پل پوگبا هرگز رو مه ها را نمی خوانم - اخبار روز

تو عشق آموختی در شهر ما را بیا تا شرح آن هم بر تو خوانم سخن ها دارم از دست تو در دل ولیکن در حضورت بی زبانم بگویم تا بداند دشمن و دوست که من مستی و مستوری ندانم مگو سعدی مراد خویش برداشت اگر تو سنگ دل من مهربانم نمی فهمم این روشنی را!
به آ غوش گرمت قسم،
نمی فهمم این نازهای یدنی را؛
به آوازهای شقایق
که در کوی غربت
به لب آورد از تب عشق،
نمی خوانم این موج پرتاب درماندگی را؛
فقط مهر میدانمت
تو ای شعر بی انتها!
"ترمه سلطانی هفشجانی" حتی با دیدن کارتون های و دیزنی ،غلیان احساسات را درونم حس میکنم.گریه ام میگیرد واقعا..این همه حساسیتِ اضافی در من جمع شده و گاهی نمیدانم چطور با آن کنار بیایم.یادم باشد هرگز هرگز هرگز به هیچ ی دلبسته نشوم.من میدانم اگر تابع احساساتم باشم،به احتمال خیلی زیاد روزی از شدت غم به دو . پسته کوچولوی من امروز وقتی برای آبی از احساسی گفتم که تنها پسته ها و آبی ها می فهمند، یک دفعه صدایم لرزید و اشک در چشمانم جمع شد. آخ که دنیای بی تو، چه سرد است. این روزها حرف های محمد مهتاب به شیخ حسن جوری در ذهنم مدام می شوند. "شیخ حسن جوری می گوید: درسالی که گذارم به جندی شاپور اف. 1.بی ته یارب به بستان گل مرویا
اگر رویا ش هرگز مبویابه ته هر به خنده لب گشایه
رخش از خون دل هرگز مشوی***********************2.ببندم شال و می پوشم قدک را
بنازم گردش چرخ و فلک رابگردم آب دریاها سراسر
بشویم هر دو دست بی نمک را بمان ای گنج من پنهان ، ش ت ان با من سوار رخش قلبم شو ، عبور از آسمان با من بشو چون بره ایی پنهان ، در آغوش علفزارم جواب های های گریه های این شبان با من هزاران دام در راه است ، بمان اینجا در این ماوا در آغوش خطر رفتن ، به پای همرهان با من تو حرفت را بزن ، هرگز مسوزان دل به حال من به حرف. زندگی زندگی است، گاهی چنان سخت است که فقط زنده بودن است، گاهی لذت بخش است و گاهی سرشار از شادی است، گاهی غم و اندوه است و گاهی گریه است، زندگی زندگی است و زندگی را چنان که هست باید ساخت. شنیده ایم که می گویند زندگی هنر است، اما زندگی علم است و باید آن را آموخت و آنچه زندگی می آموزد کتاب است، کتاب معلم دانایی است که می داند و آنچه را که می داند می آموزد. اما چگونه کت برای زندگی لازم است و نویسنده ی کتاب چه ی باید باشد؟ نویسنده ای که دیوانه یا کودک است چیزی برای آموختن به دیگری ندارد. آنکه خود بیشتر می داند و بهتر می شناسد کتاب بهتری نیز می تواند بنویسد. نویسنده ای که می خواهد به دیگری بیاموزد باید خود داناترین باشد. جز آنکه خالق است چه ی می تواند انسان را بهتر بشناسد؟ جز آنکه صانع و مالک زندگی است چه ی می تواند زندگی بیاموزد؟ چه ی بهتر از خالق می تواند مخلوق را بشناسد؟ ( و اگر همه ی درختان زمین قلم شود و دریا برای آن مرکب گردد و هفت دریا به آن افزوده شود اینها همه تمام می شود اما کلمات خدا پایان نمی گیرد و خداوند عزیز حکیم است: 27 لقمان). این آیه ترسیمی از علم بی پایان پروردگار عالمیان است. آری چه کت بهتر از قران می تواند زندگی بیاموزد قرانی که کلمات خداوند است، خ که صاحب انسان است و نیازهای انسان را بهتر از او می داند.
سالها است که قران را با ترجمه می خوانم و در این سالها آموخته ام که می توانم بر مدار قران زندگی کنم. وقتی دلم می گیرد قران می خوانم، وقتی روزگار عرصه زندگی را تنگ می کند قران می خوانم، وقتی از زندگی و دردها و رنج هایش خسته می شوم قران می خوانم، وقتی با دنیا و بی عد یهایش، با دنیا و آدمهایش روبرو می شوم قران می خوانم. قران آنچه را که باید بدانم می آموزد. قرآن نحوه ی زندگی می آموزد. اما چرا کت چنین سرنوشت ساز میان ما غریب مانده است؟ چرا ما از غرب و غربیان که خود حیران و سرگشته ی زندگی هستند الگو می گیریم و چرا بازیگران و هنرمندان که خود زندگی را باخته اند الگوی خود قرار می دهیم اما کت را که عالمترین عالمان برای زندگی ما فرستاده است را فراموش کرده ایم؟( و خدا گفت: پروردگارا قوم من این قران را رها د: فرقان 30). آری مردم قران را ترک د. این سخن و این شکایت رسول برای امروز ما نیز هست، که این معجزه را به فراموشی س ایم. ما چگونه کت را که سرشار از برنامه های زندگی است رها ساخته ایم؟
موج رادیو قرآن را گرفته بودیم و همراهش خیابانهای شهر را بی حرف و در سکوت، طی می کردیم. بچه ها هم صندلی عقب نشسته بودند. داشتند گوش میدادند. خلسۀ قرآنی ای ما را در بر گرفته بود که دلمان نمی آمد با حرفی یا سرفه ای حتی به همش بزنیم. بعد من فکر به مرگ. فکر به اینکه این لذتی که ما داریم ت. این روزها دارم کتاب آشنایی با صادق هدایت به روایت مصطفی فرزانه را (به هم راه چند کتاب دیگر) می خوانم. با این که خودم طرف دار آثار صادق هدایت هستم و همه ی آثارش را به جز تک و توکی خوانده و در مجموع دوست داشته ام اما هر خط و هر جمله ای که از این کتاب را می خوانم و با او بیش تر آشنا می شو. https://www.tarafdari.com/sites/default/files/users/user130292/2017/11/25/p o_2017-11-25_20-15-04.jpg یونایتد موفق شد با تک گل اشلی یانگ برایتون را در اولدترافورد مغلوب کند. به گزارش فوتبال جهان ، یونایتد موفق شد در زیر باران شدید و در دیداری که هرگز نمایشی در قامت یک مدعی نداشت با تک گل اتفاقی اشلی یانگ برایتون را مغلوب کند. بازی بر خلاف انتظار با برتری برایتون آغاز شد و همکاری نوکرائت و گاراس در دقیقه 4 می توانست منتج به گل شود اما این فرصت با بی دقتی مهاجمان برایتون از دست رفت. در دقیقه 15 پوگبا شانس خود را از فاصله دوری برای گ نی امتحان کرد اما خطری روی دروازه برایتون ایجاد نشد. در ادامه بازی بسیار سرد و بدون موقعیت دنبال شد و یونایتد علیرغم مالکیت توپ قادر به ساختن موقعیت نبود. http://file.varzesh3.com/pictures/01255941.jpg در دقیقه 38 برایتون صاحب یک ضربه ایستگاهی شد اما ضربه سر برونو روی ارسال مورای راهی به دروازه یونایتد نیافت. در ثانیه های پایانی نیمه اول لوکاکو فرصت خوبی برای گ نی داشت اما رایان واکنش نشان داد و در ریباند، گلر برایتون باز هم ع العمل بسیار خوبی روی ضربه پوگبا نشان داد تا نیمه اول با تساوی بدون گل به پایان برسد. http://file.varzesh3.com/pictures/01255943.jpg با شروع نیمه دوم، روال نیمه اول ادامه یافت و یونایتدها تا دقیقه 60 حتی قادر به ساختن یک موقعیت نصفه و نیمه نیز روی دروازه برایتون نبودند. اما با ورود زلاتان یونایتد هجومی تر شد و میزبان در دقیقه 67 به گل رسید. اشلی یانگ پشت محوطه صاحب فرصت شد و ضربه او بعد از برخورد به دانک تغییر مسیر داده و وارد دروازه برایتون شد. https://www.tarafdari.com/sites/default/files/users/user130292/2017/11/25/p o_2017-11-25_20-14-54.jpg http://file.varzesh3.com/pictures/01255938.jpg در ادامه باز هم جریان بازی آرام دنبال شد و برایتون علیرغم تلاش فراوان نمی توانست به دروازه دخیا نزدیک شود. در دقیقه 85 و روی پاس زلاتان، میخیتاریان فرصت خوبی برای زدن گل دوم داشت اما این موقعیت با بی دقتی ستاره ارمنی به نتیجه نرسید. در دقیقه 88 روی همکاری زیبای یونایتدها، زلاتان پشت محوطه صاحب موقعیت شد اما ضربه زمینی ستاره سوئدی در چارچوب نبود تا در نهایت بازی با برتری 0-1 شیاطین سرخ به پایان برسد. (4) одноклассники
تاکی خوانم و تاکی دعا کنم؟
تا از خیال روی تو خود را رها کنم؟
مجنون نکرد ناله چومن در هوای عشق
دیگر نمانده راه که دردم دوا کنم

#گیتی_رسائی
هرگز نگو قسمت نشد تا مال من باشی می شد که قدری لااقل دنبال من باشی در این ِ عاشقی من باختم ، امّا میخواستم تنها خودت تکخال من باشی هر ساله با درد و غم و رنجی گلاویزم رفتی تو تا دلتنگیِ اِمسال من باشی من آرزویی غیر تو هرگز ن ، آخ! رفتی که پایان بدِ آمال من باشی تو دخترِ اعیانی و من ز. و هیچ ترسی ترسناک تر از ترس از این نیست که هیچ هرگز دوستت نداشته باشد و هیچوقت هرگز ی را دوست نداشته باشی. در این ویدئو، تلاش بازیکنان فوتبال برای گل زدن را مشاهده می کنید. ادامه: توپی که هرگز گل نشد! + تو را می خوانم ای شوق شعفناک که پرهای خی کنده از خاک تو را ای شور و غوغای جوانی که هر سو خواستی راحت برانی تو را می گویم ای تصمیم بودن لبت خندان دلت غرق به خون است تو را پرواز روح و هستی و فکر تو را آغاز راه تازه و بکر تو را ای ناجی غرقاب ن تو را می خواهم ای راز شکفتن به زیر پل نگاه می کنم. به ماشین هایی که با سرعت سرسام اور رد می شوند. دارم فکر می کنم اگر همین الان پل بیاید پایین تمام می شوم به راحتی.لق لق نوارهای اهنی زیر پاهایم را حس می کنم و نا خودآگاه می خوانم :" الله لا اله الا هوالحی القیوم لا تاخذه ... " غمِ عشقِ تو را دارم ، چنین سر در گریبانم بجز چشمِ خُمارت من ، نگاهی را نمی خوانم چه سرّیست در نگاه تو، که دل گشته پریشانت؟ جوابِ این معمّا را ، منِ عاشق نمی دانم دی ماه ۱۳۹۵ --- داوود جمشیدیان ( مجنون بختیاری ) من می کِشم. زیاد هم می کِشم. تقریبن می شود گفت هر شب. از زمین و زمان و یمین و یسار و چپ و راست و اصلاح و اصول و هرچیزی که هر دقیقه برایم پیش می آید، می کِشم. همه جا هم می کِشم. اما عادتِ بدی برایم شده که بعد از کِشیدن از هر چیزی، سکوت کنم. من می روم. زیاد هم می روم. تقریبن می شود گفت هر ش. آمارها نشان می دهد که بیش از ۷۰ درصد مردم ترکیه، هرگز در رویدادهای فرهنگی و هنری شرکت نکرده اند. مقررات شنا بچه ها فقط با همراه وارد آب شوند;بچه های دسال را از نزدیک مواظب باشید! بعد از مصرف الکل و یا هرگز داخل آب نشوید! هرگز با معده پر و یا کاملا خالی شنا نکنید. هرگز با بدن بسیار گرم به داخل آب شیرجه نزنید! بدن برای عادت احتیاج به زمان دارد. داخل آب کدر و یا آب های ناآشنا شیرج. هرگز ت را ترک مکن
میلیون ها نفر زیر خاک....
بزرگ ترین آرزویشان باز گشت به دنیاست...
تا سجده کنند....
...و لو یک سجده! من هرگز تو را دوست نداشتم هرگز !!!
.
.
.
.
.
این دیالوگ هشتاد سالگی من است ...

زمانی که آ ایمر دارم ...
هنوز هم گاهی وقت ها با خودم فکر می کنم که واقعا در ی درس می خوانم که رویای دست نیافتنی سال گذشته ام بوده است؟! هنوز هم گاهی وقت ها باورم نمی شود!
چمدان در دستم منتظر بنشستم چه غریبانه در کنج دلت ، آرام می خوانم شعر تنهایی را نم نمک وقت خداحافظی است ، چه غریبانه دلم می گرید با خود می خواند، شعر تنهایی را



#زهرا_عطار دفاع آلمان اعلام کرد نیروهای این کشور هرگز در حملات هوایی احتمالی به مواضع شرکت نخواهند کرد. هنوز استغاثه نخوانده ام البت در مغرب به فکر بودم الان می خوانم دلتنگی و پاکی و ترس از گناه و دیگر هیچ ولی نه من تن به گناه نخواهم آل.د من با تشنگی ام نیایش کنان ترا می خوانم وبا نگاه تو از فراسوی هستی سیراب می شوم بگذار دیگران هرچه می خواهند بگویند
فقط میخواهم تمام حجم سردردم را روی این "من" تنبل منزجر کننده عق بزنم. و میخواهم برای صبحی که زود بیدار نمی شوم و درسم را نمی خوانم خودم را خفه کنم. و همین. لجن از مغز و روحم بالا میرود و من بیخیال تر از همیشه! واااااااااای صفحه خاطرات من ... چقدر غریب شدی ... اما غریبه نه هرگز دلم تنگ شده برای روزای خیلی خوبی که با تو گذروندم راستی امروز به قول بابا بعد از 17 ماه رفتم سر کار ... مدرسه ی جدید عالی بود مدیرش بنظر فوق العاده بود ... دانش آموزا هم که خوب بودند خدا کنه یه سال آرومی را بگذرونم نوشت. دلم راش تند اما من به تلافی اش هرگز دلی را نخواهم ش ت زیرا نمیخواهم دلی بچشد هر انچه که دل من چشید وکشید رویاهایم را در کنار انی گذراندم.. که بودند ولی نبودند... همراه انی بودم که همراهم نبودند.. وسیله انی بودم که هرگز آنها را وسیله قرار ندادم.. دلم را انی ش تند که هرگز قصد ش تن دل آن. از من کارهای سخت بخواه! مثلا هوس توت فرنگی کن در چله ی زمستان! برایم بهانه ای در قله ی قاف بتراش! یا من را به جنگ اژدها بفرست اما هرگز نخواه که دوستت نداشته باشم! به نام خ که از رگ گردن نزدیک تر است الهی دانایی ده که در راه نیفتم و بینایی ده که در چاه نیفتم الهی پایی ده که با آن کوی مهر تو پویم و زبانی ده که با آن شکر آلای تو گویم . . . گاه و بیگاه شقیقه است و تفنگی که منم قرص ماهی که تو باشی و پلنگی که منم چمدان دست تو و ترس به چشمان من است این غم انگیز ترین ح غمگین شدن است


باز هم ای از شعر گوشه ای از سروده کناری از متن هایت را می خوانم اما تو را در آنها نمی بینم تو در جای دیگری و من در فکر تو غرق شدم تو مرا . همیشه خداحافظی کار سختی است. بدرود یعنی بخشی از زندگی که از آن می گذری.و حقیقتا زندگی هیچوقت دست چین نشده است. تلخ و شیرین در هم است.

اما باید گذشت،بعد از اینکه هر تلاشی برای ماندن کردی اما این سرا ، سرای ماندن نیست و باید بروی.تمام تلاشت را می کنی. تمام تلاشت را می کنی که وضعی. چنانم غرقه در مستی که جز مستی نمی دانم
تو بر پیمانه می نازی، من از پیمانه ویرانم

کجا رفتی خطا کردی، چه جوری در خفا کردی
چه آسان می ز کف دادی، من از جورت پریشانم

بیا باز آ به میخانه چو مستی از سرت افتاد
می و ساغر فرا خوانم، ز جانت غصّه بستانم

اگر پیمانه بش تی و از کفرت پشیمانی
چه باک ار چون منی داری گریبان چاک یارانم

الا ای جام دیرینه که در محراب جانانی
بیا و جور یاران کش وزین بخشش بمیرانم

بخوان سرلوحه ی زرّین به صوت و حرف پنهانی
چه وحشت از شب تاریک که خورشید مریدانم

به خوش نامی و ثروت نیست که بخشندت وصال یار
چه بدنامان که واصل گشته اند از جان و دامانم

سرود مطربی می خوان، بزن بر ساز بی عاری
که مغروران عالم را ز صد فرسنگ می رانم

سریر وصل می بخشم اگر جانانه بازآیی
تو جانی در بدن داری و من مجموع جانانم

مگو حلمی چه می خوانی از این مکتوب نورانی
مپرس اسرار پنهانی که از پیمانه می خوانم چنانم غرقه در مستی که جز مستی نمی دانم غزلیات حلمی همیشه ی من، هرگز بود
غروب، پلی است از رویا به تاریکی
تاریکی
نگاه توست زیر پلک های افتاده همیشه ی من، هرگز بود
غروب، ظهر توست منظومه هاست، پنجره های اتاق
و آسمانی از شیشه می آید
بر دست های چهار درخت

شگفتا که سایه می گذرد
بی آفتاب از این رهگذر
از . من روز خویش را با آفتاب روی تو کز مشرق خیال دمیده است آغاز می کنم من با تو می نویسم و می خوانم من با تو راه می روم و حرف می زنم وز شوق این محال که دستم به دست توست من جای راه رفتن پرواز می کنم

فریدون مشیری سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس گفت: امیدوارم بازیکنانم با برتری مقابل پیکان به هواداران عیدی بدهند و آنها را خوشحال کنند. شاگردان ژوزه مورینیو با قهرمانی در لیگ اروپا ، جواز حضور در لیگ قهرمانان فصل آینده را ب د. به گزارش فوتبال جهان ، منچستریونایتد با پیروزی برابر آژا در استکهلم ، قهرمان لیگ اروپای فصل 17-2016 شد. بدین ترتیب شیاطین سرخ پس از یک سال غیبت ، بار دیگر به لیگ قهرمانان بازگشتند و البته در . ۸ تیر ۱۳۹۷ / ۲۹ ژوئن ۲۰۱۸

عزیزانم، می دانید من چقدر خودآزارم. می دانید من خیلی خودآزارم. می دانید آنقدر خودآزارم که نگو. برای همین هم است که می روم تمام گفتگوهایمان را از توی تلگرام و پیامک های گوشی می خوانم تا یادم بیفتد چه شد که به اینجا رسیدیم. برای همین تمام نوشته های روی.