چادر انسان ز سر افکنده ام - اخبار روز

روابط مشاور امنیت ملی ترامپ با مسکو و کناره گیری او ابر تهدید جدیدی بر فراز کاخ سفید افکنده است. این چادر مسافرتی دارای پارچه ای ضخیم میباشد که باز و بست آن بعد از چند بار یادگیری به راحتی انجام میشود. در کل میتوان این کالا را مناسب برای خانواده های ایرانی دانست چراکه ابعاد مختلفی دارد و این مدل هشت نفره میباشد. دارای هجده ماه ضمانت برای پایه ها میباشد که گویای کیفیت بالای این محصول ایرانی میباشد. برای جلوگیری از ورود ات پشه بندهایی در درب ورودی و پنجره نصب شده است.
بعدازظهریه خیلی عصبانی بودم! از اینکه هیچ دلیلی وجود نداره ی حتی شوهرم به جای من تصمیم بگیره کجا این چادر وامونده رو بپوشم، کجا نپوشم اما دین و سنت و درد بی درمون این حق رو بهش میده!داشتیم میرفتیم جلسه شعرخوانی. من نمیخواستم چادر سر کنم یکی دو بار گفت منم ا ش گفتم فقط ورمیدارم ول. http://uupload.ir/files/6evl_%d9%87%d9%85%db%8c%d9%86%d8%ac%d9%88%d8%b1.jpg همینجور داره از چادر ز له زده ها مار وعقرب بیرون میاد با گرم شدن هوا تعدادشون بیشتر میشه راستی مسئولین و سلبریتی ها که اوایل رفته بودن اونجا چرا الان پیداشون نیست و وعده ها عملی نشده؟ tebyanonline
نیمه شب بود و با صدای خش خش آرامی که از روکشِ نازک چادر به گوش میرسید و سوز سرمایی که به صورتم می خورد از خواب پ . به صدا های بیرون خوب گوش سپردم، دانه های درشت برف بود که به روی چادر می نشست. انتظار برف را نداشتم. درون کیسه خواب مچاله شدم و به این فکر که تا صبح چقدر برف روی چادر خواهد نشست. آیا دوباره خیس می شویم و یخ می زنیم؟

به خانه فکر می و گرمای بخاریِ کنار تختم. به چایی داغ فکر می ، به سونای خشک فکر می . از سوراخِ کوچکِ چادر، سوز سرما به داخلِ چادر می وزید و من سرم را بیشتر و بیشتر در گرمای نیمه جان داخل کیسه خواب فرو می بردم. خدای من چقدر آرزوهای آدم می تواند تغییر کند، چقدر چیزهای کوچکی در اطراف ما هست که به هیچ عنوان دیده نمی شود و زمانی می تواند برای ما یا آدمی دیگر آرزویی بزرگ باشد. خدای من چقدر خوب بود که آن شبِ سردِ داخلِ چادر در دشت وسیعِ کشور قزاقستان، من سالم بودم و سرما نخورده بودم. چقدر آن شب خوشحال بودم که دل دردم خوب شده است و دردی در بدنم نیست. چقدر از گرمای کیسه خوابم لذت می بردم و چقدر ذوق و هیجان داشتم برای چایی داغی که صبح روزِ بعد روی آتش قرار بود آماده شود و دلم برای دوچرخه هایی می سوخت که زیر برف تا صبح یخ می زدند. یادم هست دوباره زود خوابم برد و چه خواب های عمیق و دلچسبی و یادم هست که تا صبح خیس نشدیم و یخ نزدیم.

احساس می کنم این دیوارهای ضخیم خانه های شهر، فاصله ما را با تو خیلی زیاد کرده است. چیزی هیجان زده مان نمی کند. آرزوها یمان مثل بادکنک های بزرگی شده است که با سوزنی ساده می ترکد. لذت نمی بریم.مریض می شویم، قرص می خوریم. خودمان را بیشتر و بیشتر در خودمان می پیچیم و بازهم گرممان نمی شود. مهمانی می رویم، الکی می خندیم، قهقهه می زنیم، لذت نمی بریم. خوب می خوریم، زیاد می خو م، لذت نمی بریم. خدایا می شود دوباره چشم باز کنم و توی همان چادر باشم و دانه های درشت برف ببارد بر چادر و من زیپ کیسه خواب را بیشتر ببندم و از گرمایِ داخلش لذت ببرم و برای صبح روز بعد هیجان زده باشم؟

...

پایگاه اینترنتی«سی جی تی ان»: آیا جنگ بر خلیج فارس سایه افکنده است؟وب سایت «سی جی تی ان» احتمال وقوع جنگ در پی بالا گرفتن تنش ها میان قطر و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس را بررسی کرد.به گزارش گروه بین الملل باشگاه خبرنگاران جوان پایگاه اینترنتی شبکه تلویزیونی «سی جی تی ان» در گزا. هوا گرم است؛ خیلی گرم!

رنگ مشکی گرما را جذب می کند.

می پرسد: حالا حتما باید چادر سرت کنی؟ آب پز نمی شی توی این گرما؟؟؟

می گوید: اگر چادر سرم نکنم، بیشتر گرمم می شود! نگاه ها، گناه ها، داغ تر است.

اولی نمی فهمد او چه می گوید. زهرخندی می زند!

کاری که برخاسته از عشق باشد، تحمل سختی اش هم شیرین است.☺️

این پوشش را از روی محبت به خدا انتخاب کن. نه از ترس جهنم.

آن وقت با تمام وجود می فهمی، تحمل گرمای هوا، چه نسیم خنکی را نوازنده ی روحت خواهد کرد. گفت :می دانی چرا چادری شدم؟ گفتم: چه می دانم، لابد این طوری خوش تیپ تری!!! گفت: خیر!!! گفتم: خب لابد فهمیدی این طوری حجابت کامل تره مثلاً!!! گفت:خیر !!! گفتم: ای بابا!!! خب لابد عاشق یکی شدی، اون گفته اگه چادر بپوشی بیشتر دوستت دارم!! گفت: نزدیک شدی!!! گفتم: آها!!! دیدی گفتم همه ی قصه ها به از. دیدمت لرزید دستم ، چادر افتاد از سرم ! یک نفر پرسید: خوبی ؟! گفتم : اکنون بهترم ! زیر لب با اخم گفتی : چادرت را جمع کن خنده رو ، آهسته تر گفتم : اطاعت سرورم عاشق این غیرت و مردانگی هایت شدم عشقِ پاکت مردِ با احساسِ من ! شد باورم عشق تو رنگین کمان پاشیده بر دنیای من هم تو عشقِ اولم هستی . بگذار برسانمت شامل 17 داستان کوتاه و خواندنی است. در داستان اول این کتاب می خوانیم: پدرم می گوید: «چند بار بهت بگویم هر روز هر روز چادر سرت نکن برو پی ید آت و .» مادرم می گوید: «وا! کِی من هر روز هر روز رفتم؟ به جای دست درد نکند است شمس الله؟» «حالا کدام چادر سرت بود؟» «همان چادر مشکی گلدارم. مگر فرقی هم دارد.» «دِ همین دیگر! حالا کو تا تو فرق این چیزها را بفهمی.» «باز از خودت حرف درآوردی شمس الله؟» «اگر زن موقع راه رفتن قرو قمیش نیاید ی باهاش کار ندارد.» «خج بکش شمس الله! بعدِ یک عمر کلفتی تو این خانه، این دستمزدم است، آفرین شمس الله! آفرین! خوشم باشد.» «حالا چه شکلی بود؟» «خیر سرش موهای جوگندمی اش را زده بود بالا اما ابروهای آن چشم های هیزش سیاه بود.» «بفرما! ببین چطوری رفته تو نخ آقا!» «خوب، نگه داشت کنارم؛ فکر فامیلی همسایه ایه، نگاهش . وقتی بی حیا گفت: بگذار برسانمت، روم را برگرداندم.»
انتشاراتهیلامولفمحمدرضا گودرزیبرای سفارش یا اطلاعات بیشتر با شماره زیر تماس بگیرید02166414040 رگ هایش شده بود و خونریزی شدیدی داشت. وقتی این مجروح را دید به من گفت:"بیارش داخل اتاق عمل...". اشاره کرد که چادرم را در بیاورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جا به جا کنم. مجروح به سختی گوشه ی چادرم را گرفت و بریده بریده و به سختی گفت:" من دارم می روم تا تو چادرت را در نیاوری؛ ما برای این . نگران نباش.............. چقدر جالب بود لحظه ای که در مترو ذل زده بودی به من! و نگاه از من بر نمی داشتی......... نمی دانم ظاهر من برایت ناپسند بود یا می خواستی بدانی در این تیپ و ریخت اذیت نیمشوم؟! فقط میخواهم این را بگویم من راحتم در همین چادر مشکی در همین چادری که رنگش از نظر تو "کراهت"دارد! در همین چادری که......... شما نمی خواهد نگران افسردگی و اذیت شدن من در این چادر مشکی باشی! نگران خودت باش در سرای آ ت........... مریدی به نام مملی، سر به زیر افکنده گفت پیر را: «چه کنم کز دست خلایق دمی بیاسایم؟ از بس که به دیدن من همی آیند و اوقات مرا از تردد ایشان، ویش ویش ویش گرفته، گویی که تشویش گرفته». چادر یعنی امنیت خانوم خوشگله شماره بدم؟؟؟ خانوم خوشگِله کجا میری برسونمت؟؟؟ اینها جملاتی بود که دخترک در طول مسیر خوابگاه تا می شنید! بیچاره اصلا” اهل این حرفها نبود… این قضیه به شدت آزارش می داد تا جایی که چند بار تصمیم گرفت بی خیال درس و مدرک شود و به محل زندگیش بازگردد. به . خانم بدن خودش را در زیر چادر ببیند: :اگر از بیرون بدنش پوشیده است کافى است. مکارم:در فرض سوال چنانچه چادر بدن نما نباشد اشکالی ندارد.
سیستانی :زن باید در موقع ، تمام بدن حتی سر و موی خود را بپوشاند، و بنابر احتیاط واجب حتی از خودش نیز پوشانده شود، پس اگر چادر را طوری بپوشد که خ. نا مه ای به ماه ماه آرام و رنگ پریده بر دشت ستم گری و مظلو میت کربلا چادر سیاه شب یازدهم محرم شصت ویک را گسترا نده بود ونسیم ،عطر آگین ومشک فام ، با دلهای خسته ی داغدار این دشت زمز مه (یا لیلی ) (یا لیلی ) سر می داد.واینک دشت چون طفلی خواب بی صدا شده بود. خیمه های سوخته شده ، تیرکهای ن. سلام دوستان عزیز خوبید؟؟؟ اول از همه عید شما مبارک متاسفانه دیروز برای بابام تولد گرفتیم نتونستم تبریک بگم امروز از طرف مدرسه رفتیم اردو دو روز قبلش بابامو به زور مجبور بزاره چادر مسافرتی ببرم داشتیم چادر رو نصب می کردیم که یک ادم فوضول اومد گفت بچه ها چادر نصب نکنید ماهم مجب. مستر همفر جاسوس انگلیسی درباره از بین بردن حجاب به عنوان یکی از نقاط قوت مسلمین می نویسد: باید ن مسلمان را فریب داد و از زیر چادر بیرون کشید....پس از آن که ن را از چادر و عبا بیرون
آوردیم ، باید جوانان را تحریک کنیم که دنبال آن ها بیفتند تا در میان مسلمانان آن فساد
رواج یابد و .
_ ع هایی از حضور معاون اول رئیس جمهور با کفش در چادر و محل زندگی ز له زدگان با انتقاداتی همراه شده a post shared by صدای ملت (@sedaye.mellat) on nov 27, 2017 at 8:12am pst خودمان هستیم ، مثلا درک قرآن سخت است حتی فهمیدن کامل المیزان سخت است مثلا این که چرا آسمان در تابستان ناگهان میگیرد حس و حال باران، سخت است خودتان، شکر خدا، این کاره اید، میدانید خیلی چیزهای دیگر هست که فهم آن سخت است شاعر نیستم ، تمامش کنم که قافیه نیست جور قافیه چون ردیف مان . در گذشته هاى دور در شهر بجنورد دختر سلطانى بود که از دانش پزشکى سر رشته داشت. روزها به همراه کنیزکى از کنیزان خود به صحرا مى رفت و از میان گیاهان، گیاه داروئى مى چید، و با بغل پُر به قصر باز مى گشت. روزى دختر سلطان طبق معمول با کنیز خود به بیابان رفت و چادر زد، و سپس شروع به چیدن گ. بی تاثیری کاهش تولید نفت از سوی اوپکی ها و غیراوپکی ها بر سرشان سایه افکنده است و با افت تولید آنها، جا برای تولید شیل اویل باز شده است. در مدت سفرم، هر وقت در حضور پدرم خواستم برم بیرون، پدرم با نگرانی و لحن خاصی به من تذکر می داد که خیلی مواظب باشم کیفم رو از روی شونه م نبرن. و من هر بار کیفم رو به صورت کج رو شونه و گردنم قرار می دادم و می گفتم: نگران نباش. از طرفی در پیاده رو راه می رم که کیفم رو به خیابان نباشه. و ا. حجاب یه شب بارونی بود و من خونه مادر بزرگم بودم و داشتم مشق می نوشتم. اون موقع کلاس دوم ابت بودم. مادر بزرگ دوستم اومد اونجا، یه قواره چادر مشکی ام همراهش بود، نشون مادر بزرگم داد و گفت: «اینو آوردم دخترت برای نوه ام چادر بدوزه»، مادر بزرگم گفت: «خب نوه ات رو هم می آوردی اندازه اش رو بگیره»... ادامه مطلب در حدیث از مکرم حضرت محمد(ص) آمده است که: «الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم»به این معنا که حکومت ممکن است که با کفر باقی بماند ولی با ظلم باقی نمی ماند. شیخ مفید، امالی، ص۳۱۰ - ملا محمدصالح مازندرانی: شرح اصول کافی :ج ۹ ص ۳۸۳

خانم آزاده نامداری به سوئیس رفت و نه تنها چادر.
بعدا نوشت : یکی اومده پرسیده ع خودته ؟؟؟ البته قصدش فقط کمک به من بود اما باید بگم که من هیچ وقت ع خودم رو توی فضای مجازی نمی ذارم این یه ع آماده بود مثل تمام ع هایی که توی وبم میذارم
تقدیم به همه ی ملکه های سرزمینم
بعید می دانم ی با پوشیدن در مقابل مردم شهر و کوچه و بازار در روز رستاخیز هم support شود
انتخاب با توست ....
نگران
نگران نباش ! بی حجاب ها هم روزی با حجاب می شوند ولی در قبر ... و آن روز دیگر دیر است ....
تاج سر
چادر به سر بگیر و به خود ببال که پادشاهی به بلندای چادر تو تاجی ندیده است ...
خواهرم.... وقتی دلت می گیرد از پوزخندهای به اطلاح "روشـــــنفکرها"... قرآن را باز کن و سوره ی "مطففین"... آیه ی 29 تا 33 را نظاره کن: "آنان که امروز به تو می خندند،فردا گریانند و تو خندان...!" پس سرت را بالا بگیر!❤ چادر آداب دارد آدابش را که درک کنی،وابسته اش می شوی! چادر لباس رزم است... رزم . بچه که بودم، مغازه دارهای نزدیک خونمون چادر نارنجی می زدند که کل پیاده رو، رو می گرفت. توی چادر آب پاشی می شد و بعد میز و شیرینی و شربت، فصای خاص و دلنشینی ایجاد می کرد. می رفتیم و میومدیم تا هر بار شیرینی و شربت برداریم. ازشون واقعا ممنونم که بهمون نگفتند بسه دیگه بچه، چه خبره ان. http://uupload.ir/files/z0jw_%db%8c%da%a9%db%8c_%d8%a7%d8%b2.jpg یکی از مشکلات کنونی چادر نشینان س ل ذهاب این روزها قطع مکرر برق است که به گفته مردم این شهر اگر این معضل همچنان ادامه داشته باشد با مشکلات جدی روبرو می شوند/ایرنا kshonline #از_گشتِ_ارشاد_تا_چادرِ_المیرا (چون و چراهای حجاب) #ابوالفضل_اقبالی
! مدتی است که در خیابان های شاهد حضور ون های گشت ارشاد هستیم. امروز با دیدن صحنه ای که در آن نیروی انتظامی با عصبانیت و تندی به یک دختر تذکر رعایت حجاب می داد، این نکته در ذهنم شکل گرفت که واقعا چرا حکومت در شخصی ترین مساله زندگی افراد هم به خود حق دخ می دهد؟ آیا واقعا حکومتی که به افراد خود حتی حق انتخاب نوع پوشش که شخصی ترین امر است را هم نمی دهد،ظالم نیست؟ از گشت ارشاد تا چادر المیرا در مراسمی که صبح امروز 1395/07/19 ساعت 10:30 به مناسبت هفته ملی کودک و ماه محرم با همکاری اعضای ستاد هفته ملی کودک (کانون-هلال احمر-آموزش و پرورش و اداره ارشاد) در چادر هلال احمر در در حیاط ان اداره برگزار شد 30 کودک پسر پایه چهارم به همراه معلم و معاون خود در چادر حضور یافته و به انجام ت. امیدوارم سال نود و پنج سالی سراسر خیر و برکت برای شما باشد. ترانه ای تقدیم به حضرت زهرا (سلام الله علیها): قلم از شوق سرتا پا غرورِ خدا نور و پدر نور و تو نوری کمک کن نور،نزدیک تو باشم دارم می میرم از احساس دوری مسلمان می شوم از چادر تو من و سلمانِ تو،خیلی بعیدِ... می دونم حتی ن نا ه. انسان اعجوبه حیات ، انسان موجودی پیچیده ومرموز ، انسان موجودی خود خواه ،
انسان موجودی تنها ، انسان موجودی هوشمند ، موجودی خود مختار ،انتخابگر ، ناطق ، موجودی ناسپاس انسان موجودی لجباز ، فراموشکار انسان گاهی از فرشته بالاتر
گاهی ازحیوانات درنده پست تر انسان تنها مو جودی ک. این مرد، مرد بزرگى بود. و در احوالات او مى ‏نویسند که: در اوّل وهله، در میان همین بیابان ‏هاى اسان، بین ابى ‏وَرد و سرخس، یک چادرى داشت و به عبادت مشغول بود، و بُرنُسى بر سر داشت و یک پشمینه ‏اى پوشیده بود و در زیر چادر به و عبادت و روزه و ... مشغول بود. و چند تا شاگرد هم داشت، ولى .
در پژوهش مزبور که نتایج آن در سال 93 نیز در نشست تخصصی سیاست گذاری حجاب در اختیار اعضای این نشست قرار گرفته، نشان داده شده تمایل به استفاده از حجاب در سال 85 به میزان 24.3 درصد بود که در سال 93 به 14.7 درصد افت پیدا کرده است. بیشترین تغییر مثبت در تمایل تهرانی ها در استفاده از پوشش خاص ن مربوط به استفاده از روسری، مانتو تنگ بوده که در سال 85 تنها 25.2 درصد بود که در سال 93 با رشد زیادی به 32 درصد رسیده است.

شکل زیر به خوبی نشان می دهد تمایل استفاده از چادر و مانتوی گشاد در خلال سالهای 85 تا 93 به شدت کاهش یافته و در چادر از بیش از 24 درصد به حدود 14 متمایل شده و تمایل به استفاده از مانتوی گشاد از 30 درصد به 20 درصد طی 8 سال، افت کرده است.

شکل یک: تمایل پاسخگویان تهرانی به استفاده از انواع پوشش ن
ادامه خبر پاو وینت سازه های چادری دسته بندی : پاو وینت نوع فایل: ppt _ pptx ( قابلیت ویرایش ) قسمتی از محتوی متن پاو وینت : تعداد اسلاید : 12 صفحه سازه های چادری مقدمه "بادبان ها و طناب های کشتی سازه های کششی هستند که هیچ بهتر از یک ملوان نمی تواند طبیعت آن را درک نماید." چادر، یک پوسته ی کششی یکپار. جالبه که خیلی از اونهایی که نون صدا سیما رو میخورن ، از نامداری حمایت !سوال من اینه که ، مینو خالقی آدم نبود ؟ چرا اون موقع ازون خانم حمایت نکردین ؟البته با این تفاوت که خالقی در ایران حجاب روسری داره ، و هیچ ادعایی مبنی بر عشق ب چادر و ادعای حجاب دیگه ای نکرده ، اما نامداری هموا. آنجا نبودیم ولی برایتان گریستیم ...
از وقتی ز له آمد با عده ای از دوستان در تکاپو هستیم کاری . درباره ز له بم شنیده بودم حضور بدون برنامه و پشتوانه افراد نه تنها کمک کننده نبوده بلکه حتی موجب اخلال در روند امدادرسانی شده است بنابراین تصمیم گرفتم حضوری در محل نباشم ولی با برخی ا. ماه بانو زیر چادر دست پنهان کرده بود عشق را در لای پلک مست پنهان کرده بود تاکه نامحرم نبیند او چه دارد زیر سر زلف راآن زیرها باشست پنهان کرده بود عاشقان زردند تا مردم بدانند عاشق است از سفیدی آنچه بود وهست پنهان کرده بود موی او بورست یا مشکی نمی دانم فقط آنچه زیر روسری می بست پنهان کرده بود صورت او که هزاران جلوه مثل سیب داشت ازنگاه مردمان پست پنهان کرده بود هرچه خوبی داشت بانو زیر تور چادرش از زمین تا فرق سر یکدست پنهان کرده بود موسی عباسی مقدم از شیشه های پنجره دیدم که می رفت و از شیشه های پنجره دیدم که می آید یک دختر چادر به سر، بی ناز و آرایش همسایه ای خوب و بدون خلق و خویی بد از پنجره دائم نگاهم سمت او می رفت هر روز در مسجد، صف اوّل کنارم بود من دوست دارم دخترم مانند او باشد در کلّ دنیا دخترم دار و ندارم بود □□□ چادر .