همسفر - اخبار روز

سفر خاطره انگیز شیرآباد... با همراهی اکثر همراهان قدیمی در 27 آبان 95 شروع شد...25 نفر از دوستان در این سفر همراه ما بودند و خاطرات زیبایی را در کنار هم بودن را تجربه د...خاطراتی که همیشه در ذهن ها ماندگار خواهد بود... هر سه بخش سفر یعنی پیمایش سبک جنگل، صعود به آبشارهای 4 و 5 و دیدار از . فسقلی جان دیدی حتی چنین سفر مبارکی هم به پایان رسید.
خدارا شاکریم که چنین سفری را نصیبمان فرمود.
الهی با دستان پراز دعاهای مستجاب بخیر شده،بازگشته باشیم.
زیارتت مقبول حق باد همسفر خوبم! انشاالله
راستی چه جالب بود،کوچولویی که در هواپیما همسفرش بودیم،
باز هم در برگشت با همدیگر بودیم،فقط رفتنه همردیف بودیم
برگشت جلو وعقب بودیم،ما که کم نیاوردیم در هردو حال باهاش
دورادور بازی کردیم.الهی سلامت باشد هم خودش وهم والدینش.






خودمانیم ولی یقینا مادرو پدرش متوجه ما شدندخیلی خنده دارممنونیم که
اجازه دادند خوشحال بمانیم.یادت میاد ع ی که ازش گرفتیم،
زیباست ع پایانی سفرمان باشد.مگرنه؟
شما و همسرتان قرار است تا آ ین روز کنار هم باشید؛ همسر و همسفر تمام لحظات زندگی. اگر بخواهید عزیز ترین آدم زندگی تان را در کفه ترازو بگذارید و مدام او را در قیاس با دیگران بسنجید، حس بدی را به او خواهید داد که در این صورت در رابطه با شما نمی تواند احساس امنیت داشته باشد. جمله معرو. چقدر بده از عصر بشینی کلی خاطره های قشنگ کلی حرف کنار هم بچینی تا توی اولین سالگرد باهم بودنتون بگی ولی بعد ب هر دلیل کاملا نا مشخصی نتونی متن ب اون طولانی و پر احساسی رو کپی کنی...ولی آقا محمدم...اونقدر خوبی که یه خط یا هزارتا خط واست فرقی نداره و من اینو میدونم....باورت میشه عزیزم. داستانِ همراهی با با بنده ای همسفر شد موقع صبح، بنده نخوند موقع ظهر و عصر هم، نخوند موقع مغرب و عشاء رسید، بازم بنده بجای نیاورد موقع خواب به بنده گفت من با تو زیر یک سقف نمی خوابم چون پنج وقت موقع شد و تو یک نخوندی میترسم غضبی از آسمان بر این سقف نازل بشه که من هم با تو شامل بشم ب. مدیر مرکز فرهنگی اردویی دانشجویی نهاد ی در ها از تمدید مهلت ثبت نام بیستمین دوره ازدواج دانشجویی خبر داد. حسین جوادی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به استقبال زوج های دانشجو از بیستمین مراسم ازدواج دانشجویی گفت: به درخواست یان واجد شرایطی که نتوانستند در مهلت اعلام شده برای.

پول کثیفنه این قرارمون نبود تو بی خبر بری
من خسته شم که تو بی همسفر بری
نه این قرارمون نبود من رنگ شب بشم
تو سر س شی من جون به لب بشمباور نمی کنم این تو خود تویی
این تو که از خودش بی خود شده تویی

آغاز فصل تابستان ، بهترین فرصت برای سفر به ای آبی و تفریحات هیجان انگیز است یکی از این ا که میتوانید بروید و حس خوش بگذرانید جزیره زیبای کیش میباشد، کیش یکی از سرسبزترین جزایر خلیج همیشه فارس میباشد و آماده برای جشن های بهاری در آ ین ماه های بهار و آغاز تابستان است. حال که مدارس تعطیل شده و جشنواره های کیش هم آغاز شده مناسب ترین و نزدیک ترین شهر برای مسافرت، شهر زیبا و جذاب کیش میباشد که تفریحات آن برای ک ن هم به یاد ماندنی و خاطره انگیز است. جزیره زیبای کیش چهارمین مقصد گردشگری آسیا است.آب های فیروزه ای و آفت درخشان ، جزیره کیش را به مروارید خلیج فارس تبدیل کرده است. زمانی که به کیش سفر میکنید اگر صندلی هایتان کنار پنجره باشد، در این لحظه به قدرت و توانایی خداوند متعال پی میبرید که انگار دنیا را نقاشی کرده است. وقتی از خلیج فارس گذر کنید رنگ آبی مرواریدی سواحل به چشم میخورد که ایران را با وجودش جذاب تر کرده است،حس جالبی پیدا میکنیم و از آن لذت میبریم. تور کیش تابستان 96 میتواند فرصتی مناسب باشد تا تعطیلات تابستان خود را در آنجا سپری کنید و کلی خوش بگذرانید. برای سفر به کیش در انتخاب همسفر خود دقت کنید، حتما برای یک سفر خوب نیاز به یک همسفر فوق العاده داریم که لذت سفر را بیش از هر چیزی ،برایمان بیشتر میکند.مانلی پرواز با بیش از یک دهه تجربه در اجرای مستقیم تور کیش میتواند شما را در این امر یاری کند. مانلی مجری و مبتکر تورهای لحظه آ ی کیش با ارائه پکیج های بسیار مناسب راه انتخاب را برای شما هموار کرده است.
بیستمین جشنواره تابستانی کیش از اواسط تیرماه آغاز شده و تا پایان شهریور ادامه دارد. در طول جشنواره تابستانی کیش مکان های تفریحی از جمله پارک آبی، مجموعه تفریحی پارک دلفین و سافاری برنامه های شاد و مفرح شامل جنگ های ک ن، کلیپ، شعر و موسیقی، مسابقه و نمایش اجرا می شود. افرادی که در جشنواره شرکت کنند و ید کنند احتمال اینکه در قرعه کشی جشنواره برنده شوند زیاد است. حضور عوامل برنامه های دور همی و خندوانه به عنوان دو برنامه پر مخاطب تلویزیون در اجرای جنگ های شبانه کیش جشنواره مهیج کیش تابستان امسال مستواند بهترین سفر عمرتان را رقم بزند. تور ارزان کیش تابستان 96 میتواند مناسب ترین گزینه سفر باشد. در نظر غیر پیدا نیست ولی غذا خوردن از تفریحات محبوب من است. اتتخاب کافه و رستوران و بعد انتخاب غذا از منو و بعد هم. لذت بردن یا نبردن از ترکیب غذا و فضا حس سرم را گرم می کند و حتی شاید چیزکی هم بنویسم از خوردنی هایم اما غذا را باید خورد نباید شنید نباید گفت! آشپز خیلی خوبی هم که هست. نام کتاب:نگین محبت ناشر:درسا نام نویسنده:فریده رهنما موضوع کتاب:رمان معرفی کوتاه:داستان سرگذشت دختری است به نام((مارال)) که وقایع آن طی جنگ بین الملل دوم شکل می گیرد .داستان با شروع جنگ و حمله قوای متفقین به ایران در سوم شهریور 1320و ورود نیروهای روس به تبریز آغاز می شود .شروع حمله. سلام دوست عزیزم می خواهم با تو حرف بزنم، با تویی که حرف هایت در دلت سنگینی می کند و نمی توانی بگویی از آن زمانی می خواهم بگویم که اعتیاد همچون طوفانی بی رحم تمام آنچه داشتیم به آتش می کشید و می سوزاند. آن زمان، کودکی بیش نبودم و شاهد خورد شدن پدرم بودم، همیشه وقتی چهره بیمار و اف. به وسعت پاییز ، زندگی بدون خزان سبز نیست ! اطرافم پر از برگهای زرد است ، درون پاییز یک دنیا حرف است ، دلم تنگ است ، دلم تنگ است! و یک عالمه درد دل در یک فصل نو ، و من همچنان قدم میزنم میروم در حالی که برگها نیز همسفر پاهای خسته من هستند در حالی که صدای همه برگها در آمده ، و این خش خش ب. اشارهآیت الله شیخ اسماعیل ی شاهرودی از سلسلة سعادتمندان و زمرة نیکبختانی است که در سفر بیت الله پس از حادثه ای هولناک به همراه جمعی از حاجیان و زائران خانة خدا، موفق به دیدار جمال دلربای حضرت بقیةالله ـ ارواحنا فداه ـ می شود.حادثه از آن جا آغاز می شود که با اشتباه و غرور و حرف ن. روزی یک کامپیوتر و یک حسابدار با هم همسفر شدند.حسابدارخسته بود و خوابش می آمد,در حال چرت زدن بود که زد روی دوشش که اگر حاضر باشی از همدیگر سوال کنیم,هر کدام که بلد نبودیم به دیگری یک دلار بدهد. حسابدار بی توجه به حرف های سرش را برگرداند و به چرت زدن خود ادامه داد. بعد از چند دقیقه . تو نفسی بودی که برای لحظه ی پایان زندگی حبس کرده بودم لبخند سرخی بودی که هر بار سرخیش را به دل غمناکم وعده داده بودم کوله بار شادی های تو تمام چیزی بود که برای توشه ی زندگی با خود همسفر کرده بودم خواستم تنها سر پناهی باشم در لحظه های غمِ تو در جهان جایی نباشم جز پناهی برای سر تو ب. تنها که باشی
تنهایی
*
وقتی تنهاتری که
آمده باشد
نه به استقبال تو
بیاید
نه به بدرقه ی تو
همسفر باشد
نه با تو
خاطره داشت. در گذر زمان د یچ و خم روزگار استوار در جاده زندگی هم قدم با یار و هم دم خویش گامهایم را بر میدارم به امید روزهای خوب روزهایی که اگر نبودی میدانم برایم هیچ معنا و مفهومی نداشت چه بهار ها و تابستانها با گرمی زندگی همراه خوشنودی گذشت و چه زمستانها و پاییزهایی که با سر سپری شد و فقط ی. سلام بر تو ای بهترین بنده خدا سلام برتو که عاشقانه در راه معبودت گام برداشتی و چه زیبا حدیث بندگی کردی . عشق با تو معنا میشود و وجود می یابد و عاشق از تو و از مسیر تو به معشوق می رسد . مسیری که باید گذشت ، از خودت و از تعلقاتت ، از ... جرأت می خواهد مولای من و دل عبور از دلبستگی ها . سخ. بعد از عروسی تنها چیزی که من رو نیرو می داد،دیدار تو بود.همکار!! هیچ وقت رفتن رو باهات نبودم و همیشه استرس و تاصبح بیدار بودن رو داشتم..ولی امشب خوشحالم که با تو همسفر شدم،کمک شوفر!! کمک شوفر به این خانومی دیده بودی کامی آهنگ ، ، دلبری،بوسه های زمان رانندگی ...می خوام کامی..می خوام! . تا به حال واژه ی «هیچهایک» به گوشتون خورده؟ این پست و برای اونایی مینویسم که مثل من عاشق سفر هستند ولی نمیتونند هزینه های زیادی بابتش بپردازند بنابراین کلا بیخیال میشند. خب بیخیال نشید چون یه راهی هست که میتونید باهاش ارزون سفر کنید و حتی تو سفر پول هم دربیارید ولی باید مطئن باشید که از اون دسته آدمایی هستید که سفرهای پر ج دوست دارند و هتل و هواپیما و ... یا از اون دسته که عاشق ماجراجویی و جاده و لحظه و ... اند؟؟ اینجا یه نگاه کلی میندازیم به سفر سبک با یه کوله پشتی. هیچهایک در واقع به معنی «رایگان سواری» یا «مرامی سواری» هستش. این روش سفر توی کشور های خارجی خیلی شناخته شده است ولی توی ایران افراد کمی هستند که با این روش آشنایی دارند. البته خوشبختانه داره به تازگی همه گیر میشه و روز به روز به تعداد هیچهایکر های ایرانی اضافه میشه. توی این روش از سفر، مسافر کوله پشتی خودش و بر میداره و میره و خودش و به یک بزرگراه خارج از شهر میرسونه، روی یک مقوا مقصد مورد نظرش و مینویسه بعد مقوا رو سمت ماشین ها نگه میداره و لبخند میزنه. و بعد یه ماشینی نگه میداره و مسافر از اون میپرسه که دوست داره که با اون همسفر بشه؟ و اون رو رایگان تا مقصد مورد نظرش یا یه جایی نزدیک اون مقصد برسونه یا نه؟ و در کمال شگفتی میبینید که از هر 5 ماشین حداقل یک نفر حاضر میشه همسفر شما باشه. ولی همچی به این راحتی ها نیست. مردم عاشق چشم و ابروی شما نیستند تا هر ی رو خیلی راحت سوار کنند شما باید بلد باشید که چطور برخورد کنید و تو مدت کوتاه هم صحبتی با راننده اون رو مطمئن کنید که و قاتل نیستید. از طرفی باید آموزش ببینید که تو این سفر ها چطور برخورد کنید تا امینیت شخصیتون حفظ بشه همه این ها آموزش های خیلی ساده ای دارند که در قالب یک پست نمیگنجه. از نوع برخورد شما تا نحوه ی کوله بستن و ماشین گرفتن و ... نیاز به آموزش داره این آموزش ها هرچقدرم که ساده باشند ولی مهم و اساسی هستند پس اگه علاقه مند شدید که درباره مسافرهای با کوله پشتی بیشتر بدونید و امتحان کنید حتما تجربیاتشون و بخونید. برادر من یه مسافره ، اون ایرانگرده و به تازگی تصمیم گرفته که این مدل از سفر و به اونایی که مثل ما دقدقه سفر دارند یاد بده. اگه به هیجان و سفر و جاده علاقه دارید میتونید به کانال تلگرامش برید و از آموزش هاش استفاده کنید. ^_^ برای ورود به کانال تلگرام «آموزش سفر رایگان» کلیک کنید
بعد از مدتها تصمیم گرفتند چند نفری هر سال دوبار مشهد الرضا علیه السلام مشرف شوند. گروه شکل گرفت و رفتند سراغ ماشین . یک پیکان مدل 54 را کرایه د تا ظرف شش روز اینها را ببرد زیارت و برگرداند. تصور کنید پنج نفر آدم بزرگ با یک ماشین مدل پایین آنهم پیکان اون هم دو نفر جلو. چندین سال این . فانی ام... آغاز و پایانی ندارم جز خودت غیر مقدورم که امکانی ندارم جز خودت سال ها محتاج نانم از تنور خانه ات از ی در سفره ام نانی ندارم جز خودت باز هم دارم غزل ها را بهانه می کنم قصدی از شعر و غزل خوانی ندارم جز خودت هر ی که دل به او بستم دلم را زد ش ت با دل ویرانه خواهانی ندارم جز خود. دریا همیشه برایم عجیب و وحشت آفرین بود. برای دیدنش بی تاب نبودم و از در کنارش بودن ، حس دلتنگی و غریبی داشتم. امواجش چون سیلی ای بود که بر صورت زمین نواخته می شد. دریا را به چشم قاتل انسانها نگاه می یا منصفانه تر ، باعث زحمت بسیارشان در رفت و آمد و تجارت و ... از درون دریا هم سراغ ه ه. متن آهنگ فقط واسه خیانته محمد فرزان صادقی

lyrics hat vase khianate by mohammad farzan sadeghi

فقط واسه خیانته

متن آهنگ فقط واسه خیانته محمد فرزان صادقی

حرفی بهت نمیزنم اگه میخوای بری برو

نبودی همسفر ولی اگه مسافری برو

مرور خاطرات تو پر از صدای نفرته

دلیل بی تفاوتیم فقط واس. عشقت را به دنیا نمیدهم ، میخواهمت ، بی بهانه دوستت دارم... وقتی در کنارمی حس میکنم همه دنیا مال من است... عاشق سکوت بینمان هستم ، وقتی خیره میشوی به چشمانم ، همه وجودمی ای تنها تکیه گاهم عاشق اینم که دستانم را در دستانت بفشاری ، همه رازهایت را با دلم در میان بگذاری.... تا زنده ام ، م. سیاهو با آبشار و جنگل تنک و صدای زیبای آب و نارنگی های بنام سیاهو اینجا سیاهو از اطراف بندرعباس است دهستان سیاهو در شمال بندرعباس در فاصله ۷۵ کیلومتری بندرعباس یکی از دهستانهای استان هرمزگان می باشد که از شمال به شهرستان حاجی آباد، از جنوب به منطقه خورگو، از شرق به بخش احمدی و. آن وقت ها که هنوز کنکور نداده بودم ، تمام ِ هم و غم ام این بود که زود تر کنکور را بدهم و خلاص شوم و بعد یک زندگی ِ سراسر تفریح و آرامش داشته باشم ، و الان که از روز ِ کنکورم 12 روز میگذرد ، عملا زندگی ام هیچ فرقی با زندگی ِ قبل از وقوع ِ واقعه نکرده است و تنها استرس ِ کنکور از آن حذف ش. سبزی، طراوت، تازگی مهر، محبت، دلدادگی و عشق، عشق، عشق
چه شیرین است در کنار تو بودن وقتی که میخندی و مهر می ورزیچه شادمانه است با تو بودن وقتی که خوش میگذرانیم و می خندیمو چه عاشقانه است آغوش تو وقتی هر لحظه که بخواهم در آغوش همدیگریم
باران با طراوتدریای متلاط لطیفآفتاب درخشانو باد پاییزی همه و همه دست در دست هم دادند تا سفری هیجان انگیز را برای ما بسازند
جاده های سرسبزکوهستان های مه آلودساحل شنی پر صدفو کوچه باغ های خوش عطرهمه و همه خاطره ای برای ما ساختند تکرارنشدنینهشاید هم تکرار شدنی.. بارها و بارهاتو میگویی زین پس به سفرهای جذاب زیادی خواهیم رفتو من خوشحال که همسفر تو خواهم بود که خوش اخلاقی و با تدبیرو سر بر شانه ات که می گذارم کوه ترین تکیه گاه را کنار خود دارم و استوارترین مرد را برای خود می دانم و امن ترین آغوش را ...
مگر می شود فراموش کرد اینهمه خاطره ی خوش را و چنین سفر بی نظیر و بی مانندی راچه خوب که همیشگی شدیم..و چه لذتی است مردی چون تو را داشتنسپاس که با منی... تا همیشه...و می ستایمت.. تا همیشه... عشقت را به دنیا نمیدهم ، میخواهمت ، بی بهانه دوستت دارم... وقتی در کنارمی حس میکنم همه دنیا مال من است... عاشق سکوت بینمان هستم ، وقتی خیره میشوی به چشمانم ، همه وجودمی ای تنها تکیه گاهم عاشق اینم که دستانم را در دستانت بفشاری ، همه رازهایت را با دلم در میان بگذاری.... تا زنده ام ، م. نمایندگی رسمی خدمات گوشی و تبلت samsung / lenovo / htc / sony / huawei .ارائه دهنده خدمات نرم افزاری وسخت افزاری رایگان برای گوشی وتبلت های گارانتی samsung/lenovo/htc/sony/huawei .ارائه دهنده کلیه ی خدمات سخت افزاری و نرم افزاری انواع تلفن همراه و تبلت .آپدیت و بروز رسانی رایگان برای گوشیهای گارانتی samsung/leno. سر آغاز نامه عاشقانه با نام یارم می نویسم صادقانه. از عشق می نویسم از صفایش ، از محبت می نویسم از وفایش ، از دلش می نویسم ، از نگاهش. در همان لحظه اول که تو را دیدم عاشقت شدم، عاشق آن چهره ماهت شدم ، عاشق آن قلب تنهایت شدم. عاشق حرفهای پر مهرت شدم، عاشق چشمهای زیبایت شدم. در همان لح. طی مراسمی سرتیپ دوم سید تیمور حسینی، رئیس پلیس راهنمایی رانندگی تهران بزرگ از یونس مظلومی مدیرعامل بیمه رازی تقدیر کرد. به گزارش روابط عمومی و تبلیغات بیمه رازی، نوروز امسال، پیک نورزی پلیس راهور تهران بزرگ با نام همیار راهور با حمایت بیمه رازی همسفر مردم عزیز در سراسر ایران. حمید آیتی نوه مرحوم آیت الله العظمی محمد باقر آیتی است. متولد ۱۳۳۹ بیرجند. کارشناسی ارشد حقوق و ای مدیریت تی دارد و در حال حاضر در علامه طباطبایی تهران تدریس می کند. . از آیتی در کنار چندین کتاب و مقاله تخصصی حقوقی، اجتماعی مجموعه شعری به نام "همسفر با موج" نیز منتشر شده است. آیتی ن تهران است. به تو پناه می برم
چون تشنه ای رهیده از کویر خشک
به چشمه ای زلال و سرد به تو پناه می برم
ز سوز خشمگین آفتاب
به سایه سار عاطفه به تو پناه می برم
چون آهویی رمیده از کمند خصم به تو پناه می برم
به دست های تو
که قطره های بی امان اشک را
ز گونه های خیس من
سترده است به تو پناه می برم
به بازوان مهر تو
که حلقه می شود
به روی شانه های من به تو پناه می برم
به گیسوان جاری ات
که شطی از شب است
به تو که باده پر آتشی
به جامی از کهنه ات
تمامی دردهای دل من
زدوده می شود به تو پناه می برم
به نغمه نهفته در صدای تو
طنین ماندگار لحظه های من! به تو پناه می برم
که بوی دل پذیر عشق می دهی به تو پناه می برم
که چتری از نجابتی
در این زمانه ای که بارش فریب
هوای شهر را
اب کرده است. "حمید آیتی"       شب دوش به یاد تو من تا سحر ن م مرا دیده بوده به در که شاید تو رفته  بیایی ز راه زدم آب راه را زچشمان تر          ***** ندانی غمت با دل من چه کرد نصیبم  زعشقت  فقط  بوده درد زسرد مهریت همچو  پاییز زرد فسرده  دلم  برکشم آه ی سرد    &nbs. شب هفتِ آقام حسینِ شب حرم چه غوغاست شب هفتِ آقام حسینِ مادرش فاطمه کربلاست این نوکر، ولی جامونده این دوری، اون و سوزونده اسمش رو، تا که بنویسن باز از دور، زیارت خونده حرم هم نبری پای تو می مونم می مونم می مونم تا نفس دارم از تو آقا می خونم می خونم می خونم اربابم ثارالله یاحسین ی. عشقت را به دنیا نمیدهم ، میخواهمت ، بی بهانه دوستت دارم... وقتی در کنارمی حس میکنم همه دنیا مال من است... عاشق سکوت بینمان هستم ، وقتی خیره میشوی به چشمانم ، همه وجودمی ای تنها تکیه گاهم عاشق اینم که دستانم را در دستانت بفشاری ، همه رازهایت را با دلم در میان بگذاری.... تا زنده ام ، م. سریال ترکی عشق ممنوع میبینم ، اصلا قابل قیاس با عشق ممنوع خودمونه نیست اما خب میبینم
خیلی سریال طولانی هست ، تا حالا عادت نداشتم سریال های طولانی اونم ترکی ببینم ،اما خب میبینم ، حس عجیبی داره دیدنش
پ ن : بعد دیدن یک سوم سریال و 5قسمت آ یعنی روی سریال های ایرانی تو آب انداختن و متری ساختن سفید ،
در نهایت واقعیت تلخ و بیمزه ای بودکلا همه چی کوفتشون شد از عشق و بوسه بگیر تا همه چی
پ ن آ :برای ی دل به دریا بزنید که همسفر بخواهد نه قایق.


ز و دست بر لای زلف اندن علت همه آنست، اندام تو گل، لرزاندن تا که ز افکار خود، از این هوا دور شدن حالی به حال تو گل دادن و عشق، معنا شدن به دور از چشم همه، تو را مادرزاد دیدن و بسی بوسیدن اندام تو را ای گل زیبا رو، بسیار بسی از عمق بوئیدن با هر استشمام تو را سوی آغوش بهنامی کشیدن زین. حسین آقام کوفه میا 4 کوفیان در دلشان کینه ی زهراست نیا مسلمت را بنگر بی و تنهاست نیا کار این بی صفتان سبّ عمویم علی است بینشان بغض علی واضح و پیداست نیا حسین آقام کوفه میا 4 خواستم آب بنوشم که لبم مانع شد تشنگی وجه شباهت به تو مولاست نیا لب و دندان من از سنگ ش ت و خون شد لب و دندان ت. این شبها و این روز ها .. همه
برایم سخت است ... ترسم ترسم
این است که من از کاروان نبوده باشم و از کاروان
میزبان قتلگاه بوده باشم .... گنگم
گنگ .. چی میشود باز مرا نمی دانم .... رک می خوام بگم نمی تونم نمی
تونم حتی تو محفل عشق حسینی پا
بذارم من که گناه کارم راهی ندارم به <.