فعلا هیچی نمی تونم بگم - اخبار روز

سلام خدمت تموم دوستای گلم میدونم دیگه ی وبلاگ نویسی نمیکنه اما من میام و خواهم آمد و تا جایی که بتونم مینویسم تو وبلاگ خیلی چیزا اتفاق افتاده که حس نوشتن نیست فقط اومدم بگم عیدتون مبارک انشاالله سال خوبی رو در پیش داشته باشیم و آقامون ظهور کنه به حق زینب س فعلا 1.تئاتری که گفتم از شنبه اجراش شروع میشه ؛احتمالا اگه نظر داورا رو جلب کنیم میریم تهران برای اجرا (تئاتر فعلا خصوصیه و فقط 50 تا داور میبیننش) 2.شما هم مثله من خواهر نداشته باشید (البته از 4 سال گذشته که نادیای عزیزم فوت کرده )و همینطور از خواهر شوهر بی نصیب بمونید ؛ وقتی ببینید 6 تا . امروز از اون روزاییه که دوست دارم پرحرفی کنم. چندتا چندتا پست بذارم، از چیزای بی اهمیت حرف بزنم و نهایتا به ی جواب ندم. چراهای همه واسم بی معنیه. مادامی که خودم نمی دونم چرا تو اتاق موندن واسم تو اولویت تره تا سر کلاس رفتن، نمی تونم به سوالشون تو این زمینه جواب بدم. بهم توصیه می ک. آقا نیما ادرس وبلاگ ننوشتین - پیدا تون برام اینطوری خیلی مشکله آقا علی نمی دونم امروز سر می زنید یا نه ولی وبلاگتون دیگه جا برا من نداره از بس مخاطب داره و شلوغه 6 بار اومدم حتی نمی تونم نظر بنویسم یه فکری براش ید لطفا اصلا نمیشه نظر نوشت شیرین جان به نسخه ات نیاز دارم پس تعارف را. یکی از نکات مهم در تصمیم گیری درست جهت ید و یا فروش یک سهم بر اساس تحلیل تکنیکال، توانایی تشخیص صحیح روند و رسم درست کانال روند است. در این مورد باید زیاد تمرین کرد تا تبحر یافت. به عنوان نمونه سهم کخاک صعودی است و دو کانال صعودی میتوان برای آن رسم کرد، ولی اینکه کدام درست است و میتوان بر مبنای آن تصمیم گرفت، را فعلا نمیتوانم تعیین کنم. هر دو را اینجا میزارم تا در آینده ببینم کدام درست بوده است و باید مبنای تصمیم گیری قرار می گرفته است.
کانال شماره 1 صعودی کخاک
بر اساس کانال شماره 1، قیمت در کف کانال صعودی است و مهیا برای ید پس از ش ت مقاومت مستحکم ترسیمی!
کانال شماره 2 صعودی کخاک بر اساس کانال شماره 2، قیمت به سقف کانال صعودی خورده و برگشته و فعلا باید برای ید احتیاط کرد!
حالا طی هفته های آتی باید ببینیم کدام کانال بهتر عمل میکنه و یاد میگیریم که ترسیم درست کانال چگونه باید باشه؟!

اشکالی نداره....هیچ اشکالی نداره...همین وضعیت فعلا تحت کنترل و خوبه...همین که هنوز چشمات به آسمونم میوفته خوبه ...اگه پات نلغزه و بتونی تحمل کنی به زودی قراره پیداش کنی...خودتو میگم!


:) راه دور و درازی دارم که باید برم. راهی که هیچ پیچ و خمی نداره و اونقد خسته کنندس که ماشین هم دلش نمیخواد اونجا باشه. ولی باید برم. مقصد هم جای قشنگی نیس ولی هواش تمیزه. میشه نفس کشید اونجا، میشه پرواز کرد! ولی فعلا باید به فکر دندونم باشم. دیروز آلبوم سیامک عباسی ریلیز شد. دقیقا نمیدونم کی بود، باید 88-89 بوده باشه که اولین کارش رو شنیدم "فرشته پاک" شعر، ملودی، صدا و نماهنگش همه و همشون فوق العاده بودن، بعدش "خوشبختیت آرزومه" رو خوند که اونم خیلی قشنگ بود. هیچکدوم از کاراش رو به اندازه این دو تا دوست ندارم اما خوشحال. 1- من معمولا کنار دوستام خیلی آرومم، بیشتر شاد و کمی غمگین! کنار خانواده م یه آدم پرسروصدای پر جنب جوش و شاد که البته زیاد هم غر می زنه.کنار آشنا و فامیل هم یه چیزی بین این دوتا.ولی...با هیچ کدوم از این آدما نمی تونم حرف بزنم!اتفاقاتی که برام میافتن، احساسی که درمورد خودم، اتفاقات . یک. بزرگترین ترس زندگیش، ترس از ارتفاع بود. با که رفتن قشم فقط او و یکی از پسرا حاضر شدن گلایدر سوار شن وقتی گفت گلایدر سوار شده تعجب ، گفتم تو!!؟ مگه از ارتفاع نمی ترسیدی!؟ گفت واسه همین سوار شدم. خواستم با بزرگترین ترسم مواجه بشم. گفتم چه حسی داشت!؟ گفت هیچی فقط وقتی اومدم پایین فهمیدم می تونم با بقیه ترسامم مواجه بشم و روشونو کم کنم. دو. یه چالش بزرگ. انتخاب یکی از بزرگترین ترسای زندگیت و مواجه شدن باهاش. تو پست " قوی باش، مثل ترس (1) " شروعشو کلید زدم. اهل فن می دونن اینا چیه! شا ار امروزمه. بابتش خیلی ناراحت شدم. ولی گاهی باید برای رسیدن به بعضی چیزا تاوان داد. سه. یکی از بزرگترین ترسای زندگیتونو انتخاب کنید و خودتونو عاقلانه بندازید تو آغوشش تا یه تجربه ی بزرگ به لیست تجربه های موندگار و مفید زندگیتون اضافه بشه. تجربه ای که ممکنه تاوان هم داشته باشه ولی ارزش بدست آوردنشو داره و البته باعث آسیب جدی به خودتون و ایجاد مشکل برای اطرافیان نمیشه. از مواجه شدن با ترساتون نترسید.. حتی اگه شده یکبار برای همیشه.. با سلام و عرض ادب. سوالی داشتم خدمتتون. روش انتقال اطلاعات دانش آموزان دهم مقطع کاردانش از سناد به دانا را می خواستم؟ با تشکر((نقی شاهسون)) با سلام خدمت همکار محترم فعلا در این مورد هیچ منویی فعال نشده است به محض فعال شدن چگونگی انجام کار اطلاع رسانی خواهد شد الف. سلام. خیلی اوقات می شه که این یادم می ره که هیچ با من دوست نیست. هر ی به خودش فکر می کنه و مسلمن خودش براش مهم تر از منه. نمی دونم شاید من پرتوقع م... امّا خب دوست دارم یا جاهایی ارجحیت داشته باشم به بعضی چیزها و کارها. دوست دارم که طرف شب رو برای من صبح کنه... درک م کنه... آروم م کنه.. خوشحالم که این پست رو بعد از شروع بکار و انتقالی می نویسم... ببعد از دو ماه بلا تکلیفی و مرخصی های حیف شده ... فعلا در مرکز و به عنوان مدیر اجرایی مشغول بکار هستم ... اگرچه کار در مراکز هم لطف خودش رو داره... طبق قولی که بخودم دادم ... کمتر جوش می زنم و میخوام از هرچی که پیش میاد بیشترین . من خیلی گیجم.. الان درست یک هفتس که نخو دم و خب دیروز که ساعت پنج صب بلیط داشتم اوضاع بدتر شد... یه طوری شد که دیگه شبش نخو دم و دیوونه خودم رو از بس که فکر ... همیشه اینطوریه که همه جوانب رو باید بسنجی و خب این یعنی گیج شدن ... من دو روز پیش از گروه تحقیق اومدم بیرون و خب تا الان همه دار. فعلا اینستا رو بستم و رفت پی کارش.... شاید یه پیچ دیگه باز کنم و الکی الکی با یکی دو نفر باشم و اونا رو فالو کنم که در جریان زندگی شون استم و ماجرای ع ا رو می دونم... نه اینکه برم ع های لاکچری چهار نفر رو فالو کنم که هیجی ازشون نمی دونم... موزیک ویدیو تن به اسم new heroes چند ساعت پیش منتشر شد بازدید ها تا الان 1/2m بوده فعلا خوبه اگه میشه بازدید بزنین https://m.youtube.com/watch?v=vm-g_bkfdzo
1 دلگیرم.. مثل خودم.. دلم گرفته!مثل دخترکی با کلی نقشه اومده ید.. وبخاطر لوس بازیه بعضیا دست خالی داره برمیگرده.. درهمین حد دلگیر..افسرده-_- خنده هم نداره:

2 میگن اگر هرجا که رفتی یه نفر شبیه یک شخص خاص دیدی بدونید عاشق اون شخصید! من هرجا میرم یکیو شبیه پسر م میبینم ولی عاشقش نیس. دارم از خانه ریاضیات برمیگردم. طبق معمول اینجور وقتا، از پل بزرگمهر تا خونه رو پیاده اومدم. حالا تقریبا چیزی به خونه نمونده. نشستم زیر سایه، دم زاینده رودی که حالا بیشتر به بیابون شبیهه تا رود. من از فکرایی که از اول راه تا اینجا داشتم ترسیده و نگرانم. دهنم خشک شده. مثل همین بیاب. ادن هازارد در گفتگو با سایت گل گفته: بله در بلژیک بعضی چیزها تغییر کرده اند. ما حالا با ۳ م ع بازی می کنیم. کمی شبیه به چلسی هستیم و به خوبی همان تیم هم بازی می کنیم. فعلا همه بازی ها را برده ایم. امیدوارم… نمیتوان در مورد عشق و عاشقی صحبتی کرد و من در این زمینه تجربه ای ندارم اما اگر به چت عاشقانه علاقه دارید، پیشنهاد ما به شما گروه چت عاشقانه هست و شما میتونید در این گروهها با دیگر عاشقان چت کنید. باز مثل همیشه از شما درخواست میشه که تو چت رعایت ادب فراموش نشه. فعلا از حضور شما مرخ. سلام یه چیزی امروز می خوام بگم .... نمی دونم تا چه اندازه درست است.... می دونی رابطه ما و گناهان دقیقا مثل اعتیاد می مونه.... اعتیاد به در روی بدن و روح و.... تاثیر می گذاره و در دراز مدت انسان رو ت یب می کنه... گناه نیز همینطوره فقط نمی دونم چرا تاحالا ی به فکر این مشکل به این شکل نیفتاده . دبیر شورای عالی مناطق آزاد با اشاره به تمرکز جمعیت جهان در سواحل و این که در ایران تنها 2 درصد جمعیت در سواحل زندگی می کنند گفت: ما فعلا به 5 میلیونی شدن جمعیت سواحل فکر می کنیم. بچه ها تو این پست هر ی هر وقتایی ک انلاینه بگه تا من بدونم ک کی کی هس کی کی نیس راستی جوری ک مامانم داره میگ منم احتمالا دیگ نتونم بیام وبلاگ گفقم ک از الان اعلام کنم ب همتون ولی اگ نباشم برای عید نوروز صد در صدی هستم همیش سعی کنید در زندگیتون مث من اینده نگر باشین افرین و صد در صد. سلااااااااااام امروز از قوچان اومدیم 21 افطاری خونه بی بی ایلیا سه روزه میگه "ماما" پسرم خیلی بزرگ و مرد شده منتظر ئیزا هستیم و با امین روزهای خوبی رو سپری میکنیم امین روزه هاش رو میگیره.. چیز بدی راجع به بابا شنیدم که داغونم کرد بانک انصار خدا بهش کمک کنه
همه چی خوبه فعلا هیچ وقت فکر فکر نمی تا این حد به فضای مجازی دل بسته شده باشم. و اکنون که فکر می کنم پرشین بلاگ و را هیچ وقت نمی توانم رها کنم . انگار با انها انس گرفتم . برای همین تصیمیم گرفتم که هیچ کدوم رو نبندم . گاهی دراین وب مطلب بگذارم گاهی در آن وب . پ.ن : سرور مشکل داره برای همین نمی تونم در آن وب مطلب بزارم . ایشالا تیر ماه با هردو وبم در خدمتتون هستمقلب ساعت 9ونیم بود که خبر داد رسیدن..خوشحالم که سالم وسلامت رسید و الان توو یه شهریم..و از یه هوا نفس میکشیم باز..چندساعتی که توو راه بود ازش خبری نداشتم کلی نگران شدم و زنگ زدم و اس ام اس دادم و حتی توو واتس آپ.ولی نشد باهم تماسی برقرار کنیم..یا آنتن نبود یا نمیشد حرفی بزنیم..ولی خب خدا. دلم یکم سنگینه و نمیدونم چطور بنویسم دلم کلی غم داره و نمیدونم چی بگم پس فعلا پست نمیزارم نمیزارم که درد و دل نکنم ک پای قولم بمونم تا یادم بیاد من هنوزم ک هنوز همون دختر تنهاییم که هیچ و تو خلوت و تنهاییش راه نمیده پ.ن:کامنتا خونده میشه و تایید میشه...و من همچنان شادم... سلام دوست جونیا خوبید؟میخوام بهتون یه وبلاگ جدید بهتون معرفی کنم.وبلاگ دخترخالمه اینم آدرسش: maryambarber.blog.ir اگه دوست داشتین سر بزنید منم اونجا هستم☺ خب دیگه همین فعلا.دوستون دارم.خداسعدی
دوستان عزیز و دلبند من لطفا لطفا برین یک ب ین دونه ای شش هزار تومنه کلا می تونید یه ماهم استفاده کنید . بیایید توییتر که منم مجبور نباشم اینجا رو هم بروز کنم . و توییت هام رو بعضا با توضیح بیشتر اینجا باز قرار بدم . البته اگر هم نیایین باز من مخلصتون هستم و می نویسم . ولی بخدا خیلی . دو سال پیش یه روز بارونی اینجا نوشته بودم که امروز اگه دوربین داشتم برش می داشتم می رفتم از صحنه های خیس و بارونی ع می گرفتم . اون موقع هیچ فکر یا برنامه ای ، برای ید دوربین و یاد گرفتن عکاسی نداشتم.
اسفند پارسال بود که یه روز گوشیم خاموش شد و دیگه روشن نشد. ماه بعدش بابام گفت ی. زمانی که به او گفتم چه کرده ام طردم نمود و گفت باید فلان کار را درست انجام دهی تا آن زمان خداحافظ !!! دل اش ز من گرفته بود و قلب اش برایم درد گرفت اما من چه ؟؟؟ تا ساعت ها در کما بودم و چه خوب که به موقع فهمیدم و او را از دست ندادم پی نوشت : چند روزیست حیات را در من دمیده و فعلا قصد دارد. بسم الله...
سلام
بعد از مدت ها دوری از وبلاگ نویسی بالا ه دوباره اومدم.
یادش بخیر...
اون موقعا که وبلاگ نویسی رو بورس بود صفای خاص خودشو داشت...
آرامشی که اینجا هست تو تلگرام و اینستاگرام و... نیست...
دوباره می نویسم تا این آشوب ها دلم باز آروم شه...
فعلا یاعلی...
مینویسم اما ذره ای قصد ش تن توبه ی رو ندارم فقط مینویسم تا اروم بشم یا شاید هم خبری از من باشه البته اگر مهم باشه، که نیست. چون توبه شرایطی داره و باید همه چیز هم فراموش و هم پاک بشه برای همین من نمیتونم توبه کنم چون نمیخوام و نمیتونم فراموش کنم. اصلا نمیدونم میخونه یا نه... به هر ح. حوصله درس نداشتم امشب. برای چندمین بار انیمیشن "چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم ۲" رو دیدم و غرق شدم تو تخیل و از زندگی روزمره م فاصله گرفتم.غرق شدن تو انیمیشن میراث کودکیمه. حدود بیست و یه سالمه ولی هنوز با داستان میمیرم و زنده میشم. راستش یکی از دلیل های امید به زندگیم هم همینه.... روزی که یه شهر دیگه، عروسی دوستت دعوتی، اینجا از آموزشگاه بهت زنگ زدن که مصاحبه قبول شدی پاشو بیا سر کلاس، و یه شهر دیگه ی سومی هم ارشد قبول می شی :

به دوستم گفتم بعد از ظهر کلاس دارم نمی رسم بیام، به مدیر آموزشگاه هم گفتم ارشد قبول شدم نمی تونم بیام... و باخیال راحت نشستم انی. سلام دلم از خودم گرفته! یک ماه دیگه بیشتر نمونده و غیر از تو فقط خودم می دونم که وضعم از اب هم ابتره! چی کار کنم خدایا؟؟ غیر از آبروم ، تمام آمال و آرزوها و اه م... چیزهایی که تمام تلاشمو نیت پشتشون درست و درمون باشه همه شون در تز ل و خطرن! خدایا! جز تو به کمک کی می تونم امید ببندم خدا. رئیس سازمان انرژی اتمی در گفتگو با یک شبکه کانا در خصوص عدم سخن گفتن ترامپ از ایران در جریان مراسم تحلیف، گفت: خودداری ترامپ از ذکر نام ایران در مراسم تحلیف، مثبت است. خب از صبح یسری خورده کاری داشتم انجام دادم برا خودمم گشتن فای جاکوملی رو چند تاشو خوندم و برا خودم معنی شو دراووردم. مگر این که اینجوری شوق و اشتباق کار رو زبانمو پیدا کنم. تازه میخوام کتابو دست بگیرم کاش تا شب تموم بشه. به م قرار بود پیام بدم یعنی باهاش تماس بگیرم. میدونین چی شد . ساختمون دوتا کوچه اون طرف تر خیلی سریع بالا رفته و نمای سنگ شده اش از توی بالکن مشخصه؛ مثل هر برنامۀ دیگه ای بخش بخش پیش رفته و به نتیجه رسیده. نمی دونم شاید سازندگان این ساختمون هم دارن کم کم فراموش می کنن که چه ذوقی برای اجرایی شدن این برنامه داشتن؛ مثل من که تو روزمرگی فراموش . ای خدا من چه گناهی آخه که صبح روز عیدی (خاک تو سرت که به ساعت یازده میگی صبح!!) باید با صدای نکره خواهر محترم از خواب بیدار شم! خیر سرم مثلا روزه ام! از روزی که شروع درس خوندن فعلا فقط ریاضیو میخونم! امروزم احتمالو میخونم! یکم بی حالم :/ بیخیال اینا!! عیدمون مبارک :-) دلم هوای رضامو کر.