خاطرات - اخبار روز

وقتی واسه اولین بار اینترنت وارد خونه ها شد فکر کنم از اولین ایی بودم که با دایل اپ میرفتم اینترنت. اولین بار که وبلاگ درست سال ۸۵ بود فکر میکنم . اون موقع که تو سن من یاهو مسنجر هم زیاد باب نبود . چه دوستایی که پیدا ن دوستایی که هر چی زمان گذشت یا دور دور شدیم یا نزدیک نزدیک. دنیای. تکنیکی برای فراموش خاطرات بد گذشته بسیاری از ما در گذشته شناوریم ، یادآوری خاطرات و گذشته ای که آزارمان می دهد، اگر ادامه پیدا کند می تواند بدل به تهدیدی برای سلامت روان ما شود. در اینجا ما شما را با یکی از تکنیک های معتبر روان شناسان برای مقابله و کنترل نشخوار فکری و فراموش خا. ما آدمها چه رنجها که در خود نداریم، خاطرات و رنجهایی که پشت سکوت و لبخدها ی دروغی قایم میکنیم. خاطرات مبهمی که در تاریکخانه ذهن زندانی اند مجالی برای فریاد کشیدن ندارند و برای یادآوری انها فقط شنیدن صدای د شدن یه برگ پاییزی کافیست. کافیست بوی پاییز بیاید تا باز در این تاریک خان. خاطرات نوجوانیمان که مرور می شود، رد پای دوستیشان تا کنون امتداد چشمانت را با گلهای چشم نوازش می کشاند و دوستش داری امروز مهمان دو عزیزیم، دو عزیز عزیزی که بر دلهای همه ما تا همیشه جا دارد، عزیزی از عزیزانی که تا ابد زنده اند.. مهمان دو عزیزی که خاطرات مادربزرگوارشان در برنامه . نیستی، طی این راه زجرم می دهد خاطرات سرد آذر ماه زجرم می دهد خاطرات قهوه خوردنها و فال قهوه در کافه های دنج کرمانشاه زجرم می دهد باز کن آغوش خود را تا کمی گرمم شود راهروی سرد زجرم می دهد بیشتر از حال و روز خود برای من بگو! جمله های مبهم کوتاه زجرم می دهد دوستم یک هفته پیش، از من سر. زیرنویس فصل 8 سریال the vampire diaries با [زیرنویس قسمت 10 از فصل 8 منتشر شد] خاطرات یک خون آشام کیفیت x265 480p [ زیرنویس قسمت 10 سریال the vampire diaries ومپایر دیاریز ] s08e10 - [اپیزود 10 سری 8] season 8 episode 10 قسمت 10 فصل هشتم خاطرات یک خوناشام زمان و تاریخ انتشار دقیق سریال ومپایر دایریز the vampire diaries زمان پخش ق. مرور خاطرات تلخ و شیرین رزمندگان هشت سال دفاع مقدس شهرستان زرندیه با حضور در اولین گردهمایی رزمندگان دوران دفاع مقدس استان مرکزی با عنوان « یاران انقلاب » خاطرات تلخ و شیرین جبهه های حق علیه باطل را مرور د. همایش یاران انقلاب که با حضور کلیه رزمندگان هشت سال دفاع مقدس استان مر.
چگونه گذشته را فراموش کنیم پریسا :
سلام من گذشته ی بدی داشتم چطور فراموشش کنم؟؟؟؟؟؟؟؟


پاسخ حکیم ارد بزرگ : حکیم ارد بزرگ / پدر حکمت اردیسم / hakim orod bozorg / hekmaorodism / فللسفه اردیسم اگر خاطره شیرینی برای خود نسازیم ، یاد خاطرات غمناک گذشته ، روان ما را از پا در خواهد آورد . کتاب سرخ – فرگرد روان و خویش – سخن ۱۰ راهی برای فراموشی خاطرات بد و هولناک نیست اما می توانید آنها را کمرنگ کنید ، ایجاد خاطرات شیرین و دوست داشتنی به مرور خاطرات غم انگیز و بد را کمرنگ می کند . پس بدنبال ساختن امروزی شاد و زیبا باشید .

منبع مطلب بالا آدرس زیر است : http://www.hakimorodbozorg.com/?p=763&cpage=3#comments



برچسب ها: چگونه گذشته را فراموش کنیم, چگونه گذشته را فراموش کنم, چگونه گذشته را رها کنیم, چگونه گذشته رو فراموش کنیم, چگونه گذشته را فراموش کرد نمیدونم ولی تو فکر و خیالم همه اش وبلاگم رو مثل دفتر خاطراتم میبینم که لحظات و اتفاق های خوب و بد زندگی ام رو توش مینویسم و هر روز یک شماره بهش اضافه میکنم. من هیچ وقت دفتر خاطرات نداشتم یعنی یه جورای ترسِ از خونده شدنش توسط اطرافیانم مانع این میشد که بنویسم ولی با این وجود کلاس .
کتاب ره یافتگان کوی یار

کتاب ارزشمند ” ره یافتگان کوی یار جلد 1 ” به نگارندگی وجیهه پور ده شیخی شامل زندگی نامه ، سر گذشت ، و خاطرات و اخلاقیات 55شهید منطقه بهشت وحدت زرند منتشر شده است. لازم به ذکر است زندگینامه و خاطرات شهید حسن سلطانی نیز در این کتاب درج گردیده شده است.

بین همه هم سن و سالام، از همه دیرتر دفترچه خاطرات یدم. اون موقع ها تولد هر کدوم از بچه ها که میخواستی بری، یا آلبوم می یدی یا دفترچه خاطرات یا اسپری و عروسک! گزینه دیگه ای نبود. تو مغازه هام انواع و اقسام دفتر خاطرات چیده بودن. من یه بار بیشتر تولد نگرفتم تو بچگیم...اونم هیشکی برام. پیش تولید خاطرات سوده به زودی ... حسین ستاری مدیر تولید قرارداد خود را با عوامل تولید بست.  <font style=خاطرات سوده" width="1134" height="1039" /> تازه فهمیده ام خیالبافی چشم ها خبر از حادثه های عجیب و غریب میدهد و اتفاق ها پس از گذشتن از خاطرات رنگین کمان میشوند عین لحظه های رویایی من . آه از این شربت شیرین که مرا برد به فردای روزی که باید میرفتم به جشن پاییز امان از این خاطرات که مرا می برند در کوچه پس کوچه های زندگی هنوز ه. سرمربی استقلال در پایان نشست خبری برای خبرنگاران تبریزی از دو بازی خاطره انگیزش در تبریز سخن گفت. نوشته بازگشت علی منصور به شهر خاطرات ، تبریز ؛ آیا همان نتایج تکرار می شود ؟! اولین بار در پارس فوتبال خبرگزاری فوتبال ایران parsfootball پدیدار شد.
قدیما!فک می آدما یه جایی از زندگیشون "اشتباه" می کننبعدش "حسرت" می خورنواقعا واقعا تازه فهمیدم که اینطور نیس!حسرت خوردن ربطی به اشتباه یا ن نداره کهنمیدونم بگم خوشبختانه یا متاسفانه؟!
هر روز که میگذرهفشار دستهای اون خاطرات خیلی ناب رو بیشتر دور گلوم حس می کنم!"غافل از معجز. سلام تاحالا خاطرات منو شنیدید؟؟؟؟؟؟؟ قراره بشنوید.... توجه توجه:همین چند روز پیش بود که من/خواهرم/مامانم با ماشین رفتیم بیرون.مامانمو خواهرم از ماشین رفتن بیرون.من موندمو خودم...خیلی طول دادن...با خودم گفتم: > کم کم فکر راستی راستی مردنو زدم زیر گریه .یک خاطراتم نوشتم برای موردنش. خاطرات یک خنگول1" alt="خاطرات یک خنگول1" id="image" data-zoom-image="http://digibookshop.ir/image/cache/catalog/data/9786007443866-500x539.jpg" cl ="product-image-zoom img-responsive" style="box-sizing: border-box; border: 0px; vertical-align: middle; display: inline-block; max-width: 100%; height: auto; margin: -2px;" />خاطرات یک خنگول1" alt="خاطرات یک خنگول1" data-zoom-image="http://digibookshop.ir/image/cache/catalog/data/9786007443866-500x539.jpg" cl ="product-image-zoom img-responsive" style="box-sizing: border-box; border: 2px solid transparent; vertical-align: middle; display: inline-block; max-width: 92px; height: auto; margin: -2px; opacity: 0.5;" />خاطرات یک خنگول1" alt="خاطرات یک خنگول1" data-zoom-image="http://digibookshop.ir/image/cache/catalog/pic/9786007443866/new doc ۲۰۱۸-۰۱-۱۷_34-500x539.jpg" cl ="product-image-zoom img-responsive" style="box-sizing: border-box; border: 2px solid transparent; vertical-align: middle; display: inline-block; max-width: 92px; height: auto; margin: -2px; opacity: 0.5;" />خاطرات یک خنگول1 0 نظر / نوشتن نظر17,000 تومانقیمت بدون مالیات: 17,000 تومانناشر: میلکانمدل: 67308قطع: رقعینوع جلد: شمیزتعداد صفحات : 184شابک 9786007443866سال چاپ : 1396نوبت چاپ: 1مترجم: لیدا فرجیمولف: ریچل رنه راسل
سبد ید خاطرات بی غبار من
در برابر همین چشمها
می آیند و میروند
بی هیچ س ی
.
از تو و بودن تو
از چشمهایت
از مکث کوتاه میان کلماتت
در واپسین هنگام
.
از خنده های زود گذر آ ین دیدارمان
از آ ین نگاه غمبارت
از واپسین تپشهای قلب مهربانت
سخن میگویند

همه را به یاد دارم
حتی آ ین دم و بازدمت را ....
و ....اشکهایم بدرقه میکنند
همین خاطرات بی غبار را ...


شه نگار


سلام این آهنگ رضاصادقی و بابک جهانبخش رو خیلی دوست دارم متنشو براتون میزارم سراغی از ما نگیری نپرسی که چه حالی ام عیبی نداره میدونم باعث این ج ام رفتم شاید که رفتنم فکرتو کمتر ه نبودنم کنارتو ح و بهتر ه لج باخودم آخه حست به من عالی نبود احساس من فرق داشت باتو، دوست داشتنم خالی ن.
 شهید علیرضا ماهینیخاطرات شهید علیرضا ماهینی" width="366" height="423">

خاطرات شهید علیرضا ماهینی (قسمت هفتم) در منطقه طراح بودیم، در هیجدهم تیرماه سال 1360 حدود ساعت ۱۱ یا ۱۲ ظهر بود که قرار شد تا به همراه علیرضا برای شناسایی وضعیت و خاکریز دشمن راهی شویم... ادامه مطلب هایدگر معتقد است که وحدت و کثرت «من»، «زمان» است. یعنی آنچه کثیر است زمان است و آنچه وحدت بخش من است نیز زمان است. اما نکته این است که من چگونه به «من» می شد. تفکر به «من» تفکر به «خود» نیست و این نکته مهمی است که باید مد نظر قرار داد چرا که شه به «خود» یعنی آن را چونان مفهومی از من . سلام دوستان خوبم تصمیم دارم از دنیای وبلاگ خداحافظی کنم . میخواهم بیشتر روی کارم تمرکز کنم . چیزی که مربوط به گذشته است به همانجا تعلق دارد. یادآوری خاطرات گذشته فقط درد و رنج آدم را زیاد میکند. میخواهم این دفتر خاطرات را ببندم و در. زمان حال زندگی کنم. . خسته ام خیلی خسته باید بزن. گروه تولیدی و صنعتی شوکومی لوگو ، اسم یا هر چیزی را که شما بخواهید روی شکلات ترسیم می کند. هر شکلات را در یک بسته بندی خاص و زیبا قرار می دهیم و نهایتا، تمام شکلات های شما را در جعبه ای که مخصوص خودتان ساخته شده است بسته بندی و در یخچال های مخصوص، برایتان ارسال می کنیم. شکلات اختص. باشگاه ایران مجری و در یازدهمین سالگرد تاسیس شرکت بین المللی آریا یراق صنعت در هتل پارسیان تهران  اجرای طنز و خاطرات تلویزیونی محمود شهریاری اجرای صحنه ای و پرانرژی بهتر اینه که کلا حاشیه ها رو کنار بزاریم و به بعد هنری اجراها هم توجه کنیم جهت ارتباط با مجریان:09120570580 محمد ی. بسم تعالی. در آن هنگام که پروردگارم،قلم،این شی مقدس را آفرید و بر آن سوگند یاد کرد،تنها برای نقش زدن نقاشی های کودکی به وسیله آن بر روی برگه ای پاک نبود؛منظورش هم سیاه قلب سفید کاغذ از انشا های بی سر و ته کودکی مان نبود،هزاران منظور داشت که والاترین آن را من نقش زدن یادی گنگ در . س رست حوزه هنری کهگیلویه و بویراحمد گفت: کتاب «مقاومت خندقیان» که در رابطه با خاطرات رزمندگان استان از حماسه پد خندق است توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده و در آینده ای نزدیک رونمایی و وارد بازار می شود. گاه گاهى با خودم نامهربانى میکنم با خودم لج مى کنم با غم تبانى میکنم مى نشینم چاى مى نوشم کنار پنجره بى ى هاى خودم را دیدبانى مى کنم اب مى ریزم به روى خاک گلدان هاى خشک آب پاش خانه را دارم روانى مى کنم چشم مى دوزم به دستانى که در دست تو بود خاطرات رفته ام را بازخوانى مى کنم بى نشان. گاهی تمام آرزوهایت در شنیدن دوباره یک " بیدار شو " درصبحی سرد خلاصه می شود. در یک لقمه گرفتن ساده و اصرار برای پوشاندن تنت که مبادا سرما بخوری ... و مبادا پتو از رویت کنار رفته و نصف شب سردت شود... همه این خاطرات از ذهنم چون برق می گذرند. گویی هم اکنون رخ می دهند. از کودکی تا نوجوانی و. خاطرات و تاریخ پزشکی dr.rahmat sokhani" alt="خاطرات و تاریخ پزشکی dr.rahmat sokhani" style="cursor: pointer;" src="http://www.sahand2722.parsiblog.com/p oalbum/sahand27213/160820092031.jpg" width="470" height="300" / onload="resetwh(this,470);">
سلام دوستان خوبم ایمیل جدید من برای مشاوره های پزشکی به شرح است
[email protected] دلتنگ خاطرات توام دم به دم رفیق حمدی بخوان و در دل تنگم بدم رفیق یارانِ بی مضایقه تبدیل می شوند هنگام دشمنی ست، نیُفت از قلم رفیق چشمان بی تفاوتم از ناگهان تهی ست دیگر نه شانه مانده برایم نه غم رفیق رامشگران سکوت جهان را نواختند در پنجگاه دلهره با زیر و بم رفیق حرفی نمانده است و. زیر معرفی کتاب از دفترچه خاطرات یک نویسنده ی زرافه نشین می باشد: توی اوج بی حوصلگی هم میشه چرخ زد، بله چرخ زد نه توی خیابان و توی گرما و زیر آفتاب داغ تابستان، می توان توی فروشگاه اینترنتی کتابم کو چرخ زد. میان کتاب های خوب گشت که حوصله را جا می آورد و خستگی درس را در می کند. یک عالم کتاب در سایت کتابم کو منتظر شماست. کتاب های خوب و برگزیده ای که ارزش خواندن دارند.پس چرخ بزن !!تا دیر نشده چرخ بزن!! خاطرات یک نویسنده ی زرافه نشین" src="http://tizland.ir/files/articles/attach/4111/%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%85-%da%a9%d9%88-4773.gif" alt="از دفترچه خاطرات یک نویسنده ی زرافه نشین" width="500" style="text-align: justify; box-sizing: border-box; border: 0px; vertical-align: middle; max-width: 500px; display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" /> کلمات کلیدی : نشر آفرینگان معرفی کتاب کتابهای کودک و نوجوان کتاب کودک و نوجوان نشر کودک بهترین کتاب های کودک ید اینترنتی کتاب کتابم کو نوید سیدعلی اکبر منبع دریافت این مطلب : فروشگاه اینترنتی کتابم کو
نام:خاطرات یک مورچه نوشته­ی مورچه با همکاری استیو پارکر ترجمه ی شهرزاد فتوحی ناشر: شرکت انتشارات فنی ایران گروه سنی: ب ، ج این کتاب یا در واقع دفتر خاطرات مورچه­ای، خیلی مورچه­ای و خیلی دفتر خاطراتی است. پایین هر صفحه مانند یک سررسید روزهای هفته نوشته شده­اند و دور روزی که خاط. 8:00 پنجشنبه ما از آب و آتش گذشته بودیم از آتش و باد. چنان سوخته که کویر چنان بر باد که برگی در پاییز. ما که ابراهیم نبودیم. سوختن، آغاز ما بود. و ناگهان فریاد می زنم: "های ای خیال بی انتهای پرواز! همینجا بایست! اینها خاطرات من نیستند. من، از روی ردپاها راه نمی روم. نقش های تازه را خودم. من نمیدونم چرا خاطرات بد بیشتر در ذهنم میمونه تا خاطرات خوب !!:)
سن رو نمیدونم احتمالا باید از هفت سال کمتر بودم !
پدر بزرگ باغ بزرگی داشت که ها همه دور هم بودیم .(روحشان شاد)
پسر هر زمان باغ پدر بزرگ می اومد، هیچ وقت حوصله ما سر نمیرفت یا میرفتیم زنبورها رو اذیت میکردیم در .

خاطرات با این اهنگ زیاده ... زیاااد
خیلی اتفاقی تو پلیر، پلی شد اینم اومد خاطراتو زنده کنه

متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب 5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="autostart" value="false">
پاشایی روحت شاد شاد...
امروز برای خانم کوچولو از خاطرات چهار سال پیشم گفتم، از روز به دنیا اومدنش. با دقت و علاقه همه ی حرفام رو گوش داده و مرتب سؤال پرسیده. که چه قدری بوده، چه جوری گریه می کرده، چی می خورده و ... اون وسط از خاطرات روز تولد گل پسر هم تعریف . از این که شب اول تو بیمارستان قشنگ و آروم خو د، ب. از عمومی در اومدیم و نم نم بارون میزد ، خانومی جوون و محجبه بساط لیف و جوراب و ... جلوش پهن بود ، دوستم رفت جلو و آروم سلام کرد و نصفه بیشتره لیف و جوراباشو ید ... تعجب و پرسیدم : داداش واسه کی می ی ؟ما که تازه از در اومدیم ، اونم اینهمه !!! گفت : تو این سرما از سر غیرتشه که با دستفروشی ج.
امروز قصد نوشتن نداشتم ولی وقتی صبح از خواب بلند شدم و از پنجره اتاقم بیرون رو تماشا حسی تازه گرفتم ، یک روکش سفید روی شهرم پهن شده بود از سمت کوهها گرفته تا انتهای شهر همه و همه سفید سفید . برف امسال از همیشه زودتر اومده بود به شهر ما ، نمی دونم چرا شاید امسال فکر می کرده زودتر باید بیاد و این همه تیرگی و زودتر بپوشونه ، شاید هم می خواست ما زودتر یاد خاطراتمون بیفتیم .....هر چه بود خوب بود خدا رو شکر .... من همیشه از برف خاطرات خوبی داشتم خاطرات شاد و قشنگ خاطرات قهقهه و نشاط ، بازی های بچه ها و دونه پیدا گنجشکها ... اما ..... اما همین ده ماه پیش بود تو اون روز برفی .... تو اون روزی که می تونست یکی از قشنگ ترین روزها باشه "محمد" رفت ... گویا دنیا براش فرش سفید و پاک پهن کرده بود تا رفتنش رو نظاره گر باشه برع همیشه اطرافم رو سکوت گرفته بود حتی گنجشکها هم دونه نمی خوردن ..... برف هم شاد نبود ...... امروز هم با غم شروع با خاطراتش با مهربونیاش ...... ولی زندگی در جریانه با همه پستیها و بلندیاش با همه غم و شادیهاش ..... شاید برف دیگه برام اون خاطرات خوش رو به همراه نداره ولی خوبه همه چی رو زیر لحاف سفیدش پنهان می کنه ...... سلام برف نو برف ِ نو، برف ِ نو، سلام، سلام!
ادامه مطلب نوشتن از یادم رفته است، شاعری هم.. نمی آیم به خانه ام، سرگردان شده ام، درست مثل یک کولی نشین... آنقدر درگیر زندگی، گیر در روزمرگی شده ام که پلک های خسته ام هم جوابم کرده اند، چه رسد به شعرهایی که وابسته ی منند.. این روزها سرم گیر است، دلم را نمی دانم! چهره ها را فراموش کرده ام، خاطر. جشن یلدا در مدارس روستاهای بسطام شور و شوق اعضا را دوچندان کرد. اعضا کتابخانه سیار روستایی شاهرود و بسطام با آیین ها و میراث فرهنگی گذشتگان ، با حضور مادربزرگ درمدرسه ابت قدس روستای قلعه آقا عبدا... آشنا شدند. خاطرات زیبایی که ننه سلمه از یلدا و دورهمی و صمیمیت برا بچه ها می گفت .