قیمت دیه سال 97 چقدر است - اخبار روز

خزیدن احساس امنیت و ذوق و تعویض حالِ دل.*اصوات محیر المعقولی در جهت ذوق در می آورد و متواری میشود* مصرف روغن در ایران بیش از 2 برابر متوسط جهانی استخدام کارشناس صادرات قیمت فروش مرغ بدون آنتی بیوتیک در میادین میوه و تره بار ید یک کیف چرمی مردانه چقدر آب می خورد؟/مظنه قیمت تیگو 5 و روکش صندلی در بازار/ کدام کشورها به ایران gps می فروشند؟ حذف برنج ایرانی از سفره خانوارها چقدر جدی. هر چقدر این روزها دستان من تنهاترند
هر چقدر این روزها دستان من تنهاترند
چشم هایت شب به شب زیباتر و زیباترند

رازداری های من بیهوده است، این چشم ها
از تمام تابلوهای جهان گویاترند

این چه تقدیری است که عشقِ من و انکارِ تو
هر دو از افسانه ی آشیل ن اترند؟

من پَر کاهی به دست باد پاییزم ولی
چشم های روشنت از کهربا گیراترند

یک قدم بردار و از طوفان آذر پس بگیر
برگ هایی را که از شلاّق باران ها ترند

باد می آید، درخت نارون خم می شود
شاخه های لُخت از دستانِ من تنهاترند

پانته آ صفائی چقدر دیر ایستاده ای
چند سال بعد روزی که فکرش را هم نمی کنیم
توی خیابان با هم روبرو می شویم
تو از روبرو می آیی

هنوز با همان پرستیژ مخصوص به خودت قدم بر می داری
فقط کمی جا افتاده تر شده ای
قدم هایم آهسته تر می شود
به یک قدمی ام می رسی
و با چشمان نافذت مرا کامل برانداز می کنی
درد کهنه ای از اعماق قلبم تیر می کشد
و رعشه ای می اندازد بر استخوان فقراتم

هنوز بوی عطر فرانسوی ات را کامل استنشاق نکرده ام
که از کنارم رد شده ای
تمام خطوط چهره ات را در یک لحظه کوتاه در ذهنم ثبت می کنم
می ایستم و برمی گردم و می بینم تو هم ایستاده ای
می دانم به چه فکر می کنی

من اما به این فکر می کنم که چقدر دیر ایستاده ای
چقدر دیر کرده ای
چقدر دیر ایستاده ام

چقدر به این ایستادن ها سال ها پیش نیاز داشتم
قدم های سستم را دوباره از سر می گیرم

تو اما هنوز ایستاده ای
خداحافظی ها ممکن است بسیار ناراحت کننده باشند
اما مطمئناً بازگشتها بدترند
حضور عینی انسان نمی تواند
با سایه درخشانی که در نبودش ایجاد شده برابری کند

مارگارت آتوود چقدر خواب ببینم که مال من شده ای و شاه بیت غزل های لال من شده ای چقدر خواب ببینم که بعد آن همه بغض جواب حسرت این چند سال من شده ای چقدر حافظ یلدا نشین ورق بخورد؟ تو ناسروده ترین بیت فال من شده ای چقدر لکنت شب گریه را مجاب کنم خدا نکرده مگر بی خیال من شده ای هنوز نذر شب های من اینست . و مَن بودن چقدر سخته ... چقدر سخته .. چقدر سخته . سلام
یه سوال ... به نظرتون آشنایی قبل از عقد باید چقدر باشه ؟ طولانی یا کوتاه ... ؟ اگه طولانی مدتش چقدر ؟ و چرا ؟ و ضرراتشم بگید .. و اگه کوتاه .. چقدر و ضرراش ؟
من خودم کوتاه مد نظرم هست مثل 2 یا 3 ماه .. چون خودم وابستگیم زیاده اگه با ی زیاد در ارتباط باشم بهش وابسته میشم و عیباش ر. باید یکبار به خاطر همه چیز اشک ریخت آنقدری که خود چشمات بگن کافیه یکبار برای همه چیز تنها در این صورته که تازه میشینی و میبینی کجای کار بودی و هستی تازه می فهمی تو این مدت چه کرده ای و حالا باید چه کنی؟ چه دیوارهایی کشیدی به دور خودت چقدر می توانستی آزادانه تر بین ی و برخیزی و حر. چقدر حس خوبیه عشقت کنارت باشه و هرروز با ی چیزی ایزت کنه ممنونتم علی جونم که انقدر بهم ارامش میدی خدا رو شکر میکنم از داشتنت . تقدیم به تو⇓❤⇓ کنارت خیلی خوشحالم ، تو هستی حال من خوبه ، اگر باشی تو قلب من ، بازم خوشبختی مهمونه، ندونستی که این خونه ، چقدر عطر تورو کم داره این روزا عجیب تو گذشته ها موندمهمش خاطره هایی میاد جلوی چشمم که بسیار برام شیرینهعشق بچگیدنیای بچگیروزای بچگیقدر ندونستم ، چقدر خوب بود آخه ؟ چقدر عالی بود آخه ؟ مگه میشه اینهمه لذت آدم برده باشه اونم دوران بچگیش ؟ خدایا چقدر ب من خوش گذشت اون روزا چرا قدر ندونستم و انقدر زود ت.

چقدر سخته ی رو که دوستش داری نتونی بهش بگی که دوستش داری وچقدر بده که ی تورو دوست داشته باشه واینو نتونه بهت بگه . . .
چقدر سخته تو چشای ی که تمام عشقت رو ازت ید وبجاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زول بزنی و بجای اینکه لبریز کنید و نفرت شی حس کنی که هنوز هم دوسش داری . . . چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یبار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده . . . چقدر سخته تو خی ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دی هیچ چیزی بجز سلام نتونی بگی . . . چقدر سخته وقتی که پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که هنوز دوسش داری . . . چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار خودتو بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی گل مــــــــــــــــــــــــــــــــــن باغچهء نو مبارک
گاهی فکر میکنم چه حرف هایی را برایت نگفته ام و چه چیزهایی گفته ام که نگفتنش فرقی نداشت. کاش میگفتم. کاش میدانستی دقیقا چه چیزهایی از تو برایم زیبا بود. مثل وقتی که گفته بودی چقدر این اخلاقت را دوست دارم. کاش گفته بودم چقدر این مهربانی ات قشنگ است. چقدر قشنگ دوستش داری. کاش میداستی. حالا فکر می کنم خیلی هم تحملم بالاست! چند دیقه پیش پتانسیل سکته زدن رو داشتم! مگه بیشتر از این حجم رو هم میشه تحمل کرد؟! پس چه دردی داشته ی که از غصه دق کرده! بعد از مدت ها دوباره داشتم فکر می چقدر از دنیا متنفرم! چقدر از خودم بیزارم! چقد دلم می خواست به طریقی از خودم دور شم! چقدر احس. کاش میتوانستم از نو خودم را بسازم از نو به شیوه مدرن کاش میشدمیتوانستم آدم دیگری باشم با افکاری نوین و بزرگ دور از همه این حقارتها چقدر کوچکم من چقدر کوته بینم چقدر چیزها را نمی فهمم کاش بزرگ میشدم کاش قد می کشیدم لااقل کاش پر میکشیدم افسوس که گریزی نیست باید بود
باید سوخت با.
اول اینو بخونید.... و تنها راه پیدا شدن و جدا شدن از این نا خود ها مرگ است آن وقت می توانم بفهمم چند کیلو هستم بدون استخوان، بدون گوشت، بدون مقام، بدون لذت، بدون .... و فقط خودم می مانم و تو آن وقت توهم ها کنار می رود و درک خواهم کرد که چقدر وزنم کم است، چقدر ناقابلم و چقدر تو را کم دارم. در این روزها توفیقی بده تا قبل از مردن، بمیرم. مگر می شود بوی " تو " را داشت و خاطراتت را بوئید و تو نباشی و اشک نباشد ؟ وای باز آبی پوشیده ای ؟ چقدر به تو می آید این لباس می دانی ؟ آبی توئی وقتی عاشقی همین ، آبی از تو رنگ می گیرد مهربان من که پا به پای تو آمده ام فقط نمی دانم چرا این بار تنها رفتی ؟ چقدر گفتم که بیا و نرو ؟ چقدر گف. قابل توجه صاحبان محترم ب و کار و مشاغل چندسوال اساسی
1- درسال چقدر #هزینه تبلیغات خودتون میکنید؟ 2- هزینه #تبلیغات_کاغذی که انجام میدید چقدره؟ 3- هزینه #کارت_ویزیتتون چقدره؟ 4- تا حالا شماره چند تا از مشتریهاتونو دارید و تونستید ازش استفاده کنید؟
5- در سال چقدر هزینه مالیات م. گاهی وقتا معنیه "هیچی"، واقعا هیچی نیست تناقض یعنی جایی که یه کلمه معنیش برع خودش باشه... مثل وقتایی که یه نفر رو صدا می زنی و بعد از جوابش.. آروم می گی "هیچی".. کی می دونه توی این "هیچی" چقدر "دوستت دارم" جا مونده؟... مهم نیست چقدر دور، چقدر نزدیک.. مهم اینه که یه نفر توی زندگیت باشه که ب. دلم میخواد برگردم به دنیای هری پاتر.چقدر دوستشون دارم و چقدر کمک . از قشنگ ترین دوران زندگیم بود. میدونی چیه ؟ اون رهایی ای که تو اون سن داری ، به خودت اجازه میدی که فکر کنی وجود داره و هنوز یازده س نشده و تو داری خودت رو براش آماده میکنی، چقدر لذیذه این حس.به هر حال یدونه از این پس. وایییی خدا چقدر هم سن تو بیان داشتم و نمیدونستم چقدر خواهر هم سن ... خخخخخخخ
+ این پست تا الان چند تا کامنت خصوصی و عمومی داشته پس چجوری بازدید صفره ؟؟؟ ﭼﻘﺪﺭ ﺗﻠــــــــــــــــــــــــــــــــﺦ .... ﺑـــﻪ ﻫﻤـــــﻪ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺑﺪﯼ !!! ﻭﻟـــــــــــــــﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺩﺕ ﯾﻪ ﺷﻮﻧﻪ ﯼ ﮔﺮﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻟﺘﻨﮕﯿﻬﺎﺕ ﺑﺨﻮﺍﯼ .... ﻫﯿــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــﭻ ﮐـــــــــــــــــــــــــــــﺱ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﻧﺒﺎﺷ. گاهی وقتا معنیه "هیچی"، واقعا هیچی نیست. تناقض یعنی جایی که یه کلمه، معنیش برع خودش باشه... مثل وقتایی که یه نفر رو صدا می زنی و بعد از جوابش.. آروم می گی "هیچی".. کی می دونه توی این "هیچی"، چقدر "دوستت دارم" جا مونده؟... مهم نیست چقدر دور، چقدر نزدیک.. مهم اینه که یه نفر توی زندگیت باشه،. بازم لوسی 8 ماه بعد از واگذاریش دیدم که توی دیوار آگهی برای فروشش زدن چه حال بدی داشتم ، چقدر نگرانش بودم رفتم و آوردمش خونه .. مادر شده بود ، با دوتا بچه که دخترش کپی خودش بود به شدت نحیف و ضعیف شده بود انگار که شناخت منو از همون اول آوردمش خونه .. همه جای خونه رو بو کشید و کامل یادش اومد همه چیز رو همه جاهایی که دوست داشت رو بالای کمد همه بازی ها رو یادش بود دست بازی محبوبمون رو چقدر دل تنگش بودم چقدر حس خوبیه داشتنش چقدر خوبه که میبینی بعد از اینهمه وقت آدمو یادشه چقدر سخته وقتی صبح ساعت 4 بیدار میشه و دلش میخواد بازی کنه :)) از اول مرداد برگشته خونه کاش میتونستم برای همیشه نگهش دارم
1. یک هفته است دو تا کبوتر دیوانه با دلم کاری کرده اند که مغول ها با نیشابور ! 2. چه کار د ؟ 3. من داشتم خط پروازشان را از توی ماشین که پشت ترافیک مانده بود دنبال می یکهو آن یکی که جلوتر می رفت سرش را برگرداند و با دلبری تمام و قوسی بی نظیر زیر اش دور آن یکی یک دور کامل چرخید . انگار صدا. داشتم به این فکر می چقدر کار دارم چقدر کار میشه کرد تو دنیا چقدر حس داره این دنیا وخیلى کاراى عقب مونده که دارم و خیلى حس هاى تجربه نشده حس هاى نابى که هیچ وقت تکرارى نمیشن، امروز رسید بندر خیلى دلتنگ هردومون دلتنگ زندگى، چیزى به پایان این روزا نمونده زنده بودم به هوای تو که یک روزی توو آغوشت بمیرم، جای خالیمو توو آغوشت چقدر دیر اومدم که پس بگیرم اومدم که پس بگیرم تو رو از چنگال ِ تقدیر، اومدم که مال ِ من شی اومدم اما چقدر دیر... من فراموشت ن نه... تو از یادم نمیری، حتی الانم نمیشه عشقو از من پس بگیری... .......
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من دل من داند و من دانم ودل داندو من......+++.......ومن گاهی اوقات مجبورم به آرامش عمیق سنگ حسادت کنم که چقدر خیالش آسوده است چقدر تحمل سکوتش طولانی ست چقدر........+خو خوش ،برای عزیزانی که از اینجا رفته اند...

قیمت تور تایلند چقدر است ؟
گردشگران تور تایلند در این مقاله قصد داریم شما را با نحوه ی انتخاب تور مناسب همراه با قیمت های صحیح و مناسب در یک سفر مناسب را بیان کنیم تا در انتخاب میان آژانس های مسافرتیمختلف و خدمات متنوع آنها سردرگم نشوید . با معراج گشت آسمان همراه باشید تا شما گردشگران تور تایلند را با انتخاب بهترین تور و هزینه های مناسب برای سفر به تایلند آشنا سازیم .
شما گردشگران تور تایلند با ویزا تایلند می توانید ۳۰ الی ۶۰ روز در کشور تایلند اقامت داشته باشید

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] زندگی چقدرکوتاهه فرصت چقدرکم. گله چقدریاد. چقدرناملایمات. چقدردلتنگی چقدر افسوس چقدراشتباه و چقدر آرزوی بجامانده . چقدر تقدیر. سرونوشت . اسیر کدامیم . نباید رفت و نباید دید و پرواز کرد. چقدر فاصله سخته چقدر خوبه چقدر افق کم رنگ شده و دستم کوتاهه ونفسم میگیره ناگزیریها و نبایدها.
دارم با گریه چمدونم رو میبندم ، باورم نمیشه همه چیز در عرض دو سه روز درست شده و من الان دارم چمدونم رو میبندم تا فردا عصر سوار هواپیما شم و چند ساعت بعد بغداد باشم. همه چیز مثل یه خوابه و همش یاد پنچ سال پیشم... ولی محدثه ی پنچ سال پیش کجا و محدثه ی امروز کجا... شکر خدا که حال محدثه. به مرگ فکر می کنم . به مرگ و زند گی به اینکه چقدر راحت به هم سلام میدهند.و از کنار هم عبور میکنند. وقتی منتظر تولدی همان لجظه خبری از مرگ بشنوی . ی رو که تو بدنیا آوردی چقدر در زندگی عرق شده و تو چقدر به مرگ نزدیک شده ای . دخترم هر روز زیبا تر و زیباتر میشه و قد می کشد هر روز مثل درخت ش. آنقدر دوستت دارم


که خودم هم نمیدانم چقدر دوستت دارم!


هر بار که می پرسی، چقدر؟!


با خودم فکر می کنم؛


دریا چطور


حساب موجهایش را نگه دارد؟!


پاییز از کجا بداند


هر بار چند برگ از دست میدهد؟!


ابرها چه می دانند


چند قطره با. تازه رمان را تمام کرده بود و شگفت زده بود از زیبایی اش. یک روز پاییزی بعد از تمام رمان به من گفت خودشان چه می گویند؟ گفتم: «et qu’il fit nuit sur la terre» و این را خیلی دوست می داشت: "و زمین در تاریکی فرو رفته بود"[و جملاتی که دوست می داشت انگار وصف زندگی مان بود...]. چقدر جوان و زیبا، چقدر مهربا.
اول اینو بخونید.... و تنها راه پیدا شدن و جدا شدن از این نا خود ها مرگ است آن وقت می توانم بفهمم چند کیلو هستم بدون استخوان، بدون گوشت، بدون مقام، بدون لذت، بدون .... و فقط خودم می مانم و تو. آن وقت توهم ها کنار می رود و درک خواهم کرد که چقدر وزنم کم است، چقدر ناقابلم و چقدر تو را کم دارم. در این روزها توفیقی بده تا قبل از مردن، بمیرم. امشب حاج اقا ماندگاری تعبیر قشنگی د از استجابت دعا گفتند استجابت یعنی این که این کاسه گ که در خونه ی خدا بلند کردی خالی بر نمیگرده چقدر به دلم نشست ای جمله چقدر درکم کم است ان زمانی که جو میخواهم ولی به من گندم میدهند ومن شکوه میکنم و چقدر کمتر است ان زمانی که کاسه ام را از من میگ. دلم برای گیس گلاب خیلی تنگ شد دلم برای حرف زدن با گیس گلاب تویِ مسیر باشگاه دلم برایش غش رفت انگار ..برای بچه ای که تویِ راه دارد این که چه شکلی است که اسم پسرک آذر ماهی اش را قرار است چه بگذارد این که روزگارش خوش است ..این که مرد زندگی اش چقدر دوستش دارد که قرار است چطور روزهای ِ ته. واقعا احساس میکنم شدم عین مادربزرگا! میگن سن ادم که بیشتر میشه آدم نسبت به کوچکتراز خودش سخت گیرانه تر فکر میکنه! چقدر نسل کوچکتراز ما بی تربیت شدن : یادم نمیاد موقع صحبت با حتی یک سال بزرگتر از خودم اونو "تو" خطاب کرده باشم! چقدر زود صمیمی میشن بعضیا! چقدر بدم میاد از همین بعضیا! . چقدر یک غروب شنبه می تواند تنگ باشد... به تنگی یکی از آن غروب های تلخِ دوست نداشتنی ها یی که یک هفته منتظر آمدنش هستی و وقتی می رسد چقدر می خواهی نباشد... چقدر می خواهی زودتر برود... تمام شود و یک صبح دیگر طلوع کند که معجزه داشته باشد... پر باشد از چیز هایی که باید باشد... چقدر یک غروب ش. الان یکی از پستای وبلاگم به اسم "هر چی فکر عنوانی پیدا نشد...!" رو خوندم!چقدر یه زمان اوضاع و احوالم بهم ریخته بوده ها!!!!!چقدر تغییرو تحول...*_* بسم الله الرحمن الرحیم
+ چقدر سخت است حال عاشقی که نمی داند محبوبش نیز هوای او را دارد یا نه... دریافت
حجم: 2.19 مگابایت
پ.ن : سخن دلهای ش ته..