مباهله یعنی چه - اخبار روز

تنهایی یعنی ؟
تنهایی یعنی فکر
تنهایی یعنی یه اهنگ که دوست داری گوش کنی
تنهایی یعنی نقاشی

ایلر دار مباهله در لغت به معنی ملاعنه و نفرین متقابل می باشد.[1] و در اصطلاح به این معناست که «دو تن یا دو گروه بر علیه یکدیگر دعای بد کنند. پس هر کدام ظالم باشد حق تعالی وی را رسوا گرداند و نقمت و عذاب خود را بر وی فرستد و ذریه او را مستأصل کند و هلاک گرداند».[2]
در حدیثی از رسول خدا (صلی الل. سایت تخصصی مناسبت های ی و ملی مناسبت های ی ماه ذوالحجه 1 اول ازدواج على(ع) با فاطمه زهراء(س) 2 هفتم شهادت محمد باقر(ع) 3 نهم روز عرفه 4 نهم شهادت حضرت مسلم 5 دهم عید قربان 6 دهم وفات آیت الله میرزا جوادآقا ملکی تبریزی 7 چهاردهم اهدای فدک به حضرت زهرا(س) توسط (ص) 8 پانزدهم ولادت هادى(ع) 9 هیجدهم عید غدیر 10 هیجدهم وفات خواجه نصیرطوسی 11 بیست و یکم درگذشت اسانی 12 بیست و دوم شهادت میثم تمار 13 بیست و دوم وفات شیخ عباس قمی 14 بیست و پنجم نزول سوره «الانسان» 15 بیست و هفتم روز مباهله 1396/06/09 teh 13:14 1438/12/08 mec 12:44 از باغبانی پرسیدند : زندگی یعنی چه ؟گفت : کاشت بذر عشق در زمین دلها زیر نور ایمان !!!!! ***************** از باستان شناسی پرسیدند : زندگی یعنی چه ؟گفت : کاویدن جانها برای است اج گوهر درون !!!!! ***************** از آیینه فروشی پرسیدند : زندگی یعنی چه ؟گفت : زدودن غبار آیینه دل با شیشه پاک کن توکل !!!!! *****. http://www.aparat.com/v/joged http://www.aparat.com/v/joged با همدلی هوای ایران عزیزاز هرقوم ومذهب را داشته باشیم ای وطن ای مادر تاریخ ساز ای مرا بر خاک تو روی نیاز ای کویر تو بهشت جان من عشق جاویدان من ایران من ای ز تو هستی گرفته ریشه ام نیست جز شه ات شه ام آرشی داری به تیر انداختن دست بهرامی به شیر انداخ. 1ـ آیه ی تطهیر خداوند می فرماید: و در خانه های خود بمانید و همچون دوران جاهلیت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید، و را بر پا دارید و زکات را بپردازید و خدا و ش را اطاعت کنید، خداوند فقط می خواهد پلیدی (گناه) را از شما اهل بیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد. (سوره ی احزاب، آیه ی 33) علما.
مباهله، دومین معجزه ماندگار حضرت خاتم(صلی الله علیه و آله وسلم) است.۹ مباهله تاریخی که کمتر شنیده اید!مباهله، دومین معجزه ماندگار حضرت خاتم(صلی الله علیه و آله وسلم) است که نه به عنوان یک رویداد تاریخی که در یک برهه از زمان و در یک محدوده جغرافیایی خاص به وقوع پیوسته باشد بلکه به عنوان یک قاعده عمومی و یک معجزه همیشه زنده، در طول اعصار و امصار، همچنان در بستر تاریخ، هماورد می طلبد. آنچه می خوانید گزارشی است از ای از مباهلات انجام شده در طول تاریخ.نویسنده: شکوری_شبکه تخصصی قرآن تبیان9 مباهله تاریخیبنا بر تقویم تاریخ ، روز بیست و چهارم «ذی الحجه»، روزی است که اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) یان نجران را که درباره پندار الوهیت حضرت (علیه السلام)، تسلیم منطق و برهان نشدند، به مباهله فراخواند. آیه ۶۱سوره مبارکه آل عمران به این رویداد بزرگ و اعجاز گونه تاریخی اشاره دارد.
پیرامون شان نزول کریمه یادشده و رخداد باشکوه مباهله به عنوان مهم ترین دلیل اثبات ت و افضلیت حضرت (علیه السلام) بر دیگر صحابه، فراوان سخن رفته و می رود اما آنچه کمتر بدان پرداخته شده، دو موضوع است:
نخست. طرح مسئله «مباهله» به عنوان دومین معجزه ماندگار حضرت خاتم (صلی الله علیه و آله وسلم).
دوم. گزارش مستند مباهلات صورت پذیرفته در طول تاریخ.
راقم این چند خط، موضوع نخست را پیشتر، در نوشتاری مجزا با همین عنوان در اینجا قلمی کرده است و اینک در این روز فرخنده، بر آن است تا موضوع دوم یعنی سوابق تاریخی مباهله را به اختصار گزارش دهد.پیشینه تاریخی «مباهله»چنانکه گذشت، «مباهله»، سنت همیشه جاری است و آنجا که شمشیر برهان برنده نیست و حتی نمی توان با جدال احسن خصم را خلع سلاح کرد، می توان به سلاح “مباهله” تجهیز شد تا به مدد آن حق از باطل و آب از سراب بازشناخته شود. بنا بر گزارش حاضر، در طول تاریخ مباهلات متعددی به وقوع پیوسته است که در بیشتر موارد، تهدید به مباهله بوده و جز در موارد نادر، مباهله به مرحله عمل نرسیده است. مجموع این مباهلات تاریخی، بنا بر احصاء این قلم، ۹ مورد است که ذیلاً گزارش می شود:یک. مباهله (صلی الله علیه و آله وسلم) با یان نجرانداستان مشهور مباهله (صلی الله علیه و آله وسلم) با یان نجران که آیه شریفه: «فَمَنْ حَآجَّک فِیهِ مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَک مِنَ ٱلْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا۟ نَدْعُ أَبْنَآءَنَا وَأَبْنَآءَکمْ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَکمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ ٱللَّهِ عَلَی ٱلْکٰذِبِینَ» (آل عمران/۶۱) بدان اشاره دارد، را می توان نخستین مباهله ای دانست که در تاریخ رخ داده است.دو. مباهله (صلی الله علیه و آله وسلم) با یهود (صلی الله علیه و آله وسلم) افزون بر نصرانی های نجران، جماعتی از یهود را نیز به مباهله فراخوانده است. مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر گران سنگ المیزان می گوید:
«وقتی آیه شریفه:” فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکمْ …” نازل شد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) فرستاد تا علی و فاطمه و حسنین (علیهم السلام) بیایند و یهود را دعوت کرد برای اینکه با آنان ملاعنه کند، جوانی از یهودیان گفت: وای بر شما مگر دیروز نبود که با برادرانتان که بعداً به صورت میمون و خوک مسخ شدند عهد بستید که هرگز ملاعنه نکنید، یهود این تذکر را که شنیدند، از ملاعنه منصرف گشتند. (۱)
بنا به گفته مرحوم علامه، این روایت مؤید این احتمال است که ضمیر در جمله:” فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ” به کلمه:” حق” در جمله:” الْحَقُّ مِنْ رَبِّک” برگردد، و معنای جمله چنین باشد” پس هر که بر سر حق با تو بگو مگو کرد به او بگو …” در نتیجه این نظریه تأیید می شود که حکم مباهله مخصوص داستان نصارای نجران نبوده و معلوم می شود رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) تنها با این طایفه مباهله نکرده بلکه بعد از مباهله با آنان در مقام مباهله با یهود هم بوده است. (۲)سه. مباهله راوی زیارت عاشورا درباره سندیت این دعامحدثین و اعلام علمای شیعه بر این باورند که روایت زیارت عاشورا به سه طریق به معصوم می رسد:
اول: طریق علقمه بن محمد حضرمی؛
دوم: طریق مالک بن اعین جهنی؛
سوم: طریق صفوان بن مهران جمال.
راوی طریق سوم، ابوعبدلله صفوان، از شاگردان مورد اطمینان صادق و کاظم (علیهماالسلام) بوده که در کوفه می زیسته و به شغل اجاره دادن شتر، اشتغال داشته است. به همین دلیل نیز بدو، جمّال (جمل = شتر) می گفتند.
«یکی از حوادث شگفت انگیز زندگی صفوانی که حکایتگر درون پاک و باور عمیق او به حقّانیت و اص مذهب شیعه است، داستان مباهله او با یکی از دانشمندان اهل سنت است.
نجاشی می گوید: صفوانی نزد پادشاهان روزگار خود از منزلت والایی برخوردار بود. رمز شکوه و عظمت او، این بود که در نزد پادشاه موصل ـ ناصرالدین ابن حمدان ـ با قاضی موصل در مورد ت مباحثه کرد و بعد از بحث و جدال فراوان، نتوانستند یکدیگر را در مقابل دلیل و برهان خویش قانع سازند، تا این که کار به «مباهله» کشید. ابوعبداللّه صفوانی به قاضی موصل گفت: آیا با من مباهله می کنی؟ قاضی موصل پذیرفت. صفوانی روز بعد، با او به این کیفیّت مباهله کرد که انگشتان خویش را داخل انگشتان او قرار داد. بعد از انجام مراسم مباهله، هردو از مجلس خارج شدند و به سراغ کار خود رفتند. قاضی موصل هر روز نزد موصل می شتافت و با او دیدار می کرد. دو روز گذشت و از قاضی خبری نشد. گفت: پیگیری کنید و ببینید که چرا قاضی به این جا نیامده است؟ فرستاده موصل به دنبال قاضی رفت و بعد از مدتی پیش آمد و چنین گزارش داد: از همان زمان که قاضی از نزد شما رفت، دچار تب شد و کف دست او که برای مباهله به سوی صفوانی دراز کرده بود، متورّم و سیاه شد و روز بعد، مرد. این داستان باعث شد که محبوبیت صفوانی در نزد پادشاهان زمان بیش تر شود.»(۳)چهار. مباهله خادم هادی (علیه السلام) با ابوجعفر اشعریهنگامی که جواد (علیه السلام) به دستور معتصم عباسی به وسیله زهری مسموم شدند، احساس د در سفر آ ت قرار گرفته اند، لذا در مورد جانشینشان بعد از خود، به بیان وصیتی پرداختند که در ذیل آمده است:
«خیرانی» می گوید: پدرم که خدمتکار خانه جواد (علیه السلام) بود می گفت شخصی به نام «احمدبن محمدبن عیسی» هر شب هنگام سحر به خانه جواد (علیه السلام) می آمد تا از وضع بیماری آن حضرت با خبر شود، اکنون ماجرا را از زبان پدر خیرانی بشنوید:
میان جواد (علیه السلام) و من شخصی به عنوان رسول واسطه بود، وقتی او به خانه جواد (علیه السلام) می آمد، احمد می رفت، روزی من با رسول خلوت و رسول گفت: آقایت ( جواد) به تو سلام می رساند و می فرماید من از دنیا می روم و بعد از من، مقام ت به پسرم علی بن محمد می رسد و او بعد از من همان حق را بر گردن شما دارد که من بعد از پدرم بر شما داشتم.
سپس رسول رفت، با اینکه سخن من با او محرمانه بود، احمد که در گوشه ای پنهان شده بود، سخن ما را شنید و به من گفت: رسول به تو چه گفت؟ گفتم: سخن خیری بود، احمد به من گفت: سخن رسول را شنیدم، آن را از من پنهان مکنف (سپس آنچه شنیده بود بیان کرد)، من به احمد گفتم، اینکه سخن محرمانه ما را شنیدی برای تو روا نبود، زیرا خداوند می فرماید: «و لاتجسّسوا»، تجسس نکنید. اکنون که شنیده ای، این گواهی را که بعد از جواد (علیه السلام) حضرت هادی (علیه السلام) است را پیش خود نگهدار تا هنگامی که به آن گواهی نیاز شد، گواهی ده.
در هنگام صبح شد، من یعنی «خیرانی»، خدمتکار خانه جواد (علیه السلام) همان خبر رسول که بعد از جواد (ع)، حضرت هادی (علیه السلام) است را در ده برگ نوشته و مهر و مخفیانه به ده نفر از بزرگان قوم دادم و به هر یک از آنان گفتم: اگر من قبل از آنکه این برگه را از شما مطالبه کنم، از دنیا رفتم، آن را باز کنید و مضمونش را به اطلاع مردم برسانید.
هنگامی که جواد (علیه السلام) از دنیا رفت، من طبق دعوت «محمدبن فرج» به خانه او رفتیم، دیدیم دوستان در خانه او جلسه تشکیل داده اند، در آن جلسه برگه ها را از آن ده نفر دریافت و نوشته آن برگه ها را برای حاضران خواندم، حاضران نیز گفتند: خوب بود که گواه دیگری نیز می داشتی، من گفتم: خداوند آن گواه را نیز ایجاد کرده، آنگاه به ابوجعفر اشعری (همان احمدنامبرده) که در آنجا حاضر بود گفتم: آنچه از رسول شنیدی، اکنون گواهی بده.
احمد منکر شد و به دروغ گفت: چیزی نشنیده ام، من احمد را به مباهله طلبیدم، یعنی به او گفتم: با هم دعا کنیم و از خدا بخواهیم عذابش را بر آن که دروغگوست برساند، احمد اقرار کرد و گفت: آری! من این پیام ( جواد (علیه السلام) توسط رسول) را شنیدم و این (مقام ت) شرافتی بود که دوست داشتم به مردی از عرب برسد، نه عجم. در این هنگام، همه حاضران به ت حضرت هادی (علیه السلام) بعد از جواد (علیه السلام) اعتقاد یافتند. (۴)بنا بر گفته مرحوم علامه طباطبایی (ره) حکم مباهله مخصوص داستان نصارای نجران نبوده و معلوم می شود رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) تنها با این طایفه مباهله نکرده بلکه بعد از مباهله با آنان در مقام مباهله با یهود هم بوده استپنج. مباهله ی دیرانی با شخص یهودیمترجم المیزان، همدانی در پاورقی مجلد سوم ترجمه المیزان، ذیل آیه مباهله، به داستان مباهله یک ی دیرانی با یک یهودی اشاره کرده است که طرف یهودی که ادعای کذب روا داشته است، فی المجلس آتش می گیرد. (۵) بنا به گفته ایشان، تفصیل این ماجرا را مرحوم مجلسی در مجلد دهم از طبع جدید بحار الانوار، صفحه ۶۸ آورده است.۶٫ مباهله بریر بن خضیر با یزید بن معقلدر کتاب الملهوف، اثر گران سنگ سید بن طاووس آمده است که:
«بُرَیر بن خُضَیر ـ که مردی زاهد و عابد بود ـ به میدان قدم نهاد و یزید بن معقل به رزم او آمد. قرار گذاشتند مباهله کنند و از خدا بخواهند که هر یک از آن دو بر باطل است، به دست آن که بر حق است، کشته شود. پس با هم به رزم پرداختند و بریر، او را کشت.»(۶)۷٫ مباهله نائب زمان با مدعی نیابتشیخ طوسی مشهور به شیخ الطائفه، در کتاب الغیبه به نقل از ابو علی بن همّام می نویسد:
محمّد بن علی شَلمَغانی عَزاقری، به شیخ حسین بن روح پیغام داد و از او خواست که با وی مباهله کند و گفت: من آقا هستم، و به من امر شده که اظهار علم [و نمایندگی] کنم و من هم آن را در پنهان و آشکارا اظهار . [اگر قبول نداری که من هستم،] با من مباهله کن.
شیخ رضی الله عنه در جوابش پیغام داد که: هر یک از ما جلوتر از دیگری رفت (مُرد)، او محکوم است. عزاقری جلوتر مُرد. او را کشتند و به دار آویختند و ابن عون نیز با او دستگیر شد. این واقعه در سال ۳۲۳ بود. (۷)۸٫ مباهله شیخ جعفر کاشف الغطاء با محمد اخباریآیت الله نوری همدانی در درس خارج فقه داستان مباهله شیخ جعفر کاشف الغطاء فقیه بزرگ حوزه علمیه نجف با یکی از علمای اخباری را اینگونه نقل د:
«در زمانی که شیخ جعفر کبیر (صاحب کتاب کشف الغطاء) به ایران آمده بود، شیخ محمد اخباری مردم را تبلیغ می کرد. شیخ جعفر گفت خوب مباحثه کنیم حاضر شد و شیخ جعفر او را محکوم کرد؛ ولی مجاب نمی شد و لجاجت به ج می داد. شیخ جعفر گفت باشد اعلام کنید که فردا در یک بیابانی در تهران با هممباهله کنیم. در آنجا از خدا می خواهیم هر که باطل است بمیرد. در تهران مردم را خبر د. آن روز غوغایی بود. همهٔ مردم تهران در بیابان وسیعی جمع شده بودند و منتظر آمدن شیخ جعفر و شیخ محمد اخباری برای مباهله. شیخ جعفر آمد, وضو گرفت و دو رکعت خواند و ایستاد. ولی شیخ محمد اخباری از ترس نیامد.»(۸)۹٫ مباهله علامه حسن زاده آملی با مدعیان تحریف قرآنیکی از مفا جهان در روزگار ما، که به مدارج بالای علمی و عرفانی دست یازیده است، علامه ذوالفنون، حسن زاده آملی است. ایشان در آثار خود، قائلان به عقیده تحریف قرآن را به مباهله فراخوانده است که تفصیل این ماجرا را می توانید از همین قلم، دراینجا بخوانید!پی نوشت ها:۱٫ ترجمه تفسیر المیزان، ج ۳، ص ۳۷۰٫
۲٫ همان.
۳٫ مجله فرهنگ کوثر، تابستان ۱۳۸۱، شماره ۵۴٫
۴٫ نگاهی برزندگی هادی (علیه السلام)، محمد محمدی اشتهاردی، صص ۲۲۷-۲۲۵٫
۵٫ ترجمه تفسیر المیزان، ج ۳، ص ۳۷۰٫
۶٫ دانشنامه قرآن و حدیث، محمدی ری شهری، ج ۱۶، ص ۱۵۹٫
۷٫ همان.
۸٫ درس خارج فقه معظم له، کتاب جهاد، تاریخبرچسب ها:

تاریخ و تمدن تاریخ دین و شه قرآن و عترت مباهله در لغت
«مباهله» در اصل از ماده «بهل» (بر وزن اهل) بوده و به رها و برداشتن قید و بند از چیزی گفته می شود[1].
مباهله در اصطلاح
مباهله در اصطلاح قرآن و روایات و غیر آنها، به معنای ملاعنه (لعن و نفرین دو طرف به یکدیگر) است؛ . خطبه این هفته شهرستان ماهنشان به ت حجت ال و المسلمین زاهدی پور شهرستان اقامه شد.
حجت ال زاهدی پور امروز در خطبه های این هفته اظهارداشت: وقایع میانمار که با دست های غربی ها جهت تصاحب ثروت های هنگفت این کشور است، و جنایاتی که در این کشور اتفاق افتاده، همه نشان از این دارد که دمو. چکیده آیه مباهله به عنوان یکی از آیات مهم قرآن کریم می باشد.که بر فضیلت اهل بیت علیهم السلام دل می کند .واین مطلب مورد پذیرش اکثریت مفسران شیعه وسنی می باشد.هرچند این آیه بالملازمه بر حق وصایت اهل البیت خاصه حضرت علی علیه السلام دل می کند.اما صاحب تفسیر روح المعانی وف رازی در تف. اهمیت تعیین ساعت اجتماع از این بابت است که روشن شود آیا اختصاصا برای ابلاغ ت علی علیه السّلام دستور به اجتماع داده است یا این که اجتماع برای بوده و بعد از ،ایشان فرصت را مغتنم شمرده و از آن بهترین بهره را برده است... عقیق: چرا ماه ذی الحجه را «شهر الولایه» می گویند؟ / روزی که عمام. آیت الله جوادی آملی: «منتظر رفع تحریم هستیم یعنی "بی عرضگی"!!» ما تا چه وقت باید بنشینیم و بگوییم تحریم هستیم؟! این خیلی سواد نمی خواهد! مگر آن طرف آب قبلاً ریشه علمی داشتند؟ آن وقتی که ایران بود و فضایل علمی بود و تمدّن ایرانی بود که آن جا بیابان بود. ما منتظر #رفع تحریم هستیم یعن. اختصاصی از فایل هلپ مبادله وچگونگی اداء آن با و پر سرعت . لینک و ید پایین توضیحات فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: 8   معنای لغوی – اصطلاحی مبادله وچگونگی اداء آن این سوگند یا نفرین در با 2 نام مختلف که هر دو از ریشه واحدی گرفته شده اند شناخته می شود: 1)مبادله (mo. اهمیت واقعه مباهله نویسنده:رضا ی پس از فتح مکه در سال هشتم هجرى و درخشش قدرت در جزیرةالعرب، پیروان دیگر ادیان و مذاهب و ان و رجال سیاسى و مذهبى توجه خاصى به و مسلمانان و به کانون این قدرت عظیم یعنى مدینةالرسول پیدا د. این امر زمینه مناسبى را براى نشر و گسترش شعاع تا اقصى نقاط حج. به مناسبت 24 ذی الحجه بیست و چهارم ذی الحجّه نه تنها روز مباهله و روز نزول آیه «تطهیر» بر قلب مبارک (ص) است بلکه در این روز حضرت المؤمنین(ع)در حال رکوع انگشترى خود را به سائل داد و آیه «اِنَّما وَلِیُّکُمُ اللّهُ..» در شان ایشان بر قلب نازنین (ص) نازل گردید. روز «مباهله» چه روزی استبه گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری صدا و سیما؛ یکی از انواع نفرین حق، «مباهله» است، «مباهله» از ریشه «بَهْل» به معنای لعن است اما راغب اصفهانی معتقد است که «بهل» (بر وزن اهل)، به معناى رها و قید و بند را از چیزى برداشتن است؛ به همین جهت هنگامى که حیوانى را به حال خود واگذارند تا نوزادش بتواند به آزادى شیر بنوشد، به او«باهل» مى‏ گویند، و« ابتهال» در دعا به معناى تضرع و واگذارى کار به خدا است؛ مانند سخن خداوند که در آیه مباهله می فرماید: «ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِین؛ آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم». سپس در پایان می گوید: ی که ابتهال را به لعن و دوری از خدا تعریف کرده، به این جهت است که استرسال و رها و واگذار بنده به حال خود این نتایج را به دنبال مى‏آورد. مباهله در اصطلاح با توجه به آیه61 سوره آل عمران، مباهله به معناى نفرین دو نفر نسبت به یکدیگر است بدین ترتیب که افرادى که درباره یک مسئله مهم مذهبى با هم نزاع دارند در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرع کنند و از او بخواهند که دروغ گو را رسوا ساخته و مجازات کند. پس مورد تشریع مباهله، مخصوص اختلافات و منازعات دینی و مذهبى است تا جایى که با گفت و گو حل نشود و کار به انکار و مکابره بکشد. به بیان دیگر مباهله یعنى نفرین یکدیگر تا هر بر باطل بوده مورد غضب الاهى قرار گیرد و آن که بر حق است شناخته شود و بدین گونه حق از باطل تشخیص داده شود. طبیعی است که طرفین مباهله، باید معتقد به پروردگار باشند تا بتوانند اقدام به چنین کاری نمایند، چون فردی که خداپرست نیست، نمی تواند از خداوند درخواستی داشته باشد. عمومیت مباهله با توجه به شأن نزول آیه شریفه مباهله که روى سخنش تنها به (ص) است شاید گفته شود که مباهله، مخصوص زمان (ص) است، ولی این سخن درستی نیست و نمی توان مباهله را ویژه زمان (ص) دانست، بلکه دیگر مؤمنان نیز مى‏ توانند مباهله کنند؛ زیرا اولاً بر اساس قانون مسلم اصولی، شأن نزول آیه موجب تخصیص آیه نمی شود. ثانیاً شکى نیست که آیه مباهله هرچند یک دستور کلى براى دعوت به مباهله به مسلمانان نمى‏ دهد بلکه روى سخن در آن تنها با (ص) است، ولى این موضوع مانع از آن نخواهد بود که مباهله در برابر مخالفان یک حکم عمومى باشد و افراد با ایمان که از تقوا و خدا پرستى کامل برخوردارند هنگامى که استدلالات آنها در برابر دشمنان بر اثر لجاجت به جایى نرسد، آنها را دعوت به مباهله کنند.ثالثاً: از روایاتى که در منابع ى نقل شده نیز عمومیت این حکم استفاده مى ‏شود: مرحوم کلینی، در کافی حدیثى از صادق (ع) نقل کرده که به یکی از اصحاب خویش فرمود: اگر مخالفان سخنان حقّت را نپذیرفتند آنها را به مباهله دعوت کن. از این رو می توان معتقد بود که هر با حفظ شرایطی که بیان شد برای اثبات حقانیت خویش در مقابل دشمنان ایمانش بتواند مباهله کند. شرایط مباهله همان گونه که از تعریف مباهله بر می آید، مباهله یک نحوه از دعا است؛ از این رو گفته اند: شرایطی که برای دعا ذکر شده، برای مباهله نیز لازم است، ولی با توجه به اینکه مباهله دعای خاصی است، تبعاً دارای ویژگی ها و شرایط ویژه ای نیز می باشد، از جمله ی که می خواهد مباهله کند باید خود را سه روز اصلاح اخلاقى کند، روزه بگیرد، غسل کند، با ى که مى ‏خواهد مباهله کند به صحرا برود، ساعتى که در آن مباهله می شود: بین الطلوعین؛ یعنی میان سپیده دم تا برآمدن آفتاب است، انگشتان دست راستش را در انگشتان راست او بیفکند، از خودش آغاز کند و بگوید: « اللّهُمَّ رَبَّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَ الارَضینَ السَّبْعِ وَ رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ اِنْ کانَ فُلانٌ جَحَدَ الْحَقَّ وَ کَفَرَ بِهِ فأَنْزِلْ عَلَیْهِ حُسْبانا مِنَ السَّماءِ وَ عَذابا الیما» یعنی: اى خدایى که پروردگار آسمان هاى هفتگانه و زمین هاى هفتگانه و پروردگار عرش با عظمت هستى! اگر فلانى (طرف مقابل در مباهله) منکر حق است و نسبت به آن کفر مى ورزد، پس نازل گردان بر او آتشى از آسمان و عذابى دردناک. و بعد بار دیگر این دعا را تکرار کند. مباهله (ص) با یان نجران در سال دهم هجرى (632 م) که پایه هاى حکومت کاملاً مستحکم شده بود، گرامى حضرت محمد (ص) به موازات مکاتبه با سران ِ جهان و مراکز مذهبى، نامه اى نیز براى اسقف نجران «ابو حارثه» فرستاد و اهالى آن منطقه را به دعوت کرد. متن این نامه بدین شرح است: به نام خداى ابراهیم و اسحاق و یعقوب. این نامه اى است از محمد (ص) و فرستاده خدا به اسقف نجران. خداى ابراهیم و اسحاق و یعقوب را حمد و ستایش و شما را از پرستش و عبادت بندگان به پرستش خدا دعوت مى کنم؛ شما را دعوت مى کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و تحت ولایت خداوند در آیید و اگر این دعوت را نمى پذیرید، باید به حکومت ى جزیه (مالیات) بپردازید، وگرنه با شما اعلام جنگ مى کنم. والسلام. فرستادگان حضرت محمد (ص) وارد نجران شده و نامه حضرت را به اسقف نجران دادند. اسقف نامه را با دقت خواند. وقتى از محتواى نامه مطلع شد، وحشت عجیبى سراپاى وجودش را فرا گرفت. شخصى را نزد «شرحبیل بن وداعه»، که شخصى با درایت و کاردان بود، فرستاد و او را به خدمت فرا خواند و نظر او را درباره نامه جویا شد. شرحبیل گفت: ما مکررا از پیشوایان مذهبى مان شنیده ایم و به این مطلب یقین داریم که خداوند به حضرت ابراهیم وعده داده است که نبوت را از نسل اسحاق به فرزندان اسماعیل منتقل کند و هیچ بعید نیست که محمد همان موعود باشد. با این حال، این یک مسئله مذهبى و مربوط به نبوت است و من در این گونه مسائل نظرى ندارم؛ اگر از امور دنیوى بود، بدون شک اظهار نظر مى و از هیچ گونه تلاشى فروگذار نمى اسقف به دنبال دو نفر دیگر به نام هاى «عبدالله بن شرحبیل» و «جبار بن فیض» فرستاد و نظر آنها را نیز جویا شد. آنها نیز همان پاسخ شرحبیل را تکرار د.نگرانى اسقف بیشتر شد و دستور داد ناقوس ها را به صدا در آوردند. پس از این که همه مردم نجران گرد آمدند، اسقف نامه را براى مردم خواند و از آنان نظرخواهى کرد. نتیجه این شد که گروهى از صاحب نظران را براى بررسى اوضاع و احوال گرامى (ص) به مدینه بفرستند. بنابراین 70 نفر از نخبگان و دانایان انتخاب شدند که در رأس آنان 3 تن از ان مذهبى قرار داشتند: «ابو حارثه بن علقمه»، اسقف اعظم نجران، که سمت نمایندگى رسمى کلیساهاى روم را در حجاز به عهده داشت؛ «عبدال » که لقبش «عاقب» بود و به عقل و درایت شهرت داشت؛ «أیهم» که به او «سید» مى گفتند. هیئت نمایندگى یان در مدینه هیئت نمایندگى یان وارد مدینه شدند. قبل از آن که نزد اکرم (ص) بروند، لباس هاى فا ابریشمى پوشیدند و انگشتر طلا به دست د و بر اکرم (ص) - که در مسجد بود - وارد شدند و به (ص) سلام د. حضرت پاسخ آنها را نداد و حاضر به سخن گفتن با آنها نشد. یان غمگین و متحیر به فکر چاره بودند که ناگاه چشمشان به «عثمان بن عفّان» و «عبدالرحمن بن عوف» افتاد. چون از دوران جاهلیت با آنها آشنا بودند، نزد آنان رفتند و موضوع را با آن دو در میان گذاشتند. آن دو اظهار داشتند که حل این مشکل به دست على بن ابى طالب (ع) است، بنابراین از آن حضرت که در آن جا حاضر بود، چاره خواستند. حضرت فرمود: لباس هاى ابریشمى و انگشترهاى طلا را از خود دور کنید و با همان لباس سفر به خدمت حضرت بروید. مطمئن باشید که حضرت شما را خواهد پذیرفت. آنها طبق راهنمایى حضرت على (ع) عمل د و خدمت رسول اکرم (ص) رفتند. حضرت آنها را پذیرفت و فرمود: قسم به آن ى که مرا به حق مبعوث کرد، دفعه اول که این جماعت نزد من آمدند، همراهشان بود. مذاکره نمایندگان نجران با (ص) یان قبل از آنکه وارد مذاکره رسمى با (ص) شوند، اظهار داشتند چون هنگام است، اجازه دهید مان را بخوانیم. حضرت به آنها اجازه داد و آنها به طرف قبله خودشان (مشرق) خواندند. پس از اقامه ، مذاکرات آغاز شد و حضرت رسول (ص) براى بار دیگر آنها را به دعوت کرد؛ ولى اظهار داشتند که ما قبل از تو مسلمان شده ایم. حضرت فرمود: دروغ مى گویید، چون شما صلیب را عبادت مى کنید و گوشت خوک مى خورید و عیسى را فرزند خدا مى دانید و این امور با و اعتقاد به خداوند یگانه سازگار نیست. نتیجه جلسه این شد که براى فرداى آن روز با (ص) قرار مباهله بگذارند؛ اگر (ص) براى مباهله سربازان و نیروهاى نظامى اش را همراه آورد، با او مباهله کنند، و اگر با خاصان و اهل بیتش در محل مباهله حاضر شود، با او مباهله نکنند؛ چرا که معلوم مى شود (ص) به حقانیت خودش مطمئن است، و گرنه عزیزان خویش را در معرض هلاکت قرار نمى دهد. تصمیم هیئت ى به (ص) ابلاغ شد و قرار شد هر دو طرف فرداى آن روز (24 ذى حجه) براى انجام مباهله در خارج از مدینه حاضر شوند. پس از معلوم شدن زمان مباهله، اکرم (ص) افرادى را جهت دعوت مردم براى مشاهده جریان مباهله، به مدینه و اطراف آن فرستاد تا از همه مردم دعوت به عمل آورند. روز موعود جمعیت بسیارى از زن و مرد در محل مباهله حاضر شدند. یان نجران تسلیم مى شوند یان با دیدن چهره مصمم و مطمئن (ص) و همراهانش از یک سو، و شنیدن سخنان یأس آور اسقف نجران از سوى دیگر، تصمیم گرفتند در برابر خواسته هاى (ص) تسلیم شوند. بنابراین خدمت اکرم (ص) رسیده و گفتند: یا اباالقاسم! ما با تو مباهله نمى کنیم، ولى حاضریم مصالحه کنیم و هر مقدارى که خواسته باشى به تو جزیه بپردازیم. بزرگوار (ص) پیشنهاد آنها را پذیرفت و از انجام مباهله منصرف شد و قرارداد صلحى بین (ص) و یان نجران بسته شد. مفاد قرارداد (ص) با یان بر اساس قراردادى که به امضاى طرفین رسید، قرار شد یان نجران در مقابل امنیتى که به برکت حکومت ى تأمین مى شود، سالانه 2 هزار حُلّه (هر حله برابر با یک قواره پارچه براى یک دست لباس) به عنوان جزیه به حکومت ى بپردازند؛ البته به این شکل که هزار حُلّه را در ابتداى سال و هزار حُلّه را در نیمه آن پرداخت کنند. قیمت هر حُلّه نیز چهل درهم بود. بنا به گفته بعضى از مورخان، علاوه بر2 هزار حُلّه، پرداخت 30 زره و نیزه و 30 اسب و 30 شتر نیز شرط شد. اعمال و دعاى روز مباهله در روز 24 ذی الحجه که روز مباهله رسول خدا(ص) با نصاراى نجران است؛ پیش از آنکه مباهله کند، عبا بر دُوش مبارک گرفت و حضرت المؤمنین و فاطمه و حَسَن و حسین عَلیهمُ السلام را داخل در زیر عبا نمود و گفت: پروردگارا هر پیغمبرى را اهل بیتى بوده است که مخصوص ترین خلق بوده اند به او، خداوندا اینها اهل بیت من هستند پس از ایشان برطرف کن شک و گناه را و پاک کن ایشان را پاک ى. پس جبرئیل نازل شد و آیه تطهیر در شأن ایشان آورد. پس حضرت رسول (ص)آن چهار بزرگوار را بیرون برد از براى مباهله چون نگاه نصارى بر ایشان افتاد و حقّیّت آن حضرت و آثار نزول عذاب مشاهده د جُرأت مُباهله ننمودند و استدعاى مصالحه و قبول جزیه نمودند و در این روز نیز حضرت المؤمنین(ع)در حال رکوع انگشترى خود را به سائل داد و آیه اِنَّما وَلِیُّکُمُ اللّهُ در شانش نازل شد. علاوه بر استحباب غسل و روزه در روز24 ذی الحجه. خواندن نیز توصیه شده است؛ به این کیفیت که نزدیک زوال غسل کند و دو رکعت بگذارد و در هر رکعت پس از حمد، سوره توحید، آیة الکرسی و سوره قدر، هر کدام را ده بار بخواند. همچنین خواندن دعاى مباهله که شبیه به دعاى سحرهاى ماه رمضان است و در مفاتیح الجنان ذکر شده است. همچنین بعد قرائت دعای مذکور، قرائت دو رکعت و 70 مرتبه استغفار و اوّل آن اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمینَ، صدقه دادن به جهت تأسی به حضرت المؤمنین (ع)، زیارت علی(ع) و خواندن زیارت جامعه از جمله اعمال روز مباهله ذکر شده است. کد #06#* را با موبایل خود بگیرید، اگر رقم 7 و 8 شبیه یکی از حالات زیر بود می توانید نتیجه بگیرید که : الف) اگر 02 یا 20 :یعنی گوشی شما در امارات مونتاژ شده است و بدترین کیفیت ساخت را دارد . ب) اگر 08 یا 80 بود یعنی گوشی شما در آلمان مونتاژ شده است. یعنی گوشی شما کیفیت ساخت خوبی دارد. ج) اگر 01 ی. تحقیق در مورد مباهله یکدیگر را نفرین و لعنت در اصل از ماده ی ((بهل)) بر وزن (اهل) به معنی رها وقید وبند را از چیزی برداشتن است وابتهال در دعا به معنی تفرع و واگذاری کار به خدا است دسته بندی حقوق فرمت فایل doc حجم فایل 11 کیلو بایت تعداد صفحات فایل 8 دریافت فایل تحقیق در مورد مباهله فروشنده فایل کد کاربری 1024 تمام فایل ها تحقیق در مورد مباهله معنای لغوی – اصطلاحی مباهله وچگونگی اداء آن
این سوگند یا نفرین در با 2 نام مختلف که هر دو از ریشه واحدی گرفته شده اند شناخته می شود:
1)مبادله (mobahele) : یکدیگر را نفرین و لعنت .در اصل از ماده ی ((بهل)) بر وزن (اهل) به معنی رها وقید وبند را از چیزی برداشتن است . وابتهال در دعا به معنی تفرع و واگذاری کار به خدا است.
و اگر انرا گاهی به معنی هلاکت ولعن و دوری از خدا گرفتهاند نیز به خاطر این است که رها بنده به حال خود این نتایج را به دنبال می اورد واز نظر مفهوم متداول ان که از ایه مباهله گرفته شده به معنی نفرین دو نفر به یکدیگر است بدین ترتیب که افرادی که با هم درباره یک مسئله مهم مذهبی گفتگو دارند در یک جا جمع شوند وبه درگاه خدا تضرع کنند واز او بخواهند که دروغگو را رسوا ساز و مجازات کند
پیشینه تاریخی مباهله در نزد قوم سام از دوره ی تمدن بابل به بعد تنها وسیله رایج و بین المللی برای اثبات حقیقت بوده ودر میان شیعیان به سال 254 هجری می رسد
2)ملاعنه: که از ریشه لعن گرفته شده وبه باب مفاعله برده شده است نیز به معنی مباهله است.
عملیات دارای 3مرحله است
1)نشستن دو زانو وقرار دادن دو دست بر روی ران ها گویی اماده مبارزه با دشمن است
2)اماده ساختن دو دست برای سوگند یاد
3)بلند دو دست به سوی اسمان و ادای الفاظ مخصوص
هیئت نمایندگی نجران در مدینه
بخش با صفای ((نجران)) با هفتاد د ده تابع خود در نقطهی مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است. در اغاز طلوع این نقطه تنها منطقه ی نشین حجاز بود به موازات مکاتبه با سران ومراکز مذهبی جهان نامه ای به اسقف نجران (کشیش بزرگ) .((ابوحارثه)) نوشت و طی ان نامه نان نجران را به ایین دعوت نمود اینک مضمون نامه ی ان حضرت:
((به نام خدای ابراهیم واسحاق و یعقوب. خدای ابراهیم واسحاق و یعقوب را حمد وستایش می کنم و شما ها را از پرستش بندگان به پرستش خدا دعوت می کنم شما را دعوت می کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید ودر ولایت خداوند وارد شوید واگر دعوت مرا نپذیرفتید لااقل باید به حکومت ی مالیات بپردازید تا از جان مال شما دفاع کند . ))
نمایندگان ان وارد نجران شده نامه ی را به اسقف نجران دادند او برای تصمیم گیری شورایی مرکب از شخصیت های بارز مذهبی وغیر مذهبی تشکیل داد یکی از افراد طرف م ((شرجیل)) بود که به عقل ودرایت و کاردانی معروف بود او گفت: مامکرر از پیشوایان مذهبی خود شنیده ایم : روزی منصب نبوت از نسل اسحاق به فرزندان اسماعیل انتقال خواهد یافت وهیج بعید نیست که محمد از اولاد اسماعیل است همان موعود باشد
شورا نظر داد که گروهی به عنوان ((هیئت نمایندگی نجران)) به مدینه بروند تا از نزدیک دلایل نبوت محمد (ص) را مورد بررسی قرار دهند بدین ترتیب 60تن از ارزنده ترین و داناترین مردم نجران انتخاب گردیدند که در راس انان 3 پیشوای مذهبی قرار داشت:
1- ((ابوحارثه بن علقمه)) اسقف وحاکم نجران و رسمی کلیسا در حجاز
2- ((عبد ال )9 رئیس خدمات شهری ورئیس هیئت نمایندگی (عاقب)
3- ((ایهم یا سید )) مدیر کاروان های نجران
هیئت نمایندگی طرف عصر در حالی که لباس های تجملی ابریشم بر تن انگشتر های طلا بر دست و طلیب ها بر گردن داشتند وارد مسجد شده به سلام ولی وضع نا مناسب انان ان هم در مسجد را سخت ناراحت کرده انان علت ناراحتی را ندانستند فورا با عثمان و عبد الرحمان بن عوف نزد علی رفتند علی (ع) به انان گفت:شما باید با وضع ساده و بدون زر و زیور به حضور حضرت بیاید
نمایندگان نجران با لباس ساده و بدون انگشتر طلا به محضر رفتند با احترام خاص پاسخ سلام ان ها را داد و برخی هدایایی که برای وی اورده بودند را پذیرفت نمایندگان ابتدا شان را در مسجد مدینه با اجازه پیغمبر (ص) در حالی که رو به مشرق ایستاده بودند خواندند
مذاکره نمایندگان نجران به گفته مرحوم سید بن طاووس
: من شما را به ایین توحید و پرستش خدای یگانه دعوت می کنم وسپس چند ایه از قران برای انان خواند
نمایندگان نجران : اگر منظور ار ایمان به خدای یگانه جهان است ما قبلا به او ایمان اورده ایم
: علایمی دارد و برخی از از اعمال شما حاکی است که به واقعی نگرویده اید چگونه خدای یگانه را پرستش می کنید در صورتیکه شما ((صلیب)) را می پرستید واز خوردن گوشت خوک پرهیز نمی کنید وبرای خدا فرزند معتقدید
نمایندگان نجران: ما او را خدا می دانیم زیرا مردگان را زنده کرد بیماران را شفا بخشید واز گل پرنده ای ساخت که پرواز می کرد و تمام این اعمال حاکی است که او خدا است
: نه او بنده و مخلوق خدا است که او را در رحم مریم قرار داد و این قدرت را خدا به او داده بود
یک نفر از نمایندگان : اری او فرزند خدا است زیرا مادر او مریم بدون اینکه با ی ازدواج کند او را به دنیا اورد پس ناچار پدر او باید همان خدای جهان باشد
در این هنگام فرشته وحی نازل شد و به گفت که به انان بگوید:
(وضع حضرت عیصی از این نظر مانند ادم است که او با قدرت بی پایان خود بدون اینکه دارای پدری ومادری باشد از خاک افرید)
(ال عمران-ایه 59)
اگر نداشتن پدر گواه بر این است که او فرزند خداست پس حضرت ادم برای این منصب شایسته تر است زیرا او نه پدر داشت ونه مادر
نمایندگان نجران: گفتگوهای شما ما را قانع نمی کند راه این نیست که در وقت معین با یکدیگر مباهله کنیم واز خدا بخواهیم دروغگو را هلاک و نابود کند
در این موقع ایه مباهله نازل شود و شود تا با انی که زیر بار حق نمی روند به مباهله برخیزد واینک ایه مباهله
((فمن حاجک فیه من بعد ماجائک من العلم فقل تعالوا نذع ابناء نا و ابنائکم نا ونسائکم وانفسنا وانفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علی الکاذبین)) مباهلهپژوهشمقالهجزوه پژوهش مقاله جزوه
به نام خدا

چرا عاشورا ؟

1- بعثت (ص) : کاشتن بذر دیگری از توحید و یکتاپرستی ابراهیمی و شکوفایی دوباره دین الهی و کنار زدن حجاب های تحریف و افات که بسان هایی، حقیقت توحید و یکتاپرستی را کم رنگ کرده بودند.

2- هجرت : قوت گرفتن نهال دین و وم تشکیل حکومت ی و فراهم نمود. اختصاصی از نیک فایل تحقیق و مقاله درباره مبادله وچگونگی اداء آن 8ص با و پر سرعت . لینک و ید پایین توضیحات فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: 8   معنای لغوی – اصطلاحی مبادله وچگونگی اداء آن این سوگند یا نفرین در با 2 نام مختلف که هر دو از ریشه واحدی گرفته شده اند ش.
شهرستان نور با انتقاد واگذاری برخی مسؤولیت های بزرگ در حد معاون و شهردار مناطق مهم به وابستگان و افراد کم سن و سال گفت: ایجاد اشتغال خوب است و البته تأکید نظام است اما برای همه است نه برای عده ای از فرزندان مسؤولان که ژن خوب دارند و در سن کم مسؤولیت می گیرند، در مسؤولیت ها باید افراد متخصص و باتجربه و البته مؤمن و انقل با شایسته سالاری قرار گیرند.حجت ال سیدمهدی ی ارجمند در خطبه های امروز در جمع گزاران نوری در مصلی الغدیر این شهرستان با توصیه به تقوای الهی اظهار کرد: همه مشکلات ما از بی تقوایی است زیرا اگر تقوا پیشه کنیم و اعتقاد و باور دینی مان را تقویت کنیم هرگز دچار مشکلات، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ... نمی شویم. شهرستان نور با اشاره به 24 ذی الحجه (روز مباهله) افزود: زمانیکه مردم به دعوت می شدند، یان هم از سوی (ص) دعوت شدند ولی 60 نفر از بزرگان و دانشمندان با (ص) بحث می د و می گفتند حق با ماست، رسول الله(ص) باا منطق و گفت وگو آنها را به حقانیت دعوت کرد و فرمود: (اگر به آنچه گفته شد ایمان داشتید، دیگر حرفی نباید باشد). شأن نزول آیه 61 سوره اعراف، در زمانی است که آنها قبول ن د که حضرت عیسی(ع) نیز بنده خداست، مباهله کرد و (ص) محکم ایستاد، استدلال آورد و مباهله کرد. وی ادامه داد: یان گفتند اگر (ص) در روز مباهله با آمد معلوم می شود زیاد هم به حق نیست ولی روز مباهله حضرت با اهل بیت(ع) خود آمد و بزرگ یان گفتند ما قبول کردیم شما بر حق هستید ولی مسلمان نمی شویم اما حاضریم مالیات بدهیم، آیه مباهله بر فضیلت و کمال اهل بیت(ع) دل دارد و به ما می فهماند که پیغمبر حق بود و بر اساس حقانیت علی(ع) را معرفی کرد و حق با علی(ع) بود. خطیب شهرستان نور با اشاره به نزدیک شدن ماه محرم تصریح کرد: انتظار ما از همه متولیان مساجد، منابر، مداحان و ون این است که عزاداری را در شأن برگزار کنند و مراقب انحرافات و افات باشند. این مسؤول افزود: همه ائمه(ع) توصیه شان، تلاش برای احیای حق و سکوت ن در مقابل ظلم و ستم بود، برای رشد و تعالی آنان تلاش کنیم، تا جایی که می شود مردم را هدایت کرد ولی اگر هدایت نشدند و نمی خواهند به سمت فضایل بروند، باید در مقابل آنان ایستاد و وظیفه خود را انجام داد. ی ارجمند تصریح کرد: امروز سیاست ماکیاولی در میانمار حاکم است و می گویند مسلمانان و ضعفا نباید باشند و باید از بین بروند، در دنیای امروز دینداری سخت است، اگر می خواهید دیندار باشید باید با سیاست ماکیاولیسمی مبارزه کنیم و از مسلمانان دفاع کنیم. شهرستان نور تصریح کرد: دغدغه ی در شعار سال باید گفتمان شود، البته بر سر زبان برخی ها ساری و جاری است ولی برخی حتی این گفتمان را قبول ندارند و دغدغه شان رفع حصر و حضور ن در ورزشگاه ها و ... است که از تریبون های مهم از جمله مجلس که دنیا آن سخنان را می شنود و رصد می کند بیان می کنند و با دشمنان همسو می شوند، باید به این افراد گفت که برخی مسائل باید ابتدا در شورای امنیت ملی و کمیسیون امنیت مجلس مطرح و بررسی شود و بعد در تریبون علنی مجلس گفته شود. وی با انتقاد واگذاری برخی مسؤولیت های بزرگ در حد معاون و شهردار مناطق مهم به وابستگان و افراد کم سن و سال اظهار کرد: ایجاد اشتغال خوب است و البته تأکید نظام است اما برای همه است نه برای عده ای از فرزندان مسؤولان که ژن خوب دارند و در سن کم مسؤولیت می گیرند، در مسؤولیت ها باید افراد متخصص و باتجربه و البته مؤمن و انقل با شایسته سالاری قرار گیرند. خطیب شهرستان نور خاطرنشان کرد: تبرئه حقوق بگیران نجومی از دیگر مسائلی است که در مدت طولانی در بوق و کرنا د و همه دنیا خبردار شدند ولی امروز می گویند عین قانون عمل شده و این افراد تبرئه شدند، البته راست می گویند، عده ای برای خود قانونی گذاشتند که یک مدیرعامل 170 میلیون تومان حقوق بگیرد، این از جیب ملت است و با شأن نظام سازگار نیست. ی ارجمند اظهار کرد: امروز معاون اول و سخنگوی ت می گویند همه نجومی بگیران تبرئه شدند، برخی هم رفع حصر و ماندن در حصر را با نیات دیگر بیان می کنند، در پشت این حرف ها و اقدامات برخی مسائل دیگری را دنبال می کنند و منافع شان در این بگو مگو ها است، تنها انی که راست می گویند، م عان حرم هستند، نظامی که ی چون آیت الله و سربازان و افسران جنگ نرمی چون م عان، خانواده ، جانبازان و ... دارد بیمه شده است و با این حرف ها خدشه پیدا نمی کند. وی با اشاره به تلاش در لغو و یا تغییر آن توسط ترامپ که سبب تنازع اروپا، انگلیس و هم شده بیان کرد: تقریباً تنها مانده است، امیدواریم اختلاف بین این دو طایفه باعث شود تا سربازان حقیقت دین و ناب محمدی(ص) را در دنیا جاری وو ساری و پرچم در جهان به اهتزاز در بیاید. نور در پایان گفت: در آستانه بازگشایی مدارس و جشن عاطفه ها هستیم، آنان که تمکن دارند دست دیگران را بگیرند، به کمک دانش آموزان بی بضاعت بروند و آنها را خوشحال کنند و اجازه ندهند در کنار سایر دانش آموزان سرشان پایین باشد. سه نقطه سر خط . از خودتون می پرسید : " یعنی چی ؟ " . من هم به شما می گم : " یعنی سکوت . یعنی آ جمله نا تمام ، یک بحث جدید رو شروع کنیم ! " پس فرق سه نقطه با نقطه این است که : نقطه در آ جمله قطعیت می بخشد به جمله ی گفته شده . ( یعنی تمام ، بس ) سه نقطه = نقطه ضربدر سه . ولی اگر یکم ، و فقط یکم اهل مط.
بیست و چهارم ذی الحجّه نه تنها روز مباهله و روز نزول آیه «تطهیر» بر قلب مبارک (ص) است بلکه در این روز حضرت المؤمنین(ع)در حال رکوع انگشترى خود را به سائل داد و آیه «اِنَّما وَلِیُّکُمُ اللّهُ..» در شان ایشان بر قلب نازنین (ص) نازل گردید. روز «مباهله» چه روزی استبه گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری صدا و سیما؛ یکی از انواع نفرین حق، «مباهله» است، «مباهله» از ریشه «بَهْل» به معنای لعن است اما راغب اصفهانی معتقد است که «بهل» (بر وزن اهل)، به معناى رها و قید و بند را از چیزى برداشتن است؛ به همین جهت هنگامى که حیوانى را به حال خود واگذارند تا نوزادش بتواند به آزادى شیر بنوشد، به او«باهل» مى‏ گویند، و« ابتهال» در دعا به معناى تضرع و واگذارى کار به خدا است؛ مانند سخن خداوند که در آیه مباهله می فرماید: «ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِین؛ آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم». سپس در پایان می گوید: ی که ابتهال را به لعن و دوری از خدا تعریف کرده، به این جهت است که استرسال و رها و واگذار بنده به حال خود این نتایج را به دنبال مى‏آورد.
مباهله در اصطلاحبا توجه به آیه61 سوره آل عمران، مباهله به معناى نفرین دو نفر نسبت به یکدیگر است بدین ترتیب که افرادى که درباره یک مسئله مهم مذهبى با هم نزاع دارند در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرع کنند و از او بخواهند که دروغ گو را رسوا ساخته و مجازات کند. پس مورد تشریع مباهله، مخصوص اختلافات و منازعات دینی و مذهبى است تا جایى که با گفت و گو حل نشود و کار به انکار و مکابره بکشد. به بیان دیگر مباهله یعنى نفرین یکدیگر تا هر بر باطل بوده مورد غضب الاهى قرار گیرد و آن که بر حق است شناخته شود و بدین گونه حق از باطل تشخیص داده شود. طبیعی است که طرفین مباهله، باید معتقد به پروردگار باشند تا بتوانند اقدام به چنین کاری نمایند، چون فردی که خداپرست نیست، نمی تواند از خداوند درخواستی داشته باشد.
عمومیت مباهلهبا توجه به شأن نزول آیه شریفه مباهله که روى سخنش تنها به (ص) است شاید گفته شود که مباهله، مخصوص زمان (ص) است، ولی این سخن درستی نیست و نمی توان مباهله را ویژه زمان (ص) دانست، بلکه دیگر مؤمنان نیز مى‏ توانند مباهله کنند؛ زیرا اولاً بر اساس قانون مسلم اصولی، شأن نزول آیه موجب تخصیص آیه نمی شود. ثانیاً شکى نیست که آیه مباهله هرچند یک دستور کلى براى دعوت به مباهله به مسلمانان نمى‏ دهد بلکه روى سخن در آن تنها با (ص) است، ولى این موضوع مانع از آن نخواهد بود که مباهله در برابر مخالفان یک حکم عمومى باشد و افراد با ایمان که از تقوا و خدا پرستى کامل برخوردارند هنگامى که استدلالات آنها در برابر دشمنان بر اثر لجاجت به جایى نرسد، آنها را دعوت به مباهله کنند.ثالثاً: از روایاتى که در منابع ى نقل شده نیز عمومیت این حکم استفاده مى ‏شود: مرحوم کلینی، در کافی حدیثى از صادق (ع) نقل کرده که به یکی از اصحاب خویش فرمود: اگر مخالفان سخنان حقّت را نپذیرفتند آنها را به مباهله دعوت کن. از این رو می توان معتقد بود که هر با حفظ شرایطی که بیان شد برای اثبات حقانیت خویش در مقابل دشمنان ایمانش بتواند مباهله کند.
شرایط مباهلههمان گونه که از تعریف مباهله بر می آید، مباهله یک نحوه از دعا است؛ از این رو گفته اند: شرایطی که برای دعا ذکر شده، برای مباهله نیز لازم است، ولی با توجه به اینکه مباهله دعای خاصی است، تبعاً دارای ویژگی ها و شرایط ویژه ای نیز می باشد، از جمله ی که می خواهد مباهله کند باید خود را سه روز اصلاح اخلاقى کند، روزه بگیرد، غسل کند، با ى که مى ‏خواهد مباهله کند به صحرا برود، ساعتى که در آن مباهله می شود: بین الطلوعین؛ یعنی میان سپیده دم تا برآمدن آفتاب است، انگشتان دست راستش را در انگشتان راست او بیفکند، از خودش آغاز کند و بگوید: « اللّهُمَّ رَبَّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَ الارَضینَ السَّبْعِ وَ رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ اِنْ کانَ فُلانٌ جَحَدَ الْحَقَّ وَ کَفَرَ بِهِ فأَنْزِلْ عَلَیْهِ حُسْبانا مِنَ السَّماءِ وَ عَذابا الیما» یعنی: اى خدایى که پروردگار آسمان هاى هفتگانه و زمین هاى هفتگانه و پروردگار عرش با عظمت هستى! اگر فلانى (طرف مقابل در مباهله) منکر حق است و نسبت به آن کفر مى ورزد، پس نازل گردان بر او آتشى از آسمان و عذابى دردناک. و بعد بار دیگر این دعا را تکرار کند.
مباهله (ص) با یان نجراندر سال دهم هجرى (632 م) که پایه هاى حکومت کاملاً مستحکم شده بود، گرامى حضرت محمد (ص) به موازات مکاتبه با سران ِ جهان و مراکز مذهبى، نامه اى نیز براى اسقف نجران «ابو حارثه» فرستاد و اهالى آن منطقه را به دعوت کرد. متن این نامه بدین شرح است:به نام خداى ابراهیم و اسحاق و یعقوب. این نامه اى است از محمد (ص) و فرستاده خدا به اسقف نجران. خداى ابراهیم و اسحاق و یعقوب را حمد و ستایش و شما را از پرستش و عبادت بندگان به پرستش خدا دعوت مى کنم؛ شما را دعوت مى کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و تحت ولایت خداوند در آیید و اگر این دعوت را نمى پذیرید، باید به حکومت ى جزیه (مالیات) بپردازید، وگرنه با شما اعلام جنگ مى کنم. والسلام.فرستادگان حضرت محمد (ص) وارد نجران شده و نامه حضرت را به اسقف نجران دادند. اسقف نامه را با دقت خواند. وقتى از محتواى نامه مطلع شد، وحشت عجیبى سراپاى وجودش را فرا گرفت. شخصى را نزد «شرحبیل بن وداعه»، که شخصى با درایت و کاردان بود، فرستاد و او را به خدمت فرا خواند و نظر او را درباره نامه جویا شد. شرحبیل گفت: ما مکررا از پیشوایان مذهبى مان شنیده ایم و به این مطلب یقین داریم که خداوند به حضرت ابراهیم وعده داده است که نبوت را از نسل اسحاق به فرزندان اسماعیل منتقل کند و هیچ بعید نیست که محمد همان موعود باشد. با این حال، این یک مسئله مذهبى و مربوط به نبوت است و من در این گونه مسائل نظرى ندارم؛ اگر از امور دنیوى بود، بدون شک اظهار نظر مى و از هیچ گونه تلاشى فروگذار نمى اسقف به دنبال دو نفر دیگر به نام هاى «عبدالله بن شرحبیل» و «جبار بن فیض» فرستاد و نظر آنها را نیز جویا شد. آنها نیز همان پاسخ شرحبیل را تکرار د.نگرانى اسقف بیشتر شد و دستور داد ناقوس ها را به صدا در آوردند. پس از این که همه مردم نجران گرد آمدند، اسقف نامه را براى مردم خواند و از آنان نظرخواهى کرد. نتیجه این شد که گروهى از صاحب نظران را براى بررسى اوضاع و احوال گرامى (ص) به مدینه بفرستند. بنابراین 70 نفر از نخبگان و دانایان انتخاب شدند که در رأس آنان 3 تن از ان مذهبى قرار داشتند: «ابو حارثه بن علقمه»، اسقف اعظم نجران، که سمت نمایندگى رسمى کلیساهاى روم را در حجاز به عهده داشت؛ «عبدال » که لقبش «عاقب» بود و به عقل و درایت شهرت داشت؛ «أیهم» که به او «سید» مى گفتند.
هیئت نمایندگى یان در مدینههیئت نمایندگى یان وارد مدینه شدند. قبل از آن که نزد اکرم (ص) بروند، لباس هاى فا ابریشمى پوشیدند و انگشتر طلا به دست د و بر اکرم (ص) - که در مسجد بود - وارد شدند و به (ص) سلام د. حضرت پاسخ آنها را نداد و حاضر به سخن گفتن با آنها نشد. یان غمگین و متحیر به فکر چاره بودند که ناگاه چشمشان به «عثمان بن عفّان» و «عبدالرحمن بن عوف» افتاد. چون از دوران جاهلیت با آنها آشنا بودند، نزد آنان رفتند و موضوع را با آن دو در میان گذاشتند. آن دو اظهار داشتند که حل این مشکل به دست على بن ابى طالب (ع) است، بنابراین از آن حضرت که در آن جا حاضر بود، چاره خواستند. حضرت فرمود: لباس هاى ابریشمى و انگشترهاى طلا را از خود دور کنید و با همان لباس سفر به خدمت حضرت بروید. مطمئن باشید که حضرت شما را خواهد پذیرفت. آنها طبق راهنمایى حضرت على (ع) عمل د و خدمت رسول اکرم (ص) رفتند. حضرت آنها را پذیرفت و فرمود: قسم به آن ى که مرا به حق مبعوث کرد، دفعه اول که این جماعت نزد من آمدند، همراهشان بود.
مذاکره نمایندگان نجران با (ص) یان قبل از آنکه وارد مذاکره رسمى با (ص) شوند، اظهار داشتند چون هنگام است، اجازه دهید مان را بخوانیم. حضرت به آنها اجازه داد و آنها به طرف قبله خودشان (مشرق) خواندند. پس از اقامه ، مذاکرات آغاز شد و حضرت رسول (ص) براى بار دیگر آنها را به دعوت کرد؛ ولى اظهار داشتند که ما قبل از تو مسلمان شده ایم. حضرت فرمود: دروغ مى گویید، چون شما صلیب را عبادت مى کنید و گوشت خوک مى خورید و عیسى را فرزند خدا مى دانید و این امور با و اعتقاد به خداوند یگانه سازگار نیست.نتیجه جلسه این شد که براى فرداى آن روز با (ص) قرار مباهله بگذارند؛ اگر (ص) براى مباهله سربازان و نیروهاى نظامى اش را همراه آورد، با او مباهله کنند، و اگر با خاصان و اهل بیتش در محل مباهله حاضر شود، با او مباهله نکنند؛ چرا که معلوم مى شود (ص) به حقانیت خودش مطمئن است، و گرنه عزیزان خویش را در معرض هلاکت قرار نمى دهد. تصمیم هیئت ى به (ص) ابلاغ شد و قرار شد هر دو طرف فرداى آن روز (24 ذى حجه) براى انجام مباهله در خارج از مدینه حاضر شوند. پس از معلوم شدن زمان مباهله، اکرم (ص) افرادى را جهت دعوت مردم براى مشاهده جریان مباهله، به مدینه و اطراف آن فرستاد تا از همه مردم دعوت به عمل آورند. روز موعود جمعیت بسیارى از زن و مرد در محل مباهله حاضر شدند.
یان نجران تسلیم مى شوند یان با دیدن چهره مصمم و مطمئن (ص) و همراهانش از یک سو، و شنیدن سخنان یأس آور اسقف نجران از سوى دیگر، تصمیم گرفتند در برابر خواسته هاى (ص) تسلیم شوند. بنابراین خدمت اکرم (ص) رسیده و گفتند: یا اباالقاسم! ما با تو مباهله نمى کنیم، ولى حاضریم مصالحه کنیم و هر مقدارى که خواسته باشى به تو جزیه بپردازیم. بزرگوار (ص) پیشنهاد آنها را پذیرفت و از انجام مباهله منصرف شد و قرارداد صلحى بین (ص) و یان نجران بسته شد.
مفاد قرارداد (ص) با یانبر اساس قراردادى که به امضاى طرفین رسید، قرار شد یان نجران در مقابل امنیتى که به برکت حکومت ى تأمین مى شود، سالانه 2 هزار حُلّه (هر حله برابر با یک قواره پارچه براى یک دست لباس) به عنوان جزیه به حکومت ى بپردازند؛ البته به این شکل که هزار حُلّه را در ابتداى سال و هزار حُلّه را در نیمه آن پرداخت کنند. قیمت هر حُلّه نیز چهل درهم بود. بنا به گفته بعضى از مورخان، علاوه بر2 هزار حُلّه، پرداخت 30 زره و نیزه و 30 اسب و 30 شتر نیز شرط شد.
اعمال و دعاى روز مباهلهدر روز 24 ذی الحجه که روز مباهله رسول خدا(ص) با نصاراى نجران است؛ پیش از آنکه مباهله کند، عبا بر دُوش مبارک گرفت و حضرت المؤمنین و فاطمه و حَسَن و حسین عَلیهمُ السلام را داخل در زیر عبا نمود و گفت: پروردگارا هر پیغمبرى را اهل بیتى بوده است که مخصوص ترین خلق بوده اند به او، خداوندا اینها اهل بیت من هستند پس از ایشان برطرف کن شک و گناه را و پاک کن ایشان را پاک ى. پس جبرئیل نازل شد و آیه تطهیر در شأن ایشان آورد. پس حضرت رسول (ص)آن چهار بزرگوار را بیرون برد از براى مباهله چون نگاه نصارى بر ایشان افتاد و حقّیّت آن حضرت و آثار نزول عذاب مشاهده د جُرأت مُباهله ننمودند و استدعاى مصالحه و قبول جزیه نمودند و در این روز نیز حضرت المؤمنین(ع)در حال رکوع انگشترى خود را به سائل داد و آیه اِنَّما وَلِیُّکُمُ اللّهُ در شانش نازل شد. علاوه بر استحباب غسل و روزه در روز24 ذی الحجه. خواندن نیز توصیه شده است؛ به این کیفیت که نزدیک زوال غسل کند و دو رکعت بگذارد و در هر رکعت پس از حمد، سوره توحید، آیة الکرسی و سوره قدر، هر کدام را ده بار بخواند. همچنین خواندن دعاى مباهله که شبیه به دعاى سحرهاى ماه رمضان است و در مفاتیح الجنان ذکر شده است. همچنین بعد قرائت دعای مذکور، قرائت دو رکعت و 70 مرتبه استغفار و اوّل آن اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمینَ، صدقه دادن به جهت تأسی به حضرت المؤمنین (ع)، زیارت علی(ع) و خواندن زیارت جامعه از جمله اعمال روز مباهله ذکر شده است. آیات نازله در وصف علی علیه السلام - تحقیق دروس معارف و شه ی و تاریخ آیات نازله در وصف على علیه السلام مقاله ای 27 صفحه ای است که بعنوان تحقیق دروس معارف و شه ی و اخلاق و تاریخ قابل استفاده می باشد. آیه تبلیغ و آیه ولایت و آیه اطاعت و آیه مباهله و آیه تطهیر و … در این مطلب ذکر شده است. تفسیر هر آیه هم در مطلب است منابع تحقیق نیز ذکر شده است. حیف است که در دروس نمره بیار عمومی نمره حداکثر را ب نکنیم و تجربه شده که در این دروس می توان با تحویل یک تحقیق نمره را بشدت بالا برد. … فرمت فایل: doc (ورد 2003) قابل ویرایش تعداد صفحات: 27 ...
دریافت فایل هفت رخداد مهم در هفته ولایت 1. هجدهم ذیحجه: روزی که حضرت علی(ع) را جانشین خود معرفی کرد در این روز پس از کشته شدن عثمان مردم با المومنان بیعت د و حضرت خلیفه مسلمانان شد. 2. نوزده ذیحجه: روز ازدواج حضرتر المومنان با حضرت فاطمه (س) 3. بیست و یکم ذیحجه روزی که المومنان انگشتر خود را در ح رکوع به مستمند صدقه داد 4. بیست و چهارم ذیحجه داستان مباهله رسول خدا با نصارای نجران به وقوع پیوست 5. بیست و چهارم ذیحجه روزی که عقد اخوت و برادری المومنان با اکرم محقق شد و روز حدیث منزلت نازل شد و شبی است که المومنان در بستر به هنگام هجرت حضرت به مدینه خو دند که لیله المبیت نامیده می شود. 6. بیست و پنجم روزی که سوره هلی اتی در وصف علی (ع) و حضرت زهرا(س) و فرزندان ایشان نازل شد و در آن آیه و یطعموم الطعام علی حبه مسکینا و بیتما و اسیرا وجود دارد تنهایی بد دردیه تنهایی یعنی همیشه به جای تو با خودم حرف میزنم،تنهایی یعنی وقتی درد دارم به جای تو به خودم حرف های عاشقانه میزنم تا آروم بشم تنهایی یعنی وقتی دلم برات تنگ میشه با ع ات حرف میزنم تنهایی یعنی وقتی هوای گریه دارم توی خیالم سر روی شونت میذارم تنهایی یعنی حسرت هایی که فقط توی رویا از بین میره،عشقم هر لحظه بیشتر از قبل دوست دارم،درسته که در واقعیت کنارم نیستی ولی در خیالم همیشه کنارمیدلم ش ت خواهر یعنی ی که وقتی هست آروم باشی و وقتی نیست چیزی توی زندگیت کم باشه خواهریعنی اون جمله های ساده و بی منظوری که میگی و خی راحته که ازش هیچ سوء تعبیری نمیشـه خواهر یعنی یه دل اضافه داشتن برای اینکه بدونی هر بار دلت می گیره یه دل دیگه هم دلتنگ غمت میشه خواهر یعنی وقت اضافه ؛ یعنی. عشق یعنی:

وقتی حتی از دستش ناراحتی هم

هواشو داشته باشی... مباهله خبرگزاری مهر- گروه دین و شه: بیست و چهارم ذی الحجّه نه تنها روز مباهله و روز نزول آیه «تطهیر» بر قلب مبارک (ص) است بلکه در این روز حضرت المؤمنین(ع)در حال رکوع انگشترى خود را به سائل داد و آیه «اِنَّما وَلِیُّکُمُ اللّهُ..» در شان ایشان بر قلب نازنین (ص) نازل گردید. خبرگزاری مهر - سرویس دین و شه: یکی از انواع نفرین حق، «مباهله» است، «مباهله» از ریشه «بَهْل» به معنای لعن است اما راغب اصفهانی معتقد است که «بهل» (بر وزن اهل)، به معناى رها و قید و بند را از چیزى برداشتن است؛ به همین جهت هنگامى که حیوانى را به حال خود واگذارند تا نوزادش بتواند به آزادى شیر بنوشد، به او«باهل» مى‏ گویند، و« ابتهال» در دعا به معناى تضرع و واگذارى کار به خدا است؛ مانند سخن خداوند که در آیه مباهله می فرماید: «ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِین؛ آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم». سپس در پایان می گوید: ی که ابتهال را به لعن و دوری از خدا تعریف کرده، به این جهت است که استرسال و رها و واگذار بنده به حال خود این نتایج را به دنبال مى‏آورد.

مباهله در اصطلاح

با توجه به آیه61 سوره آل عمران، مباهله به معناى نفرین دو نفر نسبت به یکدیگر است بدین ترتیب که افرادى که درباره یک مسئله مهم مذهبى با هم نزاع دارند در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرع کنند و از او بخواهند که دروغ گو را رسوا ساخته و مجازات کند. پس مورد تشریع مباهله، مخصوص اختلافات و منازعات دینی و مذهبى است تا جایى که با گفت و گو حل نشود و کار به انکار و مکابره بکشد. به بیان دیگر مباهله یعنى نفرین یکدیگر تا هر بر باطل بوده مورد غضب الاهى قرار گیرد و آن که بر حق است شناخته شود و بدین گونه حق از باطل تشخیص داده شود. طبیعی است که طرفین مباهله، باید معتقد به پروردگار باشند تا بتوانند اقدام به چنین کاری نمایند، چون فردی که خداپرست نیست، نمی تواند از خداوند درخواستی داشته باشد.

عمومیت مباهله

با توجه به شأن نزول آیه شریفه مباهله که روى سخنش تنها به (ص) است شاید گفته شود که مباهله، مخصوص زمان (ص) است، ولی این سخن درستی نیست و نمی توان مباهله را ویژه زمان (ص) دانست، بلکه دیگر مؤمنان نیز مى‏ توانند مباهله کنند؛ زیرا اولاً بر اساس قانون مسلم اصولی، شأن نزول آیه موجب تخصیص آیه نمی شود. ثانیاً شکى نیست که آیه مباهله هرچند یک دستور کلى براى دعوت به مباهله به مسلمانان نمى‏ دهد بلکه روى سخن در آن تنها با (ص) است، ولى این موضوع مانع از آن نخواهد بود که مباهله در برابر مخالفان یک حکم عمومى باشد و افراد با ایمان که از تقوا و خدا پرستى کامل برخوردارند هنگامى که استدلالات آنها در برابر دشمنان بر اثر لجاجت به جایى نرسد، آنها را دعوت به مباهله کنند.ثالثاً: از روایاتى که در منابع ى نقل شده نیز عمومیت این حکم استفاده مى ‏شود: مرحوم کلینی، در کافی حدیثى از صادق (ع) نقل کرده که به یکی از اصحاب خویش فرمود: اگر مخالفان سخنان حقّت را نپذیرفتند آنها را به مباهله دعوت کن. از این رو می توان معتقد بود که هر با حفظ شرایطی که بیان شد برای اثبات حقانیت خویش در مقابل دشمنان ایمانش بتواند مباهله کند.

شرایط مباهله

همان گونه که از تعریف مباهله بر می آید، مباهله یک نحوه از دعا است؛ از این رو گفته اند: شرایطی که برای دعا ذکر شده، برای مباهله نیز لازم است، ولی با توجه به اینکه مباهله دعای خاصی است، تبعاً دارای ویژگی ها و شرایط ویژه ای نیز می باشد، از جمله ی که می خواهد مباهله کند باید خود را سه روز اصلاح اخلاقى کند، روزه بگیرد، غسل کند، با ى که مى ‏خواهد مباهله کند به صحرا برود، ساعتى که در آن مباهله می شود: بین الطلوعین؛ یعنی میان سپیده دم تا برآمدن آفتاب است، انگشتان دست راستش را در انگشتان راست او بیفکند، از خودش آغاز کند و بگوید: « اللّهُمَّ رَبَّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَ الارَضینَ السَّبْعِ وَ رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ اِنْ کانَ فُلانٌ جَحَدَ الْحَقَّ وَ کَفَرَ بِهِ فأَنْزِلْ عَلَیْهِ حُسْبانا مِنَ السَّماءِ وَ عَذابا الیما» یعنی: اى خدایى که پروردگار آسمان هاى هفتگانه و زمین هاى هفتگانه و پروردگار عرش با عظمت هستى! اگر فلانى (طرف مقابل در مباهله) منکر حق است و نسبت به آن کفر مى ورزد، پس نازل گردان بر او آتشى از آسمان و عذابى دردناک. و بعد بار دیگر این دعا را تکرار کند.

مباهله (ص) با یان نجران

در سال دهم هجرى (632 م) که پایه هاى حکومت کاملاً مستحکم شده بود، گرامى حضرت محمد (ص) به موازات مکاتبه با سران ِ جهان و مراکز مذهبى، نامه اى نیز براى اسقف نجران «ابو حارثه» فرستاد و اهالى آن منطقه را به دعوت کرد. متن این نامه بدین شرح است:

به نام خداى ابراهیم و اسحاق و یعقوب. این نامه اى است از محمد (ص) و فرستاده خدا به اسقف نجران. خداى ابراهیم و اسحاق و یعقوب را حمد و ستایش و شما را از پرستش و عبادت بندگان به پرستش خدا دعوت مى کنم؛ شما را دعوت مى کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و تحت ولایت خداوند در آیید و اگر این دعوت را نمى پذیرید، باید به حکومت ى جزیه (مالیات) بپردازید، وگرنه با شما اعلام جنگ مى کنم. والسلام.

فرستادگان حضرت محمد (ص) وارد نجران شده و نامه حضرت را به اسقف نجران دادند. اسقف نامه را با دقت خواند. وقتى از محتواى نامه مطلع شد، وحشت عجیبى سراپاى وجودش را فرا گرفت. شخصى را نزد «شرحبیل بن وداعه»، که شخصى با درایت و کاردان بود، فرستاد و او را به خدمت فرا خواند و نظر او را درباره نامه جویا شد. شرحبیل گفت: ما مکررا از پیشوایان مذهبى مان شنیده ایم و به این مطلب یقین داریم که خداوند به حضرت ابراهیم وعده داده است که نبوت را از نسل اسحاق به فرزندان اسماعیل منتقل کند و هیچ بعید نیست که محمد همان موعود باشد. با این حال، این یک مسئله مذهبى و مربوط به نبوت است و من در این گونه مسائل نظرى ندارم؛ اگر از امور دنیوى بود، بدون شک اظهار نظر مى و از هیچ گونه تلاشى فروگذار نمى اسقف به دنبال دو نفر دیگر به نام هاى «عبدالله بن شرحبیل» و «جبار بن فیض» فرستاد و نظر آنها را نیز جویا شد. آنها نیز همان پاسخ شرحبیل را تکرار د.نگرانى اسقف بیشتر شد و دستور داد ناقوس ها را به صدا در آوردند. پس از این که همه مردم نجران گرد آمدند، اسقف نامه را براى مردم خواند و از آنان نظرخواهى کرد. نتیجه این شد که گروهى از صاحب نظران را براى بررسى اوضاع و احوال گرامى (ص) به مدینه بفرستند. بنابراین 70 نفر از نخبگان و دانایان انتخاب شدند که در رأس آنان 3 تن از ان مذهبى قرار داشتند: «ابو حارثه بن علقمه»، اسقف اعظم نجران، که سمت نمایندگى رسمى کلیساهاى روم را در حجاز به عهده داشت؛ «عبدال » که لقبش «عاقب» بود و به عقل و درایت شهرت داشت؛ «أیهم» که به او «سید» مى گفتند.

هیئت نمایندگى یان در مدینه

هیئت نمایندگى یان وارد مدینه شدند. قبل از آن که نزد اکرم (ص) بروند، لباس هاى فا ابریشمى پوشیدند و انگشتر طلا به دست د و بر اکرم (ص) - که در مسجد بود - وارد شدند و به (ص) سلام د. حضرت پاسخ آنها را نداد و حاضر به سخن گفتن با آنها نشد.

یان غمگین و متحیر به فکر چاره بودند که ناگاه چشمشان به «عثمان بن عفّان» و «عبدالرحمن بن عوف» افتاد. چون از دوران جاهلیت با آنها آشنا بودند، نزد آنان رفتند و موضوع را با آن دو در میان گذاشتند. آن دو اظهار داشتند که حل این مشکل به دست على بن ابى طالب (ع) است، بنابراین از آن حضرت که در آن جا حاضر بود، چاره خواستند. حضرت فرمود: لباس هاى ابریشمى و انگشترهاى طلا را از خود دور کنید و با همان لباس سفر به خدمت حضرت بروید. مطمئن باشید که حضرت شما را خواهد پذیرفت. آنها طبق راهنمایى حضرت على (ع) عمل د و خدمت رسول اکرم (ص) رفتند. حضرت آنها را پذیرفت و فرمود: قسم به آن ى که مرا به حق مبعوث کرد، دفعه اول که این جماعت نزد من آمدند، همراهشان بود.

مذاکره نمایندگان نجران با (ص)

یان قبل از آنکه وارد مذاکره رسمى با (ص) شوند، اظهار داشتند چون هنگام است، اجازه دهید مان را بخوانیم. حضرت به آنها اجازه داد و آنها به طرف قبله خودشان (مشرق) خواندند. پس از اقامه ، مذاکرات آغاز شد و حضرت رسول (ص) براى بار دیگر آنها را به دعوت کرد؛ ولى اظهار داشتند که ما قبل از تو مسلمان شده ایم. حضرت فرمود: دروغ مى گویید، چون شما صلیب را عبادت مى کنید و گوشت خوک مى خورید و عیسى را فرزند خدا مى دانید و این امور با و اعتقاد به خداوند یگانه سازگار نیست.

نتیجه جلسه این شد که براى فرداى آن روز با (ص) قرار مباهله بگذارند؛ اگر (ص) براى مباهله سربازان و نیروهاى نظامى اش را همراه آورد، با او مباهله کنند، و اگر با خاصان و اهل بیتش در محل مباهله حاضر شود، با او مباهله نکنند؛ چرا که معلوم مى شود (ص) به حقانیت خودش مطمئن است، و گرنه عزیزان خویش را در معرض هلاکت قرار نمى دهد. تصمیم هیئت ى به (ص) ابلاغ شد و قرار شد هر دو طرف فرداى آن روز (24 ذى حجه) براى انجام مباهله در خارج از مدینه حاضر شوند. پس از معلوم شدن زمان مباهله، اکرم (ص) افرادى را جهت دعوت مردم براى مشاهده جریان مباهله، به مدینه و اطراف آن فرستاد تا از همه مردم دعوت به عمل آورند. روز موعود جمعیت بسیارى از زن و مرد در محل مباهله حاضر شدند.

در این زمان بزرگ یان(اسقف) به آنها گفت: شما فردا به محمد(ص) نگاه کنید، اگر با فرزندان و خانواده‏اش براى مباهله آمد، از مباهله با او بترسید، و اگر با یارانش آمد، با او مباهله کنید. زیرا چیزى در بساط ندارد. فردا که شد (ص) آمد در حالى که دست على بن ابى طالب (ع) را گرفته بود و حسن و حسین (علیه السلام) در پیش روى آن حضرت راه مى‏رفتند و فاطمه (س) پشت سرش بود. نصارى نیز بیرون آمدند در حالى که اسقف آنها پیشاپیششان بود. هنگامى که نگاه کرد، (ص) با آن چند نفر آمدند، درباره آنها سؤال کرد به او گفتند: این پسر عمو و داماد او و محبوب‏ترین خلق خدا نزد او است و این دو پسر، فرزندان دختر او از على (ع) هستند و آن بانوى جوان دخترش فاطمه (س) است که عزیزترین مردم نزد او، و نزدیک‏ترین افراد به قلب او است.
ایهم(سید)به اسقف گفت: براى مباهله قدم پیش گذار. گفت: نه، به خدایى که جان من در قبضه قدرت اوست، من جمعى را مى بینم که اگر از ایزد تعالى بخواهند کوهى از زمین کنده شود، مستجاب خواهد شد. با او مباهله نکنید که با خاصان و عزیزان خود آمده است، چون وثوق و اطمینان به پروردگار خود دارد؛ اگر با او مباهله کنید، بلا نازل مى شود و یک ى را بر روى زمین باقى نمى گذارد؛ با او مصالحه کنید.

یان نجران تسلیم مى شوند یان با دیدن چهره مصمم و مطمئن (ص) و همراهانش از یک سو، و شنیدن سخنان یأس آور اسقف نجران از سوى دیگر، تصمیم گرفتند در برابر خواسته هاى (ص) تسلیم شوند. بنابراین خدمت اکرم (ص) رسیده و گفتند: یا اباالقاسم! ما با تو مباهله نمى کنیم، ولى حاضریم مصالحه کنیم و هر مقدارى که خواسته باشى به تو جزیه بپردازیم. بزرگوار (ص) پیشنهاد آنها را پذیرفت و از انجام مباهله منصرف شد و قرارداد صلحى بین (ص) و یان نجران بسته شد.

مفاد قرارداد (ص) با یان

بر اساس قراردادى که به امضاى طرفین رسید، قرار شد یان نجران در مقابل امنیتى که به برکت حکومت ى تأمین مى شود، سالانه 2 هزار حُلّه (هر حله برابر با یک قواره پارچه براى یک دست لباس) به عنوان جزیه به حکومت ى بپردازند؛ البته به این شکل که هزار حُلّه را در ابتداى سال و هزار حُلّه را در نیمه آن پرداخت کنند. قیمت هر حُلّه نیز چهل درهم بود. بنا به گفته بعضى از مورخان، علاوه بر2 هزار حُلّه، پرداخت 30 زره و نیزه و 30 اسب و 30 شتر نیز شرط شد.

اعمال و دعاى روز مباهله

در روز 24 ذی الحجه که روز مباهله رسول خدا(ص) با نصاراى نجران است؛ پیش از آنکه مباهله کند، عبا بر دُوش مبارک گرفت و حضرت المؤمنین و فاطمه و حَسَن و حسین عَلیهمُ السلام را داخل در زیر عبا نمود و گفت: پروردگارا هر پیغمبرى را اهل بیتى بوده است که مخصوص ترین خلق بوده اند به او، خداوندا اینها اهل بیت من هستند پس از ایشان برطرف کن شک و گناه را و پاک کن ایشان را پاک ى. پس جبرئیل نازل شد و آیه تطهیر در شأن ایشان آورد. پس حضرت رسول (ص)آن چهار بزرگوار را بیرون برد از براى مباهله چون نگاه نصارى بر ایشان افتاد و حقّیّت آن حضرت و آثار نزول عذاب مشاهده د جُرأت مُباهله ننمودند و استدعاى مصالحه و قبول جزیه نمودند و در این روز نیز حضرت المؤمنین(ع)در حال رکوع انگشترى خود را به سائل داد و آیه اِنَّما وَلِیُّکُمُ اللّهُ در شانش نازل شد.

علاوه بر استحباب غسل و روزه در روز24 ذی الحجه. خواندن نیز توصیه شده است؛ به این کیفیت که نزدیک زوال غسل کند و دو رکعت بگذارد و در هر رکعت پس از حمد، سوره توحید، آیة الکرسی و سوره قدر، هر کدام را ده بار بخواند. همچنین خواندن دعاى مباهله که شبیه به دعاى سحرهاى ماه رمضان است و در مفاتیح الجنان ذکر شده است. همچنین بعد قرائت دعای مذکور، قرائت دو رکعت و 70 مرتبه استغفار و اوّل آن اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمینَ، صدقه دادن به جهت تأسی به حضرت المؤمنین (ع)، زیارت علی(ع) و خواندن زیارت جامعه از جمله اعمال روز مباهله ذکر شده است. غدیر دریایی از معارف است. فقه، فرهنگ، کلام، اخلاق و تفسیر، همه را دارد; ولی دریغ که گوهرهایش تا کنون است اج نشده است، هر چند دستان سخاوتمند امواج غدیر گاه دانه های گرانبهایی را به ساحل نشینانش ارزانی داشته است. در این نوشتار بر آنیم نگاهی به فقه غدیر افکنیم، پیش از ورود به بحث توجه به چند نکته ضروری می نماید: 1. مراد از فقه غدیر اعمال مستحب این روز است. روایات سی و شش عمل را در این روز مستحب شمرده اند که ما آنها را به ترتیب حروف الفبا ارائه می کنیم. 2. این تعداد حکم برای یک روز نشان از اهمیت، حساسیت و عظمت آن دارد. در برای هیچ روزی، هر چند بسیار مهم و مقدس، این تعداد حکم ارائه نشده است. در برخی از روزهای مهم مانند فطر و قربان، عرفه و مباهله اعمال متعددی مستحب شمرده شده، ولی اگر همه آنها را به یکدیگر ضمیمه کنیم، با مستحبات غدیر برابری نمی کنند.
image result for ‫غدیر خم‬‎


[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] لبیّک یابن ا هرا (س) اقتصاد مقاومتی یعنی "ما می توانیم" اقتصاد مقاومتی یعنی مرگ بر اقتصاد مقاومتی یعنی مرگ بر اقتصاد مقاومتی یعنی مرگ بر استکبار اقتصاد مقاومتی یعنی "اقتصاد بدون نفت" اقتصاد مقاومتی یعنی درود بر جهاد سازندگی اقتصاد مقاومتی یعنی درود بر بسیج سازندگی اقتصاد مقاو.   مباهله ،به روایت متون کهن   نویسنده: عبدالحسین بزرگمهرنیا اشاره: درتاریخ 23 ساله بعثت اکرم و نبی معظّم،روزهای بسیار مهم و سرنوشت سازی وجود دارد که هریک از رخدادهای آن به تنهایی برای اثبات حقانیت ، نزد دوست و دشمن کافی است. یکی از این رویدادهای مهم و ممتاز«روز مباهله&raqu. ذی الحجه همه ی ماه ها، از آن خداست و همه روزها یوم الله است. ماه ذی الحجة ماهی است که حوادث تلخ و شیرینی در آن ثبت شده اند. روزهای ماندگاری از شیرین ترین روزهای تاریخ اهل بیت(علیهم السلام) تا وقایعی جانسوز در خاندان عترت اعظم (علیهم السلام) همگی در کنار هم جمع شده اند. دو عید بزرگ یعنی عید قربان و عید غدیر زینت بخش این ماه هستند و در کنار آن ها، ولادت هادی(علیه السلام)، روز مباهله، روز ازدواج المومنین (علیه السلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیه)، روز خاتم بخشی المۆمنین (علیه السلام)، روز نزول سوره ی هل اتی، روز بخشیدن فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها) و روز سدالابواب به مسجد (صلی الله علیه و آله وسلم) جز در منزل علی و زهرا (سلام الله علیهما) ایام سرور شیعیان در این ماه است که به حق باید این ماه را ماه اهل بیت (علیهم السلام) نامید؛ ماهی پر از روزهای ثبت شده در تاریخ شیعیان! و البته شهادت باقر (علیه السلام) و حضرت مسلم بن عقیل و هانی بن عروة در کوفه نیز در این ماه بوده اند که ایام حزن شیعیان اند. درخشان ترین روز ذی الحجة به ویژه برای توبه کنندگان به درگاه الهی جز «عرفه» نخواهد بود؛ روز إنابه و توبه؛ روز بازگشت به سوی خدای مهربان که فرمودند اگر ی در ماه رمضان آمرزیده نشد آ ین امیدش روز عرفه خواهد بود. ادامه مطلب اختصاصی از رزفایل پیام قرآن 20 ص با و پر سرعت . لینک و ید پایین توضیحات فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: 19   پیشگفتـار تفسیر موضوعی چیست؟ و چه مشکلاتی را حل می کند؟ پاسخ به این دو سؤال مهم اثر عمیقی در فهم صحیحتر و بهتر کتابهایی چون کتاب حاضر دارد و تا جواب این . اختصاصی از اینو دیدی پیام قرآن با و پر سرعت . لینک و ید پایین توضیحات فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: 19   پیشگفتـار تفسیر موضوعی چیست؟ و چه مشکلاتی را حل می کند؟ پاسخ به این دو سؤال مهم اثر عمیقی در فهم صحیحتر و بهتر کتابهایی چون کتاب حاضر دارد و تا جواب این د. مباهله با یان نجران، در روز بیست وچهارم ذی الحجّه سال دهم هجری اتفاق افتاد. صلی الله علیه و آله وسلم طی نامه ای نان ی نجران را به آیین دعوت کرد. گروه فرهنگی مشرق - مباهله در اصل از «بَهل» به معنی رها و برداشتن قید و بند از چیزی است. اما مباهله به معنای لعنت یکدیگر و نفرین است. کیفیت مباهله به این گونه است که افرادی که درباره مسئله مذهبی مهمی گفتگو دارند در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرّع کنند و از او بخواهند که دروغ گو را رسوا سازد و مجازات کند. شرح مختصر واقعه مباهله مباهله با یان نجران، در روز بیست وچهارم ذی الحجّه سال دهم هجری اتفاق افتاد. صلی الله علیه و آله وسلم طی نامه ای نان ی نجران را به آیین دعوت کرد. مردم نجران که حاضر به پذیرفتن نبودند نمایندگان خود را به مدینه فرستادند و آنان را به امر خدا به مباهله دعوت کرد. وقتی هیئت نمایندگان نجران، وارستگی را مشاهده د، از مباهله خودداری د. ایشان خواستند تا اجازه دهد تحت حکومت ی در آیین خود باقی بمانند. موقعیت جغرافیایی بخش با صفای نجران، با هفتاد د ده تابع خود، در نقطه مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است. در آغاز طلوع این نقطه، تنها نقطه ی نشین حجاز بود که مردم آن به عللی از بت پرستی دست کشیده و به آیین علیه السلام گرویده بودند. دعوت به اکرم، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم برای گزاردن رس خویش و ابلاغ پیام الهی، به بسیاری از ممالک و کشورها نامه نوشت یا فرستاد تا ندای حق پرستی و یکتاپرستی را به گوش جهانیان برساند. هم چنین نامه ای به اسقف نجران، «ابوحارثه»، نوشت و طی آن نامه نان نجران را به آیین دعوت فرمود. نامه حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم به اسقف نجران مشروح نامه به اسقف نجران چنین بود: «به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب. [این نامه ایست] از محمد، خدا، به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را ستایش می کنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا فرا می خوانم. شما را دعوت می کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند درآیید و اگر دعوت مرا نپذیرفتید باید به حکومت ی مالیات (جزیه) بپردازید [تا در برابر این مبلغ، از جان و مال شما دفاع کند] و در غیر این صورت به شما اعلام خطر می شود». ع العمل نجرانی ها نمایندگان که حامل نامه دعوت به از جانب بودند، وارد نجران شدند و نامه را به اسقف نجران دادند. او نیز شورایی تشکیل داد و با آنان به م پرداخت. یکی از آنان که به عقل و درایت مشهور بود گفت: «ما بارها از پیشوایان خود شنیده ایم که روزی منصب نبوت از نسل اسحاق به فرزندان اسماعیل انتقال خواهد یافت و هیچ بعید نیست که محمد ـ که از اولاد اسماعیل است ـ همان موعود باشد». بنابراین شورا نظر داد که گروهی به عنوان هیئت نمایندگان نجران به مدینه بروند تا از نزدیک با محمد صلی الله علیه و آله وسلم تماس گرفته، دلایل نبوت او را بررسی کنند. گفتگوی صلی الله علیه و آله وسلم با هیئت نجرانی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در مذاکره ای که با هیئت نجرانی در مدینه به انجام رسانید آنان را به پرستش خدای واحد دعوت کرد. امّا آنان بر ادعای خود اصرار داشتند و دلیل الوهیت را، تولد عیسی علیه السلام بدون واسطه پدر می دانستند. در این هنگام فرشته وحی نازل شد و این سخن خدا را بر قلب جاری ساخت: «به درستی که مَثَل عیسی نزد خداوند مانند آدم است که خدا او را از خاک آفرید». در این آیه، خداوند، با بیان شباهت تولد حضرت عیسی علیه السلام و حضرت آدم علیه السلام ، یادآوری می کند که آدم را با قدرت بی پایان خود، بدون این که دارای پدر و مادری باشد، از خاک آفرید و اگر نداشتن پدر گواه این باشد که فرزند خداست، پس حضرت آدم برای این منصب شایسته تر است؛ زیرا او نه پدر داشت و نه مادر. اما با وجود گفتن این دلیل، آنان قانع نشدند و خداوند به خود، دستور مباهله داد تا حقیقت آشکار و دروغ گو رسوا شود. مباهله، آ ین حربه خداوند پیش از نازل آیه مباهله، در آیاتی چند به چگونگی تولد عیسی علیه السلام می پردازد و یان را با منطق عقل و استدلال روبرو می کند و از آنان می خواهد که عاقلانه به موضوع بنگرند. بنابراین ، در ابتدا سعی کرد با دلایل روشن و قاطع آنان را آگاه کند، اما چون استدلال موجب تنبّه آنان نشد و با لجاجت و ستیز آنان مواجه گشت، به امر الهی به مباهله پرداخت. خداوند در آیه 61 سوره آل عمران می فرماید: «هرگاه بعد از دانشی که به تو رسیده، انی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو بیایید فرزندانمان و فرزندانتان و نمان و نتان، و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم؛ سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم». دیدگاه بزرگان نجران درباره مباهله در روایات ی آمده است که چون موضوع مباهله مطرح شد، نمایندگان ی نجران از مهلت خواستند تا در این کار بین ند و با بزرگان خود به شور بپردازند. نتیجه مشاوره آنان که از ملاحظه ای روان شناسانه سرچشمه می گرفت این بود که به افراد خود دستور دادند اگر مشاهده کردید محمد با سر و صدا و جمعیت و جار و جنجال به مباهله آمد با او مباهله کنید و نترسید؛ زیرا در آن صورت حقیقتی در کار او نیست که متوسل به جاروجنجال شده است و اگر با نفرات بسیار محدودی از نزدیکان و فرزندان دسالش به میعادگاه آمد، بدانید که او خداست و از مباهله با او بپر د که خطرناک است. در میعادگاه چه گذشت؟ طبق توافق قبلی، صلی الله علیه و آله وسلم و نمایندگان نجران برای مباهله به محل قرار رفتند. ناگاه نمایندگان نجران دیدند که فرزندش حسین علیه السلام را در آغوش دارد، دست حسن علیه السلام را در دست گرفته و علی و زهرا علیهماالسلام همراه اویند و به آنها سفارش می کند هرگاه من دعا شما آمین بگویید. یان، هنگامی که این صحنه را مشاهد د، سخت به وحشت افتادند و از این که ، عزیزترین و نزدیک ترین انِ خود را به میدان مباهله آورده بود، دریافتند که او نسبت به ادعای خود ایمان راسخ دارد؛ زیرا در غیر این صورت، عزیزان خود را در معرض خطر آسمانی و الهی قرار نمی داد. بنابراین از اقدام به مباهله خودداری د و حاضر به مصالحه شدند. سخنان ابوحارثه درباره مصالحه هنگامی که هیئت نجرانی را در اجرای مباهله مصمّم دیدند، سخت به وحشت افتادند. ابوحارثه که بزرگ ترین و داناترین آنان و اسقف اعظم نجران بود گفت: «اگر محمد بر حق نمی بود چنین بر مباهله جرئت نمی کرد. اگر با ما مباهله کند، پیش از آن که سال بر ما بگذرد یک نصرانی بر روی زمین باقی نخواهد ماند». و به روایت دیگر گفت: «من چهره هایی را می بینم که اگر از خدا درخواست کنند که کوه ها را از جای خود د، هر آینه خواهد کَند. پس مباهله نکنید که در آن صورت هلاک می شوید و یک نصرانی بر روی زمین نخواهد ماند». سرانجام مباهله ابوحارثه، بزرگ گروه، به خدمت حضرت آمد و گفت: «ای ابوالقاسم، از مباهله با ما درگذر و با ما مصالحه کن بر چیزی که قدرت بر ادای آن داشته باشیم». پس حضرت با ایشان مصالحه نمود که هرسال دوهزار حُلّه بدهند که قیمت هر حلّه چهل درهم باشد و بر آنان که اگر جنگی روی دهد، سی زره و سی نیزه و سی اسب به عاریه بدهند. مباهله، اثبات صدق دعوت مباهله با نصرانیان نجران، از دو جنبه نشان درستی و صداقت اوست. اوّلاً، محض پیشنهاد مباهله از جانب اکرم صلی الله علیه و آله وسلم خود گواه این مدعاست؛ زیرا تا ی به صداقت و حقانیّت خود ایمان راسخ نداشته باشد پا در این ره نمی نهد. نتیجه مباهله، بسیار سخت و هولناک است و چه بسا به از بین رفتن و نابودی دروغ گو بینجامد. از طرف دیگر، انی را با خود به میدان مباهله آورد که عزیزترین افراد و جگرگوشه های او بودند. این خود، نشان عمق ایمان و اعتقاد به درستی دعوتش می باشد که با جرأت تمام، نه تنها خود، بلکه خانواده اش را در معرض خطر قرار می دهد. مباهله، سند عظمت اهل بیت مفسران و محدثان شیعه و اهل تسنّن تصریح کرده اند که آیه مباهله در حق اهل بیت نازل شده است و تنها انی را که همراه خود به میعادگاه برد فرزندانش حسن و حسین و دخترش فاطمه و دامادش علی علیهم السلام بودند. بنابراین منظور از «اَبْنائَنا» در آیه منحصرا حسن و حسین علیهماالسلام هستند، همان طور که منظور از «نِساءَنا» فاطمه علیهاالسلام و منظور از «اَنْفُسَنا» تنها علی علیه السلام بوده است. این آیه هم چنین به این نکته لطیف اشاره دارد که علی علیه السلام در منزلت جان و نفس است. دو روایت در شأن اهل بیت در کتاب عیون اخبار الرّضا درباره مجلس بحثی که مأمون در دربار خود تشکیل داده بود، چنین آمده است: علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمودند: «خداوند پاکان بندگان خود را در آیه مباهله مشخص ساخته است و به دنبال نزول این آیه، صلی الله علیه و آله وسلم ، علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را با خود به مباهله برد. این مزیّتی است که هیچ در آن بر اهل بیت پیشی نگرفته و فضیلتی است که هیچ انسانی به آن نرسیده و شرفی است که قبل از آن، هیچ از آن برخوردار نبوده است». در کتاب غایة المرام به نقل از صحیح مسلم آمده است: روزی معاویه به سعد بن وقاص گفت: چرا ابوتراب را دشنام نمی گویی؟ گفت: از آن وقت که به یاد سه چیز افتادم که صلی الله علیه و آله وسلم درباره علی فرمود، از این کار صرف نظر . یکی آن بود که وقتی آیه مباهله نازل شد پیغمبر تنها از فاطمه و حسن و حسین و علی دعوت کرد و سپس فرمود: «اللهم هؤلاء اهلی؛ خدایا، اینها خاصّان منند»... نزول آیه تطهیر در روز مباهله روزی که خدا صلی الله علیه و آله وسلم قصد مباهله کرد، قبل از آن عبا بر دوش مبارک انداخت و حضرت المؤمنین و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را در زیر عبای مبارک جمع کرد و گفت: «پروردگارا، هر پیغمبری را اهل بیتی بوده است که مخصوص ترینِ خلق به او بوده اند. خداوندا، اینها اهل بیت منند. پس شک و گناه را از ایشان برطرف کن و ایشان را پاکِ پاک کن.» در این هنگام جبرئیل نازل شد و آیه تطهیر را در شأن ایشان فرود آورد: «همانا خداوند اراده فرمود از شما اهل بیت پلیدی را برطرف فرماید و شما را پاکِ پاک کند. اعمال روز مباهله روز بیست و چهارم ذی الحجّه، روز مباهله با یان نجران است که در نزد مسلمانان، اهمیت خاصّی دارد؛ چرا که گواه حقانیت و درستی دعوت و عظمت شأن اهل بیت مکرّم اوست. در کتاب شریف مفاتیح الجنان، اعمال مخصوصی بدین شرح برای این روز ذکر شده است: اول: غسل، که نشان پالایش ظاهر از هر آلودگی و آمادگی برای آرایش جان و صفای باطن است؛ دوم: روزه، که سبب شاد درون است؛ سوم: دو رکعت ؛ چهارم: دعای مخصوص این روز که به دعای مباهله معروف است و شبیه دعای سحر ماه رمضان می باشد. هم چنین در این روز خواندن زیارت المؤمنین به ویژه زیارت جامعه روایت شده است. احسان به فقرا و محرومان به تأسّی از مولی الموحدین علی علیه السلام که در رکوع ش به نیازمند احسان فرمود، سفارش شده است. بخش هایی از دعای روز مباهله خداوندا، بر محمد و آل محمد درود فرست و به من شادی و ّمی، استقامت و گشایش، عافیت و سلامت و کرامت، روزی پاک و فراوان، و هر نعمت و وسعت که نازل شده یا از آسمان به زمین نازل می شود، قسمت کن. خداوندا، اگر گناهان چهره مرا نزد تو فرسوده اند و میان حایل شده اند و حالم را نزد تو دگرگون کرده اند، از تو درخواست می کنم به نور آبرویت که خاموش نشود و به آبروی حبیبت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم و به آبروی وصیّت علّی مرتضی علیه السلام و به حق اولیائت که آنها را برگزیدی که بر محمد و آل محمد درود بفرستی و هر گناه که کرده ام بیامرزی و مرا در باقی مانده عمرم حفاظت کنی. خداوندا، من مطیع توام، پس از من خشنود باش. عملم را ختم به خیر کن و ثواب آن را برایم در بهشت مقرّر دار و آنچه خود سزاوار آنی برای من انجام ده، ای سزاوار تقوا و آمرزش. رحمت فرست بر محمد و آل محمد و به رحمت خود به من رحم کن، ای مهربان ترینِ مهربانان. ----------- * گلبرگ شاهد بوده ای
لحظه ی تیغ نهادن بر گردن کبوتر را ؟؟؟
و آبی که پیش از آن
چه حریصانه و ابلهانه مینوشد پرنده ؟؟؟؟؟

تو آن لحظه ای ؟؟؟
تو آن تیغی ؟؟؟
تو آن آبی ؟؟؟
من آن پرنده ....؟؟؟
سید علی صالحی
...................................
هر نشان من ز تو پرسد
همین بگوی :
دیوانه ای ک. حقیقتا بنده اسمهای زیادی در ذهنم بود اما به دلایل ثبت قبلی موفق به ایجاد آن اسمها نشدم . به این علت هر چی فکر اسمی قشنگتر ازچشمه به نظرم نیامد .چون آدم اولین چیزی که از چشمه یاد میکنه آب است ،آب هم یعنی پاکی ،یعنی روشنایی وخود چشمه یعنی روان بودن آب ادامه دار بودن .واین اسم را به . خوشخبتی یعنی یه روز تعطیل دربست در اختیار خودت
یعنی مدرسه نرفتن در اوج سختی ها
بوقت 6:36 صبح
در شرف شروع درس خواندن سلاخی
میگریست ..
به قناری کوچکی
دل باخته بود ..
احمد شاملو
..........................................
آغوش تو
مترادف امنیت است
آغوش تو
ترسهای مرا میبلعد
لغت نامه ها دروغ میگفتند
آغوش
یعنی پایان سر دردها
یعنی آغاز عاشقانه ترین رخوت ها
آغوش تو یعنی " من " خوبم
بلند نشو. واژه ها رعب آور ترین مخلوق خداهستند...
ترسناک و دلهره آورند ... می کشند، زنده می کنند، می گریانند و می خندانند.
بعضی هاشان حساس اند به گفته شدن. آفریده شدن...
انگار وقتی نوشتی شان، زنده می شوند.
وظیفه پیدا می کنند که بیایند و یقه ات را بگیرند...
شکنجه ات کنند تا زاده شوند. ..