رها در آغوش خدا - اخبار روز

انگار همین ب بود که با نگاه غمگین نگاهش می و در دل میگفتم آخ که چقدر این بابابزرگ دوست داشتنی من ش ته شده...نمیدانم چرا هیچ گاه پیش از آنشب این احساس تلخ را حس ن و حتی نمیدانم چرا آن احساس را پیش روی هیچ بازگو ن ...آن موقع البته نمیدانستم فقط چهار روز برای داشتنش وقت داریم و بعد از آ. منم چون آتش از عشق تو خا تر نخواهم شد گلی پژمرده ام در باغ تو پ ر نخواهم شد گلی زردم به دنبال تو هر جا آفتاب ِمن نیفتم تا در آغوش تو من احمر نخواهم شد هوا ابری و بارانی تو پشت ابر ها پنهان از این باران به دون تو بِدان بهتر نخواهم شد به دریای جنون عشق طاقت سوزت افتادم حب بر سر موجم تو را همسر نخواهم شدد زدم بس دست و پا عمری در این دریای بی ساحل در آغوش صدف آسای تو گوهر نخواهم شد در این دریای طوفانی دگر ساحل زیادم رفت رها از دست ِدرود و غم و چشم تر نخواهم شد درون پادگان عشق تو سرباز صفرم من نباشی گر تو فرمان ده مرا، افسر نخواهم شد به یاد چشم مست و قامت سرو تو می مانم چو می دانم که هر گز با تو همبستر نخواهم شد شناسم فرق زر ازمس و از آن زرد رو باشم که در بازار مسگر ها(رها) زرگر نخواهم شد علی میرزائی(رها) یک قدم تو ، یک قدم من ، همسفر ما هستند برگهای زرد پاییزی
چه زیباست روی برگها صدای قدمهایت ، چه عاشقانه است در آغوشم صدای نفسهایت
حال ، هوای عاشقی در یک غروب پاییزی
و این وفای پاییز است به قلبهایمان، که باز هم رویایی میکند عشقمان...
پاییز حال ما را خوب میفهمد...
هر برگ . من آن مترسکم که آغوش همیشه بازش تو را می خواند... شب سرد منو آغوش تو ای کمپ نجات بر انار تو و یلدای وجودت صلوات مرا در آغوش بگیر که هیچ کجا خانه ی خود آدم نمی شود ... هدیه تولد من نگاهم به آینده در پگاهی زیبا هنگام پرواز کبوترها پرهایشان سپید همچو شعرم در افق به تماشای طلوع خورشیدم ... هدیه تولد من آغوش مادری زیبا من در بهترین لحظه ها هنگام بوئیدن آغوش پر مهرش و دهانم که تمام خواستن بود در نوشیدن از شیر عشق و نوازش مادر پدر با نگاهی پر از شوق د.
به یاد تو، دنیای شلوغ اطرافم را فاکتور میگیرم، درست وسط پرانتزم مینشینم، عطرت را در آغوش میگیرم و تمامش را با هوایت پر میکنم. سراغ از بابای جانم میگیرمو و همراه بچه ها برای تنیس نمیروم. شبیه آنهایی که هیچی از آن چیز سر در نمی آورند، از آن گروه لعنتی لفت می دهم و تلگرامِ همیشه خاموشم را می بندم. با خودم میگویم های مردم غافل، کاش میدانستیم آنچه می خواهیم کجاست... و روی تختم لم می دهم. با بومیان رنگین پای میکوبم و جاری می شوم، از خدای زمین نیرو می خواهم، قد میکشم، گرم میشود دلم و به نام او به سوی تو پر میکشم. با لالایی آن شمن بیدار می شوم، او را توی نگاه مشتاق و گرم تو می خوانم و اشک میشوم. تو را سپاس می گویم و او را در آغوش میکشم. آهنگ مازیار فلاحی به نام یادم تو را فراموش
new by mazyar fallahi called yadam tora faramoosh ع آهنگ جدید مازیار فلاحی با نام یادم تو را فراموش متن آهنگ مازیار فلاحی با نام یادم تو را فراموش
این حال خوبِ با تو اشکای روی گونم
دستای بیخی گرمای روی شونم
خیال تو در آغوش یادم تو را فراموش
یادم تو را فراموش…
رو تنِ خاطراتت دوباره دست میکشم
تورو بغل میکنم عشقو نفس میکشم
با بوسه ای در آغوش یادم تو را فراموش
با این صدای بارون خیس از هوای گریه
با بارشی در آغوش یادم تو را فراموش
یادم تو را فراموش…
این آ ین دقایق با یادِ تو گذشته
جونم فدای چشمات اشکال سرنوشته
منو یه شمع خاموش یادم تو را فراموش
یادم تو را فراموش…
زخم عمیق عشقت نشسته روی دستم
تو عاشقم نباشی من عاشقت که هستم
با این صدای خاموش یادم تو را فراموش اهنگ با کیفیت 320
اهنگ با کیفیت 128 پسرم ،عزیزترینم وقتی در کنارم نیستی گویی گمشده ای دارم که چون سرگردانان پیاپی در جستجویش هستم گمشده ای عزیز و دوست داشتنی دلخوشی همیشگی روزهای سختم .شادی بخش قلب خسته ام تو بهترین هدیه خداوند به من هستی عزیز دلم و من هیچگاه نمیدانم چطور میتوانم به خاطر وجود نازنینت شگرگزار خد. دوستت دارم گُلم، این حس زیبا مال تو آرزو دارم تمام بهترین ها مال تو هر غزل یک باغ گل هر بیت یک طرح لطیف باغ کاشی کاری گل های مینا مال تو جلوه ی زیبایی یک آسمان اشعار ناب آبی افسانه ی دنیای نیما مال تو یک بغل آغوش گرم اندازه ی تن پوش تو مایه ی آرامشم! پنهان و پیدا مال تو در نگاهت دور . ترسیده بودیم. او دست نیافتنی شده بود. هر چه بند بیشتری بر دست و پاهایش می زدیم قوی تر می شد. بچه های ما را بزرگ می کرد. ما را بزرگ می کرد! بچه های ما را به آغوش می گرفت. ما را به آغوش می گرفت. بچه هایمان آرام می شدند. حتی ما آرام می شدیم. باید نقصی در او پیدا می کردیم. باید او را از اوج به پایین می کشیدیم. در سکوت اتاق یکی گفت باید با خودش رقابت کند. آینه را آوردند. زن به مقابل آینه رفت. نگاهی به خودش کرد. بعد به ما و خندید. آینه خندید؛ زن خندید؛ آینه خندید و آزمایش ش ت خورد. ریاضیدانی در گوشه اتاق توان را کشف کرد و با خنده او علم قدمی به جلو برداشت. آهنگ جدید رضا رامیار مبتلا • سی اس لند     آهنگ جدید رضا رامیار مبتلا • سی اس لند آهنگ جدید رضا رامیار مبتلا رضا رامیار آهنگی جدید رو با عنوان مبتلا آماده کرده کی متونید درا دامه مطلب با متن ترانه و کیفیت عالی کنید موزیک و شعر : رضا رامیار new song by : reza ramyar – mobtala with text . میترسم بمیرم و نتوانم تو را در آغوش بگیرم نگذار که با حسرت یک لحظه گرفتن دستهایت بمیرم. میترسم بمیرم و نتوانم به تو ثابت کنم که عاشقت هستم ، میترسم روزی بیایی و بگویی که من لایقت نیستم. مرا در حسرت عشقت نگذار ، بگذار تا زنده ام تو را حس کنم تو را در آغوش بگیرم و نوازش کنم. میترسم ب. خیلی وقت ها یک آغوش یعنی کندن بخشی از خود و بخشیدنش به دیگریکه بتواند در راهی که می رود کمتر احساس تنهایی کند.پابلو نرودا
از من اگر بپرسید، می گویم همدیگر را تا می توانید بغل کنید. عزیزانتان را بغل کنید. گرمای بدن تسکین خیلی ناراحتی هاست و خیلی مشکلاتی که راه حل ندارند ولی تسکین چرا. محبت و حمایت مان را از عزیزانمان دریغ نکنیم. خیلی وقت است گروه هایی در ای مختلف تشکیل شده اند که توی خیابان ها راه می روند و به عابران "آغوش" هدیه می دهند. تا بحال نشده این آغوشی را که به من تعارف می شود رد کنم. از طرف هر کدام از این داوطلبان تعارف شده باشد همیشه پذیرفته ام اما احتمالا بخاطر همان طبع "گربه سان" مانندم برایم مهم نیست همه، هر ی مرا دوست داشته باشند بلکه دوست دارم آنها که من انتخابشان کرده ام مرا دوست بدارند. آغوش آنهایی را می خواهم که دوستشان دارم و خدا می داند چقدر زیادند روزهایی که نمی دانم برای اینکه بتوانم عزیزانم را بغل کنم چه چیزهایی را خواهم داد. قدر به همدیگر را بدانید و با دلیل یا بی دلیل همدیگر را بغل کنید و بفشارید.
مثل یک شعرمرا تنگ در آغوش بگیرکه هوای غزلمسخت شبیه تن توست... استغفار یعنی تلاش های من برای برگشتن در آغوش تو... هیچوقت به آغوشم نیامدی اما بدنم بوی عطر تو را گرفته
ربات. هر چند مشهد را لباس برف پوشانده پیراهن گرمای آغوش تو را عشق است! منم ویاد تو وبوسه در آغوش همیم
تویی آن عشق من و روح من و خاطره ها
چشمان تو با ناز و ادا وقت سحر اندوه نشانده در دل شمس و قمر لا حول و لا قوة الا بالله با چشم تو میروم در آغوش خطر مینشینم و زل میزنم به تنها یادگاریت، یادگاری که حتی از وجودش بی اطلاعی... حسودیم میشود به بند کفش هایت که بیشتر از من با تو قدم زده اند و همراهیت کرده اند. دستم را نوازش گونه بر رویشان میکشم؛ دقیقا همان جایی که روزی جای دستانت بوده چشمان را میبندم و لبخند میزنم؛ دیوانه وار...حتی تصور لمس جای دستانت هم شیرین است:) فکر میکنم چقدر خوب است که از تو برایم یک یادگاری مانده است که خودت نمیدانی... به آغوش میکشمشان و فکر میکنم کدام دیوانه ای تا به حال بند کفشی را به آغوش فشرده و بوسیده!!! کدام دیوانه ای ممکن است چنین چیزی را داشته باشد؟! عزیزترین بند کفش های دنیا!!! بی شک دیوانه ای به نام من... همه آغوش بهار همه لبخند بنفشه زیر باران بهاری همه غنچه ی محبت یک بغل زیبایی همه تقدیم توباد اندر این ظلمت تنهایی شهر نور در نور بهار می رسد از راه بلبلان سر دیوار دلم چه ترانه ها سرایند نم نم این باران برسر غنچه ی رز چه نشاطی دارد این زمین بی روح اشتیاقی دارد بر سر شاخه ی خنده ی ش. تصاویر رونالدو های کوچک در آغوش رونالدو بزرگ / دوقلوهای کریس رونالدو رونالدو کریس رونـالدو ، ع دوقلوهای کریس رونالدو کریس رونالدو برای نخستین بار ع ی را از دوقلوهای تازه متولد شده اش منتشر کرد.در ادامه این مطلب از بخش ورزشی مجله اینترنتی فانوس با ما همراه باشید. _________________________________فانوس_________________________________ اولین ع از دوقلوهای کریستیانو رونـالدو دوقلوهای رونالـدو حدود دو هفـتـه پیــش متولد شده اند. کریــس رونالــدو در گفــتگویی اظـــهار داشـــت:از تولد «پسـرهایـــش» خوشحــال است امـــا ع ی که از او دوقلوهایــش منــتشــر شده نشــان می دهـــد که یکـی از دوقلوها لبـاس دخـتـــرانــه بر تن دارد. الـــبـــتـه شاید اشـــتبــاهی در این خبــر باشـد. دیلـــی میـل نیـــز به این اشـــاره کرده دخـــتر و پسـر رونالـدو که ایوا و متئو نام دارند برای نخـــستــین بار در آغوش پدرشان قرار گرفــتــه انـــد.کریـس رونالــدو پیش از ایــن یک پسر دیـگــر به نام کریـستـیانو جونیور داشـــت که
هر چی آرزوی خوبه مال تو... دوستت دارم گُلم، این حس زیبا مال تو
آرزو دارم تمام بهترین ها مال تو

هر غزل یک باغ گل هر بیت یک طرح لطیف باغ کاشی کاری گل های مینا مال تو
جلوه ی زیبایی یک آسمان اشعار ناب
آبی افسانه ی دنیای نیما مال تو

یک بغل آغوش گرم اندازه ی تن پوش تو مایه ی آرامشم! پنهان و پیدا مال تو
در نگاهت دور از هر ساحلی تا رفت و رفت
قایق احساس من بر موج دریا مال تو

یوسفی ماندم به دور از وسوسه اما گُلم شاکلید قفل آغوش زلیخا مال تو
باد مجنون می کند هر بند من را گل نشان
در نفس هایم نشان مُهر لیلا مال تو

شمس من صد مثنوی می ریزد از هر خنده ات شاعر دیوانه ات لبریز و شیدا مال تو
گرچه چیزی لایق چشمت ندارم چاره چیست
"دوستت دارم گُلم" تنهای تنها مال تو... امروز برای مهربانو نوشتم: دلم یه نوشته یا خبر خوب، یه بغل یا هر چیز خوب می خواد...و بعد طبق عادت هر روز به سراغ نوشته های خوب شیرین رفتم و سو رایز شدم! او بخاطر من نوشته بود:
در آغوش، قشنگ ترین حرفهای دنیا نهفته اند. مثل:من اینجا هستم، نگران نباش، همه چیز می گذرد.
یک آغوش مخصوص برای نسرین عزیز

با این نقاشی فوق العاده زیبا که سمبل "من هستم" بود. سمبل "مهر"، "دوستی"، "تنها نیستی" و هر چیز زیبای ممکن انسانی
دیگه شک ندارم امروز آنژیوگرافی قلبم خوب میگذرهمرسی شیرین جونو
ممنون دریا دلم که همیشه کنارم بودی و هستی
درمن تو خیال مبهمی میدانی ؟ دردی که کشیده ام همی میدانی ای اشک شریک باوفای غمهای منی من میشکنم چومنحنی میدانی ؟ سودای خوشی ب سرندارم دیگر ازسر که گذشته عاشقی میدانی من رسم وفا زاشک همی میبینم پنهان نشود زمن غمی میدانی احساس مرا کمر به قتلش بستن بر دار دلم یه عمر همی میدانی زآن ا. به تو فکر می کنم و بی اختیار لبخند می زنم تو منظره ی همان دشتی که بارها سرتاسر رویاهایم را دیوانه وار در آن دویده ام پروانه ها از گلوی تو پرواز می کنند صدای قلبت صدای بافتن پیله هاست! عطرها، دست از سر پیراهنت بر نمی دارند... شبیه زنی خوشبخت دوستت دارم شبیه زنی که مقابل آینه گوشواره هایش را می اندازد و آواز می خواند... روی ات به خواب رفته ام و می دانم از جایم که برخیزم صدای النگوهایم صدای بال پروانه هاست... آغوش تو آدم را پرنده می کند، دشت بزرگ! آغوش تو مرا بلند پروازتر می کند... / مهسا چراغعلی کاش خواب بیاید و مرا با خود ببرد به جهانی که همه حالشان خوب است جهانی که همه ی دلهای بیقرار در آمد و شدند آنجا که زمین و ک شان در چشم بر هم زدنی طی میشود، من به سوی تو عزیمت کنم یک ثانیه نشده عزم تو را میکنم دوثانیه که شد در حال آمدن به سوی تو هستم و ثانیه ی سوم در آغوش تو هستم چه دنی. بی شک اگر پزشک می شدم
برای درمان خیلی از دردها
بغل تجویز می .. گفتند گناه است در آغوش تو ن ! بگذار بگویند که گنه با تو ثواب است ... پُر از آغوشِ تو باشم و جهان سیر بخوابد...
https://telegram.me/yadsa اگر سردت هست بگو تا یک آغوش بیشتر دوستت بدارم ... جمال ثریا تو بیا مست در آغوش من و دل خوش دار مستی ات با بغلت هر دو گناهش با من ... حسین منزوی برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید آغوش پر مهرت شیرین ترین قندی بود که هرگز در دهانم آب نشد آغوش پر مهرت شیرین ترین قندی بود که هرگز در دهانم آب نشد به من زنگ نزن به دیدنم بیا این تلفن لعنتی دکمه ی آغوش ندارد...! "حسنا میرصنم"
چقدر تنهایم ... من در این دنیای شلوغ ، پر از دروغ ، چقدر تنهایم... تنها... تو آرام جانم هستی. تنها ... در کنار تو آرامم. تنها... آغوش تو، امن ترین مکان این دنیای پرآشوب است. تنها ... تویی که من را برای خودم می خواهد... و خنده هایم را ابدی آرزو دارد. چقدر بی نیازم... ثروتم تویی... تمام آنچه سال ها از زمینیان طلب می ، تو در آسمان به من بخشیدی... تنها مردِ آسمانیِ زمین... تنها آغوش امن من... دوستت دارم... برای آنچه هستی... و برای آنچه من در کنارتو هستم.
حضرت رقیه(س) ( آغوش تو کجا و ابه کجا پدر؟ ) آغوش تو کجا و ابه کجا پدر؟ خسته شدم ز اینهمه جور و جفا پدر من دیدبان زینب رقیه ام خوب است جان سپردن بهر خدا پدر وقت مرور خاطرهامان رسیده است یادش بخیر شهر مدینه که با پدر هر جا حسین بود رقیه کنار او حالا چقدر فاصله افتاده تا پدر ماندم عمو ک.