نخواهم مرد به این سادگی - اخبار روز

بارخدایا! در اگر باز نگردد نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی بغیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی الهی_به_امید_تو. حلول ماه مبارک رمضان مبارک.. روزگارتان پرازنگاه مهربون خدا سهمِ دلتون آرامـش . انشاءالله محمدرضا احمدی من ماه محرّم دیگری را در فضای متداول شعر و شاعری تجربه نخواهم کرد بنابراین به روز رسانی ها مدّتی است که بستهء مناسبت های تقویمی نیستند. و سلام به علی کوچولو آهای علی کوچولوی حسین چه زود باب الحوائج شدی پیشنهادهای نویسنده: ء عطر غزل یا غزل مثنوی؟ درج دوباره یکی از شعرهای قدیمی م. رفت که دنبال خدا بگردد و گفت: تا کوله ام از خدا پر نشود بر نخواهم گشت. نهالی رنجور و کوچک کنار راه ایستاده بود، مسافر با خنده ای رو به درخت گفت: چه تلخ است کنار جاده بودن و نرفتن؛ درخت زیر لب گفت: ولی تلخ تر آن است که بروی و بی رهاورد برگردی. کاش می دانستی آنچه در جست وجوی آنی، همین . در جهان دیگر آیا دیگر نخواهم بود یا به یاد خواهم آورد آ ین دیدارمان را؟ بهار جوانه زده و خورشید درخشان تر از همیشه استمن زنده ام تو زنده ای و خدا زنده است و عشق هنوز جریان داردمهربانی هنوز زیباترین هدیه ی هستی استبه لحظات عاشقانه سوگندکه از پا در نخواهم آمدو 97 را زیبا رقم خواهم زد

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] مهاجم تیم فوتبال سیاه جامگان گفت:خاطراتم از ورزشگاه ازادی و بازی در استقلال را فراموش نخواهم کرد. دچار افسردگی پاییزی شده ام . احساس می کنم برگ هایم دارد زرد می شوند و خشک و با یک تکان می ریزند . اینکه فصل ها و مناسبت ها و تاریخ ها و روز ها تو را یاد خاطره ای بیندازند یعنی کلاهت پس معرکه ست و قرار است دمار از روزگارت در بیاید . سعی در پرت این حاطران به دور تر ها دارم . مثل همیشه که. نمیدونم چی شد که یادش افتادم.. یاد اون روزا دو سه ماه از نامزدیمون گذشته بود و باهاش رفته بودم کیش .. خونشون.. توی سوئیت پایین بودیم.. ماه رمضون مرد من بود اونموقع.. سرکار میرفت بندرگاه..لباساش رو با دست براش میشستم و لذت میبردم از اینکار!!!! بعد برگشت برای خواهرم تعریف که چقدر عاشقش. حکمت من طمع خدایا، که دهی حکمت به من چون بگفتی در به قرآن، خیری دارد پر ثمن ره نمودی آن تو برمن، نَی بگردم از درت هر چه که بخشی خدایا، نَی بکاهت از شهت اندکی بیشتر نخواهم، بخشی از حکمت به من با عنایت بخش به من آن، تا بماند در زَمَن چگونه باور کنم که نبودنت را برای نزدیک به چهار سال تاب آورده ام داداش بی همتایم! هنوز به نبودنت خو نگرفته ام و هرگز نخواهم گرفت و تنها به این امید زنده ام که روزی، جایی، در دنیای دیگری که نمیدانم کجاست، دوباره تو را خواهم دید... بار الها از کوی تو بیرون نشود پای خیالم نکند فرق به حالم چه برانی، چه بخوانی چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی نه من آنم که برنجم نه تو آنی که برانی نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر. بارالها... از کوی تو بیرون نشود پای خیالم نکند فرق به حالم چه برانی،چه بخوانی ... چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی ... نه من آنم که برنجم نه تو آنی که برانی.. نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد... نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گ. بارالها… از کوی تو بیرون نشود پای خیالم نکند فرق به حالم .... چه برانی، چه بخوانی… چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی… نه من آنم که برنجم نه تو آنی که برانی.. نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد… نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو. یک روز خواهم رفت یک روز نخواهم رفت یک روز با چشمانی خشک یک روز با چشمانی خیس آه ای کار،تمام اقوامت را(peyvandha.ir) +خدایا از تو حرکت از تو هم برکت ببینم بلدی یا نه +منشا بحران زباله و آلودگی زیر صندلی منه +کوروش پاشو میخوام زیرتو جارو کنم +آقا ببخشید موهاتون کلاه گیسه؟-نخیر جناب (باد می. آن چنان گم شده ام میانِ این روزهایِ پر هیاهوی پاییز که از خاطرم رفت پاییزِ جان به نیمه رسیده و آبانِ طنازِ مهربان در روزهایش چه خاطره ها که در دل ندارد.... هر چند هم گرفتار و فراموش کار باشم دردانه ام، آبانِ مهربانِ زندگیت را از یاد نخواهم برد... باران شادی ببارد نم نم، نم نم بر ای.
چنان به موی تو آشفته ام به بوی تو مست
که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست
مجال خواب نمی باشدم ز دست خیال
در سرای نشاید بر آشنایان بست
در قفس طلبد هر کجا گرفتاریست
من از کمند تو تا زنده ام نخواهم جست
غلام ت آنم که پای بند یکیست
به جانبی متعلق شد از هزار برست


بارالها… از کوی تو بیرون نشود پای خیالم نکند فرق به حالم .... چه برانی، چه بخوانی… چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی… نه من آنم که برنجم نه تو آنی که برانی.. نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد… نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چ. می گوید اشکال ندارد فلانی جان. مراقب خودت باشمی گویم ممنون مهربونمو در جواب برایم بوسه میفرستد. و ای کاش می فهمیدی که حرف من از صد بدتر بود. که متلک بود به دل وحشی تو. که مسلما بعد لفت دادن از گروه, تو را مهربانم صدا نخواهم زد, مگر به کنایهاگر می فهمیدی که اوضاعت این نبوداگر می توا. سایه ام بنشستی ؛ در دلم غوغا بود ... حال بریدی هیزوم بخاری ات شدم می سوختم و عشق می تنه ام صندلی راحت دم دمای غروبت شد...جه لذتی که نمیبردم ! ریشه ام زدی ...... بی برگ بی شاخه بی تنه بر زمینم زدی !! نامهربانی با تو ن در انتظار تاب بازی های تو جشم به راه مانده ام هنوزم میخواهم برای تو بلند . نترس.....این یک راز می ماند زنم ... بی هیچ آلا یشی ... حتی بی هیچ آرایشی ... او خواست که من زن باشم ... که به دوش بکشم بار تو را که مردی ! و به روی ات نیاورم که از تو قوی ترم ... ... ... آری من زنم ... ... همچنان به تو اعتماد خواهم کرد ... عشق خواهم ورزید ... به مردانگیت خواهم بالید ... با تمام وجود از تو . محمود با صدور اطلاعیه ای ، ضمن رد برخی شایعات درباره حمایت وی از یک ک دای خاص اعلام کرد : اینجانب عضو هیچ جناح ، حزب و گروهی نیستم و از هیچ فرد یا جناح ، حزب و گروهی حمایت نکرده و نخواهم کرد. دخترانه هایم... را دیگر برای هیچ و هیچ چیز ج نخواهم کرد بگذار بگویند: خسیس است یا سنگدل و یا حتی بی احساس آدم ها دیگر لایق احساس نیستند «من درویشی سر و پا ام که یکه و تنها، از صحرای عدم شروع کرده ام و به وادی حیات قدم گذاشته ام... ای خدای روح های تنها......
تو مرا از همه چیز و همه کفایت کن، سراپای هستی ام را آن چنان به خود مشغول بدار که جز به تو نین م و جز تو چیزی نخواهم ...» شهید مصطفى چمران
اس ام اس های زیبا روز عرفه
در زلال آفتاب نگاه خداوند، قنوت عشق را عاشقانه به می نشینیم
در روز عرفه که سجاده ای به وسعت هستی گسترده است . . .
.
.
.
جمله سنگین و رسمی برای روز عرفه
به خدا تا اندازه ی امیدوار باش که جرات گناه پیدا نکنی
و از اون تا اندازه ی بترس ک. اگر ی خواست بعضی از اشعارم را ببیند به لینک زیر برود. در ضمن تمام اشعاری که د ایانش اسم شاعر را ننوشتم یا نوشتم «هدهد» متعلق به بنده است. http://133-313. /tag/%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%87 و اگر ی اینستاگرام بنده را خواست میتواند اسم و فامیلم را به فارسی یا انگلیسی سرچ کند... abbashaghkhah چون دیگر به ا. از لحاظ احساسی و حساسیتی که بین اتلتیکو و رئال وجود دارد، هرگز مربی رئال نخواهم شد و فکر هم نمی کنم این تیم هرگز به من پیشنهاد بدهد؛ ولی هدایت یک تیم اسپانیایی دیگر(بارسا) را قبول خواهم کرد دوران دور از فوتبال نیماشهیدی... نیماشهیدی در مورد وضعیت خود گفت:سخت ترین روز های عمرم رو تجربه میکنم و دروی از فوتبال برایم زجر اور است.... برای بازی دست به دامن ی نمیشدم و هرگز باج نخواهم داد... چندین پیشناهاد در ابتدای فصل داشتم اما شرایط به گونه ای نشد که با تیمی قرارداد ببندم... بی تو شهری هم به یغمای طوفان برود، انگار نه انگار... ، بی تو اقیانوسها هم لب تشنه شوند، انگار نه انگار.... ،بی تو عیدی را زمستان ببرد، انگار نه انگار...، بی تو هیچ نخواهم حتی زندگی،  بی تو، انگار نه انگار م. م هفت آسمان  به گزارش وبلاگ کانون هواداران بایرن مونیخ در ایران، کارلو آنچ قرارداد با تیم های چینی را تکذیب کرد.

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] آ همه ی حرف هایش اضافه کرد:" من خودمم تو این زندگی زیادی ام." و جواب همیشگی رو گرفت:" خب، خودتو بکش."
سر به زیر رفت خزید زیر پتو و کتاب جدید را باز کرد:

"زن، زیر دوش رفت و خودش را شست
آنقدر شست و شست که ماهم شد
آنقدر شست و شست که فهمیدم
من هیچوقت پاک نخواهم شد*"

*بت بزرگ_ف. تنهایی ام ,را با تو قسمت ,نخواهم کرد .چون تو ,زیر آوارش ,خورد میشوی .اشکهای شبانه ام ,را روی آغوش گرم شانه هایت قربانی نمی کنم .چون می دانم, در دریای بغض های شبانه ام غرق خواهی شد .عزیزتر از جانم, نیم نگاهی عاشقانه, از سمت زلال پاک چشمانت ,برای من کافیست .تا زیباترین بهانه ی, بهاری تری.  : اجازه نخواهم داد یک عده افراطی امید این ملت را نا امید کنند / بعدها راجع به توافق صحبت خواهم کرد / هیچ نمی تواند بگوید این توافق منطبق با عظمت ایران نیست : اجازه نخواهم داد یک عده افراطی امید این ملت را نا امید کنند / بعدها راجع به توافق صحبت خواهم کرد / هیچ نمی تواند بگوید این توافق منطبق با عظمت ایران نیست سال گذشته سهم نفت در بودجه یک سوم بوده و این یک مشکل است، اقتصاد ما نفتی است یعنی اقتصادی برونزا است.
دیدار تلاشگران عرصه تعاون با رییس جمهوری عصر امروز (شنبه) در سالن اجلاس سران برگزار شد.

به گزارش «انتخاب»، رئیس جمهور در این مراسم که به مناسبت گرامیداشت هفته تعاون با حضور تعاون گران، شرکت های تعاونی، اتحادیه ها و اتاق های تعاونی و مدیران و کارکنان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی برگزار شده است، اظهار داشت: اگر حقوق کارمندان بر مبنای چاه های نفت تنظیم می شده و اگر برنامه ریزی برای این کشور بر مبنای بشکه ای نفت تعیین می شده، زمانی بوده است که نقش نفت در بودجه ۵۰ درصد بوده است.

افزود: سال گذشته سهم نفت در بودجه یک سوم بوده و این یک مشکل است، اقتصاد ما نفتی است یعنی اقتصادی برونزا است.

وی تصریح کرد: در دوران تحریم دیدیم در زمینه نفت کشورهایی به ما تحمیل د که روزانه فقط یک ملیون بشکه نفت می توانید تولید کنید، تولید اگر متوقف شود چاه نفت بسته می شود. وی افزود: بعدها راجع به توافق صحبت خواهم کرد و اجازه نخواهم داد یک عده افراطی امید این ملت را نا امید کنند.

رئیس جمهور در ادامه بیان کرد: به معنای ش تن همه این زنجیرهاست ، ملت ما ملتی بزرگ در طول تاریخ است متاسفانه برخی حرکت های نا دقیق الماس گرانبهایی را در یک مسیری برده و این الماس را به دور انداخته است ، همه تلاش ت این یوده این الماس را خارج کند، درخشش این الماس را دنیا میبیند.

وی افزود: ما باید از شرایطی که در آن قرار گرفتیم استفاده کنیم، قهرمانان ملی ما در مقابل شش قدرت جهانی شبانه روز تلاش د، متنی به دست آمد که هیچ نمی تواند بگوید منطبق با عظمت ایران نیست. بلند شو جان مادر، بلند شو و بساط خیاطی ام را به هم بزن، لباس هایت را کثیف کن، خانه را به هم بریز. دلم برای شیطنت هایت تنگ شده. دیگر از آنها کلافه نخواهم شد؛ قول می دهم؛ تو فقط بلند شو عزیز دلم، این قدر تب دار و بی حال در رختخواب نباش... بلند شو جان مادر... بارالها؛
از کوی تو بیرون نشود پای خیالم
نکند فرق به حالم
چه برانی
چه بخوانی
چه به اوجم برسانی
چه به خاکم بکشانی
نه من آنم که برنجم
نه تو آنی که برانی...

نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد، نروم باز به جایی
پ. در مورد آرزوهایم خیلی فکر ، دیدم اگر قراره که از خدا بخوام و تلاش کنم چرا بهترین را نخواهم ، من عاشق این ماشینم و میخوام آنرا هر طوری که شده ب م ، از حالا تو فکر یدشم انشاءاله ... دوستان دعا یادتان نرود ، با دعای خودتان کائنات را به سمت برآورده شدن آرزوی من سوق بدهید. برایتان آرزوی. بیا که موی تو را بر نسیم بُگذارم که درد و غصه و غم را ، عقیم بگذارم بیا عزیز دلم ! تا که باز با لبخند دوباره ، آ اسم تو ، "میم" بگذارم اگر جنون منی ، لازم است بعد از این تو را مقابل عقل سلیم بگذارم من از دل تو نخواهم گذشت اگر حتی که سر به روی کلوخ و گلیم بگذارم بیا ، اگر تو نباشی ، دوبا. داشتن خواهر شوهر کرمو بهتر از داشتن یه جاری عفریته است !???? پ . ن : هرگز از عفریته خانوم نخواهم گذشت . اونم تو برهم زدن زندگیم نقش داشت . ???? امیدوارم که زندگیش نابود بشه . همونطور که زندگی منو نابود کرد . ????
تو به من تلخ تر از طعم م دادی همچو آتش به سراپای دلم افتادی
در دلم حس خفقناک و پر از آشوب است به گمانم سر من جمجمه اش معیوب است!
شک ندارم در سرم هست شکافی پنهان که در آن مغز و مخم مانده بُرون آویزان!
درک این حس پر از وهم برایم سخت است قلب من جنگیده با مغز، خیالش تخت است!
. زدم بر کوچه ی مستی که از غم ها رها گردم به هر پیچ و خم این ره تو بودی درم نظر گاهم خانه ی خود را به موج اشک ویران کرده ام تهمت بی جا چرا بر سیل بنیان کن زنم کنج غم دارم به جای بزم تو خویش خون دل دارم به جای باده در مینای خویش ازپی هر خنده ام چون شمع سوزان گریه بود غصه ی ما شادی ما،شاد. مغازه اش انگار در یک دنیای دیگر است . مخصوصا این روز ها که هوا سرد است و درش را می بندد . انگار کلا ارتباظ با جهان بیرون قظع می شود و مغازه پرتاب می شود به یه سیاره ای که اصلا شبیه به این جایی که می شناسیم نیست . وقتی همه چیز آن مغازه ی کوجک دلنشین و صمیمی است دلم می خواهد هر وقت که م.