همیشه به روز باشیم - اخبار روز

تا جایی که یاد دارم هیچ جنس مذکری برام اسطوره نبود تو هیچ زمینه ایی چه بسا نقش های بدتری تو زندگیم داشتن! پس همون اندازه که همه با ذوق و شوق خفن ع بابا مامان انتشار میکنن به مناسبت ادیان مذهبی جا داره بگم میاد روزی ک شماها خودتون در حد ع نقش تو زندگی بچه هاتونو داشته باشید!!! دروغ . http://s8.picofile.com/file/8323094126/wp_image_143605109.jpg


می خواهمت
تشنه تر از همیشه

بی قرار تر از همیشه
بارانی تر از همیشه
نیازمند تر از همیشه
پر شور تر از همیشه...
می خواهمت


می خواهی مرا
اما شاید خدا زمان دیگری را می پسندد
صبر می کنم
بر بدی های خودم
بر تلخی روزگار
بر تحمل دوری خوبی های بی حد و مرز تو
چقدر تو خوبی
و من ...
گاهی حس می کنم چقدر دور شده ام ... از تو... و همه خوبی هایت


نشانه ها را گذاشتی
و من هنوز دربه در خواسته های بی سر ته خود گمشده ام
گمشده ام
بی تو گمشده ام
من که جز تو چیزی نمی خواستم
این منی را که خودم خلق کرده ام را نمی پسندم
خودم را باور نمی کنم
...

ولی تو مرا باور کرده ای
چقدر تو خوبی
در باورم نمی گنجد
...
کاش قراری بگذاریم
برای چشم هایت
برای تماشای چشم هایت
برای غرق شدن در چشم هایت
دریای چشمانت عمق عجیبی دارد
می توان تا ابد در آن غرق شد
باور کنی یا نه
عجیب عاشق نگاه تو ام...
بی انتهاست
کاش قراری بگذاریم...


شاعر: سیده زهرا رحمانی
image result for ?برای تو?‎


#سیده_زهرا_رحمانی #زهرا # عشق #خدا #باران #تنهایی #نور #تکیه_گاه #غم # آرامش #نور #نور_خدا #باران_نور #شعر #غزل @غزل_عشق #شکر #عاشقم #هنوز #نور #خدا #عشق #شهید #عشق_خدا #باران_عشق #شکر_عاشقم_هنوز #عشق_خدا #سیده_زهرا_رحمانی_یاس
#یاس
برگرفته از کتاب شکر عاشقم هنوز از سروده های سیده زهرا رحمانی
آخیی بعد از مدت ها یاد این وبلاگ افتادم! خاصیت منه کلا! همه چیز رو نصفه نیمه ولکنم و برم الان دوسال و نیمه که سرخونع زندگیمون هستیم. دیگه حوصله م سرنمیره چون صبح تاشب سرکارم. قربونت بشم که از اون سالها عشق بینمون کم که هیچ روز به روز زیادتر هم شده درسته این روزها یکم خسته شدیم از ر. بنام خدا ما همیشه مودب و متواظع خواهیم بود و احترام به دیگران را فراموش نمیکنیم. ما سعی خواهیم کرد بهترین باشیم و با صبر و بردباری برای بهتر شدن تلاش میکنیم. ما برای ارتقا روح به پرورش بدن و فکر می پردازیم. ما همیشه ذهن وقلبی آزاد خواهیم داشت. ما روح مبارزه را خواهیم پذیرفت. ما م. همین حالا تغییر کن. گاهی ما از دست خودمون شاکی هستیم .. از رفتار ها و احساسات خودمون سرخورده و ناراحت می شیم . یک خصوصیت منفی در ماست که ما رو آزار میده اما باز هم مغلوبش میشیم خلاصه می بینیم که هر چه تلاش می کنیم رفتار یا احساس خود را تغییر دهیم باز هم ش ت می خوریم و با آنکه می دانی. کابوس همیشه پشت خوابم ابری از کابوس می‏ آید دل پژمرده ای از زندگی مأیوس می ‏آید همیشه تا افق سر زد ، به جای آفتاب اینجا امیدی کورسو با پت پت فانوس می ‏آید چنان لرزید غار ، از قار قار هاب انگار که بعد از قرن‏ها دوران دقیانوس می‏آید نه ، این هم نیست ، انگاری ی با کاسه‏ی خالی خم و. آدمی که دوستت دارد خیلی زود برایت عادی می شود حرف هایش، دوستت دارم هایش و تو خیلی زود کلافه می شوی از بهانه هایش، اشک هایش، توقع هایش و چون تصور می کنی که همیشه هست همیشه دوستت دارد هیچ وقت نگاهش نمی کنی نگرانش نمی شوی برای از دست دادنش نمی ترسی او همیشه هست! اما، او هم آدم است رو. بسمه تعالی بر سر آنم که گر ز دست بر آید / دست به کاری زنم که غصه سر آید خلوت دل نیست جای صحبت اضداد / دیو چو بیرون رود فرشته در آید دوستان؛ به رحمت خدا همیشه امید داشته باشیم.
می خواهی د خوش قیافه تر و جذاب تر باشید؟ واقعا چه ی است که نخواهد خوشتیپ باشد؟ دوست داشته باشیم یا نه، این روزها ظاهرِ آراسته هم در آینده ی شغلی مثل مصاحبه ی کاری، شرکت در جلسات و بستن قرارداد مهم بوده و هم در آشنایی با یک فرد جدید اهمیت دارد. در واقع بخش عمده ای از قضاوت اولیه ی .
شادی هایمان که هیچ
یادت باشد
که اگر میان تمام دردهای دنیا هم که باشیم
فقط من هستم و تو
فقط

* ی *


در اعتقاد ،بر مبنای سه اصل،می توان انقلاب را کرد:1)اجتهاد:به نظر من در ،به عنوان ایدئولوژی،بزرگترین عاملی که نشان می دهد جامعه از نظر علمی می تواند همیشه به خودش ح تهاجمی بدهد،مسئلهء اجتهاد است.اجتهاد،از لحاظ ایدئولوژی،نوسازی فکری می کند و یک انقلاب فکری است در طول زمان . اگر دیگران را عادت بدهی که همیشه آب میوه مانده ته دستگاه آبمیوه گیری سهم تو باشد
یا کتلت زیادی برشته شده ، یا بدمزه ترین آب نبات مانده در ظرف شکلات یا هرچیزی که دیگران دوستش ندارند
به مرور این میشود سلیقه ات ، میشود سهمت
هیچ نمیگوید آه چه موجود فداکاری ...
بد نیست گاهی بر. از باغ می برند چراغانیت کنند تا کاج جشنهای زمستانیت کنند پوشانده اند روی تو را ابرهای تار تنها به این بهانه که بارانیت کنند یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند این بار می برند که زندانیت کنند ای گل گمان مبر به شب جشن می روی شاید به خاک مرده ای ارزانیت کنند یک نقطه بیش فرق رحیم و رج. هزار بار گولش میزنی
کارِ ساده ای ست...
آدمِ عاشق
به هر سازی می د
هر قصه ای را باور می کند
هر خطایی را می بخشد
آدمِ عاشق
ِ صبر و سکوت می شود...
تو خیال می کنی زرنگی !
اما نمی دانی
آدمِ عاشق
می داند و می ماند...
تو خی راحت است
اما نمی بینی
عشق را که هر روز رنگ. ی نمیتواند به طبیعت بگوید چرا زمستان شدی ؟ چرا پاییز نم ؟ ی نمیتواند به برف بگوید که چرا اب شدی ؟ یا اصلا چرا آمدی که آب بشوی ؟ ی نمیتواند به زمین اعتراض کند که چرا انقدر سرد میشوی .. ی نمیتواند به پاییز بگوید که چرا دلگیری ؟ چرا برگها را حرام میکنی ؟ چرا زرد میشوی  ؟ چرا اخم میک.
تو عاشقانه ترین اتفاق ِ بارانی
به یاس های غزل پوش ِ عشق می مانی

از آسمان دعای من آمدی به زمین
برای هم نفسی با دو بال ِ پنهانی

که روسپید شوم پیش اشک های خودم
هنوز مانده به غم آمدی و می دانی

که انتظار مرا سخت مضطرب کرده
بگو که هستی و با من همیشه می مان. مطمئنم همه این وضع اعصاب د کن را تجربه کرده اند. همه یک روزهایی کم می آورند، همه یک روزهایی آن خودِ همیشگی نیستند، همه یک روزهایی دوست دارند به موهای چربشان توجه نکنند و با تی چِرکُ چروک شدهٔ آبی رنگ کنج اتاق بنشینند، زل بزنند به دیوار خالی و فکر کنند، همه یک روزهایی دوست دارند . قبل از نوشتن در مورد این مبحث بر خود واجب میدانم از جناب اقای هومن خلعتبری که همیشه در کنار خانواده مجازیشان بوده و در غم و شادی همراهان شریک بوده اند و شریکشان کرده اند سپاسگزاری نمایم . ایشان با تمامی مشغله کاری زیاد عمدتا و در صورت نیاز پاسخگوی سوالات یاران خود بوده اند و در . سید رضا اکرمی عضو جامه ت مبارز گفت: حادثه تروریستی هفته گذشته به ما یاد داد همیشه باید هوشیار، بیدار و آماده باشیم؛ چرا که هزار دوست کم و یک دشمن زیاد است.به گزارش ایسنا، حجت ال و المسلمین سیدرضا اکرمی در مراسم شب قدر در حرم (ره)، طی سخنانی با اشاره به وقوع حادثه تروریستی هفته گذشته در حرم و مجلس شورای ی اظهار کرد: حماقت، جه و رذ عده اندکی از ی ها وقتی معلوم می شود که آنان با کمال بی شرمی متعرض حرم معمار انقلاب شدند که البته در کوتاه ترین زمان نیز طومار آنان درهم پیحیده شد.وی افزود: من از تمام نیروهای امنیتی به خاطر برخورد با عوامل حوادث تروریستی در تهران تشکر می کنم و خدا را شاکریم که این واقعه تبدیل به فاجعه نشد و موضوع جمع و جور شد؛ هر چند این حرکت، رذیلانه، زشت و ناهنجار بود.اکرمی با بیان این که حادثه تروریستی هفته گذشته به ما یاد داد همیشه باید هوشیار، بیدار و آماده باشیم، گفت: هزار دوست کم و یک دشمن زیاد است و قرآن نیز از همه ما می خواهد آماده و نیرومند باشیم.این عضو جامعه ت مبارز با اشاره به آرمان های راحل اظهار کرد: نجات مردم از استبداد داخلی، قطع دست استعمار خارجی از کشور و زمینه سازی برای ظهور زمان (عج) سه آرمان (ره) بود که امروز ایران از دست ت های خارجی رها شده و تمام غصه آنها نیز از همین موضوع است تا جایی که رئیس جمهوری از بی اعتنایی ت ایران به آنها گلایه می کند؛ چرا که آنها از ما ذلت و زبونی می خواهند و نه داشتن عزت نفس.وی در پایان تاکید کرد: باید از خدا توفیق بخواهیم که ما ملتی بیدار آگاه هوشیار و قوی باشیم و از امکانات فراوان کشورمان برای حل مشکلات استفاده کنیم. خیلے گلےداداشے!!! خواهر دوست داشتنے خودمے!!! خواهرے ... داداشے ... این کلمات حرمت دارن میگن جایی که تو باشی با نامحرم،نفر سوم است ...! بعضی از ما بچه مذهبی ها،خودمان را زده ایم به آن راه که ما مطهریم از گناه و ما یاور زمانیم و ... ما شهید آینده ایم و ... اینکه ما انگار فراموشمان میشود بان. با همسر عزیزتر از جانم رفتیم ع بارداری انداختیم صبح رفتم ارایشگاه و ساعت ١٢:٣٠ رسیدیم اتلیه اطراف خونه که قبلا من رفته بودم کاراشو دیده بودم مزیتش ارایشگاه و اتلیه ست ، من حوصله ى راههاى دور و طولانی رو اصلا ندارم و خستم میکنه نه فقط الان که حاملم و ماههای ا بلکه همیشه و رضایت م. کتاب قلندر و قلعه اثر یحیی یثربی است که انتشارات قو آن را در 329 صفحه منتشر کرده است.
شیخ شهاب الدین سهروردی برای ما ایرانی ها آنقدر آشناست که بعید است نامش را بارها در مقاطع مختلف زندگی نشنیده باشیم. اگر جزو آن دسته از انی هستید که همیشه علاقه مند بودید از این چهره سرشناس فلسفه چیزی بیشتر از آنچه شنیده اید یا در جستجوهای ساده اینترنتی دیده اید بدانید؛ «قلندر و قلعه» بهترین پیشنهاد برای شماست.
کتاب نه تنها روایتی رمان گونه و در برخی فرازها کمی آمیخته به تخیل از زندگی سهروردی است بلکه دفتری کوتاه و ساده برای معرفی شه های شیخ اشراق آن هم با روایتی روان و پرکشش از زندگی اوست.
نویسنده در این کتاب به نحو شکل گیری ذهنیت شیخ شهاب الدین از کودکی و تأثی ذیری او از معلمان و انش پرداخته است. در فرازی خواندنی از این کتاب و بخشی که روایتگر وداع سیندخت با او است، این دختر زرتشتی خطاب به سهرودی چنین می گوید: «تو می روی، من نیز در آستانه پروازم. جان من از تنم جدا می شود. پرواز می کنم. من ازدواج نکرده ام و نخواهم کرد. فرصتم کم بود. کوشیدم که بال هایم زود برآیند و رشد کنند. من در هوای عالم دیگری پرواز خواهم داشت. من پیش از مرگ خواهم مرد و چند سالی پس از آن با مرگ طبیعی، این تن خاکی را به خاک خواهم سپرد. من پیش از فتنه بزرگی که این سرزمین عزیز را به خون و آتش بکشد می میرم. اما تو! من درون تو شعله فروزانی می بینم! دل تو یک آتشکده است. تو راه خوبی در پیش داری. تو بزرگی! تو اهل پروازی! بعد از این همیشه همدیگر را خواهیم دید.»
خلاصه آنکه «قلندر و قلعه» داستانی خواندنی از زندگی شیخ شهاب الدین سهروردی که با فلسفه، عشق، غم و شادی وصال درهم تنیده شده است.



این جمله ها همیشه باید در ذهن بمانند تا زندگی انسان شکل بگیرد... بیاد داشته باشیم خاطره ماندگار؟!.....


بنام خدا
همه از خ م و به سوی او می رویم.
دهقان فداکار تنها یک داستان نبود ، بلکه او نماد و شاخص روحیه دلاوری ، ایثار و فداکاری بود.
ریزعلی خواجوی در آن سوزسرما با آتش زدن پیراهنش ، جان هم نوعان خود را که در قطار بودند ، نجات داد.
حالا این سوال در مقاب. معرفی لایسنس های hpe 3par all inclusive
multi-system software:
این لایسنس ها بصورت optional برای دستگاه های ذخیره ساز 3par سری های استوریج 3par سری 8000 و استوریج 3par سری 20000 می باشند و مهمترین قابلیت این لایسنس ها remote copy می باشد که باعث خواهد شد بتوانیم بر روی دستگاههای 3par قابلیت replication را داشته باشیم. این. کتاب و نقاشی امروز سعی کنیم خوب باشیم اون حسی که الان داری همیشه یادت میمونه(به قول خودتون) پاییز مثل همیشه از راه رسیده بود و من مثل همیشه اماده رفتن به مدرسه بودم... کلاس اول راهنمایی... حس درونیمو نمیتونستم درک کنم...یک طرف شوق...یک طرف ترس..و یک سمت هیجان آخه امسال اولین سالی بود که شهر محل زندگیمونو عوض کرده بودیم اومده بودیم یه شهر دیگه...شهری که همه جاش بوی غربت میداد. به اندازه کافی دیگران خودشان نیستند
ما دیگر
.
.
.
.
.
.
خودمان باشیم




+ خود را انچنان ک هست بنمایید... علی شریعتی جان
چگونه کامپیوتر سریعی داشته باشیم اگر شما هم از دسته افرادی هستید که از دست سرعت پایین کامپیوتر خود شاکی شده اید،این مطلب را از دست ندهید،این مطلب کاملا تخصصی بوده و در وب های دیگر پیدا نمیشود. سرعت کامپیوتر همیشه یکی از مشکلات انی است که از کامپیوتر استفاده میکنند.چه انی که به . ملا نصرالدین همیشه اشتباه می کرد : ملا نصرالدین هر روز در بازار گ می کرد و مردم با نیرنگی٬ حماقت او را دست می انداختند. دو سکه به او نشان می دادند که یکی شان طلا بود و یکی از نقره. اما ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می کرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مر. افرادی که تجربه کافی در دنیای تجارت و ب و کار دارند، به خوبی می دانند که بهترین روش برای بازاری و توسعه ب و کارشان، نداشتن روش ثابت است!
بله، اینطوریاست...! رقیب
اگر تا حالا فک می کردید با یک روش ثابت و خاص می تونید به بهترین نتیجه برسید، و تا حالا به نتیجه مطلوب دست نیافتید، بهتره این اصل رو در نظر داشته باشید که توی کار آزاد و رقابت توی دنیای بزرگ تجارت باید بتونید از روش های مختلف برای رسیدن به بهترین فاکتور های توسعه در ب و کار خودتون بهره بگیرید.
یک انسان موفق در شرایط مختلف، سیاست های کاری متفاوتی رو پیش می گیره و همیشه به بهترین نتیجه ها فکر می کنه، نه صرفا حداقل ها.
برنامه ریزی برای توسعه یک ب و کار، لازمه ولی کافی نیست و گاهی شرایطی پیش میاد که آدم باید بتونه برای اون شرایط خاص سریع واکنش نشون بده. پس باید از همه جهت آمادگی داشته باشیم.
وجود رقیب هایی که هر روز ممکنه بر تعدادشون اضافه بشه، با تمام فکرهایی که هر فردی از بازار رقیب ممکنه برای گرفتن بازار توی سرش داشته باشهرو همیشه باید در نظر داشت. چه خوبه که همیشه بهترین رقیب خودمون، خودمون باشیم و قبل از هر رقیب دیگه ای بششینیم فک کنیم که چطور میتونیم خودمون رو ش ت بدیم. برای این کار می تونیم از افراد نزدیک و یا کارمندای مجموعه هم استفاده کنیم.
پس هیچوقت حتی به بهترین شیوه هایی که تا امروز بهتون کلی کمک اعتماد نکنید و همیشه جلوتر از خودتون باشید!
"مطبوع باشیم !" از صادق علیه السلام پرسیدند : "چرا حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم که سفارش به خوردن سیر و پیاز می د ، خودشان سیر و پیاز تناول نمی د ؟" صادق علیه السلام فرمودند : "زیرا رسول الله همیشه با مردم در ارتباط بودند. شما نیز هرگاه سیر و پیاز خوردید به مسجد نروید تا دیگران . روزی که تصمیم بگیریم چیزهایی که دوست داریم طلب نکنیم و در عوض چیزهایی که اتفاق می افتد ، دوست داشته باشیم آنروز بالغ شده ایم . ما همیشه می توانیم آن چه را که دوست داریم ، بخواهیم ،اما این کار ما را فلاکت زده و بیچاره می کند ، زیرا دنیا مطابق با آنچه دوست داریم یا دوست نداریم نمی گ. ﺧﺪﺍﯾﺎ : ﺗﻘﺪﯾﺮ اقوام و ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻨﻮﯾﺲ ﺗﺎ ﺟﺰ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺁﻧﺎﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﺒﯿﻨﻢ ﺧﺪﺍﯾﺎ : ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﻬﺘﺮﯾﻨﻬﺎ ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩﯼ ﭘﺲ ﺑﻬﺘﺮﯾﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻫﺎ ﻋﻄﺎ ﮐﻦ.. ❤ را به خدا بسپار این دیوانگیست ... که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه خار ی. ما یه نفریم یه نفر قوی که قول دادیم هیچ جایی یه نفره نفریم ما قهر نمیکنیم با هم سر هیچ چیزی بحث نمیکنیم با هم لجبازی نمیکنیم نقش بازی نمیکنیم به هم پاس میدیدم تک بازی نمیکنیم سرمون گرمه ما دوتایی جمعمون تک نمیپریم وقتی دل میدیم دل نمیکنیم خبرا موثق هدفا مشخص داره هی میشه قدما ب. علت عقب ماندگى مناطق ، عدم اعتماد است ، اگر ما فضا را دوستانه بسازیم همه مشکلات حل میشود، شما در صورت مو فقید که جنبه مثبت هم وطنان تان را بیشتر بر جسته کنید، این سبب میشود که فضا بهتر شود، در فضا بهتر شما مى توانید کار بهتر انجام دهید. نسل جوان باید با تبلیغات که باعث نفاق میشود. همیشه برای " ماندن " دلیل هست … و برای " رفتن " بهانه. همیشه برای " خواستن " نیاز هست … و برای " رد "، مصلحت. همیشه برای " داشتن " فضا هست … و برای " نداشتن " تقصیر. این که سوار بر کدام کوپه این قطار شوی، به پای ماندن و دست خواستن و عشق داشتنت ، بر می گردد ... اگر داری که بسم الله … اگر نه، ج. بارید برف، شاخه دیدارمان ش ت بغض است یا غبار، که بر شیشه ها نشست بیرون بیا و راه برو، روی برف ها یا آدمک بساز، گمان کن که زنده است از شعر های تازه برایش بخوان نترس عاشق که نیست، خیره بماند به دوردست مثل همیشه مثل خودت باش مثل توست اهل زمین که نیست، همینی که هست، هست آن شعر را بخوا. زرگترین بشارتی که میتوانیم در نام خداوند به دیگران برسانیم و خود را پیرو خداوند قرار دهیم هر چند که گنا اریم ولی به واسطه فیضش بخشیده میشویم این است که ایمان خود را پنهان نکنیم و با تمام وجود ابراز داریم که یک ایمان دار هستیم و محبت خداوند شامل حال ما شده و ملکوت خداوند را خواهی. هربار از من ناراحت میشد دستمو ول میکرد میرفت یک متر جلوتر از من قدم میزد تمام عرض یک پارک رو اینطوری طی میکردیم تا اینکه تموم میشد و میومد دستمو میگرفت و به حرفاش ادامه میداد یه جوری که انگار نه انگار ناراحت شده؛ هرچقدر میگذشت بیشتر عاشقش میشدم تا اینکه سال بعدش وسط اون روزای خ.