دوتایی - اخبار روز

تشریف آوردن تهران. نمی دونم با دامادشون یا دوتايي. مادر همسر پیام داد و خبر داد. باعث کلی بحث و ناراحتی بین من و همسر شد. همسر حرف نمیزنه و میخواد بدون توضیح و صحبت حل بشه، من نیاز دارم حرف بزنم و وقتی ناراحت میشم، اونم تو این موضوعات، منفجر میشم یهو. در نتیجه اتفاق خوبی نمیفته. ه. مهربونه،نمیتونه راه بره،هربار که میریم میگه بیا بشین کنارم.خاطره تعریف میکنه،از جوونیاش میگه،گاهی اشک جمع میشه تو چشماش،گاهی دوتايي بلندیلند میخندیم.بهم میگه همیشه برات دعا میکنم،نصیحتم میکنه،با نگرانی میگه حواست به خودت باشه ها.جوری که خج میکشی حواست به خودت نباشه! احوال.
مجسمه دکوری یوزپلنگ کد 3 10 / 10 از 1 کاربر  مجسمه دکوری یوزپلنگ کد 3 محصولات > مجسمه دکوری یوزپلنگ کد 3 قیمت : 38,000 (تومان) مبلغ قابل پرداخت : 38,000 (تومان) معرفی به دوستان :
ید


توضیحات مجسمه لو دکوری یوزپلنگ دارای بهترین کیفیت و رنگ آمیزی آنتیک
در سه طرح زیبا با ح های مختلف، قیمت مناسب و ایستایی مطلوب روی دکور، مجسمه دکوری یوزپلنگ کد 3 با وزن 350 گرم و ابعاد 23×13×10 سانتی متر در فروشگاه اینترنتی استارت کالا


نمای روبروی مجسمه دکوری یوزپلنگ کد 3



نمای جانبی مجسمه دکوری یوزپلنگ کد 3


نمای پشت سر مجسمه دکوری یوزپلنگ کد 3


نمای روبروی مجسمه های دکوری یوزپلنگ محصولات مرتبط  مجسمه دکوری یوزپلنگ کد 1 مشاهده 38,000 تومان مجسمه دکوری یوزپلنگ کد 1 ید  مجسمه دکوری فیل سایز بزرگ-<font style=دوتايي" cl ="img-responsive" /> مشاهده 160,000 تومان مجسمه دکوری فیل سایز بزرگ-دوتايي ید مجسمه دکوری یوزپلنگ کد2 مشاهده 38,000 تومان مجسمه دکوری یوزپلنگ کد2 ید خانوادگی کز کرده بودند زیر حفاظ چوبی خانه هایشان و جیک نمی زدند. سرم را که بردم جلوتر، همگی خودشان را عقب تر کشیدند. زیر تاریک روشن راهرو چشم انداختم توی لانه هایشان. توی هر کدام شش هفت تا تخم بود. انگشتم را چسباندم روی میله های ف ی، باز هم خودشان را جمع د. غریبی می د و شاید از ترس . آدم روز تولدش فک میکنه قراره یه اتفاق خاصی بیافته ... مثلا مامانش بگه من سر کار نمیرم و میمونم خونه غذای مورد علاقتو درست کنم ... یا باباش بگه امروز بی خیال کارام بریم باهم دور دور ... یا داداشش بگه همه چی باشه واسه یه وقت دیگه .. یه ناهار دوتايي بریم بزنیم به بدن ... چیزای کدچیک ولی مت. نمیدانم اشکال کار کجاست، او که رفته... ما پیِ چه میگردیم...؟ حالا بر فرض از ع پروفایلمان غم چکه کند، خب د، او که نیست... حالا بر فرض توی این صفحات که تنها راه ارتباط بعد از ج است، متنی بلند بالا بنویسیم که از ندیدنت رو به مرگم، که دلتنگی امروز یا فردا جانم را میگیرد، خب بگیرد، او که . 6 آذر ماه همه خونه مامان مهری جمع شدیم. شام خوردیم . ع دسته جمعی انداختیم و با فاطمه خداحافظی کردیم. فاطمه 7 آذر 5 صبح به فرودگاه میرفت و من به خاطر بچه ها نتونستم به فرودگاه برم. همونجا خداحافظی کردیم . کلی گریه........معلوم نبود کی دیگه همدیگر رو میبینیم. شنبه صبح بابا رضا با مامان م. 26 ابان فمید که عاشق شده .... اخی!پنجشنبه 28 ابان، ب صرف ناهار دوتايي فست فود مهتا جهت دردو دل!ولی اینکه چجوری نفوذ کنیم شده سواله بی جواب : نمیدونم این چه گرفتاری ایه که من و مهسا و امثاله ما دچارش میشن! چرا انقد صاف و ساده میگذریم و ری اکشنی نشون نمیدیم نسبت ب اینجور مساعل! هی میگیم . اگه انگیزتون به هدفتون کم شده بهتون تماشای جنگجوی درون (peaceful warrior) رو پیشنهاد میکنم. ">اینم بخشی از +بنابر دلایلی نامعلوم دوس دارم بعد کنکور رو صدام کار کنم ، باهاش بازی کنم، لامصب بدجور کرمش رفته تووجودم.+بعد کنکور یه پیج میزنم احتمالا تو اینستا، اگه یادم رفت بهم یادآوری کنید، م. سلام
دلم گرفته همسرکم! آ تو نیستی که ببینی نوع دلتنگیهایم هم عوض شده،خودم را آپدیت ،دلتنگیهایم را نیز نیو ورژن! دلم برایت بگوید اخیرا از دیدن پروفایل یک دختر- از آن و پلنگ های روزگار - که تازگی ها مزین شده به سلفی های دوتايي و چه دوتايي هایی!...دلم گرفته. میدانم این دلیل محکمه پس. عجب رسمیه رسم زمونه  با صدای شکیلا یه روز توی اداره بودیم . زنده یاد قیصر امین پور و افشین اعلاء  هم  دوتايي توی اتاق سردبیر (عمو زاده خلیلی) بودن. ناگهان یک صدای کشیده آبدار به گوش رسید. همه ما متعجب  شدیم و توجهمون رفت به اتاق مزبور که ناگهان دیدیم قیصر با عصبانیت ا. تقریبا چند روز پیش بود ک با آقامون رفتیم مسجد ،ن وضو داشتم ن حال و حوصله گفتم میشینم تموم شد میرم تو خونه میخونم.نشسته بودم رو پله ها ک ی دختر خوشگله تقریبا 6 ساله بدو اومد پیشم زل زده بود بهم پرسیدم اسمت چیه گفت فاطمه.پرسید میخوای بخونی ی لحظه مکث گفتم آره ،پرسیدم وضو داری باهم ب. امروز یکی از مرکز آمار زنگ زده بود، خودش اینطوری گفت و وقتی پرسیدم از کجا مطمئن باشم ، گفت می تونید با روابط عمومی آقای شهسواری تماس بگیرید. گفتم اگه نخوام تماس بگیرم چه!؟ گفت: میل خودتان است ما از انجمن فارغ حصیلان با شما تماس میگیریم. گفتم: خب! گفت: خب حالا بپرسم گفتم:نه! خداحافظ. محکم بغلم میکند محکم بغلش میکنم، تا آ ظرفیت شش هایم را پر از عطر بودنش میکنم و نگه میدارم! جدا که میشویم چشم هایش را نگاه نمیکنم! میدانم بغضش را به زحمت قورت میدهد که مثل همیشه یک نفس و پشت سرهم توصیه های مادرانه اش را نمیگوید، زیرلب خداحافظی میکنم و سوار ماشین میشوم! کاسه ی پراز . اطلس - چارچوب شبیه سازی ادوات (دو بعدی) اطلس یک شبیه ساز ادوات دو بعدی و سه بعدی است که تجزیه و تحلیل های dc ،ac و گذرا را برای ادوات مبتنی بر مواد سیلی ، دو عنصری (دوتايي)، سه عنصری (سه تایی)، و چهار عنصری (چهار تایی) انجام می دهد. اطلس مشخصات و بهینه سازی ادوات نیمه هادی را برای طیف وسیعی از فن آوری ها، فراهم می کند. ادامه مطلب زیرنویس انگلیسی قسمت 1 و 2 اضافه شد
قسمت 2 اضافه شد
سریال کره ای همزاد – dual 2017

مشخصات سریال : عنوان ها : دوئل – همزاد – دوتايي – dual ژانر : جنایی ، هیجان انگیز سال انتشار : 2017 تعداد قسمت ها : 16 شبکه پخش : ocn جایگزین : tunnel بازیگران jung jae young
kim jung eun
خلاصه داستان : درباره ی یک کاراگاه که تصادفا درگیر یک پرونده میشه و باید دخترش که یده شده رو نجات بده
ادامه مطلب ...داد... (پ) :
...سلام علیکم... .
ایست بازرسی :
در حالیکه :
...م... .
رو تو دستم محکم گرفته بودم ، چهار انگشتی و شصتم روش ، رو
...مّ... .
ش :
سلام علیکم ... ر ... (الف) !
:"حالا" : کجا (ب) !؟
پاشم برم مرسوله رو به مقصد برسونم !
"حالا" : بشین مهمون داریم !
اومده یه شب پشت دروازه دوره . بچه های من از اول، هیییییچ وقت ک نخوردن. انقدر سخت بود وقتایی که گریه می ، با هیچ چیز ت نمی شدن. حالا از وقتی دختر شون به دنیا اومده و می بینن که دائم ک تو دهنشه ، اینا دوتايي عاشق و شیفته ک شدن /:
مثل همیشه مشغول بازی بودن و منم تو آشپزخونه مشغول کارام بودم. یه احظه احساس چیزی توی دهن گل دختره. صداش و گفتم: پی تو دهنته؟ با خوشحالی وصف نشدنی گفت: ببین چی درست کزدم (: واسه خودم ک ساختم خخخ خیلی بامزه بود ، هر چند که بی نهایت هم کثیف بود، معلوم نبود اون لوازم رو از کجا پیدا کرده /: این شما و این اختراع جوجه کوچولو (: 1/ عجله داشتم زود خونه ت ی کنم میدونستم مامانم از خونه تمیز شده انرژی میگیره خداروشکر همه جا برق میزنه. 2/ امروز جراحی دندون دارم خیلی خیلی استرس دارم تا چشممو باز استرس انگار بالا ی تختم وایستاده بود زودی اومد تو وجودم  3/ خیلی ید و کار دارم خداکنه به همش برسم . هم ید عیدی هم ید . برای تخلیه فشار در دوسمت یک عملگر به شیرهای اطمینان دوتايي نیاز است. هر دوی این شیرها به ح یک بلوک چند لایه ای ( ساندویچی) در بدنه شیر قرار گیرند. فشار خطوط کار ( b,a ) را می توان مستقیماً به تانک بالابر t (تخلیه راهگاهی) یا به سمت خط کار جهت مخالف (تخلیه ) هدایت کرد. کاربرد دیگر شیرهای. سلام
دلم گرفته همسرکم! آ تو نیستی که ببینی نوع دلتنگیهایم هم عوض شده،خودم را آپدیت ،دلتنگیهایم را نیز نیو ورژن! دلم برایت بگوید اخیرا از دیدن پروفایل یک دختر- از آن و پلنگ های روزگار - که تازگی ها مزین شده به سلفی های دوتايي و چه دوتايي هایی!...دلم گرفته. میدانم این دلیل محکمه پس. برای تخلیه فشار در دوسمت یک عملگر به شیرهای اطمینان دوتايي نیاز است. هر دوی این شیرها به ح یک بلوک چند لایه ای ( ساندویچی) در بدنه شیر قرار گیرند. فشار خطوط کار ( b,a ) را می توان مستقیماً به تانک بالابر t (تخلیه راهگاهی) یا به سمت خط کار جهت مخالف (تخلیه ) هدایت کرد. کاربرد دیگر شیرهای. خیلی لذت بخشه داشتن دوستای خوب و لذت بخش تر اینکه جاهای خوب به یادت باشن چند روز پیش با مریم نشسته بودیم و صحبت میکردیم که گوشی من زنگ خورد معصومه بود گفت روبروی گنبد آقا رضام دارن نقاره میزنن یاد تو افتادم گفتم بهت زنگ بزنم زدم رو آیفون و با نریم دوتايي زدیم زیر گریه و یه السلام علیک یا سلطان یا ابالحسن یا علی ابن موسی الرضایی از ته دل گفتیم و آروم گرفتیم... امشب که دلم به شدت گرفته بود نجمه زنگ زد حواسم نبود است هر تو جمکران یادی از من میکنه ...بعد تماسش بغضم ترکید و سبک شدم الهی هزاران مرتبه شکر چه خوبه که جاهای خوب یاد آدم میفتید... بخاطر داشتن دوستای خوب شکر
همکار قدیمی باباجلال از تهران با خانم ش آمده بودند یت که پنج شنبه باهاشون شب رفتیم سیتی سنتر دیره و تا نیمه شب آنجا بودیم. ماها را هم بردیم. تا شد امتحانات هفته ی آینده را آرش مرور کرد و ازش پرسیدم. وسط هاش دوتايي رفتیم کارفورِ امارات مال و ید هفتگی را انجام دادیم و برگشتیم. شنبه . تحقیق؛ گلسنگها 8ص لینک و ید پایین توضیحات فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: 8 مقدمه: گلسنگها، موجودات زنده دوتايي هستند و ریسه(تنه گیاهی که به دوقسمت ریشه و ساقه متمایز نشده است) از دو جزء قارچ و جلبک که به عنوان واحد مستقل می توانند زیست کنند، تشکیل شده است. چندین ه. برای تخلیه فشار در دوسمت یک عملگر به شیرهای اطمینان دوتايي نیاز است. هر دوی این شیرها به ح یک بلوک چند لایه ای ( ساندویچی) در بدنه شیر قرار گیرند. فشار خطوط کار ( b,a ) را می توان مستقیماً به تانک بالابر t (تخلیه راهگاهی) یا به سمت خط کار جهت مخالف (تخلیه ) هدایت کرد. کاربرد دیگر شیرهای. آداپتور فلنج تکاب اتصال آداپتور فلنج تکاب اتصال

آداپتور فلنج دوگانه شامل سه جزء است: یک بدنه، ا-رینگ گونه و حلقه شعاعی. این دستگاه از فولاد ضد زنگ 316 ساخته شده است و ا-رینگ ها از 90 نانومتر دوتايي ساخته شده اند. اجزای اضافی مورد استفاده برای مونتاژ آداپتورهای ادامه مطلب در آسمانم هرچه ابر بود چیدم، گذاشتم لای دفتر مشقت. به امید روزی که ببارند، دریا شوند. به امید روزی که دفترت را قایق کنیم، بندازیم در دریا، دوتايي برویم. من پارو بزنم تو آشپزی کنی. شب ها لم بدهیم وسط دفتر، زیر باران ستاره بشماریم. به امید روزی که من سیگارم را روشن کنم، تو زنگ بزنی پیتزا سفارش بدهی....
ناباورانه تر از هر ناباورانه ای, دفترت پروانه شد پرید. قایقمان را، ابرهایمان را پراند. همه مشقهایت رفت، هرچه بود بر باد رفت. لعنت بر پروانه، لعنت خدا بر دفترت، تف به امید.

+ با خودم فکر می یعنی .... ؟ کی خواهد بود که من ... + دلم .... میخواد ... .. .. آ ین بار این حس رو تو ماه رمضون پارسال داشتم... چه حس غریبی .. + متن از سهیل
هم اکنون که دارم براتون پست مینویسم ساعت ده و پنج دقیقه ی صبح روز 13 تیر 96 هست (نه بابا !!)این یعنی یه روز دیگه تا کنکور موندهدوروز کاری و یه روز بیکاری (پنجشنبه رو تا ظهر بیشتر درس نمیخونم و بقیه ی روز استراحت)حس خوبیه که بعد یه سال به زمان م نزدیکتر میشم ولی این دوروز برام مثل شکنجه میمونهدِ لامصب زودتر تموم شو برو پی کارت دیگه
=============================
+امروز یه وبلاگ جدیدو کشف . وبلاگ "ربولی حسن کور" !خاطرات قشنگی توش مینویسه (برای بیکارایی که دنبال وقت گذروندن هستن -مثل من- به شدت توصیه میشه)=============================
+بعد کنکور میخوام شیوه ی وبلاگ نوشتنمو عوض کنم و بیشتر از خاطراتم و اتفاقات و اشخاصی که اطرافم هستن بنویسم تا وبلاگم جنبه ی انتقال تجربه هم داشته باشه
=============================
+ با بچه های کلاس صحبت و فهمیدم خیلی هاشون همون شهید رجایی افتادنالان میترسم رفیقام بیوفتن کنار من و ازم تقلب بخوان!از طرفی سر جلسه که نمیتونم باهاشون حرف بزنم و توجیهشون کنم که اینجا کنکوره نه آزمون سنجش که بهشون برسونم و برام مهم نباشهقبل جلسه هم که فقط یه سلام بهشون میکنم و راهمو میکشم و میرم (نمیخوام قبل کنکور قاطی بحثای مس ه شون بشم و فکرم آشفته بشه)به مراقب هم نمیتونم بگم اینا ازم تقلب میخوان و تمرکز نمیذارن برام (رفیقامن . اگر بگم خیلی بد میشه)
باز اگر بقیه ی بچه ها باشن اصلا برام مهم نیست و بهشون بی اعتنایی میکنم ولی خب اصلا نمیتونم تمرکز داشته باشم تو اون ماجرا از طرفی یکی از دوستای صمیمیم هم افتاده تو همون حوزه که اگر اون بیوفته کنار دستم واقعا نمیتونم بی اعتنایی کنم بهش( نه اینکه نتونم . تونستنش رو میتونم ولی بعدش از دستم دلگیر میشه و چون خیلی بچه ی بامعرفتیه و میتونم بگم بهترین رفیقمه دلم نمیخواد اینجوری بشه)الان بدجور تحت فشارم که چه کنم با این ماجرامشکل اول رو میشه یجوری حلش کرد (قبل کنکور میتونم وقتی میرم قاطی جمعشون و سلام میکنم بهشون بفهمونم که از من خیری بهشون نمیرسه ولی باز به اون رفیقم نمیتونم چیزی بگم )به نظرتون چیکار کنم؟
=============================
با داداشم حرف زدم و گفتم بعد کنکور میخوام برم روستامونگفت خب منم میام : (خیر سرم میخواستم یه سفر تنهایی برم! تو عمرم تا حالا یه سفر هم نبوده که تنها برم سفر ولی خیلی دلم میخواد امتحانش کنم)(قبلا داداشم قول داده بود بعد کنکور یه تور کیش بفرسته منو ولی بعدا گفت بجای سفر کیش برات آکواریوم میگیرم و این بار هم قسمت نشد یه سفر تنهایی بریم)این به کنارزنگ زد که پسر هم همراه کنه باهامون و از اون هم دعوت کرد که بیا باهم بریم روستا از اونور هم بریم شمال : (نه من و نه داداشم تا حالا شمال نرفتیم )(خوب شد که پسرخالم مِن و مِن کرد و داداشم هم بعد قطع گفت از این آبی گرم نمیشه یا دوتايي میریم یا به اون یکی پسر میگیم که بعدش من بهش گفتم بهتره دوتايي بریم و گفت تا چهارشنبه خبرشون بهت میدم که دوتايي میریم یا ی هم همراهمون میاد : )
=============================
خب دیگه فعلا چیز دیگه ای به ذهنم نمیرسه فعلا خ ظ
سلامی چو بوی خوش آشنایی بدان مردم دیده ی روشنایی
درودی چو نور دل پارسایان بدان شمع خلوتگه پارسایی
نمی بینم از همدمان هیچ برجای دلم خون شد از غصه ساقی کجایی
ز کوی مغان رخ مگردان که آنجا فروشند مفتاح مشکل گشایی
عروس جهان گرچه در حد حسن است ز حد می برد شیوه ی بی وفایی
. 1)ایشان انگشتری داشتند که خیلی برایش عزیز بود. می گفت این انگشتر را یکی از دوستانش موقع شهادت از دست خود در آورده و دست ایشان کرده و در همان لحظه شهید شده است. ایشان وقتی به آبادان برای مأموریت می رود، این انگشتر را بالای طاقچه جا می گذرد و دربازگشت به ساری یادش می افتد که انگشتر بالای طاقچة جا مانده است. وقتی آمد خیلی ناراحت بود. گفتم: آقا چرا اینقدر دلگیری؟ گفت: وا.. انگشترِ بهترین عزیزم را در آبادان جا گذاشتم، اگر بیفتد و گم شود واقعاً سنگین تمام می شود.گفت: بیا امشب دوتايي زیارت عاشورا و دعای توسل بخوانیم شاید این انگشتر گم نشود یا از آن بالا نیفتد. ادامه مطلب 1)ایشان انگشتری داشتند که خیلی برایش عزیز بود. می گفت این انگشتر را یکی از دوستانش موقع شهادت از دست خود در آورده و دست ایشان کرده و در همان لحظه شهید شده است. ایشان وقتی به آبادان برای مأموریت می رود، این انگشتر را بالای طاقچه جا می گذرد و دربازگشت به ساری یادش می افتد که انگشتر بالای طاقچة جا مانده است. وقتی آمد خیلی ناراحت بود. گفتم: آقا چرا اینقدر دلگیری؟ گفت: وا.. انگشترِ بهترین عزیزم را در آبادان جا گذاشتم، اگر بیفتد و گم شود واقعاً سنگین تمام می شود.گفت: بیا امشب دوتايي زیارت عاشورا و دعای توسل بخوانیم شاید این انگشتر گم نشود یا از آن بالا نیفتد. ادامه مطلب 1)ایشان انگشتری داشتند که خیلی برایش عزیز بود. می گفت این انگشتر را یکی از دوستانش موقع شهادت از دست خود در آورده و دست ایشان کرده و در همان لحظه شهید شده است. ایشان وقتی به آبادان برای مأموریت می رود، این انگشتر را بالای طاقچه جا می گذرد و دربازگشت به ساری یادش می افتد که انگشتر بالای طاقچة جا مانده است. وقتی آمد خیلی ناراحت بود. گفتم: آقا چرا اینقدر دلگیری؟ گفت: وا.. انگشترِ بهترین عزیزم را در آبادان جا گذاشتم، اگر بیفتد و گم شود واقعاً سنگین تمام می شود.گفت: بیا امشب دوتايي زیارت عاشورا و دعای توسل بخوانیم شاید این انگشتر گم نشود یا از آن بالا نیفتد. ادامه مطلب 1)ایشان انگشتری داشتند که خیلی برایش عزیز بود. می گفت این انگشتر را یکی از دوستانش موقع شهادت از دست خود در آورده و دست ایشان کرده و در همان لحظه شهید شده است. ایشان وقتی به آبادان برای مأموریت می رود، این انگشتر را بالای طاقچه جا می گذرد و دربازگشت به ساری یادش می افتد که انگشتر بالای طاقچة جا مانده است. وقتی آمد خیلی ناراحت بود. گفتم: آقا چرا اینقدر دلگیری؟ گفت: وا.. انگشترِ بهترین عزیزم را در آبادان جا گذاشتم، اگر بیفتد و گم شود واقعاً سنگین تمام می شود.گفت: بیا امشب دوتايي زیارت عاشورا و دعای توسل بخوانیم شاید این انگشتر گم نشود یا از آن بالا نیفتد. ادامه مطلب 1)ایشان انگشتری داشتند که خیلی برایش عزیز بود. می گفت این انگشتر را یکی از دوستانش موقع شهادت از دست خود در آورده و دست ایشان کرده و در همان لحظه شهید شده است. ایشان وقتی به آبادان برای مأموریت می رود، این انگشتر را بالای طاقچه جا می گذرد و دربازگشت به ساری یادش می افتد که انگشتر بالای طاقچة جا مانده است. وقتی آمد خیلی ناراحت بود. گفتم: آقا چرا اینقدر دلگیری؟ گفت: وا.. انگشترِ بهترین عزیزم را در آبادان جا گذاشتم، اگر بیفتد و گم شود واقعاً سنگین تمام می شود.گفت: بیا امشب دوتايي زیارت عاشورا و دعای توسل بخوانیم شاید این انگشتر گم نشود یا از آن بالا نیفتد. ادامه مطلب 1)ایشان انگشتری داشتند که خیلی برایش عزیز بود. می گفت این انگشتر را یکی از دوستانش موقع شهادت از دست خود در آورده و دست ایشان کرده و در همان لحظه شهید شده است. ایشان وقتی به آبادان برای مأموریت می رود، این انگشتر را بالای طاقچه جا می گذرد و دربازگشت به ساری یادش می افتد که انگشتر بالای طاقچة جا مانده است. وقتی آمد خیلی ناراحت بود. گفتم: آقا چرا اینقدر دلگیری؟ گفت: وا.. انگشترِ بهترین عزیزم را در آبادان جا گذاشتم، اگر بیفتد و گم شود واقعاً سنگین تمام می شود.گفت: بیا امشب دوتايي زیارت عاشورا و دعای توسل بخوانیم شاید این انگشتر گم نشود یا از آن بالا نیفتد. ادامه مطلب 1)ایشان انگشتری داشتند که خیلی برایش عزیز بود. می گفت این انگشتر را یکی از دوستانش موقع شهادت از دست خود در آورده و دست ایشان کرده و در همان لحظه شهید شده است. ایشان وقتی به آبادان برای مأموریت می رود، این انگشتر را بالای طاقچه جا می گذرد و دربازگشت به ساری یادش می افتد که انگشتر بالای طاقچة جا مانده است. وقتی آمد خیلی ناراحت بود. گفتم: آقا چرا اینقدر دلگیری؟ گفت: وا.. انگشترِ بهترین عزیزم را در آبادان جا گذاشتم، اگر بیفتد و گم شود واقعاً سنگین تمام می شود.گفت: بیا امشب دوتايي زیارت عاشورا و دعای توسل بخوانیم شاید این انگشتر گم نشود یا از آن بالا نیفتد. ادامه مطلب مقاله درباره الگو سازی ترمودینامیکی از تعادل فاز ترکیبات چند تایی مقاله درباره الگوسازی ترمودینامیکی از تعادل فاز ترکیبات چندتایی دسته بندی فیزیک فرمت فایل doc حجم فایل 73 کیلو بایت تعداد صفحات فایل 32 دریافت فایل فروشنده فایل کد کاربری 4152 تمام فایل ها *مقاله درباره الگو سازی ت. مقاله جوشکاری بوسیله پرتو لیزر مقاله جوشکاری بوسیله پرتو لیزر دسته بندی پژوهش فرمت فایل doc حجم فایل 20 کیلو بایت تعداد صفحات فایل 23 مقاله جوشکاری بوسیله پرتو لیزر چکیده  درسالهای اخیر جوشکاری بوسیله پرتو لیزر یا جوشکاری بوسیله لیزرهای دوتايي به یک تکنیک متداول تبدیل گردید. اولین باری که گفت را یادم هست.تلفنی با کوچیکه اش حرف می زدم.بغلم بود.گوشی را که گذاشتم گفتم: مامان، بود.
تکرار کرد : عمی! اولین باری که گفت آقا داشتیم تلویزیون تماشا می کردیم.برای هزارمین بار به گمانم شیدا را پخش می کرد.روی تصویر پارسا پیروزفر گفتم: آقا!
تکرار کرد : آققا! " من .