زود باورت - اخبار روز

دلتنگم این واژه مرا میخشکد دلتنگی واژه ی سختیه، تحملش آسون نیست، خصوصا وقتی دائما از دور و اطرافت میشنوی بابا نمیتواد تو زندگیش باشی، میخواد بکشه کنار، از زندگیت بره بیرون، و تو سعی میکنی بجنگی اما هر رفتاری میبینی این موضکف رو ببشتر برات باو ذیر میکنه، باورت رو نسبت به حرف ها. داداش که داشته باشی... یکی هست که وقتی ناراحتی تنها امید ت اینه که اون باورت داره و منتظر شندن حرفاته داداش که داشته باشی... یکی هست که با وجود اینکه حرفات تکرارین و همش غر زدنن انکار میکنه و میگه بگو داداش که داشته باشی... یکی هست خطاهاتو که براش میگی عصبی میشه و رگ غیرتش به جوش می. داداش که داشته باشی... یکی هست که وقتی ناراحتی تنها امیدت اینه که اون باورت داره و منتظر شندن حرفاته داداش که داشته باشی... یکی هست که با وجود اینکه حرفات تکرارین و همش غر زدنن انکار میکنه و میگه بگو داداش که داشته باشی... یکی هست خطاهاتو که براش میگی عصبی میشه و رگ غیرتش به جوش میا. نه میشه باورت کنم نه میشه از تو رد بشم.... نه میشه خوب من بشی نه میشه با تو بد بشم  نه دل دارم که بشکنی نه جون دارم فدات کنم  نه پای موندن منی نه میتونم رهات کنم نه میتونه تو خلوتش دلم صدا کنه تو رو ید اینترنتی لباس - ید اینترنتی لباس شب - ید اینترنتی لباس مردانه - ید اینترنتی لبا. از یه جایی به بعد به خودت میگی اصلا چه دلیلی داره به ی بگم حالم بده! اونا چیکار میتونن واسم ن جز گفتن یه ناراحت نباش میگذره؟ در روز انقد میخندیو میگی: وای... من چقد خوشحالم که خودتم باورت میشه واقعا ح خوبه!! اما شبا وقتی سرتو رو بالش میزاری میگی نه!! اونقدرا هم خوب نیستم. کم کم گریه ی. کتاب « راز جذب پول در ایران » نوشته ی «علی اکبری» و در زمینه ی پولدار شدن در بازار کنونی ایران با صد اسکناس هزارتومانی نگاشته شده است. این کتاب از در دو بخش اصلی و ۱۱ فصل تدوین شده است. «باورت در مورد خودت چیه؟»، «وسعت فکری خودتونو گسترش بدین!»، «شوهر بی خاصیت من» و «همیشه باید خ. سعى نکن با نشون دادن اینکه خیلى بدبختى محبت ب ى و درواقع گدایى کنى ..در حالى که نیستى!! تو فقط ضعیفى ..اونقدر خودت رو ضعیف میدونى که جار میزنى چیزى رو که نمیتونى حل کنى! چیزى که اگر یک بار با خودت مرورش کنى میبینى حتى ارزش فکر هم نداره چه برسه به بیان .. همه توى زندگیشون ماجراهایى دا. از آ ین دفه ای که اینجا نوشتم اتفاق های هیجان انگیز زیادی افتاده.. مثل قهر و دلخوری.. سر ندیدن قشنگ ترین ماه قرن ! :) که خب بگذریم ازش که چقدر فش خوردی واسش :)) مهمتر از اون.. اتفاقی مثل.. مثل نفس کشیدن آغوشت.. آروم و بی دغدغه..! مثل خندیدن کنارت.. :) مثل طعم اون ماکارونی.. که از هر غذای دیگه. بسم الله مهربون :)
چقد دلم خیابون گردی میخواد ، چقد دلم پاساژ گردی میخواد ... قدم زدن توی پارک ... شهربازی رفتن و خندیدن ، کافه رفتن و حرف زدن ... سینما رفتن و پفک خوردن ... حتی پلی استیشن بازی و کل کل ... شب گردی و اهنگ گوش دادن ... والیبال و وسطی بازی .... کوه رفتن و املت خوردن ... بیرون رف. سلام عشق زندگی ما.خوبی عزیزکم ؟ چندروز پیش رفتم سونوگرافی!به اقای(اینجا سنوگراف خانوم نداره؛واسه همین دیگه مجبور شدم برم پیش اقای سنوگراف ) گفتم میشه همسرم هم بیان و صدای قلب کوچولومونو با هم بشنویم ؟!اقای گفت بله؛همسر شما از همون اول هم میتونستن تشریف بیارن!یکی رفت و باباجون . ید شارژ همراه اول از سایت ایتور ید کارت شارژ همراه اول از سایت ایتور مهلت بده میروم فقط پایت را بردار تا غرورم را جمع کنم ! ید اینترنتی شارژ همراه اول در این دنیا، خود را با ی مقایسه نکنید، در این صورت به خودتان توهین کرده اید. ید کارت شارژ همراه اول شارژ مستقیم همراه اول چه ی میخ. برای آدمی مثل من که همیشه سعی کرده در لحظه زندگی کند هم همیشه لحظاتی هست که با خودم فکر کنم کم گذاشته برای لحظه ام انگار...گاهی باید دور شد تا بعضی چیزها را فهمید. ب گفتم شاید فردا یکی از آن نیم ساعت های معروفمان را گرفتیم و امروز وقتی منتظر آمدنت بودم . وقتی پیام زدی باورت میشه دا. گاهی نمی شود... نمی شود با جماعت آدم ها جفت شد امان از وقت هایی که نمی شود زمین و آسمان را هم که به هم بدوزی روی بلندترین بام شهر هم که بایستی، وقتی قرار بر نشدن باشد، باز نمی شود ستاره ها را نشانه بگیری، از کوه ها الگو برداری و به ماه آرزوهایت را بگویی، بخواهد که روزگارت را پر از ب. باورت بشه یا نشه؛ باید بهت بگم تو هیچ وقت نبودی. هیچ وقت وجود نداشتی. تو همیشه یه سایه بودی. یه سایه, اون عقب عقب های ذهنم. یه سایه ی سیاه که روی خیلی از قسمت های مغزم افتادی و روشون تاثیر گذاشتی. وقتی فکر می کنم چه کارهایی می تونستم م و به خاطر تو ن یا انجام چه کارهایی تو مخیله م هم . پابه پای کودکی هایم بیا کفشهایت رابه پاکن تابه تا قاه قاه خنده ات راسازکن بازهم باخنده ات اعجازکن پابکوب ولج کن وراضی نشو با ی جزدوست همبازی نشو بچه های کوچه راهم کن خبر عاقلی رایکشب ازیادت ببر بازی کن به رسم کودکی باهمان چادر پولکی طعم چای وقوری گلدارمان لحظه های ناب بی تکرار. آدم ها دو دسته اند. آن هایی که مثل بچه ی آدم یک کتاب را برمی دارند و شروع می کنند به خواندن و تمام که شد می گذارندش کنار و کتاب بعدی را شروع می کنند. و دسته ی دوم دیوانه هایی مثل من که بی دلیل، همزمان خودشان را مشغول خواندن چندین کتاب می کنند. با خودم گفتم چرا؟ فکر می کنم ویژگی مثبت. باورت نمی شود من میدانستم مرا آنگونه که تصور می شود دوست نداشتی اما این قلب من است که همیشه دوست دارد ی را بپرستد و ی به غایت دوستش داشته باشد برای خودش آسمان ریسمان می بافد باران که می بارد عاشقانه می شود می گیرد و به دنبال دست آویزی برای عشق است صحرا و گل می بیند شعر عاشقانه می .
وقتی ماهور زد.زمستون فصل منه.-میرم دیجیکالا و می گردم تو لیست ها و فهرست بندی هاش.سراغ وسیله هایی که برام جذابه.مثلن یه س یچ لامپ یا فیگور گور . اون قسمت پایینش که زده " یداران این محصول ، محصولات زیر رو هم یده اند" رو میگم. باورت میشه یکی با س یچ لامپ e27 ، یه ریمل اسنس سری false lashes . این پست از چند تا فکت کوچیک تشکیل میشه من هیچ وقت دو قسمت بعد ابر بازی های فکری رو ننوشتم. هیچ وقت نتونستم بخش هنری خودمو بشناسم. صبای مکانیکی نشسته داره ریاضی ۲ پیش خوانی می کنه :) یادمه دو سال پیش ا ای تابستون نوشته بودم من یه آدم هیزم. هنوز هستم خوشبختم :)))) هیچ وقت از اصطلاح «ننه.
ع دعای ناد علی اما پاسخ های جالب و شگفت انگیز کاربران نسبت به خواندن دعای ناد علی سلام میدونی من توی زندگیم یه مشکل خیلی خیلی خیلی بزرگ داشتم فقط فکر کن که اینقدر بزرگ بود که 4 سال تمام شب و روز گریه می . توی این چهار سال هر دعایی رو بگی امتحان . و هیچ چیز و دعایی به اندازه اینهایی که میگم جواب نداد:
اول قرآن و فارسی خوندم و به معنیش خیلی فکر
دوم هر چیزی که توی قرآن بود و من فکر می توی زندگیم برخلافش انجام دادم شروع به استغفار خوندن و به همه کارهام از اول عمرم فکر مثلا اگر ی رو ناراحت کرده بودم بگیر تا آ
سوم روز تولد حضرت رقیه یه غذا نذر
اگه باورت میشه هنوز نمیدونم چطوری مشکلم حل شد. فقط میدونم کار خدا بوده حتی ی که این خبر و به من داد خودش باورش نمیشد و فقط گفت نمیدونم چطور شده.
دعای ناد علی بسیار سریع الاجابه است موفق باشی منبع:http://www.codetools.ir/nad-ali
من ، از تو دیوونه ترم دیوونه بازی در نیار من عاشقم اما غرورم میگه پیشش کم نیار من پای تو میسوزم از وقتی که باورت من ، من ش تم هیس ت شو صداشم در نیار تو نبودی عاشقم اما منه دیوونه بودم عاشق دیوونه و من چه بیهوده هی ازت خواهش می پای این عاشق بمونو کم نیار تو نبودی تو نبودی ، پای قولت . پا به پای کودکی هایم بیا کفش هایت را به پا کن تا به تا قاه قاه خنده ات را ساز کن باز هم با خنده ات اعجاز کن پا بکوب و لج کن و راضی نشو با ی جز عشق همبازی نشو بچه های کوچه را هم کن خبر عاقلی را یک شب از یادت ببر بازی کن به رسم کودکی با همان چادر پولکی طعم چای و قوری گلدارمان لحظه های نا. یه تئوری خودیافته دارم که از ترم 4به بعد رو همه امتحانام پیاده میکنم و علیرغم همه نتایجی که با وضع درس خوندنم ازم انتظار میره معمولا نتیجه ای فراتر از انتظار میگیرم. این انتظاری که میگم انتظار میم از درسخوندن منه چون کاملا اگاهه که چیجوری صبح را شب میکنم. تئوری بیان میکنه که مهم. پا به پای کودکی هایم بیا کفش هایت را به پا کن تا به تا قاه قاه خنده ات را ساز کن باز هم با خنده ات اعجاز کن پا بکوب و لج کن و راضی نشو با ی جز دوست همبازی نشو بچه های کوچه را هم کن خبر عاقلی را یک شب از یادت ببر بازی کن به رسم کودکی با همان چادر پولکی ط عم چای و قوری گلدارمان لحظه های . به جایی میرسوننت که باورت میشه تو دنیا اضافه ای بی عرضه ای و لیاقت نداری و نمیتونی و اراده نداری و دوسداشتنی نیستی و سربارشون هستی و مفسذ فی الارضی و انگل جامعه ای و خنگی و عقب افتاذه ای و خیلی چیزای دیگه که هستی و خیلی چیزای دیگه که نداریشون ولی وقتی یه روز یه نفر که دو دور دور د. پا به پای کودکی هایم بیا کفش هایت را به پا کن تا به تا قاه قاه خنده ات را ساز کن باز هم با خنده ات اعجاز کن پا بکوب و لج کن و راضی نشو با ی جز عشق همبازی نشو بچه های کوچه را هم کن خبر عاقلی را یک شب از یادت ببر بازی کن به رسم کودکی با همان چادر پولکی طعم چای و قوری گلدارمان لحظه های نا. یکم دیر شد برای نوشتن این متن برات اما مهم خوندنشه که میدونم یه روزی بالا ه گذرت میفته اینجا...سوم مرداد ماه هم گذشت...باورت میشه؟دهمین سال اشناییمون.ده سال از روزی ک اولین بار دیدمت گذشت...هنوزم وقتی به اون روز فکر میکنم خنده ام میگیره. هردومون تو یه نگاه فهمیدیم که چقدر خج ی و کم. سلام فندق بلوط جان ! نمی دونم اسمت چی میشه، بابات کیه، رنگ چشات روشنه یا تیره. من فقط می دونم مامان ت بلوطه و می دونم ۲۳ کروموزومت قراره به اون بره و همین کافیه برای اینکه کلی دوستت داشته باشم ! حتی بیشتر از مامانت ! اونقدر که حتی بدون فرض نی نی خودم، از تصور وجود تو و اسماء گفتنت ق. وقتی می بینم برای صحبت با تو باید یک هفته سرکنم ؛ بار سنگین غصه هایم ۲برابر می شود . برایم خیلی سخت است که از نبودنت بنویسم ... آری امروز دلم از نبودنت تنگ است ... اگر بودی این همه تنها نمی شدم ... این همه خسته ، دلگیر ، دلش ته نمیشدم ... اگر بودی از تو و برای تو می نوشتم ... از عشق و از عاش. پسر ام کلاس سوم است و نسبت به بقیه همسن و سالانش ریز نقش تر است. اما فوق العاده مودب و با انضباط است. زنگ زده بود به من و گفته بود: دختر اگر وقت داری، اگه می شه، اگه امتحان نداری، اگه حوصله داری، ممکنه برای من یک نقاشی بکشی؟! خندیده بودم و قول دادم که برایش نقاشی بکشم. توی نقاشی یک ن. امشب یکی از اون شبهاس که من بیقرارم.یکی از اون شبها که حس های چند گانه دارم.از اون شبها که جای خالیت بیداد میکنه.از اون شبها که دلم میخواد برم یه جایی که هیچ نباشه و از دور رصد کنم بقیه رو و ببینم تا کجا هستن؟ کی و کجا نگرانم میشن؟کی و چه جوری دنبالم میگردن؟اصلا نگران میشن یا نه؟ا. این رمان که در ژانر های عاشقانه،اجتماعی قرار دارد توسط" نیلوفر قائمی فر " در 483 صفحه نوشته شده است و امروز برای شما عزیزان بر روی سایت "رمان سه" برای قرار داده شده است. قسمتی از رمان : -تو میفهمی چقدر ترسناکه ،بمیری اما زنده باشی؟منو خاک کردینو من اینجام،من تموم خاطراتم اینجا تو سرمه تموم ترسام باورهام... سیامک- نه تو باورت شبیه اقلیما نیست،تو باورات ع اقلیماست یه نگاه به سر تاپام کرد و گفتم: تو چرا همه چیو شوخی گرفتی هان؟من حتی شماره حسابای تو رو حفظم... سیامک پا رو ترمز گذاشتو یه گوشه نگه داشت و گفت : بله؟!!!! اینم اقلیما بهت گفته؟ رمان زندگی به وقت اقلیمابصورتpdf منبع: رمان فوریو آموزش : ابتدا روی رمان کلیک کنید،بعد در صفحه ی باز شده بر روی عادی کلیک کرده و در ادامه روی لینک کلیک کنید تا آغاز شود. توجه لطفا در تلگرام عضو شوید یکم ادامه بدیم آلوئه ورا رو؟ :)
آنچه گذشت... آپارتمانای خیلی زشت

گفتم: «خیلی وقت نیست. همین یکم پیشا بود که فکر دیگه این بطری صورتیا، شدن مثلِ همه ی بطریای عالم با هرکوفتی توشون. دیگه نیستن اون چیزی که باید می بودن. دیگه نمی زنن اون حرفی رو که باید می زدن.» نگاهم کردی. عجیب نگ. همیشه آدمهای اطرافمون برامون فقط یه اسم و فامیل هستند . ای ایگرگی ! اصلا میخوایم صداش بزنیم میگیم ایگرگییی؟ یا ته ش ، ایگرگیییی جان ؟ . حالا یه موقعیت هایی پیش میاد ک با طرف دو قدم بیشتر راه میری ، چارتا پله مثلا ! بعد از شانست اون ادم طوری باشه که خیلی زود به بقیه اعتماد میکنه و ر. دلم میخواد به زهره بگم
قرار نیست تو من باشی
من تو باشم
ما دوتا باهم متفاوتیم
قرار نیست شبیه هم باشیم
پس بیا همو اذیت نکنیم
هرچی طرف مقابل هست بهش احترام بذاریم
شلوغی و پر انرژی تو منو اذیت میکنه
و آرومی و بی حسی من تو رو
ولی تو اونجوری ح خوبه
و من اینجوری
تو دوست. باورت بشه یا نشه؛ باید بهت بگم تو هیچ وقت نبودی. هیچ وقت وجود نداشتی. تو همیشه یه سایه بودی. یه سایه, اون عقب عقب های ذهنم. یه سایه ی سیاه که روی خیلی از قسمت های مغزم افتادی و روشون تاثیر گذاشتی. وقتی فکر می کنم چه کارهایی می تونستم م و به خاطر تو ن یا انجام چه کارهایی تو مخیله م هم . محبوب من ، تو تنها چهره آشنای رویاهام هستی   رویاهایی که از سر سختی و زشتی دنیا مثل یه حباب در اطراف خودم درست     حب از خاطرات و رویاها رو به دوشمون گرفتم و دارم با خودم میگردونم   و هرازگاهی خودم رو میسپارم به این حباب که رها بشم از همه دردهای  دنیا   . یه سری از اطرافیانم رو میبینم که تو یه مرحله گیر افتادن و نمیتونن بیان بیرون. این خیلی بده. زشته. ناامید میشم. این همون رفت و آمده. میرن و یکی دیگه میاد و این به نظرم خیلی قشنگه. یه سال ، دو سال؟! تاریخ انقضاش رو نمیدونم و مهم هم نیست برام. قشنگه به نظرم. همون رشد آدمه. این دوماه خیلی.
هشدار نوشت: چیزی رو از دست نمیدید اگر این پست رو نخونید. ولی اگر بخونید احتمالا وقتتونو از دست بدید!
تعجب نوشت: گاهی اینقدر هجوم اتفاقات یک دفعه ایه که خودتم باورت نمیشه تو این مدت کم چقدر اتفاقات رو کنار هم گذروندی ... از اسفند 90 تا اوا مرداد 96 زمان خیلی زیادی نیست، ولی به اندازه یک عمر گذشت ... مخصوصا اگر پارسال 25 مرداد بهم می گفتن تا سال دیگه 25 مرداد طعم تلخ تمام این اتفاقات رو می چشی، همونجا سکته می ...
دل نوشت: مشهد ... رو به روی ایوون طلا ...
اشک و اشک و اشک ... دلم لک زده آقا ...

یه دوست روانشناس داشتم، می گفت آدما تو شرایط سخت که قرار می گیرن، سعی می کنن انکار کنن اون اتفاق رو تا خیلی بهشون فشار نیاد، این کار ارادی نیست همیشه، گاهی غریزی این کار رو می کنن آدما... با خوب یا بد بودن و درست و غلط بودن این حرف کاری ندارم، اما یه جایی باید قبول کرد، اتفاقات بد هم جزوی از زندگی هستن، باید کنار اومد، باید تخلیه شی و بالا ه دستت رو بذاری رو زانوتو و پاشی... اگر اشکی هست، اگر فریادی هست، اگر مشتی هست، همه رو خالی کنی و بعدش عین آدم به زندگیت برسی!
خدا شکرت خدامی ... آنجا برای از تو نوشتن هوا کم بود اینجا هم هوا کم است! فوبیای نوروز فوبیای آذر فوبیای بهمن فوبیای تابستان آن هم تیر ماهش فوبیای 13بدر فوبیای... می بینی دلپذیر یک فروید لازم است از اول مرا مطالعه کند نمی شود که هر ماه سال هر جای شهر ترسی هست! بروم خاطر تو زنده شود، بروم تمام این نظم ذ.