سلنا گومز سخت بود اما توانستم از وودی آلن نقش بگیرم - اخبار روز

از یک هفته قبل از اینکه آهنگ مشترک سلنا گومز و دی جی کیگو با نام it ain't me منتشر بشود، حرف و حدیث ها درباره اینکه سلنا در این آهنگ جاستین بیبر سابقش را مورد خطاب قرار می دهد، شروع شده بود. کافی بود سلنا تیزری از این آهنگ را در هیستوریِ اینستاگرام خود منتشر کند و در آن بگوید "خواب دیدم که به هفده سالگی برگشتیم" تا "جلنا باز"های حرفه ای داستان تازه ای سر هم ند که "بله! سلنا در هفده سالگی با جاستین آشنا شد! وقتی پنج شنبۀ گذشته این آهنگ به طور کامل منتشرشد، به نوعی به عنوان یک وداعِ نهایی با بیبر (که در همان زمان بخاطر بی تفاوتی اش نسبت به دوستی تازه سلنا با ویکند سرتیتر خبرها شده بود) تعبیر شد که در کورس آن به آوایی بلند و رسا گفته می شود « کیه که قراره بعد از این، تو صبح های بد به دادت برسه؟// کیه که وقتی خورشید خواب رو از چشمات گرفته، قراره برات لالایی بگه و نوازشت کنه؟ // کیه که قراره وقتی مست و بی و کار موندی، حواسش باشه بیاد ورت داره بیاردت خونه؟» اما با تمام این اوصاف و با وجود اینکه این آهنگ ممکن است به عنوان ورقی از دفتر بی پایان قصه عشقی سلنا به نظر بیاید، بخش اصلی آن توسط تیمی سه نفره از آهنگسازها به نام آلی تامپوزی، برایان لی و اندرو وات تهیه شده است. به گفتۀ تامپوزی آهنگ آنها موقع گوش در سلنا اثر کرد و او با خواندن و اجرای آن موافقت کرد، انگار که در آن چیزی از خاطرات گذشته را تداعی کرده باشد. تامپوزی می گوید «وقتی آهنگ رو شنید انگار که به جا آوردش. آهنگسازهای اثر رو فهمید و این طور فکر می کنم که در همون لحظه آهنگ تونست پیامش رو بهش انتقال بده.» در گفتگویی که پایین می خوانیم، تامپوزی توضیح می دهد که این آهنگ چطور شکل گرفت (این گروه سه نفره قبلا هم کاری رو با سابق سلنا جاستین و دی جی اسنیک با نام let me love you انجام داده اند)، سلنا موقع اهنگسازی چه حالی دارد، و اینکه خود او دربارۀ ارتباط این آهنگ با بیبر چه فکر می کند. فرایند ساخت آهنگ it ain't me چه جوری بود؟ من این آهنگ را با برایان لی و اندرو وات ساختم. ما سه تا توی این یک و سال نیمه گذشته همیشه داشتیم با هم چیز می ساختیم و با هم بودیم توی همه کارها. اولین جلسه کاری که با هم بودیم، مال وقتی بود که آهنگ let me love you را برای جاستین بیبر ساختیم. همین جوری بود که برای همکاری با کیگو از ما دعوت شد. آن موقع تازه از یک سفر یک ماهه به لندن که برای همکاری با ریتا اورا بود بر گشته بودیم. اوقاتی که آنجا با او داشتیم فراموش نشدنی و فوق العاده بود و آهنگ ها را یکی پس از دیگری پشت سر هم به سرانجام رس م. وقتی با ما تماس گرفته شد که به کیگو بپیوندیم، پیش خودمان فکر کردیم که خب مثل آب خوردن است، چون واقعا آن موقع داشتیم عرش را سیر می کردیم و حالمان خیلی خوب بود. اول کار یک آهنگی نوشتیم که می شود گفت مز ف به تمام معنا بود؛ البته خودمان هم می دانستیم که چه ی ساختیم اما خب داشتیم سعی می کردیم یک جوری جفت و جورش کنیم. تا اینکه کیگو و مدیرش آمدند اتاقمان، خیلی جدی و سرسنگین بدون اینکه هیجان خاصی در رفتارشان باشد، اینجا بود که کمی حساب کار آمد دستمان [که آهنگی را که ساخته ایم پسند نکرده اند]. وقتی از اتاق بیرون رفتند، به هم دیگر نگاه کردیم، انگار که توی دلمان داشتیم می گفتیم «خیلی خب...بیا ببینیم چه کار میشه کرد و یک ناز شستی به گیتار نشون بدیم» این طوری بود که یک جورهایی زدیم تو فاز گروه فلیت وود مک؛ یک گیتار همراه خودمان داشتیم و برایان شروع کرد به نواختن ملودی کورس آهنگ، و من هم از همان جا سرِ نخ را گرفتم و شروع به سرودن ترانۀ کار . همه ما به نوعی یک پیوند شخصی با پیام آهنگ داشتیم و من هم یک جورهایی انگار جاهایی را که قبلا در طول زندگی تجربه کردیم، احساس می کنم. بخش اول آهنگ به علاوه کورس آن را در ظرف 45 دقیقه نوشتیم، و بعدش فرستادیم دنبال کیگو برای یک صحبت دوباره. یک چند دقیقه ای طول کشید تا کیگو آمد، که البته قابل انتظار هم بود، چون آهنگ قبلی ای که نوشته بودیم آن قدرها هیجان انگیز نبود و خب طبیعتا فکر می کنم کیگو نمی خواست دوباره خودش رو مچل ما کند اما بالا ه آمد. خیلی آدم شگفت انگیز و مؤدبی هست. وقتی برای بار دوم دکمه پخش را زدیم، کیگو را زیر نظر داشتم؛ آهنگ را دوباره گوش داد در حالی که چشم هاش دایم از چپ به راست داشت حرکت می کرد، انگار که داشت طرح اصلی کار را موقع تولید در ذهنش تجسم می کرد. گل از گلش شکفت و این همان چیزی بود همه ما منتظرش بودیم. خیلی احساس خوبی بود. پای سلنا چه جوری به قضیه باز شد؟ اندرو وات با سلنا دوست است. فکر می کنم وقتی سلنا شنید که اندرو از آهنگسازهای این قطعه هست، نظرش جلب شده بود. نمی دانم این آهنگ چه جوری به طور مستقیم بهش رسیده بود، اما حدس می زنم که چندان در فرایند کار شرکت نداشته. وقتی آهنگ را شنید انگار که به جا آوردش. آهنگسازهای اثر را فهمید و این طور فکر می کنم که آهنگ در همان لحظه توانست پیامش را به او انتقال بدهد. بعضی افراد چون این آهنگ را سلنا خوانده، آن را به نوعی خطاب به جاستین بیبر می دانند. یک چنین چیزی واقعا مطرح بود؟ قبلا هم یک آهنگی نوشته بودی که سلنا هم به عنوان آهنگساز اسمش ذکر شده بود. خب حقیقتش این است که سلنا اجازه می دهد که افراد به زندگیش سرک بکشند. ما هم خب به عنوان آهنگساز همیشه نیم نگاهی به این داریم که زندگی شخصی صاحب اثر در چه مسیری دارد حرکت می کند و گاهی از این موارد به عنوان نوعی الهام برای پیوند دادن کار با هنرمند اصلی استفاده می کنیم. اکثر اوقات که ما از قضیه پرتیم و چیزهایی که می نویسیم آن چیزهایی نیست که آنها قصد بیان ش را دارند یا در همان زمان دارند احساس می کنند. مواقع انگشت شماری هم وجود دارد که درست می زنیم وسط خال. سلنا و جاستین هر دو جزو دو تا از بهترین ها هستند، ازپرفروش ترین های جهان، به همین خاطر وقتی آهنگی می نویسیم که آنها توانایی برقراری ارتباط با آن را دارند، احساس خیلی خیلی خوبی بهمان دست می دهد. این فرصت را داشتم که موقع ضبط کار همراه سلنا توی استدیو باشم. فکر میکنم که از خیلی جنبه ها می توانم با سلنا ارتباط برقرار کنم - سلنا روح بزرگی دارد، یک روح بزرگ زیبا با یک چهره بیبی فیس که حرف های زیادی برای گفتن دارد. وقتی توی استدیو بودیم همراه با اندرو وات و سلنا شروع به نوشتن یک آهنگ تازه کردیم. واقعا تحت تاثیر همکاری با او، شه هایش و اینکه تا چه حد به نظرات دیگران توجه می کند قرار گرفتم؛ تحت تاثیر اشتیاق او برای رفتن به یک مکان دلهره آور با وجود قدرتی برتری که نسبت به خیلی از افراد دیگر دارد، به منظور رسیدن به حسی صادقانه در باب ترانه اش. [یعنی سلنا برای حس گرفتن برای یک ترانه دوست داشته به یک مکان دلهره آور برود] نمی توانم ضرورتاً بگویم که این آهنگ مستقیماً به جاستین بیبر اشاره دارد، اما فکر می کنم که این آهنگ مختصِ شخص سلناست که نمایش دهنده قدرت او به عنوان یک زن در این صنعت و همچنین جایگاه خاصی که او در زندگی در آن قرار گرفته می باشد. او چالش های مختلفی را از سر گذرانده؛ و تمام این اتفاقات برای یک فرد در سن و سال او کاملاً طبیعی است که ی درگیرشان بشود؛ اما تفاوت او در اینجاست که زندگی او زیر ذره بین قرار دارد. او می تواند بابت این کشمکش ها احساس خج د، اما کار او در برجسته بعضی از نبردهایی که با آنها درگیر می شود و استفاده از آنها برای قدرتمندتر خودش واقعاً فوق العاده است. بسیار خب. چه ی الهام بخش این آهنگ بود؟ می خواهید مردم چه مفهومی را از پس این آهنگ برداشت کنند؟ این آهنگ خیلی نوستالژیک بود. یک سری چیزهای کوچکی در ترانه وجود دارد [که در حقیقت به من و اندرو و برایان ربط پیدا می کند] مثل «خواب دیدم داشتیم ناب نوش می کردیم، بهترین جا، محله باوری»؛ خب پیش از این وقتی می خواستم بزنم و سراغ چنین حال و هوایی مثلِ این بروم، معمولا در محله باوری بودیم و همیشه هم حالمان خوب بود و فازمان بالا، و واقعا حس هم فازمان بالا بود. [درست مثل چیزی که توی ترانه گفته می شود.] کورس آهنگ فکر می کنم پیام های زیادی رو در دل خودش حمل می کند. مخصوصا در حال حاضر و با این جریان فمینیستی ای که به پاست. مردها و زن ها یادشان افتاده که از نقاط های ضعف شان به عنوان یک قدرت استفاده کنند. ما می توانیم که از آنها به عنوان قدرت استفاده کنیم و حامل یک پیام باشیم. تفاوت هست میان اینکه در لحظات سخت زندگی پا به پای ی راه بیایید با اینکه صرفاً یک سیستم حمایت کننده باشید. وقتی قرار است این قضیه شما را به خاک سیاه بنشاند، وقتی همیشه باید آماده به خدمت دیگران باشید، توی صبح های بد به دادشان برسید و برایشان لالایی بگویید تا خوابشان ببرد و موقع مستی آنها را جمع و جور کنید، این دست مسائل کمر شما را خم می کند و بر دوش شما سنگینی می کند. این آهنگ از دو عنصر اساسی تشکیل شده: همیشه خاطره بازی هایی درباره زمان هایی که روابط شما روشن و زیبا بوده اند وجود دارد؛ همان دوره های جادویی. فکر می کنم گاهی اوقات واقعا کار مشکل می شود؛ شما به صورت اجتناب ناپذیری وارد ماجرا شدید و بعداً شرایط سختی را تجربه می کنید. این عقیده وجود دارد که اگر سرسخت باشید می توانید به همان جاهای قبلی باز گردید اما حقیقت امر این است که ما وقتی به عنوان ابنا بشر بزرگ شدیم، دچار تغییر و تکامل می شویم و از یکدیگر جدا می افتیم. زمان هایی وجود دارد که شما مجبورید قید چیزی رو بزنید اما از طرفی هم نمی توانید آن ج را به خودتان نسبت بدهید، ار همین رو می گویید «این من نیستم» شما اشاره کردید که دارید با سلنا روی یک آهنگ جدید کار می کنید. در اینستاگرام سلنا خیلی دربارۀ اهنگ جدیدی که قرار است به زودی منتشر کند تبلیغ و صبحت شده. می توانید چیز بیشتر در این باره اضافه کنید؟ من هم مطمئن هستم که سلنا قرار است آهنگ جدیدی رو منتشر کند. نمی دانم کی؛ از جزئیاتش خبر ندارم. از سیرِ فعل و انفعلاتی که در صنعت موسیقی رخ می دهد بی اطلاعم. من فقط به ساختن آهنگ هایی که بهم گفته شده می پردازم. اما می دانم که سلنا دارد موسیقی می نویسد و می دانم که می نویسد، زیاد هم می نویسد. این طور که بوش می آید شروع یک اتفاق می تواند باشد. او همیشه بسته به اینکه چگونه آثارش پیش برود، با آهنگ های بیشتری از خودش کار را ادامه می دهد. او خیلی اهل کار جمعی است و ایده های فوق العاده ای هم دارد. ما فقط با هم صحبت می کنیم. من فقط یک بار این شانس را داشته ام که با او کار کنم، اما مطمئنم که در آینده با هم کار خواهیم کرد؛ او با هزاران هزار ایده و شه و تصور تازه سراغ شما می آید و حقیقتاً آهنگساز عالی ای هست. جزیان کار به طور طبیعی پیش می رود و ما آهنگ مورد نظر را روی گیتار می سازیم. او به واسطه ریسک هایی که مایل به پذیرفتن آنهاست و حرف هایی که مشتاق بیان آنهاست، یک هنرمند رویایی به شمار می رود. او اصلا از این نمی ترسد که مردم چه فکر می کنند. این برداشت من است اما واقعا این طور به نظر می رسد که او نترس باشد. او هر چیزی را که احساس د بیان می کند و این برای من ح یک موسیقی درمانی را دارد که می توانم مثلا سرکی به آن جاها بکشم و چیزهای تازه پیدا کنم که درباره شان بنویسم و با عواطف تازه آشنا بشوم. منبع: http://www.elle.com/culture/ /interviews/a43242/it-aint-me-songwriter-ali-tamposi-on-selena-gomez-justin-bieber-lyrics/ آ ِ سالی اگر قرار بگیرم
پنجره ای هست از آن بهار بگیرم
پنجره ای هست بشکفاندم از خود
دست به دست تو برگ و بار بگیرم
باد شوم تا وجب وجب بدنت را
تندتر از ثانیه شمار بگیرم
صبر چشمه چشمه از تو بجوشم
وقت بده حس آبشار بگیرم
حول خودم،حول آفتاب بچرخم
آن ورِ ماه و زمین مدار بگیرم
چلچله ها را بیاورم به تماشا
حافظه ى صبح را به کار بگیرم
تا دم تحویل سال مصرع مصرع
سهم تو را از دهان مار بگیرم

بانو ! انصاف نیست بی تو بمانم
آینه در آینه غبار بگیرم
دیو چو بیرون رود فرشته درآید
فال همین است ،چندبار بگیرم ؟
اسب جوان ایستاده منتظر من
کو سبدم؟ میروم بهار بگیرم نگرانی را رها کن.... 10می. 20اردیبهشت وقتی به نارانان آمدم برای همه چیز نگران بودم .باید بحران آینده را پیش بینی می و می فهمیدم چه ی گرفتار می شود.سپس از راه حل هایی که به نظرم می رسد یکی را که درست است انتخاب کنم.این خود به تنهایی کلی کار بود.بعدبایدمشخص می از کدام راه حل استفاده کنم. یکم. یکی از ناخوشایند ترین اتفاقات، خصوصا در دوری، این است که مدتی بعد از دیگران خبر فاجعه را بشنوی. زمانی که نیاز داری مدام درباره اش حرف بزنی و مناسکش را به جا آوری، دیگران که نزدیک و در جریان بوده اند، این مراحل را طی کرده اند. محکوم می شوی تنها عزاداری کنی. دوم. خبر را بسیار ب. نزدیک من بودی

نزدیک تر از خونی که

در رگ هایم جریان داشت

لحظه هایم

سرشار حضور تو بود

چگونه می توانستم باور کنم

نبودنت را

وقتی گل های شمعدانی

با من از طراوت دستان تو

سخن می گفتند

وقتی قطره های باران

مرا مست عطر

خیس موهای تو می کرد

چگونه می توانستم ببینم

جای خالی ات را

وقتی در تمام کافه ها

رو به رویم نشسته بودی

و مرا آرام آرام

با گرمی نگاهت

در فنجان قهوه حل می کردی

تو تا همیشه جریان خواهی داشت

در تکاپوی رویاهایم

در شروع و پایان شعر هایم

و همه آنچه که

با قلبم احساس خواهم کرد ...

" محمد شیرین زاده "




[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ای کاش می شد با تو قرآن سر بگیرم
در آسمان آن نگاهت پر بگیرم
ای کاش در "تقدیر" من امشب نویسند
مهری ز خاک تربت مادر بگیرم
"تقدیرم" ای کاش این شود،با تو محرم
ده روز روضه بر تن بی سر بگیرم
من عاشقم ده ز ای کاشم مگیرید
ای کاش ها را کاش از این در بگیرم
مختصری از اقدام پژوهی :

این فایل در سایت های دیگر با قیمت های بالاتری به فروش می رسد.

اقدام پژوهی چگونه توانستم میزان آسیب پذیری اجتماعی گروهی از دانش آموزان کلاس نهم در برابر شبکه های کاهش دهم
چکیده
با توجه به مشکل پیش آمده و موضوع اعلام شده بنده تحقیقاتی انجام . دیدار سوم مرحله گروهی جام جهانی؛ تا پایان نیمه نخست؛ ایران 1 - پرتغال 0 + تصاویر به گزارش گروه ورزش باشگاه خبرنگاران جوان تیم ملی فوتبال جوانان ایران در سومین و آ ین بازی خود در دور گروهی رقابت های جام جهانی 2017 از ساعت 12:30 در ورزشگاه اینچئون کره جنوبی به مصاف پرتغال رفت. ترکیب ایر. اقدام پژوهی : چگونه توانستم استعدادهای بالقوه دانش آموزانم را در زمینه انشانویسی بالفعل کنم  اقدام پژوهی چگونه توانستم میزان آسیب پذیری اجتماعی گروهی از دانش آموزان کلاس نهم در برابر شبکه های کاهش دهم
مختصری از اقدام پژوهی :

این فایل در سایت های دیگر با قیمت های بالاتری به فروش می رسد.

اقدام پژوهی چگونه توانستم میزان آسیب پذیری اجتماعی گروهی از دانش آموزان کلاس نهم در برابر شبکه های کاهش دهم
چکیده
با توجه به مشکل پیش آمده و موضوع اعلام شده بنده تحقیقاتی انجام داده ام که نشان میدهد ظهورتکنولوژی های نوین ارتباطی در عصر حاضر به همراه تحولاتی که در فضای مجازی بوجود آمده است ، بسیاری از کارکردهای خانواده ها را دچار اختلال کرده است. در مباحث آسیب شناختى نهاد خانواده، یکى از محورهاى مهم، بررسى آسیب هاى ناشى از تحولات خانواده است. تحولاتى که خود منشأ بروز دگرگونى هایى عمیق و اساسى در نوع روابط و ارزش هاى خانوادگى مى باشند. بسیارى از این تحولات و دگرگونى ها از بیرون، بر خانواده تحمیل مى شود.از زمانى که اینترنت وارد فضاى زندگى انسان شده تا به امروز، على رغم تمام محاسن و مزایاى آن، ی رى دغدغه ها و نگرانى هایى را بر خانواده ها تحمیل نموده است.من نیز برای رفع این آسیب های شبکه های اجتماعی بعنوان مشاور سهمی دارم که در تقلای ان هستم.



لینک دانلو:
اقدام پژوهی چگونه توانستم میزان آسیب پذیری اجتماعی گروهی از دانش آموزان کلاس نهم در برابر شبکه های کاهش دهم


اقدام پژوهی چگونه توانستم میزان آسیب پذیری اجتماعی گروهی از دانش آموزان کلاس نهم در برابر شبکه های کاهش دهم
امروز برای اینکه دختر خوبی باشم، کلی انرژی صرف . دو سه روزی هست که به دلایل محیطی، بیقرار و عصبی هستم. تمام تمرین و تلاشم را به کار بستم که تابع حال درونم نباشم. دیروز عصر مهمانداری خیلی کمکم کرد و باعث شد آسان بشود. امروز اما نه، برای همین آنقدر توی فکرم شلوغ پلوغ و مراقب خودم بو. نسبتم را با تمام اطرافیانم فراموش کرده ام و تو بهتر می دانی آدم های «بی وطن» راحت تر زمین می خورند... دلتنگم، با دست هایم که دست هایت را نگرفت لکنتی از هزار واژه ی غریب را کنارِ هم وصله می کنم و تو چگونه می توانی پشت پنجره ای که ایستادِه ای دلتنگم نباشی؟ و چگونه می توانی بلند شوی ا. در طول شب اصلاً نخو دم. باز هم گرفتگی عضلانی سراغم آمده بود. نه می توانستم راه بروم ، نه می توانستم بخوابم ، نه می توانستم بنشینم. نمی توانستم پای چپم را دراز کنم. نمی توانستم پایم را جمع کنم... فقط و فقط درد... در آن لحظات عذاب آور به تنها چیزی که فکر می دانش آموزان پیش ی بودند که در . کاش می توانستم دست استاندار خوزستان را بگیرم تا چرخی بزنیم در شهر. به چهار راه ها و میادین اصلی شهر سر بزنیم تا به صورت ملموس حجم بالای اشتغال جوانان را از نزدیک ببینیم. به هر حال به پایان سال 96، سال «اقتصاد مقاومتی: تولید- اشتغال» نزدیک شده ایم. سالی که قرار بود برای اشتغال جوان. به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم. فهمیدم که بیمارم. خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده. زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج چهل درجه اضطراب نشان می داد. آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم تنهایی سر گهایم را مسدود کرده بو. عاشق تر از آنم که ناکام بمیرم یا پیش ی غیر تو آرام بگیرم بابای تو گفته است که من پول ندارم چندیست به فکرم زده تا وام بگیرم من ضامن کارمند ندارم به که گویم انقدر ندارم که برم شام بگیرم دیروز به می خانه مرا راه ندادند چون پول ندارم کمر جام بگیرم در حسرت این فکر جگر سوخت که یکبار تا س. روزی روزگاری سنگ شکن فقیری بود که زیرآفتاب و باران، روزگار را به د سنگ های کنار جاده می گذرانید.روزی با خود گفت:" آه! اگر می توانستم ثروتمند شوم آن وقت می توانستم استراحت کنم." فرشته ای در آسمان پرسه می زد. صدایش را شنید و به او گفت:" آرزویت اجابت باد"همین طور هم شد. سنگ شکن فقیر ناگ. هیئت انصار المهدی (عج) ای کاش میشد با تو قرآن سر بگیرم در آسمانی نگاهت پر بگیرم ای کاش در "تقدیر" من امشب نویسند مهری ز خاک تربت مادر بگیرم "تقدیرم" ای کاش این شود،با تو محرم ده روز روضه بر تن بی سر بگیرم من عاشقم ده ز ای کاشم مگیرید ای کاش ها را کاش از این در بگیرم تعداد صفحات: 11 کد محصول :6934 حجم فایل:27,8 kb نوع فایل :rar

اقدام پژوهی چگونه توانستم انگیزه یادگیری دروس را در پایه اول تقویت کنم
این فایل در سایت های دیگر با قیمت های بالاتری به فروش می رسد
مختصری از اقدام پژوهی:
اقدام پژوهی چگونه توانستم انگیزه یادگیری دروس را در پایه اول تقویت کنم
چکیده
انگیزه ح مشخصی است که سبب ایجاد رفتاری معین می شود. انگیزه های روانی به طور عمده تحت تأثیر اجتماع خاصی قرار دارند که دانش اموز در آن رشد کرده است.
انگیزش به علت رفتار اشاره دارد، روان شناسان مفهوم انگیزش را به عواملی محدود می سازند که به رفتار دانش اموز نیرو می بخشد و به آن جهت می دهند.
مقدمه
انگیزه، حالات درونی فرد است که موجب تداوم رفتارش تا رسیدن به هدف می شود. انگیزه ارتباط مستقیم و مثبت با پیشرفت تحصیلی دارد
به همین علت علاوه بر آنکه انگیزه وسیله ای برای پیشرفت تحصیلی دانش اموز در نظر گرفته می شود، گاهی از آن به عنوان هدف نیز نام برده می شود، زیرا با افزایش انگیزه، پیشرفت تحصیلی نیز پدید می آید.از آنجا که هوش و استعداد تحصیلی به عنوان دو عامل اساسی در پیشرفت تحصیلی، کمتر تحت تأثیر معلم یا مربی واقع می شود، سعی بر آن است که با افزایش انگیزه دانش آموزان حداکثر بهره وری از هوش صورت گیرد. زیرا در ح مساوی برابری هوش و استعداد تحصیلی دانش اموزان، مشاهده شده است که پیشرفت تحصیلی آنها با انگیزه چشمگیرتر بوده است. با وجود آنکه معلمان در تغییر هوش و استعداد تحصیلی نقش چندانی ندارند، ولی می توانند در بالا بردن انگیزه دانش آموزان مفید واقع شوند.


لینک :


اقدام پژوهی چگونه توانستم انگیزه یادگیری دروس را در پایه اول تقویت کنم





اقدام پژوهی چگونه توانستم انگیزه یادگیری دروس را در پایه اول تقویت کنم


اقدام پژوهی چگونه توانستم مشکلات سیستم دانش آموزی مدرسه ام را بهبود سازم

مختصری از اقدام پژوهی :

این فایل در سایت های دیگر با قیمت های بالاتری به فروش می رسد.

اقدام پژوهی چگونه توانستم مشکلات سیستم دانش آموزی مدرسه ام را بهبود سازم
چکیده
این پژوهش با هدف اثر بخشی موفقیت من و علاقه به این کار و تهیه تنظیم مدارک دانش آموزان انجام شده.اما از آنجایی که این جانب متوجه شدم علاوه بر عدم درک بعضی از مطالب در مورد سیستم دانش آموزان وحین برخورد با مشکلات آن هنوز دچار و ضعف اجرایی هستم.
اهمیت موضوع این است که یک معاون خوب باشم و سخت است که در تمامی مراحل آن خوب بوده باشم.
مقدمه
در نظام تعلیم و تربیت به کمک متخصصین امور مشاوره میتوان با ریشه ی و شناخت محیط کار و آزمایشگاه را برای رشد و پرورش استعداد ی آماده ساخت.مغز مقطع ابت و تمام کارهای معلمین و دانش آموزان به دست معاونین اجرایی است پایه اصلی یک مدرسه ابتدا از کار اجرایی ثبت نام مشخصات دانش آموزان ثبت کار معاونین آموزشی و معلمین و برنامه ریزی و کلاس بندی در تغذیه توصیفی و



لینک :




اقدام پژوهی چگونه توانستم مشکلات سیستم دانش آموزی مدرسه ام را بهبود سازم


اقدام پژوهی چگونه توانستم مشکلات سیستم دانش آموزی مدرسه ام را بهبود سازم
اقدام پژوهی آموزگاران ابت چگونه توانستم رفتارهای نادرست و پرخاشگرایانه مجید را در کلاس اصلاح کنم؟ اقدام پژوهشی با موضوع چگونه توانستم با تشویق پریا دانش آموز سال اول را به درس املاء علاقه مند کنم؟ چند سال بعد توانستم به وضوح ببینم که طغیان رنجش ها در وجودم سبب افسردگی ام بود.تاوقتی که خودم انتخاب کرده بودم که در رنجش ها و احساسات منفی ام باقی بمانم خداوند هم چوب جادویی اش را در اطرافم تکان نمیدادتا افسردگی و ناامیدی ام ناپدید شود. زمانی که توانستم رابطه ی بین افکار و افس. وسط یک عالم دختر و پسر رنگی رنگی.مانتوهای رنگی و شال و کلاه های شاد....نبات را می بینم با لباس فرم سرمه ای رنگ،صورت مات و بی روحش.چشم های بی فروغش و لب های مات...نبات دلش می خاست مانتوی دلی بپوشد با شال سفید....نبات... اتفاق های ریز و درشت زیاد می افتد.اینکه توانستم باایستم از حق م دفاع. اقدام پژوهی چگونه توانستم به دانش آموزم در زمینه یادگیری درس تاریخ کمک کنم لینک پرداخت و در "پایین مطلب" فرمت فایل: word (قابل ویرایش و آماده پرینت) تعداد صفحات:16 مقدمه اختلال یادگیری: اصطلاح اختلال یادگیری از نیاز به تشخیص و خدمت به دانش آموزانی برخاسته است که به طور مداوم در کار. ندای بهبودی چند سال بعد توانستم به وضوح ببینم که طغیان رنجش ها در وجودم سبب افسردگی ام بود.تاوقتی که خودم انتخاب کرده بودم که در رنجش ها و احساسات منفی ام باقی بمانم خداوند هم چوب جادویی اش را در اطرافم تکان نمیدادتا افسردگی و ناامیدی ام ناپدید شود. زمانی که توانستم رابطه ی بین.

دانشمندان گونه منحصربه فردی ازطوطی ها معروف به که شبیه پرنده های شکاری است را کشف کرده اند. این پرنده هنگام پرواز آوای پرسروصدا، ولی در مقابل اعضای خانواده اش صدای ملایم تری دارد. به گزارش سایت مشهد فوری ، میگل گومز گارزا و همکارانش در جزیره دور افتاده یوکاتان در مکزیک، طوطی موسوم به آبی بالدار آمازون را یافته اند. تحقیقات نشان داد این گونه کشف شده از نظر رنگ و رفتار با همنوعان خود متمایز هست.
دانشمندان امریکا ، مکزیک و لهستان در مجله peerj نام علمی گونه کشف شده را amazona gomezgarzai اعلام د. یکی از جنبه های منحصربه فرد این گونه جدید تاج سبز رنگ ان است که از میان طوطی های امریکای مرکزی ان را متمایز می کند.
ادامه خبر
از سطح اضطر که قبلا نمی توانستم رد کنم عبور کرده ام و این حس خوبی به من میدهد ... حالا چیزی بهتر از ۱ ساعت پیش خودم هستم . تو نیز هم برادرم ؟ یا مثل گذشته ..؟ آه . چیزی بعد از این چند روز نگرانم می کند .. میدانی نگرانی هایی که در مورد دیگران داریم بدترین نوع نگرانی هستند .. دسترسی پذیر ن. میتوانم رد پایت را بگیرم عشق من؟ در خیابان دستهایت را بگیرم عشق من؟ زیر باران میروی ...ادم هوایی میشود میشود اب و هوایت را بگیرم عشق من؟ این مسیرو این خیابان این هوای بی یت از تو باید انزوایت را بگیرم عشق من خسته ای تا مرز مردن خود کشی ها میکنی باید از قلبت هدایت را بگیرم عشق من من. با یک صاحب 5 اقدام پژوهی سوم شوید(سر فصل اقدام پژوهی ها) اقدام پژوهی آموزگار سوم :چگونه می توان علاقة دانش آموزان نسبت به درس تاریخ سوم دبستان را افزایش داد؟ اقدام پژوهی آموزگار سوم:چگونه می توانم میزان علاقه مندی شاگردانم را به درس ریاضی افزایش دهم؟ اقدام پژوهی آموزگار سوم :بر. [ad_1]
مزدا خودروی مخصوص مسابقه اش را معرفی کردتاریخ انتشار : دوشنبه ۱ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۱۷:۰۰ مزدا تصمیم داشت در ماه ژانویه سال میلادی جدید از rt24-p به عنوان خودروی کاملا اسپرت خود در مسابقات اتومبیل رانی استقامت ۲۴ ساعته ی رول رونمایی کند اما زمان آن را چند ماه جلوتر انداخت که قدرت خود را به رخ همگان بکشد و مردم و رسانه ها کمی بیشتر با این خودرو در نمایشگاه آشنا شوند. به گزارش ستاره ها؛ مزدا خودروسازی است که با دنیای مسابقات بیگانه نیست، شرکتی که بسیاری نام آن را به عنوان تولید کننده خودروهای پرقدرت، با پیشرانه ی دوار در مسابقاتی هم چون لمانز به خاطر دارند. مزدا تصمیم داشت در ماه ژانویه سال میلادی جدید از rt24-p به عنوان خودروی کاملا اسپرت خود در مسابقات اتومبیل رانی استقامت ۲۴ ساعته ی رول رونمایی کند اما زمان آن را چند ماه جلوتر انداخت که قدرت خود را به رخ همگان بکشد و مردم و رسانه ها کمی بیشتر با این خودرو در نمایشگاه آشنا شوند. خودروی مسابقه ای مزدا rt24-p در نمایشگاه معرفی شد
این خودرو از هوش طراحی بخش اختصاصی خود به نام کودو (kodo) سود می جوید که به لطف این تیم، این ژاپنی از یک طراحی آیرودینامیک بهره می برد که در آن به تمام مسائل فنی دقت شده و آن را تبدیل به یک اتومبیل ریس به معنی واقعی کرده است.این اتومبیل که به عنوان تنها نمونه ی تولیدی در نمایشگاه حاضر شده است، از یک نیروگاه کوچک ۴ سیلندر ۲ لیتری توربوشارژ بهره می برد که توانایی تولید ۶۰۰ اسب بخار قدرت را دارد. این اتومبیل مجهز به شاسی riley mk. 30 است که اولین تجربه ی مزدا از این نوع طراحی به حساب می آید که قصد آزمایش آن را دارد. به احتمال زیاد، شرکت مزدا تا اوا ماه میلادی جاری، این اتومبیل را مورد آزمایش های زیادی قرار می دهد که پیش از برگزاری مسابقه و حضور آبرومندانه خود، آمادگی لازم را داشته باشد. مرجع : مجله دیجی کالا
[ad_2]
لینک منبع
بازنشر: مفیدستان

عبارات مرتبط با این موضوع
مشخصات فنی خودروی مزدا تصاویرسلنا گومز محبوب ترین شخص اینستاگرام در مهدی سلوکی ع عاشقانه همسرش را منتشر کردبانک اطلاعات خودرو قیمت خودرو اطلاعات فنی خودرو …اتومبیل بانک اطلاعات خودرو، قیمت خودرو، قیمت ماشین،قیمت اتومبیل مقایسه و انتخاب عصر خودرو ۱۰ خودروی برگزیده سال را بشناسید۱۰ خودروی برگزیده سال را بشناسید عصر خودرو یداران خودرو همیشه به دنبال بهترین پول نیوز رقابت جالبی میان ا و مخصوصا کلان ای چین ایجاد شده تا هر کدام بتوانند خود را موتور جستجوی قطره نوع خودرو قیمت کارخانه قیمت بازار تیپ اخبار،اخبار علمی،اخبار آموزشی،اخبار پزشکی،اخبار …محققان ایتالیایی ربات چها ایی را با الهام از ساختار بدن حیوانات طراحی کرده اند که خودروی ریوخودرویریوخودروی ریو در اولین نگاه جذاب است چهره ی امروزی او دوست داشتنی ست جدای ظاهری اسپورت داستان باورن ی زندگی آنجلینا جولی ع داستان زندگی آنجلینا جولی، براد پیت و شش فرزندشان و سفرهای پیاپی انسان دوستانه اش مشخصات فنی خودروی مزدا تصاویر سلنا گومز محبوب ترین شخص اینستاگرام در مهدی سلوکی ع عاشقانه همسرش را منتشر کرد عصر خودرو ۱۰ خودروی برگزیده سال را بشناسید ۱۰ خودروی برگزیده سال را بشناسید عصر خودرو یداران خودرو همیشه به دنبال بهترین خودرو پول نیوز رقابت جالبی میان ا و مخصوصا کلان ای چین ایجاد شده تا هر کدام بتوانند خود را بیشتر بانک اطلاعات خودرو قیمت خودرو اطلاعات فنی خودرو اتومبیل بانک اطلاعات خودرو، قیمت خودرو، قیمت ماشین،قیمت اتومبیل مقایسه و انتخاب ماشین خودروی ریو خودرویریو خودروی ریو در اولین نگاه جذاب است چهره ی امروزی او دوست داشتنی ست جدای ظاهری اسپورت جنبه داستان باورن ی زندگی آنجلینا جولی ع داستان زندگی آنجلینا جولی، براد پیت و شش فرزندشان و سفرهای پیاپی انسان دوستانه اش به مرسدس بنز ویکی پدیا، دانشنامهٔ آزاد مرسدسبنز در ۲۹ ژانویه ۱۸۸۶، کارل بنز سه چرخه ای را، که با موتور گازسوز حرکت می کرد، به شماره ۳۷۴۳۵ اخبار،اخبار علمی،اخبار آموزشی،اخبار پزشکی،اخبار تکنولوژی محققان ایتالیایی ربات چها ایی را با الهام از ساختار بدن حیوانات طراحی کرده اند که می


[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] اوضاع و احوال کمی پیچیده شده. واکنش بدنم در اولین قدم بنحو عجیبی بد بود. احوالم چندان مساعد نیست، ب تب داشتم، درد استخوان از همه بیشتر آزار می دهد، انگار انبان باروتی که محتاج آتش بوده. گفتند فعلاً باید اینجا باشی-جای دیگری هم اصلا می توانستم باشم؟!-، اجازه داده اند، به لطف، از ت. ای کاش می توانستم در گوشه ای از خیابان بایستم وبه مردم بگویم اوقات تلف شده را داخل کلاه من بریزند . اقدام پژوهی چگونه توانستم دانش آموزان پایه ی هشتم را به خواندن و درک مفاهیم زبان انگلیسی علاقه مند کنم اختصاصی از هایدی اقدام پژوهی چگونه توانستم مشکل گوشه گیری یکی از دانش آموزانم به نام سونیا را برطرف کنم با و پر سرعت . اقدام پژوهی چگونه توانستم مشکل گوشه گیری سونیا را بر طرف کنم در قالب ورد قابل ویرایش در 20 صفحه قابل استفاده برای آموزگاران ودانشجویان فرهنگی در اینجابخشی از آ.
کامل ترین و بی نظیر ترین پکیچ اقدام پژوهیکامل ترین و بی نظیر ترین پکیچ اقدام پژوهی لیست کامل در تلگرام و پاسخگوی سوالات 09904652258 سینا طاهری موضوع اقدام پژوهی اقدام پژوهی با موضوع اقدام پژوهی با موضوع چگونه توانستم مشکل اضافه وزن ضحی طاهری را برطرف نمایم؟ اقدام پژوهی با موضوع چگونه توانستم ضعف درسی دانش آموزانم را بهبود بخشم. اقدام ...دریافت فایل تعداد صفحات: 16 کد محصول :6928 حجم فایل:33,86 kb نوع فایل :rar




اقدام پژوهی چگونه توانستم املا دانش آموزان را تقویت کنم
مختصری از اقدام پژوهی:
اقدام پژوهی چگونه توانستم املا دانش آموزان را تقویت کنم
این فایل در سایت های دیگر با قیمت های بالاتری به فروش می رسد.

چکیده
در این پژوهش در مورد بهبود مشکل درس دیکته نویسی دانش آموز مشغول به تحصیل می باشد. با بررسی علل و علائم ضعف دیکته نویسی در دانش آموز متوجه شدم. راه کارهایی جهت بهبودی و درمان این مشکل ارائه که با اجرای این راه کارها تأثیر زیادی در بهبود دیکته دانش آموز مشاهده نمودم ومتوجه شدم که کارهای انجام گرفته توانسته است تا حدود زیادی ازتکرار اشتباهات مکرر وی دردیکته و سایر درسها جلو گیری داشته باشد به طوری که: خود دانش آموز، خانواده، معلم و همکاران در مدرسه از بهبود مشکل دیکته نویسی دانش آموز ابراز سندی نمودند.
در این زمینه جهت برخورد با مشکلات دیکته نویسی دانش آموزان پیشنهاداتی ارائه شده است.
لازم به توضیح است که این دانش آموز رادر در حالی که اصلا هیچ یک از مطالب درسی را یاد نگرفته بود، با دنیایی از بی قراری و پرخاشگری به خانه ی من آوردند و من با لطف خداوند، همکاری بی دریغ والدین و خود دانش آموز توانستم تنها در مدت چند روز به او بیاموزم.
این دانش آموز به لطف خداوند امسال مشکلاتش بسیار کم شده است، با دوستان و سایر همکلاسی هایش ارتباط برقرار می کند. مفاهیم و مطالب درسی را بهتر می آموزد و می توانم بگویم یکی از موفق ترین عرصه های کاری من در طول سنوات خدمتم همین کار و آموزش این دانش آموز بوده است.

لینک :
اقدام پژوهی چگونه توانستم املا دانش آموزان را تقویت کنم
اقدام پژوهی چگونه توانستم املا دانش آموزان را تقویت کنم
کاش می شد … تمام داستان های دنیا را از دهان تو بشنوم ! تمام عاشقانه های دنیا را تو برایم تکرار کنی ! اصلا هر چه تو بگویی زیباست ! می دانی کاش می توانستم با تمام وجود صدایت را در آغوش بگیرم ! می توانم تو را ” مال خودم ” صدا کنم ؟ آن وقت من اسمم را فراموش میکنم و تو هم می توانی مرا ” مال خودم ” صدا کنی ! آنقدر ذهنم را درگیر خودت کرده ای … که دیگر حتی نمیتوانم مضمون تازه ای پیدا کنم حالا حق میدهی در شعرهایم به همین سادگی بگویم ” دوستت دارم ” ؟




http://s8.picofile.com/file/8305652326/woody.png از این جهت که اور شولدر کلوز آپ نبود احساس راحتی می . دوربین دور از ما ایستاده بود و بدون آنکه کنجکاوی زنکی در فریم هایش باشد، از خلوتمان برمی داشت. در یک سکانس نیمه مهم از منهتن، به جای معشوقه ی هفده هجده ساله ی وودی آلن روی کاناپه ی راحتی خانه ش نشسته بودم. با پیراهن مردانه و موهای زبر خودم. بدون لباس خواب یک دختر یی که هیجده سالگی اش را در اوا قرن بیستم میلادی می گذراند. بدون عمقی که در نگاه آن دختر وجود داشت. در هیچ سکانس دیگری از این نمی توانستم حضور داشته باشم. آنجا نبودم تا مدام یک مرد چهل و دو ساله بچه خطابم کند و یا یادآور شود این رابطه نمی تواند جدی باشد. من این مرد خنگ را، این مرد که نشان می دهد علاقه ش به برگمن و جرالد تا هفتاد درصد خالصانه و صادقانه ست، که می تواند روابط مختلف، انواع خیانت، انتظاراتی که آدم های عمیق تر در یک رابطه از هم دارند را به بهترین شکل به تصویر بکشد، دوست دارم. برای همین می خواستم در سکانسی حضور داشته باشم که به جای آن دیالوگ های ابلهانه در مورد سن و سال کمم، با من از آینده حرف بزند. از اینکه زمان دارم و میتوانم روابط مختلف زیادی را، با عمق های متفاوت تجربه کنم. امروز کنارش نشستم و از مردها حرف زدم. از پسر ها. از اینکه هرکدام از آن ها شبیه یک عنصر از طبیعت هستند. بعضی هایشان غروب آفتاب. بعضی از آن ها ستاره های کویر. معا با بعضی هایشان به شدت لذت بخش است. بعضی از آن ها لازمند تا ازشان محبت دریافت کنی. بعضی هایشان لازم اند تا صرفا به آن ها عشق بورزی بدون آنکه منتظر دریافت دوست داشتن متقابل باشی. با بعضی از آن ها خیلی جدی شروع می کنی و تاثیر زمان را در رابطه می بینی، ولی بعضی هایشان هم هستند که درست چند ساعت بعد از اینکه درخواست می کنند هیچ وقت ع پروفایل اینستاگرام را عوض نکنی، حرفشان فراموش می شود و ع جدیدی را در پروفایل اینستاگرام تماشا می کنن. برایش توضیح دادم برخلاف معشوقه ی باهوش و درست و حس ش، من هنوز آدم بزرگ روابط جدی نشده م. گفتم با وجود آنکه با آن عینک و شلوار های مس ه ش ، از مرد های میانسال مورد علاقه ی من است، اگر موقعیت خوب تحصیلی در لندن برایم پیش می آمد بدون فکر به رابطه ی مان یک بلیط هواپیما می یدم و تمام سعی م را می که دیر به پرواز نرسم. آن جا بودم. در یک نمای درست حس بدون آنکه دوربین وودی آلن دوربین فضولی باشد. همین سکانس را از مردی انتخاب کرده بودم که طنز منحصر به فرد خودش را داشت و حتی ید از مغازه ها هم با وجود او کار هیجان انگیزی می شد. او ادامه می داد که نباید به روابط وابسته باشم. زمان زیادی پیش رو دارم و قرار است مردهای زیادی را ببینم. روابط مختلفی را تجربه کنم. با عمق های متفاوت. او برایم تکرار می کرد و روی پایم می زد که " با مردهای خوب خیلی زیادی آشنا میشی..." وگرنه در هیچ سکانس دیگری نمی توانستم آنجا باشم. فکرش را کن مثلا سکانس آ . بعد از ترک شدنش توسط زنی که به خاطر او قلب من را ش ته بود، به من باز می گشت و از من می خواست به لندن نروم. پوف. مردک !
پینوشت: وودی آلن را دوست دارم. خیلی.
اقدام پژوهشی با موضوع چگونه توانستم کمرویی را در حسین دانش آموز پایه اول متوسطه برطرف سازم؟