دلنوشته های آیناز - اخبار روز

«حالم خوب و است و سرم گرم ...» چه تظاهر مز فیست خوب بودن ؛ نمی توانم خوب باشم هنگامی که همه چیز نبودن تو را بر سرم فریاد میکشند ؛ نمی توانم خوب باشم هنگامی که نمیدانم حال تو را ... نمی توانم خوب باشم ... بلکه مجبورم خوب باشم ... سلام اسمم باران ۲۰ سالمه ن تهران ی خواهر خوشگل دارم اسمش بهنازه ۲۶ سالشه ازدواج کرده ی دختر هم داره با ممن بابام زندگی میکنم و خعلی عاشقشونم این وبلاگ رو واس دلم، ثبت خاطراتم و دلنوشته هام درست هرکی نوشته هامو خوند هیچ جا قضاوت نکنه چون همه چیز رو نمیشه بیان کرد با تچکر همه هر روز صبح می رسند .. ماشین ها به پارکینگ ، کارگرها به کار ، آفتابگردان ها به خورشید ، میوه ها به فصل ! کفش ها به راه می افتند دست ها به کار دانشجوها مثل همیشه به هیچ می رسند چراغ ها به قرمز ، پلاک ها به بن بست ، راهها به چاه دلها می ریزند اشک ها هم .... روز مثل هر روز به شب می رسد دی. دوستم بدار روزهابرایت خورشید و شبها ماه می شوم تو فقط دوستم بدار در کویر دلتنگی ات باران دلخوشی می شوم تو فقط دوستم بدار به خاطرت از پل غیر ممکن ها گذر می کنم تو فقط دوستم بدار دلنوشته برگردیم به زمان هاى قدیم به ما تکنولوژى نیامده ،جانم... برایت نامه مینوسم! از مبدأ معلوم، به مقصدِ نا معلوم... عزیزِ جانم؛ سلام کلام را کوتاه میکنم! ملالى نیست جز دلتنگى هاى هر شب و مرورِ تمامِ خاطراتى که اى کاش از ذهنَت پاک نشده باشد! همین! دلتنگِ تو: من آرایِشگَر گُفٺـ: بِفَرما شادومـــــاد راضے هستی? جَواڹ با نوعـے حَسرَٺـُ دِلـــــخـورے نِگـاهے بہ آیِنہ کَردُ گُفٺـ: خوبہ دَستِتـ دَرد نَکُنِہ وَلی آهِ بُلَندے کِشـیدُ گُفتـ: حالا هَمَشـو اَز تہ بِزَڹ خواستَمـ بِبینَمــــ اَگِہ اِمشَبـ بہ جاےِ اوڹ مَن دومـاد بودَمـ چہ شِک. پر شده نصف صفحات دفترم از خطهای ممتد نبودنت گمان کنم دیوانه گشته ام از فراق دور بودنت البته تو به شکلیو.. و من به شکلی.. فجیعتر باور نمی کنی به دور و برت نگاه کن!؟ مرا میبینی؟ نه! تو ای مخاطب خاص دلنوشته های تنهایی ام در را باز کن از راه دور و دراز شبهای تنهایی ام تورا در باورهای خو. با عرض سلام وادب خدمت دوستان عزیز به نقل از دوستم: « برای شروع ، باید شروع کرد.» من هم از امروز می خواهم شروع کنم به نوشتن تجربیاتم در زمینه های مختلفی که کار و گاهی هم دلنوشته هایم!!!!! امیدوارم مطالب این وبلاگ برای شما عزیز مفید و پر فایده باشد ان شاالله میگ میگ چت,چت میگ میگ , چت روم میگ میگ , چت روم فارسی میگ میگ , چت روم انلاین میگ میگ , چت روم میگ میگ میگ میگ چت,چتروم میگ میگ چت , چتروم فارسی میگ میگ چت,چتروم میگ میگ میگ میگ چت, بنر های میگ میگ چت,ادرس جدید میگ میگ چت , ادرس بدون میگ میگ چت,ادرس یاب میگ میگ چت,وبلاگ میگ میگ چت, وب سایت . این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد رمز عبور می توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید] این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد رمز عبور می توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید] این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد رمز عبور می توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید] این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد رمز عبور می توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید] این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد رمز عبور می توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید] از همانجایی شروع کن که آوارت د مثل درختی که از جای زخم تبر از او حوانه می روید از همان نقطه شروع کن ... از حفره نداشته هایت شروع کن پُرش کن از توانایی هایت ... تا مرز شگفتی تو می توانی باید بتوانی چون نام تو زن است . نسرین بهجتی دلنوشته باسمه تعالی دانشجوی سال اول معارف ی و مدیریت صادق هستم بعد از سفر اربعین به این فکر افتادم که خادمی هم تجربه کنم. خصوصا با تعریفاتی که بچه های سال بالای از این فضای معنوی می د... از خدا خواستم برای سال اول دوران دانشجویی بتوانم به و مادرانشان خدمت کنم ادامه مطلب جهت ورود به چت روم ایناز کلیک کنید

جهت ورود به چت روم ایناز کلیک کنید

جهت ورود به چت روم ایناز کلیک کنید

جهت ورود به چت روم ایناز کلیک کنید

جهت ورود به چت روم ایناز کلیک کنید

جهت ورود به چت روم ایناز کلیک کنید












ایناز چت د. پیام تبریک خادمین واعضای شعبه ی والفجر به جناب آقای احسان حبیبی دبیرکل محترم جمعیت طلوع رهایی رستا به مناسبت هشتمین سالروز رهایی ایشان


ادامه مطلب به واژهها ماس میکنم رهاشوندوحجم دلتنگی روزهای مراب تو برسانند.حریفشان نمی شوم که نمیشوم واژه ها هم چله نشینند... حکایت ما وحسین "ع"حکایت عطش است و اب حسابش رو ...اب نبود... قصه این های سرب گریبان ماوتوام حکایتی ست...ن اینکه عادت کرده باشیم ب نبودنت خداان روز رانیاورد... گاهی فقط کمی . گلی دیدم در بستر خاک
در بیابان زیر خاشاک
ابری آمد و سایه افکند بر سر او
باران رحمت بارید بر سر او
بادی آمد ابر را کنار زد
خورشید آمد رنگین کمان زد
خورشید رفت و آفتاب غروب کرد
شب رفت و آفتاب طلوع کرد
روزها گذشت و دنیا به وفا نکرد

دلنوشته ای از:
علی اکبر عجم اکرام. بسم الله الرحمن الرحیم با نام و یاد خدا شروع می کنم خیلی وفته دوست دارم بنویسم، اما متاسفانه نه وقتش و داشتم نه قدرت نوشتن الانم قدرت نوشتن ندارم و نویسنده قهاری نیستم ولی خب سعی میکنم دلنوشته هامو بنویسم برای خودم حداقل ثبت شده بمونه یا حق امروز می رم آموزش رانندگی اگر چه اصلا حوصله کلاساشو ندارم .. مجبورم که برم، این ترم برای کارام خیلی اذیت می شدم .. وای خدای من این دو هفته آموزشی رو زود بگذرون .. بعضی کارا رو حتی اگر بدت بیاد باید انجام بدی، چون منافع زیادی داره .. منم دلم را به همینش خوش .. دلنوشته من از دوست نداشتن. من در جایی زندگی میکنم که اگر فردی بی احساس باشی در پاییز که به اینجا بیایی این فصل رویایی و این باغ تو را به اوج احساس میرساند تورا به اوج عاشقی میرساند تو را به اوج مهر و محبت میرساند تو را به اوج خوشبختی و لذت زندگی میرساند #دلنوشته پاییزی زیادی خوب بودن،خوب نیست زیادکه خوب باشی دیده نمیشوی میشوی مثل شیشه تمیز ی شیشه تمیز را نمیبیند همه بجای شیشه،منظره بیرون را میبینند یه وقتایی بدباش تا بدونن خوب بودن وظیفه نیست مرامو معرفته سلام بر همه دوستان و دنبال کنندگان این وبلاگ اینجانب وبلاگ دوم خودمم تاسیس دوست دارم به این وبلاگ سر بزنید واز دلنوشته ها استفاده کنید در ضمن همتون اونجام دنبال شدید لطف کنید منم دنبال کنید lovenevesht.blog.ir دلمان بسی تنگ شد برای این فضا و دلنوشته هایمان در آن ... این محیط بود که به من کمک کرد تا خودم را در یابم و بفهمم استعداد نویسندگی دارم با استعدادی که سالها خاموش بود و با نظرات آن همراهان پیج رشد پیدا کرد از داستانک تا رمان ... حالا کانال تلگرام برایم راه اندازی کرده اند و نوشته ها. اختتامیه ی دومین دوره ی همایش استانی "از سفر تا صفر" یکشنبه 15 آذرماه 94 با حضور جناب محمدعلی مجاهدی و جناب آقای سید حمیدرضا برقعی و مدیران و کارشناسان فرهنگی های استان به همت انجمن زبان و ادبیات فارسی پردیس خواهران در تالار شیخ مفید قم برگزار شد. در ابتدای مراسم فولادی، رئیس دان. میشه ت موند. گاهی هم میشه در اوج غم و اندوه ,خندید اما یه وقتایی جلوی یه اشخاصی دستت رو میشه اونوقتا اون بعضیا چنان میشناسنت و به قلب و روحت وارد میشن که نمیشه پیچوندشون اون ادما رو نباس راحت از دست داد اونایی که وقتی پر دردی و داری میخندی بهت میگن مشتی منو نپیچون ... بهت میگن :خودت. عشق راباخون خودکردی تومعناای سعید خویش رابردی به اوج عرش اعلا؛ای سعید زندگی تسلیم توشدمرگ خالی ازعدم زنده ترازتونمیبینم به دنیا؛ای سعید تقدیم به برادرشهیدم (سعید خواجه صالحانی) دلنوشته ازبرادر(یعقوب) @molazemanharam69 ماندگار : از میان ِ همه ی نگاه های پژمرده  پلک گشودم ،  همچون دریچه ایی از نگاهی تاریک به منظره ی نور ، مهر : بی سبب نیست چشمانت ایی برای پ ر زدن  بی قراری هایم دارد نسیم سحر چشمانت  ... فاجعه ی عشق در سر دارد در روز مورخ 15/4/95 به مناسبت روز قلم نسشتی گروهی بااعضا نوجوان دختر به همراه مربی ادبی ودعوت از دبیر انجمن نویسندگان شهرستان مشک برگزار گردید در این برنامه اعضا دلنوشته های خود را خواندن ومتن های انها توسط مربی ودبیر انجمن نویسندگان مورد نقد وبررسی قرار میگرفت . از دل نوشته های خودم تقدیمی ب شما ..... ........ ........ ...... ........ شب بود و سکوتی پر از خفقان... گلوی شهر را چنگ میزد ... همه خود را ب خواب زده بودند ،،و غرق در فکر وخیال، ساعات متوالی در یاد خاطرات می گذشت ، خاطرات به طعم عسل ما، در مزه ی تلخ زمان حل میشد . وباز هم داغیه های سیلی دنیا ....گوشه ی گ. چه سخت است از دست دادن عزیز ، آن هم عزیزی که عمری جز محبت از او چیزی ندیدی
عمو جان برای همیشه در قلب و یاد ما زنده خواهی بود ، تو که با صبر ایوبی خود در برابر بیماری هرگز گله و شکایت نکردی و در اوج درد فقط از روی قطرات اشکی که از گوشه چشمت سرازیر می شد می شد فهمید که که چه درد جانکا. شب بود و سکوتی پر از خَفَقان... گَلوی شهر را چَنگ میزد... همه خود را به خواب زده بودند... و غرق در فکر و خیال... ساعات متوالی در یادِ خاطرات می گذشت... خاطراتِ به طعمِ عسلِ ما، در مزه یِ تلخِ زمانه حل میشد... و باز هم داغیه جایِ سیلیِ دنیا... گوشه ی گونه را آتش میزد... تحملم به دست خدا زیاد . ، اولین اقدامش این بود که پای جک و جونورهای جاسوس را به بهانه طرح منحوس و «فولبرایت» به ایران عزیزمون باز کرد! طرحی که برای تربیت ان آینده جهان در طراحی شده! از همه جا تونستنه بودند جذب کنند الا ایران! که از داد 94 به این طرف، به راحتی به های ایران سفر میکنند و شناسایی میکنند و جذب. متن اس ام اس پیام تبریک ولادت حضرت زینب  (س)و روز پرستار (15 بهمن 95) +ع  دلنوشته متن تبریک ولادت حضرت زینب,  اس ام اس جدید روز پرستار سال 95,ع نوشته میلاد حضرت زینب برای تلگرام ,روز پرستار سال 95 چه روزی است؟, پیامک روز پرستار 95,پیام تبریک روز پرستار,تاریخ روز پرستار سا. عکاس شخصی آیت الله هاشمی(ره) در اولین روز جشن پیروزی انقلاب ی بدون حضور ایشان، دلنویشته ای را خطاب به این یار دیرین و انقلاب منتشر کرد. ما می گوییم «خدمت سربازی» و راحت ازش عبور می کنیم و به هیچ وجه متوجه حجم انبوه اندوهی که پشت این کلمه است نمی شویم. باید به خدمت سربازی بروی تا بفهمی غم غربت پادگان در شب اول که همه و همه جا برایت غریبه اند یعنی چه، باید به خدمت سربازی بیایی تا بفهمی چه حالی دارد کیلومترها از خان. شبیه همۀ قرارهای ش ته ات؛ ش ته ام و روزی یک پاکت درد می کشم! آنقدر که تیتر اول حرف هایم بوی دود می دهد... هرشب رو به پنجره پنجره ای که رو به دریاست خود کشی می کنم! همیشه همه چیز همانطور نمی شود که همه می خواهند! " ارسلان کاویانی" دلنوشته: همه چیز از دست رفت برای یک "هیچ" طولانی... برگرفت. آسمان را بنگر که هنوز بعد از هزاران شب و روز همچون روز نخست گرم و آبی و پر از مهر به ما میخندد یا زمینی را که دلش از سردی خزان نه ش ت نه گرفت بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امیدکشید . در آغاز بهار دشتی از یاس سپید زیر پاهایمان ریخت تا بگوید:هنوز پر از امینت و احساس خداست پس خوب .