هرروز زندگی - اخبار روز

لابه لای دوست داشتن های یکدیگر زندگی کنید
و به خود آویزش کنید ...
شب ها روی سرتان بکشید و هر صبح صورتتان را با آن بشوئید و تمام روز آن را با خود به همراه داشته باشید ...
مثل دعای خیرِ مادرتان ، مثل لبخندِ روی لبتان یا ساعتِ مُچی تان و هزاران چیزی که هرروز با شما همراهند ...
همدیگر را ساده دوست داشته باشید
گاهی به اندازه یِ تعارفِ یک برش سیبِ ترش ...
باز هم میگویم که دوست داشتنِ یار را همیشه با خود به همراه داشته باشید و با آن نفس بکشید ...
و فراموش نکنید زندگی بدونِ دوست داشتن و دوست داشته شدن چیزی نیست جز یک مُشت دلیلِ علمیِ گردشِ زمین به دورِ خورشید و پدید آمدنِ روز و شب ...

" سحر رستگار"

*** خودم دلتنگ بودم...این متن رو خوندم دلتنگیم بیشتر شد...خدا جونم خودت مراقب آقاییم باش...دلتنگشم... دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم فردا که ی را به ی کاری نیست دامان حسین اگر نگیرم چه کنم... السَّلام عَلیک یا اباعبدالله الحسین (ع) گویند که در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست . . . علم فاطمه دست قلم عباس است... السلام علیک یا قمر بنی هاشم(ع) + از امروز (1 محرم) ه. ساعت های بی روح و سنگین مترو. هرروز، روزی دوبار. ماهها و شاید سالها. سلام های بی روح. لبخندهای بی روح تر. محیط بستهء کاری. چای ساعت ده. شکلات هام دیگه مزه ندارن. برای تنوع ، بیسکوییت! چند وقت بعد دوباره شکلات و ... تنش های کاری. موافقت. مخالفت. نه شنیدن ها. آره شنیدن ها. ید. . مهمونی. دی. پاو وینت ت الکترونیک

پاو وینت ت الکترونیک نوع فایل: ppt _ pptx ( پاو وینت ) ( قابلیت ویرایش ) قسمتی از اسلاید : تعداد اسلاید : 23 صفحه مقدمه در جهان امروز هیچ تجارت و خدماتی بدونه نوآوری و خلاقیت نمیتواند پیشرفت کند،چرا که نیازهای بشر در طول تاریخ هرروز در حال تغییر بوده و نیازهای ک. ماهی سیاه کوچولو گفت: "من میخواهم بدانم که راستی راستی زندگی یعنی اینکه توی یک تکه جا، هی بروی و برگردی تا پیر بشوی و دیگر هیچ، یا اینکه طور دیگری هم توی دنیا می شود زندگی کرد؟..." ماهی سیاه کوچولو به خودش می گفت: "مرگ خیلی آسان می تواند الان به سراغ من بیاید اما من باید تا می توانم . اگر گاهی از گذشته یاد و در آن زندگی میکنیم بخاطر یادآوری خاطرات زیبای گذشته و از یاد بردن غمها و مشکلات امروزیمان است! دوران نوجوانی وخاطراتی که روی دوشم سنگینی میکنه .مادربزرگم شاه خواه بود ماهم مست از بوی گل ویاسمن .همیشه با مادربزرگ جروبحث داشتیم .هرروز که می رفتیم راه پیما. دبی یکی از مهمترین ای خاورمیانه است که هرروز میزبان مسافران زیادی از سراسر جهان است . بالطبع بازارها و ممراکز ید این شهر همیشه مملو از مسافر است . دانستن سوغاتی های دبی هنگام ید می تواند در انتخاب سبد یدتان کمک بسیار زیادی باشد . در ادامه مطلب می توانید 8 سوغاتی مهم در دبی را معرفی کرده ایم . ادامه مطلب این حجم از حال بد من توی تاریخ زندگیم شاید بگم بی سابقه بوده!! اصن هرروز یه اتفاق بد یه بدبیاری یه چیزی هس ک حال منو بد کنه ! اصن مگه بدتر از منم هست؟ ینی بدتر از من روی این کره ی خاکی دیگه نیست... اینو آدمای اطرافم بم میگن!مدام توی خونه دارم با خودم پچ پچ میکنم به اینجا که میرسم لال م. دو شب پیش بود انگار احساس هرروز دارم بزرگتر میشم من دختر غر غرو که مدام شکایت می که چرا اما حالا دارم بزرگ میشم اینکه خیلی چیزا برام بی اهمیت شده اینکه یه سری مسائل موقت و گذراست من دارم بزرگ میشم خدا داره منو بزرگ میکنه برای خودش اما اینکه از پسش بر میام یا نه نمیدونم سخت میگذر. معاون ی و پ ند غیرعامل نیروی دریایی گفت: سالی که معظم انقلاب بحث استقرار نیروی دریایی در سواحل مکران را مطرح د، خودمان هم نمی دانستیم این فرمایشات چه افقی را مدنظر دارد. اما حالا بعد از گذشت هشت سال از این فرمایشات، کم کم و هرروز بیشتر به اهمیت راهبردی و استراتژیک این سواحل پی ب. در زندگی بی دغدغه و بی سر و صدا هر اتفاق کوچکی که می افتد صدای بلند می دهد. وقتی مادر من سی و پنج ساله بود مشکلات و مسائل، هر دو، از مشکلات و مسائل زندگی من بیشتر و بزرگتر بودند. مسئله ی کوچکی مثل تمایل به عشق ورزیدن هیچ نقشی در آن زندگی نداشت. من آدم خوشبختی هستم، زندگی امروز من حت. چرا زنها سن خود را کمتر از سن شناسنامه ای خود میدانند ؟
چون روزهایی را که منتظر تولد کودکشان بوده اند فقط با دلواپسی انتظار کشیده و زندگی نکرده اند ..
چون شبهایی که فرزندشان مریض بوده در کنار بستر او نشسه و گریسته و دعا کرده اند و زندگی نکرده اند ..
چون زمانی که کودکش بیرون . کاش می دانستی چقدر دلم بهانه ی تو رو میگیره هرروز کاش می دانستی چقدر دلم هوای با تو بودن کرده کاش می دانستی چقدر دلم از این روزهای سرد بی تو بودن گرفته کاش می دانستی چقدر دلم برای ضرب آهنگ قدم هایت گرمی نفسهایت مهربانی صدایت تنگ شده کاش می دانستی چقدر دلواپس توام کاش می دانستی چ. بعد تو خاطره یک ریز به من خندیده بعد از آن فاجعه، پاییز به من خندیده بعد از آن فاجعه پاییز زمین گیرم کرد گفته بودم که غمت.. آه غمت پیرم کرد! لیلی ات هرشب و هرروز دلش زارت بود توی این کافه و آن کافه به دنب بود لیلی ات مرد شده، مردِ بدم می بینی!؟ به خودم بعد تو هی ضربه زدم می بینی!؟ لیل. جوانی را پیش پادشاه بردند.پادشاه دستور داد تا دست اورا قطع کنند .مادر جوان که با او بود باگریه وزاری به پادشاه گفت"ای پادشاه پسرم نان اور من استواگر دستشرا قطع کنید دیگر نمی تواند کار کندومن از گرسنگی میمیرم خواهش مکنم او را ببخشید پادشاه گفت من باید دست او را قطع کنم تا دیگر به. + ماه ها بود که هم کتاب هم شو گذاشته بودم تو نوبت خوندن و دیدن ، عصر امروز کتابو تمام کرد و رو بلافاصله پلی ... دستمال کاغذی ها شواهد ماجرا هستن :)) + از زبان جک : وقتی چهار ساله بودم حتی نمیدونستم دنیایی وجود داره ولی حالا ، من و مامان قراره تا ابد توش زندگی کنیم تا زمانی که بمیریم ... . سلام دوستای واقعا گلم^_^ به خاطر مدرسه و کلاس زبانو و باشگاه و.... نمتونم هرروز به اینجا سر بزنم و همه مطالبتون رو بخونم ولی ا ین مطالبتون رو میخونم واگه نظری داشتم میذارم:) راستی اگه دیر نظراتتون رو جراب دادم شرمنده تو رو خدا ناراحت نشوید میدونید همش تقصیر اقای.... بعله چرا مسئولین. زندگی کوتاه نیست مشکل اینجاست که ما زندگی را دیر شروع میکنیم...مؤدب دلیل اینکه من اینجا هرروز راس 12 نهار میخورم این نیست که صبح زود بیدار شدم یا گشنه م میشه به موقع.اینم نیست که تابع جمعم. یا اینکه خیلی آدم با برنامه ای هستم.دلیلش اینه که بقیه ساعت دوازده نهارهاشونو گرم میکنن و آزمایشگاه پر میشه از بوهای خوشمزه و من حتی اگه 11 صبحونه خورده باشم گشنه م میشه. بسم الله الرحمن الرحیم
+ تعریف میکنه که هرروز به علی (پسر پیش دبستانیم) میگیم اگر دیر اومدیم یه موقع بیرون نیای! بمون میاییم. حالا همیشه هم زود میریم سر ساعت! امروز دقیقا یکی دو دقیقه تاخیر داشتیم! رسیدیم دیدم علی از مدرسه دراومده تو خیابون،گریه کنان میگه :" بابام گم شده" بعد م . امروز طبق قرار با ساعت ۳ بودم. از سرکار رفته و از صبح هیچ نخورده. ساعت ۴ بود که اومد. رنگ و روی زار منو  که دید پرسید خوبید؟ بی درنگ گفتم نه!  گفت خوانده ایی؟ دو سه یوال بپرسم. گفتم نه. نشد. نصفه ش مانده. کتابم را گرفت. ورق زد و گفت از اینجا تا اینجا. از فصل ۸ سه صفحه. فصل اول تا سو. پسری که همیشه بو عطر بده خوشتیپ باشه خوش هیکل باشه لباسای شیک بپوشه گاهی رسمی گاهی اسپورت هی بهت نگه لاغر کن خودش هرروز دستتو بگیره ببره پیاده روی تو داشبورد ماشینش همیشه پاستیل باشه نذاره هیچ وقت ناراحت باشی هی باهات شوخی های بامزه کنه آغوشش امن باشه عشقش بی هوس باشه... این پسر. گاهی دست خودت را بگیر و به ید برو برای آ هفته ات برنامه ی سینما و تاتر بچین خودت را به نوشیدن یک قهوه در کافه ای که دوست داری دعوت کن چشمانت را ببند و برای خودت یک موزیک آرام بگذار بیخیال ماشین و اتوبوس و مترو مسیر تکراری هرروز را قدم بزن کت که دوست داری را به خود هدیه کن برای گلدا. *مشکلات زندگی چون حیوان درنده است...* اگر فرار کنی میدانند که ترسیدی ودنب میکنند... واگر جلوش بایستی ومبارزه کنی از تو دست بر می دارند ومیروند... *این جمله را همیشه به یاد داشته باش:* مشکلات زندگی مبارزه ما را می طلبد نه خشم ما وفرار ما را.. هرروز که از دوران اعلام نتایج انتخاب رشته میگذره من دپ تر میشم وقتی میبینم هم سنو سالام بهترینارو اوردن،بهترین ا... اونوقت من کجام؟ روانشناسی رو دوست دارم،رشته واقعا قشنگیه اما پیام نور..... از خودم میپرسم اگر انتخابای دیگه ای هم داشتم این رشته رو بازم انتخاب می ؟!!!!!! واقعا چرا م. سلام گلیا خوفین؟؟ قابل توجه دوستای قدیمی پویا،نهال وامید!! دوستان من زیاد به وب نمیسرم هرچندوقت یه باربرای تایید نظرات میام شوما بیان پاتوقمون که وب باراناس تولینک دوستانم هس اونحا تقریبا هرروز هستم اینجا دیگه اپ نمیکنم تا تابستون خب دیگه پس منتظرنمونین برای تایید نظرا چون . تا وقتی من هستم، تو به هیچ نیاز نداری دوستت داشته باشد ! من عوض تمام آدمهایی که هرروز از کنارت رد می شوند، با عجله، بی آنکه حتی تو را ببینند و شاید به تو تنه هم بزنند، دوستت دارم ! من جای کارگرهای ساختمان نیمه کاره ی توی کوچه تان دلم برایت لک می زند... جای همه آنهایی که تو را نمی شنا. بچگی که کلاتو در و دیوار میگذره توی بازی توی خنده قهر های ۲ دیقه ای و از سر گرفتن بازی با همبازی ها قلدری برای کم سن تر ها و خوردن خوراکی های خوشمزه! ولی هرچقدر که بزرگ میشیم به نوجوونی و بعدش جوونی که میرسیم برای اینکه بتونیم نیازهامون رو رفع کنیم حاضر میشیم تلاش کنیم، کارکنیم و. بعد ۲۵ روز اومدم سراغ خاطراتم....نت نداشتم.. دلم برا وبم تنگ شده.... این چن روز رو با خوب و بد...تلخ و شیرین گذروندم.... الان از وب زری اومدم...خالش....چی کشیده... باورم نمیشد...ان شاالله مشکلشون حل بشه... لیلا بم گف دیگ بهش پی ام ندم...هرروز ب انلاین بودنش نگا میکنم... دلم میخاد صداش کنم ولی ن. بعد ۲۵ روز اومدم سراغ خاطراتم....نت نداشتم.. دلم برا وبم تنگ شده.... این چن روز رو با خوب و بد...تلخ و شیرین گذروندم.... الان از وب زری اومدم...خالش....چی کشیده... باورم نمیشد...ان شاالله مشکلشون حل بشه... لیلا بم گف دیگ بهش پی ام ندم...هرروز ب انلاین بودنش نگا میکنم... دلم میخاد صداش کنم ولی ن.

نفسم بندِ نفسهای ی هست که نیست

بی گمان در دلِ من جای ی هست که نیست


غرق رویای خودش پشتِ همین پنجره ها

شاعری محو ِتماشای ی هست که نیست


درخیالم وسطِ شعرِ ی هست که هست

شعر آبستنِ رویای ی هست که نیست


کوچه درکوچه به دستانِ تو عادت می. ی سواااال!!! این کیه همیشه انلاینه تو وبم همیشه دوتا انلاین هس یکیش منم اون یکی کیه؟؟؟ رسمــــــــــــــــــن رو مخی دوست عزیز!! اما بازم مرسی وق میزاری
++ الان منم و دوست انلاینم لااقل ی چی بگو پوسیدیم اینجا
راستی این لایک هارو کی کرده اخهه !!لایک داره عایاا!!؟؟
+++بابا تو . ع های جالب از زندگی دانشجویی
ع های جالب از زندگی دانشجویی
ع های جالب از زندگی دانشجویی
ع های جالب از زندگی دانشجویی

ادامه مطلب امروز برای اولین بارحال وهوایی جدید دارم، یک تجربه جدید همیشه برای انجام هر کار حال بدی پیدا میکنم ازآن کناره می گیرم... البته در مورد تصمیمات بزرگتر همیشه راه گشا بوده. اما... برای انجام هر کار کوچکی این دلهره هرروز سخت آزارم می دهد. امروز از انجام هر کاری که وحشت به سراغم آمد جر. خفاش نیستم در غارهای پنهان انسانم انسانی از تبار همان یاران یاران غار آن گان بیدار هرروز صبح در بارش نیایش از هفت توی خحلوت روحم سر می زنم ای آنکه ماه و خورشید هریک به امر تو شب ها و روزها شب ها و روزها پی هم سیر می کنند نه قدر سوزنی دور از جایگاه خویشند نه اینکه لحظه ای پس و پیشند. با سلام خدمت اولیای همیار و مهربان و اولی های عزیزم و تشکر از پیامهاتون تحقیق علوم برای بچه ها بسیار جالب و شنیدنی بود طوری که هر که تحقیقش را بیان میکرد همگی خوب گوش می د و چیزهای جدید یاد می گرفتند . خلاقیتی زیبا از بچه ها برای درست حروف امروز دختر گلمون نذری خوشمزه ای برای بچه. ما از رویا به هم رسیدیم، از وقتیکه دلامون واسه هم جوشید ما شدیم ،قصه ما قصه دیروز و امروز نیس انگار هزار ساله در پیچ و خم همدیگه می لولیم و از هم سیر نمیشیم . هرگز بخاطر روز تولدم حس خوبی نداشتم نه بخاطر اینکه از خودم بدم بیاد واسه اینکه من با تو حس میکنم هر روز واسم روز دیگه ایه ،. ب خدمت دوستان ۲ماهی است ازفصل پاییز سپری شده ولی هنوز رحمت خداوندی ( باران برف ) نازل نشده روستا تشنه ونیاز به آب دست بدعا برداریم واز خداوند باریتعالی طلب باران کنیم . اکثر باغات براثرخش الی ازبین رفته زمین وصحرا تشنه است . جانوران و ات وچرندگان .پرندگان . هرروز از تعدادشان کاست. قسم که به اندازه زیبایی درختان پر شکوفه دوستت دارم! قسم به حقیقت دنیا قسم به راز گل سرخ قسم به زیبایی بنفشه ها قسم به تنهایی های بی پایانم دوستت دارم... ای کاش خبری از دور رسد که بگوید او هم هنوز دوستت دارد! که بگوید فراموشت نکرد و به یادت است! اما افسوس که نه خبری هست و نه امیدی به . (برای دریافت تصویر با کیفیت اصلی بر روی ع کلیک کنید ) زندگی به سبک : شهید هادی باغبانی آرامش و لبخند ✨هر وقت با همسرش به بابالسر می رفتند ، هرروز به زیارت زاده ابراهیم علیه السلام می رفت . ✨بسیار متواضع و مهربان بود . ✨نسبت به روزی حلال دقت عجیبی داشت . ✨هروقت از تلفن محل کار با همسرش صحبت می کرد آ برج ، خودش از حقوقش ر می کرد . خیلی خوش اخلاق بود . ✨همکارانش که در ، در اوج اضطراب های جنگ همراهش بودند ، می گویند : هادی را می توان در دو کلمه خلاصه کرد : آرامش و لبخند برگرفته از: نرم افزار م عان حریم حرم کانال ع نوشته (کلیک کنید)