خدایا دستمو ول نکن - اخبار روز

خدایا دوستت دارم.

خدایا دوستت دارم و می دانم که این یک حقیقت است.

دروغ نمی گویم چون می دانم ،دورغ دشمنت است.

خدایا هوای من را داشته باش ،چون تو بهترین هوا داری!

خدایا با نور و روشناییت به من بتاب و روشنم کن ،چون نور تو روشن ترین و گرمابخش ترین است.

خدایا لبخند شا. چقدر سخته توی دنیایی باشی که همه ازت بخوان نفس بکشی اما تو نتونی نه که نتونیا،نخوای دلت پایان این نفس کشیدن ها را بخواهد دلت پایان کربن دی ا ید را بخواهد وقتی که همه دارن میکننش توی حلقت دلت ی را بخواهد که باورت کند اما همه اظهار به باورت کنند متنفر باشی از این دنیا و هی توی گوشت. تا حالا دستتون سوراخ شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اامروز واسه من این اتفاق افتاد داشتم پابند درست می و واسه اینکه بتونم مهره ها رو از تو نخ رد م، نخ و تو سوزن کرده بودم از اونجایی که نخه پلاستیکی بود من شروع به کشیدنش کشیدن همانا و ول شدن همانا اولش نفهمیدم چی شد هرچی نخ و کشیدم دیدم بر نمیگرد. جدیدا ب این نتیجه رسیدم ک کلا دیگه ب کار ی کار نداشته باشم بمن چ باو ..بزار هر غلطی دلشون میخواد ن .واسه ی ک خودش دلش ب حال خودش نمیسوزه من چرا ناراحت باشم؟کلا هرجا بهرکی اهمیت دادم الان شده دشمن خونیم اصن از همین تریبون اعلام میکنم من عینه خیالمم نیست تو شدی جنو من بسم الله. نارا. خدایاآیامیشودعشقم را پناهم کنی؟ خدایاآیامیشودعشقم راتکیه گاهم کنی؟ خدایاازتنهایی خسته ام.... خدایاازبی ی خسته ام.... خدایامیشوددلش رابنامم کنی؟ خدایامیشودمن رابنامش کنی؟ خدایامیشودباعشقم زیریه سقف پناهم کنی؟ خدایا.....خسته ام خدایا....بی م خدایا....عشقمو میخوام خدایا....نفسم نفس. من شکل درد دلم ... چی بگم از منو حالی که ن اخوشه ... چرا دردت منو یک شب نمیکشه... کاش تجربه می کردی عاشق شدنو... رفتی که بمونم با چشمای ترم... دیووونه رو اینجوری دیوونه نکن... کی بگیره دستمو وقتی که خیلی خستمو... از همیشه ب دترم هی میگم برم نرم... اینقدر رفتی که باهات نمیشه موند... تو نفس منی. یاس ما را تبر آزرده خدایا چه کنم؟
بین معبر شده پژمرده خدایا چه کنم؟

دست خود را روی ریحانه ی ما کرد بلند
آن حرامیِ سیه چهره،خدایا چه کنم؟

تا به امروز....
*سادات، بچه های حضرت زهرا، آی اونایی که برا مادرتون خوب ناله می زنید*

تا به امروز ی مادر ما را اصلا
آ. هر چقدر هم غیرعادی به نظر برسه، هر چقدر هم در تضاد شدید با عقایدم باشه، هر چقدر هم متفاوت باشه با آرمان ها و آرزوهام، هر چقدر هم با ادعاهای استقلالم منطبق نباشه، هر چقدر هم همه رو ویران کنه، هر چقدر هم به درد نخور و از روی ضعف باشه، هر چقدر هم دیگران بخوان به عنوان یه آدم ضعیف و ش. خدایا کمکم کن.خدایا قسم به همین ماه پر برکتت کمکم کن.با تمام وجود به خودت توکل .دست رد به سینم نزن.پناهم باش.پشتم باش.خدایا من که جز تو ی رو ندارم.هیچکی نیست یه راهی جلو پام بزارم.خدایا ابرومو خودت حفظ کن.نزار ابروم بریزه.نزار بی ابرو بشم.خدایا کمکم کن.خدایا ببخش.خدایا پشتم باش.پن. کاش اتاقم پنجره داشت دلم میخواست بازش کنم دستمو ببرم زیر دونه های ریز بارون ساعت ها با شو نگاه کنم صداشو گوش بدم چشم بدوزم به ته آسمون ...
باهم رفتیم بستنی پسته ای خوردیم تو ماشین صدای بارون میومد عین شب تولدش نگام میکرد میخندوندمش بعدشم رفتیم اون بالا همونجایی که میشه کل شهر. خدایا چرا هیچ نیست؟.... چرا در تنهایی درد آورم و در هق هق های غم انگیز گریه هایم هیچ ی نیست؟.... خدایا منکه با همه مهربان بوده ام...چرا هیچ با من نیست؟..... خدایا چرا میان درد تنهای های غم انگیز و لحظات سرد زندگی ام شانه های مهربانی نیست که سرم را در آغوش بگیرد و و به اندازه همه دل تنگی ه. ای کاش در این هیاهو های انتخابات یک نفر هم حواسش به قلب پسر فاطمه سلام الله علیها به چشمان در گود افتاده اش از گناهان ما یا بهتر من باشد .... روی حرف آقا با من این است که دستت درد نکنه به فکر من هستی ولی چرا گناه می کنی ؟  چقدر دعا کنم خدا تو را ببخشه ... آقا ببخش که انقد دل سنگ شده ا. مثل وقتی که دارم برات میمیرم و نمیدونی... مثل وقتی که اب و دلخوری مثل وقتی که از همه دست کشیدم و منتطرم دستمو بگیری مثل وقتی که هر شب کابوس میبینم روبا هامو مثل الان که تو اتاقت هستم و عاشق تر از همیشه م مثل ترس...مثل ترس از دست دادن و عوض شدن... مثل خواب .خو که میگذره.... میخوام عاشقی ک. دلم شاده که اینجایی...چشام رو چشمِ تو ماته نجابَت تو حجابِت نیست...نجابت توی چشماته چه معصومانه می خندی...چه معصومانه آرومی چه بی اندازه می خوامت...چه بی اندازه خانومی تو شیرینی مثل لیلا...مثل فرهاد مجنونم از این که پاک می مونی...اَزت مردونه ممنونم نذار که بی تو کافر شم..که ایمان بی . گفتم خدایا چگونه آغاز کنم؟
گفت به نام من!
گفتم خدایا چگونه آرام گیرم؟
گفت به یاد من!
گفتم خدایا خیلی تنهایم!
گفت تنهاتر از من؟
گفتم خدایا هیچ ی کنارم نمانده!
گفت به جز من!
گفتم خدایا از بعضی ها دلگیرم!
گفت حتی از من؟
گفتم خدایا قلبم خالیست!
گفت پر کن ا. می دونی ؟ یه اتاق باشه ..... گرم گرم .... روشن روشن تو باشی منم باشم کف اتاق سنگ باشه.. سنگ سفید..تو منو بغل کردی که نترسم که سردم نشه نلرزم می دونی ؟ تو منو بغل کردی طوری که تکیه دادی به دیوار پاهاتم دراز کردی...منم اومدم نشستم جلوت بهت تکیه دادم دو تا دستاتو دور من حلقه کردی بهت میگم چش. ماه شعبان رو خیلی دوس دارم هم بخاطر این مناسبت های خوبش هم اینکه بعدش ماه رمضانه..دستمو سوزوندم وقتی موهامو اتو می الان جاش خیلی بد رو دستم مونده دیروز با یکی دردودل الان پشیمونم کاش بعضی حرفارو نمیگفتم یه نقشه ساده کشیدم برا ماکت گروهی دختر م اینا که کلاس نهمه.بردن یه دفتر معم. این بار بدون هیچ آرایه و استعاره و طول و تفصیل، مستقیم می روم سر اصل مطلب. "خدایا: خودت گفتی من نزد قلب های ش ته ام، ش تگی هایش را ببین، حال زار و چشمان گریانم را ببین. خدایا صدای ش ته شدن قلبم را به گوشش برسان. خدایا تکه تکه های قلب ش ته ام را نشانش بده. خدایا حجیم عظیم دلتنگی ام را ب. زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا چه نغزست و چه خوبست و چه زیباست خدایا چه گرمیم چه گرمیم از این عشق چو خورشید چه پنهان و چه پنهان و چه پیداست خدایا زهی ماه زهی ماه زهی باده همراه که جان را و جهان را بیاراست خدایا زهی شور زهی شور که انگیخته عالم زهی کار زهی بار که آن جاست خدایا فرور. وقتی تصمیم گرفتم فراموشش کنم ، بیشتر جلو چشمم اومد. بیشتر خندید ، بیشتر نگام کرد... درست وقتی که تصمیم گرفتم فراموشش کنم ، هر شب اومد تو خوابم. هر شب دستمو گرفت. وقتی تصمیم گرفتم فراموشش کنم ، بیشتر ..... گفتم خدایا چگونه آغاز کنم گفت به یاد من گفتم خدایا چگونه آرام گیرم؟؟؟گفت به یاد من گفتم خدایا خیلی تنهایم؟؟؟گفت تنهاتر از من؟؟؟ گفتم خدایا هیچ ی کنارم نمانده؟؟؟گفت به جز من گفتم خدایا از بعضی ها دلگیرم گفت حتی از من؟؟؟ گفتم خدایا قلبم خالیست گفت پر کن از عشق من گفتم دست نیاز دا. چرا اینقدر بندگانت عجیبن خدایا هر کدوم یه نمره اند خدایا خیلی سخته مدارا خیلی سخته نرنجیدن خیلی سخته تحمل خدایا میدانم که میدانی خدایا می گویم برایت تا آرام شوم خدایا! ن.رسا 6/5/95 آیا من پروردگار شما نیستم؟... سوره اعراف 172 یه مـَن آرایش میکنه ! میگه : صورتمو مرتب !! ناخن هاش رو بلند و مانیکور میکنه و در در معرض دید میذاره ؛ میگه : خدا زیبایی رو داده ، چیکارش کنم ؟نمی تونم دستمو قطع کنم که !!! رنگهای جیغ میپوشه ، میگه : خب رنگ ِ شاده ، نمیتونم دپرس باشم که !! بوی ادکلنش همه دوروبری هاش رو گیج میکنه ؛ میگه : . یه کم بادام زمینی گرفته بودم و کنار دستم بود

گاهی چندتایی ازش برمیداشتم و تناول میفرمودم
بعد تموم شدنش. بازم دلم می خواست!
یه نگاه به دور و بر وپایین میز انداختم شاید یه کوچول موچولش از دستم در رفته باشه و افتاده باشه اینور و اونور
یه بادوم خوشکل و درشت رو زمین توجه. آینمو ش تم..ازش فقط یه قاب باقی موند.الان دیگه نمیتونم خودمو بکِشَم..دیگه امیدی واسه ادامه نیست.به پوچی رسیدم.چند هفتست نزدم و فکر می همه چی تغییر میکنه..ولی بدتر شده.. حداقل اونموقع امیدی داشتم واسه شب شدنِ بعضی روزا..تنهایی منو دَرید..زیرنویس: دلم پ میخواد..فقط اونه که میتونه دست. خدایا چه ... چه مهربون و لطیف هوای بنده هاتو داری ... و بنده طغیان گر و سرکش از تو غافل ... خدایا خدایا خدایا، تاب دیدن خودم رو ندارم!!! مگر اینکه رحمی کنی به من ... خدایا دوستت دارم ... خییییلی بزرگی و من خیییییییییییییلی حقیر .... چهار ماهی از عقدمون گذشته بود ,من و مهدی بالا تو اتاقش داشتیم ع ای عقد و نگاه میکردیم ,مهدی بلند شد ظبطشو روشن کرد سرمو گرفتم بالا گفتم این کیه ؟کدوم خواننده است ؟ - خانووووم یاد حرف شهناز افتادم که میگفت مهدی عاشق است .تا حالا گوش نکرده بودم .صداش قشنگ بود ی غم خاصی تو صداش بود مث . شب تاسوعا خیلی زار زدم گفتم خداجون دوستت دارم گفتم خدا جون کمکم کن درسته چند روز قبل تشر زدم باهات دعوا اما به خداوندی خودت از صمیم قلب دوستت دارم منو ببخش دستمو بگیر رهام نکن امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء شب بعد از ی چت سه ساعته با دوست جان خو دم تا ساعت ۹صبح ی خواب عجیب . من : بغلت میکنم آروم لبامو میزارم رو لبات و میبوسمت یواش در گوشت میگم دوست دارم شبت بخیر همه وجوردم خوب بخو منو سجاد هرشب اینجوری بهم شب بخیر میگفتیم بعضی وقتا سجاد شوخی میکرد میگفت میام از پشتک دراز کشیدی منم میام میخابم روت تا پرس بشی سجاد: آروم میام کنارت دراز میکشم و دستمو م. خدایا امروز پای در راهی نهاده ام اگر تو دستم نگیری بازهم به زمین خواهم خورد خدایا جز تو مرا پناهی نمانده ببخش اگر غره به بندگی خویش شدم و ودر وادی غرور غرق ببخش ... مرا نیرو ببخش تا بتوانم آغاز کنم ... خدایا دوستت دارم مرا در مهلکه های سخت زندگانی تنهایم مگذار خدایا خدایا خدایا خد. از دور نگاهم می کرد لبخند محکم و مردونشو دوباره توی صورتم پاشید دستاشو از جیباش درآورد دست ت داد همه وجودشو ریخت توی دستاش دوباره دستمو گرفت تمام وجودشو ریخت توی صورتش نگاهم کرد دوباره نگاهم کرد تموم وجودشو ریخت توی لبخندش گفت سلام تموم وجودشو ریخت توی لب های سرخش دوباره دوبا. خدایا منو ببخش ب خواب شنبه رو.میلطفخواب میدیدم شنبه شده و.خدا منو.مورد لطف قراردداده برام کار پیدا کرده منو به عشقم رسونده خدایا من گناه ولی خدا مگه من جزتو. ی رو دارم خدایا امروز دوباره چله میگیرم خدایا ایندفعه قول میدم بیشتر تلاش کنم و سرعهدی که بستم باشم خدایا الان لیست کاره. خدایا شکرت که هرجا میرم باز برمیگردم پیش خودت..
خدایا تو امشب باز هوای اقا عصر بقیه الله الاعظم ارواحنا فداه رو به سرم انداختی..

خدایا تو اون حدیث رو اتفاقی جلوی چشمم اوردی که باید به مشیت خدایا راضی باشیم..

خدایا تو این جمله رو بهم الهام کردی "هرگاه خواستید ی به یاد شما . سرفه های وحشتناک هر لحظه و هر لحظهنمیتونه دراز بکشه چون نفس نمیتونه بکشه ریه اب میاره به مرور...کم کم با هر سرفه اب ریه میاد توی دهنشون...شنیدم اوجش حتی اب قل میزنه بالا از حلق...سرطان ریه.بیماری ای بابام داشت...که شب ا دستشو گرفتم مث همیشه که پاشو راه بریم گف دخترم دستمو میگیری درد . پاییز... خوش اومدی! بهترین فصل رویاهام... خاطرات دیرینه.. فصل برگ ریزان.. خوش اومدی پاییز!! برگ زرد و خوشکیده؛ یادگار روزهای گذشته؛ یادگاری از تو؛ هنوز هم لای دفترمه بعد گذشت چند سال؛ با دیدنش خاطرات برام زنده میشن.. یادش بخیر چ روزهای قشنگی بود.. روزهایی ک تنها دلخوشیم مرتب نگه داش. خدایا!!

بفهمانم بی تو چه می شوم،اما نشانم نده....



مهربان!!

هم بفهمانم و هم نشانم بده با تو چه خواهم شد....



لنتی ترین ثانیه ی دنیا با سلام یالله و این کلیشه های عادی لعنتی میان تو..سیب زمینی لعنتی از دستم لیز میخوره انگشتامو دورش حلقه میکنم و ناخنامو توش فرو میکنم فشارش میدم به رنده ی لعنتی تمام صورتم منقبض شده چشامو لایه ای اشک پوشونده ته سرم درد مث صدای سوت قطاره..زیر دلم منقبض . دستم تو دستش قفل بود ... . جوری دستمو فشار میداد انگار میدونست قرار نیست مال هم باشیم . میخواست از تک تک لحظاتش استفاده کنه و به قول خودش نفس بکشه ... . یادمه بعضی وقتا فقط برای این میومد پیشم که بغلم کنه . طولانی با یک عالمه نفس عمیق و بلند . انگار زندگی میکرد یا میخواست بوی بدنم رو ح. خدایا دیگه نمی ذارم هیچی بین فاصله بندازه ... فقط تورو می خوام... خدایا از این به بعد، تنها هدف من تو زندگیم، رسیدن به توست ...رسیدن به رضای تو خدایا ... کمکم کن همونی بشم که تو می خوای...عاقبت به خیرم کن... تو این لحظه ی باشکوه،زندگیمو از نو شروع می کنم خدایا، امروز از کدام مسیر بروم که.