نخواهم مرد به این سادگی - اخبار روز

شاید هم آن روز، سخت ، روزیِ و حج که گذشت...مثل سادگی دیروز و حج که گذشت...

می نویسم مادرم،،،در ادامه می نویسم ،،،از خودم و خودتان...
فقط،فقط قد اینکه بدانم از کجا شروع کنم...
۲۶ مرداد ۱۳۹۶، روزی بود که خاطرات خوش و شیرین آن را تا آ عمر فراموش نخواهم کرد و آنقدر این روز به من خوش گذشت که فکر کنم تا مدت ها هر موقع یاد این روز بیفتم، ناخودآگاه لبخند می زنم. این اولین باری بود که دوستان عزیزم را از نزدیک می دیدم و از دیدن تک تک شان خیلی ذوق زده می شدم. اولین دوستی که دیدم محسن سعیدی پور بود و بعد معصومه خزاعی و مهشید محمدی و باران. در واقع ما در یک ردیف کنار همدیگر بودیم. معصومه جان نیز که قدم به قدم تا آ ین لحظه ی گردهمایی در کنارش بودم و بیشترین حرف ها را با هم زدیم. دیدن شهرزاد و یاور مشیرفر و علی کریمی و شاهین کلانتری و معصومه شیخ مرادی و امین آرامش سایر دوستان عزیز و خوبم، و چند کلمه ای صحبت با هر یک از آنها باعث می شد تا عمق جانم شاد شوم. دیدن و هم صحبتی با دوستان افغان هم برایم خیلی دوست داشتنی بود. از طرفی برایم جالب بود که دوستانی هم پرس و جو کنان دنبال من می گشتند تا از من تشکر کنند که این همه امتیاز آموزنده به آنها داده ام. آنها هم با ابراز لطف و محبت مرا خج می دادند و من هم نمی توانستم به خوبی پاسخ گوی این همه لطف و محبت آنها نسبت به خودم باشم. سخنرانی های دوستان و سبک هر یک از آنها در ارائه ی مطالب برایم جالب توجه بود و موارد بسیاری از حرف های آنها آموختم. البته شوق انگیزترین دیدار برای من، دیدن معلم عزیزم محمدرضا شعبانعلی بود که یکی از آرزوهای من بود. هرچند وقتی او را از نزدیک دیدم زبانم بند آمده بود و الان هم دقیقاً یادم نمی آید که چه گفتم و چه نگفتم. در کل این گردهمایی و دورهمی دوستانه و صمیمی، خیلی خیلی برایم خاطره انگیز شد، مخصوصاً یادگاری های این روز: کارت نگار محمدرضا شعبانعلی، tag name، و هدیه ی دو دوست خوبم معصومه جان و شهرزاد جان تفاوت های زیادی بین دلبستگی و وبستگی هست. شاید بتوان وابستگی را بعد از مدتی ترک کرد و به فراموشی سپرد ولی دل بستن و به امید این زندگی راه ترکی ندارد و بس سخت و دشوار است. اذعان می کنم که بهش دلبسته هستم بودم و خواهم بود. چرا که بعد از گذشت ماهها هنوز تازگی دارد هنوز جلوی چشم من طنا. به: محمد باقر نوبخت معاون محترم رئیس جمهور و رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور از: موضوع و خواسته: بیرو نامه ارسال فیزیکی من در تاریخ شنبه جهارم اردیبهشت 1395 که هیجگونه اقدام عملی و اجرایی نشد. اینجانب بار بایانی درخواست میکنم که دست کم. تکلیف حکم کارگزینی من را قطعی نمایید. . فردا که سیزده بدره و روز خانواده ها و این حرف ها و هیچ، پس فقط امروز آ ین روزه تا ن رو ببینم قبل از اینکه برگرده تهران! ولی ... ولی باز شروع به دوست بودن و دوست داشتن و اهمیت دادن به آدم ها توی دلم! دوستم هستن و دوستشون دارم و صد در صد مهم هستن ولی جواب پیام هاشونو دیر به دیر میدم!! تب. کتاب ج معنوی اثر دبی فورد مرهمی است برای قلب های ش ته پس از ج و راهنمایی ویژه که به شما کمک می کند زخم های خود را یام بخشید و دوباره شهامت عاشق شدن پیدا کنید.آیا پایان ازدواج می تواند شروع یک زندگی دوباره و بازستاندن رؤیاهایتان باشد؟ اگر فکر می کنید پاسخ این سؤال می تواند بله است، این کتاب شماست.ج ، پایه های وجود ما را سست می کند. پس از ج احساس تنهایی، ناامیدی، ش ت، خود کم بینی و خلا وجود ما را پر می کند. دبی فورد در ج معنوی (spiritual divorce)، یکی از پرفروش ترین های نیویورک تایمز به ما می گوید که چطور می توانیم این تجربه خانمان برانداز را به تجربه ای روشن گر بدل کنیم. در این کتاب می خوانیم چگونه از هم پاشیدن یک زندگی می تواند زنگ بیداری معنوی و فرصتی برای شناخت و رهایی باشد. پایان یک رابطه به هر شکل و دلیلی سخت و آزاردهنده است. فورد در صفحات این کتاب را ارهایی به شما یاد می دهد که لحظه ویرانی را به لحظه حیات مجدد تبدیل کنید.ممکن است خشم، ترس، دل ش تگی، احساس گناه، پوچی، غم، سرگردانی، ناتوانی یا رهایی برخی از حالاتی باشند که در همین لحظه احساس می کنید. افکاری مانند: «چطور در چنین مخمصه ای افتادم؟ آیا ممکن است این کابوس روزی تمام شود؟ چرا این اتفاق برای من افتاد؟ نمی توانم به تنهایی از پس زندگی برآیم. باید زودتر از او جدا می شدم. دیگر هرگز روی خوشی را نخواهم دید.» و از این قبیل افکار فقط بخشی از گفتگوهای تلخ و وسواس گونه ای است که بعد از ج می تواند هر لحظه از ذهن تان بگذرد، خواب تان را بر هم بریزد، اجازه ندهد میان خانواده یا در محل کار حضور کامل داشته باشید و درنهایت ساعت ها و روزهای عمرتان را تباه کند.

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] «قلندر و قلعه» / نوشته سید یحیی یثربی / نشر قو / ۳۲۹ صفحه شیخ شهاب الدین سهروردی برای ما ایرانی ها آنقدر آشناست که بعید است نامش را بارها در مقاطع مختلف زندگی نشنیده باشیم. اگر جزو آن دسته از انی هستید که همیشه علاقه مند بودید از این چهره سرشناس فلسفه چیزی بیشتر از آنچه شنیده اید یا در جستجوهای ساده اینترنتی دیده اید بدانید؛ «قلندر و قلعه» بهترین پیشنهاد برای شماست. کتاب نه تنها روایتی رمان گونه و در برخی فرازها کمی آمیخته به تخیل از زندگی سهروردی است بلکه دفتری کوتاه و ساده برای معرفی شه های شیخ اشراق آن هم با روایتی روان و پرکشش از زندگی اوست. نویسنده در این کتاب به نحوۀ شکل گیری ذهنیت شیخ شهاب الدین از کودکی و تأثی ذیری او از معلمان و انش پرداخته است. در فرازی خواندنی از این کتاب و بخشی که روایتگر وداع سیندخت با او است، این دختر زرتشتی خطاب به سهرودی چنین می گوید: «تو می روی، من نیز در آستانه پروازم. جان من از تنم جدا می شود. پرواز می کنم. من ازدواج نکرده ام و نخواهم کرد. فرصتم کم بود. کوشیدم که بال هایم زود برآیند و رشد کنند. من در هوای عالم دیگری پرواز خواهم داشت. من پیش از مرگ خواهم مرد و چند سالی پس از آن با مرگ طبیعی، این تن خاکی را به خاک خواهم سپرد. من پیش از فتنه بزرگی که این سرزمین عزیز را به خون و آتش بکشد می میرم. اما تو! من درون تو شعله فروزانی می بینم! دل تو یک آتشکده است. تو راه خوبی در پیش داری. تو بزرگی! تو اهل پروازی! بعد از این همیشه همدیگر را خواهیم دید.» خلاصه آنکه «قلندر و قلعه» داستانی خواندنی از زندگی شیخ شهاب الدین سهروردی که با فلسفه، عشق، غم و شادی وصال درهم تنیده شده است.
بسم الله الرحمن الرحیم-برگرفته از شفیعی- سروستانی-سلامی به گرمای دستان دوست- دلم لحظه ای بادلت روبرو است- بگو عاشقم تا سلامت کنم- تمام دلم رابه نامت کنم- عشق بازی به همین اسانی است- که دلی راب ی – بفروشی مهری – شادی را را حراج کنی وپیچی همه را لای حریر احساس –گره عشق بزنی – دو. تا حالا شده دلتون جوری بشکنه بدونین هیچ ش تنی توی دنیا ازرده خاطر تر از زخم های قلب شما نیست بخواین تلو تلو نخورین یه گوشه اروم بگیرین با کوهی از جنس نا باوری با یه قلب مریض همون گوشه یی که فکر می کنی ارومه حتی یه دو قطره اشک از چشمات پایین نیاد لبخند کنج لبت خشک شده هر از گاهی هزی. ماجرا از این قرار بود که جلسه ای داشتیم مبنی بر تنظیم برنامه های آینده ی تشکل دانشجوییمون و پیشنهاد شد که ما هم مثل فلان تشکل و بهمان تشکل، ایام محرم آش بپزیم و در محوطه به دانشجوها بدیم. یا چای دم کنیم دم در ورودی... اما با صحبت یکی از دوستان، اینکار لغو شد. دلیل اون فرد این بود ک. با عرض سلام خدمت کاربران عزیز و گرامی
یه سوالی خیلی وقته شاید نزدیک دو سال تو ذهنمه ولی همش میترسیدم بپرسم ، بچه ها به جان مادرم قسم هدفم از پرسیدن این سوال ایجاد حاشیه ، توهین و مسائل دیگه نیست ، بخدا نیست .
من خودم ایرانی ام . مسلمونم . عاشق ایرانم هستم و تا الان تونستم از ع. آهنین مرد کنجی بودم من نشسته، دیدم مردی آهنین از کنارم داشت گذرگفت، از چه بنشستی چنین ؟! گفتم من طاقت ندارم، تا بگویم من سخن گفت چرا طاقت نداری ؟ گو درون دل بمن گفتمش چون من بگویم ؟! رازی باشد در دلم گفت زِ رازت تو سخن گو، تا نگوئی نَی هِلم گفتمش من با خدایم، دارم رازی نَی دگر گفت . نباید به سادگی از کنار ترکیه عبور کنیم • ای سی ان ان     نباید به سادگی از کنار ترکیه عبور کنیم • ای سی ان ان خبرگزاری فارس: «آنگلا مرکل» صدر اعظم آلمان روز چهارشنبه در سخنانی  اظهار داشت که اروپا نباید با وجود نگرانی از چسبیدن «رجب طیب اردوغان» رییس جمهور . تاجر و باغ زیبا مردی تاجر در حیاط قصرش انواع مختلف درختان و گیاهان و گلها را کاشته و باغ بسیار زیبایی را به وجود آورده بود. هر روز بزرگترین سرگرمی و تفریح او گردش در باغ و لذت بردن از گل و گیاهان آن بود . تا این که یک روز به سفر رفت. در بازگشت، در اولین فرصت به دیدن باغش رفت . !اما با. راستش را بخواهید وقتی که با شوق و ذوق برنامه ی کنداکتور را با زهرا در کتابخانه هماهنگ و وقتی رسیدم خانه، پ پشتِ سیستم به تایپ و دلنگ، ارسال ش، مشخصاً به هیچ چیز فکر نمی . خصوصاً فکر نمی که در تمام آن مدت، قیدِ هرچه و کتاب است را بزنم و تمام مدت یا «ماجراهای نارنیا» بخوانم، یا «هری. خیلی وقته آهنگ غمگین گوش نمی دم. حالم باید خوب باشه. اما امروز مریم یه آهن ی پلی کرده بود که منم شنیدم. حالم گرفته شد. شدید. یه آهنگ از بود. میاد بارون احساس، از ابر تیکه تیکه که سقف نازک دل، دوباره کرده چیکه چیکه چیکه... آهای ای هم اتاقی، بیار شمع و چراغی که شاید روی عشقو ببینم اتفا. گوشواره هایم را برداشته بودم که بعد مدتهای خیلی زیاد دوباره به گوشم بیاویزم ولی نشد سوراخ گوشم کور شده به سختی انجامش دادم درد گرفت وفردایش گوشواره گم شد یادم امد که چون اب شده بود استفاده نمی پیداشد الان یه نخ از گوشم رد کرده ام که دوباره کور نشود نقل محفلمان شده نخ توی گوشم می. فصل سوم کتاب را آغاز کرده ام و گزیده هایی از آن را اینجا خواهم آورد . این فصل بیشتر در مورد تغییر مدل ذهنی نسبت به برخورد به مسائل است و یادآوری این نکته است که در اکثر موارد که قصد تغییر داریم ، با سیلی از انتقاد و مخالفت مواجه می شویم. "یکی از موانعی که ما را از انجام کارهای به ظا. همه ی شب را گریستم به سادگی و حماقتم! همین! چرا همه دارن شبیه هیولا میشن؟ نمیتونم نا حق بگم، بعضیا واقعا با این چیزا زیباتر میشن ولی، ولی، ولی ٩٩٪‏ شون زشت تر میشن و ترسناک. کلا نگاهشون که میکنی، ظرافتی در کار نیست.  و اینکه امروز یه مقاله خوندم در رابطه با اینکه ذهن سادگی رو چون بهتر میفهمه، بیشتر دوست داره و راحت تر . اول اینجا رو بخونید سلام - خوش آمدید چرا دنیای یک دوشیزه چپ دست ؟ چون که هر چیزی می تونه حال منو بد کنه می تونه نم اشک یک دختر باشه یا نم اشک یک پسر چون که من بلد نیستم آدم ها رو از هم تفکیک کنم بگم چون دختر هستم از پسرها طرداری نخواهم کرد یا چون دختر هستم فقط از دخترها طرفداری کنم ا. تقریبا همه با مفهوم و کاربرد دستگاه اسکنر آشنا هستیم، اما موضوع مهم در این رابطه، انواع مختلف با کارایی های متفاوت است. در میان انواع اسکنر موجود در بازار، اسکنر نگاتیو یکی از اعضای کوچک این خانواده محسوب می شود. این دستگاه را می توان راهی برای ارتباط و تبدیل تصاویر قدیمی با تصاویر جدید و دیجیتالی دانست. در گذشته، عکاسان با استفاده از دوربین های قدیمی و نگاتیو، ع های خود را با روش های خاصی روی کاغذهای مخصوصی به چاپ می رساندند. حال با پیشرفت فناوری، تبدیل ع های نگاتیوی به دیجیتالی امکان پذیر بوده و به سادگی قابل انجام است. به همین دلیل، امروزه همه به دنبال بهترین اسکنر برای اسکن نگاتیو هستند تا نگاتیوهای قدیمی خود را به ع های دیجیتالی تبدیل کرده و استفاده و نگهداری از آنها ساده تر شود. در همن رابطه، شرکت های تولید کننده قیمت اسکنر نگاتیو را به گونه ای در نظر می گیرند که عکاسان و سایر افراد بتوانند به سادگی آن را تهیه کرده و مورد استفاده قرار دهند.
ید بهترین اسکنر برای اسکن نگاتیو
 ید بهترین اسکنر برای اسکن نگاتیو
علاقمندان به ید بهترین اسکنر برای اسکن نگاتیو بیشتر عکاسان هستند که قبلا از دوربین های قدیمی با نگاتیو استفاده کرده و اکنون نیاز دارند تا آنها را به ع های دیجیتالی تبدیل نمایند. در صورت عدم وجود اسکنر نگاتیو، آنها مجبور هستند تا همچنان در تاریک خانه های خود، با مواد شیمیایی مختلف، نگاتیوها را بر روی کاغذهای مخصوص چاپ نمایند. اینکار علاوه بر زمان زیادی که از شما میگیرد، به مرور احتمال دارد که ع ها دچار افت کیفیت شوند و یا بطور کامل از بین بروند. اما تنها با داشتن اسکنر نگاتیو ع می توان به راحتی از این اتفاق جلوگیری کرده و به سادگی از آنها محافظت کرد.علاقمندان به داشتن بهترین اسکنر برای اسکن نگاتیو می توانند با مراجعه به وبسایت شرکت ایده برتر پارسیان از انواع اسکنر نگاتیو حرفه ای دیدن کرده و مشخصات فنی را در کنار قیمت آنها مشاهده نمایند. علاوه بر این، می توانید در صورت نیاز برای دریافت مشاوره بیشتر، با کارشناسان فروش و فنی مجموعه تماس بگیرید. با طولانی سوالاتی که حیوان در مورد گشت دارند، تصمیم گرفتم که نفع علیه و له روی بالا و جای اینکه فراز سادگی یک ادب را شوربا شما در میان بگذارم یا بخش ای را آش چند راهنمایی نوشتم، وقت آن رسیده است که دوباره به دست آوردن سؤالاتتان بپرسید. بنابراین، درون صفحه من بی آلایشی توییتر، ب. در تلاشم برای سفر ضلع سود هر شهر، عمران ده و روستای ترکیه، غالباً من به تیر برگشتم. هنگامی که من آنک هستم، من نفس را از فهرست من ثبات می دهم و پروگرام ریزی جال به پروا بعدی را اوان می کنم.
یکی دوباره پیدا استثناء این قاعده، ولایت شلوغ قدس فرهنگی استانبول است. هنگامی که به نشانی. نگاه کنید و نمی توانید آن را بی د. گوش کنید و نمی توانید آن را بشنوید. سعی کنید و نمی توانید به آن دست ی د. بالا ؛ آن واضح نیست. پایین ؛ آن تاریک نیست. یکپارچه، بی نام، به مأوای هیچ باز می گردد؛ جایی که همه شکل ها را در بر می گیرد، شکلِ بی شکل، ظریف، ماورای درک. به آن نزدیک شوید و آغاز. مسئله ای که در جامعه ما نهادینه شده، مسئله حسرت است. کوچکتر ها از رفتار والدین و بزرگترها یاد می گیرند بجای اینکه بروند دنبال علاقه هایشان، آن ها را تبدیل به آرزو کنند و گوشه ای بنشینند و حسرت داشتنش را بخورند. وقتی ی را می بینند که به زبان های خارجه مسلط شده، یا ساز می نوازد، یا . اس ام اس غمگین فاز عاشقانه دپرسی اس ام اس غمگین فاز عاشقانه دپرسی اس ام اس غمگین فاز عاشقانه دپرسی اس ام اس غمگین فاز عاشقانه دپرسی پیامک غمگین و عاشقانه فاز دپرس از سراسر فضای مجازی گلچین شده و شما میتوانید غمگین ترین جمله ها را در آن پیدا کنید. دلگیر نشو خدا
حق با بود
آدم هایت ارزش پرستیدن ندارند
.
.
.
.
اس ام اس دپرسی اخیر
چه کنم؟
جاده میرود نه من
من تا قیامت می مانم
.
.
.
.
اس ام اس دپرسی غمگین
خدا را چه دیدی
شاید رفتنت با برگشتی عاشقانه تر باشد
نمی دانم؟ دعا کنم زودتر بیایی یا بمانی و عاشقانه برگردی
.
.
.
.
اس ام اس دپرسی
ای بغض فرو ه مرا مرد نگه دار
تا دست خداحافظی اش را بفشارم
.
.
.
.
اس ام اس دپرسی خوشگل
میان جاده بی تو مفید می فهمم
نوشته های غم انگیز کامیونها را
.
.
.
.
اس ام اس دپرسی غمگین
چرا می گویند ها نشانه جمع هست ؟
اما وقتی با تن جمع ببندی
تنهاخودت می مانی و خودت
.
.
.
.
اس ام اس دپرسی اخیر
پروانه احساسم در دامی افتاده هست که عنکبوت آن اسیر هست
نه می تواند پرواز کند و نه بمیرد
.
.
.
.
اس ام اس های دپرسی
چند روزیست که حالم دیدنیست
حالم ازاینو ان پرسیدنیست
عشق می ورزم عذابم می دهند
آب می خواهم سرابم می دهند
.
.
.
.
اس ام اس اخیر دپرسی
عاشقانه درود کن و بعد برای همۀ وقت} برو
دلگیر نخواهم شد
دیگر به دیدارهای ناگهانی
دوست داشتنهای موقتی
و رفتنهای بی خداحافظی
عادت کرده ام
.
.
.
.
اس ام اس غمگین دپرسی
همۀ وقت} آنکه میرود؛
کمی از ما را با خود میبرد
.
.
.
.
اس ام اس دپرسی
ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ ﺁﻣﺪﻡ ﺧﻄﺖ ﺑﺰﻧﻢ ﺍﺯ ﻗﻠﺒﻢ
ﺧﻮﺩ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ
ﯾﺎﺩﺕ ﺭﺍ
ﺍﺳﻤﺖ ﺭﺍ
ﺍﻣﺎ
ﻓﻘﻂ ﻗﻠﺒﻢ ﭘﺮ ﺷﺪ ﺍﺯ ﺧﻂ ﺧﻄﯽ ﻫﺎﯼ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ
.
.
.
.
اس ام اس دپرسی اخیر
صداى چه ى گوش هایت را پر کرده بود که
وقت رفتن فریادها و صداى ش تنم را نشنیدى
.
.
.
.
اس ام اس دپرسی
ﻣﺎ ﮐﻪ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﻴﻢ ﻭﻟﻲ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺵ ﮐﻨﻴﻢ ﮐﻪ ﻟﺬﺗﻲ ﮐﻪ
ﺩﺭ ﻓﺮﺍﻕ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﻭﺻﺎﻝ ﻧﻴﺴﺖ. ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﻓﺮﺍﻕ ﺷﻮﻕ ﻭﺻﺎﻝ
ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﻭﺻﺎﻝ ﺑﻴﻢ ﻓﺮﺍﻕ
.
.
.
.
اس ام اس دپرسی جذاب
دیگر برای که بنویسم؟
او
رفته
هست
.
.
.
.
اس ام اس خوشگل دپرسی
دیگر خونی برایش نمانده بود
پسری که عاشق پرستار پایگاه اهدای خون شده بود
.
.
.
.
اس ام اس دپرسی
تنهایی ام
فقط ادعا دارد
با اینهمه بزرگی اش..
جای خالی ات را..
پر نمی کند اس ام اس غمگین فاز عاشقانه دپرسی
می توان مزایایی را برای رنگ الکترواستاتیک نام برد که از آن جمله این است که رنگ الکترواستاتیک آماده است و هر زمانی که تصمیم برای استفاده از آن گرفته شود می توان ان را به سادگی استفاده نمود. رنگ الکترواستاتیک می تواند بسیار تمیز و به شکل یک لایه و یا چند لایه و کاملاً صاف مورد ا. حسن جان........... عموی پر از ادعای تمام روزهایم................. اینک نوبت توست.............. تو بخوان................ حال تو چطور است؟؟؟........... ع های خانوادگی تان نشان می دهد که غرق در خوشبختی هستید............ خوشبختی ات زمانی آرزویم بود............. دروغ چرا ........گاهی زبانم به نفرینت رفت اما چه کنم که برادر عزیز. از سادگی تابوت ها می شود فهمید که این تصویر به تشییع در اوا دهه 70 مربوط می شود. خیلی وقت بود که باید مو میبستم و راهی میشدم... ولی دیگه شد و شد تا اینجا همراهیتون ^_^ خیلی خوشحالم بابت بودناتون:) خوشحالم بابت اینکه لبخنداتونو دیدم:) و ناراحتم اگه قطره اشک از چشماتون دلیلش من بودم:( رفتنم از این رفتنایی نیست که برید سر قبرم(وبلاگمو میگم خخخ) زار زار اشک بریزین در فراقم^_^ رفتنم چشم انتظاری هم نداره^_^ من همیشهههه تو قلبتونم... ی جایی همین کنارا هم دارم پرسه میزنم...گاهی وقتا نوشته هاتونو هم میخونم... فقط زیرآبی میرم و حرفی نخواهم زد^_^ فقط ی چیزی:بیام ببینم یکی وبلاگشو بسته به یاسمن میگم به 540 قسمت نامساوی تقسیمش کنه خخخ خودمم با هر جور سلاحی مسلح میرسم خدمتش گفته باشم(چشمک) فراموشمم نکنید که اگه کنید عین عزرائیل ظاهر میشم و خواب های شبانه رو از همتون میگیرم تا بفهمید تقاص فراموشی چیست خخخخ خیلیییییییییییییی دوستون دارم... خیلیییییییییییی دلم واستون تنگ میشه.... و اینو بدونین جاتون تو قلبم محفوظه:) و هیچ وقت هیچ وقت فراموشتون نمیکنم:) برگشتنم خیلیییی بخواد طول بکشه میشه بعد کنکور 99... تا اون موقع بازم ستاره وبلاگتونو روشن کنین... به خاطر منی که دلم برای ستاره هاتون تنگ میشه...هیچ وقت هیچ وقت نرید:)
خواستم از ی سریا اسم ببرم...ولی دیدم تعدادتون خیلیییی زیاااده^_^ پس بگم همه ایی که میشناسمشون بهتره^_^ همه ایی که میشناسمتون...هوای ستاره های بقیه رو داشته باشید:) مهربونی یادتون نره:) لبخند بکارین:) همیشهههه:))) پی نوشت:نمیگم خداحافظ:) چون میدونم برمیگردم:)))) فعلا:)


پی نوشت2:چون میخواستم این پست آ ین پست باشه تا وقتی که برگردم... پس پست بعدیو در زمان قبل تری زدم:) لبخندِ روح بخش:) بخونینش:))
بانوی من، آرامشت بی نهایت، تو حتی در ناراحتی هایت هم آرامی، تو حتی در عصبانیتت هم آرامی ... بانوی من، اول از هرچیزی موفقیتت را میخواهم و می دانم که شایسته ای که در بالاترین ها باشی... دو ماه و گذشت و حرفم هنوز همان است، تو همانی که باید باشد ... تو همانی که باید برایت زیست، برایت نفس. تمرین نویسندگی به اطرافم نگاه میکنم تا چیزی ببینم و راجب اطراف بنویسم.فقط آشفتگی، ش گی و ندانم کاری هایم را میبینم. تلوزیون روشن است اما تصویری نمیبینم.باید بلند شوم و این ظرف های لعنتی را بشورم، اما انگار دنیا برای من تمام شده. هیچ وقت نمیدانم برای چه باید بلند شوم. مشکل من با . از نوشتن از درد و بیماری، اصلا خوشم نمی­آید. پس کوتاه می­نویسم. این چند روز، درد کهنه ناشی از تشخیص اشتباه یک پزشک (متخصص و مطرح) دوباره عود کرده بود. در پی یک پزشک کاربلدتر بودیم که به پیشنهاد مادر این بار را به طب سنتی روی آوردیم و چقدر عجیب است که بعد از پنج روز استفاده از دارو. restore point creatorابزار سیستمی system restore که در ویندوز وجود دارد کاربر را قادر میسازد تا در صورت بروز هر گونه مشکلی در ویندوز آن را به سادگی به ح قبل از ایجاد مشکل برگرداند. برای مثال ممکن است شما با نصب یک نرم افزار یا سخت افزار جدید در سیستم باعث به وجود آمدن یک مشکل جدی در آن شوید. این مشکل میتواند به علت وجود ناسازگاری درایورهای سخت افزار یا هر عامل دیگری باشد. اگر در این هنگام قابلیت system restore در ویندوز شما فعال بوده و تنظیم شده باشد به سادگی میوانید ویندوز را به ح قبل از نصب سخت افزار یا نرم افزار برگردانید، restore point creator نام نرم افزاری کم حجم و رایگان جهت مدیریت و ایجاد نقاط بازگردانی در system restore ویندوز میباشد که کاربران با استفاده از آن قادرند نقاط restore موجود در system restore ویندوز را ویرایش، حذف و یا ایجاد کرده تا در صورت بروز هر گونه مشکلی در ویندوز آن را به سادگی به ح قبل از ایجاد مشکل بازگردانی کنند . restore point creator   خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با هر username که باشم، من را connect می کند خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تا خودم نخواهم مرا d.c نمی کند . خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با یک delete هر چی را بخواهم پاک می کند خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اینهمه friend برای من add می کند خدا را دوست دار. فوائد صبر و شکیبایى‏ [49] محمّد بن مرازم به نقل از پدرش مى ‏گوید: در خدمت صادق علیه السّلام بودیم که در حیره از نزد ابو جعفر منصور دوانیقى، رخصت وج دریافت کرد و آزاد شد و در همان ساعت اجازه، بى‏ درنگ حرکت کرد و سر شب به پاسبانان گشتى برخورد و یک گمرک چى که در میان پاسبان هاى گشتى ب. با تمام سوالاتی که ناس در مورد جال دارند، تصمیم گرفتم که فراز جای اینکه بالا سادگی یک شعر را وا شما درون میان بگذارم یا نوشته گفتار ای را با چند راهنمایی نوشتم، وقت طرفه العین رسیده است که دوباره پیدا سؤالاتتان بپرسید. بنابراین، در صفحه من خلوص توییتر، برای سوالاتی که از من می .
ز له شد. بابا از مرز زنگ زد به مادرم که مبادا نگران شود. مادرم خبر ز له را از دهان بابا شنید و ضعف کرد. ب توی هال خو دم و صبح که بیدار شدم دیدم بالای سرم روی یک تکه کاغذ آیه 41 سوره فاطر را نوشته اند. دستخط مامانه را میشناسم.
دو ماه است در یک اتاق کار میکنیم و متوجه نشده بودم همکا. المؤمنین علی(علیه السلام)
«وَإِذَا اسْتَوْلَی الْفَسَادُ عَلَی ا َّمَانِ وَأَهْلِهِ، فَأَحْسَنَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ فَقَدْ غَرَّرَ»(1)
هنگامی که فساد(اهمال کاری نسبت به مسائل اخلاقی) بر زمان و اهلش مستولی گردد هر گمان خوب به دیگری(کنایه از محکم نبستن قراردادها) برد، خود را فریب داده است!

صادقانه زندگی به معنای سادگی و حسن ظن داشتن به همه نیست؛ هیچ وقت نباید روابط و ب و کارمان را مخصوصاً در زمانی که کوتاهی نسبت به مسائل اخلاقی در بین مردم فراگیر شده، طوری تنظیم کنیم که دیگران بتواند از ما سوءاستفاده کنند
پاورقی
1-نهج البلاغه حکمت114