مباهله یعنی چه - اخبار روز





تو عزیز خ !
و آرزوی ی در این دنیای بزرگ
که هـر روز صـبـح
بـه شوقِ دیدن تـو چشـم هایش را بـاز می کند!
هر روز صبح خندان تر باش!
آرام تر
مـهربـان تـر
بخشـنـده تر
صبورتـر
باگذشـت تر
حواست بـه نگاه خدا باشد
که چش مش بـه زیباتر شدن و لـایق تر شـدن توست!
صبح یعنی لبخند
لبخند یعنی تو
تو یعنی اوج خلقت

رویداد مباهله ، مباهله“رویداد مباهله” از سوی مسلمانان به عنوان یکی از برجستگی های اهل بیت محسوب شده و به عنوان دلیلی برای اثبات این امر که اصحاب ا محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین می باشند، استفاده می شود.رویداد مباهلهرویداد مباهله از رویدادهای صدر است. هنگامی که و اهل بیتش در ی و و یان نجران در دیگر سو آماده ی مباهله یا نفرین طرف دروغگو شدند. یان نجران که به مدینه آمده بودند تا در مورد درستی دعوت پژوهش کنند با او به محاجه(دلیل آوردن) پرداخته، سرانجام بحث شان به جایی کشید کهمحمد خواست تا با آن ها مباهله کند. هر یک از دو طرف با افراد خود به محل مباهله رفتند. یان وقتی دیدند که محمد با عزیز ترین انش یعنی علی، فاطمه، حسن وحسین می خواهد آن ها را به چالش بکشد مطمئن شدند که محمد اگر به خودش مطمئن نبود جان خانواده اش را به خطر نمی انداخت. پس از مباهله کناره گرفتند . رویداد مباهلهاین رویداد از سوی مسلمانان به عنوان یکی از برجستگی های اهل بیت محسوب شده و به عنوان دلیلی برای اثبات این امر که اصحاب ا محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین می باشند، استفاده می شود. بیست و چهارمذی الحجه روز مباهله نام دارد .جارالله زمخشری از دانشمندان بزرگ اهل سنت، در کتاب تفسیر کشاف به فضیلت اصحاب ا( انی که در روز مباهله همراه بودند) اشاره کرده است .مباهله واقعه مباهله شرح واقعه مباهله به موازات مکاتبه با سران و مراکز مذهبی جهان ، نامه ای به اسقف نجران ، نوشت و طی آن نامه، نان نجران را به آئین دعوت نمود. اینک فرازی از نامه آن حضرت:« به نام خدای ابراهیم ، اسحاق و یعقوب. ( این نامه ای است) از محمد خدا به اسقف نجران :خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را حمد و ستایش می کنم ، و شما را از پرستش « بندگان» ، به پرستش « خدا» دعوت می نمایم . شما را دعوت می کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند وارد آئید ، اگر دعوت مرا نپذیرفتید ( لااقل ) باید به حکومت ی مالیات (جزیه) بپردازید ( که در برابر این مبلغ کم ، از جان و مال شما دفاع می کند) و در غیر این صورت به شما اعلام خطر می شود نمایندگان که حامل نامه بودند ، وارد نجران شده و نامه را به اسقف یان نجران دادند. وی نامه را با دقت خواند و برای تصمیم ، شورایی مرکب از شخصیتهای بارز مذهبی و غیر مذهبی تشکیل داد. شورا نظر داد که گروهی به عنوان « هیئت نمایندگی نجران » به مدینه بروند ، تا از نزدیک با صلی الله علیه و آله دیدار کرده ، دلائل نبوت ایشان را مورد بررسی قرار دهند . بدین ترتیب ، شصت تن از ارزنده ترین و داناترین مردم نجران انتخاب گردیدند ، که در رأس آنان سه تن از پیشوایان مذهبی قرار داشت :ابو حارثة بن علقمه» ، اسقف اعظم نجران که رسمی کلیساهای روم در حجاز بود .عبدال » ، رئیس هیئت نمایندگی که به عقل ، تدبیر و کاردانی شهرت داشت .اَیهَم» ، که فردی کهنسال و یکی از شخصیتهای محترم ملت نجران به شمار می رفت .مذاکره نمایندگان نجران بالا ه نمایندگان نجران ، به دیدار اکرم (ص) آمده و به مذاکره پرداختند ، در این مطلب ، گوشه ای از مذاکرات آنها می پردازیم : (ص) ، من شما را به آئین توحید ، پرستش خدای یگانه و تسلیم در برابر اوامر او دعوت می کنم . سپس آیاتی چند از قرآن برای آنان تلاوت نمود .نمایندگان نجران:اگر منظور از ، ایمان به خدای یگانه جهان است ، ما قبلاً به او ایمان آورده و به احکام وی عمل می نمائیم . اکرم : علائمی دارد و برخی از اعمال شما ، حاکی است که به واقعی نگرویده اید . چگونه می گوئید که خدای یگانه را پرستش می کنید ، حال آنکه شما صلیب را می پرستید ، از خوردن گوشت خوک پرهیز نمی کنید و برای خدا فرزند قائلید؟ نمایندگان نجران :ما او را ( ) خدا می دانیم زیرا او مردگان را زنده کرد بیماران را شفا بخشید ، و از گِل پرنده ای ساخت و آن را به پرواز درآورد ، و تمام این اعمال حاکی است که او خدا است . اکرم:نه ! او بنده خدا و مخلوق او است ، که خدا او را در رحم مریم قرار داد و این قدرت و توانایی را خدا به او داده است . مذاکره نمایندگان نجران بالا ه نمایندگان نجران ، به دیدار اکرم (ص) آمده و به مذاکره پرداختند ، در این مطلب ، گوشه ای از مذاکرات آنها می پردازیم : (ص) ، من شما را به آئین توحید ، پرستش خدای یگانه و تسلیم در برابر اوامر او دعوت می کنم . سپس آیاتی چند از قرآن برای آنان تلاوت نمود .نمایندگان نجران:اگر منظور از ، ایمان به خدای یگانه جهان است ، ما قبلاً به او ایمان آورده و به احکام وی عمل می نمائیم . اکرم : علائمی دارد و برخی از اعمال شما ، حاکی است که به واقعی نگرویده اید . چگونه می گوئید که خدای یگانه را پرستش می کنید ، حال آنکه شما صلیب را می پرستید ، از خوردن گوشت خوک پرهیز نمی کنید و برای خدا فرزند قائلید؟ نمایندگان نجران :ما او را ( ) خدا می دانیم زیرا او مردگان را زنده کرد بیماران را شفا بخشید ، و از گِل پرنده ای ساخت و آن را به پرواز درآورد ، و تمام این اعمال حاکی است که او خدا است . اکرم:نه ! او بنده خدا و مخلوق او است ، که خدا او را در رحم مریم قرار داد و این قدرت و توانایی را خدا به او داده است .یکی از نمایندگان نجران:آری او فرزند خدا است زیرا مادر او مریم ، بدون اینکه با ی ازدواج کند ، او را به دنیا آورده است . پس پدر او خدای جهان می باشد .در این هنگام ، فرشته وحی نازل گردید و به گفت که به آنان بگوید :« وضع حضرت عیسی از این نظر مانند حضرت آدم است که او را با قدرت بی پایان خود ، بدون اینکه دارای پدر و مادری باشد از خاک آفرید. » ( آل عمران /59 )نمایندگان نجران :گفت و گوهای شما ما را قانع نمی کند. راه این است که در وقت معینی با یکدیگر مباهله نمائیم ، و بر دروغگو نفرین بفرستیم ، و از خدا بخواهیم دروغگو را هلاک و نابود کند .در این هنگام ، حضرت جبرائیل نازل گردید ، آیه مباهله را آورد و را مأمور ساخت تا با انی که با او مجادله می کنند و حق را نمی پذیرند به مباهله برخیزد :فمن حاجک فیه من بعد ما جائک من العلم فقـُل تعالوا نَدعُ ابنائنا وَ ابنائکُم وَ نِسائنا و نِسائکُم وَ انفُسَنا وَ انفُسَـکُم ثُمَّ نبتـَهـِل فـَنَجعل لعنة الله علی الکاذبین.» ( آل عمران /61 )طرفین به فیصله دادن مسئله از طریق مباهله آماده شدند و قرار بر این شد که فردای آن روز برای اثبات حقانیت خود مباهله نمایند . اکرم به مباهله می رود وقت مباهله فرا رسید . قبلاً و هیئت نمایندگی « نجران» ، توافق کرده بودند که مراسم مباهله در نقطه ای خارج از شهر مدینه، در دامنه صحرا انجام بگیرد. از میان مسلمانان و بستگان خود ، فقط چهار نفر را برگزید که در این حادثه تاریخی شرکت نمایند. این چهار تن ، جز علی بن طالب (ع) ، فاطمه دختر (س) و حسن و حسین علیهما السلام نبودند ، زیرا در میان تمام مسلمانان نفوسی پاک تر ، و ایمانی استوارتر از ایمان این چهار تن ، وجود نداشت . (ص) ، فاصله منزل و نقطه ای را که قرار بود در آنجا مراسم مباهله انجام گیرد ، با وضعی خاص طی نمود. او در حالی رهسپار محل قرار شد که حضرت حسین (ع) را در آغوش و دست حضرت حسن (ع) را در دست داشت ، فاطمه (س) به دنبال آن حضرت و علی بن طالب (ع) پشت سر وی حرکت می د ؛ (ص) این چنین گام به میدان مباهله نهاد ، او پیش از ورود به میدان « مباهله» ، به همراهان خود گفت:من هر وقت که دعا ، شما دعای مرا با گفتن آمّین بدرقه کنید .سران هیئت نمایندگی نجران ، پیش از آنکه با (ص) روبرو شوند به یکدیگر می گفتند:هرگاه دیدید که « محمد» ، افسران و سربازان خود را به میدان مباهله آورد ، و شکوه مادی و قدرت ظاهری خود را نشان ما داد در این صورت ، وی فردی غیر صادق است و اعتمادی به نبوت خود ندارد. ولی اگر با فرزندان و جگر گوشه های خود به « مباهله» بیاید و با وضعی وارسته از هر نوع جلال و جبروت مادی ، رو به درگاه الهی گذارد ؛ پیداست که ی راستگو است و به قدری به خود ایمان و اعتقاد دارد که نه تنها حاضر است خود را در معرض نابودی قرار دهد ، بلکه با جرأت هر چه تمامتر ، حاضر است عزیزترین و گرامی ترین افراد نزد خود را ، در معرض فنا و نابودی قرار دهد .سران هیئت نمایندگی در این گفتگو بودند که ناگهان ، چهره نورانی اکرم (ص) با چهار تن دیگر نمایان گردید .همگی با بهت و حیرت به چهره یکدیگر نگاه د ، و از اینکه او فرزندان معصوم و بی گناه ، و یگانه دختر و یادگار خود را به صحنه مباهله آورده ؛ انگشت تعجب به دندان گرفتند. آنان دریافتند که ، به دعوت و دعای خود اعتقاد راسخ دارد والّا یک فرد مردد ، عزیزان خود را در معرض بلای آسمانی و عذاب الهی قرار نمی دهد .اسقف نجران گفت:من چهره هائی را می بینم که هر گاه دست به دعا بلند کنند و از درگاه الهی بخواهند که بزرگترین کوهها را از جای د ، فوراً کنده می شود. بنابراین ، هرگز صحیح نیست ما با این افراد ِ با فضیلت ، مباهله نمائیم ؛ زیرا بعید نیست که همه ما نابود شویم ، و ممکن است دامنه عذاب گسترش پیدا کند ، همه یان جهان را بگیرد و در روی زمین حتی یک ی باقی نماند .انصراف هیئت نمایندگی از مباهله هیئت نمایندگی با دیدن وضع یاد شده ، وارد شور شدند و به اتفاق آراء تصویب د که هرگز وارد مباهله نشوند ، آنان حاضر شدند که هر سال مبلغی به عنوان «جزیه» ( مالیات سالانه ) بپردازند و در برابر آن ، حکومت ی از جان و مال آنان دفاع کند. اکرم (ص) رضایت خود را اعلام کرد و قرار شد آنها هر سال در ازای پرداخت مبلغی جزئی ، از مزایای حکومت ی برخوردار گردند.سپس اکرم (ص) فرمود:عذاب ، سایه شوم خود را بر سر نمایندگان مردم نجران گسترده بود و اگر از درِ ملاعنه و مباهله وارد می شدند ، صورت انسانی خود را از دست داده ، در آتشی که در بیابان برافروخته می شد ، می سوختند و دامنه عذاب به سرزمین« نجران» نیز کشیده می شد .آیه مباهله آیه مباهله، آیه 61 سوره آل عمران است که پیرامون مناظره ای بین محمد و هیأت نجرانی نازل شده است .[• ﴿فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ﴾(سورهٔ آل عمران-آیهٔ 61 (پس هر که در این (باره) پس از دانشی که تو را (حاصل) آمده با تو محاجه کند بگو بیایید پسرانمان و پسرانتان و نمان و نتان و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان نتیجه استدلال به آیه مباهله نتیجه نخست استدلال مابه آیه مباهله وگفتار ورفتار رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم آن شد که خداوند متعال به رسول خویش امر کرد که علی علیه السلام را نفس خویش بنامد تابرای مسلمانان به وضوح روشن گردد که او پس از رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم می آید و مقام ت کبرا و ولایت عام پس از ایشان از آن اوست; چرا که خداوند هرگز به رسول خود امر نمی کند که فاقد این مناصب را نفس خویش بنامد .مباهلهآیه مباهله نتیجه دوم:آیه مباهله هم چنین به روشنی بر مساوات میان رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم با المؤمنین علیه السلام دل دارد که در این زمینه روایات بسیاری مؤیّد آن است که از جمله می توان به روایات زیر اشاره نمود :1ـ آن گاه که بریدة بن حصیب نزد رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم از المؤمنین علیه السلام شکایت کرد، حضرتش به وی فرمود :لا تقع فی علی فإنّه منی وأنا منه; ای بریده، بغض علی را به دل نداشته باش، چرا که او از من و من از اویم .و یا در عبارتی دیگر فرمود :یا بریدة، لا تقعنّ فی علی، فإنّه منی وأنا منه، وهو ولیّکم بعدی; ای بریده، نسبت به علی علیه السلام کینه توزی نکن، چرا که او از من و من از او هستم و او پس از من ولی شماست .2ـ رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم در حدیث ولایت فرمود :علیّ منّی وأنا من علیّ، وعلیّ ولیّ کلّ مؤمن بعدی;4 علی از من است و من از علی ام و او پس از من س رست و صاحب اختیار شماست .3ـ از اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم درباره برخی از اصحاب حضرتش سؤال شد، پس به آن حضرت عرض د که درباره علی علیه السلام چه می فرمایید؟ رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم در پاسخ فرمودند :إنّما سألتنی عن الناس ولم تسألنی عن نفسی;5 همانا درباره مردم از من سؤال کنید و درباره نفس من از من نپرسید .4ـ رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم درباره خلقت خود و المؤمنین علیه السلام فرمودند :خلقت أنا وعلیّ من نور واحد; من و علی از یک نور خلق شده ایم .
create کشوری forum اضافه دیدگاه جدید remove_red_eye 308 خواندن مباهله سند عظمت اهل بیت معنای لغوی و اصطلاحی مباهله مباهله در اصل از «بَهل» به معنی رها و برداشتن قید و بند از چیزی است. اما مباهله به معنای لعنت یکدیگر و نفرین است. کیفیت مباهله به این گونه است که افرادی که درباره مسئله مذهبی مهمی گفتگو دارند در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرّع کنند و از او بخواهند که دروغ گو را رسوا سازد و مجازات کند. شرح مختصر واقعه مباهله
مباهله با یان نجران، در روز بیست وچهارم ذی الحجّه سال دهم هجری اتفاق افتاد. صلی الله علیه و آله وسلم طی نامه ای نان ی نجران را به آیین دعوت کرد. مردم نجران که حاضر به پذیرفتن نبودند نمایندگان خود را به مدینه فرستادند و آنان را به امر خدا به مباهله دعوت کرد. وقتی هیئت نمایندگان نجران، وارستگی را مشاهده د، از مباهله خودداری د. ایشان خواستند تا اجازه دهد تحت حکومت ی در آیین خود باقی بمانند. موقعیت جغرافیایی
بخش با صفای نجران، با هفتاد د ده تابع خود، در نقطه مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است. در آغاز طلوع این نقطه، تنها نقطه ی نشین حجاز بود که مردم آن به عللی از بت پرستی دست کشیده و به آیین علیه السلام گرویده بودند. دعوت به
اکرم، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم برای گزاردن رس خویش و ابلاغ پیام الهی، به بسیاری از ممالک و کشورها نامه نوشت یا فرستاد تا ندای حق پرستی و یکتاپرستی را به گوش جهانیان برساند. هم چنین نامه ای به اسقف نجران، «ابوحارثه»، نوشت و طی آن نامه نان نجران را به آیین دعوت فرمود. نامه حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم به اسقف نجران
مشروح نامه به اسقف نجران چنین بود: «به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب. [این نامه ایست] از محمد، خدا، به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را ستایش می کنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا فرا می خوانم. شما را دعوت می کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند درآیید و اگر دعوت مرا نپذیرفتید باید به حکومت ی مالیات (جزیه) بپردازید [تا در برابر این مبلغ، از جان و مال شما دفاع کند] و در غیر این صورت به شما اعلام خطر می شود». ع العمل نجرانی ها
نمایندگان که حامل نامه دعوت به از جانب بودند، وارد نجران شدند و نامه را به اسقف نجران دادند. او نیز شورایی تشکیل داد و با آنان به م پرداخت. یکی از آنان که به عقل و درایت مشهور بود گفت: «ما بارها از پیشوایان خود شنیده ایم که روزی منصب نبوت از نسل اسحاق به فرزندان اسماعیل انتقال خواهد یافت و هیچ بعید نیست که محمد ـ که از اولاد اسماعیل است ـ همان موعود باشد». بنابراین شورا نظر داد که گروهی به عنوان هیئت نمایندگان نجران به مدینه بروند تا از نزدیک با محمد صلی الله علیه و آله وسلم تماس گرفته، دلایل نبوت او را بررسی کنند. گفتگوی صلی الله علیه و آله وسلم با هیئت نجرانی
اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در مذاکره ای که با هیئت نجرانی در مدینه به انجام رسانید آنان را به پرستش خدای واحد دعوت کرد. امّا آنان بر ادعای خود اصرار داشتند و دلیل الوهیت را، تولد عیسی علیه السلام بدون واسطه پدر می دانستند. در این هنگام فرشته وحی نازل شد و این سخن خدا را بر قلب جاری ساخت: «به درستی که مَثَل عیسی نزد خداوند مانند آدم است که خدا او را از خاک آفرید». در این آیه، خداوند، با بیان شباهت تولد حضرت عیسی علیه السلام و حضرت آدم علیه السلام ، یادآوری می کند که آدم را با قدرت بی پایان خود، بدون این که دارای پدر و مادری باشد، از خاک آفرید و اگر نداشتن پدر گواه این باشد که فرزند خداست، پس حضرت آدم برای این منصب شایسته تر است؛ زیرا او نه پدر داشت و نه مادر. اما با وجود گفتن این دلیل، آنان قانع نشدند و خداوند به خود، دستور مباهله داد تا حقیقت آشکار و دروغ گو رسوا شود. مباهله، آ ین حربه
خداوند پیش از نازل آیه مباهله، در آیاتی چند به چگونگی تولد عیسی علیه السلام می پردازد و یان را با منطق عقل و استدلال روبرو می کند و از آنان می خواهد که عاقلانه به موضوع بنگرند. بنابراین ، در ابتدا سعی کرد با دلایل روشن و قاطع آنان را آگاه کند، اما چون استدلال موجب تنبّه آنان نشد و با لجاجت و ستیز آنان مواجه گشت، به امر الهی به مباهله پرداخت. خداوند در آیه 61 سوره آل عمران می فرماید: «هرگاه بعد از دانشی که به تو رسیده، انی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو بیایید فرزندانمان و فرزندانتان و نمان و نتان، و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم؛ سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم». دیدگاه بزرگان نجران درباره مباهله
در روایات ی آمده است که چون موضوع مباهله مطرح شد، نمایندگان ی نجران از مهلت خواستند تا در این کار بین ند و با بزرگان خود به شور بپردازند. نتیجه مشاوره آنان که از ملاحظه ای روان شناسانه سرچشمه می گرفت این بود که به افراد خود دستور دادند اگر مشاهده کردید محمد با سر و صدا و جمعیت و جار و جنجال به مباهله آمد با او مباهله کنید و نترسید؛ زیرا در آن صورت حقیقتی در کار او نیست که متوسل به جاروجنجال شده است و اگر با نفرات بسیار محدودی از نزدیکان و فرزندان دسالش به میعادگاه آمد، بدانید که او خداست و از مباهله با او بپر د که خطرناک است. در میعادگاه چه گذشت؟
طبق توافق قبلی، صلی الله علیه و آله وسلم و نمایندگان نجران برای مباهله به محل قرار رفتند. ناگاه نمایندگان نجران دیدند که فرزندش حسین علیه السلام را در آغوش دارد، دست حسن علیه السلام را در دست گرفته و علی و زهرا علیهماالسلام همراه اویند و به آنها سفارش می کند هرگاه من دعا شما آمین بگویید. یان، هنگامی که این صحنه را مشاهد د، سخت به وحشت افتادند و از این که ، عزیزترین و نزدیک ترین انِ خود را به میدان مباهله آورده بود، دریافتند که او نسبت به ادعای خود ایمان راسخ دارد؛ زیرا در غیر این صورت، عزیزان خود را در معرض خطر آسمانی و الهی قرار نمی داد. بنابراین از اقدام به مباهله خودداری د و حاضر به مصالحه شدند. سخنان ابوحارثه درباره مصالحه
هنگامی که هیئت نجرانی را در اجرای مباهله مصمّم دیدند، سخت به وحشت افتادند. ابوحارثه که بزرگ ترین و داناترین آنان و اسقف اعظم نجران بود گفت: «اگر محمد بر حق نمی بود چنین بر مباهله جرئت نمی کرد. اگر با ما مباهله کند، پیش از آن که سال بر ما بگذرد یک نصرانی بر روی زمین باقی نخواهد ماند». و به روایت دیگر گفت: «من چهره هایی را می بینم که اگر از خدا درخواست کنند که کوه ها را از جای خود د، هر آینه خواهد کَند. پس مباهله نکنید که در آن صورت هلاک می شوید و یک نصرانی بر روی زمین نخواهد ماند». سرانجام مباهله
ابوحارثه، بزرگ گروه، به خدمت حضرت آمد و گفت: «ای ابوالقاسم، از مباهله با ما درگذر و با ما مصالحه کن بر چیزی که قدرت بر ادای آن داشته باشیم». پس حضرت با ایشان مصالحه نمود که هرسال دوهزار حُلّه بدهند که قیمت هر حلّه چهل درهم باشد و بر آنان که اگر جنگی روی دهد، سی زره و سی نیزه و سی اسب به عاریه بدهند. مباهله، اثبات صدق دعوت
مباهله با نصرانیان نجران، از دو جنبه نشان درستی و صداقت اوست. اوّلاً، محض پیشنهاد مباهله از جانب اکرم صلی الله علیه و آله وسلم خود گواه این مدعاست؛ زیرا تا ی به صداقت و حقانیّت خود ایمان راسخ نداشته باشد پا در این ره نمی نهد. نتیجه مباهله، بسیار سخت و هولناک است و چه بسا به از بین رفتن و نابودی دروغ گو بینجامد. از طرف دیگر، انی را با خود به میدان مباهله آورد که عزیزترین افراد و جگرگوشه های او بودند. این خود، نشان عمق ایمان و اعتقاد به درستی دعوتش می باشد که با جرأت تمام، نه تنها خود، بلکه خانواده اش را در معرض خطر قرار می دهد. مباهله، سند عظمت اهل بیت
مفسران و محدثان شیعه و اهل تسنّن تصریح کرده اند که آیه مباهله در حق اهل بیت نازل شده است و تنها انی را که همراه خود به میعادگاه برد فرزندانش حسن و حسین و دخترش فاطمه و دامادش علی علیهم السلام بودند. بنابراین منظور از «اَبْنائَنا» در آیه منحصرا حسن و حسین علیهماالسلام هستند، همان طور که منظور از «نِساءَنا» فاطمه علیهاالسلام و منظور از «اَنْفُسَنا» تنها علی علیه السلام بوده است. این آیه هم چنین به این نکته لطیف اشاره دارد که علی علیه السلام در منزلت جان و نفس است. دو روایت در شأن اهل بیت
در کتاب عیون اخبار الرّضا درباره مجلس بحثی که مأمون در دربار خود تشکیل داده بود، چنین آمده است: علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمودند: «خداوند پاکان بندگان خود را در آیه مباهله مشخص ساخته است و به دنبال نزول این آیه، صلی الله علیه و آله وسلم ، علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را با خود به مباهله برد. این مزیّتی است که هیچ در آن بر اهل بیت پیشی نگرفته و فضیلتی است که هیچ انسانی به آن نرسیده و شرفی است که قبل از آن، هیچ از آن برخوردار نبوده است». در کتاب غایة المرام به نقل از صحیح مسلم آمده است: روزی معاویه به سعد بن وقاص گفت: چرا ابوتراب را دشنام نمی گویی؟ گفت: از آن وقت که به یاد سه چیز افتادم که صلی الله علیه و آله وسلم درباره علی فرمود، از این کار صرف نظر . یکی آن بود که وقتی آیه مباهله نازل شد پیغمبر تنها از فاطمه و حسن و حسین و علی دعوت کرد و سپس فرمود: «اللهم هؤلاء اهلی؛ خدایا، اینها خاصّان منند»... نزول آیه تطهیر در روز مباهله
روزی که خدا صلی الله علیه و آله وسلم قصد مباهله کرد، قبل از آن عبا بر دوش مبارک انداخت و حضرت المؤمنین و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را در زیر عبای مبارک جمع کرد و گفت: «پروردگارا، هر پیغمبری را اهل بیتی بوده است که مخصوص ترینِ خلق به او بوده اند. خداوندا، اینها اهل بیت منند. پس شک و گناه را از ایشان برطرف کن و ایشان را پاکِ پاک کن.» در این هنگام جبرئیل نازل شد و آیه تطهیر را در شأن ایشان فرود آورد: «همانا خداوند اراده فرمود از شما اهل بیت پلیدی را برطرف فرماید و شما را پاکِ پاک کند. اعمال روز مباهله
روز بیست و چهارم ذی الحجّه، روز مباهله با یان نجران است که در نزد مسلمانان، اهمیت خاصّی دارد؛ چرا که گواه حقانیت و درستی دعوت و عظمت شأن اهل بیت مکرّم اوست. در کتاب شریف مفاتیح الجنان، اعمال مخصوصی بدین شرح برای این روز ذکر شده است: اول: غسل، که نشان پالایش ظاهر از هر آلودگی و آمادگی برای آرایش جان و صفای باطن است؛ دوم: روزه، که سبب شاد درون است؛ سوم: دو رکعت ؛ چهارم: دعای مخصوص این روز که به دعای مباهله معروف است و شبیه دعای سحر ماه رمضان می باشد. هم چنین در این روز خواندن زیارت المؤمنین به ویژه زیارت جامعه روایت شده است. احسان به فقرا و محرومان به تأسّی از مولی الموحدین علی علیه السلام که در رکوع ش به نیازمند احسان فرمود، سفارش شده است. بخش هایی از دعای روز مباهله خداوندا، بر محمد و آل محمد درود فرست و به من شادی و ّمی، استقامت و گشایش، عافیت و سلامت و کرامت، روزی پاک و فراوان، و هر نعمت و وسعت که نازل شده یا از آسمان به زمین نازل می شود، قسمت کن. خداوندا، اگر گناهان چهره مرا نزد تو فرسوده اند و میان حایل شده اند و حالم را نزد تو دگرگون کرده اند، از تو درخواست می کنم به نور آبرویت که خاموش نشود و به آبروی حبیبت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم و به آبروی وصیّت علّی مرتضی علیه السلام و به حق اولیائت که آنها را برگزیدی که بر محمد و آل محمد درود بفرستی و هر گناه که کرده ام بیامرزی و مرا در باقی مانده عمرم حفاظت کنی. خداوندا، من مطیع توام، پس از من خشنود باش. عملم را ختم به خیر کن و ثواب آن را برایم در بهشت مقرّر دار و آنچه خود سزاوار آنی برای من انجام ده، ای سزاوار تقوا و آمرزش. رحمت فرست بر محمد و آل محمد و به رحمت خود به من رحم کن، ای مهربان ترینِ مهربانان. ب وعرض ادب حقیقتا بنده اسمهای زیادی در ذهنم بود اما به دلایل ثبت قبلی موفق به ایجاد آن اسمها نشدم . به این علت هر چی فکر اسمی قشنگتر ازچشمه به نظرم نیامد .چون آدم اولین چیزی که از چشمه یاد میکنه آب است ،آب هم یعنی پاکی ،یعنی روشنایی وخود چشمه یعنی روان بودن آب ادامه دار بودن .واین . روز موعود
روز موعود نویسنده:رضا ی آفتاب مدینه بالا آمده بود و چشمها به انتظار نشسته بود. مسلمانانى که از قرار این روز اطلاع داشتند جمع شده بودند و یان نجران چشم دوخته بودند که کى و چگونه خواهد آمد به یک باره دیدند که از خانه بیرون شد مانند همیشه ساده و با صفا و معنویت و در پیرامون او تنها مرد و زن جوانى به همراه دو فرزند دسال اما چهره هایشان جذاب و گیرا، قدمهایشان استوار و دلهایشان در برابر پروردگار خاشع و بى اعتنا به دنیا و اهل دنیا به میقات خویش مى روند.
هیئت وج پیغمبر با وصى اش على علیه السلام و دخترش فاطمه زهرا س و دو فرزندش حسن و حسین علیهما السلام چندگونه نقل شده است.
دست على در دست بود. حسن و حسین پیش روى آن حضرت مى رفتند و فاطمه پشت سر پدر حرکت مى کرد. (1) على سمت راست و حسن و حسین سمت چپ و فاطمه پشت سر بود. (2) حسن طرف راست و حسین در طرف چپ او و فاطمه پشت سر و على پشت فاطمه بود . (3)
دست حسن در دست و حسین در آغوش او و على علیه السلام پیش روى او و فاطمه پشت سر حرکت مى کرد. (4) دست حسن در دست و حسین در آغوش او و فاطمه پشت سر آن حضرت و على پشت سر فاطمه قرار داشت (5) و رسول خدا بدانان فرمود که چون من دعا شما آمین بگویید. (6) و در بسیارى منابع دیگر کیفیت وج این پنج تن به طور مطلق ذکر شده است (7) و براى هر محقق منصف که اندکى تأملى در منابع تاریخ دارد این نکته عیان گشته که اصل ماجراى وج رسول خدا با على و فاطمه و حسنین مورد اتفاق فریقین است. بارى خدا از مدینه بیرون شد (8) در حالى که عباى موئین سیاه رنگى بر دوش داشت آمد تا به نزدیکى دو درخت رسید. او فرمود که میان دو درخت را جاروب و مسطح د عباى خود را روى آن دو درخت پهن کرد و همراهان خود را در زیر آن جاى داد و خود در پیش ایستاد و دوش چپ خود را در زیر عبا داخل کرد و بر کمانى که در دست داشت تکیه داد و دست راست خود را براى مباهله به سوى آسمان بلند کرد و مردم از دور نظر مى د که چه خواهد کرد.
سید و عاقب که این حال را دیدند رنگ رخسارهایشان زرد شد و پاهایشان لرزید و نزدیک بود که مدهوش شوند. یکى از آنها به دیگرى گفت آیا با او مباهله مى کنیم؟ آن دیگرى گفت مگر نمى دانى که هر گروه که با پیغمبر خود مباهله د بزرگ و کوچک ایشان هلاک شدند دیگرى گفت رهبانیت برطرف شد. زود دریاب این مرد را که اگر لب او به یک کلمه نفرین بجنبد ما به اهل و مال خود برنخواهیم گشت. پس به خدمت حضرت شتافتند و گفتند تو با این جماعت آمده اى که با ما مباهله کنى؟ حضرت فرمود بلى بعد از من اینها مقرب ترین خلق نزد خدا هستند. پس لرزه بر بدن آنها افتاد و با آن حضرت مصالحه د و راضى به جزیه شدند. پس از آن حضرت فرمود سوگند یاد مى کنم که اگر با من و اینهایى که زیر عبایند مباهله مى کردید تمام این وادى بر شما آتش مى گشت و به قدر یک چشم به هم زدن آتش به قوم شما مى رسید و همه را هلاک مى کرد.
پس جبرئیل نازل شد و گفت یا محمد حق تعالى سلامت مى رساند و مى فرماید به عزت و جلال خود سوگند یاد مى کنم که اگر به همراه اینها که در زیر عبا ایستاده اند با همه اهل آسمان و زمین مباهله کنى هر آینه آسمانها شوند و فرو ریزند و زمینها از هم بپاشند و بر روى آب جارى شوند و دیگر قرار نگیرند. پس حضرت دستهاى مبارک خود را به سوى آسمان بلند کرد به حدى که سفیدى زیر بغلهاى او پیدا شد و گفت بر ى که ستم کند بر شما و حق شما را از شما بگیرد و مزد رس مرا که خدا براى شما مقرر کرده است که آن مودت شماست کم کند لعنت و غضب خدا پیاپى تا روز قیامت نازل شود. (9)
و به نقلى سید و عاقب گفتند چرا با بزرگان اهل شأن که ایمان به تو آورده اند بیرون نیامده اى و تنها با تو همین جوان و زن و دو کودک است؟ حضرت فرمود که من از جانب خداوند مأمور شده ام که به همراه اینها با شما مباهله کنم. پس به سوى اصحاب خود بازگشتند و منذربن علقمه برادر ابوحارثه که پیشتر در مجلس م ى اهل نجران حاضر نبود و بعد از آن همراه این گروه شده بود بقیه را نصیحت کرد که شما و هر ى که با کتابهاى الهى آشنا است مى داند که ابوالقاسم محمد همان ى است که همه ان به او بشارت داده اند. (10) و همین گزارش حاکى است که در این وقت علائم نزول عذاب ظاهر شد. آفتاب متغیر شد و کوه ها لرزید و با آن که فصل تابستان بود ابر سیاهى پیدا شد درختان سر به زیر آورده بودند و مرغان بر زمین بال گسترده بودند. پس سید و عاقب به منذربن علقمه گفتند نزد محمد و پسر عمویش على را واسطه کن که محمد خاطر او را مى خواهد و از گفته او بیرون نمى رود و پیمان نامه درست کن. منذر به محضر رسول خدا رسید و مسلمان شد و پیام آنان را رساند و رسول خدا على را براى مصالحه با آنان فرستاد. على علیه السلام پرسید که با ایشان چگونه صلح کنم حضرت فرمود هر چه که رأى تو باشد پس على علیه السلام با آنان توافق کرد که هر سال دو هزار جامه نفیس بدهند و هر سال هزار مثقال طلا نصف آن را در محرم و نصف دیگر را در رجب. پس چون رسول خدا با اهل بیت خود به سوى مسجد بازگشت جبرائیل نازل شد و گفت حق تعالى به تو سلام مى رساند و مى گوید که بنده ام موسى به همراه هارون و فرزندان هارون با دشمن خود قارون مباهله کرد و حق تعالى قارون را با اهل و و یاورانش به زمین فرو برد . به جل خود قسم مى خورم که اگر تو به همراه اهلت با اهل زمین و همه مردمان مباهله مى نمودید هر آینه آسمانها و کوهها ریز ریز مى شدند و زمین فرو مى رفت پس رسول به سجده رفت و پس از آن دستها را بلند کرد سه بار گفت شکرا للمنعم چون از وجه این کار پرسیدند فرمود خداوند جهانیان را شکر به واسطه انعامى که نسبت به اهل بیت من کرامت فرمود و سپس از آنچه جبرئیل آورده بود به ایشان خبر داد. (11) و به نقل شیخ مفید و شیخ طبرسى چون با آن چهار تن آمد اسقف آنان پرسید اینان چه انى هستند که همراهش مى آیند بدو گفتند این پسرعمویش و دامادش و پدر دو فرزندش و محبوبترین مردمان نزد او على بن ابى طالب است و این دو طفل دو پسر دخترش از طرف على هستند که نزد او از همه محبوبترند و آن زن دخترش فاطمه است که عزیزترین مردم نزد اوست و علاقه قلبى پیغمبر بدو از همه بیش تر است. (12) اسقف آنان گفت ببینید که با خواص خود یعنى فرزندان و اهلش آمده است و مى خواهد به وسیله آنان مباهله کند چون به حقیقت کار خویش مطمئن است به خدا قسم اگر مى ترسید که چیزى به ضررش تمام شود آنان را نمى آورد از مباهله با او بپر د به خدا قسم که اگر موقعیت قیصر نبود مسلمان مى شدم (13) ـ (14)
در اینجا سخنان قابل توجه دیگرى به طور جسته و گریخته در کتب تفسیر و تاریخ نقل شده است. از جمله آن که چون حضرت براى مباهله بر دو زانوى خود نشست ابوحارثه گفت بخدا سوگند چنان نشسته است که پیغمبران براى مباهله مى نشستند و برگشت و جرأت بر مباهله پیدا نکرد . سید به او گفت به کجا مى روى؟ گفت اگر بر حق نمى بود چنین جرأت بر مباهله پیدا نمى کرد و اگر با ما مباهله کند یک سال نخواهد گذشت که هیچ نصرانى باقى نخواهد ماند (15) من روهایى را مى بینم که اگر از خدا بخواهند کوهى را از جاى خود برکند هر آینه خواهد کند پس مباهله نکنید که هلاک مى شوید (16) و از سوى دیگر رسول خدا فرمود اگر با من مباهله مى د هر آینه همه به صورت میمون ها و خوک هایى مسخ مى شدند و تمام این وادى برایشان آتش مى شد و مى سوختند و حق تعالى جمیع اهل نجران را مستأصل مى کرد به گونه اى که حتى مرغى بر سر درختان آنان باقى نمى ماند . (17)
سرانجام آفتاب حقیقت ظاهر شد و هیچ از عام و خاص، مسلمان و غیرمسلمان در آن صحنه حاضر نبود جز آن که دید رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم على و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را در زیر عبا جمع کرد و آنگاه فرمود : «اللهم هؤلاء اهلى» (18)
و در حق آنان آیه تطهیر را قرائت فرمود
«انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرهم تطهیرا» (احزاب/ 32) (19)
و از همینجا براى برخى این باور پیدا شده است که آیه تطهیر بار دیگر در واقعه مباهله نازل شد، چنان که پیش از آن در خانه ام سلمه نازل شده بود ولى آنچه درست به نظر مى رسد آن است که بگوییم خدا آیه تطهیر را پس از نزول در مرتبه اول در موقعیت هاى مختلف تکرار و بر مصادیق واقعى آن تطبیق مى داد تا براى دیگران در شناخت اهل بیت پیغمبر جاى هیچگونه تردیدى باقى نماند. و شاهد این نظر آن است اهل تاریخ و سیره آورده اند که بعد از نزول آیه تطهیر تا مدت شش و یا هفت و یا هشت ماه متوالى آن حضرت به هنگام رفتن به سوى مسجد براى اداى صبح بر در خانه على علیه السلام و فاطمه س مى ایستاد و ندا مى داد که «یا اهل البیت انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» تا دیگران بعدها جرأت پیدا نکنند که ن پیغمبر را در معناى کلمه «اهل البیت» داخل کنند و اینجا نیز از جمله آن موارد بود که اهل بیت خود را در زیر عبا جمع کرده بود و با قرائت آیه تطهیر مصادیق آن را روشن ساخت. (20) با آن که دانشمندى سنى چون ف رازى که المشککین لقب گرفته است گوید این روایت که رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم حسنین و فاطمه و على را تحت اء خود داخل کرد و آیه تطهیر را خواند، روایتى است که صحت آن در میان اهل تفسیر و حدیث همچون امورى است که مورد اتفاق مى باشد (21) و آنگاه که مفسر بزرگى چون زمخشرى گوید در این آیه [یعنى آیه مباهله ]دلیلى بر فضل و برترى اصحاب اء هست که هیچ دلیلى قوى تر از آن یافت نشود (22) ، تعجب است که معدودى از دانشمندان اهل سنت تلاش کرده اند واقعه مباهله را کم رنگ کنند یا ابعادى از آن را بى اهمیت جلوه دهند و برخى با نقل روایاتى بى اساس و غریب خواسته اند که دیگران را نیز به همراهى رسول خدا در این واقعه مفت سازند و بدین سان اگر دلیلى بر فضیلت اهل بیت یافت شده دیگران نیز شریک آن باشند. ولى در مقابل قاطبه اهل سنت در کتب خود اعتراف دارند که چون آیه مباهله نازل شد، تنها على و فاطمه و حسنین (علیهم السلام) را براى مباهله همراه خود کرد و برخى دیگر تصریح دارند که مراد از «ابنائنا» و «نسائنا» و «انفسنا» در آیه مباهله ى جز حسنین و فاطمه و على (علیهم السلام) نبود .
در اینجا ذکر فهرستى از کتب اهل سنت و مؤلفین آنها، اعم از کتب تفسیر و تاریخ و سیره و حدیث خالى از فائده نیست. (23)
1ـ مسند احمدبن حنبل
2ـ تفسیر طبرى
3ـ احکام القرآن از ابوبکر جصاص
4ـ مستدرک حاکم نیشابورى
5ـ معرفة علوم الحدیث از حاکم نیشابورى
6ـ تفسیر ثعلبى
7ـ دلائل النبوة از ابونعیم اصفهانى
8ـ اسباب النزول از واحدى نیشابورى
9ـ معالم نزیل از بغوى
10ـ مص ح السنة از بغوى
11ـ تفسیر کشاف از زمخشرى
12ـ احکام القرآن از ابن عربى
13ـ تفسیر کبیر از ف رازى
14ـ مطالب السؤول از محمدبن طلحه شامى
15ـ اسدالغابة از ابن اثیر
16ـ تذکرة الخواص از سبطبن جوزى متاسفانه "متناقض نمای" بالا را در اطرافمون به وفور می تونیم مشاهده کنیم. روحیه تمامیت خواه و فرصت طلب وقتی با هرهری مذهبی و عدم پایبندی به اصول جمع میشود؛ آن وقت است که پارادو مطرح شده امکان پذیر می شود. مذموم بودن این رفتار از منظر اخلاقی تفاوت فاحشی دارد با امکان و مجال تغییر . محض اطلاع عزیزان وحدتی و سنی دوست
تأکید اهل بیت علیهم السلام به نقل رذائل خلفاء غاصب و ش ت دادن مخالفین(٣)
♦️در روایات متعددی آمده است که ائمه اطهار علیهم السلام اهمیت فوق العاده ای در مفتضح نمودن غاصبین خلافت و دشمنانشان داشته و شیعیانشان را بر آن تشویق و تربیت می نمودن. به نام خدا

چرا عاشورا ؟

1- بعثت (ص) : کاشتن بذر دیگری از توحید و یکتاپرستی ابراهیمی و شکوفایی دوباره دین الهی و کنار زدن حجاب های تحریف و افات که بسان هایی، حقیقت توحید و یکتاپرستی را کم رنگ کرده بودند.

2- هجرت : قوت گرفتن نهال دین و وم تشکیل حکومت ی و فراهم نمود. بررسی تاریخی آیه مباهله و بازتاب های آن بررسی تاریخی آیه مباهله و بازتاب های آن نویسنده:علی معموری چکیده آیه مباهله از جنجالی ترین آیات قرآن کریم است. سنت مباهله از دیرباز در بین اقوام سامی رواج داشته و در کتاب های مقدس دیگر به جز قرآن نیز به مواردی از آن اشاره شده است. مباهله م. http://www.nabzesahar.ir/wp-content/uploads/2015/10/%d9%85%d8%a8%d8%a7%d9%87%d9%84%d9%87.jpg معنای لغوی و اصطلاحی مباهله مباهله در اصل از «بَهل» به معنی رها و برداشتن قید و بند از چیزی است. اما مباهله به معنای لعنت یکدیگر و نفرین است. کیفیت مباهله به این گونه است که افرادی که درباره مسئله مذهبی مهمی گفتگو دارند در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرّع کنند و از او بخواهند که دروغ گو را رسوا سازد و مجازات کند. شرح مختصر واقعه مباهله مباهله با یان نجران، در روز بیست وچهارم ذی الحجّه سال دهم هجری اتفاق افتاد. صلی الله علیه و آله وسلم طی نامه ای نان ی نجران را به آیین دعوت کرد. مردم نجران که حاضر به پذیرفتن نبودند نمایندگان خود را به مدینه فرستادند و آنان را به امر خدا به مباهله دعوت کرد. وقتی هیئت نمایندگان نجران، وارستگی را مشاهده د، از مباهله خودداری د. ایشان خواستند تا اجازه دهد تحت حکومت ی در آیین خود باقی بمانند. موقعیت جغرافیایی بخش با صفای نجران، با هفتاد د ده تابع خود، در نقطه مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است. در آغاز طلوع این نقطه، تنها نقطه ی نشین حجاز بود که مردم آن به عللی از بت پرستی دست کشیده و به آیین علیه السلام گرویده بودند. دعوت به اکرم، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم برای گزاردن رس خویش و ابلاغ پیام الهی، به بسیاری از ممالک و کشورها نامه نوشت یا فرستاد تا ندای حق پرستی و یکتاپرستی را به گوش جهانیان برساند. هم چنین نامه ای به اسقف نجران، «ابوحارثه»، نوشت و طی آن نامه نان نجران را به آیین دعوت فرمود. نامه حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم به اسقف نجران مشروح نامه به اسقف نجران چنین بود: «به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب. [این نامه ایست] از محمد، خدا، به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را ستایش می کنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا فرا می خوانم. شما را دعوت می کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند درآیید و اگر دعوت مرا نپذیرفتید باید به حکومت ی مالیات (جزیه) بپردازید [تا در برابر این مبلغ، از جان و مال شما دفاع کند] و در غیر این صورت به شما اعلام خطر می شود». ع العمل نجرانی ها نمایندگان که حامل نامه دعوت به از جانب بودند، وارد نجران شدند و نامه را به اسقف نجران دادند. او نیز شورایی تشکیل داد و با آنان به م پرداخت. یکی از آنان که به عقل و درایت مشهور بود گفت: «ما بارها از پیشوایان خود شنیده ایم که روزی منصب نبوت از نسل اسحاق به فرزندان اسماعیل انتقال خواهد یافت و هیچ بعید نیست که محمد ـ که از اولاد اسماعیل است ـ همان موعود باشد». بنابراین شورا نظر داد که گروهی به عنوان هیئت نمایندگان نجران به مدینه بروند تا از نزدیک با محمد صلی الله علیه و آله وسلم تماس گرفته، دلایل نبوت او را بررسی کنند. گفتگوی صلی الله علیه و آله وسلم با هیئت نجرانی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در مذاکره ای که با هیئت نجرانی در مدینه به انجام رسانید آنان را به پرستش خدای واحد دعوت کرد. امّا آنان بر ادعای خود اصرار داشتند و دلیل الوهیت را، تولد عیسی علیه السلام بدون واسطه پدر می دانستند. در این هنگام فرشته وحی نازل شد و این سخن خدا را بر قلب جاری ساخت: «به درستی که مَثَل عیسی نزد خداوند مانند آدم است که خدا او را از خاک آفرید». در این آیه، خداوند، با بیان شباهت تولد حضرت عیسی علیه السلام و حضرت آدم علیه السلام ، یادآوری می کند که آدم را با قدرت بی پایان خود، بدون این که دارای پدر و مادری باشد، از خاک آفرید و اگر نداشتن پدر گواه این باشد که فرزند خداست، پس حضرت آدم برای این منصب شایسته تر است؛ زیرا او نه پدر داشت و نه مادر. اما با وجود گفتن این دلیل، آنان قانع نشدند و خداوند به خود، دستور مباهله داد تا حقیقت آشکار و دروغ گو رسوا شود. مباهله، آ ین حربه خداوند پیش از نازل آیه مباهله، در آیاتی چند به چگونگی تولد عیسی علیه السلام می پردازد و یان را با منطق عقل و استدلال روبرو می کند و از آنان می خواهد که عاقلانه به موضوع بنگرند. بنابراین ، در ابتدا سعی کرد با دلایل روشن و قاطع آنان را آگاه کند، اما چون استدلال موجب تنبّه آنان نشد و با لجاجت و ستیز آنان مواجه گشت، به امر الهی به مباهله پرداخت. خداوند در آیه 61 سوره آل عمران می فرماید: «هرگاه بعد از دانشی که به تو رسیده، انی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو بیایید فرزندانمان و فرزندانتان و نمان و نتان، و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم؛ سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم». دیدگاه بزرگان نجران درباره مباهله در روایات ی آمده است که چون موضوع مباهله مطرح شد، نمایندگان ی نجران از مهلت خواستند تا در این کار بین ند و با بزرگان خود به شور بپردازند. نتیجه مشاوره آنان که از ملاحظه ای روان شناسانه سرچشمه می گرفت این بود که به افراد خود دستور دادند اگر مشاهده کردید محمد با سر و صدا و جمعیت و جار و جنجال به مباهله آمد با او مباهله کنید و نترسید؛ زیرا در آن صورت حقیقتی در کار او نیست که متوسل به جاروجنجال شده است و اگر با نفرات بسیار محدودی از نزدیکان و فرزندان دسالش به میعادگاه آمد، بدانید که او خداست و از مباهله با او بپر د که خطرناک است. در میعادگاه چه گذشت؟ طبق توافق قبلی، صلی الله علیه و آله وسلم و نمایندگان نجران برای مباهله به محل قرار رفتند. ناگاه نمایندگان نجران دیدند که فرزندش حسین علیه السلام را در آغوش دارد، دست حسن علیه السلام را در دست گرفته و علی و زهرا علیهماالسلام همراه اویند و به آنها سفارش می کند هرگاه من دعا شما آمین بگویید. یان، هنگامی که این صحنه را مشاهد د، سخت به وحشت افتادند و از این که ، عزیزترین و نزدیک ترین انِ خود را به میدان مباهله آورده بود، دریافتند که او نسبت به ادعای خود ایمان راسخ دارد؛ زیرا در غیر این صورت، عزیزان خود را در معرض خطر آسمانی و الهی قرار نمی داد. بنابراین از اقدام به مباهله خودداری د و حاضر به مصالحه شدند. سخنان ابوحارثه درباره مصالحه هنگامی که هیئت نجرانی را در اجرای مباهله مصمّم دیدند، سخت به وحشت افتادند. ابوحارثه که بزرگ ترین و داناترین آنان و اسقف اعظم نجران بود گفت: «اگر محمد بر حق نمی بود چنین بر مباهله جرئت نمی کرد. اگر با ما مباهله کند، پیش از آن که سال بر ما بگذرد یک نصرانی بر روی زمین باقی نخواهد ماند». و به روایت دیگر گفت: «من چهره هایی را می بینم که اگر از خدا درخواست کنند که کوه ها را از جای خود د، هر آینه خواهد کَند. پس مباهله نکنید که در آن صورت هلاک می شوید و یک نصرانی بر روی زمین نخواهد ماند». سرانجام مباهله ابوحارثه، بزرگ گروه، به خدمت حضرت آمد و گفت: «ای ابوالقاسم، از مباهله با ما درگذر و با ما مصالحه کن بر چیزی که قدرت بر ادای آن داشته باشیم». پس حضرت با ایشان مصالحه نمود که هرسال دوهزار حُلّه بدهند که قیمت هر حلّه چهل درهم باشد و بر آنان که اگر جنگی روی دهد، سی زره و سی نیزه و سی اسب به عاریه بدهند. مباهله، اثبات صدق دعوت مباهله با نصرانیان نجران، از دو جنبه نشان درستی و صداقت اوست. اوّلاً، محض پیشنهاد مباهله از جانب اکرم صلی الله علیه و آله وسلم خود گواه این مدعاست؛ زیرا تا ی به صداقت و حقانیّت خود ایمان راسخ نداشته باشد پا در این ره نمی نهد. نتیجه مباهله، بسیار سخت و هولناک است و چه بسا به از بین رفتن و نابودی دروغ گو بینجامد. از طرف دیگر، انی را با خود به میدان مباهله آورد که عزیزترین افراد و جگرگوشه های او بودند. این خود، نشان عمق ایمان و اعتقاد به درستی دعوتش می باشد که با جرأت تمام، نه تنها خود، بلکه خانواده اش را در معرض خطر قرار می دهد. مباهله، سند عظمت اهل بیت مفسران و محدثان شیعه و اهل تسنّن تصریح کرده اند که آیه مباهله در حق اهل بیت نازل شده است و تنها انی را که همراه خود به میعادگاه برد فرزندانش حسن و حسین و دخترش فاطمه و دامادش علی علیهم السلام بودند. بنابراین منظور از «اَبْنائَنا» در آیه منحصرا حسن و حسین علیهماالسلام هستند، همان طور که منظور از «نِساءَنا» فاطمه علیهاالسلام و منظور از «اَنْفُسَنا» تنها علی علیه السلام بوده است. این آیه هم چنین به این نکته لطیف اشاره دارد که علی علیه السلام در منزلت جان و نفس است. دو روایت در شأن اهل بیت در کتاب عیون اخبار الرّضا درباره مجلس بحثی که مأمون در دربار خود تشکیل داده بود، چنین آمده است: علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمودند: «خداوند پاکان بندگان خود را در آیه مباهله مشخص ساخته است و به دنبال نزول این آیه، صلی الله علیه و آله وسلم ، علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را با خود به مباهله برد. این مزیّتی است که هیچ در آن بر اهل بیت پیشی نگرفته و فضیلتی است که هیچ انسانی به آن نرسیده و شرفی است که قبل از آن، هیچ از آن برخوردار نبوده است». در کتاب غایة المرام به نقل از صحیح مسلم آمده است: روزی معاویه به سعد بن وقاص گفت: چرا ابوتراب را دشنام نمی گویی؟ گفت: از آن وقت که به یاد سه چیز افتادم که صلی الله علیه و آله وسلم درباره علی فرمود، از این کار صرف نظر . یکی آن بود که وقتی آیه مباهله نازل شد پیغمبر تنها از فاطمه و حسن و حسین و علی دعوت کرد و سپس فرمود: «اللهم هؤلاء اهلی؛ خدایا، اینها خاصّان منند»... http://p os02.wisgoon.com/media/pin/images/o/2015/10/8/9/1444283449028503.jpg نزول آیه تطهیر در روز مباهله روزی که خدا صلی الله علیه و آله وسلم قصد مباهله کرد، قبل از آن عبا بر دوش مبارک انداخت و حضرت المؤمنین و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را در زیر عبای مبارک جمع کرد و گفت: «پروردگارا، هر پیغمبری را اهل بیتی بوده است که مخصوص ترینِ خلق به او بوده اند. خداوندا، اینها اهل بیت منند. پس شک و گناه را از ایشان برطرف کن و ایشان را پاکِ پاک کن.» در این هنگام جبرئیل نازل شد و آیه تطهیر را در شأن ایشان فرود آورد: «همانا خداوند اراده فرمود از شما اهل بیت پلیدی را برطرف فرماید و شما را پاکِ پاک کند. اعمال روز مباهله روز بیست و چهارم ذی الحجّه، روز مباهله با یان نجران است که در نزد مسلمانان، اهمیت خاصّی دارد؛ چرا که گواه حقانیت و درستی دعوت و عظمت شأن اهل بیت مکرّم اوست. در کتاب شریف مفاتیح الجنان، اعمال مخصوصی بدین شرح برای این روز ذکر شده است: اول: غسل، که نشان پالایش ظاهر از هر آلودگی و آمادگی برای آرایش جان و صفای باطن است؛ دوم: روزه، که سبب شاد درون است؛ سوم: دو رکعت ؛ چهارم: دعای مخصوص این روز که به دعای مباهله معروف است و شبیه دعای سحر ماه رمضان می باشد. هم چنین در این روز خواندن زیارت المؤمنین به ویژه زیارت جامعه روایت شده است. احسان به فقرا و محرومان به تأسّی از مولی الموحدین علی علیه السلام که در رکوع ش به نیازمند احسان فرمود، سفارش شده است. بخش هایی از دعای روز مباهله خداوندا، بر محمد و آل محمد درود فرست و به من شادی و ّمی، استقامت و گشایش، عافیت و سلامت و کرامت، روزی پاک و فراوان، و هر نعمت و وسعت که نازل شده یا از آسمان به زمین نازل می شود، قسمت کن. خداوندا، اگر گناهان چهره مرا نزد تو فرسوده اند و میان حایل شده اند و حالم را نزد تو دگرگون کرده اند، از تو درخواست می کنم به نور آبرویت که خاموش نشود و به آبروی حبیبت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم و به آبروی وصیّت علّی مرتضی علیه السلام و به حق اولیائت که آنها را برگزیدی که بر محمد و آل محمد درود بفرستی و هر گناه که کرده ام بیامرزی و مرا در باقی مانده عمرم حفاظت کنی. خداوندا، من مطیع توام، پس از من خشنود باش. عملم را ختم به خیر کن و ثواب آن را برایم در بهشت مقرّر دار و آنچه خود سزاوار آنی برای من انجام ده، ای سزاوار تقوا و آمرزش. رحمت فرست بر محمد و آل محمد و به رحمت خود به من رحم کن، ای مهربان ترینِ مهربانان. منبع : حوزه نت ماس دعا ✘✘ بچه بیجار یعنی ✘✘ ✁ خطرقدرتی برتر از شائولین ⇜ خود بروسلی ❣❣❣ بمب خنده ⇜ آشوب⇜ خوف آور ⇜ آتش و برق ⇜ نژادبرتر ↫ توجه توجه ↫ مغز متفکر ♞ دقت کن ↹ اشرف مخلوقات ★ خلاصه ♡♡ بچه بیجار یعنی طلای بیست و چهار عیار ♚ جنگل ب سلطانش مینازه ایران ب بیجارش ღღღ خلاصه بدجور پرچم.
چیزی را بهانه کن برگرد
وانمود کن آمدی دنبال آن شال مشکی
یا نه برای شناسنامه برداشتن برگشتی
بیا طاقچه را به هم بریز و
همین طور جلوی چشم من
این سو و آن سو برو
به روی خودت نیاور که دلت می خواهد چمدانت را باز کنی ،
بمانی
به هوای خستگی در
و کلافه از کجاست کو گفتن . در سال دهم هجرت گروهى از نصاراى نجران به نمایندگى از سوى یان به مدینه آمده، و گفتند: دین شما چه فضیلتى بر دین ما دارد؟ و چرا ما به شما مسلمانان «جزیه» بدهیم؟
، دلایل زیادى در جامعیت و تکامل بیان داشتند، ولى تعصب و هواهاى نفسانى نگذاشت افراد مزبور حقایق را از زبان بزرگ ما بپذیرند، در این هنگام آیه زیر براى داورى میان دو گروه نازل شد: «فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل: تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله على الکاذبین» (1) هرگاه بعد از علم و دانشى که درباره به تو رسیده، باز انى با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو «بیائید ما و شما در برابر یکدیگر با فرزندان و ن و نفوس خود مباهله نموده، و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم» image result for ‫ المومنین علی علیه السلام‬‎

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
داشتم حرف می زدم که خوابش برد
صبح فرداش مدام عذرخواهی
وای نفهمیدم اصلا کی خوابم برد ..
وای ببخشید خسته بودم چشم هایم رفت
ادامه می داد و نمی دانست
برای یک مرد ...
عاشقانه ترین کاری که یک زن می تواند
انجام دهد همین خواب است..
همین خواب که یعنی کنارت آرامم
همین خ. روایت داستانی پیرامون سخن آوای موعود امم (1): آمده بودند پیش بزرگانشان برای چاره جویی. ی بودند و اهل نجران. مخیّرشان کرده بود بین سه راهی و جزیه دادن و جنگیدن. بعد از چهار روز بحث و گفتگو، تصمیم گرفتند به صحیفه ی حضرت آدم رجوع کنند. صحیفه را که گشودند، همه ی وجودشان از مطلبی که خوا. تاسوعای حسینی شهادت حضرت ابوالفضل بر همه شیعیان تمام جهان تسلیت باد.تاسوعایعنی تشنگی ابوالفضل و اب نخوردن تاسوعا یعنی شجاعت ابوالفضل و اب نخوردن تاسوعا یعنی دست های قطع شده ابوالفضل برای فداکاری تاسوعا یعنی درس اخلاق و زندگی. جام زهری بود در دست زمان تنهایی اش جام را نوشید او با آن دل زهرایی اش در زمین رشک خلایق ، در فلک رشک ملک صورت پیغمبری و سیرت طاهایی اش دل پر از خورشید "هنگامی که می خندید" شد تا که نامش بردم و پرسیدم از آقایی اش کشتی تابوت را رحمی کن ای طوفان،ببین تیرِ باران ها چه کرده با دل دریایی . عبتن
زن
جنس عجیبـــــــــــی است!!!
چشـــــم هایش را کهـــــ میبندی,
دیـــــد دلش بیشتـــر میشود ...
دلش را کهـ میشکــــــنی ,
باران لطافـــــــت از چشمانش سرازیر...
انگار درست شده تا...
روی عشق را کم کند!!!



ک.ود

دختر بودن یعنی ش افتاد...!!
دختر بودن یعنی ارزوی سفر مجردی رو به گور بردن...!!
دختر بودن یعنی وسط سریال بهت بگن پاشو چایی بیار...!!
دختر بودت یعنی توی تابستون با یه لباس تا ه...!!

نه حرفی ندارم گله ندارم اما پرتو درمانی یعنی چی؟؟ قرار گذاشته بودم با خودم ، گفته بودم حق نداری حق نداری حق نداری گریه کنی! اما تا گفت الو... چقدر ضعیفم من... اما این که سرطان نیست؟ خوش خیم یعنی سرطان نیست! خدا روشکر. وقتی نه رشد میکنه نه تکثیر میشه یعنی خوش خیم.مگه نه؟ مثل همه ی بیم. آبخیز واحدی هیدرولوژیک است که به عنوان واحد فیزیکی, بیولوژیکی, , اجتماعی و اقتصادی برای طراحی ومدیریت منابع طبیعی (آب, خاک, پوشش گیاهی) پذیرفته شده است. به عبارت دیگر آبخیز منطقه ای توپوگرافی است که توسط یک سیستم رودخانه ز شی میشود. آبخیزداری یعنی تغذیه سفره آب های زیرزمینی و اف. بسم الله الرحمن الرحیم آیات 253 سوره بقره تا انتهای سوره و سورهآل عمران تا آیه 91 - اگر خدا میخواست, بعد از آمدن اینهمه و کتاب, مردم دیگه با هم جنگ و دعوا نمی د... (253) - آیه الکرسی... حفظت میکنه از هر بلایی... (255-257) - احتجاج ابراهیم با نمرود درباره یکتایی و ربوبیت خدا( 258) - قصه عزیر و خواب ص. related image
سوال: بعضى از اهل سنت می گویند ما مثل شما قضیه غدیر را قبول داریم، اما شما سخنان را به ت تفسیر می کنید، در حالى که ما از آن دوستى می فهمیم. و ما هم على علیه السلام را دوست داریم و به او احترام می گذاریم. نظر شما در این باره چیست؟

پاسخ: یکى از گمانه ها در معناى سخن که فرمود: «من کنت مولاه فعلى مولاه» ولایت محبت است چرا که واژه ولایت در محبت نیز به کار رفته است. لیکن در اینجا چند نکته را باید در نظر داشت: یک. اگر نظر انى که مسأله ولایت محبت را مطرح می کنند این است که چنین مبنایى هم در کنار دیگر مراتب ولایت مانند امانت و پیشوایى در کلام نهفته است سخن قابل قبولى است و هیچ تضادى با دیدگاه شیعه ندارد. چنین انگاره اى مؤید قول انى از بزرگان اهل سنت مانند ابن طلحه شافعى (متوفى 654) و ... می باشد[1]. او پس از توضیحاتى درباره اینکه خداوند على علیه السلام و صلى الله علیه و آله را در آیه مباهله نفس یگانه معرفى کرده است در همین باره می گوید: ادامه مطلب
زندگی یعنی :

ناخواسته به دنیا آمدن

مخفیانه گریستن

دیوانه وار عشق ورزیدن

و عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمیپذیرد، مردن .
[ p o ]
#آتش_به_اختیار یعنی این مرد

و #نگاهش،

در مقابل تمام ادعاهایی که

ما آدم های کم ظرفیت، همیشه داشته ایم.


#فقط_ادعا_کافی_نیست


#کانال #مردمی #نکته_سنج #جویبار

1?? @noktehsanj
2?? @noktehsanj1
آلبوم جدید رضا صادقی به نام یعنی درد
آلبوم رضا صادقی با کیفیت 320 و 128 + متن آهنگ
new album reza sadeghi – yani dard
این آلبوم شامل آهنگ های حال بارون ، یعنی درد ، همه اون روزا ، من و یادت ، معصومانه ، دل دلا
یه چیزی کمه ، آروم برو ، همه چی خوبه ، اولین بارون ، من دوست دارم ، دیگه تموم شد میباشد .
لینک قانونی قرار گرفت
رضا صادقی یعنی درد

متن آهنگ رضا صادقی یعنی درد
درد یعنی غم داری بخندی به روت نیاری
درد یعنی دورت شلوغه و ی نداری
درد یعنی تو خاک خودت غریب دیاری درد
درد یعنی شرمنده سفره بچه هاتی
درد یعنی بد ار عمر و لحظه هاتی
درد یعنی دلتنگ دلیل خنده هاتی درد
من درد مشترکم منو فریاد کن
هم درد اگه نیستی گاهی ازم یاد کن
من از خودم ب و به انتها رسیدمو از هر غریب و آشنا پرم
من درد مشترکم منو فریاد کن
هم درد اگه نیستی گاهی ازم یاد کن
من از خودم ب و به انتها رسیدمو از هر غریب و آشنا پرم
درد نون و درد بی یاری دردی که از آشنا داری
درد بیخو و بیداری واسه فردا …
باور اینکه خیلی تنهایی وصله ناجور دنیایی
عمریه بیخودی تو رویایی خالیه دستات
وقتی که دست بسته نشستی و خسته ای
حتی به غصه هات وابسته ای زندگی تو این شرایط یعنی درد
وقتی که دست بسته نشستی و خسته ای
حتی به غصه هات وابسته ای زندگی تو این شرایط یعنی درد
من درد مشترکم منو فریاد کن
هم درد اگه نیستی گاهی ازم یاد کن
من از خودم ب و به انتها رسیدمو از هر غریب و آشنا پرم
من درد مشترکم منو فریاد کن
هم درد اگه نیستی گاهی ازم یاد کن
من از خودم ب و به انتها رسیدمو از هر غریب و آشنا پرم
آلبوم جدید رضا صادقی به نام یعنی درد
به نام خدا

چرا عاشورا ؟

1- بعثت (ص) : کاشتن بذر دیگری از توحید و یکتاپرستی ابراهیمی و شکوفایی دوباره دین الهی و کنار زدن حجاب های تحریف و افات که بسان هایی، حقیقت توحید و یکتاپرستی را کم رنگ کرده بودند.

2- هجرت : قوت گرفتن نهال دین و وم تشکیل حکومت ی و فراهم نمود. پاو وینت در مورد مدیریت برنامه ریزی وتوسعه آموزش کارکنان ادوارد دمینگ
فایل >>>




سایر محصولات :
مقاله درباره روانشناسی اشتغال و مشاورة شغلی
مقاله درباره روانشناسی اشتغال... پاو وینت در مورد مقیاس لیکرت likert scales
پاو وینت در مورد مقیاس لیکرت likert... مقاله درباره ر.   جریان مباهله نقطه عطفی در تاریخ محسوب می‌شود; چرا که در آن روز بار دیگر نور در آفاق هستی درخشیدن گرفت و عالمیان در سال نهم هجرت، حقانیت نبوت خاتم صلی الله علیه و آله و منزلت اهل بیت آن حضرت را برای چندمین بار به نظاره نشستند و روز مباهله، به عنوان یکی دیگر از روزهای جشن و پ. 13951004000753_p ol.jpg
‏می دونی فاجعه یعنی چی؟

یعنی چرخِ دکّه های رو مه فروشی

با فروش دخانیات میچرخه

نه رو مه ها...

#بالاخاه در این حکومت به اصطلاح ی امتیاز دادن قانونی است مثل مدرسه فرزندان ، امتیاز کنکور فرزندان و جانبازان و ایثارگران و ان و ... ، امتیاز نرفتن سربازی فرزندان و ری خدمتهای ... ، امتیاز شغل تی فرزندان جانبازان و ان و ... امتیاز مسکن ،وام ، اتومبیل و تخفیفات و سفرها و ... البته ها گل سرسبد هس. تو یعنی خیال شبانه تو یعنی ترا هی بهانه تو یعنی سر آغاز آواز تو یعنی تمام ِ ترانه تو یعنی مسیر نفس ها تو یعنی دلم را نشانه تو یعنی اساطیر دل ها تو یعنی کلید فسانه تو یعنی من و نیمه من تو یعنی خدای یگانه تو یعنی اقبال و نیکی تو یعنی همایی به شانه تو یعنی دوای همه درد تو یعنی طبیب زم.
سلام به همه غدیریان:
حجت ال فرحزاد:از دو الی سه ماه پیش تمامی شیعیان برای عاشورا و اربعین روز شمار زدند! این علاقهء به سید ال علیه السلام قابل ستایش است. اما قبل از محرم، ما مناسبتی داریم که افضل بر تمام مناسبتهای ما است. اساس مذهب ما به بزرگداشت این روز است. برای غدیر چه کردیم؟ برای غدیر کار نکردیم، متاسفانه انکار و تفسیر به رای شد! حسین علیه السلام کشته احیایِ غدیر است. باید برای غدیر صد هزار برابر عاشورا و فاطمیه توان گذاشت . اگر غدیر فراموش نمی شد که عاشورا و فاطمیه ای در کار نبود. پس باید با تمام توان برای غدیر کار کنیم. برای #غدیر روز شمار بزنید، پوستر پخش کنید. بنر بزنید، جشن بگیرید، دسته شادی در خیابان راه بندازید. طنین علیا ولی الله باید عالم را بلرزاند. کم کاری نکنید، در حق المومنین علیه السلام و غدیر کم کاری کنیم، جفا کردیم! مانند ایام شعبانیه ایستگاه صلواتی بر پا کنید. خیابان ها را آزین ببندید. دست به دست هم دهید. از عید قربان تا مباهله جشن غدیریه بگیرید. خطبه غدیریه را چاپ کنید پخش کنید. ستون و تشیع غدیر است، اما متاسفانه برای این ستون و استحکامش کم کاری کردیم. از هر مناسبتی که داریم غدیر واجب تر و مهمتر است. ولایت المومنین علیه السلام را جار بزنید، شور به پا کنید. هر هم که توان دیدن ندارد کور شود. برای غدیر کم گذاشتیم انکار شد، وقت بلند شدن است، رزق محرم در غدیر داده میشود، هر برای غدیر کم بگذارد، در محرم کمش میگذارند! برای غدیر کاری کنید این مملکت بلرزد! این مملکت از عید قربان تا مباهله باید غوغا شود، صدای #علیا_ولی_الله گوش فلک را کَر کند. دسته به خیابان ها بیاورید، #ایستگاه_صلواتی بزنید، ای خودتان را #چراغانی کنید. ان شاء الله عصر روحی فداه دعایی برای همه کند. روز عید غدیر، روزی است که خدا نعمتش را کامل کرده است، چرا شکر نعمت نکنیم؟ صد هزار برابر هر سال توان بگذارید، کاری کنید مرحم بر ء مجروح صدیقه طاهره سلام الله علیها شوید. تمام معصومین به شهادت رسیدند بخاطر غدیر، چرا ما تیم؟ چرا ما بی تفاوتیم. کاری کنید که ی جرات نکند خدشه بر غدیر وارد کند. من کنت مولا فهذا علی مولا را بلند بگویید، روز غدیر روز بیعت با عصر روحی فداه است. دست به دست هم بدهیم احیایِ غدیر کنیم. با پولمان، با وقتمان، با هیئتمان؛ با وسائلمان؛ با هر عملی که میتوانیم احیایِ غدیر کنیم.

"اگر دلسوز غدیر و ولایت هستید #نشر دهید" ماس دعا این لینک را حتما ببینید:غدیر مولایمان را چگونه تبلیغ کنیم؟

یه کار خیلی ساده هم اینه که ع پروفایل خود را در فضای مجازی برای تبلیغ غدیر به یه ع ی با این مناسبت تغییر بدیم کافی توی گوگل سرچ کنید:ع پروفایل غدیر
کلی ع های زیبا و متنوع پبدا میشه اگر میخواهید در مصرف اینترنت صرفه جویی کنید به این کانال تلگرامی برید

[email protected]

و عبارت بالا را جستجو کنید یه تعداد ع قشنگ گذاشته مثل این

عشق الکی عشق یعنی سر به رسوایی زدن عشق یعنی دیدن تن با بدن عشق یعنی صد دروغ و صد دغل عشق یعنی یار خود را کن بغل عشق یعنی ی از یک رفیق عشق یعنی کاسبی هایی دقیق عشق یعنی مال خود را باختن عشق یعنی فاصله انداختن عشق یعنی عشق و حال زورکی عشق یعنی یک سلامی دورکی عشق یعنی رفتنش در بیخ و ب. اعراب یوم: منصوب است به فعل (اتقوا). یعنی «و اتقوا یوما ...» این آیه متصل است به «وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اسْمَعُوا» زجاج گوید: نصب آن به «لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ» است. برخی گفته اند: نصب آن به فعل محذوف است. یعنی «احذروا». در این حکومت به اصطلاح ی امتیاز دادن قانونی است مثل مدرسه فرزندان ، امتیاز کنکور فرزندان و جانبازان و ایثارگران و ان و ... ، امتیاز نرفتن سربازی فرزندان و ری خدمتهای ... ، امتیاز شغل تی فرزندان جانبازان و ان و ... امتیاز مسکن ،وام ، اتومبیل و تخفیفات و سفرها و ... البته ها گل سرسبد هس. مدیریت بحران علمی دینی 2 :
... بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ،أَلَّا تَعْلُوا عَلَی وَأْتُونِی (پ)، ... .
سلام علیکم ، صبح بخیر
اشاره :
ضمن عرض تسلیت و تبریک ، در یکی (پ2) از خبرا گفتم :
... ، به شما دوتا هم دیگه ربطی نداره ! ... .
چرا !؟ یعنی اگه پرسیده بشه ، حالا من گفتم. با توجه به آیات جاهای خالی زیر را پر کنید 1 « أفرأیتم الماء الذی تشربون » آیا به ................ که می آشامید دقّت می کنید؟ 1 نمره 2 « أفرأیتم النّار ی تورون» آیا به ................... که می افروزید ، دقّت می کنید؟ 1 نمره 3 « أ أنتم أنشأتم شجرتها أم نحن المنشئون » آیا شما درخت آن (آتش) را بوجود آورد. درباره خواص گیلاس ::::یعنی چی؟
افزایش خون
سرشار از ویتامین سی
برای درمان یبوست و بهتر کار روده ها
بسم الله الرحمن الرحیم الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم اَلسَّلامُ عَلى اَوْلِیآءِ اللَّهِ وَاَصْفِیآئِه اَلسَّلامُ عَلى اُمَنآءِ اللَّهِ سلام بر بندگان مقرب خدا و بر برگزیدگانش سلام بر آنانکه امین خدا وَاَحِبّآئِهِ اَلسَّلامُ عَلى اَنْص. تقویم روز ۲۴ شهریور سال ۱۳۹۶ هجری خورشیدی ۲۴ ذی الحجه سال ۱۴۳۸ هجری قمری ۱۵ سپتامبر سال ۲۰۱۷ میلادی ذکر روز: ۱۰۰ مرتبه «اللهم صلی علی محمد و آل محمد» مناسبت ها: انگشتر بخشی حضرت المؤمنین(ع) در حال رکوع روز مباهله‏ ی (ص) با یان نجران(10 ق) وفات دانشمند شهیر،علامه بحرالعلوم (1212ق) در.