دلتنگی های من - اخبار روز

379 ما زن ها موجوداتی هستیم دوست داشتنی و مشتاق دوست داشته شدن. از همان صبحی که برای بستن قامت صبح به عشق اوستا کریم چشم باز می کنیم تا خود شب که در رخت خواب گرم و نرم مان آرام می گیریم، هر لحظه در حال دلتنگ شدن هستیم. دلتنگی همیشه هست، تنها چیزی که این وسط تغییر می کند، حجم دلتنگی . چرا امشب اینقد دلتنگتم یهویی وسط حرفامون عجیب دلم گرفت ... دلتنگ شدم دلم تورو خواست که الان کنارم باشی ... توو همین رختخواب کنارم باشی چقد دیوونه وار دلم میخواد امشب بودی و بغلت می تا صبح توو آغوشت میخو دم و با همه ی وجودم احساس خوشبختی می ... پس کی قراره تو همیشه کنارم باشی ؟؟؟ کی ق. دلتنگی بی خبر میاد وسط یه مهمونی وقتی داری میخندی و خوش میگذرونی... به شکل یه آدم میاد یه نگاه که خیلی شبیه... وا میری... سرتو میندازی پایین که نبینی، که یادت نیاد که یادت بره، که یادت نمیره... آخه بینوا مگه میشه یادت بره... مهمونی تموم شده یه اتوبان خلوته و تو و یکی که از ضبط صوت ماشی. دلت که میگیره یه هدفون میذاری توی گوش ات یه اهنگ ملایم از میون هزاران اهنگ انتخاب میکنی و دکمه ی پلی رو میزنی اهنگ شروع میشه تو با ریتم اهنگ بغض میکنی بیشتر و بیشتر هنوز کمتر از نصف اهنگ خونده شده که بغضت میترکه و اشکات سرریز میشه کم کم اشکات به هق هق تبدیل میشن و اهنگ تموم میشه ا. حالا که دیگر دستم به آغوشت نمیرسد و بوسیدنت موکول شده به تمامی روزهای نیامده.. حالا که هر چه دریا و اقیانوس را از نقشه جهان پاک کردی مبادا غرق شوم در رویایت باید اسمم را در کتاب گینس ثبت کنم تا همه بدانند - مردی با سنگین ترین بار دلتنگی روی شانه هایش - تو را دوست میداشت میبینی عشق . حالم خوب است و دل تنگم.چند وقت پیش حالم بد بود و دل تنگ بودم.مشکل از ب ناف است.این همه دلتنگی.بدتر از همه این ها ترسم از آرامش قبل از طوفان است.این آرامش و رخوت و دوندگی زیاد. کاش طوفان قبل از آرامش بوده باشد. ناراحت بودم و دل تنگ کاش آرامش قبل طوفان نباشد. خوش حال هستم و دلتنگ
یکی میشه بابای من. وقتی همسر محترم میگن دلشون تنگه، پشت سرش دو ساعت قدم زدن و پیتزا خوردن و حرف زدن داره که دلتنگی از یاد بره، یکی هم میشه مثل من. وقتی بگه دلش تنگه، هی باید سوال پیچ بشه که چرا و برای چی و چطوری و از کی و تا کجا و .... بعد هم به جرم نداشتن پاسخ برای این همه سوال، از . با سلام و درود فراوان به همه دوستان امروز بعداز سال ها یاد وبلاگ نویسی افتادم و بدجور دلتنگ اون دوران وبلاگ نویسی وکامنت گذاری های آب دوغی افتادم ، میدونم که شاید برای بعضی از دوستان جای تعجب باشه که من برگشت به عقب داشتم ولی انسان هیچ وقت نمی تونه گذشته رو پاک یا فراموش کنه دو. این روزها روزه ام... روزه ی سکوتیست که نیت کرده ام در نبودنت بگیرم و هنگام سحر!دلم را سیر کنم از لقمه لقمه ی حسرت و به وقت اذان دلتنگی ها افطاری ام یک استکان خاطره ی گرم و شیرینی بوسه های جا گذاشته ات روی لبهایم باشد. مهمانی خدا که تمام شود این منم که از پس نبودنت آهسته آهسته کافر میشوم ... طرح زوج و فرد ،
مجبورم کرد بعد چند ماه به فضای عمومی جامعه برگردم !!
داخل اتوبوس ،
مطمئن شدم که این بار دیگر قرار نیست جان سالم به در ببرم ...

نفس تنگی و قلب درد با هم حمله کرده بودند!!

ترس هم با این ها حمله کرده بود اما نه ترس مرگ ...

ترس دفن شدن "این" همه دلتنگی ،
زیر . آره ...دلتنگی یعنی روبه روی دریا بایستی وخاطره یک خیابان خفه ات کند! نه اینکه نخوام ؛ گاهی واقعا نمیشه! دعا می کنم دعا می کنم ...دعا ... شاید یه روزی یه روز خوب بیاد که دیگه هیچ دلتنگ نباشه اما هر جور فکر می کنم یه موقع ها تو خلوتم به خودم میگم: بهار!بهار!بهار!!! اگه دلتنگ هم نباشی چیزی . چه بر سر من آمده دیگر از دوریت نمی ترسم از اینکه نیستی و از ترس نبودنت نمی هراسم و نمی میرم چه بر سرم آمده که به وقت خدا حافظی اینچنین بی باک از تو روی بر میگردانم و از ترس دلتنگی و دوری بارها و بارها سر بر نمی گردانم راستی تو بگو چه بر سر من آمده ای که عشقت علت حال پریشانی سلام
با حضورت لحظه ها بودش بهارانی سلام
بوی دلتنگی دهد باران غریب
ای که بودی علت آن درد بارانی سلام
تلخی دلتنگی آن مرد ی به شب
ای که بودی غصه آن مرد زندانی سلام
گریه های مخفی یک مرد عاشق از فراق
ای که هستی علت آن درد پنهانی سلام
بی . چه بر سر من آمده دیگر از دوریت نمی ترسم از اینکه نیستی و از ترس نبودنت نمی هراسم و نمی میرم چه بر سرم آمده که به وقت خدا حافظی اینچنین بی باک از تو روی بر میگردانم و از ترس دلتنگی و دوری بارها و بارها سر بر نمی گردانم راستی تو بگو چه بر سر من آمده! تریستان تزارا آهنگ جدید سپهر حیدرزاده بنام پرسه های دلتنگی new sepehr heyderzadeh – parse haye deltangi آهنگساز: فرشید متشرعی – تنظیم: علی ابدی ادامه مطلب تمام شد رفت...بی تفاوت به همه اشک ها و دلتنگی ها چمدانم را به بار تحویل دادم, سوار هواپیما شدم و رفتم.حالا جایی نه سرد نه گرم با آب و هوای بسیار متغییر در امریکای شمالی هستم.هنوز نمیدانم واقعا دلم میخواست بروم یا نه.هر چه وسیله داشتم با خودم آوردم, میدانم تا مدت ها (تا زمانی که بشود. دلم تا برایت تنگ می شود
نه شعر می خوانم
نه ترانه گوش می دهم
نه حرفهایمان را تکرار می کنم

دلم تا برایت تنگ می شود
می نشینم
اسمت را
می نویسم
می نویسم
می نویسم
بعد می گویم
این همه او
پس دلتنگی چرا ؟

دلم تا برایت تنگ می شود
میمِ مالکیت به آ ِ اسمت اضافه می کنم
و باز عاشقت می شوم ...

" گروس عبدالملکیان "



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] کثیف ترین چاپلوسی زمانی است که مردی یا زنی به خاطر طبیعی ترین نیازش به معصومی بگوید دوستت دارم چه حس قشنگیه وقتی میشی محرم دل یکی یکی که بهش اعتماد داری بهت اعتماد داره از دلتنگی هاش برات میگه از دلتنگی هات براش میگی آروم میشه آروم میشی حسی که هیچ وقت به تنفر تبدیل نمیشه [ واژه ای در ذهنش حک شده و هر چند دقیقه یک بار سعی می کند آن را برای خودش معنی کند. ] دلتنگی. دلتنگی؟ دقیقا کدام حس را دلتنگی می نامم؟ این که وضع م طوری باشد که هر دقیقه به تو فکر کنم؟ هر دیالوگی که می شنوم یاد حرف های تو بیفتم؟ که حتا ثانیه ای چهره ات از پس ی شبکیه ی چشمم پاک نشود با ا. آهنگ سینتاج به نام باز بارون با بالاترین کیفیت new by sintaj called baz baroon ترانه, آهنگسازی و تنظیم: سینتاج ع آهنگ جدید سینتاج با نام باز بارون آهنگ جدید سینتاج با
آهنگ جدید سینتاج در دو کیفیت متفاوت از نسل موزیک متن آهنگ سینتاج با نام باز بارون
عاشق قدم زدن زیر بارونی
میدونم همین الان تو خیابونی
وقتی بارون میزنه یادت میفتم
تویی عشق آ م همیشه گفتم
باز بارون وای قلبم
دیگه میمیرم از این دلتنگی کم کم
باز بارون وای قلبم
دیگه میمیرم از این دلتنگی کم کم
یعنی اونم یاد من هست
یاد خنده زیر بارون
یاد اون دیوونه بازی
اون همه خاطره هامون
اینکه تو پیشم نباشی
باروش واسم هنوزم
مثه یک کابوس میمونه
من دارم بی تو میسوزم
باز بارون وای قلبم
دیگه میمیرم از این دلتنگی کم کم
باز بارون وای قلبم
دیگه میمیرم از این دلتنگی کم کم
باز بارون وای قلبم
دیگه میمیرم از این دلتنگی کم کم
باز بارون وای قلبم
دیگه میمیرم از این دلتنگی کم کم آهنگ جدید سینتاج با نام باز بارون بلاتکلیفی خیلی بده مخصوصا اگه از تمامه جهت های زندگیت بلاتکلیف باشی احساسه دلتنگی میکنم همش دارم فکر میکنم که چرا سالگرده شاهین به داداش رضام سلام ن .... منو دید ... چشم تو چشم شدیم.. مگه میشه نشناخته باشه ! نمیدونم چرا خج کشیدم برم جلو.... یعنی بهش برخورده ؟ امکان داره ناراحت شده با. دلتنگی دلیل خوبی واسه پی ام دادن نیست اما دله دیگه ی که مث من بیماره بلید حواسش به این باشه شاید از سر دلتنگی رفتی ذلتنگ تر برگشتی گفت چیزی نمونده منم میگم باشه مگه احساس یه طرفه چشه؟؟ فقط کاش دروغ نگفته باشی و واقعا از نظرت چیزی نمونده باشه شایذ ا ین نوشته این وبلاگ باشه شاید... . دلتنگی هایت را برای خودت نگه دار اینجا گوش همه پر است از حرفای نا امید کننده دلتنگی هایت را بردار و با خود ببر  و دریچه ی دلت را رو به زیبایی های جهان  بگشا رو به طلوع و غروب آفتاب رو به آرامش دریا وقتی در دلش هزاران آفریده ی خدا زندگی می کنند رو به جنگل که در عین زیبایی، مأمن. هرچند بی خبرم ازتو اما خبری برایت دارم. امروز دم دمای غروب باد, دستمالِ یادگاری تو و بوی اسپند دور سرت چرخانده را برایم سوغات آورد. نانِ حوالیِ این دلتنگی می گفتند که ازهمین کوی و برزن گذشــــــــته ای ساده اند! نه؟ نمیدانند که هرکجابروم همراهم هستی وُ هردم برایت اسپند , برآتشِ. چه کنم با دل خود؛با تو بمانم یا نه..؟ با صدای غزلم از تو بخوانم یا نه..؟ گفته اند قصه ی هر عشق ج و غم است.... چه کنم...؟ این غم تو قصه بدانم یا نه...؟ در نبود تو اگر؛شخص غریبی آمد... ... من به امید تو از خویش برانم یا نه...؟ مانده ام بار دگر باز شوی همدم من...؟ میدهی باز به انگشت نشانم یا نه...؟ ی.
پاییز یعنی، دلتنگی های گاه و بی گاه یعنی حس اینکه مدام فکر کنی، چیزی گم کرده ای و همه جا را برای پیدا ش زیر و رو کنی. حتما درک می کنی حرفهایم را، همین که می گویم، این روزها حال و هوای عجیبی دارد، مثل تصور پاییز بدون باران باران بدون دلتنگی و دلتنگی بدون... چترم را برداشته ام، چه ب. آهنگ جدید و زیبای دلتنگی از حسین فرد لینک لینک کانال تلگرام حسین فرد telegram.me/hosseinfard96 کاش پنجره ای بودم... تا هر روز غروب دلتنگی هایت را به دورترین افق دور دست روانه می به جایی که نگاهت یک نقطه کوچک شود برای ش تن فاصله ها به نقطه ای که این دورها تنها به نگاه تو ختم میشود و من ... اینجا... در دورترین نقطه چشمهایت با واژه هایی ساده و بی هوا در هوای سنگین دلتنگی هایم می نو. در خیابان تا کمی غوغای باران می شود قلب من از غصه ات آن لحظه ویران می شود بی تو وقتی در خزان سوی خیابان می روم مرد تو از عشق تو رسوای تهران می شود در هواپیما که من دلتنگ چشمت می شود مرکز دلتنگی ام پرواز ماهان می شود تا که می بینم ی با جفت خود در کوچه ها در دلم اندوه تو یک گوشه پنهان . واسش از دلتنگی هایی ک واسش داشتم حرف میزنم و میگم دلم واست تنگ شده و حالا چی کار باید م؟ بعد عاقلانه و با دلیل و منطق توجیه میکنه ک آدما بنده ی عادتن ... اما نیستن . حداقل نه همه ی آدما. هست ک عادت میکنیم و واسمون عادی میشه بودنا و نبودنا. اما اینکه از یاد بره؟ نه... و ب جرات میتونم بگ. 'سالها می گذرد ، و اینستاگرام هم مثل و وبلاگ و وی چت ، از رده خارج می شود ، سالها می گذرد و شاید ما از خیر ع گذاشتن ها و گذاشتن ها و پست گذاشتن های مجازی بگذریم ، از خیر این که گریه کنیم و ع بگذاریم و به بقیه حالی کنیم ما ناراحتیم ، از خیر این که با اصرار به ی توی پست هایمان بفهمانیم . دلت تنگ یک نفر که باشد تمام تلاشت را هم که ی تا خوش بگذرد و لحظه ای فراموشش کنی فایده ندارد. تو دلت تنگ است. دلت برای همان یک نفر تنگ است. تا نیاید هیچ چیز درست نمی شود! در این میان کافیست باران هم ببارد و صدایش فضای خانه را پر کند و هی به پشت پنجره بزند و دلتنگی ات را تکمیل کند و تو . سلام رییس
ع جدید با تی قرمز روی نیمکت پارک ( احتمالا پارک کبیر!!)
دل نشینه...
معمولا خودت میدونی احساسم اشتباه نمیگه
احساسم میگه میای اینجا و میخونی اما جواب نمیدی
...
انشالله تنت سالم و دلت خوش باشه. شب خوش در "نقاشی هایم" تنهاییم را پنهان می کنم...
در "دلم" دلتنگی ام را...
در "سکوتم" حرف های نگفته ام را...
در "لبخندم" غصه هایم را...
دل من...
چه دساااااال است !!!
ساده می نگرد !
ساده می خندد !
ساده می پوشد !
دل من...
از تبار دیوارهای کاهگلی است!!!
ساده می افتد !
ساده می شکند !
ساده. منو دید گفت چه عجب این روح خانم رو اوردین پیش ِ ما دلم براش یذره شده بود اینو ک شنیدم چشام خندید و گفتم فداتون بشم ان چنان محکم بغلم کرد که نفسم حبس شد چقدر ارامش گرفتم از ادمایی که مثل خودم فکر میکنن لذت میبرم از اونایی ک دلشون قرصه و همه چیو سپردن به خدا و غرق ارامشن. ب تکرار نشد. سلام ، صبحت بخیر الان اینجا تو یک دفتر کار نشستم، و به تو فکر می کنم و سرشارم از یک حس خوب همراه با دلتنگی و هنوز باورم نیست که نیستی. انگار ب خوابت رو دیدم ، دم دم های صبح، یک خواب مبهم که یادم نیست، ولی یک حس خوب و آرامش بعد از دیدار و رفع دلتنگی بهم داده، کاش می شد همین الان تلفن . اول شعرم باز اسم تورا میگذارم... نه؟!!! جای اسم قشنگت ای نازنینم این بار می گذارم سر سطر ... جای دلتنگی...... دلم که برایت تنگ می شود حضرت حافظ را از خواب بیدار میکنم اورا به خدا و شاخ نباتش قسم میدهم اینبار ف خوب باشد، دلم که برایت تنگ می شود پشت پنجره ابرها را قسم میدهم ببارند، هم این. سراب رد پای تو کجای جاده پیدا شد کجا دستاتو گم که پایان من اینجا شد کجای قصه خو دی که من تو گریه بیدارم که هر شب حرم دستاتو به آغوشم بد ارم تو با دلتنگی های من تو با این جاده همدستی تظاهر کن ازم دوری تظاهر میکنم هستی تو آهنگ سکوت تو به دنبال یه تسکینم ص تو جهانم نیست فقط تصویر میبی. می دانی؟! شاید اینطوری بهتر است... بالا ه یکی این وسط باید کمی بیشتر مرد تر باشد، کمی بیشتر سرد تر باشد، سخت تر باشد و رباتی از منطق تا آن یکی بتواند راحت تر قدم بر دارد و دور شود... و خوب چه بهتر که آن، من باشم... همانطور که همیشه بودم... اما می دانی بدی کار جا بود؟! که هردو خواستیم راه. دلتنگی یک از آشناترین احساسات برای هر انسان است. یک احساس غم انگیز نسبت به یک چیز باعث دلتنگی ما می شود. در زبان یونان باستان به بازگشت مخصوصا برای خانه nostous و به رنج algia می گفتند . ترکیب این کلمه اما هیچ گاه در باستان شکل نگرفت و روانشناسان اخیر برای تسکین آلام بشر، برخلاف گذشتگ.