دلتنگی های من - اخبار روز

دلتنگی...     دست من کوتاه از دیدار توست قلب من اما همیشه یاد توست موزیک زیبا و احساسی دلتنگی از حسین فرد بزودی از همین سایت و کانال تلگرام شخصی آدرس کانال تلگرام: telegram.me/hosseinfard96 دلمان که تنگ ی میشود چشم هایمان را به خیلی چیزها میبندیم و خیلی های دیگر را فراموش میکنیم و تا آنجا که میشود به ی فکر میکنیم که دلتنگش هستیم ... من دلتنگی را دیدم که چشم هایش را به زندگی اش بسته بود و نفس کشیدن را فراموش کرده بود ... شعرهای کوتاه علی صادقی پری - اشعار علی صادقی پری شاید دلتنگی ،
صادقانه ترین پیام دوست داشتن بود،
وقتی نبودنت
مرا به مسلخ تنهایی برد.
علی صادقی پری شعر کوتاه عاشقانه،مینی شعر،شعر کوتاه زیبا،عاشقانه های کوتاه،شعر کوتاه دلتنگی،شعر کوتاه غمگین،شعر پر معنا و کوتاه،شعر پر محتوا بهار وعده زمستان سرد بود
و من به امید شکوفه های لبخند تو
با زمستان ساختم
تو آمدی ...
من ماندم ...
بهار متولد شد.
علی صادقی پری شعر کوتاه عاشقانه،مینی شعر،شعر کوتاه زیبا،عاشقانه های کوتاه،شعر کوتاه دلتنگی،شعر کوتاه غمگین،شعر پر معنا و کوتاه،شعر پر محتوا
در کتاب زندگی
عشق پاراگرافی کوتاه بود
نقطه سر خط.
علی صادقی پری

شعر کوتاه عاشقانه،مینی شعر،شعر کوتاه زیبا،عاشقانه های کوتاه،شعر کوتاه دلتنگی،شعر کوتاه غمگین،شعر پر معنا و کوتاه،شعر پر محتوا
عشق
مجالی اجتناب ناپذیر بود
وقتی تمام سالهای بی تو
به سردی گذشت.
علی صادقی پری شعر کوتاه عاشقانه،مینی شعر،شعر کوتاه زیبا،عاشقانه های کوتاه،شعر کوتاه دلتنگی،شعر کوتاه غمگین،شعر پر معنا و کوتاه،شعر پر محتوا
از سلام من
تا "تا دوباره" های تو
قرن ها سپری می شود
قسم به قلب مهجورم
تو فاتح تمام لحظه هایی
علی صادقی پری بدترین چیزی که میتونه توزندگی ی پیش بیاداینه که اونی که ادعامیکنه دوست داره بهت تهمت بزنه حرف هایی بزنه که شایدبعدشم پشیمون بشه ولی اون حرفهاهیچ وقت ازذهنت بیرون نمیره دلم برایت تنگ است خدا! من آنقدر عارف نیستم که تو را با چشم دل ببینم! میشود بیایی اینجا؟ مقابلِ من! من نگاهت کنم و بمیرم! چرا تو را در زندگی ام کم دارم؟ تو در همه جا هستی و من عاجز از لمس وجودِ خ ت... من تو را میخواهم... دلتنگ تو ام خدای خوبم... آهنگ محمد زند ی به نام دلتنگی با و کیفیت ۳۲۰ آهنگ ترانه سرا: مهدی ایوبی / اهنگ ساز: علیرضا افکاری / تنظیم کننده: مجتبی اسد پور
new song by mohammad zand vakili deltangi
 آهنگ محمد زند ی به نام دلتنگی
ادامه مطلب
دلتنگی که دست خود آدم نیست ، جانم دل است دیگر... گاهی تنگ می شود . گاهی فُرو می ریزد . گاهی آن قدر خودش را می گیرد که غروب در مقابلش کم می آورد . گاهی هم با شنیدن اسمت آنچنان می تپد که به نفس نفس می اندازد مرا . دل که زبان آدمیزاد نمی فهمد عزیز من که اگر می فهمید من هیچ وقت عاشقِ مردی چون تو نمی شدم حضرتِ یار... #مونا_واعظی
دلم برایت تنگ شده» های این روزها، با همه ی دلتنگی های دهه شصتی و هفتادی فرق دارد این روزها دلتنگی آدمها پنهان شده اند پشت تمام ع های پروفایلشان، این روزها جنس دعاها هم عوض شده،کاش انلاین باشدهایت زیاد میشود... و به برکت این فضای مجازی، چشمهایت کم سوتر... این روزها زمان تو را پیر ن. اگر می شد برایت می نوشتم روزهایم را و سهم چشم هایم را،سکوتم را ،صدایم را اگر می شد برای دیدنت دل دل نمی اگر میشد که افسار دلم را ول نمی دلم را می نشانم جای یک دلتنگی ساده کنار اتفاقی که شبی ناخوانده افتاده همیشه بت پرستم , بت پرستی سخت وابسته خدایش رارهاکرده به چشمان تودل بسته تو. ما همیشه حال بد داریم. همیشه چیزی هست که آنقدر که باید خوب نیست. و ما را تا ته چاه بی روزن خود فرو میبرد... ای کاش سرم دو نیم میشد و تمام محتویاتش بیرون می ریخت... شاید حتی خودم مغزم را لِه می . در نهایت هیچ "من" نیست، هیچ "تو" نیست... اگر ی بزرگترین دلتنگی را تحمل کند، بعد از آن چه میشود؟. این روز ها قرار است زندگی جدیدی را تجربه کنم... با تمام پستی ها و بلندی هایش ، با تمام غربت ها و دلتنگی هایش، با بغض ها و گریه هایش ، با سختی ها و تجربه هایش ، با ... زندگی دانشجویی ... آن هم از نوع خوابگاهی اش ... زندگی ای که مستقل شدن، بزرگ شدن و رشد را با سختی ها و دلتنگی ها و غریبی های. گفتنی نیست ولی بی تو کماکان در من نفسی هست دلی هست ولی جانی نیست...! ......................................................................................................................................... بابایی گلی من ،از تو برای من فقط یه عشق مونده که نمی دونم با دلتنگی هاش چیکار کنم؟ هر روز بزرگتر میشه و بیشتر بهونه اتو میگیره ،هر روز ب. روزها بدجنس شده اند ! از شنبه اش بگیر تا پنج شنبه دلتنگی ها را قایم می کنند آن وقت شب ها در دل تاریکی یواشکی دست به دست می کنند آن ها را بیچاره ! صبح که بیدار می شود می بیند تمام خانه اش تلنبار شده از دلتنگی بغض می کند از همان اول صبح اش .................................................................................... گاه دلتنگ می شوم
دلتنگ تر از همه
گوشه ای مینشینم و
حسرتها را مرور می کنم

نمیدانم کدام خواهش را نشنیدم و
به کدامین دلتنگ ها خندیدم
که
دلتنگ ترینم ...

متاسفم اما دیگه اون همه دوست ذاشتن و دلتنگی و عشق نتونست بچربه چون من و دلتنگی هام و عشقم دیگه خسته شدیم  می فهمی خستگی یعنی چی؟؟؟ خستگی یعنی هزار بار دور باطل زدند و هربار فهمیدن که بقیه مهم ترند  دلتنگی خالی این فصل سایه ها، یاد خیال فراموش شده ای را زنده میکند. --------------------------------------------------- دنی. روزای بارونی، تیکه هایی از یه احساس گم شده تو من زنده میشه. فکر کنم همه مون همین طوری باشیم. یه احساس قدیمی، که هیچ وقت درست نفهمیدی مال کدوم خاطره یا اتفاقه. چیزی که عجیبه، اینه ک. نگاه می کردی به ما وما به تو. .. چشمت نگران ما بود وما نگران تو ... روزهای سختی را می گذر وما سخت تر . .. می رفتی ودلوابس ما بودی وما دلتنگ تو ... دلتنگی را چاره ای نبود جز اشک ... دیده ها خشک شد و دلتنگی ها تازه تر .. گریستن آ ین راه ما بود ورسیدن آ ین راه تو .. هر چه داشتیم نزد خدا به ودیعه گ. نگاهت کافیست تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم تو همیشه دعوتی ، راس ساعت دلتنگی . . . ! . . . . من وجودم به تو مدیون و دلم مامن توست آرزویم نظری روی تو و دیدن توست من اگر دور ز تو هستم و دلتنگ شدم با صدای خوش تو غرق در آهنگ شدم . . . . . . . هرچه دلتنگی هست ، حرفهایی که گره در گره است تو بیا تا به . تازه مگه چند ساعته رفتی که دلم اینقدر سراغتو میگیره داداشی علی¿¿¿¿¿!!!!!!

:"(

+پادگان و باز هم برگشت یک سربازی
+ داداش علی و عشق ریحانِ آبجی
+ پایان موقت مس ه بازی و شروع دائم دلتنگی
آهنگ محسن چاوشی دلتنگی
mohsen chavoshi deltangi آهنگ محسن چاوشی بنام دلتنگی یاره قشنگه دلم بیا که تنگه دلم تا کی با دلتنگی باید بجنگه دلم ترانه : ارجینی + موزیک : محسن چاوشی تنظیم : محمدرضا آهاری  آهنگ محسن چاوشی دلتنگی ادامه مطلب اینکه لباس کوچکی به رنگ سبز کمرنگ و رنگ پریده ای از تورا هی میبویم و هی اشک حلقه میزند در چشمانم یا اینکه موقع خواب در تاریکی تمام ذهنم سمت تو میرود و مدام قلبم تورا میخواهد و بیقرارم میکند و نمیگذارد آرام باشم و گاهی با اشک های تازه ریخته شده به خواب بروم و فردا صبح هر چه میبینم. آهنگ احسان تهرانچی دلتنگی
ehsan tehranchi deltangi آهنگ احسان تهرانچی بنام دلتنگی این دل تنگم می خونم واسه دو تا چشمای تو دل دیوونه ی من می خواد تنها با تو بمونه تو نرو  آهنگ احسان تهرانچی دلتنگی ادامه مطلب همیشه سکوت برایم حریری از آرامش بود که لحظاتی بر پنجره ی ذهن کشیده میشد تا گیسوان شه را شانه ی نظم زده و بیت بیت ردیف کند ترانه ی دل را درهوای بهاری چشمها ، در کنار جوی زلال نگاه تا آیینه ی امروز را به  فکر گذر، غبار آشفتگی بر گیرم و پنجره ی فردا را به شوق ترنم بهار بگشایم .. سکو. image result for ‫دلتنگی‬‎سلام!حالم من خوب نیست. دیدی که برخلاف معمول نوشته ام؟ نکنه که تو هم انتظار داشتی تا پس از سرآغاز یک نامه دلتنگی حالم خوب باشد. شاید توکلم به خدای عزیز کمتر از پیش شده یا خیالی که سر تا پای جسم و جانم را فراگرفته مبعوث این احساس دلتنگی است. اما اگر بدون حدس و گمان هایت جرات کنی و از من بپرسی، من صادقانه به تو میگویم که فقدان حضور ی که به او دلبسته ام، مرا به چنین ماتمی دچار کرده است. حال من خوب نیست. احساس میکنم گلویم فشرده شده است و کمی از شدت دردِ رگ گردنم، که ضربان ها را احساس میکنم به ستوه آمده ام. چشم هایم مرطوب شده اند و انگار چیزی دایره شکل در مرکز هنجره ام قفل شده است. داغ است. گرم است و خیلی هم سنگین! تا پیش از این من فکر می که خورشید گرم ترین نقطه این هستی باشد اما اکنون متوجه ام که این هم مثل هرچیز دیگری در این جهان، تنها یک خیال اشتباه بود. ادامه مطلب به تجربه دیگر به من ثابت شده که دلتنگی برای منِ بی تو دلیلش در وصف من است، «بی تو بودن». هربار به این بی تو بودن چشمم می افتد، دلتنگی اجتناب ناپذیر است و هر وقت حواسم از این بی تو بودن پرت شود دمی آسوده ام. و مدام بین این دو حال در نوسانم، بی هیچ نظمی، بی هیچ قاعده ای. نمیدانم، شاید . به تجربه دیگر به من ثابت شده که دلتنگی برای منِ بی تو دلیلش در وصف من است، «بی تو بودن». هربار به این بی تو بودن چشمم می افتد، دلتنگی اجتناب ناپذیر است و هر وقت حواسم از این بی تو بودن پرت شود دمی آسوده ام. و مدام بین این دو حال در نوسانم، بی هیچ نظمی، بی هیچ قاعده ای. نمیدانم، شاید . دلم عجیب هوس کرده که دلتنگ ی باشه که لحظه شماری کنه برای دیدن ی که از شدت دلتنگی بره آلبوم هارو ورق بزنه و دنبال ع اش باشه نمیدونم چرا هرچی بزرگتر میشم دلم کمتر تنگ میشه برای آدما حالا این خوبه یا بد رو نمیدونم ولی هرچی هست من دوست ندارم اینجوری بشم:/ سلام مرد من :)) خیلی دلم برات تنگ شده. به این امید اومدم اینجا و از دلتنگی هام نوشتم که تو هم یه روز بیای و از دلتنگی هات برای من بگی. هیچ چیزی توی این دنیا از بین نمیره.حتی دوست داشتن های که هر روز بهت می گم. اگر بگم دوستت دارم. یه روزی این رو از زبون تو در واقعیت می شنوم. :))) عشق من مر. .روزی دوباره مرا بیاد می آوری بیاد می آوری صداقت عشقم را و اشک های دلتنگیم را... روزی که قلبت همانند جسمت فرسنگ ها از من دور باشد ماجد وقتی دوری از خونه هیچ چیز جای صدای عزیزانت رو نمی گیره. من وقتی دلم تنگ میشه و از عزیزانم دورم گوشی تلفن رو بر می دارم و بهشون زنگ می زنم. کمی حرف می زنیم و حال و احوال می کنیم و دلتنگی رو حداقل یه کمی و حداقل برای مدت کوتاهی از دلمون دور می کنیم. یه همکار داریم که لاله و دست کم ماهی . رفت عشق و مرا اب و بدمست گذاشت
تنها وسط کوچه ی بن بست گذاشت
دلتنگی ات آرام سراغم آمد
از پشت به روی چشم من دست گذاشت جلیل صفربیگی دلتنگی تو جان است...جان من برگ نیست که با نسیم تکان خورد ابر نیست که با باد برود موج نیست که نرسیده برگردد اشک نیست که بریزد و تمام شد دلتنگی تو ریشه های زندگی اند که چنان شاخه شاخه از دل خاک بیرون می زنند ریشه در جانم میکشد و تا تنور گرم نگاهت آرام میگیرد و با هر پلکت پرنده ای در م. تو نیستی وخورشید غمگین تراز همیشه غروب خواهد کرد ومن دلتنگ ترازفردا به تو فکرمیکنم چقدردوست داشتنی می شوی زمانی که در آغوش من جای می گیری وقتی چهره رنجور وچشمان مهربانت درنگاهم خیره می شود خوشبخت ترین انسان روی زمینم اکنون که بازوان دیگری پیکرت رادرآغوش می گیرد کلمه های سیاه. گاهـ ـی حجـ ـم ِ دلــــتنـگی هایـ ـم آن قــَ ـــ ـدر زیـاد میشود که دنیــــا با تمام ِ وسعتش برایـَم تنگ میشود … … دلتنــگـم… دلتنـــــگ ی کـــــه گردش روزگــــارش به من که رسیــــد از حرکـت ایستـاد… دلتنگ ی که دلتنگی هایم را ندید… دلتنگ ِ خود َم… خودی که مدتهــــ ــــ ــا. در کنار برکه دلتنگی هایم نشسته ام و ثانیه های نبودنت را می شمارم... می رسم به ساعت تنهایی... درخت خشکیده خیالم، امیدی به سبز شدن برگ هایش ندارد وقتی که تو نیستی تا بر زیر سایه آرزوهایش آرام بنشینیم و برای هم، از هم بگوییم.. که نه من تو را تنها خواهم گذاشت و نه تو مرا... چقدر خوش خیال . بالا ه یک روز سهمم را از این های دلتنگی میگیرم ای که صبح و شبش کنار تو بخیر شود .... شبت بخیررر... پ.ن. گاهی که دلت ردیف نیست دوست داری عقربه ها بچرخن و روز تموم شه! حالا که عقربه کند میره برق رو خاموش میکنی و میری بخو و وانمود میکنی امروز تموم شده! http://up.shamsipour-ac.ir/uploads/images/1396/62_%d8%b9%da%a9%d8%b3%db%b0%db%b0%db%b7%db%b5.jpg
دلتنگی یعنی اینکه بشینی به خاطراتت با مادرت فکر کنی
اونوقت یه لبخند بیاد رو لبت ولی چند لحظه بعد…
شوری اشکهای لعنتی، شیرینی اون خاطره ها رو از یادت ببرند...
پ.ن.مادرم سپیده دم چهارم دی ماه 1396 مسافر آسمونها شد
مادرم اینک آرامش داری و دلتنگی روزهای بی تو را فقط کنار سنگی سرد که پناه ماست سپری میکنم....
همچنان وعده ی بخشایش شاهنشاهش
می کشد گمشدگان را به زیارتگاهش

نه در آیینه فهم است؛ نه در شیشه وهم
عاقلان آینه خوانندش و مستان آهش

به من از آتش او در شب پروانه شدن
نرسیده است به جز دلهره جانکاهش

از هم آغوشی دریا به فراموشی خاک
ماهی عمر چه دید از سفر کوتاهش؟
شاید پیله ای که تنیده بود بر قامت رعنای آن شاپرک خسته و دلتنگ ، و به ظاهر آفت جلوه می کرد و بهاری ، پیله ای خفقان آور بود و نفس گیر و بود نفس گیر و طاقت فرسا که راه تنفس آن شاپرک را به تنگ آورده بود و شبهایش در اوج سیاهی و سردی و روزهایش به هوای یک روزنه ای از نسیم بی چون و چرای وصال می گذشت...
پیله ای که آرزوی ش تنش شده بود هق هق لحظه های دلخوشی و ناخوشی آن شاپرک زرد و خسته و دلتنگ...
پیله ای که روزنه هایش جز آشوب و دلتنگی و کلافگی نبود ...
پیله ای که روزی باید می ش ت... حال به دستان کدام نسیم و کدام موج بی قرار ...
و آن سنجاقک بی قرار ، در این روزگار دلتنگی و افسردگی ، همه ی سرد و گرم روزگار غبار آلود را می چشید ولی هیچ گاه به ذهنش خطور هم نمی کرد که نکند پیله ی بی قراریهایش ، روزی بشود سد راه آن شاپرک دل خسته...
و روزی ، در اوج بارش بارانهای بی قراری و در ابری ترین غروب دلتنگی ، عیان شد بر قامت افکارش که آری ، سد راهی بودی بر راه عبور جریان گرمی آفتاب و نور مهتاب و شاید ش ته بود پل های عبور را در فراسوی آن سکوت و بی قراری ...
و شاید همه ی آن غرش های بی امان آسمان و همه ی آن تلاطم افسار گسیخته ی ابرهای بی قراری و دلتنگی ، از فوران چشمه هایی بود که بودنش، سنگ راهی بود بر مسیرش و سایه اش ای ضخیم و سیاه بود بر قامتش...
و باید بشکند ، این هیمنه ی دهشتناک را ...
و باید برچیند ، بساطی که سد راه نگاه آن شاپرک دلخسته است...
و باید فرو ریزد آن های ضخیم سایه ی بودنش را...
که اراده می خواهد ، آهنین...

و دلی که ریش ریش از زخم آن دردهاست و خو مزمن می طلبد با این زخمه ها...