خدایا دستمو ول نکن - اخبار روز

عزیزم نفسم عشق پاکم بهترین و زیباترین اغاز زندگیمو با تو تجربه ومیخواستم تا ا ش باهات بمانم با اینکه میخواستم جلو سرنوشتمان باستم ...خودت میدونی که من چقدر به سمت دست دراز تا دستمو بگیری اما ت هی فاصله میگرفتی.... پشیمون نیستم که چرا اینطوری شد تو از همان اول قصد پ داشتی گلم به قو. اگه ازم بپرسن یکی از بزرگترین شکنجه های ارتباطی برات چیه بلافاصله جواب میدم :
صحبت با ی که مجبور باشم دائماً منظور حرفامو براش توضیح بدم! این اولیشه.
دومیش هم حرف زدن با پسر یا مرد و به طور کلی جنس مذکریه که صدای نازک و ظریف داشته باشه. درسته که صدا هم مثل قیافه و ظاهر انتخ. بعضی حرفا دروغشون شیرین تر از راست بودنشونه ... تو دل برو تره...قشنگ تره... به طبع هضمش راحت تره و میتونی باهاش راه بیای هر چند بدونی که همش یه دروغه ...مثلا ؟!!!
مثلا وقی که دستمو میزارم و میگم یکم تحمل کن الان خوب میشی ، زودی خوب میشی ... با این که میدونم دروغه ...با این که میدونه دروغه. خدایا ! جهل آمیخته با خودخواهی و حسد ، مرا رایگان ابزار قتاله ی دشمن ، برای حمله به دوست نسازد .

خدایا ! شهرت ، منی را که می خواهم باشم ، قربانی منی که می خواهند باشم نکند .
خدایا ! در روح من اختلاف در انسانیت را با اختلاف در فکر و اختلاف در رابطه با هم میامیز ، آنچنان که نتوانم.
یادم نمی آد جایی از رادیو شنیدم یا جائی وسط این اخبار های تلگرامی خوندم وقتی آدما بیش از هفت سال با هم درگیر یه رابطه باشن دیگه به جنس رابطه شون نمی شه رابطه گفت یک حس تعلق خانوادگی بینشون ایجاد می شه. امروز که لرزون و گریون رفتم مطب بابا و هر لحظه ممکن بود از شدت ضعف بیماری و ا. منم م راستش.اوّلین باری که ی ، مدرسه نمی رفتم. از تو آجیل فروشی، دستمو تو کیسه ی برگه ی زرد آلو یا فندق. یادم نیس درست.آ ین بار، پیش ی بودم. کتاب یدم از کتاب خونه ی مدرسه و پس ندادم. و اون موقع اتفاقا خوب می دونستم که دارم ی می کنم. الآن تو کتاب خونه مه. هر روز صبح می بینمش و لبخند می ز. چه شب بدی دارم. امشب خیانت علی بهم ثابت شد. خودم میدونستم حال اش از خونه نیست. از رابطه اش مطمین شدم. الهه برام فال گرفت گفت میاد دوباره ولی بهت سخت میگذره. خدایا مراقبم باش. مراقبم باش. مثل اون شبی شدم که علی از کربلا برگشت. هیچ کدوم از احساساتم اشتباه نبود. شب تولدش منو بلاک کرد!!! . سلام............ خدایا کمکم کن خدایااااااااااااااااااااا..............کمکم کن............ خدایا نمیدونم چکار کنم کمکم کن ............... خدایا کمکم کن................. خدایا کمکم کن راه غلطی انتخای نکنم....کمکم کن .............کمک....... خدایا راه درست نشونم بده .......... خدایا کمکم کن................................ دیگه طاقتی نمونده که بخوام جدا بمونم
شعرای پر از با خودم تنها بخونم
کاش ببینمت دوباره خیلی کم حتی یه لحظه
مثه اون روزای اول همه ی جونم بلرزه
کاش خدا منو ببینه ببینه چه گیج و خستم
دستمو محکم بگیره بگه که نترس من هستم
کاش فقط یه بار دیگه با چشام تو رو ببینم
حاضرم تا . سر صبح با هم جر وب حث کردیم. مثل همیشه به خاطر لباس نق می زد. به من چنگ زد. منم یکی از ستاره هاشو کندم. اینجا بود که صورت کوچولوی دخترک توی هم رفت. اشکاش سرازیر شد. دستمو گرفت و جایی که اش افتاده بود رو ناز کرد.  من بغلش . آخ عاشق این بغل ام. وقتی با اطمینان می گیرمش تو بغلم و بهش می . سلام خوب نیستم یه مدت یادم رفت عهدمو با آقام حتی یه هفته دعای عهد نخوندم و یادم نبود کلا یادم رفت که این دعای عهد ،عهد بین من و آقامه ،آقا جان شرمندتم جانم من به شما گفتم ضعیف النفسم شما من و هل بده تو جاده زندگی خودت اونقدر محکم هلم بده بخورم زمین تو راه شما که نتونم بلند شم که ا. خدایا تا کنون نور عشق به دل تو هم ت ده است؟؟

خدایا تا کنون انتظار عشق کشیده ای ؟؟

خدایا تو هم تا کنون درد عشق کشیده ای؟؟

خدایا تو هم تا کنون اضطراب عشق را کشیده ای؟؟

خدایا تو هم تا کنون به چشمان معشوقت نگاه کرده ای؟؟

خدایا تو هم تا کنون شیرینی عشق را چشیده . خدایا به تو پناه می بریم از شر وسواس خناس
در این روزگار وانفسا چاره ای به جز تو نداریم خدایا حجتت بروی زمین را بر مانمایان کن و در ظهورش تعجیل
ما مانده ایم و راه را نمی دانیم
خدایا به ما بگو کجای راه را اشتباه امده ایم
ما تلاش کردیم بر حق بایستیم و پیرو حق باشیم و بر حق ای. هرگاه ی را بخشیدی از عمل خود پشیمان نشو و هروقت ی را عقوبت کردی از عمل خویش شادمان نباش. (نهج البلاغه، نامهء 53)




زیباسازی خانه


- تعداد نهال؟
- 14 تا بنویس
بر روی نما ذکر "خدایا..." بنویس
چون سیزده رجب که شد کعبه شکفت
پس روی پلاک 13 را بنویس



*: میزان ال. روزهای فروردین یکی یکی دارن میان و میرن و کمتر از ده روز دیگه اردیبهشت شروع میشه. خدایا با همه ی امیدواری هام به معجزه ی دوباره ولی باز نگرانم... کم طاقت شدم. عجله دارم... می خوام زودتر راه باز بشه... خدایا کمکم کن... خدایا همه امیدم تویی ...
خدایا نمی دونم باید چی کار کنم... خدایا حسر. طبق همیشه امروزداشتم از مدرسه میومدم و از سرویس پیاده شدم خواستم دستمو بزنم به دست دوستم که از پنجره آویزون بود(یه جورایی بزنم قدش:)) یهو پام رفت رو قسمت بی لبه جوب سر خوردم تو جوب یه پام اونتو بود یه پام خورد زمین(خیلی وضع ناجوری بود:)) بعد نگاه اطرافو ببینم ی دیده یا نه دیدم به ب. عاشق ترت میشم وقتی یه آخ میگم و زود خودتو میرسونی بهم وقتی دستمو سوزوندم و میگی بوسش کنم؟وقتی میخوای بدونی دلخورم یا نه و شکلک درمیاریوقتی دستاتو باز میکنی برای بغل موقتی احترام مامانمو داری حتی بیشتر از خونوادتوقتی موهامو با حوصله شونه میکنی وقتی گوشواره به گوشم میبندیوقتی . خدایا شکر می گویم ...
خدایا شکر می گویم برای هرچه بخشیدی/ و یا شر بود برجان کرم کردی نبخشیدی خدایا شکر می گویم برای آنچه از غم ها / که با ذکر و دعای خویش از جانم تو برچیدی خدایا شکر می گویم که حتی با گناه من / رهایم تو نکردی و دلت از من نبریدی خدایا شکر می گویم در این دنیای تاریکی / . گفتم خدایا چگونه آغاز کنم؟ گفت به نام من! گفتم خدایا چگونه آرام گیرم؟ گفت به یاد من! گفتم خدایا خیلی تنهایم! گفت تنهاتر از من؟ گفتم خدایا هیچ ی کنارم نمانده! گفت به جز من! گفتم خدایا از بعضی ها دلگیرم! گفت حتی از من؟ گفتم خدایا قلبم خالیست! گفت پر کن از عشق من! گفتم دست نیاز دارم! گف. وای که چقدر دلم برات تنگ شده زیباترینم ممنونم که همیشه دستمو میگیری اهورای من خالقم آرامشم همه ی هست و نیستم چطوری میتونم جبران کنم نگاهاتو دست گرفتن هاتو آرامش دادن هاتو ازت واقعا ممنونم تو به من یاد میدی که چطوری نشونه های تو رو ببینم و من بی دقتی میکنم اما خوشحالم اینقدر بهم. بعضی حرفا دروغ بودنشون شیرین تر از راست بودنشونه ... تو دل برو تره...قشنگ تره... به طبع هضمش راحت تره و میتونی باهاش راه بیای هر چند بدونی که همش یه دروغه ...مثلا ؟!!!
مثلا وقی که دستمو میزارم و میگم یکم تحمل کن الان خوب میشی ، زودی خوب میشی ... با این که میدونم دروغه ...با این که میدونه . حضرت زین العابدین علیه السلام لَمّا ضَرَبَ عَلى کَتِفِ رَجُلٍ یَطوفُ بِالکَعبَةِ ویَقولُ: اللّهُمَّ إنّی أسألُکَ الصَّبرَ . سَألتَ البَلاءَ؟! قُلِ: اللّهُمَّ إنّی أسألُکَ العافِیَةَ، والشُّکرَ عَلَى العافِیَةِ حضرت زین العابدین علیه السلام آنگاه که مردى را در حال طواف دی. سری دوم ع پروفایل خدا + ع نوشته خدایا جدید

گالری ع های پروفایل خدا و ع نوشته پروفایل خدیا سری دوم در پارلین
بعد از انتشار سری اول ع پروفایل خدا دوباره امروز تصمیم گرفتیم سری دوم ع های پروفایل خدا به همراه ع نوشته های جدید و زیبا در مورد خدا را آماده کنیم که در ادامه مطلب میتوانید این ع های پروفایل را ببینید
سری دوم ع پروفایل خدا + ع نوشته خدایا جدید
ع پروفایل خدا سری دوم
من خدا رو دام بالای سرم
همین برام کافیه
سری دوم ع پروفایل خدا + ع نوشته خدایا جدید
ع نوشته خدا سری دوم
نگران آینده نباش
چون خدا زودتر از تو آنجاست
سری دوم ع پروفایل خدا + ع نوشته خدایا جدید
ع پروفایل یا ارحم الراحمین
سری دوم ع پروفایل خدا + ع نوشته خدایا جدید
گالری ع های جدید پروفایل خدا
محالات زندگی با توکل بر خدا ممکن میشود
امشب به خدایت توکل کن تا محال زندگیت
ممکن شود
ع نوشته جدید پروفایل خدا
سری دوم ع پروفایل خدا + ع نوشته خدایا جدید
سری دوم ع پروفایل زیبای خدایا
هر کی دلش گرفته همین الان بند بگه
خدایا یاری ام بده
سری دوم ع پروفایل خدا + ع نوشته خدایا جدید
ع های پروفایل عاشقانه
سری دوم ع پروفایل خدا + ع نوشته خدایا جدید
ع پروفایل خدا ع نوشته پروفایل سری دوم
امشب یه نگاه ویژه به دل خستمون بنداز
از اون نگاه ها که زندگیمونو زیر و رو میکنه
سری دوم ع پروفایل خدا + ع نوشته خدایا جدید
ع زیبای پروفایل خدای
سری دوم ع پروفایل خدا + ع نوشته خدایا جدید
سری دوم ع پروفایل خدا + ع نوشته خدایا جدید
گالری ع های جدید پروفایل خدا سری دوم در بخش ع های پروفایل پارلین
سری دوم ع پروفایل خدا + ع نوشته خدایا جدید
ع پروفایل جدید خدایا
شما هر جور حساب کنی
با معرفت تر از خدا وجود نداره
قبول داری؟
سری دوم ع پروفایل خدا + ع نوشته خدایا جدید
ع نوشته های پروفایل خدا
سری جدید ع نوشته های زیبای پروفایل خد, سری دوم ع پروفایل خدا + ع نوشته خدایا جدید در بخش ع های پروفایل پارلین,ع جدیدترین ع نوشته های زیبا خدا برای پروفایل تلگرام و اینستاگرام سری دوم
سری دوم ع پروفایل خدا + ع نوشته خدایا جدید
سری دوم گالری ع پروفایل خدایا
یا رب
دلم روشن است به تمام اتفاقات خوب در راه
امشب خودت مسیر رو برای رسیدن روزای خوب هموار کن
سری دوم ع پروفایل خدا + ع نوشته خدایا جدید
ع پروفایل خواستن از خدا سری دوم
امشب از خدا میخوام
که خیلی زود پای همه ی
آرزوهاتون امضا کنه
همچنین ببینید : ع مذهبی پروفایل خدا
گالری ع های پروفایل پارلین » سری دوم ع پروفایل خدا + ع نوشته خدایا جدید جبر قبولش دارم اما اسیرش نیستم می جنگم خودمو به گاع میدم اما دستمو مشت می کنم نمیگیرمش سمت ی چون میدونم اون موقع باید منتظر قطع شدنش باشم باید جنگید حتی گاهی باید مثل سگ زندگی کرد اگه بخوای هم مشکلاتت حل شه و هم گاهی کنار چیزی ک می خوای باشی باید جنگید یکی دو هفتس ک می خوام برم آ. دستمو محکم گرفته و سعی می کنه سربالایی رو بیاد بالا با یه عصا...میگم مادرجان بچه هات کجان؟ میگه خارج...خارج... خدا می دونه با چه غم و غصه ای گفت اینو... گاهی وقتا زندگی ارزش هیچیو نداره...ابدا هیچی. پ.ن: لعنت به این اینستاگرام...این همه شفاف بودن همه چیو دوس ندارم...نمی خوام طرفو ببینم ب. صبح بخیر ساعت بیدار شدنمو ببینین چقد بهتر شده!از 9 بیدارم. البته امروز روز پسراست. یعنی فقط با پسرا کلاس دارم و خیلی از نظر روحی خسته می شم:دی ولی مهم اینه که بعد از سه تا کلاس بدو بدوووو می رم کلاس پیانو :دی و این کلاس پیانو است که ثنا خانومیان را زنده نگه داشته است. خوابای بد دیدم. امروز روز اول است که بعد از مدتها درس میخوانم هفت ساعت درس خواندم از فردا شب جزئی تر می نویسم شکر خدا مشکلی نیسدفقط یه مشکله اونم وابستگی من به اینترنت و تلگرام و یه رفیق که خیلی باهاش مچ بودم ولی تازگی خیلی باهام بد شده خدایا چه آسان مهر ی را در دل ها می نشانی و چه سخت مهرشان را ا. امروز از اون روزاس که دلم عجیب گرفته... انگار سر نقطه ی بزرگ شدن زندگیم و م... اما میدونم پوستم خوب کلفت شده... دیگه حتی اون دختر دل نازک قدیم که هر چی میشد میزد زیر گریه تا خالی بشه هم نیستم... حالا سعی میکنم قه قهه بزنم.تا بقیه بخندن..و موفق بودم... وقتی ب به مامانم میگن واااای دخترت چ. تو این عاشورا فقط دعا میکنم جنگ تمام شه کشتار بزرگ برای صندلیِ یزیدتر از یزید بعضیا در آینده میخان تو تاریخ ب چه نامی بدرخشن! بعضیای خیلی نزدیک خدایا این روحی نیست که از خودت در انسان دمیدی خودت اوضاع مخلوقاتتو روبراه کن خدایا صلح و مهربانی برای همه اولین دفعاتی که سوار متروی این شهر شدم این پوستر های ضد آزار و اذیت خیابونی رو دیدم و خیلی منقلب شدم. متن پوستر می گفت اگه خودت رو به من بچسبونی لو می دمت (آبروت رو می برم)*. همینجور ایستادم و با بهت نگاه . با خودم فکر می چرا هیچ وقت همچین تابلویی توی تهران ندیدم؟ چرا حتی یکی هم ندید. چی میشد اگه مادر من هیچ وقت منو به دنیا نمیاورد؟ چی میشد اگه پاهای من میش ت هیچ وقت منو سمت تو نمیاورد چی میشد هیچکی دلمو نمیش ت ؟. چی میشد هیچ وقت جلوت گریه نمی ؟ چی میشد منم مثله تو سنگ دل میشدم میگفتم میرم ... برنمیگردم چی میشد یه شب خوابم ببره صبح که بیدار میشم تو کنار من باشی ؟؟. سلام عزیز برادرم...
سید جان...از صبح ک بیدار شدم فقط راه میرم و با خودم بلند بلند حرف میزنم...سردرد و چشم درد امونم رو بریده....بغض داره خفم میکنه....
پرنده رو دیدی داخل قفس؟
خودشو میکوبه ب دیواره ها تا شاید راهیی پیدا کنه؟
حالم مثل اونه...ولی بدتر...
سید...میدونی...
منو چه به شما. امشب کاری کردید ..که فهمیدم حتی دلتنگی هم عین یت است ... خدایا من و رها کن از قوم ظالمین ..از قوم جاهلین ...خدایا ..تو شاهدی ..تو شاهدی ..تو شاهدی...خدایا سکوت نکن ...تو را به چه ی قسم بدهم که حرف بزنی ..خدایا ..این که در من است فقط یک تکه گوشت نیست ...قلب است ... خدایا! امشب چیز خاصی برای گفتن ندارم زیر همان مناجات های ب یک «ایضاً» بنویس! ******* خدایا! هنر یعنی وقتی نمی شود و نمی توانیم بگوییم «خدا را شکر» بگوییم «خدا را شکر»... و من هنرمندم! ******* خدایا! آسایش دو گیتی تفسیر این سه حرف است: ۱- خدا ۲- را ۳- شکر ******* خدایا! گلویم دارد از بغض می ترکد . سلام خدا جونم میشه خواهش کنم کمکم کنی!!!! خدایا تو همیشه و در همه مراحل زندگیم کمکم کردی من واقعا اوضاع خوبی ندارم، بم میگه باید لاغر شی برا بارداری ضرر داره من اخه چطوری با صد و د و وزن حامله شم از یطرفی دعا میکنم زودتر حامله شم و از طرفی با این اضافه وزن نمیدونم چیکار کنم خدایا خ. باورت میشه؟! اینکه سه ماه به این زودی بگذره و الان اولین روز مهره،انگار همین چند روز پیش بود عید شده بود. از بس تعطیلات تابسونی زود گذشت که برا رفتن به مدرسه علاوه بر این که اماده نیستم،یه وحشت خاصی هم تمام وجودمو برداشته،البته تعصیلات که چه عرض کنم از همین تابستون تنها چیزی که . بهش گفتم همین که هست خوبه . گفت هست اما نیست . خودش هست اما روحش نیست . کنارمه اما یه دیوار شیشه ای بینمون فاصله انداخته .هرچقدر دستمو دراز میکنم تا دستشو بگیرم نمیتونم .هیچ وقت این شیشه رو نمیتونم بشکنم ..
حرفاش حقیقت بود .نمیتونستم چیزی بگم که مرهمش باشم .گذاشتم بگه .همیشه همین. دوباره چهارشنبست حالمو میدونین:-)))) با اینکه سرم الان بد درد میکنه اما از شوقی که درونم میجوشه نتونستم آروم بگیرم و کمی بخوابم. +یک اتفاق خاص تر افتاد.سر کلاس سوالی پرسید جوابش در ذهنم برق زد دو نفر نظرشونو گفتن اما دقیق نبود خواستم دستمو بلند کنم برای جواب دادن ضربان قلبم به ده . بسم الله الرحمن الرحیم....
چقدر این پیاده روی ها رو دوست دارم.... به یاد تو م...... با تصور اینکه تو کنارمی مهربون ترین حاضرم.... امشب قشنگ حس نگاهتون رو..... صحبت با فاطمه. از کلاس چهارشنبه ها تا سر تخت ط.... پیاده روی.... شب.... تو..... بنده ی خوبتون مثل فاطمه....حرفاش.... نگاه حضرت زهرا سلام ال. خدایاآیامیشودعشقم را پناهم کنی؟ خدایاآیامیشودعشقم راتکیه گاهم کنی؟ خدایاازتنهایی خسته ام.... خدایاازبی ی خسته ام.... خدایامیشوددلش رابنامم کنی؟ خدایامیشودمن رابنامش کنی؟ خدایامیشودباعشقم زیریه سقف پناهم کنی؟ خدایا.....خسته ام خدایا....بی م خدایا....عشقمو میخوام خدایا....نفسم نفس.