خ پر از همهمه - اخبار روز

اصلاً سیزده به در بدون حمله به شکلاتای تووی کشوی میز تحریرم که در نمیشد!  امیدوارم تعطیلات خوبی رو پشت سر گذاشته باشین :) بنده به صورت خیلی بدجنسانه خیییییییییلی خوشحالم که از فردا بازم آرامش به خونه مون برمیگرده و از شر دیدن کلاه قرمزی ،خلاص میشم...  خدا رو شکر که تعطیلات ت. طراحی مدرن و زیبای مدل kx-prw120 با صفحه نمایش ال سی دی رنگی 2.2 اینچ و به کمک رابط گرافیکی این امکان را برای شما فراهم می آورد تا اعداد و متون را با وضوح بالا و به سهولت مشاهده کنید . دکمه های بزرگ این مدل کار را آسان کرده و ظاهر زیبا و سازگاری با دیگر تجهیزات روز دنیا، کاربران را مجذوب. اسفند...می دانی قشنگی اسفند به چیست؟میان شلوغی و همهمه قبل از تحویل سال،میان خانه تکانی و هزار کاری که باید انجام بدهی،روزی لابلای تقویم اسفند ماه بین هزاران کتاب و وسیله ای که دورت ریخته و در حال تمیز ی،برای لحظه ای نگاهت قفل می شود،دختری در ع ی قدیمی بهت لبخند می زند."خاطراتی که بوی خاک گرفته اند..."ضربان قلبت بالا می رود و اشک بی اختیار سرازیر می شود.برای ثانیه ای تکه ای از خاطرات با هم بودنتان در ذهنت در چارچوب ع ی قدیمی تکرار می شود.برای لحظه ای همه چیز یادت می رود و فقط لبخندش در ذهنت نقش می بندد.دلبری که شاید همین سال،شاید سالهای سال قبل قلبتان برای هم می تپید.عشقی که هیچ وقت فراموش نخواهی کرد.درست همان لحظه لحظه پایان سال است،لحظه ای سرشار از حس خوشایند دوست داشتن میان آنهمه مشغله.نمی دانی چه طعمی دارد بوسیدن چشمانت از روی ع تاخورده سالها پیش!ای کاش بودی و می شنیدی که تو تنها عشق ماندگار منی!(علی مرادی نظرآبادی) " هوا هوای لطیفی است... طراوت است و ترنم! نشسته ام گوشه اتاق، روی تختم . برگه ای مجازی روبرویم روشن است. بی آنکه درگیر فکر به دستانم باشم انگشتانم بی وقفه روی صفحه کلید بالا و پایین می روند و هرچه از ذهنم خطور می کند لحظاتی بعد لغاتی هستند که بر صفحه لب تاپ نقش بسته اند! این هم خودش . آن دم که با تو باشم یک سال هست روزی وان دم که بی تو باشم یک لحظه هست سالی حافظ .......... نگهت را دوست دا که دلم برد به آنی ای سیه چشم من ای دوست به کجایم می کشانی؟ ......... در مجلس ما عطر میامیز که ما را هر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشام است حافظ .......... سخن نغز من و زلف تو هر دو کوتاه من روم سوی. پیک های باریک در گرفتن آکورد به شما کمک خواهند کرد. این پیک ها مقاومت کمتری در برابر سیم نشان می دهند و به آسانی از روی سیم ها عبور می کنند. هرچند پیک های سبک معمولا به سادگی نیز خم می شوند و به همین دلیل برای اجرای سولوهای سریع (از جمله شردینگ) مناسب نیستند. هرچند این قانون هموار. آن مرد نیامد... آن مرد در روزگار ارابه رانان نیامد. آن مرد با اسب نیامد. آن مرد در روزگار ارابه های بی اسب نیامد. آن مرد با اسب نیامد. آن مرد نیامد. آن مرد در باران نیامد. آن مرد در برف نیامد. آن مرد در تابستان و زمستان نیامد. غریبان جهان، غریبانه خواندند، نیامد. مظلومان جهان گریستند و به انتظار سوختند نیامد.
آن مرد نیامد.... لحظه ها ساعت شد، ساعتها هفته شد، هفته ها ماه شد و ماهها سال شد، اما آن مرد نیامد. چشم های ستمدیدگان گریستند و اشکها در صورتهای تکیده شان خشکید، آن مرد نیامد. ک ن، جوان شدند و جوانان پیر و پیران عمر به انتظار رفته اشان به انتها رسید. آن مرد نیامد.
آن مرد نیامد... دخترکان یتیم به انتظار نور چشم علی(ع)، پشت پنجره ها به انتظار نشستند، آن مرد نیامد. مادران جوان از دست داده به انتظار منتقم مظلومان عالم چشم به در دوختند، آن مرد نیامد. عمری را به انتظار نشستیم اما آن مرد نیامد. دعا کردیم و خو م و صدا کردیم اما نیامد. جانمان از انتظار به لب رسید، آن مرد نیامد.
آن مرد نیامد. آن مرد با دعای من نیامد، دستهایم را رو به آسمان بلند ، آن مرد نیامد. صدایم گویی در صدای همهمه ها گم شد و او نشنید و نیامد. آن مرد با دعای تو نیامد. دستهایت را بلند کردی و او را خو اما نیامد. شاید باد صدای تو را به او نرسانده باشد، او نیامد. بیا تا ما شویم و همه دستهایمان را بلند کنیم، بیا همه با صدای بلند او را از ته دل بخوانیم، شاید صدایمان موجی شود و تمام صداهای دیگر را در خود فرو برد و او صدایمان را بشنود و این بار آن مرد بیاید...


گفتنی نیست ولی بی تو کماکان در من نفسی هست دلی هست ولی جانی نیست ... ------------------------------ میان هر نفسى که مى کشمـ همهمه اى ست از همه پنهان اما از تو چه پنهان ؟ میان هر نفسى که مى کشمـ تو هستى که مى کَشمـ تو را ، که مى کُشى مرا ... ............................. زندگیه دیگه ، گاهی خسته ت میکنه. خیلی خسته ت. جز این خیال که او آمده ست و می ماند به هرچه فکر کنم، اتفاق می افتد
خدارو چه دیدی شاید یه روز عادی مثل همه روزا و شاید هم خیلی عادی تر از همیشه وقتی در همهمه خیابان در خودم غرقم، دستی جلوی چشمانم بیاید و من بی درنگ و بدون لحظه ای تأمل داد بزنم تویی..... جان؟ و تو در حالی که با خودت خیال میکردی من را غافلگیر کردی، غافلگیر شوی و دستانت را خیلی نرم از چشمانم برداری و همزمان با اینکه جلویم ظاهر میشوی با چهره ای متعجب و در عین حال شگفت زده و متبسم بگویی تو از کجا سریع فهمیدی منم؟ و من در پاسخ به سؤ در عین اینکه بسیار از درون سندم بدون هیچ کلامی تنها به تو لبخند بزنم و ترجیح دهم به سکوتی معنی دار پاسخت را بدهم. آ تو چه میدانی من نه تنها روزی بلکه لحظه ای از یاد تو غافل نبودم.... آ تو چه میدانی وقتی دستان مهربانت را جلوی چشمانم گرفتی دیگر قلبم عادی نمیزد.... آ تو چه میدانی من بارها این صحنه را دیده ام و.... اصلا خیلی چیزهاست که نمیدانی و.... خدارو چه دیدی شاید به همین سادگی روزهای عادی ات تبدیل شود به روزهایی که دیگر عادی نیستند. عطر ادکلن ماسک ترالبا-masque terralba عطری است خنک.این عطر در سال ۲۰۱۳ به بازار عطر و ادکلن عرضه شد.عطر ادکلن ماسک ترالبا-masque terralba عطری است مردانه و نه و شیک. عطر ادکلن ماسک ترالبا-masque terralba عطر ادکلن ماسک ترالبا-masque terralba،یک عطر فوق العاده اس که توسط delphine thierry معرفی شده است. رایحه دلپذیر. پیک های باریک در گرفتن آکورد به شما کمک خواهند کرد. این پیک ها مقاومت کمتری در برابر سیم نشان می دهند و به آسانی از روی سیم ها عبور می کنند. هرچند پیک های سبک معمولا به سادگی نیز خم می شوند و به همین دلیل برای اجرای سولوهای سریع (از جمله شردینگ) مناسب نیستند. هرچند این قانون هموار. تو کجایی سهراب ؟آب را گل د!چشم ها را بستند و چه با دل د!وای سهراب کجایی آ !زخم ها بر دل عاشق د ،خون به چشمان شقایق د !تو کجایی سهراب ؟که همین عشق را دار زدند ....ای سهراب کجایی که ببینی حال دل خوش مثقالی چند است؟ دل خوش سیری چند ؟
صبر کن سهراب....گفته بودی قایقی خواهم ساخت ،با کدام عمر. بنا بر گزارش کارشناس سازمان هواشناسی، تهران در پایان هفته بارانی خواهد بود.کارشناس سازمان هواشناسی در مورد هوای تهران گفت: برای تهران امروز بارش خفیف باران و وزش باد پیش بینی می شود. امیدواریم با وزش باد از آلایندگی هوا کاسته شود.

به گزارش همهمه و به نقل از افکارنیوز، فریبا گودرزی اظهار داشت: امروز در اسان رضوی به ویژه غرب این استان شاهد وزش باد خواهیم بود. این استان و مشهد تا آ هفته بارش خوبی ندارد اما از میزان گرما کاسته شده و هوا خنک می شود. برای مشهد آ هفته بارش پراکنده و خفیف پیش بینی می شود.

وی ادامه داد: در غرب کشور امروز هوا بارانی است و برای تبریز باران پیش بینی می شود. هوا تا پایان هفته در غرب تهران بارانی خواهد بود. این بارش ها به صورت پراکنده رخ می دهد.

کارشناس سازمان هواشناسی در مورد هوای تهران گفت: برای تهران امروز بارش خفیف باران و وزش باد پیش بینی می شود. امیدواریم با وزش باد از آلایندگی هوا کاسته شود.

به گفته وی هوای شمال کشور امروز بارانی است و دما کاهش می یابد.
--منو میشناسی شمع و شوپن -شوپن یکی از مشهور ترین آهنگسازان و پیانیست های تاریخ موسیقی دنیا هستش. . --دور از شلوغیایه خز و لمپن - خز که مشخصه چیه. لمپن به پست ترین افراد جامعه خطاب میشه از جمله ها و... . --کله شهر تو شک وشبهن/ من پر از خوشیه تویه کلبم پِیَم دوماس* من بالسامو* مدرن/ الف* او. کتاب روزهای سیاه ، روزهای سپید در جلسه نقد کت که به مناسبت دهه مبارک فجرانقلاب ی در محل کتابخانه عمومی ی نخلستان طبس و با حضور کتابداران و اعضا برگزار شد و مورد بررسی قرار گرفت. کتاب روزهای سیاه،روزهای سپید کاری است از آقای امید پاک نیا که انتشارات مرکز اسناد انقلاب ی در سال 1390. یه یکشنبه یِ معمولی بود بازارِ بزرگِ تهران ایندفعه واسم هیجان انگیزتر و دیدنی تر از همیشه بود بینِ اون جمعیت و تو همهمه یِ اون همه صدا من فقط تو رو داشتم و دستات قدمایِ تو بود که راهو بهم نشون میداد قامتِ مردونه ات تنها چیزی بود که میدیدم ... وقتی ازم نظر میخواستی وقتی دور و ورتُ . هیچ گاه در پیِ نوشتن نمی روم. نوشتن است که به سراغ من می آید. چیزی است که از دنیا برون می شود و مرا مجروح می سازد. نوشتن یعنی خویشتن را مبتلا به هموفیلی یافتن، جاری شدن مرکب از تن به محض نخستین اشیدگی، گم آن چه هستیم برای به کف آوردن آن چه می بینیم... تمایل حقیقی من به نوشتن نبود، به . سلام فلسفه ی چشم های بارانی
سلام آبروی سجده های طولانی

تو را هر آینه تصویر کرده ام، نظمی
چه نسبتی است میان تو با پریشانی؟

چگونه وصف کند غصه ی تو را دعبل؟
چگونه رسم کند چهره ی تو را مانی؟

بیا که ما همه چشم از گناه می پوشیم
چرا تو این همه از خلق، رو بپوشانی؟

چق. سلام فلسفه ی چشم های بارانی
سلام آبروی سجده های طولانی

تو را هر آینه تصویر کرده ام، نظمی
چه نسبتی است میان تو با پریشانی؟

چگونه وصف کند غصه ی تو را دعبل؟
چگونه رسم کند چهره ی تو را مانی؟

بیا که ما همه چشم از گناه می پوشیم
چرا تو این همه از خلق، رو بپوشانی؟

چق. حالا حوالی همین روزهای مثلِ هم
برای دورافتاده ترین دخترِ دریاها
از نشانی مه آلودِ مسافری بنویس
که روزی از سمتِ سرشارترین بوسه ها خواهد آمد
دستش را خواهد گرفت
و او را با زورقِ پریانِ پوش
به خوابِ بی پایانِ گُلِ سرخ و پروانه خواهد برد.

پس کی از این لبِ ت. پیک های باریک در گرفتن آکورد به شما کمک خواهند کرد. این پیک ها مقاومت کمتری در برابر سیم نشان می دهند و به آسانی از روی سیم ها عبور می کنند. هرچند پیک های سبک معمولا به سادگی نیز خم می شوند و به همین دلیل برای اجرای سولوهای سریع (از جمله شردینگ) مناسب نیستند. هرچند این قانون هموار. به سرم چنگ می زنم. چشمانم را می بندم. گوش هایم را می گیرم. صداها محو می شوند و میان همهمه، زنگ مدرسه در سرم به صدا درمی آید. نمی خواهم دیگران را بشنوم. صدای پیرمرد در سرم بلند می شود: «ارغوان! / شاخه هم خون جدامانده من/ آسمان تو چه رنگ ست امروز؟ / آفت ست هوا یا گرفته ست هنوز؟» دلم می خ. شعری درباره حضرت مهدی پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۲۵ عباس خوش عمل کاشانی شاعر در آستانه نیمه شعبان ولادت زمان شعری تقدیم به آن حضرت سروده است. به گزارش جهان نیوز ، عباس خوش عمل کاشانی شاعر در آستانه نیمه شعبان ولادت زمان شعری تقدیم به آن حضرت سروده است. دست باید که بیفشانم. من، تنها، صلیب خویش را بر دوش می کشم. از خودم می گریزم و چشم بر پنداری می دوزم که می دانم بیهوده است. بیهوده است زیرا تصویری بر سقف آسمان خیال نقش نمی بندد. شاید دیر شده باشد و راهم را در تاریکی این همه نبودنت گم کرده ام. در تا تان لبخندهایت، نیلگون خاطره ام را با فنجانی بی حوصله سر. دهمین روز زمستان که میشد دیگر روی پاهایش بند نبود..صبح زود از خواب بیدار شد و دوش گرفت بعد به آشپزخانه رفت و از روی عادت دو فنجان روی میز گذاشت توی یکی از آنها قهوه ریخت و به رو به رویش خیره شد و قهوه را خورد.بعد از خوردن قهوه میز را جمع کرد و به سمت اتاق رفت،در کمد را باز کرد در می.
تمام
درس را تمام کرد و گفت
او خوشبخت خواهد شد
نگریستم به چشمانش
او غرق در خودش خندید ولی
حتی به خنده های خودش هم ایمان نداشت
صدای او را میتوان میام تمام این همهمه
پیدا کرد چون حرف اول و ا را او میگوید
او همان ابشاری است که میان این
همه جنگل دورش خط کشیده ام
ما که مبحوس خانه ی دوستیم
چرا نباید به خوشبختی او اعتقاد داشته باشیم ؟
همه سکوت کردیم
او بود و خنده هایش
مات این لحظه های پایدارم
که همیشه در خاطرم نقش خواهد بست
او ای از یک مثنوی بلند است
در شبی که همه محکوم به سکوتیم
درست همان جایی که دیگری
دیگری را نمیشناسد
او آشنای من خواهد بود
خانه که بی صدای او نخواهد ماند
او مهمان همین سفره ی باز است
می آید تا تمام واژه ها را تمام کند
دنبال چیزی بیشتر از
شنیده های خودش است
اما این شهر منتظر او نمی ماند
باید بگویم ویترین تمام
مغازه های شهر را آیینه بگذارند
چیزی که او میخواهد
فقط خودش دارد و بس!
هر انگشت او یک رنگ است
تمام پاییز را رنگ خواهد کرد
تمامی خا تری های محض
رنگین خواهند شد
آری رفیقم
حق داشت
نگفته های این روزهای داد
را مهر نمیتوان گفت
تو مسیر خوشبختی نیستی علت آنی . . .
آهای علت آن . . .
بیا اینبار خودمام داستان را تمام کنیم
به خاطر تمام باورهایی
که هنوز باورشان داری
این علت را باور کن
حتی اگر دلیلش خودت نباشی
تمام
1395/5/5
salar.sh نکاتی که به فرزندان خود باید یاد دهید
ــ احترام به معلم ــ
به کودکتان یاد بدهید که مدرسه و کلاس قوانینی دارد که باید رعایت شوند و از مهم ترین آن ها رعایت احترام و گوش دادن به حرف معلم است. به او یاد بدهید قبل از صحبت برای اینکه در کلاس همهمه نشود، از معلم اجازه بگیرد و برای صدا زدن معلم «آقا» یا «خانم» را به نام فامیلی معلم اضافه کند. به او بگویید بزرگ شده و نباید مثل پیش دبستانی معلم را با اسم هایی مثل «مریم جون» و... صدا بزند. برای تقویت این حس خودتان هم معلم او را در خانه همین طور اسم ببرید تا این موضوع در ذهن فرزند تان نهادینه شود. 106072.jpg
ــ احترام به هم کلاسی ها ــ
باید به بچه ها یاد بدهیم که برای پیدا دوست و داشتن تجربۀ خوب در مدرسه، باید با بچه های دیگر مودبانه رفتار کنند و به آن ها احترام بگذارند. مثلا هم کلاسی شان را برای اشتباهی که داشته مس ه نکنند، به او ندهند، رویش اسم نگذارند و اگر ی چنین برخوردی با آن ها کرد، مقابله به مثل نکنند، درعوض اول از او فاصله بگیرند و اگر به کارش ادامه داد، موضوع را به معلم یا ناظم بگویند. به بچه هایتان یاد بدهید یک سلام ساده در روز اول مدرسه می تواند بهترین شروع برای دوست شدن با بغل دستی و بچه های میزهای دیگر باشد. ادامه مطلب وقتی دست به قلم می شوم و می خواهم این سطور را به رشته تحریر در آورم، دستم می لرزد، قلبم انگار می خواهد از کنده شود، قلم به غلیان آمده و قصد یک جا ایستادن برای نوشتن را ندارد!! وای خدای بزرگ چه مصیبت عظیمی!!! چرا که چند ساعت از ظهر عاشورا گذشته است؛ همه همهمه ها پایان یافته، بدن بی جان ارباب در قتلگاه افتاده، لباس ها و انگشتر به غارت رفته، چند ساعت از ندای « هل من ناصر ینصرنی » گذشته است، عباس گوشه ای کنار نهر علقمه آرام ه است، علی اکبر و قاسم و حبیب بن مظاهر و عون و بقیه اصحاب در خون خود غلتیده و به دیدار خدای خویش شتافته اند، خیمه ها غارت شده و بچه های یتیم به بیابان ها فرار کرده اند، چه صحنه غم انگیزی است غروب عاشورا همراه با تداعی خیمه های نیم سوخته و مادران داغدار؛ و از این جاست که غم ها و مهنت های زینب بنت علی ع آغاز شده و مأموریت یافته تا به جای عباس، پاسدار و محافظ بچه ها و اهل خیمه ها باشد ...

خودم نوشت :
به قول شهید مطهری (ره) باید به جای گریه بر مصائب حسین (ع) ؛ بر تحریفات عاشورا گریه کرد.



ادامه مطلب از«مصلا سازی نویسی»منع شده ایم؛ دردها را که می توان نوشت

دختر 19 ساله ای که نمی خواهد تن به خودفروشی بدهد!

رضابردستانی

راهروهای یکی از مراکز قضایی استان آن قدر شلوغ بود که یارای نفس کشیدن نداشتی! منتظر بودم نوبتم بشود برای«تفهیم اتهام»، تفهیم اتهامی که می دان. هواداران تیم روبین کازان استقبال سردی از بازیکن ایرانی سابق خود که در انتقالی بحث برانگیز راهی روستوف شد، انجام دادند.دو تیم روستوف و روبین کازان در حالی به تساوی بدون گل دست یافتند که این دیدار حواشی قابل توجهی داشت. باشگاه روبین کازان که خلاف میل باطنی اش با زرنگی قربان برد. مادرم همیشه میگه "از هرچی بدت بیاد،سرت میاد"!و این موضوع تو بخش ن قویّا بهم ثابت شده.امروز رفتم لیبر(زایشگاه)که به اتند کشیک بگم کی میرین اتاق عمل که ماهم بیایم و یه سزارین ببینیم? و خداشاهده قصد داشتم یه تُک پا بپرم تو،بپرسم و برگردم...همین که رفتم تو انگار تمام زنهای دنیا داشتن . پدر و شوهر ی همسرم داشتند خطاب به هم و با وجدی زی وستی اشعار مولانا می خوندن. مادربزرگ و دختر بزرگش ( ی بزرگ) یه گوشه ترکی گپ می زدن. همسرم با خواهرش مشغول بود و من یه چشمم به گوشی و چشم دیگه م سیار بین جمع که یک دفعه پسرعموی چار ساله ی همسر دوید سمت عموش که مشغول مولاناخوانی بود و ب. سلام، در همهمه روزهای پایانی سال کهنه که حامل تلخی ها و شیرینی ها، کامی ها و ناکامی هاست بیایید غزلی از حضرت لسان الغیب را کنیم که در آلبوم آه باران شجریان عرضه شده است. در اجرای این آواز که در مایه دشتی بوده، تار شادروان فرهنگ شریف تکنواز عرصه بوده است. ناگفته نماند این غزل یک . سلام جناب سامانی من محمد طه امیدی تبار هستم دانش آموز شما در سال ٨٨-٨٩(سال اول راهنمایی).هم اکنون سوم دبیرستان هستم و خیلی خوشحال شدم که ع تون رو دیدم . یادمه یک روز مسیرمون یکی بود و با اتوبوس میرفتیم که من جامو دادم به یه آقای پیر و شما همون جا به من مثبت دادید. به هر حال خیلی خوش. آهنگ مهران آتش گلوله mehran golooleh آهنگ مهران آتش بنام گلوله بند پوتینتو میبست دستای یه مادر پیر وقتی که سکوته شهرم پر شد از صدایِ آژیر وسطه همهمه و مرگ وسطه هجومه وحشت یه خداحافظ نوشتی رویِ یک کاغذِ بی خط  آهنگ مهران آتش گلوله ادامه مطلب زندگی تنها و بی همسر بد است
با چنین شخصی مخالف احمد است
هست تنهائی بلای روح و جان
مثل سرباری سرِ بارِ ان
ابتدا وقتی خدایت آفرید
همسری هم از برایت آفرید
ّم آن جانی که جفت خویش یافت
چنداسبه سوی خوشبختی شتافت
هرکه تنها باشد از زن یا که مرد
عاقبت اورا غمش با خود بَرَد<. مقام شیر فضه
این جایگاه که در بین الحرمین در بازار مسگرها واقع شده، به مقام شیر فضه معروف است, متولیان این مقام میگویند این جا، مکانی است که فضه خدمت گذار حضرت زهرا ، با شیری که بعد از عاشورا از جسد حسین (ع)و ی کربلا, محافظت میکرده, ملاقات داشته است. از بعضی کتب تاریخی و روایی نیز برای آن سند ذکر کردهاند . اما بررسیها, این واقعه را وعلیالخصوص مکان این رویداد را با تردید جدی روبرو کرده است. سایت دانشکده علوم حدیث، به بررسی و صحت و سقم روایتی که در کتاب کافی آمده پرداخته است. روایت چنین است: کلینی از راویان نقل کرده است: «آنگاه که حسین به شهادت رسید، دشمنان خواستند اسب بر بدنش بتازند؛ فضه به زینب گفت: ای خاتون من، سفینه، غلام رسول خدا در سفر دریا بر کشتی سوار بود، کشتی ش ت و او به جزیرهای پناه برد، ناگاه شیری را دید، به شیر گفت: من غلام رسول خدا هستم. شیر همهمه کنان در جلوی او به حرکت افتاد تا راه را به وی نشان داد و آن شیر اکنون در ناحیه ای آرمیده است، به من اجازه دهید نزد شیر بروم و به او بگویم که آنان فردا می خواهند چه کنند؛ پس فضه نزد شیر رفت و به او گفت: میدانی اینان فردا میخواهند با عبدالله (ع)چه کنند؟ میخواهند اسب بر بدنش بتازند؛ آنگاه شیر برخاست، آمد و دستهایش را بر جسد حسین(ع) گذاشت، پس اسب سواران دشمن به سوی جسد آمدند. هنگامیکه شیر را دیدند ابن سعد لعنت خدا بر او باد به آنان گفت: این یک فتنه است، آن را برنیانگیزید و برگردید؛ پس آنان برگشتند.» 예전에 텀블벅에서 진행한 리워드 중 너의 숲이 되어줄게 배경에 후원자님을 그려드리는 '그림을 그려드립니다'리워드가 있었는데, 그 중 한 분이 자작캐릭터를 그려달라고 하셔서 덕분에 재미있는 작업을 하였습니다:) 항상 숲소녀가 있던 자리에 다른 소녀가 앉아있는 모습이 새롭네요 ㅎㅎ #일러스트 #일러스트레이션 #캐릭터 #소녀 #숲 #illust #illustration # #forest #art #그림 #그림스타그램
:))) جالب کده یه چالش گذاشته به نام دنیای رویایی من پیشنهاد میکنم شرکت کنید من قبلا یک متن نوشه بودم راجب جایی که دوست دارم باشم گذاشته بودمش تو اون یکی وبم که اسمش من نویسه حالا اینجاهم از دوباره میزارمش

دوست دارم به یک جا بروم دور از همهمه دور از ناراحتی ونفرت و دعوا وانرژی های منفی

از ادما دور شوم
درطبیعتی بکر یک کلبه داشته باشم
با یک اتش دلربا هرروز با نگاه های خود در زیبایی هایش غرق شوم هاله های گرمای اتش درون من نفوذ کنند و امواج ارامش را درونم جاری سازند به گ ارها بروم با گلها تاج های رنگین درست کنم بخندم اواز بخوانم
بدوم و دخترانگی هایم را خالی کنم سکوت کنم و اواز کودک درونم را بشنوم
موهایم را به باد بسپارم جایی باشم که ی بخاطر دختر بودنم به من هشدار ندهد
جایی باشم که سازی در دستانم بگیرم بنوازم و گوش هستی را از اواز شادی هایم کرکنم
نشستم روی کیسه ی آب گرم محبوب سبزاز لابلای رنج های زیاد اینروزها ...دلم را به همین پنجره قدی هال خوش کرده امکه چهار فصل را نشانم می دهدصدای فرخزاد می پیچدبرف زمستان ...چه بی حاصلاندوه باران چه بی حاصلفریاد ش ت درختانمیان طوفاناکنون نشسته میان ماصد موج غریب صد اشناهزاران سکوتصده. بر خلاف هر بار کتاب خواندنم که کتاب را در آغوش می گرفتم و درازکشیده به سقف زل می زدم؛این بار دلم می خواست با همین بلوز و شلوار نخیِ تنم پا بدوم به سمت خیابان و خدا را وسط خیابانِ شلوغی در آغوش بکشم و گریه کنم،در آغوش بکشم و روی ماهش را ببوسم. احساس می کنم این اولین کت است که خواندم.