دلنوشته های آیناز - اخبار روز

هرجا قدم میکذاری باید حواست باشد بیزارم از تمام مسئولیت هایی که ناخواسته بر شانه هایم فشار می اورند بیزارم از تمام بهترین لحظاتی که برای این مسئولیتها هدر رفت حوصله ی نوشتنم ندارم. فقط میدونم خیلی دلم پر این روزا از زندگی.... بعد از چهارده سال سیگارش را ترک کرده بود بهش گفتم چه حسی داری ؟ گفت حس نترسیدن حالا دیگه هر ی رو بخوام میتونم ترک کنم دلنوشته سیگار سیگار فاز سنگین فازخونه فاز غم فاز تنهایی فازسنگین فاز ج ع پرفایل سیگار و تنهایی گویند هزاران راز در باد پائیزی نهفته است .این راز از عطر گیسوان توستتویی که در پائیز گره باز میکنی از روسری تویی که پیدا میکنی گیسوان پنهانت را نه..!پاییز و بادش بهانه استراز عطر توست که افتخار همراهی را به پائیز میدهد دوست داشتن... زبان... زمان... راه... دلیل و نشانه نمی خواهد دوست داشتن... دل می خواهد ... و یک ... مثل بارش برف در طول یک شب زمستانی همه جا مثل سیل می ریزی، غرق می کنی... حس می کنم بو می کنم بدون آنکه ببینمت ، تا دم صبح لبهای تو را می بوسم درست مثل کام ِ آ ِ سیگار! کاش ماندنی بودی مثل میگرن مزمن من! " ارسلان کاویانی" دلنوشته: یادش بخیر بام تهران با تو پراز قرار بود و خاطره! حالا فقط .


منــــو میشناسن
میگن آدمِ حسیـــــنم
متولدِ تو محــرمِ حسیـــــنم
تو قیــــــامـــتم زیر پرچمِ حسیـــنم
تـــو نفست اعجازه
شــاهِ پر آوازه
نوکری واســـت دنیامونا میسازه
عشــق مــن
ای پــادشــه بی کـفن



امشب ساعت حدودا 9 بود که قرار بود با احسان بریم به ضبط یکی از دوستامون کمک کنیم وقتی رسیدیم دم در استودیو یه پتوی مچاله شده دیدم که ظاهرا یه نفر لاش خو ده بود...... (ادامه مطلب) ادامه مطلب **** ......حالا که امده ام .. عاشق برگشتم چه کم است فاصله ی عشق با قلب های کوچکمان ولی عجب دردی دارد این عشق، تازه دارم معنی عنوان دلنوشته هایم را درک میکنم: درد عاشقی من طاقت این درد را ندارم نمیدانم شاید بتوانم تحمل کنم ولی.. ولی دلم میخواهد زود تمام شود اگر نمیشود لااقل ی مرا تمام ک. صدایِ نفس هایِ دل اِشِ قَلبم به گوش میرسد...!! چشمانِ قلبم،پُر از شَبنم هایِ یخ زده در تنهاییست...!! دردِ ج ،گوش هایِ قلبم را می پیچاند و لحظاتِ سخت را در یادِ قلبم حَک میکند..!! هیچ نیست که بگوید دیگر ناااااایِ هیچ چیز را ندارم...!!! بانوجان ای کاش بودی تا برات لغت به لغت حرفهای ناگفته ی نگاهت را معنا کنم دانه دانه ی تار مویت را بسمارم و از لحظه لحطه صبر و بلند شدنش بردارم بانوجانم چه کنم ابن فراق و دوری را که سخت است این دوری و سختر از ان هجر و درد تو از فراق گمشه ات چه کنم با ابن درد این روزها گرفتارم ... چشمانم گرفتار دیدن ع هایت... گوشهایم گرفتار شنیدن صدایت... قلبم گرفتار عشقت ... اغوشم گرفتار اغوشت... ذهنم گرفتار فکرت ... و خلاصه همه گرفتار تو هستند و من هنوز مانده ام با این همه گرفتاری چگونه خود را بیابم ... در تو ؟ شاید ... mehdi.sh
از وبلاگنویسان اسکای قلم به دست خوبنویسی که مدتهاست ننوشته دعوت کرده به خوندن یک مطلب خوب [برای ] ... :[دلنوشته ای برای …..!فقط برای تو می نویسد قلم !اما دعا کن طاقت بیاورد و ذوب نشود از غمهایت !]
رجوع شود به این نشانی :
http://tasnimi-az-janateyar.kowsarblog.ir


دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست گفت با ما ن کز تو سلامت برخاست که شنیدی که در این بزم دمی خوش بنشست که نه در آ صحبت به ندامت برخاست شمع اگر زان لب خندان به زبان لافی زد پیش عشاق تو شب‌ها به غرامت برخاست در چمن باد بهاری ز کنار گل و سرو به هواداری آن عارض و قامت برخاست مست بگذش. شعور خدایا به نظرت این همه مغز برای آدمی زیاد نیست!؟ من به قربانت بروم نیم کره ی چپ کافی بود، نیمکره ی راست را شعور می دادی!! چون اساساً ی که بی شعور است دو نیمکره که هیچ، صد نیمکره مغز هم که داشته باشد توفیقی به حالش ندارد!! ادیب زاده قلـــــــــــ ✍ ــــــــــم اگرقلم بودم نه هرگزمی کشیدم نقش ناکامی،بدی، نامردی، سیاهی را!!! اگرمن یک قلم بودم نه هرگزمینوشتم مشق درد آلودگی، تلخی، اسیری، نابسامانی، و خواری را!!! قلم زبان و بیانعقل و معرفت انسانهاست.قلم بیان کننده فکر و شه و شخصیت صاحب قلم است.قلم زبان دوم انس. ای فَرمانروای عاااالم تو را به عِشقی که در وجودم کاشتی قَسم، خودت بُزرگش کن... نَگذار زمین بخورد و زانو هایش زَخمی شود.. این احساسم، کودکی بیش نیست.. خودت دستانش را بگیر و تا تی تا تی به سوی قله های شادی روانه اش کن.. مبادا گُم شود... راه خانه را هَنووووز از بَر نیست!! خُدایم، نِگهدا. ای فَرمانروای عاااالم تو را به عِشقی که در وجودم کاشتی قَسم، خودت بُزرگش کن... نَگذار زمین بخورد و زانو هایش زَخمی شود.. این احساسم، کودکی بیش نیست.. خودت دستانش را بگیر و تا تی تا تی به سوی قله های شادی روانه اش کن.. مبادا گُم شود... راه خانه را هَنووووز از بَر نیست!! خُدایم، نِگهدا. به محدثه میگم:محدثه خدا کنه من بمیرم حالم بده! میگهم:میناااااااااااا + امروز آیناز حجاب داشت......... آیناز......حجاب داشت..... ازش یک چیزی گرفتم گفت اینا که اصلا قابل خواهر مینا رو نداره؟در حدی نیست که قابل شما رو داشته باشه؟ .....نمی دونم یک چیزی تو این مایه ها! + از هر لحاظی که فکر می کنم. مولای من! میخواهم امروز با شما حرف بزنم چرا که اعتقاد دارم ،یَسْمَعونَ کَلامی،پس ای آقای مهربانی ها ! در آغار سلام علیکم،نه تنها از طرف من بلکه، عَنْ جَمیعٍ الْمومنینَ وَ المُومِنات،چرا که می دانم یُرَدَُون سْلامی.

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] دلنوشته نیست دست نوشته نیست گفته ها و نا گفته هایم نیست خط خطی های دلم است عجب هنریست شهادت را می گویم تقدیم به بی سر بنام ایزد دوست ای خدای خوب ومهربان!!!! همه وجودم از آنِ توست وهمۀ ی وجودم را از ی نشأت گرفتم که زندگیم را تأمین میکند وبرم توانایی می بخشد. ای خدای خوب ومهربان!!!! همه چیز را توبوجود آوردی وحضرت آدم را خلق کردی که باعث بوجود آمدن ما شود در روی زمین. اگر می توانستید در تلگرام با خدا سخن بگویید و دعا های خود را از خداوند بخواهید ، چه می گفتید و یا چه چیزی از خداوند درخواست می کردید؟
جهت شرکت در مسابقه به کانال تلگرام ما مراجعه کنید. مهلت ارسال دلنوشته ها و دعا ها ، 1396/04/31 می باشد. -- همراه با جایزه ارزشمند --
اطلاعیه! سلام. (این پست ،یک پست موقت بوده و به زودی حذف خواهدشد.) به زودی در قسمت "دلنوشته های اینجانب و جناب قلم" مطالب زیبایی را برایتان به اشتراک خواهم گذاشت. از اینکه باشکیبایی ولطف خود این وبلاگ را دنبال میکنید بسیار متشکرم. سپاس از حضور گرم شما عزیزان. ارادتمند شما مهتاب❤
مهربانی دعوتم نموده .. نمی دانم چه برای شب تقدیر، مقدرم نموده .. ای آقا، مولا و پدر ما، رضا جان .. من را راضی برگردان .. به مهربانی و رافتت ایمان دارم .. با کوله باری از امید اما به سختی بسویت می آیم .. در ماه ضیافت، ناامیدم برمگردان.. دلنوشته من در آستانه سفر به کوی دوست، مشهد مقدس .. هیچ صفحه‌ای نمی تواند در فضای مجازی زندگی شما را متحول کند و اگر ی چنین ادعایی دارد باید در دانشش تردید کرد. فرهنگ با خواندن چند جمله از یک رمان یا تغییر نمی کند. با خواندن ع نوشته و دلنوشته یا جملات قصار با سواد نخواهیم شد. دانش حقیقی از مطالعه ، تحقیق و چالش ذهنی حاصل می شود. بسم الله حسین دهقان دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح امروز در دیدار با شهید زنده لرستان متنی نوشته که در زیر آمده است. ادامه مطلب کانال عاشقانه های ناب ع نوشته های عاشقانه و ناب
دلنوشته های زیبا
اهل دلی بیا تو
لینک کانال و جوین : تلگرام غمگ ـــــین تریــن روز زندگی ما انسانها روزیست که احساس می کنیم با ارزشترین موجود زندگیمون میخواد به نبودنمون عادت کنه غمگینxاحساسxدلنوشته زندگیxبا ارزش ترین موجود زندگیمونxزندگی ما انسانهاxشخص موجود در زندگیمونxدالنوشتهxفاز خونهxdelneveshtexفاز ج x من برادری دارم که مهجور جسمی حرکتی شدید هست. ۶ساله مادرم فوت کرد و دوتا خواهرام بخاطردوری مسافت راه و نبود امکانت مسئولیتی قبول ن د. من با توافق شوهرم مسئولیت اون رو به عهده گرفتم. ولی خوب میدانید که نگهداری از این افراد کاربسیار دشواریست و هزینه بر
و اون هیچ حقوقی هم نداره. اد. با شماره ایرانسلم اکانت ساختم! برو ببین چ !! ی نگاهی ب اکانته بنداز! شماره مو ک حفظی... نه؟؟ اخه تو تلگرام نداریش... کلا حذفش کردی... ولی شاید حفظش باشی هنوزم... اخه من هرسه تا شماره تو حفظم... اگرم یادت نیست @sinmimre0251 ای دی... شماره هم همو یادت نباشه بهتره.... دنیا اگر هزار بار مرگت را تسبیح کند، باز هم نمی گذارم زمین پتوی سنگی برویت بکشد....، نترس ....، مرگ تنها وقفه ای ابلهانه است ، شبیه ص که از تصویر جا مانده ؛ ص که میدود تا لبهای تصویر خاک گرفته اش را دوباره از آنِ خود کند .

#سپهر_عسگری #پستمدرن #پست_مدرنیسم #دلنوشته دنیا اگر هزار بار مرگت را تسبیح کند، باز هم نمی گذارم زمین پتوی سنگی برویت بکشد....، نترس ....، مرگ تنها وقفه ای ابلهانه است ، شبیه ص که از تصویر جا مانده ؛ ص که میدود تا لبهای تصویر خاک گرفته اش را دوباره از آنِ خود کند .

#سپهر_عسگری #پستمدرن #پست_مدرنیسم #دلنوشته گرچه "ماشین نوشته"ها در گذشته بیش تر باب بوده است، ولی هنوز بسیاری از رانندگان کامیون، اتوبوس، وانت بار و تا ی برای گفتن حرف های دل خود به این روش وفادار هستند و از پیام های نهفته در دل این نوشته ها، گاهی اشک به چشم می آورد و گاهی لبخند بر لب. باد داشت مرا با خود می برد من از تماشای یاران حسین (ع) با دشمنان خود می جنگیدند . خیلی ناراحت بودم که من هم پیش آنها نیستم و نجنگیدم کاش من هم مثل آنها که آدم هستند و من یک پرچم در هوا .من هم دوست دارم مثل آنها آدم بودم و می جنگیدم . روزگار به سختی می گذرد... ولی میگذرد... خدایا با اون اتفاقی ک سر امتحان مقاومت افتاد حس میکنم دیگه دستتو حس نمیکنم... یا منو بیشتر هل بده رو ب جلو یا روزهاتو هل بده زودتر بگذرن... خدایا داره سخت میگذره بهم ... ممنون ک بهم حال دادی امشب زیر بارون باهات قدم بزنم... (حس بعد ی عالمه غر زدن ل.     " جام جم " _شکر[email protected]آ ین شکر سال را که میخواندم اشکهایم حرفهای زیادی داشتند..✨شکر بودن خدای مشترکمان را✨شکر داشتنت را✨ شکر همدل بودنت را✨شکر مهربانیت را✨ و سال را با شکر داشتن تو عزیزترین عشق زمینی تحویل بهار دادم تا جانی تازه بگیرد
آری..بهار را می گویمتا عشقمان وساطت کند روییدن شک. در حسرت گذشته ماندن چیزی جز از دست دادن امروز نیست تو فقط یکبار بیست ساله خواهی بود یکبار سی ساله یکبار چهل ساله و یکبار هفتاد ساله در هر سنی که هستی روزهایی بی نظیر را تجربه می کنی هر روز از عمر تو زیباست به شرط آنکه زندگی را بلد باشی! من در شهری زندگی می کنم که یکی از معروف ترین سمفونی های موزارت را روی دنده عقب وانت می گذارند!..... (ادامه مطلب ) ادامه مطلب خدایـــــــــــــااااا.... تو بی هوا نوازشم کن از سلام گرگها میترسم..... تو ک باشی خیالم راحته ک ی هست بی توقع بی منت هوامو داره............. دنیای ترسناکی شده خداجونم.... تو نگام کن دلمو با نگات زیرو رو کن قول بده خداجونم قول بده ک تنهام نذاری میترسم از تنهایی های بی تو حالم از همه آدما ب.