شیدا - اخبار روز

متن موزیک عشق کی بودی تو مجتبی دربیدی • میانه تی وی متن موزیک عشق کی بودی تو مجتبی دربیدی • میانه تی وی متن موزیک عشق کی بودی تو مجتبی دربیدی lyrics new song by : mojtaba dorbidi eshghe ki boodi to متن موزیک شنیدنی عشق کی بودی تو مجتبی دربیدی عشقِ کی بودی تو تو نفسِ منی آره دیوونه ی من دارم عاشقت میشم ب.
از این روزها مرا جای دگر چیست؟ کجاباشد که دنیایش به رضوان تو ارزد؟
جهانم را گلستان کرده ای تو گلستانت به رضوانش نبخشم نخواهم من که رضوان را نخواهم تو عرش عاشقانش ...... تو تخت پادشاهی تو از جانب حق ، خدای عاشقانی بیا جانم ..... بیا.....جانم فدایت که این جان بی تو جانانی ندارد بیا و جان من بستان که بی تو ،نفس نائی ندارد تو گرجانم بیایی ،همه جان را نفس در جان تو ریزم دلم بردی ،نفس را هم به دل بر که من بی تو دگر جانی ندارم بیا دل را از تاریکی هجر، نوا ده نوا آنکه شود جانم به جان دلبر من به انجا که دلم بود و هنوز هست ببر با خود دل شيدا و تنهام که گر باشی دلم شيداس نه تنها
mm به امید خدا چهارشنبه 30 فروردین از ساعت 9 تا 10:30 در کلاس 415 دانشکده ریاضی جلسه خواهیم داشت.
ابتدا آقای مقدسی به ادامه ی صحبت راجع به یادگیری یا یادگیری عمیق (ِdeep learning) می پردازند.
در ادامه خانم شيدا شهیدی راجع به مقاله ای با عنوان "epilepsy as a dynamic disease" صحبت می کنند.

به امید دیدا. سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد گوهری کز صدف و مکان بیرون است طلب از گمشدگان لب دریا می کرد مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش کو به تایید نظر حل معما می کرد دیدمش م و خندان قدح باده به دست و اندر آن آینه صد گونه تماشا می کرد گفتم این جام جهان بین ب. زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست راه هزار چاره گر از چار سو ببست تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان بگشود نافه ای و در آرزو ببست شيدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو ابرو نمود و جلوه گری کرد و رو ببست ساقی به چند رنگ می اندر پیاله ریخت این نقش ها نگر که چه خوش در کدو ببست یا رب چه غمزه کرد ص. از کنار چشمم عبور سایه ایو دیدم و دوباره اون سرمای چندش نفس توی سینم حبس شد ولی سریع از اتاق زدیم بیرون... از خونه زدیم بیرونو سوار تا ی شدیم و رفتیم سمت توی محوطه راه میرفتم که یاد فریبا افتادم ...باید شماره اون جنگیرو بگیرم ازش بدون اطلاع قبلی ب شيدا گوشیو در اوردمو شماره فریبا . کمان ابروی خود زه کرد, نگاهش گرم و گیرا بود دل زارم به یغما برد بدان چشمی که زیبا بود *** دل مجنون خود بردم سر کو یی که لیلا بود ندیدم بر سر کویش سری دیگر، که شيدا بود کمان ابروی خود زه کرد نگاهش گرم و گیرا بود دل زارم به یغما برد بدان چشمی که، زیبا بود صفای کلبه پیدا بود نوا در نی لب. امروز دهم دیماه انجمن شعر وادب شيدای اصفهانی ده ساله شد
این انجمن طی ده سال گامهای بلند فکری معنوی فرهنگی در استان اصفهان برداشته است
شاعران فرهیخته اساتید ،نخبگان هنرمندان عزل سرایان محبان اهل بیت ع در این انجمن حضوری فعال داشته اند در این انجمن اخلاق هنری ،احترام به اسا.
علی حیدر علی صفدر علی داماد پیغمبر علی دردانه زهرا علی شيدای خوش منظر علی حور و علی طور و علی نور و علی صور و علی شکرانه طاها علی زیبای مه پیکر علی کافی علی شافی علی باقی علی ساقی علی بابای سقا و علی خود ساقی کوثر علی اول علی آ علی اظهر علی ساغر علی مستانه مینا علی خود شافع م عل. روز های در سرزمین عاشقیم تنها ملکه ی این دیار پنهان میشود و آجر های خسته دلتنگی رو هم چیده میشوند و دیوار دلتنگیم بلند و بلند تر میشود تا با یک سلامش شيدا میشوم و دیوار دلتنگیم ویران میشود و این ویرانی بزرگترین و زیباترین آبادی من است...❤ پ.ن: ها را به امید سلام شنبه اش سر میکنم... پ.ن:سختی ها همیشه باعث موفقیت و پایداری میشوند... چو شد زشور او فزون غرور او پای زشتش شد هویدا هر ی در این جهان باشد اسیر زشت و زیبا چو غنچه بسته شد پرش ش ته شد تا بدید آن زشتی پا هر ی در این جهان باشد اسیر زشت و زیبا من همان طاووس مستم چتر خود نگشاده بستم یک جهان ذوق و هنر هستم ولی با صد دریغا ای بی کینه دارم روح چون آیینه دارم گنج . http://uupload.ir/files/o3zh_%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86.jpg زمین دلتنگ و مهدی(عج) بیقرار است فلک شيدا، پریشان روزگار است دلا آدینه شد دلبر نیامد غروب انتظارم سَر نیامد اللهم_عجل_لولیک_الفرج مهر خوبان دل و دین از همه بی پروا برد رخ شطرنج نبرد آنچه رخ زیبا برد تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت از سمک تا به سماکش کشش لیلا برد من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد من خسی بی سرو پایم که به سیل افتادم او که می رفت مرا هم به دل دریا برد جام صه. از این روزها مرا جای دگر چیست؟ کجاباشد که دنیایش به رضوان تو ارزد؟
جهانم را گلستان کرده ای تو گلستانت به رضوانش نبخشم نخواهم من که رضوان را نخواهم تو عرش عاشقانش ...... تو تخت پادشاهی تو از جانب حق ، خدای عاشقانی بیا جانم ..... بیا.....جانم فدایت که این جان بی تو جانانی ندارد بیا و جان من بستان که بی تو ،نفس نائی ندارد تو گرجانم بیایی ،همه جان را نفس در جان تو ریزم دلم بردی ،نفس را هم به دل بر که من بی تو دگر جانی ندارم بیا دل را از تاریکی هجر، نوا ده نوا آنکه شود جانم به جان دلبر من به انجا که دلم بود و هنوز هست ببر با خود دل شيدا و تنهام که گر باشی دلم شيداس نه تنها ms

آهنگ فرزاد فرخ به نام دیوار با بالاترین کیفیت new by farzad farokh called divarترانه و آهنگسازی: فرزاد فرخ ؛ تنظیم, می و مستر: علی حیدرزاده ع آهنگ جدید فرزاد فرخ با نام دیوار آهنگ جدید فرزاد فرخ با آهنگ جدید فرزاد فرخ در دو کیفیت متفاوت از نسل موزیک متن آهنگ فرزاد فرخ با نام دیوار عاقبت تقدیر بین ما دو تا دیوار ساخت
از منه آزرده دل دیوانه بیمار ساخت
عاقبت عشقت مرا رسوای این دنیا کرد
دور شدم از چشم تو من ماندم و یک کوه درد
خاطراتت میزند آتش به قلب و جان من
روح من را میبرد پیش تو ای مهربان من
من هنوزم میپرستم چشم زیبای تو را
عشق تو بر من جفا کرد بی وفا با من چرا
من غرورم را ش تم تا منو تو ما شویم
از خودم هر بار گذشتم تازه هم شيدا شویم
من هنوزم میپرستم چشم زیبای تو را
عشق تو بر من جفا کرد بی وفا با من چرا
حال که از چشم تو و عشق تو من دور شدم
آنقدر محو تو بودم دگر کور شدم
آن زمانی که نگاهت را به قلبم کاشتم
کاش میفهمیدی عاشقانه دوستت داشتم
کاش میشد خاطراتت را فراموش کنم
آتش عشق تو را هر لحظه خاموش کنم
آنقدر دیوانه وار دور تو میچرخیدم
تازه فهمیدم چقدر بیهوده میجنگیدم
بیهوده میجنگیدم بیهوده میجنگیدم
من غرورم را ش تم تا منو تو ما شویم
از خودم هر بار گذشتم تازه هم شيدا شویم
من هنوزم میپرستم چشم زیبای تو را
عشق تو بر من جفا کرد بی وفا با من چرا آهنگ جدید فرزاد فرخ با نام دیوار اعتکاف ما یقین با عشق مولا میشود با توکل بر خدا این عشق پیدا میشود گر گنه کاری بیا صیقل بده روح و روان توبه کن ز اعمال بد روحت مصفا میشود از هوای نفس دوری کن که چون گر چنین کردی روانت زود شيدا میشود عاشق واهل عمل بادیده ی دل گرشوی چشم بازطن میشود آن دیدگان وا میشود اعتکاف در رجب خ. آ رزویم همه این بود که مژگان تورا....من ببینم بار دیگر چشم زیبای تو را....از فراقت سا لها در آ تشم....یک نظر بر من نکردی با خبر ساز م تورا...میگرفتم من نشانی ت ام دنبال تو....دور گردن من ببینم پیچش موی تورا....می نشینم بر سر راهت من هرروز وشب ...با هزار دیده ببینم آ ن رخ ماه تو را....از غمت دیو. آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟ بی وفا، بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟ نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟ عمر ما ار مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟ نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوان.
از اوج آسمان ها یک شب مرا صدا کنبا یک نفس دلم را از این قفس رها کن تا سر بسایم بر آسمان ها تا پر گشایم در بیکران هااز اوج آسمان ها یک شب مرا صدا کن*رفته قافله هاوامانده دل ما غافل از همسفراندل دارد گله هااز این فاصله هابر دوشم بار گراندر این بیاباننه آشنایینه جای پاییاز اوج آس. آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟ بی وفا، بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟ نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟ عمر ما ار مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟ نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوان. بی وفائی دنیا
غمخانه ایلیوبدی بو نالانی آیریلیق ی ردی نار فرقه انسانی آیریلیق مجنونی سالدی چوللره دیوانه لرکیمین آ ده ی روب دل لیلانی آیریلیق یعقوبی آغلادوب غم هجران یوسفه بیت الحزن ایدوبدی اوکنعانی آیریلیق فصل خزان گلنده دوشرشورگلشنه شيدا ائدرهزاره خوشخوانی آیریلیق گل. آمدی با یار خود، از حال من جویا شدی
در کنار یار خود،مانند یک رویا شدی
زل به چشمانم زدی، اینرا تو پرسیدی زمن
مثل من آیا تو هم، با یار خود شيدا شدی
آه تلخی از دلم، آنجا کشیدم بی صدا
گفتمت اینرا که تو، با یار خود زیبا شدی
در جوابت گفتمت، یاری نمی خواهد مرا
گفتی با . تی اُ سی باشد یا ای بی سیدیگر چه فرقی می کندوقتی قبلا ش ته ای مرا!شيدا!تمنا کرده بودم که حوّایِ من شوی...خواهش کرده بودم که هوای دلم را داشته باشی...گفته بودم که آدمی ساعت شنی نیست...خبر داده بودم که هر آن ممکن است ، تمام شوم...و با اشک و حسرتبرایت نوشتم که احساساتم در حال تغییر استحا. زندگی تنهایی او را تماشا می کند مرگ با تقدیر او ناخواسته تا می کند در کتاب کربلا ناشر به دل پیوند خورد صفحه ی 72 در قلب غوغا می کند آفتاب ظهر موعد ، در کران خو ده است از خج داغ خود را در افق جا می کند اشک آرام به زیر گودی چشمش گریخت این همان گودی است که راز دل افشا می کند آب را تحریم . نگذارید دوستت دارم هایتان ته دلتان خاک بخورد و از بین برود نگذارید که بعد ها تبدیل شود به حسرت! حسرتی که شاید دیگر هیچوقت نتوانید به زبان بیاورید... عمر کوتاه است ارزش پنهان کاری و دل دل را ندارد... حس کنیدشعر را،حس کنید کلمات را، کنید وقتی که شور نوشتن دست داد،بنویسید. قلم بر سفی. مرغک 8 مهر 1395 را از این جا دریافت دارید. رو مه حرف، شماره 1807، پنج شنبه، هشتم مهر 1395 در این جا می خوانید: دوباره متون کهن بخوانیم: وادی عشق؛ ضرب المثل های دیار تبرستان: گردآوری مائده غلامپور باریکی از روستای کرکنار بابل؛ اجرای نمایش های کانون در مدارس؛ نقد رمان اقلیم هشتم از صبا خ. آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟ بی وفا، بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟ نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟ عمر ما ار مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟ نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوان. آرزوی تو ..............

همین امشب که اینجایی رها کن یاد فردا را
بنوش پیمانه ای از عشق بگیر جام می ما را

لبان بوسه خواه من هنوز قند و شکر دارد
نمیدانم تو میخواهی دل شيدا و رسوا را

اگر حافظ خبر میداشت ز چشم مست شهلایت
به شوق و ذوق میبخشید تمام خاک دنیا را

ن. بر قلب من قفلی زدی،تا عاجز از خویشم کنیویلان شدم تا بی سبب بیچاره از پیشم کنیمن بی سر و پا گشته ام ...در دم معما گشته امهم مات و شيدا گشته ام،زین سان بدین کیشم کنینازت ابم می کندمست م می کندچشمه ی پر آبم می کند،از خویش بیشم می کنیلولی وشی و مهربان... هم ساغر و جام جهانهم شاه و هم صاح. بر قلب من قفلی زدی،تا عاجز از خویشم کنیویلان شدم تا بی سبب بیچاره از پیشم کنیمن بی سر و پا گشته ام ...در دم معما گشته امهم مات و شيدا گشته ام،زین سان بدین کیشم کنینازت ابم می کندمست م می کندچشمه ی پر آبم می کند،از خویش بیشم می کنیلولی وشی و مهربان... هم ساغر و جام جهانهم شاه و هم صاح. سودای ترا بهانه ای بس باشد مستان ترا ترانه ای بس باشد در کشتن ما چه میزنی تیغ جفا ما را سر تازیانه ای بس باشد

آبی که از این دیده چو خون می ریزدخون است بیا ببین که چون می ریزد پیداست که خون من چه برداشت کنددل می خورد و دیده برون می ریزد

عاشق همه سال مست و رسوا بادادیوا.
غــــو غــــــا .......
کاش بدانی به دلم عشق تو غوغا دارد
آتشی است که تا عمق تنم جا دارد
من به مهمانی چشم سیه ات آمده ام
صبح باغ نفسم قصه ای لیلا دارد
درد دنیا چه کنم درد و غمم درد تو است
عاشقی از ازلش سیه ای رسوا دارد
خواب بود خواب خوشی دوش ترا میدیدم
لب من ب. ای عشق تو اعتبار بازار غزل وی پنجره ی تازه به دیوار غزل در جلگه ی دل ، عطش شبیخون می زد گر با نفست نبود رگبار غزل ای نام تو عشق و جان تو شيدا تر با چشم تو شد نگاه دریاها ، تر در دشت غزل عطر تو تا خوش پیچید پل زد دل از عشق تا جنون زیباتر *** از جنس غزل بودی و دل باختنی چون کوچه ی دل, ّم و . #ترانه #جدید#بهنام #مات #عشق #تو
مات و مبهوت شده ی خنده ی شیرینه تو امغرق و مجذوب شده ی چشمای زیبای تو امعاشق و #مجنون شده ی نگاهه تبداره تو اممفتون و شيدا شده ی صدا و آوای تو ام
عاشق و پابند شده ی زلف پریشون تو امساز دست ساز شده ی کوک #ناکوک تو امنت گیتار شده ی قصه ی آواز تو امدو. آیت الله کشمیری می فرمودند :
" طبق آنچه که در روایات است، افضل اعمال امت #فرج است و روی مسئله فرج خیلی تأکید می د. می فرمودند که شیعه واقعی ی است که همیشه در انتظار این فرج و گشایش باشد و عبادت واقعی همین است. در فرج هم تبرا هست و هم تولا و محبت و عشق. در زمان غیبت اگر شیعه ای باشد که چنین انتظاری در باطن او شکل نگرفته باشد، باید در اعتقاد خودش نسبت به حضرت تردید کند.
کتاب شيدا ، ص ۱۵۰ انتشارات شمس الشموس
کانال تذکره الاولیاء @tezkar آهنگ حمید هیراد به نام شب که شد با بالاترین کیفیت new by hamid hiraad called shab ke shodترانه و آهنگسازی: حمید هیراد ؛ تنظیم, می و مستر: پازل بند ع آهنگ جدید حمید هیراد با نام شب که شد آهنگ جدید حمید هیراد با آهنگ جدید حمید هیراد در دو کیفیت متفاوت از نسل موزیک متن آهنگ حمید هیراد با نام شب که شد شب که شد همش میای به یاد ما
شب که شد کجایی یار من بیا
هرچی شد به خاطر خودت بیا
شب که شد شب که شد
نگاتون همش میاد در نظرم
شب که شد صداتون همش میفته تو سرم
هر چه شد یار من فقط بیا دور و ورم
شب که شد شب که شد شب که شد
مجبور بودم بهت اصرار
دلتو اغفال
مجبور بودی بهم اصرار کردی و
آی تو منو وادار کردی
آدم بودم دلمو شيدا کردی
وای تو منو رسوا کردی
حوا بودی دلمو رسوا کردی
وای تو منو پیدا کردی
شب که شد شب که شد شب که شد
شب که شد شب که شد شب که شد
شب…
شب که شد نگاه گیرای تو ایمان مرا خواهد
شب که شد وسوسه نگاه تو جان مرا خواهد
شب که شد نگاه گیرای تو ایمان مرا خواهد
شب که شد وسوسه هوای تو جان مرا خواهد
مجبور بودم بهت اصرار
دلتو اغفال
مجبور بودی بهم اصرار کردی و
آی تو منو وادار کردی
آدم بودم دلمو شيدا کردی
وای تو منو رسوا کردی
حوا بودی دلمو رسوا کردی
وای تو منو پیدا کردی آهنگ جدید حمید هیراد با نام شب که شد
غــــو غــــــا .......
کاش بدانی به دلم عشق تو غوغا دارد
آتشی است که تا عمق تنم جا دارد
من به مهمانی چشم سیه ات آمده ام
صبح باغ نفسم قصه ای لیلا دارد
درد دنیا چه کنم درد و غمم درد تو است
عاشقی از ازلش ای رسوا دارد
خواب بود خواب خوشی دوش ترا میدیدم
لب من بود و . چه کردی؟ با عاشقِ دیوانه ات لیلا چه کردی؟ با این دلِ مجنونِ بی پروا چه کردی؟ شیرین چرا تلخ شدی با یارِ دیرین؟ با تیشه فرهادِ بی همتا چه کردی؟ دستش گرفتی و ندیدی چشمِ خیسم با چشمِ عاشق پیشه بینا چه کردی؟ مُهرِخودت بردل زدی اما چه بی مِهر با این دلِ ویرانه شيدا چه کردی؟ همخوابِ اغیاری واین دردِکمی نیست لَختی تو بنگر با منِ بُرنا چه کردی؟ از تو جفا و از منِ دیوانه خواهش نازت یدارم ببین با ما چه کردی؟ شاعر: ابوالفضل صدری

عشق در شه ی من لانه کرد از حرمم راهی میخانه کرد شعر مرا پس زد و قلب مرا جای خودش حکم به بیعانه کرد پیله ی افسردگی ام را ش ت عشق توام یک شبه پروانه کرد گیسوی احساس مرا دست عشق لحظه ی شيدا شدنم شانه کرد گم شده بودم که براهم کشید عشق، مرا راهی کاشانه کرد عقل به من قد نداد عشق، مرا فهم، . تو ای تنها تر از تنها به دنبال تو می گردم
تو ای پیدا و نا پیدا به دنبال تو می گردم رها از عالم خاکی به دور از هر چه ناپاکی
و همچون عاشقی شيدا به دنبال تو می گردم من آن مجنون صحرا گرد تنها در بیابانم
که حتی در بیابان ها به دنبال تو می گردم تو را می جویم ای زیباترین گلواژه هست.