مبهوت - اخبار روز

همزمان با ایام تابستان اعضا و مربیان لحظه های شادی را در کانون سپری شدند . با وضو وارد کلاس قران شدند و قصه های قرانی شنیدند.گاهی با هم به لباسها ی رنگی و دستهای رنگی هم خندیدند گاهی هم با گل سفال لحظه های خود را ثبت د. گاهی کانون غرق غریوهای شادی ک ن بود .و گاهی همه متفکرانه در شه . به گزارش وبلاگ مسکن معماری اگهشما هم با خونه های قدیمی که حیاط بزرگی دارن خاطره دارین مطمئنن دوست دارین همچین خونه ای رو ب ین تا باهاش خاطرات کودکی تون زنده بشه و روحیتون شاداب بشه. یدن خونه های قدیمی با حیاط قشنگی که داره برای خیلی ها جذابه. خونه های قدیمی با طراحی معماری سنتی .
پیرمردی با همسرش در فقر زیاد زندگی می د.هنگام خواب ، همسر پیرمرد ازو خواست تا شانه برای او ب د تا
موهایش را سرو سامانی بدهد.
پیرمرد نگاهی حزن امیز به همسرش کرد و گفت که نمیتوانم ب م
حتی بند ساعتم شده و در توانم نیست تا بند جدیدی برایش بگیرم.
پیرزن لبخندی زد و سکوت کر. پیرمردی با همسرش در فقر زیاد زندگی می د. هنگام خواب ، همسر پیرمرد ازو خواست تا شانه برای او ب د تا موهایش را سرو سامانی بدهد. پیرمرد نگاهی حزن امیز به همسرش کرد و گفت که نمیتوانم ب م حتی بند ساعتم شده و در توانم نیست تا بند جدیدی برایش بگیرم. پیرزن لبخندی زد و سکوت کرد.. پیرمرد فردا. یه موتور گازی داشت که هرروز صبح و عصر سوارش میشد و باش میومد مدرسه و برمیگشت . یه روز عصر ... که پشت همین موتور نشسته بود و میرفت❗️ رسید به چراغ قرمز . ترمز زد و ایستاد ‼️ یه نگاه به دور و برش کرد و موتور رو زد رو جک و رفت بالای موتور و فریاد زد : الله اکبر و الله اکــــبر ...✌️ نه وق. دلم میخواد برم تهران تا سطح انرژیم بالا ه نرمال شه و این کوه اظطراب و دلتنگی رو دوشم سبک شه. هنوز خبری از نیست. امروز افتتاحیه نمایشگاه گل و گیاه سالانه بود که خیلی دوست داشتم برم. اما نشد. یه روز دیگه به خونه موندنم اضافه شد. هرچند گمون نکنم چیزی بخوام ب م. جدیدا مجبورم بیشتر پول . حالم خوب نیست حال قلبم اصلا خوب نیست ..... توی یه چار دیواری پراز سوال و پرسش مبهوت و خیره موندم به سختی از این ثانیه ها میگذرم تمام تنم درد میکنه تمام تمام زندگیم با تلنگری میشکنم و پر بغضم بغضی که منتظر ی اخم ساده اس تا سر باز کنه دل تنگی امونمو بریده اخخخخخخخ امان از این بیقرارر. من نمی گم عاشقتم. اصلا نمی تونم رو این حس لعنتی اسم بزارم. ولی به خدا درد می کنه می فهمی؟ قلبم. قلبم درد می کنه. مچاله میشه زیر حجم نگاهت. می فهمی؟ گفتی یه بار عاشق شدی. پس چرا نمی فهمی؟ چرا از نگاهم نمی فهمی؟ چرا نمی فهمی نگاه عاشق مثل توی ا نگاه مات و مبهوت نیست. نمی فهمی خشم نگاهم . پیرمردی با همسرش در فقر زیاد زندگی می د. هنگام خواب ، همسر پیرمرد ازو خواست تا شانه برای او ب د تا موهایش را سرو سامانی بدهد. پیرمرد نگاهی حزن امیز به همسرش کرد و گفت که نمیتوانم ب م حتی بند ساعتم شده و در توانم نیست تا بند جدیدی برایش بگیرم. پیرزن لبخندی زد و سکوت کرد.. پیرمرد فرد. " مسمط تضمینی " تضمینی بر غزل آقای علی کاوند ساقی رسید و حب می تبلیغ می کرد بر ما فقیران شرب می تشویق می کرد معشوق گشت و قلب ما تحریق می کرد "باید که شرب خمر را تصدیق می کرد یا حکم این تحریم را تعلیق می کرد" ما و گ علی شکی نداریم بر پیشوایی علی شکی نداریم بر کبریایی علی شکی نداریم " م. معبد آرولمیگو سری را جاکالیامان ما ی
این آتشکده یا معبد یکی از پرطرفدارترین جاذبه های کشور ما ی بشمار می رود و در معبد " آرولمیگو سری را جاکالیامان " تا چشم شما کار می کند همه جا از کف تا سقف و تمامی ستون ها ، دیوارها و سقف ها با کریستال های رنگی تزئین شده است . جالب است بدانید که این کریستال های رنگی در نگاه اول انعکاس نور در آنها چشم شما را قطعا می زند اما وقتی چشمتان به این نورها عادت کرد مبهوت این همه هنرمندی سازندگان و آرایش آراستگی و هنری که در ساخت این معبد به کار رفته می شوید . با معراج گشت آسمان همراه باشید تا شما گردشگران تور ما ی را با یکی از معابد مهم ما ی آشنا سازیم .
90 درصد از ساخت معبد آرولمیگو سری را جاکالیامان از موزائیک های شیشه ای رنگارنگ استفاده شده است ادامه مطلب همه می پرسند: چیست در مبهم آب چیست در همهمه دلکش برگ چیست در بازی آن ابر سپید، روی این آبی آرام بلند، که تو را می برد اینگونه به ژرفای خیال چیست در خلوت خاموش کبوترها چیست در کوشش بی حاصل موج چیست در خنده جام که تو چندین ساعت، مات و مبهوت به آن می نگری نه به ابر، نه به آب، نه به برگ. افسران - مگر این چادری عهد قجر...
نیشخندی زد و گفت:
مگر این معشوقه
دلبری می داند؟
مگر این چادری عهد قجر
عشوه هم می فهمد؟
راز صید پسران می داند؟
با دو جمله بتواند د مست دلی؟
با نگاهی همه فرهاد کند؟همه مجنون بشوند؟
راه رفتن که کند منگ دل هر پسری
هیچ می داند او؟
تو بگو اصلا نازی به صدایش باشد؟
چشمک پر هوسی می فهمد؟
جلوه ی تن، رخ زیبا و ادا ملتفت است؟
هیچ از لذت خندیدن و مستی داند؟
تاب گیسو بلد است؟
.
.
.
من همه ش زیر لبم خندیدم
او چه داند تو چگونه دل ما را بردی؟
او چه داند که زن و گوهر هستی چه بود ؟
یاد دیدار نخستت بودم
با همه سادگی و حجب و حیا می رفتی
نه نگاهت به ی
نه زدی چشمک و نه خنده ی بی جا نه سخن
نه تنت جلوه گر و عشوه کن مردی بود
نه صدایت نازک
به همین سادگی و زیبایی
دل من را بردی؟
نه فقط من که خدا هم خندید
هر فرشته به تو مبهوت شده
هر ملک گرد تو می چرخید و
بالهایش به تو خوش آمد گفت

ماه بانو،عسل چادریم
ای به قربان حیایت خانوم
مرد اگر مرد بود
لذت او عفت توست
چلچراغ نفسش چادر توست.
ای به قربان حجابت بانو
این را خوب بدان
همه ی عشق من از چادر توست . . . ید بک لینک انقلاب و ، جمعیت زیاد دیده اند، خون های ریخته شده، مشت های گره کرده، فریادهای به آسمان رسیده، انقلاب به ثمر نشسته، جشن های ، فتنه های بی ثمر. میدانید مرد بار آمده اند و در کشاکش روزهای سخت، گذران عمر کرده اند. اگر خوب نگاه کنید در و دیوارهای قدیمی اش، حرف ها میزنند. پنجره هاش، دی. خدایا...از بد آدمهایت شکایت داشتم به درگاهت...اما شکایتم را پس میگیرم...من نفهمیدم...فراموش کرده بودم که بدی را خلق کردی تا هر زمان که دلم گرفت از آدمهایت...نگاهم به تو باشد...گاهی فراموش میکنم که وقتی ی کنارمن نیست...معنایش این نیست که تنهایم...معنایش اینست که همه را کنار زدی تا خودم .

image result for ‫تصویرگل محمدی‬‎

چه منتی به سر خلقت خدا داری
اگر به چشم زمین پای خویش بگذاری
سحاب رحمتی و پای آسمان خدا
کنار می کشد آن ساعتی که می باری
فرشتگان همه مبهوت جلوه رویت
چه دلربایی... عجب دلبری... چه دلداری...
تو آ ین گل یاسی که نقش هایت را
به کوچه باغ قدیمی شهر می کاری
پس از تو صبح مدینه دگر نخواهد دید
طلوع نسل خدا را زمان بیداری
لبان حضرت هادی پر از ترانه توست
کرم نما و فرودآ که خانه خانه توست
اگرچه عمر تو ایام کمتری دارد
ولی به عمر دو صد نوح برتری دارد
بهشت کوی تو! نه... نه... غباری از کویت
کجا به وعده جنت برابری دارد؟
کدام دلبری آن هم به نقد جان دادن
شبیه و مثل تو آنقدر مشتری دارد
دل مریض من آقا اگرچه ناخوش بود
ولی به لطف تو اوضاع بهتری دارد
گدای ریزه خور سفره تو سلطان است
چرا که بر سر خود تاج سروری دارد
نگاه ماست که دنبال آب و دانه توست
کرم نما و فرودآ که خانه خانه توست صبح است و بهار است و صدای نم باران افسون گلی ه در آغوش بهــاران بر زخم سکوت دل من عشق چو سر زد صحرای دلم گشت به یک باره گلستان من عاشق ان چشم سیه فام تو گشتم پیچید دمی عطر تنت چون گل ریحــان سرمست گل رعنای تو هستم افسوس تو رفتی به دمی مست و امان رفتــی نگـرفتــی خــبـر از این دل زا. یک روز ،پنجشنبه،میشود مات و مبهوت ماند. با یک خبر که دلمان ریش شود. اینکه ببینی آتش نشان ها اعزام میشوند،از خانواده هایشان دِل میکنند و میروند. اینکه دل به دریا میزنند،جانشان را میگذارند کفِ دست هایشان و میروند در دلِ آتش... دل میخواهد،جانانه در قلبِ آتش بروی دل میخواهد و دلداد. سالها پیش بود. اون روزایی که به انتظار می نشستیم تا شبایی برسه که نوبت پخش سریال " خانه سبز" بود. همون سریالی که رضا صباحی( خسرو شکیبایی) قصه با صدای خاص و خش دارش اول هر قسمت می گفت:

" به نظر من یه خونه هرجایی میتونه باشه. میتونه بالای یه ساختمون بلند باشه. میتونه توی یه کوچه قد. پیرمردی با همسرش در فقر زیاد زندگی می د. هنگام خواب ، همسر پیرمرد از او خواست تا شانه ای برای او ب د تا موهایش را سرو سامانی بدهد. پیرمرد نگاهی حزن آمیز به همسرش کرد و گفت که نمی توانم ب م! حتی بند ساعتم شده و در توانم نیست تا بند جدیدی برایش بگیرم. پیرزن لبخندی زد و سکوت کرد.. پیرمر. همه می پرسند چیست در ی مبهم آب چیست در همهمه ی دلکش برگ چیست در بازی آن ابر سپید روی این آبیِ آرام بلند که تو را می برد اینگونه به ژرفای خیال چیست در خلوت خاموش کبوترها چیست در کوشش بی حاصل موج چیست در خنده ی جام که تو چندین ساعت مات و مبهوت به آن می نگری نه به ابر نه به آب نه به برگ . خواب میدیدم، خواب نبود کابوس بود؛ همه رفته بودند و من مانده بودم آ ین دوستم را در فرودگاه بدرقه کرده بودم و او هم با چمدان قرمز خوشرنگ با شال آویزان از دو طرف و خندان رفته بود و من برایش خوراکی و صنایع دستی یده بودم تا با خودش ببرد، موقع برگشت مبهوت به بیابان های اطراف نگاه می و . در تور گرجستان ارزان وقتی برای اولین بار در مسیر تفلیس- باتومی کوه های قفقاز را می بینید، مبهوت خواهید شد. شاید باور نکنید، در افق های دور دست، سکوت، خورشید و کوه های زیبا را تجربه خواهید کرد. یکی از مکان های فراموش نشدنی طبیعت گرجستان پارک ملی توشتی (tusheti) می باشد. این پارک ملی د. ابوبکر باقلانی _ رحمه الله _ که به قدرت مناظره مشهور بود با راهبی ی برخورد کرد راهب به وی گفت: شما مسلمانان نژاد پرستید گفت: و آن در چیست؟ راهب گفت: ازدواج با اهل کتاب ( یهودی و ی) را برای خود مباح می شمارید و ازدواج غیر خودتان با دخترانتان را مباح نمی شمارید به وی گفت: با زن یهودی ا. مادر در اتاقش خو ده بود. لبخند ملیحی بر لبهای بیدارش داشت. منم پیشش بودم. به آرامی برخاست و رفت دستشویی. در را هم به هم نکوفت. ارام رفت. اندکی بعد صدایش از آشپزخانه آمد. به عادت همیشگی با صدای بلند حرف می زد. گاهی هم بلندمی خندید. گفتم شاید من اشتباه دیدم که رفت طرف دستشویی. پا شدم و رفتم دنبال صدایش. اره تو آشپزخانه بود. پدرم مات و مبهوت در جایش خشکیده و نگاهش می کرد. مادر س ا ایستاده و رویش به پنجره بود و موهای دختری را می بافت. دختر بی هیچ ع العملی پشتش به مادر بود . و مادر پشتش به پدر . چیزی آزارم داد. دوباره برگشتم طرف اتاقی که مادر پیشم بود و روی تخت خو ده بود. آره باز هم همان جا بود . روی تخت . با لبخند معروفش در بیداری. صدایش زدم. چشم هایش را باز کرد . اما چشم هایش مال او نبود . شبیه چشم حیوان بود . خط عمود در وسط و هاله طوسی رنگ پیرامون اش خط عمود را تیره تر نموده بود . دستش را بلند کرد که من را بگیرد. اما خوشبختانه این کابوس زود تمام شد . با عرق سردی چشم هایم را باز . لبخند به چهره ام آمد . ناگهان در اتاق با صدای بلندی باز و بسته شد. مادر در اتاقش خو ده بود. لبخند ملیحی بر لبهای بیدارش داشت. منم پیشش بودم. به آرامی برخاست و رفت دستشویی. در را هم به هم نکوفت. ارام رفت. اندکی بعد صدایش از آشپزخانه آمد. به عادت همیشگی با صدای بلند حرف می زد. گاهی هم بلندمی خندید. گفتم شاید من اشتباه دیدم که رفت طرف دستشویی. پا شدم و رفتم دنبال صدایش. اره تو آشپزخانه بود. پدرم مات و مبهوت در جایش خشکیده و نگاهش می کرد. مادر س ا ایستاده و رویش به پنجره بود و موهای دختری را می بافت. دختر بی هیچ ع العملی پشتش به مادر بود . و مادر پشتش به پدر . چیزی آزارم داد. دوباره برگشتم طرف اتاقی که مادر پیشم بود و روی تخت خو ده بود. آره باز هم همان جا بود . روی تخت . با لبخند معروفش در بیداری. صدایش زدم. چشم هایش را باز کرد . اما چشم هایش مال او نبود . شبیه چشم حیوان بود . خط عمود در وسط و هاله طوسی رنگ پیرامون اش خط عمود را تیره تر نموده بود . دستش را بلند کرد که من را بگیرد. اما خوشبختانه این کابوس زود تمام شد . با عرق سردی چشم هایم را باز . لبخند به چهره ام آمد . ناگهان در اتاق با صدای بلندی باز و بسته شد. تو لیلی نیستی
من اما
مجنون حرف هات می شوم
دیوانه ی دست هات
مبهوت خنده هات
گل قشنگم
مبهوت شود تا منطقه انباری باروت شود بگذار دوباره عشق تبعید شود بگذار مذاکرات تمدید شود تحریم بزرگ غرب تشدید شود پیم. « رشته خیال » به صورت پیش فرض می توانست یکی از مورد انتظارترین آثار سال باشد چراکه بازگشت پُل توماس اندرسون و البته دنیل دی لوییس به سینما بود. کارگردان و بازیگری که قبلاً همکاری موفقی را در « خون به پا می شود » تجربه کرده بودند و از جمله بهترین های تاریخ سینما به شمار می روند. اما زمانی که دی لوییس اعلام کرد حضورش در « رشته خیال » آ ین حضورش در عرصه تصویر خواهد بود و پس از آن بطور کامل بازنشسته خواهد شد تا زمان بیشتری را به همراه خانواده اش سپری نماید، تمام اخبار مربوط به تحت شعاع این خبر قرار گرفت. تصمیمی شوک برانگیز که علاقه مندان به سینما را مات و مبهوت کرد تا شاهد بازنشسته شدن یکی از بهترین بازیگران تاریخ سینما باشند. این خبر موجب شد تا انتظار برای اکران اثر جدید پُل توماس اندرسون بیش از تمام آثار قبلی اش باشد. ادامه مطلب... لیمو شاید فکر کنی دارم شعار می دهم اما شعارها زیبا هستند زمانی که واقعا سعی کنی به آنها عمل کنی ... خیلی گشتم ... اما هیچ دلیلی برای نفس کشیدن جز عشق نیافتم لیمو ... و عشق همه ی چیزهای دیگر را بغل کرده بود مثل داستان نویسی هنر مبهوت رهایی از دنیا شدن لذت از طبیعت خنداندن بچه ها و بوسی. image result for ‫تصویرگل محمدی‬‎

چه منتی به سر خلقت خدا داریاگر به چشم زمین پای خویش بگذاری سحاب رحمتی و پای آسمان خداکنار می کشد آن ساعتی که می باری فرشتگان همه مبهوت جلوه رویتچه دلربایی... عجب دلبری... چه دلداری... تو آ ین گل یاسی که نقش هایت رابه کوچه باغ قدیمی شهر می کاری پس از تو صبح مدینه دگر نخواهد دیدطلوع نسل خدا را زمان بیداری لبان حضرت هادی پر از ترانه توستکرم نما و فرودآ که خانه خانه توست اگرچه عمر تو ایام کمتری دار ی به عمر دو صد نوح برتری دارد بهشت کوی تو! نه... نه... غباری از کویتکجا به وعده جنت برابری دارد؟ کدام دلبری آن هم به نقد جان دادنشبیه و مثل تو آنقدر مشتری دارد دل مریض من آقا اگرچه ناخوش بو ی به لطف تو اوضاع بهتری دارد گدای ریزه خور سفره تو سلطان استچرا که بر سر خود تاج سروری دارد نگاه ماست که دنبال آب و دانه توستکرم نما و فرودآ که خانه خانه توست سال اول دبیرستان بودیم که معلم درس بینش ی مون طرح سوال از متن درس رو به عهده خودمون گذاشت. گفتش من امتحان رو از کتاب میگیرم و در آوردن سوال حین درس دادن در شان من نیست و شما خودتون باید درس رو تمام و کمال بخونین و من هر سوالی طرح بتونین جواب بدین.حالا تصور کنین یه جماعت بیست و نفری. نمیدونم عنوان حال الانم رو جی میتونم بذارم.مات و مبهوت دارم به این روزهامون نکاه میکنم. به این اتفاقای نوبتی که برامون میافته. به سایه شومی که یه مدته افتاده رو زندکیمونو یه کوه استرس به هر دومون وارد کرده به حال تو...خستکی تو...جوونی تو...اضطرابات... حال خودم...خستکیام...جوونیم...اضط. نیویورکر: نادانی ترامپ همه را مبهوت کرده است ترامپ جهل مخوفی در خصوص دنیای کنونی دارد، در خصوص تاریخ و در خصوص تعاملات گذشته یی ها.
دیپلماسی ایرانی نوشت: هفته گذشته م بوت، محافظه کار کهنه کاری که به سه رئیس جمهور جمهوری خواه در سیاست خارجی مشاوره داده است گفت روی کامپیوترش یک فایل دارد با عنوان "فابل حماقت های ترامپ". کنارش یک فایل دیگر دارد "فایل دروغ های ترامپ". مطمئن نیست الآن حجم کدام شان بالاتر است. می گوید: "شانه به شانه هم پیش می روند."
شش ماه از دوران ترامپ می گذارد، مقامات سیاست خارجی که در هشت ت قبلی حضور داشته اند به من گفتند از این که رئیس جمهور این قدر در خصوص مسائل دنیا نادان است مبهوت و وحشت زده اند. بوت که اینک پژوهشگر ارشد در شورای روابط خارجی است می گوید: "به نظر به اندازه 20 ژانویه (روز تحلیف) از همه چیز بی اطلاع است." مقامات سابق در سیاست خارجی می گویند که گاف های دردناک ترامپ در عرصه عمومی نشان از آن دارد که او مطالعه نمی کند، به روز نیست و به خلاصه گزارش هایی که به او داده می شود گوش نمی کند. این بهانه که تازه کار است دیگر یداری ندارد.
جئوفری کِمپ، که در ت فورد در پنتاگون کار می کرده و در ت ریگان عضو شورای امنیت ملی بوده است می گوید: "ترامپ جهل مخوفی در خصوص دنیای کنونی دارد، در خصوص تاریخ و در خصوص تعاملات گذشته یی ها. وی امتناع سخت کوشانه ای در خصوص ب دانش عمیق دارد، امری که عملا سلف های وی نهایتا ب د یا دیدگاهی در خصوص اش داشتند."
انتقاد از دونالد ترامپ در میان دموکرات هایی که در پست های ارشد امنیت ملی حاضر بودند قابل پیش بینی و شایع است. اما به طور خاص جمهوری خواهان – که به لحاظ تاریخی در سیاست خارجی جاه طلب هستند – به دلیل گام های اشتباه و مواضع اشتباه رئیس جمهور دردمند هستند. به همین سیاق مقامات سابق ارشد اطلاعاتی که تاکنون از انتقاد علنی از رئیس جمهور اجتناب کرده اند.
مایکل هایدن، ژنرال بازنشسته و چهار ستاره و رئیس سابق سی آی اِی و آژانس امنیت ملی به من می گوید: "رئیس جمهور درک اندکی از بستر اموری که در حال وقوع در دنیا است دارد و حتی علاقه اندکی دارد برای اینکه به حرف آنهایی که می خواهند به او درکی دهند گوش دهد. کم صبری او، خود رای اش و گرایش اش به اقدام، همه مربوط به زمان حال است. وقتی می پرسد "چه کوفتی در عراق در حال وقوع است"، افرادی که دور و برش هستند آموخته اند که نگویند: "خوب، در سال 632 میلادی..." ( اشاره به سال وفات حضرت محمد (ص) است، که باعث بروز انشعاب شیعه و سنی شد)"
هایدن می گوید: "او واقعا علاقه ای به مسائل جهان ندارد."
از مقامات جمهوری خواه و اطلاعاتی ارشد در هشت ت پرسیدم به نظرشان رئیس جمهوری برای موفقیت در صحنه جهانی به چه چیزی احتیاج دارد. پاسخ ها متعدد بود: پذیرش این واقعیت که روس ها دوست نیستند، بیش از این اروپایی که دوستان ما هستند را از خود بیگانه نسازد، – یکی از بنیان های اصولی هویت یی – را ترویج دهد و اولویت خود را در سفر به کشورهایی همچون عربستان سعودی و لهستان که وی را محدود می سازند قرار ندهد. بفهمد که برنامه هسته ای کره شمالی نمی تواند به چین س شود، که به هر حال حتی اگر بتواند هم این مساله را به تنهایی حل نمی کند و دریابد که گزینه های نظامی محدود است. بفهمد بیرون آمدن از قراردادی های تجاری همچون شراکت ترانس-پاسفیک اقتصاد چین را تقویت و نفوذ جهانی این کشور را افزایش می دهد و به ضرر است. از قلدری در برابر همتایان خود دست بردارد و در مورد پرونده قضائی روسیه با همکاری در تحقیقات به جای بی اعتبار آن، کمک کند آن را پشت سر بگذارد.
دیوید گاردون، رئیس بخش سیاست گذاری وزارت امور خارجه در دوران کان یزا رایس در ت جورج بوش به من می گوید: "فقدان دانش او مقیاسی بی حد و مرز دارد و مرا مبهوت خود کرده است. و من ی هستم که از آغاز انتظارات اندکی داشت."
اشتباهات ترامپ – کوچک یا بزرگ – هزینه بالایی داشته است. جان مک لافین، که در ت هفت رئیس جمهور از ریچارد نی ون تا جورج دابلیو بوش در سی آی اِی کار کرده است می گوید: " ی در جهان، خیلی واضح است – البته ظاهرا برای او نیست – که برای موفقیت ما حیاتی است، و هشتاد درصد اعتبار این ی به مواضع رئیس جمهور بستگی دارد." وی در سال های آ کاری خود مدیر اجرایی سی آی ای بود و می گوید: "ترامپ فکر می کند اگر یک تکه کیک شکلاتی در مار-ئه- لاگو به ژی جین پینگ داده معنای اش این است که با وی وارد رابطه شده است. او به مثابه غیرآماده ترین رئیس جمهور تاریخ در سیاست خارجی ظاهر شده است." مک لافلین اضافه می کند: " ی ما در دنیا دارد از بین می رود. از دست هایمان سر می خورد." باور واژه چهارحرفی سلیس و روان، گاهی چه سَرسَخت میشه برای مّهر تایید حرفا سخت میشه مُهر باور زده بشه بعد از شنیدن حرفایی که ای کاش.... ،زمانی اونقدر سخت ِ که تمام انرژی ذهنیت را ازت دور میکنه.مات و مبهوت خیره به حرفها .چند دقیقه نه، ساعتی بعد...ماده به ماده حقوق جزا، بین هزاران واژ. مدتی بود با ستاره ام در آسمان بی کران دلبری می گردیم.خبر آمد که ابرهای سیاه و ظلمانی در حال آمدن و ....ستاره من مواظب ابرهای سیاه اطرافت باش مبادا غبار آن ابرها مرا از دیدار تو بی نصیب کند من برای دیدن هر لحظه تو نگاهم رو به آسمان و ستاره ای که جنسش از هر رنگ زیبایی زیباترست. ستاره .
✨ داستـــــان پاتــــــــــوق✨
تعدادی مرد در رخت کن یک باشگاه گلف هستند موبایل یکی از آنها زنگ می زند مردی گوشی را بر میدارد و روی اسپیکر می گذارد و شروع به صحبت می کند همه ت می شوند و به گفتگوی او با طرف مقابل گوش می دهند
مرد: بله بفرمایید. زن: سلام عزیزم باشگاه هستی؟ م.