پل پوگبا هرگز رو مه ها را نمی خوانم - اخبار روز

شنیده ها از فرانسه حاکی از این است که ستاره اتلتیکو مادرید با سران منچستریونایتد به توافق رسیده است. به گزارش فوتبال جهان ، آنتوان گریزمان ستاره فرانسوی اتلتیکو مادرید با باشگاه منچستریونایتد به توفق شخصی و اولیه رسیده است تا در تابستان 2017 راهی اولدترافورد شود. این خبری است .
هرگز نمیرد

آن که دلش

زنده شد به "عشق"

حافظ اگر تمامی دنیا را در دستانم قرار دهند هرگز و هرگز طبیعت بی جان خود خواسته نمیکشم-_-...
بنام خدا سلام مشکلات پرشین بللگ باعث شد که حس نویسندگی در امثال من مدتی کمرنگ شود و بشویم خواننده متون اینترنت !!! اینترنت یا فضای مجازی محیطی است تعاملی که می توانی واردات داشته باشی و صادرات . وقتی فقط استفاده کننده هستی ، در حقیقت فقط واردات فکری و فرهنگی داری . وقتی مطلبی می ن. هنوز هم گاهی وقت ها با خودم فکر می کنم که واقعا در ی درس می خوانم که رویای دست نیافتنی سال گذشته ام بوده است؟! هنوز هم گاهی وقت ها باورم نمی شود!
چمدان در دستم منتظر بنشستم چه غریبانه در کنج دلت ، آرام می خوانم شعر تنهایی را نم نمک وقت خداحافظی است ، چه غریبانه دلم می گرید با خود می خواند، شعر تنهایی را



#زهرا_عطار ردیف عنوان 1 آب هرگز نمی میرد 2 آوازی برای وطن 3 با آینه پیدا کن 4 با معذرت از عشق 5 بار دیگر نادر 6 بچه های کارون 7 بگو باران ببارد 8 به رنگ صبح 9 پروانه های سرگردان 10 تاثیر فمینیسم در فروپاشی حکومت ها 11 تردید و توکل 12 توهم سلطه 13 جوجه اردک زشت 14 حفاظت محیط زیست 15 خدا با دوستان خود صمیم. دلم راش تند اما من به تلافی اش هرگز دلی را نخواهم ش ت زیرا نمیخواهم دلی بچشد هر انچه که دل من چشید وکشید رویاهایم را در کنار انی گذراندم.. که بودند ولی نبودند... همراه انی بودم که همراهم نبودند.. وسیله انی بودم که هرگز آنها را وسیله قرار ندادم.. دلم را انی ش تند که هرگز قصد ش تن دل آن. هنوز استغاثه نخوانده ام البت در مغرب به فکر بودم الان می خوانم دلتنگی و پاکی و ترس از گناه و دیگر هیچ ولی نه من تن به گناه نخواهم آل.د تابستان سال ۹۳ بود که من تبدیل به انسانی کتاب خور شدم. آدم هایی که مثل من خیلی کتاب می خوانند، می دانند منظورم از کتاب خور بودن چیست. از من کارهای سخت بخواه! مثلا هوس توت فرنگی کن در چله ی زمستان! برایم بهانه ای در قله ی قاف بتراش! یا من را به جنگ اژدها بفرست اما هرگز نخواه که دوستت نداشته باشم!
فقط میخواهم تمام حجم سردردم را روی این "من" تنبل منزجر کننده عق بزنم. و میخواهم برای صبحی که زود بیدار نمی شوم و درسم را نمی خوانم خودم را خفه کنم. و همین. لجن از مغز و روحم بالا میرود و من بیخیال تر از همیشه!
معشوقِ جان به بهار آغشتۀ منی
که موهای خیس ات را خدایان بر ام
می ریزند و مرا خواب می کنند
یک روزَمی که بوی شانۀ تو خواب . در جریان یک ‫سمینار ‏بازاری و فروش،‫‏ مدیر شرکت بزرگی از پانصد ‫فروشنده اش پرسید:
آیا «برادران رایت» هرگز تسلیم شدند؟ فروشندگان فریاد زدند: نه! نشدند
«توماس ادیسون» هرگز تسلیم شد؟ نه! نشد
«لانس آرمسترانگ» تسلیم شد؟ نه! نشد
مدیر فروش برای چهارمین بار پرسید: «مارک . رکعت دوم هایم، کوثر می خوانم ...باشد که کوثر دیدگانش روشن به دنیا بماند...آمین تو نمی دانی در من چه دریایی غوغا می کند از بین همهمه همه انسانها برای داشتن ماندن و پیروز شدن تنها نشانه ام تویی همه می گذرد من می مانم و این صدای سکوت در برهوت که تو را می خوانم مسیرت از من باغی ساخت که بی تو کویر می شود . .... بگذارید بنام انسان زندگی کنیم. بگذارید آنانی که در جست وجوی حقیقت طبیعت بودند و هرگز انسان های مشابه خود را ن د را بیاد بیاوریم. ستاره شناسان و شیمی دان ها هرگز زنجیر آهنین بهم نبافتند، هرگز حفره ی تاریک زندان نساختند. زمین شناسان هرگز ابزاری برای شکنجه و آزار ابداع ن د. فیلسوفا. آن ها آن ها[1] هیچ وقت تنهایش نمی گذاشتند. دریافت که این هم بخشی از نقشه ی بزرگ علیه اوست تا هرگز آرامش نداشته باشد، هرگز نتواند دروغ هایی را که به خوردش داده اند آشکار کند، هرگز نتواند رخنه ها را پیدا کند و حقیقت را برای خود دریابد. آن پرستار لعنتی امروز صبح! سرزده با سینی صبحانه . سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس گفت: امیدوارم بازیکنانم با برتری مقابل پیکان به هواداران عیدی بدهند و آنها را خوشحال کنند. بازیکنان دو تیم کرواسی و فرانسه در بالاترین سطح فوتبال دنیا برای ب جام این دوره، کمتر از 2 ساعت دیگر به مصاف هم می روند. یازده بازیکن اصلی کرواسی و فرانسه دربازی فینال جام جهانی: فرانسه: لوریس، پاوارد، واران، اومتیتی، لوکاس، پوگبا،کانته، ماتوئیدی، گریزمان، ژیرو، امباپه کرواسی: سویاسیچ، ورسالیکو، استرینیچ، لوورن، ویدا، راکیتیچ، مودریچ، بروزوویچ، پریشیچ، ماندژوکیچ، ربیچ ۸ تیر ۱۳۹۷ / ۲۹ ژوئن ۲۰۱۸

عزیزانم، می دانید من چقدر خودآزارم. می دانید من خیلی خودآزارم. می دانید آنقدر خودآزارم که نگو. برای همین هم است که می روم تمام گفتگوهایمان را از توی تلگرام و پیامک های گوشی می خوانم تا یادم بیفتد چه شد که به اینجا رسیدیم. برای همین تمام نوشته های روی. کاشکی میشد سوگند خورد هرگز حتی به اشتباه اسم دیگری را نزد هم نیاوریم کاش میشد هرگز برای رنجاندن هم اسمی از دوست داشتن های قبلی نبود کاش میشد آنقدر قلبمان بزرگ بود که هرگز به یاد نمیاوردیم خاطرات خوب بد گذشته با دیگری را کاش میشد همان لحظه وقتی کنارش هستی فقط برای او بمانی نه قط. دوستی که امروز صبح در مراسم خا پاری ات بوده است می گوید دختر شش ساله ات شادانه این سوی و آن سوی می پرید... حدس می زد نمی داند چه بر سرش آمده است... توی دلم با خودم تایید می که دخترهای شش ساله رفتن همیشگی را نمی فهمند. یاد خودم و شش سالگی ام بودم. خودم و شش سالگی ام که هرگز رفتن همیشگی ا. باز هم شب چشمانم را می بندم چه شب ها که ماه تا سپیده با من بیدار ماند با ماه سخن می گویم دانه دانه ی ستاره ها را از حفظ می خوانم نگاه می کنم به برگ برگ دفتر هزار برگ یاد می روم به سوی ماه . یک درنگ یک نگاه روی راهی از ازل کشیده تا ابد.... صبح است، از سفر ی شیرین و پاییزی بازگشته ام.خو دلچسب داشته ام و حالا گیج و منگ دمنوشی درست ، پشت میزم نشسته امو خبرهای این چند روز را می خوانم و سعی می کنم که به جهان روزمره گی هایم باز گردم.سخت استچقدر این دو جهانم از یکدیگر دورند، خیلی دور مدتی بود از دست خودم شاکی بودم که چرا کتاب نمی خوانم . البته میزان مطالعه روزانه ام به هیچ وجه کم نمیشود ( هر روز متمم می خوانم و بسیاری از سایت های دیگر ) اما دوست دارم مطالعه کتاب جزئی از برنامه روزانه ام باشد. همانطور که صبحانه و نهار وشام . امروز سراغ کتاب های کمدم رفتم و کتاب " . سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی
نگفتم گفتنی ها رو، تو هم هرگز نپرسیدی

شبی که شام آ بود، به دست دوست خنجر بود
میان عشق و آینه، یه جنگ نابرابر بود

چه جنگ نابرابری، چه دستی و چه خنجری
چه قصه ی محقری، چه اول و چه آ ی

ندانستیم و دل بستیم، نپرسیدیم و پیوستیم
و. دلم راش تند اما من به تلافی اش هرگز دلی را نخواهم ش ت زیرا نمیخواهم دلی بچشد هر انچه که دل من چشید وکشید رویاهایم را در کنار انی گذراندم.. که بودند ولی نبودند... همراه انی بودم که همراهم نبودند.. وسیله انی بودم که هرگز آنها را وسیله قرار ندادم.. دلم را انی ش تند که هرگز قصد ش تن دل آن. گوشه ی کوچه ی ذهن، پی آواز کبوتر بودم ناگهان چشم دلم به سراغ سبزترین سبزه ی خاک معطوف شد... و در آن تاریکی خاک، به یاسی رسیدم که بوی صمیمیت می داد... من در این جهان کبوترها، سبزه ها، یاس ها آفریده ها تو را می خوانم تو را می خواهم... شاعر: سینا از دامنِ ابرِ تیره، بارانم باشآن مرغک معروفِ غزل خوانم باشگفتنت که فال قهوه اَت بی نقص استپس لطف کن و غروب مهمانم باش
زهرا موسی پور فومنی
#بداهه تنها فرد طبقه چهار منم...همه مرخصی رفته اند...کاری نیست برای انجام دادن... کتاب می خوانم، با خیال راحت آهنگ گوش می دهم، وب خوانی می کنم تا ساعتم پر شود... مرخصی هایم را برای اردیبهشت لازم دارم...برنامه هایی دارم...تدارک یک سفر را می بینم... با عزیزی صبحت می کنم، از هر دری سخن می گوییم.... مادر تو تمام شادی هایت را به من بخشیدی و غمهایت را در خود فرو ریخته ای، تا نفس دارم و بعد از مرگ نیز روحم فراموشت نخواهد کرد. ای خدای بزرگ! به من توانائی بده هرگز از پله های غرور بالا نروم و لحظات شادم را در کنارش باشم. کمک کن قلب رئوف و قشنگ این فرشته زمینی ات را هرگز نلرزانم و آسمان آرزوهایش را اب نکنم. روزت مبارک مادر! درستایش دنیای پرمهرت ، ترانه ای از اخلاص خواهم سرود وگلدسته ای از مهر بر گردنت خواهم آویخت. شکوه عشق را در های مادرانه ات می یابم وانگیزه خلقت را از قلب پرمهرت می خوانم. مادر، بوسه بر دستان خسته تو جانم را زنده می کند و دیدار تو عشق را در دلم به ارمغان می آورد. ایمانم از دعای توست وخدایم را از زبان تو شناخته ام ، عبادت را تو به من آموخته ای ، مادر! ای الهه مهر. تو گلی خوشبو از بهشت خ که گلخانه دلم از عطرتو سرشار است ، از تبار فاطمه ای وگویی وجود تو را با مهر فاطمه سرشته اند پس همیشه دعایم کن چراکه دعایت سرمایه فردای من است. … مادرم ! به پاس آنچه به من داده ای ، به ستایش محبتهای بی اندازه ات ، و به وسعت همه خوبیهایت دوستت دارم گرامیداشت روز مادر، گرامیداشت فرشته ای آسمانی است که خداوند به هر انسانی در روی زمین یکی از آنها را هدیه داده است، فقط و فقط یکی که هیچ جایگزینی ندارد. فرشته مهربان زندگی من، روزت مبارک
گلهای بازی فینال لیگ اروپا 2017 منچستریونایتد و آژا گل پل پوگبا به آژا 3 داد 96 / دقیقه 18
گل میخیتاریان به آژا 3 داد 96 / دقیقه 48

تو تنها می توانی آ ین درمان من باشی .... تو ان شعری که من جایی نمی خوانم ... "محمد علی بهمنی" شست باران همه ی کوچه خیابان ها را پس چرا مانده غمت بر دلی بارانی من ؟؟؟ " حسین منزوی " بر خیز که دلتنگم , معشوقه مداری کن "مریم قهرمانلو " " بر گرفته شده از وبلاگ صبح ارزوها " بسم الله... سلام! + یک هفته ای می شود که سوره ی هود را کمی جزئی تر می خوانم. گاهی وقت ها با دیدنِ بعضی آیه ها یادِ چیزهای دیگری می افتم؛ همه را توی کانالِ کافه جمع . ان شاءالله تمام که شد، اگر چیزِ منسجمی عایدم شد این جا هم می گذارم ش. اگر دل تان خواست شما هم شروع کنید :) لغزید برگونه ام .... گرم شد درونم .... توجه تو مرا بس مرا بس مرا بس .... پاسخ تو برای اثبات عالمم کافیست.... پناهی دادی مرا که وصل میکند .... می خوانم به یاد تو .... دریاب مرا دریاب . . . اینچنین گریانم آرزوست آمین. .
هرگز بدن خود را با دیگران مقایسه نکن و فقط با گذشته بدن خودت مقایسه کن.

اگر در مقام شاگرد هستید برنامه تمرینی خود را با تلاش و اعتماد انجام دهید.

اگر در مقام و مربی هستید کارشناسی شده و دقیق برنامه تنظیم کنید.

- هرگز با پیشرفت سریع تر بقیه نسبت به خودتان ناامید و حس. روز عرفه الهی! عرفه‏ام، باحسین علیه‏السلام از عرفات کوچ کرد و رحل اقامت در کربلاگزید؛ پس تو رامی خوانم به زبانی که م حسین علیه‏السلام در روز عرفه و در ودایش با سرزمین عرفات خواند.
الهی تو را می‏خوانم، با اشک‏هایی که به ترنم آ ین نوای آسمانی مولایم حسین علیه‏السلام در روز عرفه، بر صورت شرمسارم روان شده است.
الهی! تو را می‏خوانم به پاکی و خلوص بندگی در صحرای عرفات، به تکاپوی حاجیان؛ آن‏گاه که جان مشتاق را برای لقای تو روانه آسمان زلال عرفه می‏کنند.
خدای من! دلم برای آشنایی و آشتی با تو، بی‏تاب‏تر از همیشه است و تنها دارایی‏ام در پیشگاه تو، دعایی است که به آن وعده اجابت داده‏ای.
چگونه تو را دریابم و کدام باد موافق، این خس دورافتاده از آستانت را به کوی شناخت و دلدادگی به تو رهنمون می‏سازد؟
الهی! تو نوری؛ آشکارتر از آنی که به مدد آثار خلقتت، شناخته شوی.
تو نوری و روشن‏تر از آنی که در پناه سایه درآیی.
خدای من! چه وقت از دیده‏ام نهان شدی تا برای اثبات بودن تو، دست به دامن برهان و استدلال ببرم؟
تو آنقدر ظاهری که رسیدن به تو از راه مشاهده آثارت، راه دراز پیمودن و به بیراهه رفتن است. پس خدای من! چنان به عشق خود مرا بنواز و یاری‏ام کن تا دیده‏ام؛ به فراتر از نشانه‏هایت دل مشغول دارد و از درک نور تو که آفاق را روشن کرده، بازنماند.
بارالها! چنان خود را به من بنما که بی‏واسطه و با شهود قلب، شیفته جمال نورانی تو شوم. من که ترک عشق پس چرا دیوانه ام این چنین هرگز نبودم گوییا بی خانه ام من گذشتم از تو اما فکر تو هرگز نرفت تو نرفتی از خیالم ای مه دردانه ام ترک تو گفتم دعا که مهرت هم رود گر چه میدانم نخواهد رفت از کاشانه ام دلبری ها میکنی دل را سبب ساز غمی غم چه شیرین می شود با بغض تو جانانه ام ادامه. خبرگزاری مجازی قاصد: ♦️آیت الله باقری کنی در گفت وگوی اختصاصی با تسنیم: قیام حسین(ع) هرگز برای سازش نبود شاگرد مبرز (ره) و از اساتید فعلی حوزه علمیه با اشاره به شبهه افکنی اخیر عده ای درباره ماهیت قیام حسین(ع) تاکید کرد: