مبهوت - اخبار روز

نیویورکر: نادانی ترامپ همه را مبهوت کرده است ترامپ جهل مخوفی در خصوص دنیای کنونی دارد، در خصوص تاریخ و در خصوص تعاملات گذشته یی ها.
دیپلماسی ایرانی نوشت: هفته گذشته م بوت، محافظه کار کهنه کاری که به سه رئیس جمهور جمهوری خواه در سیاست خارجی مشاوره داده است گفت روی کامپیوترش یک فایل دارد با عنوان "فابل حماقت های ترامپ". کنارش یک فایل دیگر دارد "فایل دروغ های ترامپ". مطمئن نیست الآن حجم کدام شان بالاتر است. می گوید: "شانه به شانه هم پیش می روند."
شش ماه از دوران ترامپ می گذارد، مقامات سیاست خارجی که در هشت ت قبلی حضور داشته اند به من گفتند از این که رئیس جمهور این قدر در خصوص مسائل دنیا نادان است مبهوت و وحشت زده اند. بوت که اینک پژوهشگر ارشد در شورای روابط خارجی است می گوید: "به نظر به اندازه 20 ژانویه (روز تحلیف) از همه چیز بی اطلاع است." مقامات سابق در سیاست خارجی می گویند که گاف های دردناک ترامپ در عرصه عمومی نشان از آن دارد که او مطالعه نمی کند، به روز نیست و به خلاصه گزارش هایی که به او داده می شود گوش نمی کند. این بهانه که تازه کار است دیگر یداری ندارد.
جئوفری کِمپ، که در ت فورد در پنتاگون کار می کرده و در ت ریگان عضو شورای امنیت ملی بوده است می گوید: "ترامپ جهل مخوفی در خصوص دنیای کنونی دارد، در خصوص تاریخ و در خصوص تعاملات گذشته یی ها. وی امتناع سخت کوشانه ای در خصوص ب دانش عمیق دارد، امری که عملا سلف های وی نهایتا ب د یا دیدگاهی در خصوص اش داشتند."
انتقاد از دونالد ترامپ در میان دموکرات هایی که در پست های ارشد امنیت ملی حاضر بودند قابل پیش بینی و شایع است. اما به طور خاص جمهوری خواهان – که به لحاظ تاریخی در سیاست خارجی جاه طلب هستند – به دلیل گام های اشتباه و مواضع اشتباه رئیس جمهور دردمند هستند. به همین سیاق مقامات سابق ارشد اطلاعاتی که تاکنون از انتقاد علنی از رئیس جمهور اجتناب کرده اند.
مایکل هایدن، ژنرال بازنشسته و چهار ستاره و رئیس سابق سی آی اِی و آژانس امنیت ملی به من می گوید: "رئیس جمهور درک اندکی از بستر اموری که در حال وقوع در دنیا است دارد و حتی علاقه اندکی دارد برای اینکه به حرف آنهایی که می خواهند به او درکی دهند گوش دهد. کم صبری او، خود رای اش و گرایش اش به اقدام، همه مربوط به زمان حال است. وقتی می پرسد "چه کوفتی در عراق در حال وقوع است"، افرادی که دور و برش هستند آموخته اند که نگویند: "خوب، در سال 632 میلادی..." ( اشاره به سال وفات حضرت محمد (ص) است، که باعث بروز انشعاب شیعه و سنی شد)"
هایدن می گوید: "او واقعا علاقه ای به مسائل جهان ندارد."
از مقامات جمهوری خواه و اطلاعاتی ارشد در هشت ت پرسیدم به نظرشان رئیس جمهوری برای موفقیت در صحنه جهانی به چه چیزی احتیاج دارد. پاسخ ها متعدد بود: پذیرش این واقعیت که روس ها دوست نیستند، بیش از این اروپایی که دوستان ما هستند را از خود بیگانه نسازد، – یکی از بنیان های اصولی هویت یی – را ترویج دهد و اولویت خود را در سفر به کشورهایی همچون عربستان سعودی و لهستان که وی را محدود می سازند قرار ندهد. بفهمد که برنامه هسته ای کره شمالی نمی تواند به چین س شود، که به هر حال حتی اگر بتواند هم این مساله را به تنهایی حل نمی کند و دریابد که گزینه های نظامی محدود است. بفهمد بیرون آمدن از قراردادی های تجاری همچون شراکت ترانس-پاسفیک اقتصاد چین را تقویت و نفوذ جهانی این کشور را افزایش می دهد و به ضرر است. از قلدری در برابر همتایان خود دست بردارد و در مورد پرونده قضائی روسیه با همکاری در تحقیقات به جای بی اعتبار آن، کمک کند آن را پشت سر بگذارد.
دیوید گاردون، رئیس بخش سیاست گذاری وزارت امور خارجه در دوران کان یزا رایس در ت جورج بوش به من می گوید: "فقدان دانش او مقیاسی بی حد و مرز دارد و مرا مبهوت خود کرده است. و من ی هستم که از آغاز انتظارات اندکی داشت."
اشتباهات ترامپ – کوچک یا بزرگ – هزینه بالایی داشته است. جان مک لافین، که در ت هفت رئیس جمهور از ریچارد نی ون تا جورج دابلیو بوش در سی آی اِی کار کرده است می گوید: " ی در جهان، خیلی واضح است – البته ظاهرا برای او نیست – که برای موفقیت ما حیاتی است، و هشتاد درصد اعتبار این ی به مواضع رئیس جمهور بستگی دارد." وی در سال های آ کاری خود مدیر اجرایی سی آی ای بود و می گوید: "ترامپ فکر می کند اگر یک تکه کیک شکلاتی در مار-ئه- لاگو به ژی جین پینگ داده معنای اش این است که با وی وارد رابطه شده است. او به مثابه غیرآماده ترین رئیس جمهور تاریخ در سیاست خارجی ظاهر شده است." مک لافلین اضافه می کند: " ی ما در دنیا دارد از بین می رود. از دست هایمان سر می خورد." از میلادت "صبحی" جدایِ تمام آنانی که می شناسمشان به دوستی، نبضِ روایتِ عشق است. جانِ خوشِ دوست داشتن است. این تبریک هیچ تشابهی با تبریکات مرسوم ندارد جز برای "صبحی" به هیچ ِ دیگری نوشته نخواهد شد. اولین بار در حیاط دانشکده صدایش را که شنیدن یک ساعت مات بود و مبهوت. بارها با دیدنش د.
✨ داستـــــان پاتــــــــــوق✨
تعدادی مرد در رخت کن یک باشگاه گلف هستند موبایل یکی از آنها زنگ می زند مردی گوشی را بر میدارد و روی اسپیکر می گذارد و شروع به صحبت می کند همه ت می شوند و به گفتگوی او با طرف مقابل گوش می دهند
مرد: بله بفرمایید. زن: سلام عزیزم باشگاه هستی؟ م. شعری زیبا تقدیم به عاشقان اباعبدالله ارمنی بود و ارمنی زاده، ظرف خالی گرفت در دستش آمد و توی صف نذری گفت: السلام علیک یا دردانه پچ پچی دور او براه افتاد، عده ای خنده ، عده ای مبهوت زیر لب دختری غضب میکرد: مردک ارمنی دیوانه! سرخود را گرفت پایین تر، بغض تلخی گرفت جانش را: من محب حسی. با مدد از کرامت زینب کنم آغاز حکایت زینب سرِ خورشید و عرش بالا هم بر زمین ارادت زینب عشق خواهد که عشق آموزد تحتِ دست و نظارت زینب ما گدای علی و فاطمه ایم دست ما و کرامت زینب فاطمه سیده به نسوان و ارث مادر سیادت زینب در ادب هم مقام فاطمه و مثل حیدر شجاعت زینب ما اهالی عشق آبادیم گو. اتفاق عجیبی که افتاده حیرت زده ام کرده همه فهمیدن که همدیگر را دوست داشتیم. یک خانومی بدون اینکه منو بشناسه بدون حتی کلمه ای حرف گفت قبلا ی رو دوست داشتی.آ ش سوالی نیست نقطه است.یعنی اون میدونه که من یکی رو دوست داشتم.گفت یکی دوستت داشته که حالا دیگه نداره.مات و مبهوت نگاهش .اون خ.

مقدمه:

غرفه آرایی یا همان تزیین غرفه برای رسیدن به یک وجی قابل قبول در هر نمایشگاه داخلی و خارجی می تواند بسیار حائز اهمیت باشد، یکی از مهمترین کارایی های غرفه آرایی در تزیین غرفه نمایشگاهی آژانس هواپیمایی یا به طور کل هر ارگان حمل و نقل دیگر است که در واقع باید به حدی این تزیین مبهوت کننده باشد که مخاطب و بازدید کننده را در لحظه مجذوب تاثیرات خود گرداند! غرفه آرایی و تزیین غرفه نمایشگاهی آژانس هواپیمایی بسیار کار سخت و بسیار هم کار جذ است. سخت است، چون باید طرحی برای تزیین در نظر گرفته شود که مثل و مانندی تا قبل از آن در کشور و در دید وسیع تر حتی در دنیا هم به تصویر کشیده نشده باشد و بسیار جذاب است چون باید سبب مدهوشی مخاطب در جلو غرفه مورد نظری باشد که قصد دادن یک طرح ایده آل برای تزیین ان را کرده ایم؛ پس از شما دعوت می کنیم تا با ما در ادامه این مطلب همراه شوید تا به اهمیت تزیین غرفه نمایشگاهی آژانس هواپیمایی پی ببریم. ادامه مطلب... دلم گرفته است
و تو چه می دانی که
خیره ماندن به غروبی غمگین
آه و افسوس فراوان دارد
خاطراتم کم نیست
من و باغچه
لبخند
گربه ی تویه حیاط
و صدای گام ها
یادمی آری , هیچ؟!
که به من میگفتی
سیب را آدم چید
به هوای حوا
تو بگو من چه کنم
به هوایت حو. اختصاصی از ژیکو تحقیق در مورد کاربرد فناوری اطلاعات در پزشکی 74 ص با و پر سرعت . لینک و ید پایین توضیحات فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: 74   دانشکده فنی ی (2) گروه کامپیوتر عنوان پروژه: کاربرد فناوری اطلاعات در پزشکی راهنما: جناب آقای هوبخت عطاران محقق: آرزو صن. رمان های فارسی را که می خوانم مبهوت دانش نویسنده می شوم. همه ی معلومات نویسنده هست تا تو را از پا دربیاورد. تمام که می شود نمی دانی داستان چه بود. اما رمان های دیگر را که می خوانم از سادگی انها و داستان روان تعجب میکنم. اگر چه از معنای درونی انها به وجد می ایم اما فکر میکنم ایا می د. هیچ وقت اجازه نداد شاگرد کلاسش باشم، حتا تو یه مدرسه هم نبودیم...
می گفت واسه بچه ی اول، آدم همیشه بی تجربه اس. به همین خاطرم با کوله باری از آزمون و خطا، روشِ تعلیمِ تحصیلیِ منو در پیش گرفتن. عادت کرده بود که مامانم موقع مشق نوشتن پیشش بشینه و حتمن ازش درس بپرسه، وگرنه یاد نمی . در نقلهای تاریخی آمده است که : پرچم حضرت عباس علیه السلام ، پرچمدار کربلا ، جزو اموال غارت شده ای بود که به شام بردند . در میان غنائم ، وقتی که یزید چشمش به آن پرچم افتاد ، عمیقا آن را نگاه کرد و در فکر فرورفت و سه بار از روی تعجب برخاست و نشست . سؤال د : « ای ، چه شده که این گونه شگفت . طنین صدای عشق، از آن سوی آب های زمین پرتلاطم، به گوش می رسد، و ما، مات و مبهوت به سوگوارگی روشن مهتاب، به نظاره، نشسته آیم. دریا!!! ای دریای پر از بهانه های پر هیاهو، بار دیگر مردانی راسخ را در بستر بی رحم خود، در هم بلعیدی و غریبی غربت جانسوزشان، تا ابد، در کشاکش دردها، بر پیشانی. چند خط ذکر مصیبت صادق علیه السلام...
باز امشب بهر دوری و هجرِ چهار قبر غریب گریانم زائر غربتش اگر نشدم از غم و غصه نوحه میخوانم نیست حتی ی که بغض کند عاشقی هم سر مزارت نیست نه که یک سایبان نه یک زائر روضه خوان هم که در کنارت نیست... * بین سجده گرم راز و نیاز غرق در ذات کبریا بودی ما. هر ایده و هر خیال عاشق یک نکته زنکته های عشق است
سیمرغ جنون در هوایش عالم همه زیر پای عشق استان پنجره ای که می کشاید تا قصه ای عشق را سراید
این رمز نهان و کی گشاید ؟ انگشت گره گشای عشق استاین عشق ندارد حد و مرزی یک اصل نمود و یا که فرضی
در حال تماشای مستند "سلامی دیگر" برای بهروز وثوقی که در غربت روزگار میگذراند،از ایران یک پاکت سیگارِ بهمن هدیه آورده... مادربزرگ تا او را در قاب تلویزیون میبیند،میشناسد و میگوید: این شکیباییه که توی "خانه ی سبز" بازی میکرد،یادش به خیر! و ادامه میدهد:مایی که تا حالا از نزدیک نزدیده بودیمش،چقد ناراحت شدیم از خبر فوتش،بیچاره خونوادش... در حالیکه تلویزیون دارد مراسم خا پاری او را پخش میکند، در تکمیل حرفهای قبلی اش میگوید: اگه آدم ،درست و حس باشه،بعد رفتنش همه رو اینطوری ناراحت میکنه...خدا رحمتش کنه...! . . . و من،لا به لای تصاویر خسرو شکیبایی و جملات مادربزرگ ،مات و مبهوت و سرگردان مانده ام به جنون و دیوانگیِ خسرو می شم به تواضع و خودمانی بودنش به صدای زلالش و جادویی اش به بازی روان و گیرایش به صداقت کلامش به خنده های تلخش و به رمز و رازِ این چنین ماندگاری اش آن هم در روزگاری که آدمها به هر بهانه ی واهی و حقارت آمیزی موجودیتشان را ج میکنند برای ماندن...

به احترام خسروی سینمای ایران که زود رفت که تاب نیاورد بغض و نفرت این جهان را... خانه ی مادربزرگ
در حال تماشای مستند "سلامی دیگر" برای بهروز وثوقی که در غربت روزگار میگذراند،از ایران یک پاکت سیگارِ بهمن هدیه آورده... مادربزرگ تا او را در قاب تلویزیون میبیند،میشناسد و میگوید: این شکیباییه که توی "خانه ی سبز" بازی میکرد،یادش به خیر! و ادامه میدهد:مایی که تا حالا از نزدیک ندیده بودیمش،چقد ناراحت شدیم از خبر فوتش،بیچاره خونوادش... در حالیکه تلویزیون دارد مراسم خا پاری او را پخش میکند، در تکمیل حرفهای قبلی اش میگوید: اگه آدم ،درست و حس باشه،بعد رفتنش همه رو اینطوری ناراحت میکنه...خدا رحمتش کنه...! . . . و من،لا به لای تصاویر خسرو شکیبایی و جملات مادربزرگ ،مات و مبهوت و سرگردان مانده ام به جنون و دیوانگیِ خسرو می شم به تواضع و خودمانی بودنش به صدای زلالش و جادویی اش به بازی روان و گیرایش به صداقت کلامش به خنده های تلخش و به رمز و رازِ این چنین ماندگاری اش آن هم در روزگاری که آدمها به هر بهانه ی واهی و حقارت آمیزی موجودیتشان را ج میکنند برای ماندن...

به احترام خسروی سینمای ایران که زود رفت که تاب نیاورد بغض و نفرت این جهان را... وسط نوشته هایش، نام تو را آورده بود.
اول اشتباه خواندمش. باورت میشود؟ انگار که مغزم بخواهد از یادآوری ات فرار کند. دوباره خواندم و دیدم خودتی. نام کوچکت که من هیچگاه ننوشته و نگفتمش. آن وسط میان جمله نشسته بود و نویسنده، ضمیری که به من برمیگشت و نام تو را با چند کلمه فاصله قرار. در کلاس، داشتم بحث رضایت زی ده نسبت به فعل زیانبار رو بحث می ، گفتم رضایت زی ده، گاه به شکل عقد است و گاه به شکل ایقاع و گاهی نیز واقعه ی حقوقی هست، می بینم یکی از دانشجویان محترم کلاس، دستشو بلند کرد و پرسید اگر شخصی مصدوم باشه و رو اکراه کنه ک او رو مورد عمل جراحی قرار بده در کدو. اگه اینجاها نبود شاید می مردم از شدت حرف... از کلمه هایی که تو سرمن و نمی تونم به هیچ ی بگم و درد دل کنم... از این همه حسی که دلمو پر کرده و اونقدر با تمام این حس منطقی برخورد می شه که واقعا حالم از هر چی منطق دیگه به هم می خوره... لعنت به همه ی منطق های دنیا وقتی وایسه بگه منم دلم برات ت. میلاد کاظم (ع) انفجار نور در عرش خدا رخ داده است هفتمین خورشید در هفت آسمان افتاده است عشق در انوار حق او چو حیدر منجلیست عالمی مبهوت مانده احمدست او یا علیست این ا انقل تازه از پیغمبرست حیدری سیرت ، علی رو ، کاظم بن جعفرست لافتی ای تازه از نام آوری های علیست ذوالفقارش برلبست و د. امشب از قلب سحرخیز بهار دلها گریه ای بشنیم گریه ی قرآن بود برقلم جاری گشت و نوشت آنچه نوشت که بأیّ ذنب قتلت پیدا شد غصه ها در دل داشت ناله ها در جان داشت اشکها جاری بود طفلها ناله کنان روضه ها می خواندند و ملائک همه مبهوت غم انگیزترین اشک بهار ناله سرمی دادند... که فلک ناله ی دیگر . وقتی چشماتو باز کردی ، دنیا غرق نگاه زیبات شد زیبایی های دنیا از اومدن تو پیدا شد ، روزها گذشت و چهره زیبات در آسمان دلم آفت شد دریای زندگیم به داشتن مرواریدی مثل تو می نازه عشقم ، همه زیبایی های دنیا با اومدن تو میاد.. و اینجوری زندگی با تو زیبا میشه ، اینجوری چشمام با دیدن تو عا. حامد با اصرار سوار ماشین پدرش شد .هر کاری د از ماشین پیاده بشه نشد که نشد. پدر و مادرش فکر می د اگه بفهمه بابا بزرگ رو میخوان ببرن خونه سالمندان و اون دیگه نمی تونه پدر بزرگش رو ببینه قیامت به پا میکنه.اما اینطور نشد.خیلی اروم نشست صندلی جلوی ماشین، مثل آدم بزرگها.بابا بزرگ هم مات. خمیـازه های کش دار ، سیـگار پشت سیگار شب گوشه ای به ناچار، سیگار پشت سیگار این روح خسته هر شب، جان کندنش غریزیست لعنت بـــه این خودآزار ، سیگار پشت سیگار پای چپ جهــــــان را ، با اره ای ب د چپ پاچه های شلوار، سیگار پشت سیگار در انجمـاد یک تخت، این لاشه منفجر شد پاشیده شد به دیو. ( غروبِ سرخ ) روز غم بارِ غروبِ آفتاب واپسین تابشِ نورِ خورشید نور کم رنگِ حزینِ صحرا آسمان سرخ به رنگِ خون است علَمی گشته نگون مَشکی و افتاده به خاک بوی دود و آتش خیمه یِ سوخته در آتشِ کین باز شد مأمن طفلان اَسیر وص را که گوشِ تاریخ شنید از رهِ دور در هم آمیختنِ هل هله هایِ دشمن . بی حوصله کلید رو انداختم توی در و وارد شدم، داشتم از خستگی می مردم، کوله و کلیدم رو پرت روی پارکت های کف هال، مقنعه رو از سرم کشیدم.
واقعا دیگه تحمل ایستادن نداشتم، مقنعه رو پرت سمت زمین و دست بردم سمت دکمه های مانتوم اما با چیزی که جلوم دیدم دستم همون جا خشک شد...
خدای من، با.
بین درختای کاج قد کشیده و لاغر نیمه جون و خسته با سوزنیای آفتاب سوختشون آهسته قدم میزنم با اینکه از نیمه پاییز گذشتیم اما هنوز هوا گرمه و زمین خشک و تشنه لب . خورشید مثل همیشه بی دریغ و سخاوتمند نورش رو روی زمین پهن کرده . مثل روحی سرگردون تو مثلث این بخل آسمون و عطش زمین و سخا. #طراحی_وب_سایت_در_تهران
طراحی وب سایت در تهران
آموزش طراحی رابط کاربری در فتوشاپ
در این مقاله رابط کاربری یک سایت را ایجاد خواهیم کرد. با ما همراه باشید.
آموزش طراحی رابط کاربری در فتوشاپ
در پایان ا. از بیمارستان که اومد خیلی خسته بود ،اونقدر که اگه دیر می جنبیدم برای اماده شام ،همونجوری نشسته خوابش می برد . همونجور که داشتم میز و می چیدم باخودم کلنجار می رفتم چه جوری بهش بگم ،پیش خودم فکر الان موقعش نیست خبر مهم یه زمان مناسب میخواد اما تحمل نگفتنم نداشتم اومد نشست پشت میز . دستگیری یک جاسوس دوتابعیتی و شناسایی و بازداشت مرتبطین وی:
در پی دستگیری کاووس سید ی به اتهام جاسوسی و خودکشی وی در زندان اوین، این اتفاق پیامدهای زیادی در رسانه های داخلی و خارجی به همراه داشته است. شایان ذکر است پس از خودکشی وی در سلول محل نگهداری اش جزییاتی از پرونده و مرگش افشا شده است.
جریانات ضدانقلاب به شدت تلاش د تا خودکشی این متهم را جنایت قلمداد کنند اما اطلاعات موجود از پرونده وی حکایت از آن داشت که این فرد دو همفته قبل از اعلام دستگیری از سوی دادستان تهران بازداشت شده و در جریان بازجویی ها به انتقال حجم زیادی از اطلاعات محرمانه به سرویس های جاسوسی خارجی اعتراف کرده است.
همچنین مشخص شد که این فرد در مواجهه با بازجویان پرونده از بالا بودن حجم اطلاعات بازجویان از پرونده اش شوک زده مبهوت شده و در لحظاتی دور از چشم ین زندان دست به خودکشی زده است.
در این رابطه جعفری ت آبادی؛ دادستان تهران در حاشیه ۲۲ بهمن در مصاحبه با رسانه ها به اتهام سید ی در خصوص جاسوسی اذعان کرد و گفت این فرد در زندان دست به خودکشی زده و خود را به دار آویخته است.

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] طرف مسئول کاروان بود می گفت: پیکر رو واسه تشییع می بردن؛ نزدیک م آباد دیدم جلو یکی از تریلی ها شلوغ شده، اومدم جلو دیدم یه دختر 14 ،15 ساله جلو تریلی دراز کشیده، گفتم: چی شده؟ گفتن: هیچی این دختره اسم باباشو ک این تابوت ها دیده گفته تا بابامو نبینم نمیذارم رد شید بهش گفتم : صبر کن دو. چه سوز ممتدی در پیش داریم گمان و شایدی در پیش داریم لبت را بر لبم بگذار بانو! زمستان بدی در پیش داریم . چه زرد روشن باز قشنگی چه پرهای پر از ناز قشنگی قناری در قفس هی گریه می کرد تو می گفتی: چه آواز قشنگی! . به سمت دورهای دور می برد به قرن چندم انگور می برد قطاری می گذشت از چشم هایت م. داروخانه معنوی ، فضیلت و خواص سوره : عارف کامل آیت اللّه میرزا محمد على شاه آبادى توصیه زیبایی داشتند و ان اینکه: «سه آیه آ سوره مبارکه را تلاوت کنید تا ملکه شما شود ؛ اولین اثرى که از آن مترتب می شود، پس از مرگ و شب اول قبر است. وقتى که آن دو ملک مقرب از طرف پروردگار براى سؤال و جو. هیچی بدتر از این نیست که وقتی سیگار می کشی، وسط دودش غرق بشی انگار دود پر از علامت سوال هست و هر علامت هم یه حکایت پیچیده حالا تو موندی با این همه حکایت که حتی حوصله نداری کلید بندازی یکیشون رو باز کنی کلی درد و کلی دردسر زبون نفهم که حتی نمی دونی از جونت چی می خوان؟ همینطور مات و . مثل انسان های اولیه! یا ادم فضایی هایی که میان زمین! یا اصحاب کهف! نمیدونم چی برازنده تره! بالا ه مثل حال همینا... رفتم توی مغازه که ازین لوازم تزئینی و مختصر و مفید داشت... بهش میگن ج ه... رفتم ی کلمن ب م... بعد یهو نگاه دیدم وای چقدر چیزای قشنگ قشنگ داره... باورم نمیشد طی این همه سال که . مثل انسان های اولیه! یا ادم فضایی هایی که میان زمین! یا اصحاب کهف! نمیدونم چی برازنده تره! بالا ه مثل حال همینا... رفتم توی مغازه که ازین لوازم تزئینی و مختصر و مفید داشت... بهش میگن ج ه... رفتم ی کلمن ب م... بعد یهو نگاه دیدم وای چقدر چیزای قشنگ قشنگ داره... باورم نمیشد طی این همه سال که . چی میشه گفت در وصف این ؟ در وصف این عاشقی و دیوانگی؟ وقتی در راه هدف زندگیت قدم برمیداری. مصمم و با اراده. وقتی درست همونطوری که آرزوت بوده جون میدی و با مرگ خودت عشقت رو ابراز می کنی. با آرامش ذاتی همه رو مبهوت می کنی. ابدا درمورد س های گریزلی نیست و برع درمورد مردی است شب تیموتی جوان در بچگی عاشق حیوانات بوده و در بزرگسالی تصمیم گرفته به بیشتر به سهای گریزلی برسه و از اونها حفاظت کنه. این موجودات آرام، بزرگ و با درک بسیار بالا. تیموتی تر مردی که مرگ خودش را ضبط کرد و قلب ما را لرزاند. برای من از محترم ترین انسان های دنیاست که باعث میشه به انسان بودنم افتخار کنم. روحت بلند بزرگمرد...

بخش کوتاهی از صحبت های تیموتی در : [first lines]
timothy treadwell: i'm out in the prime cut of big green. behind me is ed and rowdy, members of an up-and-coming sub-adult gang. they're challenging everything, including me. goes with the territory. if i show weakness, if i retreat, i may be hurt, i may be killed. i must hold my own if i'm gonna stay within this land. for once there is weakness they will exploit it, they will take me out, they will decapitate me, they will chop me into bits and pieces. i'm dead. but so far, i persevere. persevere. وقتی ی اینطور مورد توجه قرار میگیرد یعنی یا خیلی خوب است یا خیلی بد . و فهمیدن آن،چون فرد از نزدیکان خودمان نیست،باید از روی انی باشد که نقد و قضاوتش میکنند. با احتساب اکثرهم لایعقلون و این ها هم کار راحت تر میشود . حاج اقا پناهیان نه اولین مورد هجوم بودند نه ا ین .چندوقت پیش یامی.