صحرا - اخبار روز

عشق و سودای دگر در نظرم سنگین است عقل از کشمکش عقل ودلم غمگین است شاعرم ،شعر تو را بس که نوشتم دیدم کاغذ و لوح وقلم از دل خون رنگین است جام می ، درد و پر پروانه چنین ازبرای لب تو ، وه که چه آهنگین است من به سودات سپردم دل ودین می دانم عقل ،از این دل سو من شرمگین است سالها در طلبت دا. سلام عزیز دلـــــم دلبندم و خوشگلم گرما و نور خورشید وقتی به دریا تابــید آب ها بخار می شوند هی بالاتر می رونــــد جمع که شدند بخارها ابر می شوند چه زیبا وقتی به هم می خورند تولید برق می کـــــــنند سپس باران می بارد شاد هدیــــه دارد قطره و قطره کم کم از کوه و صحرا با هم جویبار. مرکز نیکوکاری محمدرسول الله وابسته گروه خیرین تورکمن صحرا مرکز نیکوکاری محمدرسول الله وابسته گروه خیرین تورکمن صحرا جهت یاری رساندن به نیازمندان فعالیت خود را زیر نظر نهادهای نظارتی نظیر کمیته امداد و بهزیستی آغاز کرده است. اهم فعالیتهای گروه : 1. شناسایی افراد و خانواده های . پیچیده شمیم گل پ ر شب آ حرف سفر و داغ مکرر، شب آ اشکی که شده نذر غم فاطمه سی سال انگار شده چند برابر شب آ انگار همین چند شب پیش شبانه ... آمد چه به روز دل حیدر شب آ حالا شب وصل است ولی با سر خونین شرمنده نمانده ست ز کوثر شب آ با اشک غریبانه ی خود گفت سخن ها از بی ی آل پیمبر شب آ از کرب و . یک دم اگر چه ما را غم وا نمی گذارد آنجا که با تو باشم غم پا نمی گذارد دنیا، همان که ما را تنها گذاشت عمری افسوس با تو من را تنها نمی گذارد بی هیچ قید و شرطی می خواهمت که عاشق پایان جمله هایش اما نمی گذارد امروز هم سرم را بر دامنت گرفتی مجنون تو که سر به صحرا نمی گذارد تاج سری اگر چه . این چه سودایست یوسف با زلیجا می کند پیرهن گر شد او را مبرا میکند؟ آبروی رفته آیا از زلیخا رفته است؟ پس چرا آن پیر را یکباره برنا می کند پیرهن رمزیست یوسف کشف رازش کرده بود لیک آن معشوق بی دل را چه زیبا می کند امتحان دامیست تا از دست صیادش رهی عشق آن زیبا کلامی هست غوغا می کند آبرو .


.مجبور شدم به هر ی رو بزنم / در محضر هر غریبه زانو بزنم تحقیر شدم ، چون که فراموشم شد / یک سر به ضامن آهو بزنم …
عید همگی مبارک ...!
من به حرمت به حرم طلائیت سخت دل بسته ام ٬٬
نازنیا یا غریبا نشکن دلمو که خسته ام ٬٬
من اگه م از دوریت ناراضیم ٬٬
مشکن تو مرا دراین دنیا دلش ته ام ٬٬
گراز عشق تو من سر به صحرا مینهم ٬٬
تو غریبی به غربتت سخت وابسته ام ٬٬



السلام علیک یا علی بن موسی الرضا...




توضیح ساعت ها در کنار جناب خان همه جاده های جهان را بروفید! جناب خان در جستجوی احلامه و تو هم می تونی توی برف و بارون یا توی جنگل و صحرا همسفرش باشی. اما حواست باشه که ی حریف زبان جناب خان نمی شه! با بیش از چارصد تا تکه کلام، جناب خان وسط رانندگی ممکنه یهو بیاد برات یا ببافدت یا بر. در این پست از وبلاگ میخام براتون از چایی آتیشی بگم . پس با آوای طبیعت همراه شوید ...
آیا می دونید چایی قُلُّو چیه ؟ چایی که با استفاده از قلّو و روی آتیش و در محیط بیرون از خانه ( کوه ، بیابان ، صحرا و ... ) درست میشه . قلو چیه ؟ قلّو معمولاً بطری سموم است که در بازار وجود دارد . وقتی قرار است از یک قلُو برای بار اول استفاده کنیم باید داخل اون رو با دقت بشوییم و چندین مرتبه آب رو داخل آن بجوشانیم و آبی که جوش م رو باید دور بریزیم تا کاملاً شسته شود و بوی سموم آن از بین برود . بعد از اینکه این مراحل شستشو و تمیز قلّو رو انجام دادیم می توانیم داخل آن چایی آتیشی جهت مصرف درست کنیم . ما بردسکنی ها که در جنوب غربی استان اسان رضوی زندگی می کنیم وقتی قرار است برای تفریح و گردش پای در طبیعت ، کوه و صحرا بگذاریم ، اولین چیزی که همیشه همراه خود می بریم ( قُلُّو ) هست برای درست چایی بر روی آتش . چرا به این ظرف ها می گوییم قلّو ؟ چونکه وقتی آب رو داخل آن می ریزیم و روی آتش قرار می دهیم خیلی سریع شروع به قُل قُل ( جوشیدن ) می کند و آماده چایی دم می شود . این نوع چایی که با استفاده از قلو و هیزم و آتیش درست می شود از عطر و بوی خاصی برخوردار است که نوش چان چایی قلو ، واقعاً لذت بخش است بخصوص وقتی در دامن طبیعت هستی .
ع هایی از درست چایی آتیشی با استفاده از قلّو رو در پایین مشاهده نمایید ... ***

الناز شاکردوست با انتشار پستی در صفحه اینستاگرامش خطاب به نقشش صحرا در خفگی گفت که ترکش کند. نوشته پست اینستاگرامی الناز شاکردوست با چهره ای متفاوت از خودش اولین بار در اخبار پدیدار شد. با پاهایم تمامِ قدم هایم با چشمانم تمامِ نگاه ها و با لبانم تمامِ کلمات. من تمامِ مردانِ زمینم: با دسته گلی تازه برگورشان. *** بر شن های صحرا راه رفته ام بر خونِ داغِ ریخته بر برف و بر خزه ی لغزانِ لبِ جوی: زمین را آنگونه پیموده ام که کت را ورق زدن *** با پاهایم تمامِ قدم هایم با چشمان. رایگان قست 12 سریال پی ل با , قست دوازدهم سریال پی ل با مستقیم, قسمت قست دوازدهم 12 از سریال ایرانی جدید پی ل با محمدحسین لطیفی کیفیت بالا عالی بدون تگ برچسب آرم تبلیغاتی و بدون نیاز به ید اشتراک ویژه نسخه کم حجم با
ماهتاب دریا را تو خود به جامه خو و ساقیان صبوح به یاد چشم تو گیرند جام صهبا را کمند زلف به دوش افکن و به صحرا زن که چشم مانده به ره آهوان صحرا را به شهر ما چه غزالان که باده پیمایند چه جای عشوه غزالان بادپیما را فریب عشق به دعوی اشگ و آه مخور که درد و داغ بود عاشقان شیدا را هنوز زین همه نقاش ماه و اختر نیست شبیه سازتر از اشگ من ثریا را اشاره غزل خواجه با غزاله توست صبا به
خلاصه داستان فصل سریال پی ل پیرامون یک اتفاق هولناک شکل می گیرد، اتفاقی که موجب می شود زندگی یک خواننده معروف و پر طرفدار با سرنوشت دو استار سینما گره بخورد. اما چه ی این اتفاق را رقم زده و آن را جلو می برد؟ بازیگران سریال پی ل کامبیز دیرباز ، پوریا پورسرخ ، لیلا اوتادی ، مهراوه شریفینیا ، سحر قریشی ، امید حاجیلی، وحید شمسایی ، محمدحسین لطیفی (تا کنون) . زمان پخش در شبکه نمایش خانگی96.
سریال ایرانی پی ل, قسمت اول سریال پی ل, سریال پی ل فصل اول, سریال پی ل با , سریال پی ل اپارات, زمان پخش سریال پی ل, سایت سریال پی ل, سریال پی ل کی پخش میشود

ادامه مطلب... نامه ی زیبای شریعتی با تو، همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کندبا تو، آهوان این صحرا دوستان همبازی من اندبا تو، کوه ها حامیان وفادار خاندان من اندبا تو، زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباندو ابر، حریری است که بر گاهواره ی من کشیده اندو طناب گاهواره ام را مادرم،. محراب ابروها به سرو قامتت دل بستم و محراب ابروها که شد قسمت مرا آ طناب دار گیسوها تلخ نا کامی به جامم ریختی اما و شهد کندوی دهانت سهم پرروها نمانده جای امنی در جهان از دست نا اهلان شدند آواره قبل از فصل کوچ خود پرستوها نبینم تا که تزویر و ریا، نامردمی ها را به صحرا ها رمیدم در شما. رسوایی من بار گناهان من است راه حل دل من دیدن جانان من است هر ی دل به ی داد به او می نازد دل سپردن به شما نسخه ی درمان من است سال ها ن صحرا شدنت در اثرِ غرق غفلت شدن و این همه عصیان من است صبح و شب ناله ز دل، اشک ز چشمم جاری است از شما دور شدن غصه ی پنهان من است از همه رانده شدم باز تو . مسعود رضایی بیاره
پرستوی مهاجر ناز کن ، چندان که می خواهی مرا ویرانه کن مـن که خـود دیوانه ام ، دیـوانه تر دیـوانه کن

صبحگاهــی روسری بُـگشای و در گـُلشن بیا اشک زنبــق را در آور ، یــاس را مستانـه کن

هر شبی مهتــاب عـــاشق سر بـر ایوانت نهد شعله ی گیسو بر اف.
نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت
کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت
درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت
من سوخته ی ما به چه کارش می خورد که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت
رفت و از گریه ی توفانی ام شه نکرد چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت
بُوَد آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت
سایه آن چشم سیه با تو چه می گفت که دوش عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت
هوشنگ ابتهاج بهار آمد، بهار من نیامد *** گل آمد گُلعذار من نیامد برآوردند سر از شاخه ، گل ها *** گلی بر شاخسار من نیامد چراغ لاله روشن شد به صحرا*** چراغ شام تار من نیامد جهان در انتظار آمد به پایان *** به پایان انتظار من نیامد السلام علیک یا صاحب ا مان زود بر انگشتر صحرا نگین انداختند چون عقیق سرخ خود را بر زمین انداختند مثل بارانی که مشتاق است خاک تشنه را از فراز ناقه ها خود را چنین انداختند پس به یاد اکبر و عباس روی قبرها خویشتن را از یسار و از یمین انداختند روی قبر کوچک عباس جای مادرش خویش را با ذکر یا ام البنین انداختند خاک. نمایش نادرستاننویسنده و کارگردان: میر میلاد مهدی زادهدستیار کارگردان: محمد امانیطراح گریم: مینا پناهیدستیاران گریم: صحرا فیروزی،سامان ارمیبازیگران: مهدی حیدری،بهزاد معصومی،کوثر صالحی،شاهین کاظم نژاد،ماکان صالحی،مسعود نیازی،محمد بابایی همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی همه خوشدل اینکه مطرب بزند به تار چنگی من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی چه شود که راه یابد سوی آب، تشنه کامی چه شود که کام جوید ز لب تو کامجویی همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا تو قدم به چشم من نــه، بنشین . پاییز آمد پاییز آمد در میان درختان لانه کرده کبوتر، از تراوش باران می گریزد خورشید از غم با تمام غرورش پشت ابر سیاهی عاشقانه به گریه می نشیند من با قلبی به سپیدی صبح، با امید بهاران، می روم به گلستان همچو عطر اقاقی، لابه لای درختان می نشینم باشد روزی به امید بهاران روی دامن صحرا لاله روید... بی تو شب ها طعنه ها از ماه تابان می م با خی طعنه از سردیِ زندان می م وای بر من درد من هم درد پوتیفار بود از بساطِ عاشقی غم را فراوان می م تیشه بر فرقِ سرِ فرهاد شد،از بی ی مثل آن فرهاد من هم تیشه برجان می م مثل مجنونم که هر شب می روم صحرا ولی بی تو هر دم طعنه از خارِ بیابان می م ای دری. اسامی دبیرانی که به بیش از 50/. درصد از سوالات آزمون پاسخ صحیح داده اند به شرح زیر است: 1- بهروز صحرا کاری 86 درصد کوهدشت 2- بیژن ترک 80درصد ا 3- زینب جمالی 70درصدکوهدشت 4- زینب عجمی 66درصد کوهدشت 5- ماندانا آزادبخت 60درصد کوهدشت 6- منصوره محمدی 51درصد ناحیه یک م آباد 7-شاد احمد هاشمی 51 درصد ک. گوشـه ی صحرا سرت؛ آن سوی دیگر؛ پیکرت..! بیقرارم کرده، جای خالی انگشترت.. شهید جبهه مقاومت ی شهید جاوید الاثر مهدی ثامنی راد جنوب حلب١٣٩٤/١١/٢٢ @jamondegan┄┅═
هنوزازپس قرنها،نداۍهَل مِن ناصِرِیَنصُرنۍسیـدالشّــ هدا بگوش میرسدوڪربلادرتڪراراست. شهیدم ع حرم سید احسان میرسیار سالروز شهادت @jamondegan┅┄   خسته ام ،منتظرم ،لحظه شماری سخت است روز و شب از غم تو گریه و زاری سخت است می روم گاه به صحرا که فقط گریه کنم گریه وقتی به سرت سایه نداری سخت است می روم تا در و همسایه نگویند به تو گوش دادن به غم فاطمه کاری سخت است طاقت آوردن این زخم زبان ها دیگر بیش از آن سیلی و آن ضربه ی کاری سخ. تا دست تو را به دست آرم از کدامین کوه می بایدم گذشت تا بگذرم از کدامین صحرا از کدامین دریا می بایدم گذشت تا بگذرم روزی که این چنین به زیبایی آغاز می شود به هنگامی که آ ین کلمات تاریک غم نامه ی گذشته را با شبی که در گذر است به فراموشی ی باد شبانه س ام از برای آن نیست که در حسرت تو بگ. عاشقت هستم مرا دیوانه تر از این نکنمن ابم خواهشا ویرانه تر از این نکن دور تو میگردم و در تاب و تب اما مرادر میان شمع خود پروانه تر از این نکن من اب و مست این میخانه ام با باده اتحال این دیوانه را مستانه تر از این نکن هر چه دورم می کنی مردانه عاشق می شومحال من را اینچنین مردانه تر ا. بسمه تعالی بخواهی یا نخواهی مرگ تنها می برد ما را از این گردونه ی مرموز دنیــــــا می برد ما را نکن تکلیف همرامی به مــــــــــــــا ای باد سرگردان که دست از جان خود شستن به صحرا می برد ما را
نکن خود را اسیر " آرزو " در زندگی ای دل که از امروز بی حاصل به فردا می برد ما را نگو یک . به نظر میرسه بهترم... بالا ه دیروز و بعد حدود ۱۰ ماه به کمک و تجربه مهدی کریمی با فیروز تصفیه . یه مدت هم هست با صحرا دنبال خونه میگردیم. تقریبا رسیدیم به همون آپشن های پارسال. انگار یک سالی رو درجا زده بودم. حالا باید جبران کنم. گچ دست آرتین رو باز کردیم و پینش رو هم در آوردیم.یه دو . به جستجوی تو---- کولی وار---- زندگیم را مختصر کرده ام---- درکوله باری که نهاده ام بر دوش---- کوره راهها را گرفته ام در پیش---- هم آوازم با باد----- هم راهم با رود----- قرینم با جنگل----- سر پناهم آسمان----- راهنمایم ستاره------ گاهی می خوابم----- گاهی می نشینم----- گاهی خیره به غباری----- که می آید به چشم---. مسعود رضایی بیاره پرستوی مهاجر ناز کن ، چندان که می خواهی مرا ویرانه کن مـن که خـود دیوانه ام ، دیـوانه تر دیـوانه کن صبحگاهــی روسری بُـگشای و در گـُلشن بیا اشک زنبــق را در آور ، یــاس را مستانـه کن هر شبی مهتــاب عـــاشق سر بـر ایوانت نهد شعله ی گیسو بر افشان ، مــاه را پـروا. ( سنگ خاره) دنیایی دارم با روزگار خویش چون برکه ای در میانه صحرا می فرسایم شب و روزم را نه نیش زبانی می آشوبد مرا نه پچ پچ آدمیان می لرزاند تنم نه پاسخی می دهم به پرسش ی نه با عشقی در می آمیزم نه با هوسی نه از نگاه سردی هراسان می شود دلم نه بر ی خشم می گیرم نه ترحمی بر خود می پذیرم نه . نوبهار آمد و از سبزه زمین زیبا شدبوستان بار دگر دلکش و روح افزا شد سبزه رویید و چمن سبز شد و غنچه شکفتباغ یک پارچه آتشکده از گل ها شد بوی گل آورد از طرف چمن باد بهارموسم گردش دشت و دمن و صحرا شد ای عجب گر دل بگرفته من وا نشوداندر این فصل که از باد صبا گل وا شد وقت آن است که خاطر شود . <font style=صحرا" width="373" height="135" /> صحرا دبی
dubai safari این تور یکی از معروفترین تورهای دبی می باشد. هدف اصلی در ارائه این تور، نشان دادن چهره واقعی کویر و زندگی بادیه نشینان به بازدیدکنندگان می باشد.مدت زمان این تور می تواند بین چند ساعت تا چند روز متفاوت باشد. در رایج ترین تور شما حدود ساعت ۳ یا چهار بعد از ظهر به طرف صحرا حرکت کرده و در اولین قسمت با ماشین های چهار محور (۴wd) به گردش در میان تپه های شنی کویر می پردازید. سپس به یک کمپ می رسید که بصورت سنتی ساخته شده است. صرف شام و نوشیدنی، استفاده از بوفه کامل، موزیک در زیر آسمان زیبا کویر و منقش دست خانمها به طرح های سنتی به وسیله حنا از برنامه های این قسمت می باشد.
این تور با بازگشت به شهر در حدود ساعت ۱۰ شب پایان می یابد. در تورهای یک روزه و یا چند روزه، برنامه هایی از قبیل دیدار از وادی ها و روستاها، مزارع پرورش شتر در کویر، دیدار از کوه های حجر، دیدار از منطقه زیبا و خوش آب و هوای حتا، شنا در است ها و چشمه های این منطقه، توقف در هتل حتا، صرف غذا در این هتل و استفاده از امکانات ورزشی آن، دیدار از قدیمی ترین مسجد امارات و حضور در بازار در نظر گرفته شده است. ۰۱ بازدیدکنندگان از دبی نمیتوانند تجربه کاملی از صحرا داشته باشند مگر آنکه در یک سفر صحرای صوفیانه شرکت کنند. تورهای متنوعی از جانب آژانسهای مسافرتی ارایه میشود. بنابراین انتخاب توری که سلیقه های شخصی را کرده و در زمان مناسبی تدارک دیده شده باشد، کاری ساده است. «سفر صحرایی شبانه» (the overnight safari) حدودا ساعت ۳ بعدازظهر شروع شده و شما با ماشین، تپه های شن روان را از نزدیک مشاهده می کنید ۰۲ بدنبال رسیدن به اردویی که به سبک بدوی تدارک دیده شده است، شام را صرف کرده و غروب را زیر آسمان پرستاره صحرا میگذرانید که تجربه های مجذوب کننده میباشد. بعد از صرف صبحانه، بر سر راه به کوهستان، جلوه هایی از صحرا و کاروانهای شتر را خواهید دید. منطقه کوهستانی، رودخانه هایی دارد که برای شنا ایده آل هستند. قبل از برگشت به دوبی، غذای سلف سرویس سرو میشود. ۰۳ در تور «سفر کوهستانی» (the mountain safari)، توریستها در امتداد ساحل به سمت شمال حرکت میکنند، و در آ به منطقه درون مرزی راسالخیمه میروند. این راه از میان کوه های حجار (hajar) گذشته و از دره های عمیق عبور میکند. روستاییان این منطقه، با کاشت محصولات کشاورزی امرار معاش میکنند. در این سفر، بعدا به دیبا (dibba) و به دبی رفته، و در ”بازار مسافی” (masafi market) در بین راه توقف میکنند. در سفر ”هاتاپو ” (hatta pools safari)، مسافران از میان شنهای روان به سمت دره ها تا (hatta valley) میروند که سفر جذ است. با عبور از این کوهپایه های کوه ال حجر (al hajar)، به سمت ”هاتاپو ” پیش میرویم. ۰۴ در این تور، مسافران از قدیمی ترین مسجد امارات متحده عربی بازدید میکنند. بعلاوه توقفی نیز در بازار، که بخاطر سفالگری و فرشهای دست باف خود زبانزد است، تدارک دیده شده است. تور یک روز کامل (the full day safari) معمولا از میان روستاهای بدوی و کاروانهای شتر عبور میکند. گهگاه سفری به ص ه فسیلی (fossil rock) و کوه های حجر هم صورت میگیرد. شنا در رودخانه های کوهستانی جذاب و لذت بردن از نهار سرد سرو شده، تجربهای آرامبخش در محوطه باز هست. این تورها توسط اغلب شرکتهای توریستی عرضه میشوند. آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم بی تو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم سردمهری بین که بر آتشم آبی نزد گرچه همچون برق از گرمی سراپا سوختم سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمع لاله ام کز داغ تنهایی به صحرا سوختم همچو آن شمعی که افروزند پیش آفتاب سوختم در پیش مه رویان و بیجا سوختم سوختم . در کدامین شب کوفه باز خواهی گشت؟
در کدامین اوج
در کدامین عروج
چشم به راه آمدنت،
در پس تمامی دریچه های زمین ایستاده ام
چقدر دلم تنگ شده است!
و چشم هایم چه بزرگ شده اند!
و نطفه یک سؤال که در سرم بارور می شود!
پس تو کی می آیی؟
تو ای وسعت بیداری
ای همه دریایی.   آشوب شن هوای هر دم گیسو در یال سمند رمنده آشفته می نشیند تا حجم ساده ی صحرا معمای راه شود با طراوت هزار ستاره در آشوب ماسه ها وقتی رفتار تو عادت آب را در هم می ریزد با شیون هزار فواره در دل دریا   منصور خورشیدی سجاده روی ماه بینداز سال دوم یا سوم دبیرستان بودم، امتحان ریاضی داشتم و سخت مشغول خواندن بودم،خانم همسایه هم آمده بود عصر نشینی(مثل شب نشینی) با مادر و خواهرم در اتاق نشسته بودند که ناگهان صدای"فرشته! فرشته!" مادر بلند شد،حوصله نداشتم بلند شوم از همانجا داد زدم"بله" ولی داد مادر بلندتر شد"فرشته بیو . خسته ام ،منتظرم ،لحظه شماری سخت است روز و شب از غم تو گریه و زاری سخت است می روم گاه به صحرا که فقط گریه کنم گریه وقتی به سرت سایه نداری سخت است می روم تا در و همسایه نگویند به تو گوش دادن به غم فاطمه کاری سخت است طاقت آوردن این زخم زبان ها دیگر بیش از آن سیلی و آن ضربه ی کاری سخت اس.