ناگفته های یک دخترجستجوگر - اخبار روز

عضو اصلاح طلب شورای شهر تهران با انتقاد صریح از کمیته حقیقت یاب پلاسکو، می گوید: «بعد از گذشت ١٠ جلسه هنوز گزارشی از این کمیته ارائه نشده است». او می افزاید: «٣١ دقیقه قبل از ریزش پلاسکو فرمانده عملیات دستور ترک ساختمان داده بود؛ چرا باید ۱۶ آتش نشان شهید شوند؟» در کوچه پس کوچه های شهری دیگر قدم می زنم. هوا مثل همیشه، آسمان هم آبی کبود.
هرچه فکر ، دیدم اگر آدم ننویسد می پوسد، می میرد.
آمدم بنویسم
یادها هجوم آوردند
بغض راه گلو را بست


هوای سنگینی دارد دنیای تک تک ما آدمها.
دلهایمان لبریز از ناگفته هاست
و بیچاره قلبهایم. پدرم خیلی دوست داشت که در مراسم ازدواج من به عنوان فرزند ارشد خانواده حضور داشته باشند، اما به دلیل مأموریت مستشاری در عراق نتوانستند حضور یابند، و حتی ما با توجه به این موضوع چندین بار مراسم ازدواج را حتی تغییر داده بودیم. تنهاترین شمعم , آشفته و شیدا تنهاترین شعرم , ننوشته و زیبا تنهاترین حرفم , بر روی لبهایت تنهاترین رازم , ناگفته و نا خوانا تنهاترین نورم , در صبح چشمانت تنهاترین فریاد , کم حرف و پر معنا تنهاترین امید , بر یک دل خسته تنهاترین آواز , تنهاترین نجوا تنهاترین شعرم , در دفتر ایام تنهاتری. من به جای طره موهای بلند، رشته حرف های درازی دارم که دَر هم گره خورده اند و ی نیست.. ی نیست که بنشیند و آرام آرام با نوک انگشتانش از این رازهای مسکوت مانده گره گشایی کند. ی نیست که انگشتانش در آبی موهایم بلغزاند. در سبز سیر ناگفته هایم غرق شود. ی نیست که بخواهد.. - حتی او. - تویی نیستی که بخواهی.. - حتی تو. - ی نمی خواهدش.. - حتی من. - این گیسوانی را که ندارم..
+ hide away مسجدی را هم در زندان می سازد تا مکانی برای تطهیر وجودی زندانی ها باشد. می گوید: «وقتی مسجد ساخته شد، پدرم یک قالی به آنجا هدیه کرد. برای اینکه مسجد رنگ و لع داشته باشد، از چند کاشیکار اصفهانی هم دعوت برای ساخت گنبد به اینجا بیایند.» ناگفته های عباس جدیدی؛ ایران بازیگر مسلط منطقه باقی خواهد ماند و گلباران تراکتور قبل از دربی؛ از جمله پربیننده ترین اخبار خبرگزاری فارس در روز گذشته بودند. - همشهری آنلاین: رئیس کل سابق بانک مرکزی گفت: بابک زنجانی با ما در بانک مرکزی کاری نداشت. طرف حساب ِ وزارت نفت بود. نفت ما را ی نمی ید ایشان برای ما نفت می فروخت. بسم رب الحسین
قرار ناگفته ای بود میان یاران
تا افطار ِ تر شدن لب های حسین
روزه ی عطش میگیریم
رسید کنار ِ علقمه
آب بود
ولی هنوز لب های برادرش خشک بود
اذان شهادتش که به گوش رسید
آبی نبود
اشک چشمان ِ برادر بود که چکید بر لبانش
افطار کرد
روزه ی آبش را...
با اشک چشم ح س ی ن
ر.





با چشم هایت حرف دارم
می خواهم ناگفته های بسیاری را برایت بگویم
از بهار
از بغض های نبودنت
از نامه های چشمانم...که همیشه بی جواب ماند سیدعلی صالحی انگار استرس انگار یک نفس انگار فاصله بین شما کم است سکوت رو لب حرف های ناگفته انگار لالایی در خواب ها گفته شد سرنوشتمان بی خود و بی هدف انگار مروارید در خارج از صدف شد زندگی تباه با هر نگاه او انگار تمام من در چشم های او در هیچ زنده ایم بی هیچ سرنوشت انگار مادری در حسرت بهشت من با. تمرکز روی هدف؛نام کتاببست که توسط برایان تریسی بنشر س شده است.این کتاب در بخش روانشناسی ساخته شده است.ناگفته نباید گذاشت که در این کتاب بهترین راه های موفقیت ذکر شده است، کتاب مذکور دارای حجم بسیار کم بوده که شما میتوانید آنرا در وقت کم مطالعه نمائید.شما میتوانید این کتاب را ا. مدت هاست که اینجا به روز نشده و شاید بسیاری از شما، من را از یاد برده باشید. امروز به یاد گذشته افتادم و آدم های قدیمی اینجا که کم از هم خاطره نداشتیم. صفحه ی نظرات باز است و من می خواهم نام آدم هایی را ببینم که مدت ها دور بودند و من انتظار دیدن نامشان را می کشیدم. آدم هایی که رنجید. حدود 125 ساعت از آتش سوزی در ساختمان پلاسکوی ۵۴ ساله و فرو ریختن این ساختمان و دفن 13 آتش نشان می گذرد و تلاش ها برای یافتن پیکرهای قربانیان و افراد زنده احتمالی ادامه دارد. وقتی که چشم به سمت نگاه تو باز می شود. باران اشک به شوق تو آغاز می شود. دلبسته آستان قدسی توام که در هوای تو سمت پرواز می شود. جنت تویی یا تو جنتی معصومه؟! اینکه بهشت از سمت ضریح تو باز می شود. نور کرامت از آستان تو می ریزد دریاب دلی که سراپا نیاز می شود. هربار نگاه تو و من و حرف های ن. بروس ریدل؛ کارشناس شکده بروکینگز نوشت: سفرهای خارجی اخیر و حایز اهمیت پادشاه و خارجه عربستان سعودی در راستای تهاجم دیپلماتیک قابل توجه این کشور برای بهبود روابط راهبردی اش است. سفر یک ماهه ملک سلمان به همراه هیاتی ۶۰۰ نفره به کشورهای آسیایی که از یکشنبه شروع شد، مشهودترین بخش. این همه تو طول ترم به سارا خندیدم معدلم این ترم از اون بیشتر شد... یکی نیست بگه ترم ا ی معدل۱۹:۵۵خنده داره یاد کلاس اولیها افتادم... ناگفته نماند اساتید به فعالیت کلاسی نمره دادن تا برگه ام. کلی خنده ام گرفته از صبح... روم نمیشه به دوستام بگم چه گندی زدم... +++ این ترم واقعا اعصابم داغ.   بیا مرا آغوش باش و به اندازه ی تمام دوستت دارم هایی که بد اری به خود بچسبان . نگاهم کن و از چشم هایم ناگفته هایم را بخوان تو نبودی و من با چشم هایت زندگی کرده ام از لب هایت بوسه نوشیده ام و در هوای داشتنت نفس کشیده ام دلتنگم بیا تا دلتنگی ام را در گهواره ی دستانت تاب دهم و تنهای. «من دو موبایل دارم یکی از آن موبایل ها را افراد اجیر شده از من گرفتند اما در آن گیر و دار، با پسرم علی در قطر تماس گرفتم و همه چیز را به او گفتم.»   رو مه خبر ورزش ی نوشت: «مهاجم اسبق پرسپولیس که از این اتفاق بسیار ناراحت بود، به طور اختصاصی با ما حرف زد؛ گلایه ها و ناگفته های چند. غریب روزگاریست-دراین دیارخوش خط خال نمیدانم ازکدام ذهن مشغولیم بگویم ازآنکه شاید بیست سال جانم گروآنجا بودیاازدرددرونم که ناگفته ایست مانند یک راز .آسمان آبی است امانمیداندشایددردل بعضی آدمها موج خا تری دارد . وخ دراین است وخ که دستانمان دردست اوست امیدمان فقط وفقط به اوست .
توی حیاط کبیر بودم که باران گرفت، به کافه ی شیشه ایی پناه بردم و زل زدم به شور باران و نیاز و درختان...ای باران علیرضا قربانی را برای بار چندم پلی و چند باره دیگر پیام ها را مرور...دفترم را باز و ناگفته ها را آنقدر نوشتم و نوشتم تا دفتر تمام شد...جوهر سرآمد، باران تمام شهر را در خو. بسلامتی شبهایی که تو در تنهایی گریه کردی ولی ندونستی واسه چی؟؟؟بسلامتی دلی که فقط اسمش دله نصفش اه نصفش گله........بسلامتی ی که حرفهای ناگفته زیاد تو دلش داره ولی پای حرفای بقیه میشینه.....بسلامتی اونی که عاشق دل شه نه تنش.....بسلامتی اونی که میدونی نمیتونی هیچ وقت بهش زنگ بزنی ولی ب. مینویسم نگفته های ننوشته ام را.... روزگاری نوشتم، خواندند، خندیدند.... خواندم نه خندیدم نه گریه فقط آه کشیدم.... برگ برگش را یا یا پنهان..... اما اینبار میخواهم شجاع باشم پس از سالیان میخواهم بنوسیم آنچه را که روزها با خودم ... گوشم دیگر تابش تمام شد اینبار دستانم باید یاری کنند تا خال. میرسلیم گفت: پیش از تشکیل «جمنا» 50 نفر از اعضای مجلس خبرگان ی خواستار نامزدی سید ابراهیم رئیسی بودند و اصرار و پافشاری آنها بود که تولیت آستان قدس رضوی را به میدان رقابت آورد خبر فوری / میرسلیم در گفت و گو با «ایران» از دلایل مخالفتش با «جمنا» می گوید؛ ...


شرح خبر


وقتی که چشم به سمت نگاه تو باز می شود. باران اشک به شوق تو آغاز می شود. دلبسته آستان قدسی توام که در هوای تو سمت پرواز می شود. جنت تویی یا تو جنتی معصومه؟! اینکه بهشت از سمت ضریح تو باز می شود. نور کرامت از آستان تو می ریزد دریاب دلی که سراپا نیاز می شود. هربار نگاه تو و من و حرف های ن.
راز مگویی، به خدا گفته ام بعد، به «آن» قبله نما گفته ام « آنِ » من آن نیست که حدسِ شما گفته ام و گفته ی ناگفته ام قبله نما گفته ام و گفتنی ست: گفته ی بی چون و چرا گفته ام یافتنی نیست اگر ؟ نیستی ! هستی اگر ؟ هست و به جا گفته ام آینه دلواپس حالِ من است من ولی از حالِ شما گفته ام! ای کاش که در خاطرتان،خاطرمان خوب بماند این قصه  که شیرین شده؛فرهاد بماند عمری پی کامل شدن خویش شاید که شود کامل و این بار بماند می بینمت از دور ولی کاش بگویم بگذار که  ناگفته  کلامم به شما،رازبماند اصلا چه نیاز است بگویم چیزی که عیان است،چرا رازبماند؟! "م؛آدم" صدای تو، همان صدای خوردن باران به شیشه هاست همان شعر های خیسی که هرگز گفته نشد فقط باریده شدند فریاد هایی که از نگاه تو هی نادیده شدند هق هق های شبانه، میشود موردعلاقه ترین اهنگ من و اشک های شبانه میشود بهترین شعر های ناگفته ی من.... +بی هیچ مخاطب خاصی+ هعی روزگار... خیلی دلم می خواست الان گوشیم ص آلارم مسیج ش میمود و رفیق م بهم مسیج داده بود - کوجای ؟ + خونه! - چه غلطی می کنی؟ + هیچ؟ - واخسا بریم لب آب! + چه خبر؟ سگ ِِ ریده؟ - نه عروس ِِ ِِ + و من با ذوق و شوق فراوان برای دیدن عروس شتابان به سوی سی و سه پل روان گردم. حیف که چنین دوست ی در ک.   اهمیت بحث ت      یکی از مباحث بسیار مهم و مطرح شده همگام با ظهور بحث ت می باشد البته ناگفته نماند که در اعصار قبل هم این بحث به أنحاء مختلف پرداخته شده است ( در مطالب آینده به این مباحث اشاره می شود ). بعد از رحلت اکرم ص این مباحث جنبه های به خود گرفته و باعث تفرقه ه. میروم از شهرتان، من ِخود را بسته ام از در و دیوار این شهر کذایی خسته ام با هزاران حرف ناگفته از اینجا میروم مثل راز ِسر به مُهری همچنان سربسته ام دیگر اینجا جای ماندن نیست پس دل میکَنم من به خِیل ِرفتگان ِخسته دل پیوسته ام میروم شاید قراری گیرد این افسرده دل میروم از شهرتان، من . تاکتیک و تکنیک در تبلیغات پایان نامه کامل رشته مدیریت، مقدمه: سر جیوزیمن در کتاب «تبلیغاتی که می شناسیم به آ خط رسیده است» رازهای ناگفته ای را ازتبلیغات بازگو می کند و می گوید تبلیغاتی که از در و دیوارشهر بالا می روند و از شبکه های صدا و سیما پخش می شوند، برای مخاطبان خسته کنند. در پی استقبال از مجموعه مستند «در برابر طوفان» با موضوع حکومت پهلوی دوم، مجموعه مستند مشابهی درباره «رضا شاه» با روایت ناگفته هایی از حکومت پهلوی اول، به کارگردانی مهدی فارسی و به تهیه کنندگی مرکز مستند سوره حوزه هنری و بسیج صداوسیما تولید می شود. بغداد-ایرنا- بعد از مشاهده صحنه های آشوب تظاهرات امروز /شنبه/ بغداد که قرار بود مسالمت آمیز باشد، مجری تلویزیون العراقیه با بغضی گرفته در گلو، برنامه خود را با افسوس از تظاهرکنندگانی به پایان بُرد که بازیچه رسانه های مغرض و برخی نفوذی ها شدند. در کوچه پس کوچه های شهری دیگر قدم می زنم. هوا مثل همیشه، آسمان هم آبی کبود.
هرچه فکر ، دیدم اگر آدم ننویسد می پوسد، می میرد.
آمدم بنویسم
یادها هجوم آوردند
بغض راه گلو را بست


هوای سنگینی دارد دنیای تک تک ما آدمها.
دلهایمان لبریز از ناگفته هاست
و بیچاره قلبهایم. تا به امروز حادثه تروریستی هفتم تیر 1360 که منجر به شهادت 72 تن از عزیزترین همراهان انقلاب از جمله شهید آیت الله بهشتی شد از زوایای مختلف مورد بررسی و واکاوی قرار گرفته است اما شاید روایت بهداشت وقت از آن رویداد تلخ و این که چگونه خودش از حادثه تروریستی نجات یافته، ناگفته مانده با. سلام ع د
تصمیم گرفتم دیگه تا وقتی شما حرف نزدین منم چیزی ننویسم و نگم
هر روز روزی چند بار میام اینجا و سر میزنم
ولی چیزی نمیبینم دلم بیشتر میگیره
منتظر میمونم که هر وقت خودتون تصمیم گرفتین حرف زدن و شروع کنین
منم فقط منتظر میمونم
تا مثل قدیما اینجا جایی بشه برای زدن حر. مرحبا بر دلم آ آرام گرفت چشم بست و دیگر رامم شده هر نفس گویی دردی به قلب داشت تا می آمد آه کشد راه نفس را بند میداد گویی از خواب صد ساله بیدار شده از سیاهی صد بیراهه پیدا شده شرح صد نامه نانوشته به دل دارد گویی انگار تنش با ناگفته ها زندان شده از سودای عشق دیوانه گشته دلش گویی از خ. «تابوت خالی از تو» آماده شو، نه برای دیدار عاشقانه بوسه ی آتشینم رو به دنیا نشر کن برای سخن گفتن از ناگفته هایم روی گشاده ی عقده و کینه رو کم کن خوب شنیدی نجوای گفتن و نگفتن رو از تدبیر و بصیرت های مزرعه ی گندم فقر فهم رسم آدمای کوکی دنیاست تو قسمت کوچکی شدی از پازلِ این قوم تو یک. آدم هایی شده ایم که
شب ها را بیشتر دوست داریم
کارهای عجیب و غریبمان را شب انجام میدهیم
و حرف های ناگفته مان را
که مدت هاست درون ذهنمان خاک میخورد را
یکهو در نیمه شبی که
دیوانه بازیمان گل میکند به زبان می آوریم! امان از نیمه تنهایی
که آدم را وادار میکند فکر هایی د
ح.