ممرز زمستون - اخبار روز

چشمانم زل زده به زندگی نباتی ک با امدن زمستان جل و پلاسش رو قراره روی بختم پهن کنه و اصنم خیال رفتن نداره باید پاییز رو پای میز محاکمه کشوند و زمستون رو قل و زنجیر کرد مگه میشود مگه میشود پاییز را به ارامی رها کرد تا زمستان با عشوه و ناز بر قلب مان جولان دهد ؟! فریاد در ناقوس عشق ب. سلام سلامی به گرمای سوزان بخاری های گرم وعشق وگرمی و محبت بین عزیزان وخانواده های ایرونی توفصل سرد زمستون ..... امروز حس عجیبی دارم بعداز 2سال اومدم ودارم شروع به نوشتن میکنم دلم برای خیلی دوستای عزیز وبلاگم تنگ شده امیدوارم مثل قبل دوباره کنارم باشند وبانظراتشون خوشحالم کنند و. زمستون سردو☃ یه کلاس تنگو یه درس مشنگو غم عصرو مشقا مونده رو دستو یه دنیا سوالو⁉️ رو دستم گذاشتی کت دروغو تکالیف بوقو یه درس عمیقو یه هفته دریغو☹️ یه مغز مریضو یه کوییز ریزو یه دنیا محالو تو سینم گذاشتی تابستون کجایی؟دقیقا کجایی؟ کجایی تو بی من، تو بی من کجایی؟ تعطیلات کجای. للوچه !! ......................... قدیمی ها از مال دنیا چیزی نداشتند ولی دنیای سخاوت و ادب بودند . رسم هایی بین اونا جاری بود که ریشه در فرهنگ یاری و مروت و مردانگی اونا داشت . .............. از صبح که تنور روشن می شد ما بچه ها دور و بر تنور می پلکیدیم . مخصوصا اگه زمستون بود اونجا گرم می شدیم . رسمی د. داشتم نگا پستا اولی این وبم می دیدم مال زمستون سال 92 هستش افتادم یاد اون موقع همه چی خوب بود سرم به کار خودم بود و روزگارم خوب میگذشت ولی الان چی هیچ چیز سر جای خودش نیست کاش کاش میشد برگردم عقب شاید خیلی چیزا عوض میشد خیلی کارای نکرده رو انجام میدادم دلم تنگه واس اون موقع خیلی چ. من ؛ لذتِ دراز کشیدن زیر آفتاب گرم زمستون رو بالکن خونه ، تنها و بی صدا و لذت نوشیدن یه لیوان آب ساده خنک و نگاه به آبی آسمونی و اتوکشیدن پیراهن و لباسا و آواز خوندن حین اتو کشیدن و سوزوندن بعضی از لباسا و بوی تلخ عطر تو اتاقم و نگاه تو آینه و شکلک در آوردن و خوندنِ یه داستان و حکا. فکر میکنم حق سهیل بود از برفی که امروز دیدم سهمی داشته باشه. ی که به اندازه ی تمام زمستون های عمرم باهاش رفتم برف بازی,و به تعداد موهای سرم سپرم شد تا گوله برفهایی که وسط بازی به سمتم پرت میشد بهم نخوره. براش نوشتم ببخش اگه بخاطر اون ضربه ها مغزت ت خورده و ناقص العقل شدی. نوشت پشی. پاییز را دوست دارم...به خاطر انار... با آن تاج زیبا و یاقوت های سرخ که آنرا را لایق پادشاهی در بهشت میوه ها کرده است... انار را دوست دارم...به خاطر پاییز... با آن نسیم روح نواز و برگریزان شاعرانه اش که به ما دلمردگان، امید دوباره می بخشد... #قیصر_امین_پور من پاییزو دوست ندارم . بهار پر ب. از این تیئاترهای خیابونی با تک گویی های بلند دلم می خواد
از همینایی که یه جوون شروع می کنه و از خاطراتش برای دوستاش می گه، با جزئیات ریزش.
از زمستون سرد می گه، از سختیا، بدقولی ها و نامردیا می گه، از گشنگی و تشنگی و نداری می گه، از جوونمردی و به پای رفیق سوختن... می گه و می گه و م. ضرب المثلی هست که میگه : بالاتر از سیاهی که دیگه رنگی نیست . یعنی دیگه از این بدتر نمیشه . ولی متاسفانه باید بگم بالاتر از سیاهی سفیدیه . اون هم سفید شدن همه جا ، همراه با سرما و یخبندون ، اون هم برای شمال کشور که همیشه سبزه و درختا تو زمستون برگ و بار دارن . سقف خونه ها شیروونی با ش. انقدر که از اردیبهشت بدم میاد از هیچ چیز دیگه ای تو دنیا بدم نمیاد. ماه مس ه بلاتکلیف. کلا بهار است.اصلا من ناراحت میشم گلا جوونه میدن. من همون عاشق زمستون و همون اسفند. اصلا 200 میلیون سال نوری اسفند احتیاجه برای خوشبختی!
بدم میاد گلا پ ر میشن طبیعت تن نازی میکنه...انگار آسمون سهم. ما از حال هم خبر نداریم دوریم و این تنهایی و باور نداریم وای بغضم با گریه وا نمیشه باید فراموشت کنم اما نمیشه آه شبای سرد من چیزی نپرس از درد من وقتی ابه حال و روزم راهی ندارم بعد از این چیزی نمیپرسم ببین دارم تو اتیشت میسوزم لعنت به هرچی رفتنه این بغض سنگین با منه سنگین تر از خو. امروز رفتیم با ندا کافی شاپ خولدیم... خوب بود خوش گذشت... همون کافه ای بود که با تینا پولی و بچه ها رفته بودیم ...:-) :-) :-) من فراپه خوردم ...از من به شما نصیحت فراپه نخولید تو زمستون ...یه چیزیه پر یخ که روش خامه اس ...;-) ;-) ندا تنها یه که وقتی بهش میگم میخام برم به این فک میکنه که بدون من چه . مرغ سیاه خوشگلم، rest and peace
we miss yourest and peace دوست عزیز rest and peace
هنوز تو قفس مرغا یک تخم مرغ باقی مونده. دیگه هیچ کدوم از مرغ هام رو نمی بینم. امسال زمستون نیستن که اذیت بشن. ولی من میخواستمشون. اونم رفت دل من دیگه تمومش کن اونم رفت زخمی ک خوردمو خوبش کن اون اگ عاشق ما بود پیش ما می موند کم دیگه خواهش کن من با گریه چرا قراره خالی شم یه عمره مث اسفندی رو اتیشم چرا باورت نمیشه ای دل تنها رفته اون از پیشم دلم دلت ش ته اره طاقت بیار ک ما قراره همیشه تو قفس بمونیم این رسم تلخ رو. اوایل سخت بود که هر جا رو نگاه می نه درختی بود نه چمنی، برام عجیب بود چرا وقتی رو چمنای پارک ها میشینیم دعوامون میکنن، چرا که چمن و بوی علف خیس و شبنمای رو برگا تو هر کوچه ی شهرم بود ، حتی از بین آسف ا هم درمیومد، برام عجیب بود وقتی آسمونو نگاه میکنم کمتر "آبی" رو میبینم، برام عجیب . مادر همونی هستش که تو سرمای زمستون ..وقتی خو .. آروم میادو پتو می کشه روت تا سرما نخوری..... پدرم همونی هستش که تو گرمای تابستون ..وقتی خو ..آروم میادو کولرو خاموش میکنه !!!!!!!

دیگه کمتر از یه ساعت دیگه پاییز شروع میشه ما پامیشیم میریم مدرسه کارامونو از سر میگیریم اج ن من ناراحت نیستم،یعنی حداقل الان نیستم فقط دو سال از مدرسه ام مونده و دارم رشته ای رو میخونم که حداقل 48 ساعت از مطالب هر هفته کاربردیه:) فقط خواستم بگم من یکی خیلی خوشحالم برای پاییز و زم. وای از حال هم خبر نداریم دوریمو این تنهاییو باور نداریم وای بغضم با گریه وا نمیشه میخوام فراموشت کنم اما نمیشه آهه شبایه سرده من چیزی نپرس از درد من وقتی ابه حالو روزم راهی ندارم بعد از این چیزی نمیپرسم ببین دارم تو آتیشت میسوزم لعنت به هر چی رفتنه این بغضه سنگین با منه سنگین ت. مى گفت زندگىِ ساده، خونه ى روستایى، مردمان روستایى، همه چى خوب، گفتم نه دوست ندارم، نین نزدیک دریا به صداى موج ها عادت مى کنند. مادرم مى گفت هر شب زمستون با وحشتِ صداى موج ها خوابم مى برد، گفتم پس عادت نکردى هیچ وقت! گفت نه، عادت ماله وقتیه که از چیزى ى برى سراغ چیزه دیگه و دیگه و . آهنگ کوه قاف از امین حبیبی new amin habibi kohe ghaf
از وقتی که دیدمت دلم آرومه
عاشق شدم و عشق تو چشام معلومه
خوب شد که تو توی فال من افتادی
عاشق شدن و فقط تو یادم دادی
دستامو که می گیری دلم می لرزه
دستای تو یه دنیا برام می ارزه
این حالِ قشنگ و به چشات مدیونم
ممنونم ازت که پیشمی ممنونم
بدونِ تو یه لحظه نه بهار و نه تابستون و
نه این دنیای داغون و نمی خوام
بدونِ تو یه لحظه نه پاییز و نه زمستون و
نه یه قطره بارون و نمی خوام
بدونِ تو یه لحظه کوه قاف و همه برفاش و
کویر و شب زیباش و نمی خوام
بدونِ تو یه لحظه من شمال و لب دریاش و
جنوب و تب گرماش و نمی خوام آهنگ جدید امین حبیبی کوه قاف من ح چشمای تو رو دوست دارم
از زندگی بدون تو بیزارم
قلبم واسه تو میتپه توی سینم
حتی توی خوابمم تو رو میبینم
من با تو شدم این که همه میشناسن
این عاشقی که همه بهش حساسن
هر جایی میرم با حرف با چشم با ابرو
اول همه میپرسن ازم عشقت کو
بدونِ تو یه لحظه نه بهار و نه تابستون و
نه این دنیای داغون و نمی خوام
بدونِ تو یه لحظه نه پاییز و نه زمستون و
نه یه قطره بارون و نمی خوام
بدونِ تو یه لحظه کوه قاف و همه برفاش و
کویر و شب زیباش و نمی خوام
بدونِ تو یه لحظه من شمال و لب دریاش و
جنوب و تب گرماش و نمی خوام
 آهنگ جدید امین حبیبی به نام کوه قاف لینک های آهنگ : آهنگ با کیفیت 128
آهنگ با کیفیت 320
پخش آنلاین به نظرم تو قشنگ ترین قاب یه عصر برفی وسط زمستون، پسره و دختره تا مچ پا رفتن تو برفای نرم و تمیز؛ پسره کاپشن سیاه پوشیده و از پشت دختره رو که شال صورتی سرشه، بغل کرده و دختره دستاشو گذاشته رو دستای حلقه شده ی پسره و به آسمون نگاه می کنه. هر دو می خندن. پسره به کجا نگاه می کنه؟ به دخت. در دنـیا تـنها هـدف مـن دست یـافتن بـه یـک لـذت و فـرو نـشاندن یـک خـشم نـیست... بـلکه کـامـی من احـیای یـک حـق و از بـین بـردن یـک بـاطـل است.   .گـویـی از مـا و در نـهـان بـر مـا خـاطـری آزرده شـد ، شـادان نـمـی گـردد چــو قــبـل شخصیت آدمی چون "هزارتوی" است پیچ در پیچ. عمیق و . صدای گنجشک میاد. غوغا . کوچه رو گذاشتن رو سرشون فسقلیا. آدم دوست داره بره بیرون و نفس بکشه. ولی چه کنم که خوابم میاد:) صدای گنجشک همیشه نوید اومدن بهار و تابستونه برای من. و البته روزای پر استرس امتحان. چیه این پاییز و زمستون که همه عاشقشن؟ عشق است بهار و تابستون! دلم آلبالو و گیلاس. زمستون بید وما توخونه بیدیم...زسرما بر اجاق چسبیده بیدیم... به کنجو می نششتیم رو به آ تش...به دور هم کنار کته بیدیم... نگامون رو به در بید پشت شیشه...به اون بارون وبر ف ما خیره بیدیم... چه صب از خوو بیدار می شدیم ما ...سفید بید هرچه قبلش دیده بیدیم... لب بون ولب دیوار و ناسار...به اون قندیلو. انا لله وانا الیه راجعون خو دی بدون لالایی و قصه حالا آسوده بخواب بی درد و غصه /دیگه کابوس زمستون نمی بینی توی خواب گلای حسرت نمی چینی/ دیگه خورشید چهرتو نمی سوزونه جای سیلی های باد روش نمی مونه/ دیگه بیدار نمی شی با نگرونی یا با تردید که بری یا که بمونی. جناب آقای احمد قاینی اندو. دلم خیلی مسافرت میخواد :( یه مسافرت با کلی ید مسافرت + ید = مختصات سفر به ترکیه س . پارسال زمستون بود که رفتیم ترکیه من اون موقع 63 کیلو بودم فک کنم ! الان 65 ! فقط یه کیلو کم البته با پیتزاهایی که این روزها خوردم انتظار بیشتری نیس :))))))))))
ع مربوط به کلیسای انتونی مقدس تو خیابون استقلال استامبول
ایشون هم که بنده هستم :)


پ ن : کلاه گیس 2 تو پست قبل :)
امروز داشتم فکر می
که توی این یه سال و نه ماه
دقیقا مثل یه آدم بی اومدم بالا :)
هیچ رو نداشتم و هیچ حواسش بهم نبود :) همه خواهر و برادر و فامیل دارن من هیچ رو نداشتم، هیچ من رو ندید :)
زمستون اومدم و حتی دپارتمان و grad chair و حتی م حواسشون نبود که بابا این دختره اومده! تنهایی ب. شب زمستون میشه ، قشنگ ترین خاطره وقتی قراره عشقت ، کنار تو راه بره حرفاش امید فردات ، عطرش میشه نفسات دست میزاره تو دستت ، میگه می میره برات شرمت میشه که بگی ، جون میدی تا بمونه حرف دلت رو انگار ، از تو چشات بخونه تو رو بغل می کنه ، هوا چقدر کم میشه سکوت می کنی و ، بغض تو گریه میشه . سلام سلامی به برگریزان رنگارنگ زیبای پاییزی ... سومین ماه از فصل خزان هم رسیده و تا بخوایم به تقویم نگاه کنیم می بینیم که این فصل هم گذشته و باید منتظر زمستون باشیم دقایق و لحظه هامون سریع میگذرن انقدر سریع که باورمان نمیشود عمرمان چقدر زود میگذره واقعا که چقدر زندگی باشتاب حرک. کلید انداخت به قفل در.. تو سکوت اون خونه که ماه ها خالی مونده بود ، صدای جیر جیر در نشونی از برگشت زندگی به اون خونه ی سرد وخاموش بود ... پ و ی زرشکی رنگی که دوسال پیش زمستون ، هدیه گرفته بود رو در آورد و انداخت گوشه ی اون مبل ِِ خا تری رنگ که درست جلوی شومینه بود.. هوا سرد بود .... چشم م. چه شب سردیه ، این زمستون هم تمومی نداره از چند تا کوچه اون طرف تر بوی دودی به مشامم خورده حتما دارن کباب درست می کنن الان دو روزه که یه شکم سیر غذا نخوردم راه می افتم تا به نزدیک در آهنی زنگ زده می رسم از لای در نیمه باز داخل حیاط رو نگاه میکنم دو نفر دارن کباب درست میکنن ، بوی گوشت. وقتی که گل در نمیاد سواری این ور نمیاد کوه و بیابون چی چیه؟   وقتی که بارون نمیاد ابر زمستون نمیاد این همه ناودون چی چیه؟   حالا تو دست بیصدا،  دشنه ی ما شعر و غزل قصه ی مرگ عاطفه،  خوابای خوب بغل بغل   انگار با هم غریبه ایم،  خوبی ما دشمنیه کاش منو تو میفهمیدیم،  . گاهی اوقات میگم صد رحمت به کبک درسته که به ی که خودش رو زده به اون راه میگن سرت رو مثل کبک کردی زیر برف ولی این کجا و اون کجا کبک وقتی توی زمستون دنبالش کنی ، پرواز میکنه و بعد از طی مسافت کوتاهی، فرود که میاد سرش رو زیر برف میکنه گفتن چون اطراف رو نمی بینه ، فکر می کنه بقیه هم اون ر. اگه یه بار حرف نزنم، و بعددیگه یادم نیاد چه طوری باید حرف زد چی ؟ اگه بعدش یادم نیاد چه طوری باید بشنوم ؟
من بعد هر سکوت می ترسم کرو لال شم
والان که این اعترافا رو میکنم انقدر لایعقل م که که اگه بخوام پاشم واستم ... اگه بخوام نمیتونم پاشم واستم !:))



:: بده که زمستونت خالیه
:: وقتی صاحبت آدم زمستون و پاییزه ، نه بهار و تابستون شب یلدا، پر از خاطره ها **************** شب یلدا می دونی خیلی درازه یه شب سرده پُر از رمزه و رازه فصل پاییز بر درختُ ریخته رنگ برگا چه قشنگه خیلی نازه صحبت از فصل زمستون،برف و سرماس خبراز شیطنتای ننه سرماس همه امشب می شینیم قصه می گیم قصه های شاد و شیرین، بی غم و غصه می گیم هندونه، انار . بهار میاد ... بهار به زودی میاد
شاد بیا ما رو غرق حس های خوبت کن

+ بین مرگ و میر و خبر های ناگوار ... ما هنوز زنده ایم که بهار ببینیم ...
+ اگر باشیم تا اومدن بهار ... برات میگم اون سال بهار ، چه شعری بود که منو یادت می انداخت
+ صبح که شد امروز ... میخواستم تا شب بخوابم باز . احس. جنس دوست داشتن آدما متفاوته...یه وقتایی لیوان چایی رو میز آ دست چپ کتابخونه میشه علامت دوست داشتن...یه مسیر رو رفتن و برات ناخون گیر پیدا تا ناخون ش تت به خاک و خون نکشونتت میشه علامت دوست داشتن...بسته ی پاستیل تو جیبش،بیدار صبح هاش،جمع و جور دارسات ،... اینا میشه دوس داشتن... آ ین ر. امروز بعد از ظهر همین لحظه ها بعد از چهار سال شادی گمشده امو پیدا دوباره ...مدت ها بود منتظر این سرزندگی درونی ...یه خوشحالی عمیق بودم .... گفتم که شادی نعمته... رحمته ....دوباره منعم شدم ... انگار زمستون زندگیم تموم شد و بهار اومد دوباره ...زخم هام مرحم گذاشته شد ...نوازش شد ...من خواب رفتم. صبح جلوی آینه ایستادم ی تو اتاق نیست هوا سرد شده دیگه نمیشه پنجره ها رو باز گذاشت . چند دقیقه همون طور جلوی آینه می مونم . به امروز فکر می کنم به خو که دیدم . باز هم یه رویای قشنگ و خاص برس رو برمی دارم و آروم توی موهام می کشم خیلی بلند شده . زمستون پارسال قرار بود کوتاهش کنم هنوز هی.