منو ببخش - اخبار روز

خدایا مارو ببخش که در کار خیر یا “جار” زدیم… یا “جا” زدیم… نمی دانمت هنوز هم همانطور آب می خوری یا سبک دیگری برگزیده ای؟!
نمی دانی ام آنقدر دلتنگت شدم که برای نخستین بار با شیوه ی منحصر به خودت آب خوردم .
آقا جواد: علی..علی..بابا...
باباجان به گوشی؟؟؟ علی جان بهت قول داده بودم همیشه کنارتم.. بابایی دارم برمیگردم پیشت فقط.. ببخش که بی سر میام @danstanedot حاملگی، برام رویایی شده،حداقل خارج رحم دیدنش هم رویایی شده، بارداری دوم و با حساب بی بی چک های مثبت، بارداری سوم من، بدون در داخل و خارج رحم. فقط کاش آ ش هم به خیر بگذره و مثل قبلی به کورتاژ و بستری و...  نکشه.  ب همین موقع ها بود که در مورداسمش با خواهر و خواهرزاده ها حرف میزد. سلام
عید همگی مبارک





بعید می دونم آمرزیده شده باشم ...

خدا ببخش و بیامرز ...
سلام در مورد هرچیییزی که حس خوبی نسبت بهش نداریم( حالا اون یه آدمه/ یه مکانه/ یه حسه/ یه اتفاقه/ یه موقعیته/ یا هرچییییییی دیگه) این چهارتا عبارت رو پشت سر هم تکرار می کنیم:

1.متاسفم و مسئولم : بابت افکار و ارتعاشاتی که داشتم و بروی جهان هستی اثر گذاشتم و باعث این رخ داد شدم .
2 .لطفا منو ببخش : منو ببخش خدای مهربانم . من مسئولیتش رو می پذیرم . و از تو طلب بخشش و مغفرت میکنم .
3.سپاسگذارم : که من رو بخشیدی و این عامل رو پاک کردی. و مشکل رو حل کردی. حس کن که مشکل حل شده (تجسم خلاق)
4.دوستت دارم : دوستت دارم خدای مهربان، دوستت دارم کائنات، دوستت دارم (اسم خودتان جان )
❤️ بعد ِ چند روز بیقراری و دلتنگی، میخواستم ببینمت بلکه آروم بشم ... نمیدونستم بدتر میشه ... حالا هم من کلافم و هم تو ناراحت ... ببخش اگه حرفی زدم که رنجوندمت ... اصلا ناراحتیتو نمیتونم ببینم ...???? شرمنده بخاطر حرفی که زدم  کاش به حرفت گوش نمیدادم و چیزی که میخواستی رو بهت نمی گفتم ...  متاسفم ...  . . . به : همسرم راستی اگر جایی بانو را دیدی نشانش را به من بگو و مرا ببخش که تا پایان عمر به تو حسادت خواهم کرد که… خدایا به من قلبی ببخش که با بال اشتیاق به سوی تو پر کشم، زبانی از جنس صداقت و راستی عطا کن که در اسمان پذیرش تو اوج بگیرد و دیده ای عطا کن که شایستگی اش به تو نزدیکش کند...
«قسمتی از مناجات شعبانیه» خدا توبه می کنم از تمام اداعاهای بی پایه ام، از تمام حرف های هرزم، از تمام بی هوده گی هایم . خدایا توبه می کنم از بی پروایی دلم، از بی راهه خواستنش، از سیراب شدنش با آب مضاف، از آن لحظۀ آرامشش که وام دار چیزی بود که تو نمی پسندیدی. خدایا ببخش مرا تا خودم را ببخشم. دعایم کن خدا! بیش . مامان دست روی سرم می کشد و می گوید موی کوتاه بهت می آید .. جای زخمم را می بیند و لبخند ملیحش محو می شود .. گرمای دستش روی زخمی که ماه هاست بی حس است ، احساس می شود .. هیچ پسر بچه ای که تنها روی تک درخت حیاط مدرسه کیماگر را دوره می کند نمی داند شاید بعد از کم کم کنار آمدن غم از دست دادن پ. خواهش می کنم بی حوصلگی هایم را ببخش بدخلقی هایم را فراموش کن بی اعتنایی هایم را جدی نگیر درعوض من هم تو را می بخشم ک مسبب همه ی اینهایی... فهمیدم که هیچ استعدادی تو وبلاگ نویسی ندارم توی این مدت مخاطبم فقط خودم بودم واسه همین تصمیم گرفتم تعطیلش کنم فقط از خدا شرمندم که نتونستم کمکی به دینش م خداجون منو ببخش.

خداحافظ

جمله مامان بعد از این اراجیف دلمو خیلی سوزوند. چقدر نا جوامردانه بهشون حمله کرده بودم خدایا منو ببخش، صبرمو زیاد کن مگعم
مادر! مرا ببخش
شبهای بس دراز ن ی که تا پسر ـــ خوابد به ناز بر اثر لای لای تو. رفتی به آستانه ی مرگ از برای من ای تن به مرگ داده، بمیرم برای تو. متن کامل شعر در ادامه
این قامت خمیده ی در هم ش ته ات ـــ گویای داستان ملال گذشته هاست رخسار رنگ رفته و چشمان خسته ات ـــ ویرانه ای ز کاخ جمال گذشته هاست.

مادر! مرا ببخش
فرزند خشمگین و خطا کار خویش را ـ
مادر! حلال کن که سرا پا ندامت است
با چشم اشکبار، ز پیشم چو میروی ـ
سر تا به پای من ـ طز
غرق ملامت است.

هر لحظه در برابر من اشک ریختی ـ
از چشم پر ملال تو خواندم شکایتی
بیچاره من، که با همه ی اشکهای توـ
هرگز نداشت راه گناهم نهایتی

تو گوهری که در کف طفلی فتاده ای
من، ساده لوح کودک گوهر ندیده ام
گاهی به سنگ جهل، گهر را ش ته ام
گاهی به دست خشم به خاکش کشیده ام

مادر! مرا ببخش.
صد بار از خطای پسر اشک ریختی
اما لبت به شکوه ی من آشنا نبود
بودم در این هراس که نفرین کنی ولی ــ
کار تو از برای پسر جز دعا نبود.

بعد از خدا ، خدای دل و جان من تویی
من،بنده ای که بار گنه می کشم به دوش
تو، آن فرشته ای که زمهرت سرشته اند
چشم از گنااری فرزند خود بپوش.

ای بس شبان تیره که در انتظار من ـــ
فانوس چشم خویش ــ به ره ، بر فروختی
بس شامهای تلخ که من سوختم ز تب ـــ
تو در کنار بستر من دست بر دعا ـــ
بر دیدگان مات پسر دیده دوختی
تا کاروان رنج مرا همرهی کنی ـــ
با چشم خواب سوز ـــ
چون شمع دیر پای ـــ
هر شب، گریستی ـــ
تا صبح ، سو ختی .

شبهای بس دراز ن ی که تا پسر ـــ
خوابد به ناز بر اثر لای لای تو.
رفتی به آستانه ی مرگ از برای من
ای تن به مرگ داده، بمیرم برای تو.

این قامت خمیده ی در هم ش ته ات ـــ
گویای داستان ملال گذشته هاست
رخسار رنگ رفته و چشمان خسته ات ـــ
ویرانه ای ز کاخ جمال گذشته هاست.

در چهره تو مهرو صفا موج می زند
ای در وفا و صفا! می پرستمت
در هم ش ته چهره ی تو، معبد خداست
ای بارگاه قدس خدا! می پرستمت.

مادر!من از کشاکش این عمر رنج زای ـــ
بیمار و خسته جان به پناه تو آمده ام
دور از تو هر چه هست، سیاهیست ، نور نیست
من در پناه روی چو ماه تو آمدم
مادر ! مرا ببخش
فرزند خشمگین و خطا کار خویش را
مادر ،حلال کن که سرا پا ندامت است
با چشم اشکبار ز پیشم چو می روی ـــ
سر تا به پای من ـــ
غرق ملامت است. امشب، شب شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) خدایا به حرمت این بانو، به قداست و پاکدامنیش، به حیا و حرمتش به...  تو ظهور زمان تعجیل بفرما، ما رو سلامت بفرما، ای خدا ما رو به راه راست هدایت کن تا باعث اشک چشم آقا نشیم و موقع ظهور آقا رو بشناسیم و شرمندش نشیم... خدایا شفای مریض ها بخصوص ایی ک. نشان از چه داری تو... که هنوز فراموش نمی شوی؟ دلم تو را می طلبد و من مانده ام چه کنم. دلم آ با من قهر کرده و خیلی وقت است که همراهی ام نمی کند. گوشه نشسته و تنها نگاهم می کند. حرفی نمی زند، و من در طلب یک کلمه حرف او مانده ام... سلام... سلام... می شود با من آشتی کنی؟ با من همراه شوی؟ من دوست. تجربه ی جدید و وبلاگ نویسی و این داستانا... . اقا ما اینجا تازه وارد و ناواردیم ، اگه خوب ننوشتم شما ببخش؛) ایشالا ک خیره... یه تشکر ویژه از ساداتمون بابت ساخت این صفه (چشه مایی شما) . یاعلی
رفتم دخیلو بستم امشب سید جعفر بیاد و رحمی کنه به این دل و این دختر .... دلم میخواست با یکی حرف بزنم خیلی نیاز به یه هم صحبت داشتم ولی نمیشه به هر ی گفت مثلا خواهر وقتی کنارته هرچند اگه مس تم کنه بازم دلگرمیه ولی امروز اونم دردسترس نبود یاد اون نور سبز و مسجد افتادم انگار اینجاهای م. وقتی دختره اومد بهم فوش داد منم به سجاد گفتم. ولی سجاد طبق معمول هیچی نگفت منم فکر سجاد از خداشه که بمن فوش بده. واقعا اگر تا امشب یکدرصد به بیشعوری خودم شک داشتم،امشب اون یکدرصد برطرف شد و مطمئن شدم!! خدایا تو ببخش... شب ِتلخ شب ِ دلپیچه شب ِ تب شب نفس های داغ ِ تو روی اضطراب من شب بی قراری های من کنار ِ بی قراری های تو شب ِ پاشویه و گریه و بیمارستان شب ِ ناتوانی ِ این دستهای سیمانی نمی توانم نمی توانم هذیان های معصومانه ی تو را بشنوم و احساس ناتوانی نکنم نمی توانم تن سوزانت را بغل بگیرم و احساس . آهنگ مسعود سعیدی به نام فرصت با بالاترین کیفیت new by masoud saeedi called for ترانه: مهدی ائیان ؛ آهنگسازی: مسعود سعیدی ؛ تنظیم, می و مستر: رضا پناهی ع آهنگ جدید مسعود سعیدی با نام فرصت آهنگ جدید مسعود سعیدی با آهنگ جدید مسعود سعیدی در دو کیفیت متفاوت از نسل موزیک متن آهنگ مسعود سعیدی با نام فرصت دست منو محکم بگیر حالا که وقت رفتنه
بعد از یه عمری زندگی این کمترین حق منه
دست منو محکم بگیر تا کم نشه از باورم
منی که حتی یک نفس عشقت نیفتاد از سرم
این فرصت رو به من ببخش با بی تفاوتی نرو
دست منو محکم بگیر خاطره کن این لحظه رو
نشکن دوباره بغضمو نذار ازت خواهش کنم
بیا یه کاری کن که من احساس آرامش کنم
کاش واسه این روزای سخت آماده میکردی منو
تا لحظه خ ظی آسون بگیرم رفتنو
کاشکی میشد تموم عمر سایت بمونِ رو سرم
بدون تو شک میکنم حتی به زنده بودنم
حتی به زنده بودنم
این فرصت رو به من ببخش با بی تفاوتی نرو
دست منو محکم بگیر خاطره کن این لحظه رو
نشکن دوباره بغضمو نذار ازت خواهش کنم
بیا یه کاری کن که من احساس آرامش کنم
این فرصت رو به من ببخش با بی تفاوتی نرو
دست منو محکم بگیر خاطره کن این لحظه رو
نشکن دوباره بغضمو نذار ازت خواهش کنم
بیا یه کاری کن که من احساس آرامش کنم آهنگ جدید مسعود سعیدی با نام فرصت مولای من .... یا صاحب ا مان ...... چشم به راهم تا تو بیایی ...... امسال شب آغاز تت با شب یلدا پشت سرهم بود .... اما این کجا و آن کجا ...... در شب تت به خیابان ها که می رفتی خبری نبود و اگر از ی می پرسیدی امشب چه شبی است افرادکمی خبر داشتند ، باز هم دست صدا و سیما درد نکند که به ما گفتند که امشب شب . بعضی وقت ها در تبعید فراموش میکنیم که پایان این تبعیدی مرگه . این همان برگشته آره. ولی خیلی غیرعادی . البته برای جایی که برمیگردیم پیش پا افتاده است. فراموش که مرگی هم هست که به این جا رسیدم. خدایا ببخش الهی مرا ببخش به حق هر چه زیباست و تو دوست می داری اش heart زندگی تفسیر سه کلمه است خندیدن ، بخشیدن ،فراموش پس تا میتونی بخند و ببخش و فراموش کن بسم الله الرحمن الرحیم
هـنـــگ کــــردم انـگـــار! ... تصویر مرتبط سلام جان شیرینم ... بابت حرفهای ل کننده-ی دیروزم من ِ پیر مرد رو ببخش ... درد دلی بود که به نُدرت میشه به ی گفت وَ به نُدرت شنونده-ای برای «گوش ش » پیدا میشه ؛ حتی تو خونواده-ی خودم ! ... بالا ه دیروز ترکید وُ آوارش رو سر تو ریخت. الانم ، دو ساعتی هست که از خواب بیدار شدم ، خیلی دلم میخواد چیزی بخونم یا بنویسم که شارژم کنه ، ولی دل وُ دماغش رو ندارم ؛ گاهی وقتا «دمای دلم» نزدیک به صفر میرسه. خدا رو شکر که خ ی هست وَ شرم از حضورش باعث میشه که خیلی از خط قرمزها رو رعایت کنم وَ حتی از نزدیک شدن به فکر «خط زردها» ، به درگاهش طلب بخشش وَ کمک کنم. بابا جون ببخش ... عارضه-ی «پیری وُ بی- ی» بعضی وقتها «روده-درازی» میآره ...

هنگ انگار! ... ناخواسته کلید انتر رو زدم وَ مطلب بدون خدا حافظی ارسال شد. در پناه خداوند جمیل وُ سلیم ... عـبـــد عـا صـی
وقتی میان نفس و هوس جنگ می شود
قلبم به چشم همزدنی سنگ می شود
آقا ببخش که سرم گرم زندگی است
کمتر دلم برای شما تنگ می شود
چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا؟
دل سرگشته کجا، وصف رخ یار کجا؟
کاش در نافله ات نام مرا هم ببری
که دعای تو کجا، عبد گنه کار کجا؟




س رست : جناب اقای مهران اسماعیلی جلودار : جناب اقای علی توکلی عقب دار :جناب اقای مهران اسماعیلی تعداد نفرات : 9 نفر گزارش: محبوبه حق شناس تاریخ: 25/10/94 به نام هفشجان که می رسیم ابتدای جهانبیین آغاز می شود.رسم دیرینه ی مردمان این سرزمین صعود بوده و جهانبین شاهد همیشگی آنهاست . وقتی ا. آ ین ساعات ماه شعبان را در انتظار شروع ماه خدا میگذرانیم پروردگارا; ما ودوستانمان را ببخش و توفیق طاعت و بندگی درماه مبارکت را به ما اعطا کن دلم واسه اون چیزایی که قسمتم نیست یا نداشتم یا ندارم نمی سوزه... دلم برای چیز هایی می سوزه که رزقم بودن ولی گناهام باعث شد نصیبم نشن... +دلم دعای کمیل میخواد.... اینبار میخوام مثل خودت نوشته هامو شروع کنم به یاد روزایی که بهترینت بودم... به یاد روزایی که تنها عشقت بودم... روزایی که به قول خودت کاش هیچ وقت بزرگ نمیشدیم.. این روزا ح خیلی خوبه نه؟؟ ح با زنت خوبه نه؟؟ کاش بهم اعتماد داشتیو...عشقو تو چشمام میخوندی... نمیدونی اگه مجبور باشی بین اشک. بسم الله خدایا ببخش جای خالی نداده ها را می بینیم، طلب می کنیم، مدعی هستیم، شاکی می شویم... اما داده هایت، بخششت، لطفت را نمی بینیم، شکر نمی کنیم... شهریور جان!می شود خیلی دوستانه خواهش کنم بروی؟من با تو حالم خوش نیست. دلم کمی پاییز و شال گردن و خیابان می خواهد.صداقت مرا ببخش، اما تو هر کار کنی، مثل پاییز به دل نمی نشینی. (نرگس صرافیان) یا صاحب ا مان(عج)
بار گناهانم آنقدر سنگین است ڪہ جز دست استغفار شما،هیچ چیزآن را سبڪ نمی ڪند.. در این آشفتہ بازار آ ا مان رهایم نڪن.. من خوب بودن را بہ دلم قول دادہ ام... بدقولی هایم را ببخش...! از اون جا که تو میبینی همش حق با توه انگار چرا خسته نمیشیم ما من از اصرار تو از انکار هوای دل ب باز همه دنیاتو پر کرده نفسهام داره کم میشه هوا اینجا چقد سرده ترانه سرا : باران توانگر تعداد بیت : 10 سبک : پاپ قیمت : توافقی شماره تماس : 09031289700 سلام امروز هم مثل روزهای قبل بازم دلم گرفته...نمیدونم چرا ، ولی وقتی آدم هارو میبینم اینجوری دارن پای پیاده میرن کربلا با این شوق دلم میگیره...بعضی وقتها باید حسرت بخوری خیلی ...امروز برام یه اتفاق کوچیک افتاد که سجده شکر خدارو ، بس که این خدا منو دوست داره ...خدایا ممنونتم که منو م.
هفت راز خوشبختی: متنفر نباش عصبانی نشو ساده زندگی کن کم توقع باش همیشه لبخند بزن زیاد ببخش و یک دوست و همراه خوب داشته باش