مباهله یعنی چه - اخبار روز

آیه مباهله چه عظمت و فضیلتی را برای المومنین علی بن طالب (علیه السلام) و فرزندان او (علیهم السلام) ثابت می کند؟ (بسم الله الرحمن الرحیم)

برای روشن شدن جواب لازم است به نکاتی اشاره شود.

1ـ معنای لغوی مباهله
این لفظ در اصل از ماده «بهل» بر وزن «اهل» به معنای رها است، به همین جهت هنگامی که حیوان را، به حال خود واگذارند، و آن را برای جلوگیری از نوشیدن نوزادش در کیسه قرار ندهند به آن حیوان «باهل» می گویند، و «ابتهال» در دعا به معنای تضرع و واگذاری کار بر خدا است، و گاه این واژه را به معنای «هلاکت و لعن و دوری از خدا» معنی کرده اند، آن نیز به خاطر رها و واگذار نمودن بنده به جای خویش و وج از سایه لطف خدا است،[1]

2ـ حقیقت مباهله
مباهله به معنای نفرین دو نفر به هم دیگر است، به این ترتیب که وقتی استدلالات منطقی در مسئله دینی سودی نداشت، در یکجا جمع می شوند، و به درگاه خدا تضرع و از او می خواهند که دروغگو را رسوا سازد و مجازات کند،[2]

آیه مباهله چه عظمت و فضیلتی را برای المومنین علی بن طالب (علیه السلام) و فرزندان او (علیهم السلام) ثابت می کند؟ 3ـ ترجمه آیه مباهله
«هر گاه بعد از علم و دانش که درباره به تو رسیده، انی با تو به بحث و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم وشما هم فرزندان خود را، ما ن خویش را، فرا می خوانیم شما هم ن خویش را ما از نفوس خویش دعوت می کنیم شما هم از نفوس خود، آنگاه مباهله می کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار می دهیم.»[3]
اما: جواب قسمت اول پرسش که مباهله چه ارتباطی با المومنین علی (علیه السّلام) و فرزندان او (علیهم السلام) دارد؟
1ـ ابوالفرج اصفهانی می گوید که: گروهی از نصارای نجران که در میانشان اسقف آنان و عاقب و ابوحبش و سید و قیس، و عبدالمرح و... بودند به مدینه آمدند، ابتداء به بیت المدارس یهود و بعد همراه یهودیان به نزد حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) آمدند، و سئوالاتی از حضرت نمودند، و بعد از شنیدن پاسخ، دست از لجاجت برنداشتند، تا اینکه آیه مباهله نازل شد، و بعد از خواندن آیه و پیشنهاد مباهله، اسقف نجرانیان گفت: این منصفانه است، رحمت (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: فردا با یکدیگر مباهله می کنیم.
یهودیان از مباهله منصرف شدند، و یان هم بین خود گفتگوهای زیادی نمودند، عده ای گفتند: ما می دانیم حق با اوست مباهله نکنیم و الا هلاک می شویم «عاقب» و «سید» که اسقف نجرانیان بودند، گفتند: اگر محمد با اصحابش برای مباهله آمدند، یقیناً نیست، ولی اگر با خانواده اش آمد، تحقیقاً است.
فردای آن روز بعد از اذان صبح حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) برای مباهله آماده شد، و همراه المومنین علی و حسنین و حضرت فاطمه زهرا (علیهم السلام) به راه افتادند، عاقب وقتی چنین دید به سید گفت:
با محمد مباهله نکن چون اگر اینکار را انجام بدهی نه ما نجات می ی م و نه نسل های ما،[4] زمخشری اضافه می کند که حضرت، خود و همراهان ( المومنین علی و حسنین و حضرت فاطمه زهرا (علیهم السلام)) زیر ایی قرار گرفتند، سپس فرمود: الا یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت؛ خداوند اراده فرموده است تا پلیدی را از شما اهلبیت ببرد.[5]
اما قسمت دوم سؤال: اولاً فرزندان حضرت المومنین علی (علیه السلام) بعنوان فرزند رحمت (صلی الله علیه و آله و سلم) و خود المومنین علی (علیه السلام) بمنزله جان رحمت (صلی الله علیه و آله و سلم) خوانده شده است، در روایات عامه معنی شده که اطاعت حضرت المومنین علی (علیه السلام) اطاعت از حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است ج از حضرت المومنین علی (علیه السلام) ج از حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) می باشد، و رحمت (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «تو از منی، و من از تو، و علی به منزله سر من می باشد نسبت به تنم»،[6] آیا این عظمت کمی است، آنهم با لفظ جمع «أَبْنَاءنَا» و «أَنفُسَنَا» که دل بر عظمت آنها دارد؟ و ثانیاً در مقابل یهودیت و یت از مردان سه نفر انتخاب شدند، که نشان می دهد بهترین انسانها و عزیزترین افراد در نزد رحمت (صلی الله علیه و آله و سلم) باید باشند؛ چون پای مکتب و آبروی در بین بود، آیا این فضیلت نیست؟ زمخشری می گوید: آیه دل بر بلند مرتبگی و قرب منزلت اصحاب اء دارد... در پایان می گوید و فیه دلیل لاشیء اقوی منه علی فضل اصحاب ال اء علیهم ، در ترتیب آیه و بیان آن دلیلی بر برتری اصحاب اء وجود دارد که چیزی قویتر و بالاتر از آن نداریم،[7] گذشته از این، انی که در مباهله شرکت می کنند باید به حقانیت راه خود یقین کامل داشته باشند و استجابت دعای خود را یقینی بدانند، و این مستجاب الدعوة بودن، مقام بلندی است که جز مقربان درگاه خداوند بدان نمی رسند، و ف رازی از محمود حمصی از علمای شیعه چنین نقل می کند که: او با استفاده از این آیه اثبات می کرد که المومنین علی (علیه السّلام) بعد از حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) از همه انبیاء وحی (علیهم السلام) افضل است، چون آیه می گوید: المومنین علی (علیه السّلام) به منزله نفس و شخص حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است، به یقین عین او نیست ولی در تمام جهات (بجز مقام نبوت...) در جهات دیگر همانند او است، از سوی دیگر می دانیم رحمت (صلی الله علیه و آله و سلم) از همه انبیاء (علیهم السلام) افضل بود پس المومنین علی (علیه السّلام) نیز می باید افضل باشد، و سپس اضافه می کند که رحمت (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر می خواهد آدم (علیه السلام) را در مقام علمیش، و نوح (علیه السلام) را در طاعتش، و ابراهیم (علیه السلام) را در دوستی و مقام خلیل اللهی اش، و موسی (علیه السلام) را در هیبتش، و عیسی (علیه السلام) را در صفوتش ببیند، به المومنین علی (علیه السّلام) نگاه کند، این حدیث می گوید: آنچه خوبان به طور جداگانه داشته اند او تنها و یکجا دارد.[8]
نتیجه این شد که آیه هم ارتباطی با المومنین علی (علیه السلام) و فرزندانش (علیهم السلام) دارد و هم بیانگر فضیلت آنها می باشد.


معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. پیام قرآن، ناصر مکارم ، ج9، ص 250.
2. الغدیر، عبد الحسین امینی، ج7، ص 129-124.


پاورقی ها:
[1]. رجوع کنید: راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القران، دفتر نشر الکتاب، چاپ دوم، 1404، صفحه 63؛ و رجوع کنید: مکارم ، ناصر، پیام قرآن، قم، انتشارات نسل جوان، چاپ دوم، 1374، جلد 9، صفحه 242 و رجوع کنید: زمخشری، محمود، الکشاف، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ سوم، 1407، جلد 1، صفحه 368.
[2]. پیام قرآن، پیشین، جلد 9، صفحه 242.
[3]. سوره آل عمران، آیه 61.
[4]. رجوع کنید: اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1412 قمری، جلد 12، صفحه 6-10؛ و رجوع کنید: حاکم حسکانی، عبیدالله، شواهد نزیل بقواعد فضیل، بیروت، مؤسسه الاعلمی، 1392 هجری، جلد 1، حدیث 174.
[5]. الکشاف، پیشین، جلد 1، صفحه 369.
[6]. متقی هندی، کنز العمال، بیروت، مؤسسه الرساله، چاپ پنجم، 1405 هجری، جلد 11، صفحه 599 و 603 و 614.
[7]. الکشاف، پیشین، جلد 1، صفحه 370، مدارک زیادی برای حدیث فوق نقل شده است که به بعضی از آنها اشاره می شود:
1ـ نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم؛ مصر، چاپ محمدعلی جیح، جلد 7، صفحه 120. 2ـ احمدبن حنبل، مسند، مصر، جلد 1، صفحه 185. 3ـ طبری، تفسیر طبری ، مصر، میمنیه، جلد 3، صفحه 192. 4ـ حاکم، مستدرک، (رکن حیدر آباد)، جلد 3، صفحه 150. 5ـ حافظ ابونعیم اصفهانی، دلائل النبوه، چاپ حیدرآباد، صفحه 297، 6 ـ واحدی نیشابوری ،اسباب النزول، (مصر، چاپ الهندیه) صفحه 74، 7ـ ف رازی، تفسیر کبیر، (مصر چاپ البهیه) جلد 8، صفحه 85، 8ـ ابن اثیر، جامع الاصول، (مصر، طبع سنه المحمدیه) جلد 9، صفحه 470.
[8]. پیام قرآن، پیشین، جلد 9، صفحه 251؛ با تلخیص که کتاب مذکور نقل نموده است از: تفسیر کبیر ف رازی، جلد 8، صفحه 81. شمول ابنا معنای کلمه ابنا که معنای آن از حیث لغت مشخص می باشد بحثی که میان مفسران مطرح شده است اینکه آیا فرزندان و نوه های دختری هم جزو مصادیق ابنا هستند وآیا شمول «اَبناءَنا» انها را نیز در برمیگیرد.ف رازی ذیل آیه مباهله می‏گوید: به دل این آیه، فرزند دختری هر فرزند اوست و پسرا. ٹائمز: سلاطین عالم کو لکھے جانے والے خطوط میں سے ایک خط اسقف نجران کو بھی لکھا گیا اور اسے دین کی دعوت دی گئی۔ اسقف نجران کو یہ خط گراں گزرا اور اس نے اسے غصے میں پھاڑ دیا۔ اپنے حواریوں اور اہل علم سے مشاورت کے بعد اسقف نجران زعمائے قوم کے ہمراہ عازم مدینہ ہوا۔ بعض روایات میں اس و. آیة مباهله چه ارتباطی به علی بن طالب و فرزندان او دارد؟ واحد دار القرآن تبیان زنجان- پرسش : آیة مباهله چه ارتباطی به علی بن طالب و فرزندان او دارد؟ و در حقیقت چه عظمت و فضیلتی را برای آنها اثبات می نماید؟ پاسخ : برای روشن شدن جواب لازم است به نکاتی اشاره شود. 1ـ معنای لغوی مباهله: این لفظ در اصل از مادة بهل بر وزن اهل به معنای رها است، به همین جهت هنگامی که حیوان را، به حال خود واگذارند، و آن را برای جلوگیری از نوشیدن نوزادش در کیسه قرار ندهند به آن حیوان باهل می گویند، و ابتهال در دعا به معنای تضرع و واگذاری کار بر خدا است، و گاه این واژه را به معنای هلاکت و لعن و دوری از خدا معنی کرده اند، آن نیز به خاطر رها و واگذار نمودن بنده به جای خویش و وج از سایه لطف خدا است،[1] 2ـ حقیقت مباهله: مباهله به معنای نفرین دو نفر به هم دیگر است، به این ترتیب که وقتی استدلالات منطقی در مسئلة دینی سودی نداشت، در یکجا جمع می شوند، و به درگاه خدا تضرع و از او می خواهند که دروغگو را رسوا سازد و مجازات کند،[2] 3ـ ترجمة آیة مباهله: هر گاه بعد از علم و دانش که درباره به تو رسیده، انی با تو به بحث و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم وشما هم فرزندان خود را، ما ن خویش را، فرا می خوانیم شما هم ن خویش را ما از نفوس خویش دعوت می کنیم شما هم از نفوس خود، آنگاه مباهله می کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار می دهیم. [3] بعد از این اما: جواب قسمت اول پرسش که مباهله چه ارتباطی با علی ـ علیه السّلام ـ و فرزندان او دارد؟ 1ـ ابوالفرج اصفهانی می گوید که: گروهی از نصارای نجران که در میانشان اسقف آنان و عاقب و ابوحبش و سید و قیس، و عبدالمرح و... بودند به مدینه آمدند، ابتداء به بیت المدارس یهود و بعد همراه یهودیان از نزد آمدند، و سئوالاتی از حضرت نمودند، و بعد از شنیدن پاسخ، دست از لجاجت برنداشتند، تا اینکه آیة مباهله نازل شد، و بعد از خواندن آیه و پیشنهاد مباهله، اسقف نجرانیان گفت: این منصفانه است، فرمودند: فردا با یکدیگر مباهله می کنیم. یهودیان از مباهله منصرف شدند، و یان هم بین خود گفتگوهای زیادی نمودند، عده ای گفتند: ما می دانیم حق با اوست مباهله نکنیم و الا هلاک می شویم عاقب و سید که اسقف نجرانیان بودند، گفتند: اگر محمد با اصحابش برای مباهله آمدند، یقیناً نیست، ولی اگر با خانواده اش آمد، تحقیقاً است. فردای آن روز بعد از اذان صبح حضرت برای مباهله آماده شد، علی را در سمت راست خود، حسن را در سمت چپ خود، و حسین را در سمت راست، علی و فاطمه را در عقب سر خود قرار داد، عاقب وقتی چنین دید به سید گفت: با محمد مباهله نکن چون اگر اینکار را انجام بدهی نه ما نجات می ی م و نه نسل های ما،[4] زمخشری اضافه می کند که حضرت، خود و همراهان (علی و حسنین و فاطمه علیهم السلام) زیر ایی قرار گرفتند، سپس فرمود: الا یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت خداوند اراده فرموده است تا پلیدی را از شما اهلبیت ببرد.[5] اما قسمت دوم سؤال: اولاً فرزندان حضرت علی ـ علیه السلام ـ بعنوان فرزند ـ صلی الله علیه و آله ـ و خود علی بمنزلة جان ـ صلی الله علیه و آله ـ خوانده شده است، در روایات عامه معنی شده که اطاعت حضرت علی ـ علیه السّلام ـ اطاعت از ـ صلی الله علیه و آله ـ است ج از حضرت علی ـ علیه السّلام ـ ج از ـ صلی الله علیه و آله ـ می باشد، و ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: تو از منی، و من از تو، و علی به منزله سر من می باشد نسبت به تنم،[6] آیا این عظمت کمی است، آنهم بالفظ جمع ابنائنا و انفسنا که دل بر عظمت آنها دارد؟ و ثانیاً در مقابل یهودیت و یت از مردان سه نفر انتخاب شدند، که نشان می دهد بهترین انسانها و عزیزترین افراد در نزد ـ صلی الله علیه و آله ـ باید باشند؛ چون پای مکتب و آبروی در بین بود، آیا این فضیلت نیست؟ زمخشری می گوید: آیه دل بر بلند مرتبگی و قرب منزلت اصحاب اء دارد... در پایان می گوید و فیه دلیل لاشیء اقوی منه علی فضل اصحاب ال اء علیهم ، در ترتیب آیه و بیان آن دلیلی بر برتری اصحاب إ وجود دارد که چیزی قویتر و بالاتر از آن نداریم،[7] گذشته از این، انی که در مباهله شرکت می کنند باید به حقانیت راه خود یقین کامل داشته باشند و استجابت دعای خود را یقینی بدانند، و این مستجاب الدعوة بودن، مقام بلندی است که جز مقربان درگاه خداوند بدان نمی رسند، و ف رازی از محمود حمصی از علمای شیعه چنین نقل می کند که: او با استفاده از این آیه اثبات می کرد که علی ـ علیه السّلام ـ بعد از ـ صلی الله علیه و آله ـ از همه انبیاء وحی افضل است، چون آیه می گوید: علی ـ علیه السّلام ـ به منزلة نفس و شخص محمد است، به یقین عین او نیست ولی در تمام جهات (بجز مقام نبوت...) در جهات دیگر همانند او است، از سوی دیگر می دانیم از همة انبیاء افضل بود پس علی ـ علیه السّلام ـ نیز می باید افضل باشد، و سپس اضافه می کند که ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: هر می خواهد آدم را در مقام علمیش، و نوح را در طاعتش، و ابراهیم را در دوستی و مقام خلیل اللهی اش، و موسی را در هیبتش، و عیسی را در صفوتش ببیند، به علی ـ علیه السّلام ـ نگاه کند، این حدیث می گوید: آنچه خوبان به طور جداگانه داشته اند او تنها و یکجا دارد.[8] نتیجه این شد که آیه هم ارتباطی با علی و فرزندانش دارد و هم بیانگر فضیلت آنها می باشد. معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر: ـ پیام قرآن، مکارم ، ج9، ص 250. منبع: راسخون گردآوری:گروه قرآن سایت تبیان زنجان

http://tebyan-zn.ir/quran پی نوشت: [1]. ر.ک: راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القران، دفتر نشر الکتاب، چاپ دوم، 1404، ص 63؛ و رک: مکارم ، ناصر جمعی از دانشمندان، پیام قرآن، قم، انتشارات نسل جوان، چاپ دوم، 1374، ج9، ص 242 و رک: زمخشری، محمود، الکشاف، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ سوم، 1407، ج1، ص 368. [2]. پیام قرآن، پیشین، ج9، ص 242. [3]. آل عمران/61. [4]. ر.ک: اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1412 ق، ج12، ص 6-10؛ و ر.ک: حاکم حسکانی، عبیدالله، شواهد نزیل بقواعد فضیل، بیروت، مؤسسه الاعلمی، 1392 هـ ، ج1، حدیث 174. [5]. الکشاف، پیشین، ج1، ص 369. [6]. متقی هندی، کنز العمال، بیروت، مؤسسه الرساله، چاپ پنجم، 1405 هـ ، ج11، ص 599 و 603 و 614. [7]. الکشاف، پیشین، ج1، ص 370، مدارک زیادی برای حدیث فوق نقل شده است که به بعضی از آنها اشاره می شود: 1ـ نیشابوری، مسلم بن حجاج، صاحب صحیح معروف که از کتب شش گانه مورد اعتماد اهل سنت است؛ عصر، چاپ محمدعلی جیح، ج7، ص 120. 2ـ احمدبن حنبل، مسند، مصر، ج 1، ص 185. 3ـ طبری، تفسیر طبری و مصر، میمنیه، ج3، ص 192. 4ـ حاکم، مستدرک، (رکن حیدر آباد)، ج 3، ص 150. 5ـ حافظ ابونعیم اصفهانی، دلائل النبوه، چاپ حیدرآباد، ص 297، 6 ـ واحدی نیشابوری اسباب النزول، (مصر، چاپ الهندیه) ص 74، 7ـ ف رازی، تفسیر کبیر، (مصر چاپ البهیه) ج8، ص 85، 8ـ ابن اثیر، جامع الاصول، (مصر، طبع سنه المحمدیه) ج9، ص 470، و ابن جوزی قاضی بیضاوی طنطاوی، برای اطلاع بیشتر مراجعه شود به المراجعات ص 128-126، و الغدیر علامه امینی، ج7، ص 129-124؛ و کتاب فاطمه زهرا نامبرده (انتشارات استقلال) ص70، و پیام قرآن، پیشین، ج9، ص 244-248. [8]. پیام قرآن، پیشین، ج9، ص 251؛ با تلخیص که کتاب مذکور نقل نموده است از: تفسیر کبیر ف رازی، ج8، ص 81. مباهله اثبات حقانیت و آل او (صلی الله علیه واله)
مباهله اثبات حقانیت (ص) و آل او
اشاره
جزئیات واقعه مباهله که بیش از یک‏ ماه طول کشیده، براى نسل امروز ناشناخته است. مباهله، ماجرایى تاریخى است که در سال‏هاى آ عمر رخ داد و با نامه‏اى از سوى آن حضرت به یان آغاز شد. به دنبال آن، یان در مجلس عمومى خود، پیش‏گویى کتاب‏هاى آسمانى را درباره آن حضرت خواندند. سپس نمایندگان نجران به مدینه سفر د و پس از مناظره با ، محکوم شدند. آن‏گاه قرار شد میان آن حضرت و نجرانیان مباهله برگزار شود و دو طرف، اثبات حقانیت خود را به خدا واگذار د تا هر کدام حق را مى‏داند و کتمان مى‏کند، به عذاب الهى گرفتار شود. آیه قرآن نیز مبنى بر اجراى مباهله نازل شد و مقام باعظمت اهل بیت علیهم‏السلام را به همه فهمانید.
اصل مباهله
اصل مباهله آن است که دو نفر یا دو گروه پس از مناظره و استدلال در برابر یکدیگر، به نتیجه‏اى که مقبول دو طرف باشد، نرسند و هر یک ادعاى کتمان عمدى حق را از سوى دیگرى داشته باشد. آنها در این مرحله براى اثبات ادعاى خود، مسئله را به خدا واگذار مى‏کنند و هر یک از خدا مى‏خواهد که اگر دیگرى در ادعاى خود به عمد دروغ مى‏گوید و حق را دانسته، کتمان مى‏کند، بى‏درنگ، عذاب را بر او نازل کند تا حق روشن شود. در چنین برنامه‏اى که دستورى الهى است، خداوند به سرعت پاسخ مى‏دهد تا حجت را بر مردم تمام کند؛ چنان‏که در روزگار ان، این مسئله بارها اتفاق افتاد و مخالفانشان با معجزه الهى دچار عذاب شدند و حق بر همه آشکار گردید.
مباهله، اعتقادى استوار
مباهله، آفتابى همچون غدیر بود که روزى طلوع کرد و براى همیشه چراغ راه شیعه در طول تاریخ شد. پس از نپذیرفتن مباهله از سوى یان نجران، دفتر مباهله هیچ‏گاه بسته نشد، بلکه اوراق پرافتخار آن فرا روى تاریخ گشوده ماند. با اینکه مباهله‏اى انجام نشد، ولى اعتقادى بلند به یادگارماند که صاحبان آن اهل بیت علیهم‏السلام بودند و استفاده از مفاهیم آن، درس فکرى شیعه شد. در طول تاریخ، ازیک سو، اهل بیت علیهم‏السلام در مقاطع مختلف با ذکر این ماجرا و آیه مباهله، ناآگاهان مستضعف را هدایت و دشمنان مغرض را سرکوب د و از سوى دیگر، دشمنان در بین خود یا در مجالس عمومى و خصوصى به این فضیلت اهل بیت علیهم‏السلام اقرارکرده‏اند.
نتایج مباهله
اثبات حقانیت اعظم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله یکى از مهم‏ترین نتایج مباهله، اثبات حقانیت است. اگر حضرت به حقانیت خود اطمینان و ایمان نداشت، هیچ‏گاه همراه عزیزترین افراد خانواده‏اش به میدان مباهله در نمى‏آمد. به همراه داشتن اهل بیت علیهم‏السلام در این جریان بدان معناست که به راست‏گویى خود اطمینان و یقین کامل داشت. ازاین‏رو، با جرئتى خاص، عزیزترین و محبوب‏ترین ان خود را در معرض هلاک قرار داد. وجود اهل‏بیت علیهم‏السلام در این جریان بزرگ، خود، دلیل محکمى بر اثبات حقانیت است؛ چنان‏که اسقف اعظم نجرانیان نیز به این امر اشاره کرد.
وعده عذاب، دلیل حقانیت
به انجام گرفتن مباهله اهتمام مى‏ورزید و در عین حال به نجرانیان خبر داد که چنانچه با آن حضرت مباهله کنند، عذاب حق تعالى بر آنها نازل خواهد شد. اگر حضرت به حقیقت خویش یقین نداشت، هیچ‏گاه این‏گونه اصرار نمى‏کرد و اهتمام نمى‏ورزید.
جریان مباهله از دو نظر بر صحت و ثبوت نبوت دل دارد:
1. خبر دادن از عذاب الهى و ترساندن نجرانیان از آن، که اگر بر نزول عذاب وثوق نداشت، با اصرار به انجام این کار، براى آشکار ساختن آن تلاش نمى‏کرد.
2. نجرانیان، حقیقت ادعاى را مى‏دانستند، وگرنه از مباهله منصرف نمى‏گردیدند و حاضر به دادن جزیه و از دست دادن عزت و آبروى خود در میان اقوام گوناگون نصارا نمى‏شدند.
موعود
خوددارى نجرانیان از مباهله با حضرت رسول صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ، نشان از اعتقاد آنان به ى حضرت دارد. اگر نصارا به موعود بودن حضرت محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله یقین نداشتند، از مباهله خوددارى نمى‏ورزیدند و همدیگر را از مباهله باز نمى‏داشتند. اگر آنها به بر حق بودن علم نداشتند، نباید از نفرین آن حضرت و معدودى از اهل بیت او مى‏ترسیدند و باید رتبه و مقام خویش را در میان قوم خود حفظ مى‏ د؛ چنان‏که براى حفظ شأن و مقام خود جنگ‏ها د. پس به طور طبیعى نباید ذلت و خوارى جزیه دادن را براى خود هموار و ش ت مفتضحانه را با جان و دل اختیار مى‏ د.
اثبات فرزندى حسنین علیهماالسلام
جریان مباهله، بیان کننده این است که حسنین علیهماالسلام ، فرزندان رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بوده‏اند؛ زیرا حق تعالى در آیه مباهله، جمله «وَابنائنا» را ذکر کرده که به معناى «پسران ما» است و بر اساس نظر همه مسلمانان، هنگام نزول این آیه، ، پسرى جز حسن علیه‏السلام و حسین علیه‏السلام نداشت. البته خداوند در قرآن کریم، عیسى علیه‏السلام را نیز از طرف مادر به حضرت ابراهیم علیه‏السلام منسوب کرد و بدین وسیله، به اثبات رساند که فرزندان دختر را نیز فرزند مى‏گویند. ازاین‏رو، نیز هنگامى که آیه مباهله نازل شد و حضرت در مقام مباهله برآمد، فرمود: «پسرانمان و پسرانتان را بیاوریم» و آن‏گاه حسن علیه‏السلام و حسین علیه‏السلام را همراه خود در جریان مباهله شرکت داد.
اثبات فضیلت آل ا علیهم‏السلام
واقعه مباهله، این مطلب را اثبات کرد که على علیه‏السلام و حضرت فاطمه علیهاالسلام و حسن علیه‏السلام و حسین علیه‏السلام پس از ، نزد خدا، شریف‏ترین آفریده‏ها و نزد رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ، عزیزترین مردم بودند؛ چنان‏که براى تعیین «ابناء» و «نساء» و «انفس»، جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و دستور آمد که همراه على علیه‏السلام و حضرت زهرا علیهاالسلام و حسن علیه‏السلام و حسین علیه‏السلام براى مباهله بیرون روند. همراه بردن آل ا در جریان مباهله، به معناى آن است که آیه مباهله بر ثبوت فضیلت آل ا دل دارد؛ چنان‏که رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «این گروه که من آورده‏ام، نزد خدا، پس از من، گرامى‏ترین و عزیزترین خلقند».
اثبات برترى على علیه‏السلام
در آیه مباهله، واژه «وانفسنا» در حقیقت بر این دل دارد که على علیه‏السلام از همه ان و اولیا و اصحاب رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله برتر است؛ چون در حدیث مباهله، به جز ، ى نبود که مشمول آن عبارت باشد. خدا به نجرانیان فرمود: «بیایید فرزندان و ن و جانمان را دعوت کنیم که در میدان مباهله حاضر شوند»، در حالى‏که به جز على علیه‏السلام ، ى را همراه نیاورد. پس، على علیه‏السلام پس از ، از همه برتر است. در جریان مباهله، هم‏زمان با ثابت شدن توحید الهى در برابر یان و نبوت ، خلافت مؤمنان على علیه‏السلام نیز با نفس بودن آن حضرت در برابر ، ثابت گردید.
اتمام حجت‏هاى معصومان با مباهله
استدلال مقام عصمت با مباهله و اتمام حجت به وسیله آن، در درجه اول، دلیلى است بر محتواى بلند علمى و یقینى بودن سند مباهله و در درجه دوم، از عمق مطالب قابل است اج از باطن این ماجرا خبر مى‏دهد. اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله یک‏بار، مؤمنان على علیه‏السلام در ده مورد که نقاط حساسى از تاریخ غصب خلافت بوده است، حسن علیه‏السلام در دو مرتبه در برابرمعاویه؛ حسین علیه‏السلام در یک مورد در جمع صحابه در منا؛ باقر علیه‏السلام در سه مورد؛ صادق علیه‏السلام در سه مورد، کاظم علیه‏السلام در دو مورد، رضا علیه‏السلام در سه مورد در مناظره با مأموران و علماى مذاهب مختلف، هادى علیه‏السلام در یک مورد و حسن عسکرى علیه‏السلام در یک مورد به ماجراى مباهله استدلال فرموده‏اند.
اتمام حجت اصحاب معصومان علیهم‏السلام
اصحاب صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به عنوان شاهدان عینىِ ماجراى مباهله و فضیلت بزرگى که در آن روز براى اهل بیت علیهم‏السلام ثبت شده و نیز اصحاب ائمه علیهم‏السلام به عنوان عالمان نزدیک به مقام عصمت که حقایق را دقیق‏تر به دست آورده‏اند، حجتى بزرگ بر همه انى هستند که سخن آنان را مى‏شنوند. از حُذَیْفه، جابر، ابن عباس، ابوسعید خِدرى، ابن ابى سَلْمِه و دیگر اصحاب درباره مباهله مطالبى رسیده و یحیى بن یَعْمُر به وسیله مباهله، اتمام حجتى عظیم در برابر حجاج، حاکم ستمگر اموى کرده است، به‏گونه‏اى که این دشمن خون‏خوار شیعه، به مباهله و محتواى بلند آن اقرار کرد. البته باید دانست حجاج، یحیى را پس از محاکمه به تیغ جلاد سپرد.
این مناظره، اوج افتخار شیعه را مى‏رساند که اسناد مطمئن اعتقاد خویش را در هر زمان و مکانى با رشادت، عرضه و سخن حق خویش را ثابت مى‏کند.
اقرار دشمنان به مباهله
با آنکه دشمنان اهل بیت علیهم‏السلام هرگز حاضر به بیان فضیلت‏هاى ایشان نمى‏شوند، ولى در مواردى مانند مباهله، مسئله آن‏قدر روشن و قطعى است که بدان اقرار کرده‏اند. این موارد، اتمام حجت مهمى بر ضد خودشان است که بر یقین ما مى‏افزاید. اعتراف سعد بن ابى وَقّاص، از سران جریان سقیفه که هیچ سابقه دوستى با اهل بیت علیهم‏السلام ندارند؛ اعتراف عبدالله بن عمر که سوابق بسیارناخوشایندى با خاندان اعظم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله داشته است؛ اعتراف حسن بصرى از انى که روزگار خود را با نفاق و دورویى گذراند؛ اعتراف شعبى که از دشمنان اهل بیت علیهم‏السلام است و در زمان حجاج مى‏زیست و از هیچ اقدامى بر ضد اصحاب ائمه علیهم‏السلام فروگذار نکرد و اعتراف شهر بن خَوشَب از علماى مخالف شیعه که در این مخالفت پیشینه طولانى دارد، از جمله این اعتراف‏ها به شمار مى‏آید.
عید مباهله
مباهله، روز جشن توحید و نبوت و ت است. عیدى است که در غدیر امضاى «رَضِیتُ لَکُمُ الاِسلامَ دِینا» بر آن زده شد. روزى است که توحید آن‏گونه که خدا مى‏خواست، جلوه‏گر شد و نبوت با سندهایى از کتاب‏هاى آسمانى به اثبات رسید و ت با معرفى نفس رسول، کامل‏ترین جلوه خود را نشان داد. این پیوستگى توحید و نبوت و ت، اعتقاد شیعه است و خط مستمرى را تداعى مى‏کند که ارتباط مستقیم بشر با خدایش در هیچ زمانى قطع نمى‏شود. از همین روست که شیعه، مباهله را روز خود مى‏داند و هرساله خاطره آن را گرامى مى‏دارد. مباهله، روز توحید و جشن نبوت و عید ولایت و برائت است که در طول تاریخ ان، فقط یک‏بار با این شکوه‏مندى رخ داده است.
جشن روز مباهله
در روز مباهله، شایسته است شادى و سرور در چهره شیعیان نمایان باشد و افتخار کنند که در چنین روزى، یکى از دلایل ابدى حقانیت تشیع، با سند قرآنى آن در آیه مباهله به دنیاى تقدیم شده است. در آراستن سیماى ظاهرى و ارتباط دادن آن روز با اهل‏بیت علیهم‏السلام ، دستورهاى زیر به ما داده شده است: غسل که به نیت روز مباهله انجام مى‏گیرد و در احادیث و کتاب‏هاى فقهى تأکید خاصى بر آن گردیده است. پوشیدن لباس پاکیزه که دستور خاصى درباره آن داده شده است تا با پوشش پاکیزه، جلوه عید و سرور درچهره‏ها دیده شود. عطرزدن نیز، جشن و شادى را هرچه بیشتر تداعى مى‏کند.
منبع:حوزه

منبع: راسخون ( http://rasekhoon.net/article/show/122209/ ) فاطمه زهرا زن علی بن طالب فاطمه بنت محمد دختر محمد و خدیجه، همسر علی بن طالب و مادر حسن ابن علی و حسین ابن علی سه نخست شیعه و یکی از پنج عضو آل عبا است. او از شخصیت های بسیار محترم برای تمامی مسلمانان است. او نقش مهمی در رویداد مباهله داشت. تولد : مکه، عربستان سعودی مرگ : ۵ اوت ۶۳۲ م. آیه مباهله سند گفت و گوی علمی و اخلاقی بین ادیان و هم زیستی مسالمت آمیز بین و یت است. هدی پاینده آشتیانی/ کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث - بخش قرآن تبیان «به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب.[این نامه ای است] از محمد، خدا، به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را ستایش می کن. این فایل حاوی مطالعه پاو وینت دیدگاه اهل سنت درباره عاشورا و حسین می باشد که به صورت فرمت powerpoint در 35 اسلاید در اختیار شما عزیزان قرار گرفته است، در صورت تمایل می توانید این محصول را از فروشگاه یداری و نمایید. فهرستدیدگاه اهل سنت درباره عاشورا و حسینحسین (ع ) بابى از بهشت شخصیت و . image result for ‫قوی ترین و با فضیلت ترین و مهمترین آیه که اهل سنت در حق المؤمنین (ع) می دانند‬‎
جالب ترین آیه ای که خود بزرگان اهل سنت، آن را قوی ترین و با فضیلت ترین و مهمترین آیه در حق المؤمنین (علیه السلام) و حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) و حسنین (علیهما السلام) می دانند، آیه مباهله است: فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَکُمْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ (1) و زمخشری می گوید: ادامه مطلب
دیدار نمایندگان نجران با اکرم(ص) رسول اکرم با چه انی به مباهله می رود؟ انصراف از مباهله عظمت حضرت زهرا علیهاالسلام سند آیه مباهله " نجران" بخش با صفایی با هفتاد د ده تابع خود، در نقطه مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است. در آغاز طلوع ، این نقطه تنها منطقه ی نشین حجاز بود. (ص) در سال های اول رس خود، با سران کشورهای جهان مکاتبه کرد و بدین وسیله آنها را به دین مبین دعوت نمود. در این بین نامه ای نیز به اسقف نجران نوشت و طی آن یان نجران را به آئین دعوت نمود. mobahele,مباهله,روز مباهله,ذی الحجه,24 ذی الحجه,آیه مباهله,تفسیر آیه مباهله,ماجرا مباهله,ویژه نامه,ویژه نامه مباهله « به نام خدای ابراهیم، اسحاق و یعقوب. این نامه ای است از محمد خدا به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را حمد و ستایش می کنم و شما را از پرستش بندگان، به پرستش خدا دعوت می نمایم. شما را دعوت می کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند وارد آیید، اگر دعوت مرا نپذیرفتید(لااقل) باید به حکومت ی مالیات(جزیه) بپردازید و در غیر این صورت به شما اعلام خطر می شود.» نمایندگان اکرم، نامه ایشان را به اسقف یان نجران رساندند. وی پس از خواندن نامه، شورایی مرکب از شخصیت های مذهبی و غیرمذهبی تشکیل داد که وارد مدینه شوند و از نزدیک با صلی الله علیه و آله دیدار کنند و دلایل نبوت ایشان را مورد بررسی قرار دهند. دیدار نمایندگان نجران با اکرم(ص) نمایندگان نجران پس از دیدار با با ایشان به مباحثه و تبادل نظرات و افکار پرداختند و در مورد حضرت و حضرت مریم و خدا به گفتگو نشستند، که در نهایت آنان به (ص) گفتند: گفتگوهای شما ما را قانع نمی کند. در این هنگام حضرت جبرئیل نازل گردید، و آیه مباهله را آورد و را مأمور کرد تا با انی که با او مجادله می کنند و حق را نمی پذیرند به مباهله برخیزد. فرمان الهی از این قرار بود:" فمن حاجک فیه من بعد ما جاء ک من العلم فقل تعالوا ندع ابناء نا و ابناء کم و نساء نا و نساء کم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علی الکاذبین."( آل عمران/61) هرگاه بعد از علم و دانشی که(درباره ) به تو رسیده،(باز) انی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو:« بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما ن خویش را دعوت نماییم، شما هم ن خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.» نمایندگان نجران از وقت خواستند و قرار شد فردای آن روز به مباهله بروند. رسول اکرم با چه انی به مباهله می رود؟ وقت مباهله فرا رسید. قبلاً و نمایندگان نجران، توافق کرده بودند که مراسم مباهله در نقطه ای خارج از شهر مدینه، در دامنه صحرا انجام بگیرد. اسقف ی به نمایندگان نجران گفته بود در مراسم مباهله نگاه کنید، اگر محمد با فرزندان و خانواده اش برای مباهله آمد، از مباهله با او بترسید و اگر با یارانش آمد با او مباهله کنید، زیرا چیزی در بساط ندارد. اکرم(ص) به همراه حضرت علی، حسن و حسین و حضرت فاطمه علیهم السلام به سمت صحرا رفت. از آن سو نمایندگان نجران در حالی که اسقف آنها پیشاپیش حرکت می کرد به محل رسیدند. وقتی را دید، از همراهان ایشان پرسید، که به او گفتند: این پسرعمو و داماد او و محبوبترین خلق خدا نزد او است و این دو پسر، فرزندان دختر او از علی علیه السلام هستند و آن بانوی جوان، دخترش فاطمه علیها السلام است که عزیزترین مردم نزد او، و نزدیک ترین افراد به قلب او است. به اسقف گفته شد که برای مباهله قدم پیش گذار. اسقف گفت: نه، من مردی را می بینم که نسبت به مباهله با کمال جرأت اقدام می کند و می ترسم راستگو باشد. mobahele,مباهله,روز مباهله,ذی الحجه,24 ذی الحجه,آیه مباهله,تفسیر آیه مباهله,ماجرا مباهله,ویژه نامه,ویژه نامه مباهله من چهره هایی را می بینم که هرگاه دست به دعا بلند کنند و از درگاه الهی بخواهند که بزرگترین کوهها را از جای برکند، فوراً اینطور خواهد شد. بنابراین، هرگز صحیح نیست ما با این افراد مباهله نماییم. زیرا بعید نیست که همه ما نابود شویم، و ممکن است دامنه عذاب گسترش پیدا کند، و همه یان جهان را بگیرد و در روی زمین حتی یک ی باقی نماند. نمایندگان نجران وقتی که دیدند اکرم(ص) نزدیکان و عزیزان خود را برای مباهله به همراه آورده است، دریافتند که رسول الله(ص) به دعوت و دعای خود اعتقاد راسخ دارد، والا یک فرد مردد، عزیزان خود را در معرض بلای آسمانی و عذاب الهی قرار نمی دهد. انصراف از مباهله هیات نمایندگی نجران با دیدن وضع یاد شده، وارد شور شده و به اتفاق آراء تصویب د که هرگز وارد مباهله نشوند، آنان حاضر شدند که هر سال مبلغی به عنوان "جزیه" ( مالیات سالانه) بپردازند و در برابر آن، حکومت ی از جان و مال آنان دفاع کند. اکرم(ص) نیز رضایت خود را اعلام نمود و قضیه مباهله به اتمام رسید. سپس اکرم(ص) فرمود: عذاب، سایه شوم خود را بر سر نمایندگان مردم نجران گسترده بود و اگر از در ملاعنه و مباهله وارد می شدند، صورت انسانی خود را از دست داده، و در آتشی که در بیابان برافروخته می شد، می سوختند و دامنه عذاب به سرزمین نجران نیز کشیده می شد. عظمت حضرت زهرا علیهاالسلام درعربستان پیش از ، زن هیچ جایگاهی نداشت. زن به عنوان کنیزی که در خدمت مرد قرار می گرفت تا کارهای خانه اش را انجام دهد، ایفای وظیفه می نمود. او در مسائل اجتماعی، اقتصادی، و غیره حق دخ و اظهارنظر نداشت. در چنین شرایطی بود که ظهور نمود، دیگر به جنس انسان اهمیتی نمی داد بلکه انسانیت وی حائز اهمیت بود. ن صاحب حق و حقوقی شدند و دیگر کمتر مورد ظلم قرار می گرفتند. در چنین شرایطی که دختران زنده به گور می شدند و برای ن در جامعه هیچ شخصیتی قائل نبودند. حضرت زهرا علیهاالسلام پا به عرصه هستی نهاد و همگان از کارهای (ص) نسبت به ایشان تعجب می نمودند. اکرم با آن مقام مادی و معنوی، خم شده و دستان دختر خود را می بوسید و به او احترام ویژه می گذاشت. البته خیلی ها به اشتباه تصور می کنند که ارزش حضرت به خاطر این بوده است که ایشان دختر نبوت، همسر ولایت و مادر ت بوده اند. حال آنکه باید در نظر داشت که ایشان شایستگی و ارزش آن را داشته که در این مسندها جای گرفته است. با بررسی تاریخ روز مباهله پی می بریم که خود حضرت زهرا(س) آن قابلیت را داشته و از مقام والای معنوی برخوردار بودند که به همراه (ص) به مباهله می روند. چرا که در درگاه الهی قرب داشته و دعا یا نفرین ایشان به استجابت می رسید. مباهله با یان نجران کار ساده ای نبود که با هر زن و مرد عادی بتوان آن را به اجرا درآورد بلکه افراد شرکت کننده در مباهله باید به درجه ای از حق و یقین رسیده باشند که خدای متعادل درخواست آنان را پاسخ گوید. این که حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام در مراسم مباهله شرکت داشته، حاکی از عظمت شخصیت ایشان می باشد. سند آیه مباهله غالب مفسران و محدثان شیعه و اهل تسنن تصریح کرده اند که آیه مباهله در حق اهل بیت صلی الله علیه و آله نازل شده است و تنها انی را که همراه خود به میعادگاه برد فرزندانش حسن و حسین و دخترش فاطمه و علی علیهم السلام بودند. برخی از مفسران اهل تسنن که در اقلیت هستند، کوشیده اند که ورود احادیث واقعه ی روز مباهله را در این زمینه که در عظمت اهل بیت علیهم السلام بوده است، انکار نمایند. ولی با مراجعه به مسانید و منابع اهل تسنن دیده می شود که بسیاری از آنان احادیثی ذکر نموده اند بنابر این نظر که قضیه تاریخی مباهله مربوط به اکرم، حضرت علی، حسنین و حضرت زهرا علیهم السلام می باشد. برای اثبات این حرف، برخی از روایات آنان را در این باب با ذکر مدارک ذکر می نماییم. " قاضی نورالله شوشتری" در جلد سوم از کتاب نفیس" احقاق الحق" طبع جدید صحفه 46 چنین می گوید: " مفسران در این مسئله اتفاق نظر دارند که " ابناء نا" در آیه فوق اشاره به حسن و حسین علیهماالسلام و " نساء نا" اشاره به فاطمه علیهاالسلام و" انفسنا" اشاره به علی علیه السلام است. سپس- در پاورقی کتاب مزبور- در حدود شصت نفر از بزرگان اهل سنت ذکر شده اند که تصریح نموده اند آیه مباهله درباره اهل بیت علیهم السلام نازل شده است و نام آنها و مشخصات کتب آنها را از صفحه 46 تا 76 مشروحاً آورده است. از جمله شخصیتهای سرشناسی که این مطلب از آنها نقل شده افراد زیر هستند: 1. " مسلم بن حجاج نیشابوری" صاحب " صحیح" معروف که از کتب شش گانه مورد اعتماد اهل سنت است. در جلد 7 صفحه 120. 2. " احمد بن حنبل" در کتاب " مسند" جلد1، صفحه 185. 3. " طبری" در تفسیر معروفش در ذیل همین آیه، جلد سوم، صفحه 192. 4. " حاکم" در کتاب " مستدرک" جلد سوم، صفحه 150. 5. " حافظ ابونعیم اصفهانی" در کتاب " دلائل النبوة" صفحه 297. 6. " واحدی نیشابوری" در کتاب" اسباب النزول"، صفحه 74. 7. " ف رازی" در تفسیر معروفش، جلد8، صفحه85. 8. " ابن اثیر" در کتاب " جامع الا غدیر برترین عید است اطعام در غدیر با لاترین ثواب را دارد صدقه در غدیر بی نظیر است پرداخت خمس در روز غدیر سفارش اکید دارد دادن مهمانی در غدیر از سفارشات است پوشیدن لباس زیبا درغدیر سفارش شده است دیدن بزرگان در غدیر مستحب است روزه عید غدیر پر فضیلت است عطر زدن در غدیر مورد سفارش . در برخی از سوره های قرآن آیاتی وجود دارد که مصداق بارز آن حسین(ع) است . از جمله آیه تطهیر در سوره احزاب، آیه مباهله در آل عمران، آیه مودت در سوره شوری، آیه اطعام و... اما سوره فجر مخصوص آن حضرت دانسته اند. مفسرین بسیاری سوره مبارکه فجر را منتسب به حسین(ع) برشمرده اند. دلیل این انتسا. آیه مباهله و اینکه بر اساس آن ، حضرت فاطمه علیهاالسلام محبوبترین اشخاص در نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله و مقام ربوبى بوده است. این آیه یکى از بزرگترین فضائل را براى حضرت فاطمه علیهاالسلام که همانا در اوج محبوبیت در نزد خداوند و ش مى باشد به اثبات مى رساند. برخى از مصادر مربوط. شهادت
608 - هدایت یعنی شاهد بر گمراهی خود بودن. وجود یعنی شاهد بر نابودی خود بودن. ایمان یعنی شاهد بر کفر خود بودن. پاکی یعنی شاهد بر پلیدی خود بودن. و « شهادت » یعنی همین. پس همه چیز تعریف شد به گونه ای که هرگز قابل تحریف نباشد. آیا اینطور نیست!


علی اکبر خانجانی
کتاب هستی. دهه اول ماه ذى الحجّة دعاى حضرت صادق علیه السلام از روز اوّل تا عصر روز عرفه هدیه پنج دعاى حق تعالى به حضرت عیسى علیه السلام در دهه اوّل تهلیلات حضرت على در دهه اوّل اعمال روز اوّل ذى الحجة روز هشتم: روز ترویه اعمال شب عرفه اعمال روز عرفه تسبیحات حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیه. داستان مباهله نویسنده: جعفر سبحانی آیه مباهله (فمن حاجک فیه من بعد ما جائک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنه الله على الکاذبین)(آل عمران: 61). «هر با تو پس از آن که آگاه شدى، به مجادله برخیزد ، بگو بیایید تا بخوانیم فر. میتوان عاشق بود
مردم شهر ولی میگویند
عشق یعنی رخ زیبای نگار
عشق یعنی خ با یک یار
یا به قول خواجه ..
عشق یعنی لحظه بوس وکنار
چیست اینکه این مردم گویند ؟
من نه یاری ، نه نگاری نه کناری دارم
عشق را اما من ..
با تمام دل خود میفهمم
عشق یعنی
رنگ زیبای انار ...
فروغ. image result for ‫مذاکره با نجرانیان‬‎
س رست هیأت ی علت بی اعتنایی را سؤال می کند، و پاسخ المومنین علی (ع) این است: " با تجملات و تشریفات، میانه ای ندارند؛ اگر می خواهید مورد توجه و استقبال قرار بگیرید، باید این طلاجات و جواهرات و تجملات را فروبگذارید و با هیأتی ساده، به حضور ایشان برسید." این رفتار ، هیأت میهمان را به یاد شان، حضرت ی می اندازد که خود با نهایت سادگی می زیست و پیروانش را نیز به رعایت سادگی سفارش می کرد. آنان از این که می بینند، در رفتار و کردار، این همه از شان فاصله گرفته اند، احساس شرمساری می کنند. ادامه مطلب

ماجرای کامل مباهله که بین (ص) و یان صورت گرفتقرآن مجید با صراحت به (ص) دستور می دهد، درمقابل انی که با استدلال و مذاکره قانع و تابع نمی شوند راه مباهله را پیش گیرد.[1]مباهله چیست؟ در اصل به معنی رها از قید و بند و در دعا به معنی تضرع و واگذاری کار، به خداست و از نظر مفهوم متداول در آیه فوق به معنی نفرین دو نفر به یکدیگر است، افرادی که درباره مسأله مهم مذهبی گفت­و گو دارند در یک جا جمع می شوند و به درگاه خداوند تضرع می کنند و از او می خواهند که دروغگو را رسوا سازد و مجازات کند.[2]
زمان و مکان مباهله نجران مشهور میان دانشمندان این است که روز حضور برای مباهله، بیست و پنجم ذی الحجة سال دهم هجرت، و به اتفاق همه مسلمین، مکان مباهله اطراف «مدینه» و در دامنه صحرا بوده است.[3] آغاز جریان مباهله: بخش با صفای «نجران» که در مرز حجاز و یمن قرار گرفته، در آغاز طلوع تنها منطقه ی نشین در حجاز (عربستان) بود، (ص) به موازات مکاتبه با سران ت های جهان و مراکز مذهبی نامه ای به اُسقف نجران (ابو حارثه) نوشت که در آن آمده است: «بنام خدای ابراهیم و اسحق و یعقوب، از محمد، و رسول خدا، به اسقف نجران، شما را دعوت می کنم که از ولایت و پرستش بندگان، خارج شده و در ولایت و پرستش خداوند وارد شوید وگرنه باید به حکومت ی جزیه (مالیات) بپردازید و در غیر این صورت به شما اعلام خطر می شود». نمایندگان ، وارد نجران شدند، اسقف برای تصمیم گیری شورا تشکیل داد، «شرجیل» که به عقل و درایت و کاردانی معروف بود گفت: از پیشوایان مذهبی شنیده ایم که نبوت، روزی از نسل اسحاق به فرزندان اسماعیل منتقل می شود و بعید نیست محمّد که از اولاد اسماعیل است، همان پیغمبر موعود باشد. تصمیم بر این شد که شصت نفر از علمای آنها با (ص) از نزدیک گفت و گو کنند. هیئت نمایندگی در حالی که لباس های تجملی ابریشمی بر تن و انگشترهای طلا بر دست و صلیب بر گردن داشتند، به مدینه آمده و وارد مسجد شدند و بر سلام د؛ ولی وضع زننده و نامناسب آنها را سخت ناراحت کرد، آنها برای فهمیدن علتِ ناراحتی به عثمان و عبدالرحمان که سابقه آشنایی با آن دو را داشتند، مراجعه د، آن دو گفتند: که حلّ گره به دست علی بن طالب(ع) است، و علی(ع) فرمود با وضع ساده به حضور حضرت بیایید تا مورد تکریم واقع شوید، آنان چنین د، هم سلام آنان را پاسخ داد و هدایای آنها را قبول فرمود.[4] مذاکره نمایندگان نجران با (ص): (ص) فرمود: شما را به آیین توحید و یکتاپرستی دعوت می کنم. نمایندگان گفتند: اگر منظور از ، ایمان به خدای جهان است ما هم ایمان داریم. فرمود: ، نشانه هایی دارد که برخی اعمال شما نشان می دهد که به واقعی نگرویده اید؛ مثلا صلیب می پرستید، گوشت خوک می خورید و برای خدا فرزند قایل هستید. نمایندگان گفتند: او (عیسی(ع)) فرزند خداست چون بدون پدر به دنیا آمده؛ فرمود: وضع حضرت عیسی(ع) نظیر حضرت آدم(ع) است. اگر نداشتن پدر دلیل بر فرزند بودن خداوند است، پس حضرت آدم(ع) سزاوارتر است که فرزند خدا باشد. چون نه پدر داشت نه مادر. نمایندگان گفتند: حرف های شما ما را قانع نمی کند، راهش این است که در وقت مُعینی مباهله کنیم و بر دروغگو نفرین فرستیم و از خدا هلاک او را بخواهیم (از بعضی کتب معلوم می شود که موضوع مباهله را خود پیشنهاد کرد و این آیه شریفه نازل شد: {qفَمَن حاجَّکَ مِنْ بَعدِ ما جائکَ مِنَ الْعِلم فَقُل تَعالُوا نَدْعُ اَبْنائَنا وَ اَبْنائَکُم وَ نِسائَنا وَ نِسائَکُم وَ انْفُسَنا وَ اَنْفُسَکُم ثُمَّ نَبْتَهِل فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَی الکاذبین[5]q}
«هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره ) به تو رسیده (باز) انی با تو به ستیز برخیزند به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت می کنیم شما هم فرزندان خود را، ما ن خود را دعوت می کنیم شما هم ن خود را، ما از نفوس خود دعوت می کنیم و شما هم از نفوس خود، آنگاه مباهله می کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار می دهیم. قرار شد فردای آن روز برای مباهله آماده شوند، سران نمایندگان نجران پیش از آن که با روبرو شوند به یکدیگر می گفتند: هرگاه دیدید که محمّد افسران و سربازان خود را به میدان مباهله آورد معلوم می شود در ادعای خود صادق نبوده؛ ولی اگر با فرزندان و جگر گوشه های خود آمد، پیداست که او و راستگو است و به قدری به خود ایمان دارد و احساس امنیت می کند که عزیزان خود را آورده است، هنوز در این گفت و گو بودند که ناگهان چهره نورانی (ص) ظاهر شد که دست حسن(ع) و حسین(ع) را گرفته و علی(ع) پیش رو و حضرت زهرا(س) پشت سر آن جناب حرکت می د. نمایندگان همگی با ح بهت زده به یکدیگر نگاه می د و انگشت تعجب به دندان گرفتند که این مرد به دعوت و دعای خود اعتقاد راسخ دارد وگرنه عزیزان خود را در معرض بلای آسمانی قرار نمی داد.[6] انصراف نمایندگان نجران از مباهله: نمایندگان با دیدن وضع یاد شده وارد م شدند و به اتفاق آراء تصویب د که وارد مباهله نشوند و حاضر شدند هر سال مبلغی به عنوان جزیه (مالیات سالانه) بپردازند و در مقابل، حکومت ی از جان و مال آنها دفاع کند. (ص) هم راضی شدند و فرمودند: عذاب، سایه شوم خود را بر سر نمایندگان نجران گسترده بود و اگر از درِ ملاعنه و مباهله وارد می شدند صورت انسانی خود را از دست داده و از آتشی که در بیابان برافروخته می شد، می سوختند و دامنه عذاب به سرزمین نجران هم کشیده می شد. اُسقف نجران می گفت: با محمّد(ص) چهره هایی را می بینم که هرگاه دست به دعا بلند کنند و از خدا بخواهند که بزرگترین کوهها را از جای برکند، فوراً کنده می شود; با این چهره های نورانی وافراد با فضیلت مباهله صحیح نیست.
صلح نامه به نام خداوند بخشنده مهربان، این نامه ای است از محمّد رسول خدا به ملت نجران و حومه آن، حکم و داوری محمّد درباره تمام املاک و ثروت ملت نجران این شد که اهالی نجران هرسال دو هزار لباس که قیمت هر یک از چهل درهم نکند به حکومت ی بپردازند... و جان و مال و سرزمین و معابد ملت نجران در امان خدا و رسول اوست، مشروط بر اینکه از همین حالا از هر نوع ربا خواری خودداری کنند.[7] بزرگترین فضیلت برای اهل بیت(ع): مفسران و محدثان شیعه و اهل سنت تصریح کرده اند که آیه مباهله (آل عمران: 61) در حق اهل بیت(ع) نازل شده است و (ص) تنها فرزندانش حسن(ع) و حسین(ع) و دخترش فاطمه(س) و پسر عمویش (دامادش) علی(ع) را به میعادگاه برد و احادیثی فراوان نقل شده است که منظور از (ابنائنا) در آیه; حسن(ع) و حسین(ع) و منظور از (نسائنا) فاطمه(س) و منظور از (انفسنا) حضرت علی(ع) می باشد.[8] خلاصه: مباهله از نظر مفهوم متداول در آیه شریفه به معنای نفرین دو طرف به یکدیگر است تا خداوند دروغگو را رسوا کند، دستور به مباهله در قرآن مجید صریحاً آمده است (آل عمران: 61) مباهله (ص) با ی های نجران در دامنه صحرای مدینه در بیست و پنجم ذی الحجه سال دهم هجرت بود، وقتی استدلال با نمایندگان نجران نتیجه نداد قرار شد مباهله کنند؛ اما قبل از شروع مجلس مباهله نمایندگان نجران منصرف شدند و مالیات را قبول د و صلح نامه امضاء شد. واقعه مباهله بزرگترین سند فضیلت برای علی(ع) و فاطمه(س) و فرزندانشان می باشد.
منابع جهت مطالعه بیشتر:
1ـ فروغ ابدیّت، آیت اللّه جعفر سبحانی.
2ـ منشور جاوید، ج 7، آیت اللّه سبحانی.
3ـ تفسیر نمونه، ج 4.
hh
[1] . آل عمران/ 61.
[2] . مکارم ، ناصر، تفسیر نمونه، دارالکتب ال یه، تهران، چاپ بیست و چهارم، ج 2، ص 437.
[3] . سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، قم، انتشارات دفتر تبلیغات ی، چاپ پانزدهم، 1377، ج 2، ص 442.
[4] . سبحانی، جعفر، منشور جاوید، قم، مؤسسه صادق ـ علیه السلام ـ ، چاپ اول، 1375، ج 7، ص 96.
[5] . آل عمران/ 61.
[6] . تفسیر نمونه، همان، ص 440.
[7] . همان مدرک، منشور جاوید، ص 98.
[8] . ف رازی، تفسیر کبیر، ج 8، ص 85؛ و زمخشری، الکشاف، ادب الحوزه، ج 1، ص 369.مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قمبه نقل از سایت: شه قم اهل بیت (ع) در حکم یک نور هستند. از همین روست که خداوند در آیه مباهله، مومنان علی(ع) را نفس (ص) دانسته است تا از یکتایی و یگانگی آنان خبر دهد. (آل عمران، آیه 61) بر همین اساس (ص) می فرماید: عَلِیٌ‌ مِنِّی‌ وَ أَنَا مِنْ عَلِی؛ علی از من و من از علی هستم.( اعیان الشیعه، السیدمحسن الا. مباهله در لغت
«مباهله» در اصل از ماده «بهل» (بر وزن اهل) بوده و به رها و برداشتن قید و بند از چیزی گفته می شود[1].
مباهله در اصطلاح
مباهله در اصطلاح قرآن و روایات و غیر آنها، به معنای ملاعنه (لعن و نفرین دو طرف به یکدیگر) است؛ این گونه که هرگاه دو گروه یا دو نفر درباره ی مسا.

بازدید : 4043 بار ، 29 آذر 1387مباهله اثبات حقانیت (ص) و آل اومباهله اثبات حقانیت و آل او (صلی الله علیه واله)






مباهله اثبات حقانیت (ص) و آل او
اشارهجزئیات واقعه مباهله که بیش از یک‏ ماه طول کشیده، براى نسل امروز ناشناخته است. مباهله، ماجرایى تاریخى است که در سال‏هاى آ عمر رخ داد و با نامه‏اى از سوى آن حضرت به یان آغاز شد. به دنبال آن، یان در مجلس عمومى خود، پیش‏گویى کتاب‏هاى آسمانى را درباره آن حضرت خواندند. سپس نمایندگان نجران به مدینه سفر د و پس از مناظره با ، محکوم شدند. آن‏گاه قرار شد میان آن حضرت و نجرانیان مباهله برگزار شود و دو طرف، اثبات حقانیت خود را به خدا واگذار د تا هر کدام حق را مى‏داند و کتمان مى‏کند، به عذاب الهى گرفتار شود. آیه قرآن نیز مبنى بر اجراى مباهله نازل شد و مقام باعظمت اهل بیت علیهم‏السلام را به همه فهمانید.اصل مباهلهاصل مباهله آن است که دو نفر یا دو گروه پس از مناظره و استدلال در برابر یکدیگر، به نتیجه‏اى که مقبول دو طرف باشد، نرسند و هر یک ادعاى کتمان عمدى حق را از سوى دیگرى داشته باشد. آنها در این مرحله براى اثبات ادعاى خود، مسئله را به خدا واگذار مى‏کنند و هر یک از خدا مى‏خواهد که اگر دیگرى در ادعاى خود به عمد دروغ مى‏گوید و حق را دانسته، کتمان مى‏کند، بى‏درنگ، عذاب را بر او نازل کند تا حق روشن شود. در چنین برنامه‏اى که دستورى الهى است، خداوند به سرعت پاسخ مى‏دهد تا حجت را بر مردم تمام کند؛ چنان‏که در روزگار ان، این مسئله بارها اتفاق افتاد و مخالفانشان با معجزه الهى دچار عذاب شدند و حق بر همه آشکار گردید.مباهله، اعتقادى استوارمباهله، آفتابى همچون غدیر بود که روزى طلوع کرد و براى همیشه چراغ راه شیعه در طول تاریخ شد. پس از نپذیرفتن مباهله از سوى یان نجران، دفتر مباهله هیچ‏گاه بسته نشد، بلکه اوراق پرافتخار آن فرا روى تاریخ گشوده ماند. با اینکه مباهله‏اى انجام نشد، ولى اعتقادى بلند به یادگارماند که صاحبان آن اهل بیت علیهم‏السلام بودند و استفاده از مفاهیم آن، درس فکرى شیعه شد. در طول تاریخ، ازیک سو، اهل بیت علیهم‏السلام در مقاطع مختلف با ذکر این ماجرا و آیه مباهله، ناآگاهان مستضعف را هدایت و دشمنان مغرض را سرکوب د و از سوى دیگر، دشمنان در بین خود یا در مجالس عمومى و خصوصى به این فضیلت اهل بیت علیهم‏السلام اقرارکرده‏اند.نتایج مباهلهاثبات حقانیت اعظم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله یکى از مهم‏ترین نتایج مباهله، اثبات حقانیت است. اگر حضرت به حقانیت خود اطمینان و ایمان نداشت، هیچ‏گاه همراه عزیزترین افراد خانواده‏اش به میدان مباهله در نمى‏آمد. به همراه داشتن اهل بیت علیهم‏السلام در این جریان بدان معناست که به راست‏گویى خود اطمینان و یقین کامل داشت. ازاین‏رو، با جرئتى خاص، عزیزترین و محبوب‏ترین ان خود را در معرض هلاک قرار داد. وجود اهل‏بیت علیهم‏السلام در این جریان بزرگ، خود، دلیل محکمى بر اثبات حقانیت است؛ چنان‏که اسقف اعظم نجرانیان نیز به این امر اشاره کرد.وعده عذاب، دلیل حقانیت به انجام گرفتن مباهله اهتمام مى‏ورزید و در عین حال به نجرانیان خبر داد که چنانچه با آن حضرت مباهله کنند، عذاب حق تعالى بر آنها نازل خواهد شد. اگر حضرت به حقیقت خویش یقین نداشت، هیچ‏گاه این‏گونه اصرار نمى‏کرد و اهتمام نمى‏ورزید.
جریان مباهله از دو نظر بر صحت و ثبوت نبوت دل دارد:
1. خبر دادن از عذاب الهى و ترساندن نجرانیان از آن، که اگر بر نزول عذاب وثوق نداشت، با اصرار به انجام این کار، براى آشکار ساختن آن تلاش نمى‏کرد.
2. نجرانیان، حقیقت ادعاى را مى‏دانستند، وگرنه از مباهله منصرف نمى‏گردیدند و حاضر به دادن جزیه و از دست دادن عزت و آبروى خود در میان اقوام گوناگون نصارا نمى‏شدند. موعودخوددارى نجرانیان از مباهله با حضرت رسول صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ، نشان از اعتقاد آنان به ى حضرت دارد. اگر نصارا به موعود بودن حضرت محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله یقین نداشتند، از مباهله خوددارى نمى‏ورزیدند و همدیگر را از مباهله باز نمى‏داشتند. اگر آنها به بر حق بودن علم نداشتند، نباید از نفرین آن حضرت و معدودى از اهل بیت او مى‏ترسیدند و باید رتبه و مقام خویش را در میان قوم خود حفظ مى‏ د؛ چنان‏که براى حفظ شأن و مقام خود جنگ‏ها د. پس به طور طبیعى نباید ذلت و خوارى جزیه دادن را براى خود هموار و ش ت مفتضحانه را با جان و دل اختیار مى‏ د.اثبات فرزندى حسنین علیهماالسلام جریان مباهله، بیان کننده این است که حسنین علیهماالسلام ، فرزندان رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بوده‏اند؛ زیرا حق تعالى در آیه مباهله، جمله «وَابنائنا» را ذکر کرده که به معناى «پسران ما» است و بر اساس نظر همه مسلمانان، هنگام نزول این آیه، ، پسرى جز حسن علیه‏السلام و حسین علیه‏السلام نداشت. البته خداوند در قرآن کریم، عیسى علیه‏السلام را نیز از طرف مادر به حضرت ابراهیم علیه‏السلام منسوب کرد و بدین وسیله، به اثبات رساند که فرزندان دختر را نیز فرزند مى‏گویند. ازاین‏رو، نیز هنگامى که آیه مباهله نازل شد و حضرت در مقام مباهله برآمد، فرمود: «پسرانمان و پسرانتان را بیاوریم» و آن‏گاه حسن علیه‏السلام و حسین علیه‏السلام را همراه خود در جریان مباهله شرکت داد.اثبات فضیلت آل ا علیهم‏السلام واقعه مباهله، این مطلب را اثبات کرد که على علیه‏السلام و حضرت فاطمه علیهاالسلام و حسن علیه‏السلام و حسین علیه‏السلام پس از ، نزد خدا، شریف‏ترین آفریده‏ها و نزد رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ، عزیزترین مردم بودند؛ چنان‏که براى تعیین «ابناء» و «نساء» و «انفس»، جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و دستور آمد که همراه على علیه‏السلام و حضرت زهرا علیهاالسلام و حسن علیه‏السلام و حسین علیه‏السلام براى مباهله بیرون روند. همراه بردن آل ا در جریان مباهله، به معناى آن است که آیه مباهله بر ثبوت فضیلت آل ا دل دارد؛ چنان‏که رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «این گروه که من آورده‏ام، نزد خدا، پس از من، گرامى‏ترین و عزیزترین خلقند».اثبات برترى على علیه‏السلام در آیه مباهله، واژه «وانفسنا» در حقیقت بر این دل دارد که على علیه‏السلام از همه ان و اولیا و اصحاب رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله برتر است؛ چون در حدیث مباهله، به جز ، ى نبود که مشمول آن عبارت باشد. خدا به نجرانیان فرمود: «بیایید فرزندان و ن و جانمان را دعوت کنیم که در میدان مباهله حاضر شوند»، در حالى‏که به جز على علیه‏السلام ، ى را همراه نیاورد. پس، على علیه‏السلام پس از ، از همه برتر است. در جریان مباهله، هم‏زمان با ثابت شدن توحید الهى در برابر یان و نبوت ، خلافت مؤمنان على علیه‏السلام نیز با نفس بودن آن حضرت در برابر ، ثابت گردید. اتمام حجت‏هاى معصومان با مباهلهاستدلال مقام عصمت با مباهله و اتمام حجت به وسیله آن، در درجه اول، دلیلى است بر محتواى بلند علمى و یقینى بودن سند مباهله و در درجه دوم، از عمق مطالب قابل است اج از باطن این ماجرا خبر مى‏دهد. اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله یک‏بار، مؤمنان على علیه‏السلام در ده مورد که نقاط حساسى از تاریخ غصب خلافت بوده است، حسن علیه‏السلام در دو مرتبه در برابرمعاویه؛ حسین علیه‏السلام در یک مورد در جمع صحابه در منا؛ باقر علیه‏السلام در سه مورد؛ صادق علیه‏السلام در سه مورد، کاظم علیه‏السلام در دو مورد، رضا علیه‏السلام در سه مورد در مناظره با مأموران و علماى مذاهب مختلف، هادى علیه‏السلام در یک مورد و حسن عسکرى علیه‏السلام در یک مورد به ماجراى مباهله استدلال فرموده‏اند.اتمام حجت اصحاب معصومان علیهم‏السلام اصحاب صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به عنوان شاهدان عینىِ ماجراى مباهله و فضیلت بزرگى که در آن روز براى اهل بیت علیهم‏السلام ثبت شده و نیز اصحاب ائمه علیهم‏السلام به عنوان عالمان نزدیک به مقام عصمت که حقایق را دقیق‏تر به دست آورده‏اند، حجتى بزرگ بر همه انى هستند که سخن آنان را مى‏شنوند. از حُذَیْفه، جابر، ابن عباس، ابوسعید خِدرى، ابن ابى سَلْمِه و دیگر اصحاب درباره مباهله مطالبى رسیده و یحیى بن یَعْمُر به وسیله مباهله، اتمام حجتى عظیم در برابر حجاج، حاکم ستمگر اموى کرده است، به‏گونه‏اى که این دشمن خون‏خوار شیعه، به مباهله و محتواى بلند آن اقرار کرد. البته باید دانست حجاج، یحیى را پس از محاکمه به تیغ جلاد سپرد.
این مناظره، اوج افتخار شیعه را مى‏رساند که اسناد مطمئن اعتقاد خویش را در هر زمان و مکانى با رشادت، عرضه و سخن حق خویش را ثابت مى‏کند. اقرار دشمنان به مباهلهبا آنکه دشمنان اهل بیت علیهم‏السلام هرگز حاضر به بیان فضیلت‏هاى ایشان نمى‏شوند، ولى در مواردى مانند مباهله، مسئله آن‏قدر روشن و قطعى است که بدان اقرار کرده‏اند. این موارد، اتمام حجت مهمى بر ضد خودشان است که بر یقین ما مى‏افزاید. اعتراف سعد بن ابى وَقّاص، از سران جریان سقیفه که هیچ سابقه دوستى با اهل بیت علیهم‏السلام ندارند؛ اعتراف عبدالله بن عمر که سوابق بسیارناخوشایندى با خاندان اعظم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله داشته است؛ اعتراف حسن بصرى از انى که روزگار خود را با نفاق و دورویى گذراند؛ اعتراف شعبى که از دشمنان اهل بیت علیهم‏السلام است و در زمان حجاج مى‏زیست و از هیچ اقدامى بر ضد اصحاب ائمه علیهم‏السلام فروگذار نکرد و اعتراف شهر بن خَوشَب از علماى مخالف شیعه که در این مخالفت پیشینه طولانى دارد، از جمله این اعتراف‏ها به شمار مى‏آید.عید مباهلهمباهله، روز جشن توحید و نبوت و ت است. عیدى است که در غدیر امضاى «رَضِیتُ لَکُمُ الاِسلامَ دِینا» بر آن زده شد. روزى است که توحید آن‏گونه که خدا مى‏خواست، جلوه‏گر شد و نبوت با سندهایى از کتاب‏هاى آسمانى به اثبات رسید و ت با معرفى نفس رسول، کامل‏ترین جلوه خود را نشان داد. این پیوستگى توحید و نبوت و ت، اعتقاد شیعه است و خط مستمرى را تداعى مى‏کند که ارتباط مستقیم بشر با خدایش در هیچ زمانى قطع نمى‏شود. از همین روست که شیعه، مباهله را روز خود مى‏داند و هرساله خاطره آن را گرامى مى‏دارد. مباهله، روز توحید و جشن نبوت و عید ولایت و برائت است که در طول تاریخ ان، فقط یک‏بار با این شکوه‏مندى رخ داده است. جشن روز مباهلهدر روز مباهله، شایسته است شادى و سرور در چهره شیعیان نمایان باشد و افتخار کنند که در چنین روزى، یکى از دلایل ابدى حقانیت تشیع، با سند قرآنى آن در آیه مباهله به دنیاى تقدیم شده است. در آراستن سیماى ظاهرى و ارتباط دادن آن روز با اهل‏بیت علیهم‏السلام ، دستورهاى زیر به ما داده شده است: غسل که به نیت روز مباهله انجام مى‏گیرد و در احادیث و کتاب‏هاى فقهى تأکید خاصى بر آن گردیده است. پوشیدن لباس پاکیزه که دستور خاصى درباره امید یعنی بدانی تا هستی، می توانی تغییر کنی و دنیا را تغییر بدهی.
امید یعنی بدانی خداوند دوستت دارد و اگر به تو زمان داده است، معنی اش این است که در این فرصت می شود کارهایی کرد.
امید یعنی همیشه بخشش خداوند را از اشتباه خود بزرگتر بدانیم.
امید یعنی اگر دان? زندگی صدبار از دستمان رها شد، باز هم برای برداشتن و به مقصد رساندن آن، به ابتدا برگردیم؛ این بار محکمتر گام برداریم.
همیشه امیدوار و قوی باش
بشنو از دلبر در این دار السلام قصه مى‏ گوید ز دلبر در خیام‏ شرحى از احمد بگوید در سرا گوید از لطفش به عالم خوش نوا قصه این باشد نبى در این بلد مى‏ کند بر هر ى آن جا مدد مى‏ رسد بر او ز نجرانى خبر دینشان باشد ى در گذر زین سبب آنجا فرستد یک سفیر تا برد آنجا پیامى چون خبیر او به اسقف . ‎ ‎ دوستداران حضرت زهرا (س): ◀️ به المومنین علیه السلام جفا نکنیم !! از دو الی سه ماه پیش تمامی شیعیان برای عاشورا و اربعین روز شمار زدند! ▪️ این علاقهء به سید ال علیه السلام قابل ستایش است. ✅ اما قبل از محرم، ما مناسبتی داریم که افضل بر تمام مناسبتهای ما است. ✅ اساس مذهب ما به ب. ای وطن ای مادر تاریخ ساز ای مرا بر خاک تو روی نیاز ای کویر تو بهشت جان من عشق جاویدان من ایران من ای ز تو هستی گرفته ریشه ام نیست جز شه ات شه ام آرشی داری به تیر انداختن دست بهرامی به شیر انداختن کاوه آهنگری ضحاک کش پتک دشمن افکنی ناپاک کش رخشی و رستم بر او پا در رکاب تا نبیند دشمن.
ابن تیمیه در رابطه با دل آیه مباهله و دیدگاه شیعه چنین مى نویسد:
«اما این که صلى الله علیه وآله، على، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام را در مباهله با خود همراه ساختند; روایتى صحیح است. این روایت را مسلم، از سعد بن ابى وقّاص نقل کرده است. سعد در روایتى مفصّل و طولانى مى گوید: وق. به نام یگانه خالق گیتی


#آشنایی_کوچکی_با_حضرت_زهرا(س)


فاطمه (س) دختر و خدیجه کبری (س)، همسر المومنین (ع) و یکی از پنج تن آل عبا است. او نزد شیعیان دوازده ی یکی از چهارده معصوم است و دوم و سوم از فرزندان اویند. فاطمه، تنها زن همراه (ص) در روز مباهله با نصارای بحران بود.

وی با ابوبکر بیعت نکرد و قاطعانه در مقابل او ایستاد. او در جریان غصب فدک و دفاع از خلافت علی(ع) خطبه ای خواند که به خطبه فدک معروف است. فاطمه (س) اندکی پس از رحلت (ص)، در روز 3 جمادی الثانی سال 11 هجری قمری در مدینهدرگذشت و شبانه و مخفیانه دفن شد.



related image

ای وطن ای مادر تاریخ ساز ای مرا بر خاک تو روی نیاز ای کویر تو بهشت جان من عشق جاویدان من ایران من ای ز تو هستی گرفته ریشه ام نیست جز شه ات شه ام آرشی داری به تیر انداختن دست بهرامی به شیر انداختن کاوه آهنگری ضحاک کش پتک دشمن افکنی ناپاک کش رخشی و رستم بر او پا در رکاب تا نبیند دشمن. مباهله شناسی mobaheleshenasi.blogsky.comبسم الله الرحمن الرحیم.با سلام و عرض ادب خدمت شما همراهان گرامی همه ی پُست های وبلاگ بررسی شد و لینک هایی که غیر فعال شده بودند(به ویژه در بخش ها)مجدادا بازی شد و هم اکنون هیچ لینک غیر فعالی در وبلاگ وجود ندارد و شما دوستان و کاربران گرامی به آسانی می توانید از تمام بخش های وبلاگ استفاده کنید.در صورتی که به لینک غیرفعال برخورد کردید از طریق نظرات اطلاع دهید و ایمیل خود را نیز ثبت کنید تا مشکل لینک را برطرف کرده و به شما عزیزان اطلاع دهم.با تشکر و ماس دعا موفقیت یعنی از م وبه های ش ت،کاخ پیروزیساختن. موفقیت یعنی از ناممکن ها،ممکن ساختن. موفقیت یعنی همیشه جانب حق را نگاه داشتن. موفقیت یعنی با آرامش زیستن. موفقیت یعنی ناکامی ها را جدی نگرفتن. موفقیت یعنی از تجارب انسان های موفق درس گرفتن. موفقیت یعنی اشتباه را پذیرفتن و تکرار ن آن.. عشق یعنی...


عشق یعنی...
حتی اگه...
بدونی نمیخوادت!!
بدونی نمیشه!!!
...
اما نتونی ترکش کنی!
نه خودشو ...
نه فکرشو ...


مباهله؛ جلوه ای از حضور حضرت زهرا (سلام الله علیها) در عرصه سیاست
مباهله؛ جلوه ای از حضور حضرت زهرا (سلام الله علیها) در عرصه سیاست
" نجران" بخش با صفایی با هفتاد د ده تابع خود، در نقطه مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است. در آغاز طلوع ، این نقطه تنها منطقه ی نشین حجاز بود.
(ص) در سال های اول رس خود، با سران کشورهای جهان مکاتبه کرد و بدین وسیله آنها را به دین مبین دعوت نمود. در این بین نامه ای نیز به اسقف نجران نوشت و طی آن یان نجران را به آئین دعوت نمود.
« به نام خدای ابراهیم، اسحاق و یعقوب. این نامه ای است از محمد خدا به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را حمد و ستایش می کنم و شما را از پرستش بندگان، به پرستش خدا دعوت می نمایم. شما را دعوت می کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند وارد آیید، اگر دعوت مرا نپذیرفتید(لااقل) باید به حکومت ی مالیات(جزیه) بپردازید و در غیر این صورت به شما اعلام خطر می شود.»
نمایندگان اکرم، نامه ایشان را به اسقف یان نجران رساندند. وی پس از خواندن نامه، شورایی مرکب از شخصیت های مذهبی و غیرمذهبی تشکیل داد که وارد مدینه شوند و از نزدیک با صلی الله علیه و آله دیدار کنند و دلایل نبوت ایشان را مورد بررسی قرار دهند. دیدار نمایندگان نجران با اکرم(ص)نمایندگان نجران پس از دیدار با با ایشان به مباحثه و تبادل نظرات و افکار پرداختند و در مورد حضرت و حضرت مریم و خدا به گفتگو نشستند، که در نهایت آنان به (ص) گفتند: گفتگوهای شما ما را قانع نمی کند. در این هنگام حضرت جبرئیل نازل گردید، و آیه مباهله را آورد و را مأمور کرد تا با انی که با او مجادله می کنند و حق را نمی پذیرند به مباهله برخیزد.
فرمان الهی از این قرار بود:" فمن حاجک فیه من بعد ما جاء ک من العلم فقل تعالوا ندع ابناء نا و ابناء کم و نساء نا و نساء کم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علی الکاذبین."( آل عمران/61)
هرگاه بعد از علم و دانشی که(درباره ) به تو رسیده،(باز) انی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو:« بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما ن خویش را دعوت نماییم، شما هم ن خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»
نمایندگان نجران از وقت خواستند و قرار شد فردای آن روز به مباهله بروند.رسول اکرم با چه انی به مباهله می رود؟وقت مباهله فرا رسید. قبلاً و نمایندگان نجران، توافق کرده بودند که مراسم مباهله در نقطه ای خارج از شهر مدینه، در دامنه صحرا انجام بگیرد.
اسقف ی به نمایندگان نجران گفته بود در مراسم مباهله نگاه کنید، اگر محمد با فرزندان و خانواده اش برای مباهله آمد، از مباهله با او بترسید و اگر با یارانش آمد با او مباهله کنید، زیرا چیزی در بساط ندارد. اکرم(ص) به همراه حضرت علی، حسن و حسین و حضرت فاطمه علیهم السلام به سمت صحرا رفت.
از آن سو نمایندگان نجران در حالی که اسقف آنها پیشاپیش حرکت می کرد به محل رسیدند. وقتی را دید، از همراهان ایشان پرسید، که به او گفتند: این پسرعمو و داماد او و محبوبترین خلق خدا نزد او است و این دو پسر، فرزندان دختر او از علی علیه السلام هستند و آن بانوی جوان، دخترش فاطمه علیها السلام است که عزیزترین مردم نزد او، و نزدیک ترین افراد به قلب او است. به اسقف گفته شد که برای مباهله قدم پیش گذار.
اسقف گفت: نه، من مردی را می بینم که نسبت به مباهله با کمال جرأت اقدام می کند و می ترسم راستگو باشد.
من چهره هایی را می بینم که هرگاه دست به دعا بلند کنند و از درگاه الهی بخواهند که بزرگترین کوهها را از جای برکند، فوراً اینطور خواهد شد. بنابراین، هرگز صحیح نیست ما با این افراد مباهله نماییم. زیرا بعید نیست که همه ما نابود شویم، و ممکن است دامنه عذاب گسترش پیدا کند، و همه یان جهان را بگیرد و در روی زمین حتی یک ی باقی نماند.
نمایندگان نجران وقتی که دیدند اکرم(ص) نزدیکان و عزیزان خود را برای مباهله به همراه آورده است، دریافتند که رسول الله(ص) به دعوت و دعای خود اعتقاد راسخ دارد، والا یک فرد مردد، عزیزان خود را در معرض بلای آسمانی و عذاب الهی قرار نمی دهد.انصراف از مباهلههیات نمایندگی نجران با دیدن وضع یاد شده، وارد شور شده و به اتفاق آراء تصویب د که هرگز وارد مباهله نشوند، آنان حاضر شدند که هر سال مبلغی به عنوان "جزیه" ( مالیات سالانه) بپردازند و در برابر آن، حکومت ی از جان و مال آنان دفاع کند. اکرم(ص) نیز رضایت خود را اعلام نمود و قضیه مباهله به اتمام رسید.
سپس اکرم(ص) فرمود: عذاب، سایه شوم خود را بر سر نمایندگان مردم نجران گسترده بود و اگر از در ملاعنه و مباهله وارد می شدند، صورت انسانی خود را از دست داده، و در آتشی که در بیابان برافروخته می شد، می سوختند و دامنه عذاب به سرزمین نجران نیز کشیده می شد. عظمت حضرت زهرا علیهاالسلام
درعربستان پیش از ، زن هیچ جایگاهی نداشت. زن به عنوان کنیزی که در خدمت مرد قرار می گرفت تا کارهای خانه اش را انجام دهد، ایفای وظیفه می نمود.
او در مسائل اجتماعی، اقتصادی، و غیره حق دخ و اظهارنظر نداشت. در چنین شرایطی بود که ظهور نمود، دیگر به جنس انسان اهمیتی نمی داد بلکه انسانیت وی حائز اهمیت بود. ن صاحب حق و حقوقی شدند و دیگر کمتر مورد ظلم قرار می گرفتند. در چنین شرایطی که دختران زنده به گور می شدند و برای ن در جامعه هیچ شخصیتی قائل نبودند. حضرت زهرا علیهاالسلام پا به عرصه هستی نهاد و همگان از کارهای (ص) نسبت به ایشان تعجب می نمودند. اکرم با آن مقام مادی و معنوی، خم شده و دستان دختر خود را می بوسید و به او احترام ویژه می گذاشت. البته خیلی ها به اشتباه تصور می کنند که ارزش حضرت به خاطر این بوده است که ایشان دختر نبوت، همسر ولایت و مادر ت بوده اند. حال آنکه باید در نظر داشت که ایشان شایستگی و ارزش آن را داشته که در این مسندها جای گرفته است.
با بررسی تاریخ روز مباهله پی می بریم که خود حضرت زهرا(س) آن قابلیت را داشته و از مقام والای معنوی برخوردار بودند که به همراه (ص) به مباهله می روند. چرا که در درگاه الهی قرب داشته و دعا یا نفرین ایشان به استجابت می رسید.
مباهله با یان نجران کار ساده ای نبود که با هر زن و مرد عادی بتوان آن را به اجرا درآورد بلکه افراد شرکت کننده در مباهله باید به درجه ای از حق و یقین رسیده باشند که خدای متعادل درخواست آنان را پاسخ گوید.
این که حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام در مراسم مباهله شرکت داشته، حاکی از عظمت شخصیت ایشان می باشد. سند آیه مباهلهغالب مفسران و محدثان شیعه و اهل تسنن تصریح کرده اند که آیه مباهله در حق اهل بیت صلی الله علیه و آله نازل شده است و تنها انی را که همراه خود به میعادگاه برد فرزندانش حسن و حسین و دخترش فاطمه و علی علیهم السلام بودند.
برخی از مفسران اهل تسنن که در اقلیت هستند، کوشیده اند که ورود احادیث واقعه ی روز مباهله را در این زمینه که در عظمت اهل بیت علیهم السلام بوده است، انکار نمایند. ولی با مراجعه به مسانید و منابع اهل تسنن دیده می شود که بسیاری از آنان احادیثی ذکر نموده اند بنابر این نظر که قضیه تاریخی مباهله مربوط به اکرم، حضرت علی، حسنین و حضرت زهرا علیهم السلام می باشد.
برای اثبات این حرف، برخی از روایات آنان را در این باب با ذکر مدارک ذکر می نماییم.
" قاضی نورالله شوشتری" در جلد سوم از کتاب نفیس" احقاق الحق" طبع جدید صحفه 46 چنین می گوید: " مفسران در این مسئله اتفاق نظر دارند که " ابناء نا" در آیه فوق اشاره به حسن و حسین علیهماالسلام و " نساء نا" اشاره به فاطمه علیهاالسلام و" انفسنا" اشاره به علی علیه السلام است.
سپس- در پاورقی کتاب مزبور- در حدود شصت نفر از بزرگان اهل سنت ذکر شده اند که تصریح نموده اند آیه مباهله درباره اهل بیت علیهم السلام نازل شده است و نام آنها و مشخصات کتب آنها را از صفحه 46 تا 76 مشروحاً آورده است.
از جمله شخصیتهای سرشناسی که این مطلب از آنها نقل شده افراد زیر هستند:
1. " مسلم بن حجاج نیشابوری" صاحب " صحیح" معروف که از کتب شش گانه مورد اعتماد اهل سنت است. در جلد 7 صفحه 120.
2. " احمد بن حنبل" در کتاب " مسند" جلد1، صفحه 185.
3. " طبری" در تفسیر معروفش در ذیل همین آیه، جلد سوم، صفحه 192.
4. " حاکم" در کتاب " مستدرک" جلد سوم، صفحه 150.
5. " حافظ ابونعیم اصفهانی" در کتاب " دلائل النبوة" صفحه 297.
6. " واحدی نیشابوری" در کتاب" اسباب النزول"، صفحه 74.
7. " ف رازی" در تفسیر معروفش، جلد8، صفحه85.
8. " ابن اثیر" در کتاب " جامع الاصول"، جلد 9، صفحه 470.
9. " ابن جوزی" در " تذکرة الخواص" صفحه 17.
10. " طنطاوی" مفسر معروف در تفسیر" الجواهر" جلد دوم، صفحه 120.
11. " زمخشری" در تفسیر" کشاف" جلد1، صفحه 193.
منابع:
1- فروغ ابدیت، جعفر سبحانی.
2- تفسیر نمونه، ذیل آیه مبارکه. shia-news شیعه نیوز: به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از مرکز خبر حوزه ، آیت­ الله سبحانی، ظهر امروز در ادامه سلسله مباحث تفسیر قرآن خود در مجتمع آموزش عالی فقه (حجتیه) قم، ضمن تسلیت فرارسیدن شهادت المؤمنین علی(علیه السلام)، اظهار داشتند: خداوند در قرآن کریم خطاب به نبی مکرم (صلی الله عل. تحقیق درباره فاطمه اطهر

تحقیق درباره فاطمه اطهر لینک و ید پایین توضیحات فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: 12 تحقیق درباره فاطمه اطهر(س) بانوی بانوان دو جهان بنت خاتم الأنبیاء فاطمه اطهر(س) بانوی بانوان دو جهان، عطای خداوند سبحان، کفو و یگانه همتای مؤمنان(ع)، و .
مجادله و مباهله بین یان و اکرم (صلی الله علیه وآله
مجادله و مباهله بین یان و اکرم (صلی الله علیه وآله )
نویسنده:یدالله حاجی زاده مباهله در لغت به معنی ملاعنه و نفرین متقابل می باشد.[1] و در اصطلاح به این معناست که «دو تن یا دو گروه بر علیه یکدیگر دعای بد کنند. پس هر کدام ظالم باشد حق تعالی وی را رسوا گرداند و نقمت و عذاب خود را بر وی فرستد و ذریه او را مستأصل کند و هلاک گرداند».[2]
در حدیثی از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) روایت شده که حضرت فرمود: «خداوند عزوجل به من خبر داده که پس از مباهله عذاب بر گروه باطل نازل می شود و حق را از باطل مشخص می سازد».[3]
از روایاتی که درمنابع ی نقل شده است، استفاده می شود که مباهله اختصاص به زمان رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) ندارد و در تمامی زمان¬ها قابل اجرا است. در حدیثی از صادق (علیه السّلام) نقل شده که ایشان فرمود: اگر سخنان حق شما را مخالفان نپذیرفتند، آن ها را به مباهله دعوت کنید.[4]
داستان مباهله اکرم (صلی الله علیه وآله) با یان نجران:[5]
این داستان در برخی از منابع تاریخی و بسیاری از منابع تفسیری شیعه و اهل سنت ذکر شده است. در سال های پایانی حیات رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) آوازه به تمامی نقاط دنیای آن روز رسیده بود رسول گرامی با ارسال نامه به سران کشورها و مناطق مختلف، سعی داشت دین را گسترش دهد. یکی از نامه هایی که رسول مکرم به مناطق مختلف و سران کشورها نوشت، نامه ای است که در سال دهم هجری[6] برای نصارای نجران ارسال کرد. در این نامه آمده است:
«... من شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا و از س رستی بندگان به س رستی خدا دعوت می کنم. اگر امتناع کردید، باید جزیه بپردازید و گرنه شما را به جنگ بخوانم»[7]
برخی قائلند آیه 64 سوره آل عمران نیز بخشی از این نامه می باشد.[8] در این آیه خداوند متعال می فرماید:
«بگو ای اهل کتاب بیائید به سخنی که میان ما و شما مشترک است که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را شریک او قرار ندهیم و بعضی از ما بعضی دیگر را، غیر از خداوند یگانه به خ نپذیرند. هرگاه (از این دعوت) سر برتابند، بگوئید گواه باشید که ما مسلمانیم».[9]
یان نجران پس از دریافت نامه به م پرداختند و تصمیم گرفتند؛ هیئتی از بزرگانشان را به مدینه اعزام کنند تا با رسول خدا (صلی الله علیه وآله) وارد مذاکره و بحث شوند. ابن هشام می نویسد:
«هیأتی از نصاری نجران مرکب از 60 نفر برای دیدار و مذاکره با آن حضرت وارد مدینه شدند. در میان ایشان، 14 نفر و در میان 14 نفر، 3 نفر بودند که سمت ریاست و بزرگی بر سایرین داشتند. و مورد احترام یان آن زمان بودند. یکی ملقب بود به «عاقب» که در آن زمان نامش «عبدال » بود. دیگری ملقب بود به «سید» و نام او «ایهم» بود. و سومی «اسقف» بود و نامش «ابو حارثه بن علقمه»[10]
ابن سعد در باب نحوه ورود این هیأت به مدینه و برخورد اکرم (صلی الله علیه وآله) با آن ها می نویسد:
« یان در حالی که جامه های نقش دار و گران قیمت و حریر یمنی پوشیده بودند، وارد مسجد شدند و به سوی مشرق گزاردند. (صلی الله علیه وآله) به مسلمانان فرمود: آزادشان بگذارید. سپس آن ها با همان لباس ها نزد آمدند. آنان را نپذیرفت ... روز بعد در جامه رهبانان آمدند و سلام د. جواب داد و ایشان را به دعوت نمود. آن ها نپذیرفتند و گفتگو و بحث بسیاری شد».[11]
یان در حقانیت دین خود با رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به مجادله نشستند.[12] یان نجران می گفتند: عیسی (علیه السّلام) خداست و گروهی او را پسر خدا می دانستند و دسته سوم، قائل به تثلیث «یعنی به سه خدا قائل بودند؛ پدر، پسر ، روح القدس»[13] ابن هشام می نویسد:
« یان به (صلی الله علیه وآله) گفتند: اگر عیسی (علیه السّلام) پسر خدا نیست پس پدرش کیست؟... آیات قرآنی نازل شد و خلقت او را همانند خلقت آدم ابوالبشر معرفی کرد».[14]
مجادله و بحث بین یان نجران و اکرم (صلی الله علیه وآله) ادامه یافت. اکرم (صلی الله علیه وآله) با ادله ای روشن و براهینی قاطع گفتارهای باطل آنان را رد می کرد و به سؤالات آن ها پاسخ می گفت. اما یان هم چنان حق را انکار می د و بر عقاید باطل خویش اصرار می ورزیدند. در این هنگام آیه 61 سوره آل عمران نازل شد[15] و یان نجران به مباهله دعوت شدند. در این آیه آمده است:
«فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ» (آل عمران/61)
«هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره ) به تو رسیده (باز) انی با تو به محاجه و ستیز برخیزند به آن ها بگو: بیائید ما فرزندان خود را دعوت می کنیم، شما هم فرزندان خود را، ما ن خویش را دعوت می کنیم، شما ن خود را، ما از نفوس خود دعوت می کنیم، شما هم از نفوس خود. آنگاه مباهله می کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار می دهیم».
زمان وقوع این مباهله را 24 ذی الحجه الحرام[16]، سال دهم هجری[17] ذکر شده است. و مکان مباهله، جایی است که اکنون به عنوان «مسجد الاجابه» در شهر مدینه و در بقیع مشهور است.[18] یان نجران پس از آنکه با پیشنهاد مباهله مواجه شدند، ابتدا با آغوش باز پذیرفتند. یکی از آن ها گفت:
«ای ابوالقاسم انصاف دادی، زیرا مباهله آیتی است که میان ما و شما را فیصله می دهد».[19]
و وعده د که مباهله را روز بعد انجام دهند»[20]
روز مباهله:
با فرا رسیدن روز مباهله رسول گرامی در حالی که دست حسن و حسین (علیهما السّلام) را در دست داشت، به همراه حضرت علی (علیه السّلام) و فاطمه زهرا (س) به محل مباهله آمدند.[21] سران نجران از مشاهده این صحنه به وحشت افتادند. یکی از آن ها به همراهان خود گفت: به خدا سوگند من چهره هایی را می بینم که اگر از خدا بخواهند کوهی را جابجا کند، چنین خواهد کرد.[22] یکی از ایشان به ابوحارثه گفت: برای مباهله نزدیک برو. او گفت: من همانا مردی استوار و جدی برای مباهله می بینم و به راستی بیم دارم که راستگو باشد و اگر راستگو باشد یک سال نگذرد که یک نفر ی در دنیا نماند».[23]
یان از مباهله منصرف شدند و موافقت د که با رسول خدا (صلی الله علیه وآله) صلح کنند و جزیه بپردازند.[24] صلح نامه ای نوشته شد و مقرر گردید یان همه ساله تعداد 2000 جامه به عنوان جزیه بپردازند و در این صورت یان نجران و وابستگان ایشان در پناه خدا و رسولش اهل ذمه خواهند بود، جان و آئین و اموال و زمین های ایشان محفوظ خواهد بود.[25] سپس یان از اکرم (صلی الله علیه وآله) خواستند تا با آنان حاکمی فرستد تا میان ایشان حکومت (داوری) کند. اکرم (صلی الله علیه وآله) «ابو عبیده جراح» را فرستاد.[26] چندی بعد "عاقب و سید" به مدینه آمدند و آوردند.[27]
دستور الهی مباهله به منظور روشن شدن حقیقت، و آشکار شدن گروه حق و باطل از طرف خداوند متعال تشریع شده است. مباهله میان یان نجران و رسول اکرم (صلی الله علیه وآله)، حقانیّت دین را آشکار ساخت. یان نجران چون به این حقانیت پی بردند، حاضر به مباهله نشدند. علاوه بر این با نزول آیه مباهله بار دیگر یکی از فضائل اهل بیت (علیهم السّلام) از زبان قرآن بیان شد و جایگاه عالی خاندان عصمت و طهارت به بشریت معرفی شد.پی نوشت :[1]- ابن منظور؛ لسان العرب، بیروت، داراحیاء راث العربی، 1408، ج11، ص 72.
[2]- بلاذری، احمد بن یحیی؛ فتوح البلدان، ترجمه محمد توکل، تهران، نقره، 1337، چاپ اوّل، ص 95، پاورقی به قلم مترجم به نقل از ابن هشام.
[3]- مفید محمد بن محمد بن نعمان؛ الارشاد، بی جا، دارالمفید، بی تا، ج1، ص 167.
[4]- مکارم سیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب ا یه، بی تا، ج2، ص 447.
[5]- نجران بلده کوچکی است میان عدن و حضر موت در ناحیه کوهستانی، کوفی، احمد بن اعثم؛ الفتوح، ترجمه محمد بن احمد مستوفی هروی، تهران، انتشارات آموزش و انقلاب ی، 1372، ص 1036.
[6]- الفتوح، ص 1036.
[7]- یعقوبی، ابن واضح؛ تاریخ یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1371، چاپ ششم، ج1، ص 452.
[8]- احمدی میانجی، علی؛ مکاتیب الرسول، قم، دارالحدیث، 1419، چاپ اوّل، ج2، ص 497.
[9]- قرآن کریم، سوره آل عمران،آیه 64.
[10]- حمیری، ابن هشام؛ سیرة رسول الله (ص)، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، کتابچی، 1375، چاپ پنجم، ج1، ص 380.
[11]- واقدی، محمد بن سعد؛ الطبقات الکبری، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، فرهنگ و شه، 1374، ج1، ص 346.
[12]- ابن خلدون، عبدالرحمان؛ پیشین، ص 461.
[13]- حمیری، ابن هشام، پیشین، ج1، ص 382.
[14]- همان، ص 383.
[15]- سیوطی، جلال الدین؛ الدر المنشور، بی جا، دارالعرفه، چاپ اوّل، 1365، ج2، ص 38.
[16]- کوفی، احمد بن اعثم؛ پیشین، ص 1036 - احمدی میانجی، علی؛ پیشین، ج2، ص 497.
[17]- طوسی، محمدحسن؛ مصباح المجتهد، بیروت، مؤسسه فقه الشیعه، 1411، چاپ اوّل، ص 764.
[18]- لنکرانی، فاضل؛ مناسک حج، قم، مهر، 1373، چاپ سوم، ص 242.
[19]- ثمالی، ابوحمزه، تفسیر حمزه ثمالی، قم، الهادی، چاپ اوّل، 1420، ص 134.
[20]- گوشی، واعظ، شرف النبی، تهران، بابک، 1361، ص 144.
[21]- المقریزی، احمد بن علی؛ امتاع الاسماع، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1420، ج2، ص 95.
[22]- همان.
[23]- یعقوبی، ابن واضح، پیشین، ص 451.
[24]- محمد بن محمد بن نعمان، پیشین، ص 168.
[25]- واقدی، محمدبن سعد؛ پیشین، ص 346.
[26]- ابن خلدون، عبدالرحمن؛ پیشین، ص 461 و حمیری، ابن هشام؛ پیشین، ص 381.
[27]- همان. فاطمه (س) دختر و خدیجه کبری (س)، همسر علی (ع) و یکی از پنج تن آل عبا ( اصحاب اء ) است. او نزد شیعیان دوازده ی یکی از چهارده معصوم است و دوم و سوم شیعیان از فرزندان اویند. فاطمه، تنها زن همراه (ص) در روز مباهله با نصارای نجران بود. فاطمه(س) دارای چندین لقب است: زهرا، صدیقه، طاهره، راضیه، . مدینه اولین باری است که میهمانانی چنین غریبه را به خود می بیند. کاروانی متشکل از شصت میهمان ناآشنا که لباس های بلند مشکی پوشیده اند، به گردنشان صلیب آویخته اند، کلاه های جواهرنشان بر سر گذاشته اند، زنجیرهای طلا به کمر بسته اند و انواع و اقسام طلا و جواهرات را بر لباس های خود نص. مجلس قاسم بن مجمع ، والی اهواز بود که مردی از بنی هاشم آمد و در فضیلت علی بن طالب (علیه السلام) صحبت کنم . والی اجازه داد . مرد گفت : روایتی در رابطه با این که کدام یک از صحابه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) افضل بود ، بخوانم . والی با توجه به نگاه سنی که داشت ، گفت : ابوبکر و عمر و عثما. مباهله در لغت به معنی ملاعنه و نفرین متقابل می باشد.[1] و در اصطلاح به این معناست که «دو تن یا دو گروه بر علیه یکدیگر دعای بد کنند. پس هر کدام ظالم باشد حق تعالی وی را رسوا گرداند و نقمت و عذاب خود را بر وی فرستد و ذریه او را مستأصل کند و هلاک گرداند».[2]
در حدیثی از رسول خدا (صلی الل.