پیروزی بزرگ نساجی در کویر سرچشمه و گام بلند خونه بخونه پس از هفته ها ناکامی - اخبار روز

++چهار روزه که تو وبلاگ چیزی ننوشتم،،،
++ ب به آزاده پیشنهاد دادم که برای امروز صبح بریم کوه ،،، خلاصه امروز من و آزاده و عارفه، ساعت هفت و بیست دقیقه قرارمون بود،،، یه کوهپیمایی مشتی کردیم،،، کلی حالمون خوب شد،،،کلی هم ع گرفتیم،،،بعد موقع برگشت به خونه، نزدیک خونه ی آزاده ، . برادر زاده ام اومده ازم سوال میپرسه که چرا ما دو تا قلب نداریم؟ چرا خدا ک شان رو آفرید؟ چجوری گچ روی تخته سیاه می نویسه؟ ... به اینجا که رسید گفتم تو میدونی چطوری پاک کن مدادو پاک میکنه؟ گفتش آره بابا. ذرات پاک کن چسبناک تر از کاغذه و فرآیند وولکانیزه رخ میده و ... منم لبخند زدم. نسل. یه هفته از آ ین پستم که حال خوش بود ، نگذشته بود که زندگی الاکلنگ وار سختیها رو روانه کرد.مادرشوهر حالش وحشتناک اب بود. همسری آوردش اینجا که ببریمش . به محض دیدن دستور بستریشو داد.یک هفته تو بیمارستان بود و منم پرستارش. زن برادرش یعنی زن شوهرم هم بهم کمک میکرد در بیمارستان موندن.. ....سلام.... ...امروز یکشنبه است و من میخوام برم کلاس خنده ورزی... ییییوووووهههههوووو ...یک هفته اس براش صبر ... البته بهتره بگم دو هفته ولی خب وقتی بیام خونه دوباره براتون میگم چیشد بهروان: سنگ پرانی به داورتوسط بابلیها قابل توجیه نیست رئیس کمیته مسابقات سازمان لیگ اعلام کرد: کمیته انضباطی بزودی در مورد حوادث بازی خونه به خونه و ا ین تصمیم گیری می کند. شمال اسپرت : غلامرضا بهروان در گفت و گو با سایت سازمان لیگ در مورد اتفاقات رخ داده در بازی خونه به خونه و ا. یه روزی به خونه ی من می آیی و من نیستم,به قاب ع م روی طاقچه خیره می شی.
یه روز دیگه به خونه ی من می آیی؛قاب ع م نیست اما یادم هنوز توی خونه هست.
یه روز دیگه به خونه ی من می آیی؛یادم از خونه کوچ کرده.....
این سه لحظه برای یه سفر جاودانه کافیه.
یادت نره زندگی خلاصه توی سه لحظه س . مدیرعامل سابق باشگاه پرسپولیس ظاهرا از ادامه همکاری با باشگاه خونه به خونه انصراف داد. شماهام اینطوری هستین که یه جاهایی تو خونه تون ت و پرت می چپونین؟ ب تا صبح به ت و پرتایی که این ور اون ور چپوندم فکر می ، صبح دخترمو دادم مامانم برد خونه شون، رفتم تو اتاق کوچیکه که لوازم دخترمه، یه کوت جعبه کفش و شکلات ریختم دور، یه عالمه رو مه، یه سری هم وسایل که باید تو کمد دیوار. سلام، این هفته  ادامه کارهای اسباب کشی و جابجایی وسایل، ید وسایل جدید بودیم. با این اوصاف هنوز هم خونه شکل و شمایل خونه به خودش نگرفته و کلی کار هست. قسمت سخت کار، مریض شدن مامان جون بود که نتونست بیاد خونمون و با توجه به درست نشدن سرویس رایین جونم، با حس ، اول صبح برای بردن بچ. نشستم زندگی ام رو میکنم. الکی به بی محبتی و عدم رفت و آمد اینا گیر دادم. بهتر که نمیان و برن. والا. هم هزینه ام کمتره، هم فکر و خیال، هم زحمتم کمتره. ...یادمه اوایل که عقد کرده بودیم خانواده ی همسر مدام ملایر خونه ی داداش همسر بودن. مدام می گفتن، ما خیلی همدیگه رو دوست داریم. طاقت دور.
توی زندگی بعدیم یه جاهایی حوالی شالیزارهای سبز شمال به دنیا میام.
خونه ام یه کلبه دنج بزرگ از چوب تیره-سوخته تنه تراش . خدایا شکرت که خونه رو فروختیم.چینجا کومئو چینجا
نذر که ذکر سجاد رو 100 تا بخونم که هم خونه رو بفروشیم و هم یه خونه ی عالی ب یم(همون و انا انا)شوور جان هم نذر کرد 5000 تومن داد به یه بنده خدا خونه این خونه ی ویرون ؛ واسه من هزار تا خاطره داره / خونه این خونه ی تاریک ؛ چه روزایی رو به یادم میاره / اون روزا یادم نمیره ، دیوار خونه پر از پنجره بود / تا افق همسایه ی ما ، دریا بود ، ستاره بود ، منظره بود / خونه خونه ، جای بازی ..... برای آفتاب و آب بود ؛... پر نور واسه بیداری ؛ پر سا. مربی تیم فوتبال خونه به خونه این تیم را یکی از مدعیان حضور در فصل بعد لیگ برتر قلمداد کرد. نوشته مربی تیم خونه به خونه : علی کریمی برای یک بازی می تواند به ما کمک کند اولین بار در پارس فوتبال خبرگزاری فوتبال ایران parsfootball پدیدار شد. از همین نیم ساعت پیش شروع دارم تک تک وسایل اتاقم رو بررسی می کنم که بالا ه بفهمم باهاشون چی کار کنم. اصلی ترین سناریویی که تو ذهنم دارم اینه که قراره خونه به دوش شم و بنابراین باید حداقل وسایل از نظر تعداد و حداکثر ممکن از نظر ارزش رو با خودم ببرم. کجا ببرم؟ هنوز آدرس دقیق خونه م م. سلام
با فرض اینکه شما دختر مورد نظر رو پسندید و خواستگاری کردید و با فرض اینکه هر دو نفر شاغل هستند... خانه: تو یک محله متوسط و خوب ( بجز تهران ) یدون خونه 75 متری که 5 سال ساخت باشه میشه 150 میلیون یعنی متری 2 میلیون = 150 میلیون قیمت کل خونه حالا به همین نسبت که سن ساختمان میره بالا قیم. رم توانست اینترمیلان را از پیش رو بردارد. 
به لطف خدا، حال عمومی بابا به حدی مساعد بود که از بیمارستان ترخیص بشه و بیاریمش خونه. هرچند که اذیت زیاد داره و غذا خوردن براش خیلی سخته. اما همین که توی خونه است، خوشحاله. این هفته رو هم استراحت میکنه و انشاله از هفته آینده میریم دنبال ادامه شیمی درمانی. خدای مهربانم، بابت ج. مدیر رسانه ای تیم فوتبال خونه به خونه بابل گفت: علیرضا مرزبان که از ابتدای فصل سرمربی تیم فوتبال خونه به خونه بود از این تیم جدا شد. تابستون پارسال بابام خونمونو فروخت پولشو یه جا سر مایه گذاری کرد کل خونواده بابا م یه جورایی مارو طرد دو از این حرفا که بابای من عقلشو از دست داده دیوونه سده بابای منم به غرورش بر خوردو ۱ماه قهر بود ناهم همش خونه مامانی بابایی بودیم دلمون نمیومد بریم خونه خودمون چون اگه میرفتی. توی نجف یه خونه بود که دیواراش کاهگلی بود اسم صاحاب اون خونه مولای مردا علی بود نصف شبا بلند می شد یه کیسه داشت که بر می داشت ما و نون و خوردنی هر چی که داشت تو اون می ذاشت راهی ی کوچه ها می شد تا یتیمارو سیر کنه تا سفره ی خالیشونو پُر از نون و ماکنه شب تا سحر همش میگشت پس کوچه های ک. من اونجا پرواز . من عاشق اون هیولا شدم شاید بزرگ ترین آرزوم این بود که یه روز ببینمش یا یکی از هیولاهاشو ببینم الان هر هفته میرم میشینم سر اون میز میزی که خونه ی هیولای سبز رویاهام بود که آرزو داشتم یه روز صاحبشو از نزدیک ببینم کاش همه ی آرزوها انقدر قشنگ بر آورده بشن این یه هفته که گذشت نتونستم کار خاصی انجام بدم ... نمیدونم اصن میام خونه اینجوری میشم ... میشینم زل میزنم به لپ تاپم ... اینجور که میبینم من باید برای همیشه از خونه دور باشم ... البته وقتی خودم تنهام کارا رو خوب پیش میبرم ... این یه هفته رو سعی زود بخوابم و صبح زود بیدار بشم ... تلاش خوبی. شروع مسابقات : 17 / 5 / 95 پایان مسابقات نیم فصل : 24 / 9 / 95 جمع روز مسابقات : 130 روز میانگین روزهای مسابقات : هر7 روز یک مسابقه بهترین برد ایران جوان بوشهر : ایران جوان 5 - 0 راه آهن یزدان بدترین باخت ها : نفت مسجد سلیمان 3 - 0 ایران جوان گل گهرسیرجان 3 - 0 ایران جوان بهترین رتبه ج ی : 11 بدترین رت. اول از همه سلام. چند وقتی هس که کلا نمی تونم به طور کامل به چیزی فکر کنم به جز آینده و درس. برا همینه که نمی تونم بنویسم بازم از خاطرات گذشته. الان. درسته تابستون داره کم کم تموم میشه اما من و دوستام فقط با کتاب و درس و کلاس بودیم هم جذاب بود هم یه کمی خسته کننده . وقتی می خوام بنویس. مدرسه از طرف بیمه پاسارگاد بهشون یه قلک داده و یه کاغذ که باید روش با یه نقاشی بگن اگه قلکشون رو تا بزرگ شدن نگه داشته باشند با پولهایی که جمع شده میخوان چی ب ن. باران مهر یه ماشین شاسی بلند کشیده که روی باربندش کلی چمدون هست. یه آپارتمان چند طبقه . و یه سرسره که گفت میخوام ب م بزار. بالا ه مادر گرام دست منو سفت چسبید و آورد خونه :) فعلا خسته ی راه و یک عالم لباس وسط خونه :) و منی ک فقط دلم خواب میخواد ...... دلم برا همکلاسام و در و دیوار تنگ شده :) آخ جون فردا میرم :/ ___دیوونه هم خودتی__ ( وی پیر شده ولی بزرگ نه :)))))))) ) شماره تلفن خونه باباها یکی ازون چیزاییه که هیچ وقت از ذهن هیچ کدوممون نمیره. حتی اگه بعد ازدواجامون پدرمادرا ازون خونه رفته باشن. چه خاطره هایی از این تلفنها که نداریم. مزاحم تلفنیا. تک زنگا. فوت ها و......هنوزم که هنوزه رمز عابر بانک و ... چهاررقم اصلی تلفن خونه پدرامونه. شماره خون. این ع که با موتور هستم جلوی خونه پدرخانمم هستم که از صندوق رفتم دنبال نسرین خانم که بریم خونه خودمون ( خونه بابام ) برای ناهار .

‏رفتیم خونه فامیلمون که تازه مُرده واسه خودشیرینی گفتم خونه هنوز بوی علی آقا رو میده زنش گفت بوی چاه خونه س بالا زده تو همون خفه شی سنگین تری بالا ه اقایی برام ی گوشی ید البته واسه خوب شدن زندگیمون ی ریسک بزرگ یه ریسک خیلی بزرگ یه خاتمه ب همه جن بین منو علی یه راه چاره برا مشکلمون یه راه واسه جلب اعتماد علی به خودم
سند خونه ای ک مامانم از علی گرفته بود و بهش نمیداد و سرش کلی جنگ و خونریزی و ریشه همه بدبختیام خاک تو سر . دیر رسیدم سر کلاس . نمیخواست بذارتم کلاس کاش اصن نمی اومدم . بچه ها گفتن ترافیک بود و راه بسته بود و اینا. گفت اول مهره اشکال نداره بیا تو ... ولی باید یه فکری به حال این انضباط فردیم م. سه روزه ظرفا رو نشستم ... همه چی ولوئه تو خونه ... اصن معلوم نیس اینجا خونه ی یک عدد دختره. گفتم که آب. یعنی بابا بیچاره دست خودشم نبود این قرص خیلی قوی بود اخبارو که روشن بلند شد ولی نمیتونست :((. سریع دستگاه او یژنشو جمع شب بدون اون بخوابه نمیشه ولآخه خونه ما نوساز هست ولی به هیچی بند نیست:///// حالا بابا حاضر شده مها بلند نمیشه. واقعا رو نروم بود چرا عاقلانه رفتار نمیکنه در مواقع ب. سه هفته است جون نیومده. منم گفتم خب رفته تعطیلات حتمن. الان این دوست اسپانیایم می گه می دونی ت سه هفته است تصادف کرده خو ده خونه. من یعنی شوکه... فقط نگاهش . خدایا من رو مرگ بده اینا چرا هیچی به من نمی گن؟ بابا من دانشجوشم. ر... تو این مملکت ادمهای کم حرف. شب و شب نشینی، پسته و فندق و بادام و تخمه آفتاب گردان، هنوانه قرمز و لب های خندان، فال حافظ و زدن گریزی به او، بلندترین شب سال و پیش بزرگ ترین های فامیل بودن، گفتن و خندیدن و شادی، خاطره تعریف و یاد روزای قدیم ... اما حیف ... امشب چند دقیقه بیشتر از همیشه نیستی یلدا یعنی همین ... قبلن. خونه ما دور دوره پشت کوه های صبوره پشت دشتای طلایی پشت صحراهای خالی خونه ماس اونور آب اونور موجای بی تاب پشت جنگلای سروه توی رویاس توی یه خواب پشت اقیانوس آبی پشت باغ های گل اونور باغای انگور پشت کندوهای زنبور خونه ما پشت ابراس اونور دلتنگی ماست ته جاده های خیسه پشت بارون پشت د. مدیر امور ایمنی منطقه مس کرمان گفت: انفجار سیلندر ا یژن در محوطه بیرونی امور تغلیظ سرچشمه، موجب کشته شدن یک نفر و مصدومیت پنج نفر شد.
توو این هوا کی دلش بیاد بجای از خونه بیرون زدن کنج تختش بخزه,لپ تاپشو بذاره رو پاش و شرایی که از ژوئن 2015 نوشته رو بخونه؟
من.من ِ احمق
everything gets better with coffee $

متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب 5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="autostart" value="false">
سلام نشستی تو خونه ات و ار همه جا بی خبر داری با یه دوست چت می کنی، یهو بهت پیغام میده از لحنت! خوشم نمیاد و چت رو قطع می کنه و می ذاره می ره! دو هفته با خودت در گیر میشی مگه من چی گفتم ؟ لحنم رو چطوری شنیده از پشت کلمات تایپ شده؟ از چی دلخوره؟ بعد از دو هفته یه دوست دیگه سر صبح بدون ه.