولماز
عزتین قدر و قیمتین اولماز
چه خوش گفته است شهریار شیرین سخن:
فارس شاعیری چوخ سؤزلرینی بیزدن آپارمیش
ص ر کیمی بیر سوفره لی شاعیر بخیل اولماز
تور مثلی، فولکلورو دونیا-دا تک دیر
خان یورقانی، کند ایچره مثل دیر، میتیل اولمایالانچی بسم الله الرحمن الرحیم
م.ن: شعر نیست،مرور کوتاهیست از تاریخ ایران :) احسنت! هر بیتی که میخوندم ذهنم سمت یه فرد یا گروه خاصی میرفت! از یه همچین شعری برمیاد! فتنه شاید روزگاری اهل ایمان بوده باشد آه این ابلیس شاید روزی انسان بوده باشد فتنه شاید در لباس میش، گرگی تیز دندان در لباس. aa bb /b/ çç /t dd /d/ ee ää ff /f/ gg /g/ گ،ق،غ hh خ، ح ii jj /d kk /k/ ق، ک ll /l/ mm /m/ nn /n/ ňň oo öö pp /p/ rr /r/ ss /ø/ ث، س، ص şş tt /t/ uu üü ww yy ýý /j/ zz /ð/ ز، ض، ظ žž /
a y o u بم (یوغین) ä e i ö ü زیر (اینچه) غیر لبی، دوداقلانمایان، یاسی لبی، دوداقلانیان، تگه لگ حروف باصدا aa کشیده gar برف aý ماه ajy تلخ کوتاه ata پدر aýlaw میدان ا. سلام پاییــــز هم رسید ... امشب اینجا – گلبهار- باران تندی بارید وقتی سروصدایش کم شد متوجه شدم همچنان می بارد منتهی شبیه برفآبه ... تماشای تی وی یکی از سرگرمی های منست مثلا امروز یه مستند درباره ت آباد دیدم زیبا یه روستا درون حصار قلعه ... قلعه از نوع جلگه ای با برج های مدور خشتی و . normal 0 false false false microsoftinternetexplorer4 چوپانی ماری را از میان بوته های آتش گرفته نجات داد و در خورجین گذاشته و به راه افتاد. چند قدمی که گذشت مار از خورجین بیرون آمده و گفت: به گردنت بزنم یا به لبت؟ چوپان گفت: آیا سزای خوبی این است؟ مار گفت: سزای خوبی بدی است. قرار شد تا از ی سوال ند، به روب. بخش هایی از داستان "یکلیا و تنهایی او" نوشته تقی مدرسی نه یکلیا چیزی مرا نمی ترساند و از چیزی متعجب نمی شوم. ترس و تعجب با اشخاص کوچک و وحشی بازی می کند. "یکلیا به من جواب بده او را چطور دوست می داشتی؟" "جانم در طلب او می سوخت. وقتی که مرا دز آغوش می فشرد و یا لبم را گاز می گرفت، یاس گ. اقدام زشت عروس مست در جشن عروسی با داماد +ع ۰۸:۴۸ بلایی که شوهر خواهرم در آشپزخانه سرم آورد ۰۸:۰۱ دستگیری پزشک صفت با یک زن در اتاق معاینه مطب+ع ۲۱:۵۱ ارتباط ی فریال زن بو ور مشهور با بو ور دیگر لو رفت و ... + ع ۰۷:۳۰ شوهرم هایش را بیشتر از من دوست دارد! / دختر تهرانی با دیدن یک سگ ازدوا. کله گرگی یک سنت یا آیین بین چوپانان ، شکار چیان تا بود. ولی بعد از انقلاب توسط سازمان حفاظت محیط زیست برای همیشه به این سنت خاتمه داده شد ؛ چرا که این سنت مرتبط با کشتن و نابود جانوران مانند گرگ و پلنگ و بعضا حیوانات نظیر شکار بود که عواقب آن منجر به انقراض نسل بعضی از جانوران و حیوانات می شد.
معنی کله گرگی چیست؟
به طوری که می دانیم زندگی و مقدرات حشم داران وگله داران به ویژه شبانان و چوپانان به وجود و سلامت و پرواری و بالا ه بهره برداری بیشتر و بهتر از همه ارتباط و بستگی دارد.
گله های تا سه چهار دهه پیش که دانش دامپزشکی توسعه و پیشرفت قابل توجهی نکرده بود همواره در معرض آفت ها و بیماری های گوناگون قرار داشتند و گاهی به هلاکت می رسیدند. شهر نراق - مزرع احمد آباد(کلنگه) - پاییز 1340 گله داران در مقابل آن آفات و بیماری های دامی به حکم تجربه و ممارست درمان ها وپیش گیری هایی به کار می بردند اما دشمن اساسی و اصلی ان گرگ های گرسنه ای بوده اند که در نیمه های شب سگ های گله را فریب داده یا می راندند و به ان که در خواب راحت غنوده بوده اند حمله برده و تعداد از این حیوانات مظلوم و بی آزار را می کشتند و یا می ربودند.
دفع و رفع گرگان گرسنه که با سگ های گله امکان پذیر نبود قهرا" چوب و چماق چوپانان در آن دل شب وتاریکی مظلم نمی توانست کاری انجام دهد. در واقع برای شبانان و داران هیچ دشمنی خطرناک تر از گرگ نبود زیرا نه وسیله دفاع موثر و پیش گیری داشت و نه در روز روشن حمله می بردند که راه چاره وعلاجی داشته باشد. شهر نراق - داد سال 1343
معمولا ً در بعضی مواقع و در تاریکی شب به جای سگ ها، چوب و چماق چوپان ها بود که به داد گله می رسید. اگر در این شرایط احیاناً چوپانی موفق به کشتن گرگی می شد، سرِ گرگ را از بدنش جدا کرده و آن را بر سر چوبدستی خود وصل می کرد و روی شانه خویش قرار داده و به سراغ گله های دیگر می رفت.
صاحبان هر گله در ازای این که چوپان توانسته بود دشمن خطرناکی را از سر راه گله ها بردارد، موظف بودند هرکدام یک رأس و یا معادل آن را به عنوان جایزه و به اصطلاح چوپانان به عنوان « کله گرگی » به آن چوپان هدیه بدهند. در نتیجه چوپان فاتح در ظرف چند روز به نوای قابل توجهی می رسید. کشتن گرگ اختصاص به چوپانان و شبانان نداشت بلکه هر و هر شکارچی که به چنین موفقیتی دست می یافت با گرداندن کله گرگ در میان گله داران از آنها کله گرگی می گرفت و یک شبه، صاحب یک گله می شد.
بهار سال 1379 - شهر نراق
کله گرگی در طول زمان به ضرب المثل تبدیل شد و به مدرکی گفته شد که قابل رد و انکار نباشد. به عبارتی هر در مقام دعوی و شکایت یا مباحثه و مناظره سند قاطع و مدرک محکم وغیر قابل ایرادی ارائه کند که مخاطب و طرف دعوی را تحت تاثیر قرار دهد به اصطلاح می گویند:"فلانی کله گُرگی نشان داد" یعنی مدرکی ارائه کرد که نفی و ردّ آن به هیچ وجه امکان پذیر نیست.
این ضرب المثل ،نانوشته در بین گله داران ودامداران قدیم می باشد.
شهر نراق - سال 1340 از راست : علیرضا طبیب زاده - مرحوم مرتضی رادفر - مرحوم غلامحسین خسروی - مرحوم رمضان عظیمی
گرفتن کله گرگی در شهر نراق از اهمیت ویژه ای بر خوردار بود به طوری که چوپانان ،شکارچیان موفق به کشتن گرگ می شدند کله آن را در آبادی می چرخاندند و کله گرگی می گرفتند.اهمیت موضوع به حدّی بود که این اوا (حدود چهار دهه قبل) مردم حتی اگر گرگ مرده ای را هم پیدا می د سر آن را از بدنش جدا کرده واز گله داران کله گرگی می گرفتند که حقیر یک نمونه آن را از یکی از اهالی خارج از نراق دیده ام. در حال حاظر هیچ مجاز به کشتن گرک یا جانوران درنده دیگر نیست حتی اگر باعث خسارت به دامداران باشد. دامداران اگر احیانا گرگ های گرسنه و یا گرگِ " هاری " را در منطقه مشاهده نمودند موظف هستند بلافاصله مراتب را به سازمان محیط زیست اعلام نموده تا در اسرع وقت محیط بانان آن گرگ را به روش خاص ازمحل دور نمایند . image result for ‫مرتضی علی آقایی نراق‬‎ سایت سلحشوران شهر نراق از آقای مرتضی علی آقایی فرزند علی اکبر اهل شهر نراق از بابت تهیه پست کله گرگی سپاسگزار می باشد .