چه غریب م ای دل - اخبار روز


حاشیه های عجیب و غریب انتخابات شوراهای شهر/ از ورود آقازاده ها تا برکناری ساعتی شهرداران!




ادامه مطلب

حال که دست در دست آیینه ها جاده های خاموشی شب را در انتظار روشنایی فرداهای بی بدیل در ک شان خیال با شهاب
سنگ هایی از امید می پیمایی و روزنه ی بودن خویش را بر نگاه مضطرب خورشید بسته ای ،تا پروانه ی خیالش آسمان نقش
بسته بر تارک وجود را از یاد ببرد و رسم دیرین فراموش شدگان ر. همسفر ای ماه چرا به نیزه جا داری ؟ خوش بوی ز خاک نینوا داری تو روح علی و جان زهرایی خوش رایحه ای ز مصطفی داری تو همسفری به کاروان دل از نیزه ، نگاه سوی ما داری هفتاد و دو ذبح داده ای با عشق احسنت به تو که این منا داری درمان تمام دردها با توست در تربت پاک خود شفا داری در طوف ضریح خود . آدمیزاد توی وطنش هم غریبی کند و حتی نشود پایی از سر حوصله دراز کند، خیلی زور دارد. به مهاجر فکر می کنم. آدم مهاجر لااقل خیالش راحت است که جایش جا نیست و غریب خاک است. وگرنه که این حال و روز غریب الغربا ست و هر چه طاعت هم موجب همان غربت نه قربت. قرابت این روزها با مهاجران از هجر آمده. اگر سرم برود در سر وفای شما ز سر برون نرود هرگزم هوای شما بخاک پای شما کانزمان که خاک شوم هنوز بر نکنم دل ز خاک پای شما چو مرغ جان من از آشیان هوا گیرد کند نزول بخاک در سرای شما در آن زمان که روند از قفای تابوتم بود مرا دل سرگشته در قفای شما شوم نشانهٔ تیر قضا بدان امید که جان بباز. گفت دانایی که: گرگی خیره سر، هست پنهان در نهاد هر بشر!... هر که گرگش را در اندازد به خاک رفته رفته می شود انسان پاک وآن که با گرگش مدارا می کند خلق و خوی گرگ پیدا می کند در جوانی جان گرگت را بگیر! وای اگر این گرگ گردد با تو پیر روز پیری، گر که باشی هم چو شیر ناتوانی در مصاف گرگ پیر مرد. ♡ . روی تو ندید و هزارت رقیب هست در غنچه ای هنوز و صدت عندلیب هست گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست چون من در آن دیار هزاران غریب هست عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست #حافظ #بالاترازترانه #دل_را_به_خدا_بسپار #دلس من چیزهای زیادى را در دست گرفتم و هم.

حال که دست در دست آیینه ها جاده های خاموشی شب را در انتظار روشنایی فرداهای بی بدیل در ک شان خیال با شهاب
سنگ هایی از امید می پیمایی و روزنه ی بودن خویش را بر نگاه مضطرب خورشید بسته ای ،تا پروانه ی خیالش آسمان نقش
بسته بر تارک وجود را از یاد ببرد و رسم دیرین فراموش شدگان ر.
۱. حادثه خط بود و آینه انحنا و آینه را در حادثه دیدن.

۲. دارد شکلِ شطح می گیرد به خود این گل.
از این جا که می گذشتم هربار از خاکِ لالِ باغچه صدای خنده می آمد. حالا معلوم ام شد پس که در خاک به چه می خندیده اند.

۳. سحر سخت بر ماهِ هاشورخورده یِ بی وقت دمیده شب پریده یک سر. خوبه که آدم بعضی وقت ها چیزایی که به نظرش جالب میان رو تجربه کنه. مثلا من الان چند روزه دارم مثل پرنده ها غذا خوردن رو تجربه می کنم: اول چیزی که قراره بخورم رو میذارم روی زبونم، بعد که جویدمش، مثل پرنده ها کله م رو می گیرم بالا و یه کم ت میدم تا به کمک جاذبه بتونم قورتش بدم! خب در و. پلاکی از جبهه برگشته‌ام. با عطر و بوی بهشت . آغشته به خون شب‌نشین کانال‌ها! و ه ن انتظار. خاک، مرا دربرگرفت.  خاک تنم را پوشید. لاله‌ای سرخ جوانه زد. از امتداد غربت غرب می‌آیم. با شانه‌های صبور خاک گرفته خاک جنوب و نگاهی که پی جوی مادری دل نگران است. کانال‌های . الحمدلله قیامتی هست و اون روز خیلی ها ایز می شن

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ریل مترو هر لحظه منو می کشونه سمت خودش.... شما بینندگان خبرگزاری فوتبال ایران ، این کلیپ جالب از فوتبال انگلیس” چلسی” به نمایش حواشی تیم چلسی انگلیس در تمرینات همراه با هواداران می پردازد . پارس فوتبال شما را به تماشای این کلیپ دعوت می کند. نوشته ؛ حواشی عجیب و غریب آبی پوشان در تمرینات اولین بار در پارس فوتبال خبرگزا.   در کاروانی ب مقصد "تو" نام می نویسم! تمام دلتنگی هایم را می ریزم توی چمدان و راهی ات می شوم! دست و پای دلم را گم کرده ام! وقتی هوای حریمت به سرم می خورد دوست دارم کبوترانه در هوایت پرواز کنم اما بال و پری ش ته دارم راستی آقا جان! نمی دانستم همین که سلام گویم, پاسخم می دهی نمیدانم . شما بینندگان خبرگزاری فوتبال ایران ، این کلیپ جالب از ” سری آ ” به نمایش حواشی جالب و طنز هفته ۲۴ سری آ فصل ۱۷-۲۰۱۶ می پردازد . پارس فوتبال شما را به تماشای این کلیپ دعوت می کند. نوشته ؛ حواشی اتفاقات عجیب و غریب هفته ۲۴ سری آ اولین بار در پارس فوتبال خبرگزاری فوتبال ایران par. شهادت حضرت عباس علیه ******************** اى کشته ی راه داور من اى پشت و پناه لشگر من اى نور دو دیده ی تر من عباس جوان ، برادر من * * * * * برخیز که من غریب و زارم بى مونس و یار و غمگسارم غیر از تو برادری ندارم عباس جوان، برادر من * * * * * رنجنامه های دهه هفتاد/29 از حسینیه حاج همّت تا هیأت طلافروشان(درد دل مکتوب یکی از ان اکیپ تفحّص)/2 حالا بیا تا با هم به فکه برویم؛ همان محل قتلگاه یاران (رض). بچه های تفحص اینجا از وس خوان سحر تا تنگ غروب، وجب به وجب، میدان های مین و شیارها و کانال های به جامانده از عملیات والفجر 1 را. شنیدن خش خشِ بی قرار پاییز زیر پاهای نگرانِ رهگذران. باد آرام و سردی که میان شاخه های ِ بی کلاغِ درختان نجیب خیابان می پیچد و آسمانی که در سکوتی بغض آور سایه ی غریب غروب را بر خا تریِ شهر پهن کرده است. دست ها در جیب است و سرها در گریبان. عابران در خود فرو رفته اند و خیابان در غباری . گریه کن شمع غریب، که دیگه تنها شدیجغدمن ای دل من، یکه تو دنیا شدی چه شدن کجا شدن دیگه ص نمیادحتی از تو ها ناله ای درنمیاد روی دل کوه غمه دنیا زندونه برامدیگه با این دل تنگ ناله آسونه برام چکنم، کجا برم، که دل آروم بگیرهبذار برات قصه بگم مگه خوابم ببره یه قایق بهم دادن که پلاسیده . آدم گم شده دیوانه است. تصور کن ی را که آ ایمر گرفته. خانه اش را بلد نیست، اطرافیانش را نمی شناسد، حرف های عجیب و غریب می زند. گاهی اعصاب ها را خورد می کند و گاهی اطرافیان را به خنده می اندازد (خندۀ تلخ). مادربزرگم بسیار مذهبی و مقید بود و هست البته هنوز هم. آ ایمر که گرفت، سر می رفت س. گودال قتلگاه ... گل و بوی پیرهن در جست وجوی یوسف زیبای بی کفن پیداست آه ... منظری از ماه چاک چاک خورشید رنگ باخته و تکّه تکّه تن گرگی نشسته بر تن خورشید و می درد شال و عبا و پیرهن سرخ آن بدن گفتند : رستخیز عظیمی است نی نوا ... نه ... رستخیز گوشه ای از نی نوای زن تاریک می شود همه جا ... بی و . چقدر غریب و قریب است این واژه غریب به خاطر سختی ان و ازمونهایی که سوال اول و ا ش صبر است و صبر و قریب هم به خاطر انکه در زمانهایی جز صبر چاره ای نداریو تجربه دار
اما انجا که شوق به محبوب باشد صبر عجب واژی ارام و مظلومی است و در عین حال با حیاو قدرتمند
چقدر زیباست اینه تارهای ز. ز عتاب مه خود نیک اب آمده ام
گرچه پیرم که نه از عهد شباب آمده ام

طایر گلشن فردوسم و از جور عدو
بسته خاکم و در بند عذاب آمده ام

من همان بلبل خوش ذوقم و از درد فراق
به تمنای گل و بوی گلاب آمده ام

جان من محرم نیست در این دیر غریب
زان سبب با تن خود بسته نقاب آمده ام
. برو آنجا که تو را منتظرند..






پ ن:دست بردار از این "در وطنِ خویش غریب"..

"هوا را از من بگیر،خنده ات را نه" روزگار غریب است غریب تر از خنده دلربایت امید به هیچ ی نیست! ماورای تمامی خواسته های من از روزگار چشیدن طعم لبخندت با آن رژ مشکی است. بیا با هم برویم به جایی که تمامی لبخند ها ثبت میشود به جایی که میتوان بدون سانسور خندید،حرف زد،بالا و پایین پرید ش. کتاب غریب قریب غلامی نوع اثر : کتاب ناشر : گروه شهید ابراهیم هادی مجموعه اثر : - قیمت نسخه چاپی : 6,500 تومان تعداد صفحات نسخه چاپی : 144 رده بندی کنگره : ‏‫ct1888‭‬‭‬ ‭/غ8‏‫‭غ4 1395 رده بندی دیویی : ‏‫‬‭920/055 شماره کتابشناسی ملی : 4494499 شابک : ‏‫978-600-7841-37-2‬ سال نشر : 1395 خلاصه اثر:این کتاب زندگی نامه و خاطرات یکی از عاشقان راه در شهر بجستان در جنوب اسان، مجاهد مهاجر شهید رجب غلامی را که در اسفند ماه سال 1364 در عملیات والفجر 9 به آرزوی دیرین خود یعنی شهادت نائل شد را بیان می کند...

وقتی صدا میزنی نام اباعبداللهرازمین می لرزد.
آسمان گریه می کند. دل ها آب می شود
و صدای مادرش به گوش می رسد در میان روضه؛ غریب مادر حسین...!
و خوشا به حال ی که درک کند اینها را.....
هر یک بار آمده درک کرده که حال و هوای این مجلس فرق دارد با هر جایی ......
بوی عطر سیب،
بوی تربت حسین(ع)
عطر چایی روضه
و شعله شمع دم در ......
تازه بعد از اینکه آمدی ،
سبک شدی و رفتی میفهمی نعمت عشق حسین (ع) را که مفت به ما داده اند!
و شاید هم نفهمیم.........

در اتاقی که سکوتش فقط از قلم بر ورقم می شکند
می نویسم که ورق خانه خاموش من است
می نویسم که ورق همدم و همراز همیشه
به خیالم که ورق مست من است
مست یک جرعه می از جام قلم
که خموش نه ، اسیر قفس دست من است
من به این کاغذ خاموش صدا
می نویسم به همان خط غریب
زندگی باغچه یکرنگی ا. وقتی ابرهای ماه پایانی بهار مقابل دریچه چشمهای منتظرمان می گریزند
وقتی تکرار غریب ثانیه ها جای خالی یک منجی را داد می زنند
وقتی پیچ و خم کوچه های اضطراب را به امید وعده حتمی خدا با اشتیاق طی می کنیم
دلمان به یک چیز خوش است:
"این که زیر نگاه بلند تو نفس می کشیم"

خدا ما را. خوب من بهتره دعا نکنم این جوریها که پیداست قراره از اوّل شهریور رزیدنتی ها شروع بشه . البته یک نفر می گفت تلفن گفتن از اول مهر شروع بخشه ولی با اومدن اون نامه عجیب و غریب و خبرایی که از ها می رسد انگار قراره ظلم در حق بچه های دوره 44 به منتهای خودش برسه و شروع بخشا هم از شهریور باشه . سلام ما به رخ انور جواد درود ما، به تن اطهر جواد غریب بود و غریبانه جان سپرد و نبود ى به وادى غم، یاور جواد جواد (ع) فرمود: تواضع و فروتنى زینت بخش علم و دانش است، ادب داشتن و اخلاق نیک زینت بخش عقل مى باشد، خوش رویى با افراد زینت بخش حلم و بردبارى است. شهادت مظلومانه وغریبانه مظهر. صبح زود برخاستن
قبل از طلوع آفتاب
یا همزمان با آن
طعم تمام روز را عوض میکند
کارها هم چقدر جلو میافتد
میدانی ؟
صبح زو عطر غریبی دارد
عطری که در انتهای صبح زود
تمام میشود
و هرگز به مشام
آنها که تا کمرکش
ظهر میخوابند
نمیرسد
، میاورد
خواب، خواب
نادر. سیدهدایت الله جعفری : مسجد حسن مجتبی علیه ال در جوار زادگان زبیده خاتون و زاده ذوالفقار نیازمند نگاه ویژه مسئولین شهرستان. سید هدایت الله جعفری به وصیت پدر سالهاست در حفظ و نگهداری و کارهای عمرانی مکان زاده و مسجد حسن که در جوار این دو زاده قرار دارد کمر همت بسته و هم اکنون نیز . به همت پایگاه مقاومت ی بریز برگزار می گردد محفل نورانی انس قرآن کریم در بریز با حضورقاری بین المللی عبدالحمید غریب نواز همراه با اختتامیه اولین دوره مسابقه بزرگ قرآن کریم واهداء جوائزبه نفرات برتر آشنایی با غریب نواز : عبدالحمید غریب نواز مدرس می باشد. ایشان دارای تألیفات از . آذر ماه‌ی است غریب. برف می بارد و من به «آتش درون» می رسم. چه غریب م ای دل! نه غــــــــــــــمی، نه غــــــمگساری نه به انتظار یاری، نه ز یار انتظاری... دعا می کنم آهسته تو میدانی با چَشم خیس می آیم و اشکم دریا می کنی با حسرت و اندوه نزد تو نذر می از شوق دلم را دریا می کنی
فهمیده ام دعای خفی مستجاب ترست وقتی خفی حاجتم را برآورده تر میکنی اینگونه دیگر امانم ز چشم بد بَد بودم آقا ولی نگاهم میکنی ندیده ام بر در ورودی حَرَم که ورود . داره میشه ی ال از شروع طرحم همینجوریشم پاییز بوی غریب داره ولی اینکه مصادف بشه با شروع کارت توی محیط غریب و تنها بوی غریبیشو دوچندان میکنه اصلا بوی پاییز ک میخوره بینیم حالم اااب میشه اااب دلم میخاد اون لحظه نباشم اصلا روزهام داره با شیفتای فشرده و بیخود سپری میشه و چیزی جز خست.