حسود کلاغ های شهر - اخبار روز

در زندگی یاد گرفتم که .. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند. با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند. از حسود دوری کنم چون اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز از من بیزار خواهد بود. تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ند. لره میره تست بازیگری بده، کارگردان ازش میپرسه چیکار بلدی ی... لره میگه ادای کلاغو میتونم در بیارم؛ کارگردانه میگه اینکه کاری نداره اوسکل همه بلدن، غار غار... لره ناراحت میشه پرواز میکنه میره (لرا رو دست کم نگیرید) من آدم دهن بینی نیستم یا اگر هستم که خودم نمیدانم! خیلی کم هستم. هیچ وقت پای حرفهای انی که گفتند فلانی پشتت این و آن را گفته نشسته ام و کلا سعی کرده ام زنک نباشم و به یک کلاغ چهل کلاغ دوست و فامیل و آشنا اهمیت ندهم اما امان از حرفهایی که بدون مقدمه ناگهان به گوشت میخورد و تو آنقدر . :: یاد گرفته ام تنهایی را به بودن درجمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم :: :: یاد گرفته ام که با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش زندگی کند :: :: یاد گرفته ام با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه میکند :: :: یاد گرفته ام از حسود دوری کنم چون حتی اگر دن. پکیج پرنده ها شامل 4پرنده یعنی مرغ و وس و کلاغ و اردک هست به همراه انیمیشن های مورد نیاز

از آپلود بوی ☝☝☝☝☝☝☝☝
در صورت اشکال به گزارش بدید متن موزیک کلاغ پر مهراب و مهدی پاراتیس • علم نوین متن موزیک کلاغ پر مهراب و مهدی پاراتیس • علم نوین متن موزیک کلاغ پر مهراب و مهدی پاراتیس
lyrics new song by : mehrab ft mehdi paratis kalagh par متن موزیک کلاغ پر مهراب و مهدی پاراتیس متن موزیک شنیدنی کلاغ پر مهراب و مهدی پاراتیس ثانیه به ثانیه دنیا عوض میشه دلم واست دوباره تنگ میشه
دل که بشکنه دیگه آدم از هیچ چیز و هیچ مطمئن نمیشه فراموش کار شدی یادت رفت هرچی قولو قرار داشتیم
تو حتی نامت هم درسته یه ذره معرفت نداشتی ولی هنوزم میگم بازم غلامتم رفتنت نبودنت نامردیت هیچ کدوم به مولا اذیتم نکرد
فقط خاطراتی که ازت داشتم اشکای مادرم منو خفه میکرد همه میگن زمان طلاست ولی دروغ میگن چشیدم زمان آتیشه
ثانیه به ثانیش تا تو رو به آتیش نکشه بیخیال نمیشه گاهی وقتا پر از حرفی وقتی بغض میکنی وقتی دلت میشکنه
دقیقا همون موقعها داغونم وقتی خودت نیستی به جات فندک پیشمه تو رفتی یه آه یه بغض یه سواله بی جواب می مونه تو قلبم
من اینقدر شبا گریه بارون تموم شد حتی خدارم خسته بهت گفته بودم اگه بری قلبم میگیره دیدم این اوا خیلی درد میکنه قلبم
این مردم شهر به هیشکی وفا نمیکنن دیدن کفش ندارم واسم پاپوش درست هیچوقت به ناحق پا نذار رو قلبم من مظلومم اینو مادرمم میدونه
اینقدر سر ش ت تو اربده کشیدم میگن داد نزن گلوت میشه دیوونه هر چی صورتمو شستم رد اشکام نرفت از هر دارویی زدم رد تیغا نرفت
هر چی یادگاری بود ش تم یادت ولی نرفت به حافظه گفتم پاک کن حافظه از دست رفت اشکام بغضام الکل گریه هیچی چاره ساز نیست بیا رگمو بدم هدیه
ابه های این دلم از همه جا قشنگ تره آخه یاد تو باهام تو این ابه ست لامصب ترانه کلاغ پر مهراب و مهدی پاراتیس یکی عشقش رفته یکی پی عشقه یکی اسم تو رو با تیغ روی دستاش نوشته
یکی قلبش آتیش گرفته از دوری یکی ام مثه تو گرگه تو لباس فرشته همه بهم میگن یادش فراموش برو از کنارم که سهمم نبود اون آغوش
اصا میدونی بعد تو چی مونده واسم یه تنه پره تیغ و ته سیگارای خاموش اصا حواس تو نبود که حواسم به توئه تا که چشای من دنباله رد پات بدوئه
من باهات راه اومدم ولی تو راهتو کج کردی تو با این قلبه عاشق بدجوری لج کردی من به تو دل دادمو تو دلت پیشش گیره هر وقت یادت میفتم بارون میگیره
لحظه ی رفتنت ش تن قلبم هیچوقت هیچوقت یادم نمیره بی معرفت کجایی بی نشون حالا که افتادم از پا افتادم تو داستان
هر شب ع تو میبینم اون روی ع ته ازم حلالیت نخواه با اون قران که دستته دیگه غیرتی نمیشم نمیپرسم با کیه اینقد هرزه بودی دختر حتی قرآن شاکیه
امشب از خدا میخوام یه خواب بدون بیداری خدا صدامو میشنوی اصن هوامونو داری بغضه لعنتی فشار میده گلومو نمیشه بخوابم نه
فرض کن تو این بازی یکی کنار کشید ولی اون یکی برد
ببین روزای بی تو با دلم چه کرده ندیدی کجایی کجایی همسفر قدیم کجایی بینی که رفیقت مُرد ♪♫♦ موزیک خواننده مهراب و مهدی پاراتیس کلاغ پر متن موزیک کلاغ پر مهراب و مهدی پاراتیس از سایت بزرگ ت ت آهنگ ، لطفا این مطلب رو به اشتراک بگذارید
معنی لغوی لانگ دیستنس: یک جور رابطه هست که فرنگی ها بهش می گویند لانگ دیستنس. یعنی اینکه عاشق، عاشق است و معشوق هم معشوق. هر دو هم خوب و اوکی! اما از هم دور نه خیانتی در کار است و نه نامهربانی و نه حتی ذره ای فکر ب و رها . منتها از آنجا که به قول روباه داستان شازده کوچولو همیشۀ خدا یک پای بساط لنگ است، بزرگترین نقص این رابطه ها همان لانگ بودن دیستنسشان است! همین که بوسه هایت را بر گوشی تلفن و صفحه مونیتور می نشانی. همین که باید یاد بگیری که از صدای محبوبت بفهمی که امروز مثلا خسته است، خوشحال است، عصبانی است، کارش لنگ مانده، اعصابش پوره است. همین که شبهای دلتنگی و تنهائی باید به ع روی گوشی تلفن دل خوش کنی. همین که گاهی توی دلت انفجار احساس است اما نمیتوانی بیانش کنی. نمیتوانی در اغوشش بکشی.
بعد هی این وسط خطر سوتفاهم وجود دارد. نمیشود که به اس ام اس ها یک فایل لینک کرد که مثلا این گله گذاری از سر نیاز است و این به عتاب خواستن، از سر ناز و کرشمه. کم کم برای پیشگیری از تنش ها سکوت میکنی و به خودت وعده می دهی که باشد برای روزی که آمد. اینجوری است که این رابطه یادت می دهد که نخواهی، نگوئی، نشنوی، نبینی.
حالا حساب کن طرف تو در این رابطه چیزی نزدیک تر از دوست باشد. آدمی خیلی خیلی محرم تر و نزدیکتر. فرض کن مرد زندگیت. زن زندگیت.
آن وقت است که قلب آدم در هر لحظه و هر کلام و هر زنگ تلفن، از خواستن و نداشتن هزار بار می شود
و اما از احوالات لانگ دیستنس مایکی از این فکت های دوزاری اینستاگرام گفته بود رابطه های لانگ دیستنس اموشنال ترند.چشم بسته غیب گفته بود گالیور.این یکی را لااقل من خوب میفهمم.احتمالا از هر نوع دیگری از عشق بیشتر باعث ترشح او ی تو ین و هورمون های وابسته اش میشود و این هورمون های لعنتی ادم را حسود میکنند.لانگ دیستنس ادم را حسود میکند.حسود به تک تک مولکول های هوای اطراف تو.مولکول های هوایی که سردتر از اب و هوای این شهر لعنتی اند.لانگ دیستنس ادم را حسود میکند .حسود به برند مواد غذایی نزدیک خانه معشوق.حسود به تیم های موفق ورزشی حوالی معشوق.حسود به کوچه ها ی آن شهر .حسود به پارک های نزدیک خانه تان(پارک قشنگی هم بود یک بعد از ظهری زیر درختهای بزرگش به انتظار مس ه ای گذاراندم).حسود به بقال محل که میتواند هرروز تو را ببیند که دیدنی که من حاضرم داروندارم را بدهم تا یک لحظه دوباره تجربه اش کنم.من حسود نیستم وحسود نبودم.اما لانگ دیستنس مرا حسود کرد.من به تک تک چشم هایی که تورا هرروز میدیدند حسود بودم.من به تک تک انی که باتو حرف میزندند حسادت می .من به خواهر هایت ، من به مادرت، من به پدرت ،حسادت می .من به های فامیلت حسادت می .من به مهمانی های خانوادگی تان حسادت می .من به پتو ات من به پنجره کناررخت خوابت ،من به نسیمی که هرصبح میتوانست صورتت را لمس کند حسادت می .من به کتاب هایت که ساعت ها به ان ها نگاه میکردی هم حسادت می .من به هر ی که یک متر ازمن به تو نزدیک تر بود حسادت می .هنوز هم حسادت میکنم.فقط بعد این همه وقت مثل یک درد مزمن روزمره شده است. دردی که فقط کافی است خاطره ای مثل چوب بیس بال کوبیده شود وسط صورتم تا هزارباره اشک من را در بیاورد.صحبت هایی هم هست در مورد از دل برفتن هر آن که از دیده برفت.استفاده از چرند برای توصیف شان بی انصافی در حق واژه است.ا میدانی تو از دیده من نرفتی.این پی ل های لعنتی موبایل نمیگذارند.ع هایت . چشم هایت.آن هایی که ضرب المثل ها را میساخته اند نه فیس تایم داشته اند نه تلگرام و نه چند گیگ مدیا از معشوق شان.
فکر میکنم بزرگترین دستاوردی که میتوانیم از زندگی داشته باشیم،احساساتند. احساساتی که هورمون ها یا هر چیز دیگری آن را تولید میکنند. احساسات ارزشمند ترین چیزهایند.تنها چیزی است که ما داریم و مستقیم به خودآگاهی مان وصل است.احساسات همه چیز است و من با تو ،در آنجا، همه چیز را در حد کمال و از نوع مثبتش داشتم.من با تو همه چیز داشتم.حیف که زود تمام شد ، خیلی زود.اما من با تو حداقل یکبار به کلاب خوشبخت ترین ها راه پیدا و همین برای من کافیست.حتا اگر امروز تو اینجا نباشی و من حتا ا ین باری که ی که به مسنجرم پیام داده است را به یاد نیاورم.
پ ن : میدونم دیستنس ما نمیخونه اما نوشتیم
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد رمز عبور می توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید] این همه حسود بودم و نمی دانستم؟!؟ به نسیمی که از کنارت موذیانه می گذرد به چشم های آشنا و پر آزار که بی حیا نگاهت میکنند به آفت که فقط تلاش گرم تو را دارد به تلفنی که مدام زنگ می خورد و تو با لبخند نگاهم می کنی که یعنی برو... به همه شان حسادت میکنم من آنقدر عاشقم که به طبیعت بدبینم طب. دیر آمدیم و قصه ی ما زود فرض کرد چرخ فلک نبودن ما بود فرض کرد جنگل تبر به دوش تقاصِ خلیل را از ما گرفت و آتش نمرود فرض کرد ما سوختیم...همنفسِ چوب های خشک آهی که داشت هیزمِ تر دود فرض کرد ما سوختیم و دود به چشم ی نرفت ما را زمانه سوختنِ عود فرض کرد تحریف در زبورِ گلو چنگ می نوشت ما را . مرد 60 ساله تبریزی که از 10 سال قبل غذای تعداد زیادی از پرندگان و حیوانات بی پناه شهرش را تأمین می کند، سلامتی و آرامش این روزهایش را حاصل خدمات داوطلبانه و دلسوزانه ای می داند که به سگ ها، گربه ها و کلاغ های گرسنه شهر ارائه می کند. بعضی وقتا باید یه چیزایی رو قورت بدی و دور بدبینی رو خط بکشی انگار نه انگار که اتفاقی افتاده انگار نه انگار که این دل لامصب با کوچکترین شوخی بی مزه از لای انگشتاش سر میخوره و ترک برمیداره آره من حسودم نسبت به هر ی که جای منو حتی تو قاب چشمات بگیره من نسبت به تو حسودم ! یه حسود به ت. بعضی وقتا باید یه چیزایی رو قورت بدی و دور بدبینی رو خط بکشی انگار نه انگار که اتفاقی افتاده انگار نه انگار که این دل لامصب با کوچکترین شوخی بی مزه از لای انگشتاش سر میخوره و ترک برمیداره آره من حسودم نسبت به هر ی که جای منو حتی تو قاب چشمات بگیره من نسبت به تو حسودم ! یه حسود به ت. لیـس لبخیل راحه، و لا لحسـود لذه و لا لملـوک وفـاء ولا لکذوب مــروه.
« بخیل را آسایشى نیست و حسود راخوشى و لذتى نیست و زمامدار را وفایى نیست و دروغگو را مروت و مردانگى نیست.» منبع: تحف العقول,ص 450.
گفته بودم که خواب دیدم در کنعانم من بودم و برادرانم همه برادر بودیم ، فرزندان یعقوب و من نمیدانستم کدامین برادرم ... ... سروش گفت : انتخابش با توست می خواهی به جای کدامین برادر باشی ؟ می خواهی جای یوسف باشی ؟ یا جای برادر حسودش ؟ آنکه فرماندهی می کرد بر دیگر برادران ؟ یا جای برادری . خورشید شیعه


آهنگ کلاغ روسیاه به مناسبت میلاد باسعادت رضا
برای از سایت خورشید شیعه بر سر متن ضربه بزنید

غوغا ی گنجشکان بشارت باران می دهد . گربه ای زیر صنوبرها کز کرده ، دسته کلاغ ها آن زن را که ته مانده سفره میان شان قسمت می کرد ، مشایعت می کنند . کلینتون را به ترامپ ترجیح می دهم . دلم می خواهد رای دهندگان زنی را که پا به سن و سال گذاشته انتخاب کنند . دنیا بیش از حد دنبال غریزه رفته اس. مجی ها معلم می شود..... توی د ده دیوها،مجیها بچه دیو ،زیر درخت همیشه سبز وسط پارک نشسته بود و با خودش فکر می کرد که وقتی بزرگ شد و اندازه ی بابا دیوی اش شد ،چه کاره بشود؟مثل بابا راننده ی اتوبوس بشود خوب است یا گلفروش؟دوچرخه سواری را بیشتر دوست داشت. از صدای زنگ دوچرخه خیلی خوشش می. ریشه ی ضرب المثل گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری" در روزگاری دور آهنگری در بلخ می زیست که مثل همه ی آهنگران داستان های ایرانی تنش می خارید و هِی بینی در کار حاکم وقت می کرد! حاکم محلی، که از دست او به تنگ آمده بود نامه ای به مرکز می نویسد و شرح حال می گوید و درخواست ح. غروب ، بن بست وهم آلود کوچه های ک نه است راه به خی حتی نمی برد ، این دل خسته و دست بسته مثل بادبادکی که به سیم های دکل فشار قوی برق تن داده است ! تا آ عمر ه ن کلاغ های شوم خواهد ماند و شبها خیال عطر موهایت ، خواب را از چشمان منتظرش ، خواهد ربود.
# یک عدد علی یک روزبعبعی کو چکی دریک جنگل زندگی می کرد او همیشه فکر می کرد که خیلی زشت است هرچی پدر و مامانش می گفتند اما یک شب فرشته ای که خیلی مهربان بود که آ رزو ها را تو ا هم قشنگی هم صدا یت خوب است .و خیلی پشم ها یت سفید است برا ورده می کرد آمد و گفت چرا ناراحتی . او گفت نگاه چه زشت ام کاشکی ک. میدونی چی ذهن من رو درگیر کرده؟ جملاتی که هیچ وقت بجا و صحیح گفته نشد. همان جملاتی که در تنهایی، به خودم گفتم و نابود شدم. جملاتی که در تنهایی، به دیگری گفتم و در نگاه من نابود شد.
جملاتی که دیگری به من گفت یا آنهایی که کلاغ به کلاغ به گوشم رساندن. همان هایی که حین شوخی یا عصبانی. یعنی دوقلوها کشف که این خانمه تو ایپد سوال جواب می ده ، قشنگ ماجرای کندی her رخ داد:مغازه تبلت فروشی کجاست؟این سوراخ چیه؟فارسی بلدی حرف بزنی؟کلاغ به فارسی چی می شه؟ع ای منو دیدی؟اسمت چیه؟شماره تلفنت چنده؟ منو دوس داری؟ ستاره ای خاموشم ... در پسِ خلوتِ شبهای دلتنگی از تماشای پریشانیِ سایه ها ک آرامش را به گروگان برده ند به گمانم دنیای حسود از علاقه پرستوهای دلتنگ از روشنایی نطفه بسته شده عشق به تنگ آمده . باید سر بر کویِ چاهِ درد فریادِ سالها انتظار را به گوشِ آسمان رساند باید خدا را به یاری خوا. یاور کافرمیشود آل سعود/همرهی دارد همیشه برجنایات یهود/هرکجایی در ستمها دست اوپرخون شود/کی فضیلت را ببیند آن بخیل وآن حسود/ازمرامش پاگرفته وتکفیرها/درجنایات زمانه دارد او دائم ورود/برعراق وشام بنگرظلمهایش بیشمار/ شمشیرش رساندازبرکفار سود/خاک گلگون یمن را بمب او آوارکرد/انتق. چشمان کور حسود می گویند که چشمان حسود کور می شود . و در قرآن است که جماعتی از کافران پس از مرگ کور برانگیخته می شوند ومی گویند : پروردگارا ما که در آنجھان بینا بودیم . به اینان گفته میشود کوری شما از این روست که چشم خود را برنعمات خدا فرو بستید و آنرا انکار نمودید. معمولاً صفت بخل . خلاصه یکی دو سال بعد نوه بدنیا اومد من 5و6ساله توخونه اولین نوه خانواده هم اومد فکرشو دیگه هیچ منو نمیدید انگار منم یه آدم بزرگم در برابر اون نی نی کوچو همه منو بزرگ می دیدن ولی به خدا من بچه بودم به محبت و نوازش نیاز داشتم اما هیچکی منو درک نمیکرد از اونجا شد که معتاد شدم (شوخی ) ا. ک ن کانونی در روزهای پایانی تابستان شعر های ک نه کتاب های "کلاغ و عینک من ،میو میو تشکر و چشمه خانم " را با استفاده از تکنیک کلاژ تصویر گری نمودند تا برای همیشه در دفتر بازی های ک نه شان مهمانی شعر و لبخند را ثبت نمایند. لَیْسَ لِبَخیل راحَةٌ، وَ لا لِحَسُود لَذَّةٌ، وَ لا لِمُـلـُوک وَفاءٌ وَ لا لِکَذُوب مُرُوَّةٌ. "بخیل را آسایشى نیست و حسود را خوشى و لذّتى نیست و زمامدار را وفایى نیست و دروغگو را مروّت و مردانگى نیست." ♥♥♥ پی نوشت : از آنجایی که ارادت خاصی نسبت به رضا دارم اولین پستم را به ی. سرمای بیگانه، آ ای تابستان ماه پر از غربت این کود تان پر از ک نی که از پاییز نمیدانند پر از شاعران که هیچ چیز نمیدانند پر از مرگ کلاغ ها، شکل دیماه پر از برگ که له میکنیم هی ما! شاید، پر از باران بر سر این برگها زندگی، متخصصی در انواع مرگها بهمن قرمز روی میز است این : اولین پیام پای. چشمان کور حسود   می گویند که چشمان حسود کور می شود . و در قرآن است که جماعتی از کافران پس از مرگ کور برانگیخته می شوند ومی گویند : پروردگارا ما که در آنجھان بینا بودیم . به اینان گفته میشود کوری شما از این روست که چشم خود را برنعمات خدا فرو بستید و آنرا انکار نمودید. معمولاً صفت . بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد باد غیرت به صدش خار پریشان دل کرد طوطی ای را به خیال شکری دل خوش بود ناگهش سیل فنا نقش امل باطل کرد قره العین من آن میوه دل یادش باد که چه آسان بشد و کار مرا مشکل کرد ساروان بار من افتاد خدا را مددی که امید کرمم همره این محمل کرد روی خاکی و نم چشم م. پاییز و شادی زیستن در لحظه های رنگ شده ،خورشید رنگ پریده، ابرهای خزنده . پاییز و لذت گرمای نان گرم ،صدای کلاغ و خش خش برگ . پاییز و یک بغل رنگ ،یک دنیا رویا.در ادامه می توانید چند ع پاییزی ببینید گرچه کیفیت دوربینم پایین است متاسفانه

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ﻭﻗﺘﯽ که زیاد ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﯼ ، ﺣﺴﻮﺩ ﻣﯽ ﺷﯽ… ﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺷﯽ… ﭼﺸﻢ ﺩﯾﺪﻥ ﻧﮕﺎﻫﺎﯼ ﺑﻘﯿﻪ ﺭﻭ ﺑﻬﺶ ﻧﺪﺍﺭﯼ… چشم نداری ببینی ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺎ ﺑﻘﯿﻪ ﻫﻢ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ… ﻫﻤﺶ ﺍﺯﺵ ﺩﻟﮕﯿﺮو ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﺷﯽ… مدام ﻧﮕﺮﺍنو ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﺸﯽ و سوال جوابش میکنى… اینا همش ﺍ. سلام دوستان دو سه سالی است که ما به جای گل های مرسوم، در باغچه گل سرخارگل می کاریم. هم خیلی زیبا و بادوام است و هم یک گیاه دارویی است. دیروز چند ع گرفتم که تقدیم حضور می نمایم. این گل های زیبا پروانه ها را به خود جذب می کنند. موفق باشید شیفته طبیعت جوجه کلاغ زاغی دلیجه ای در دوردست بنا به خبر رسیده: بروجردی پزشک تیم مجید دلنوا در کمپ چهار لنین فوت کرد، جلال چشمه قصابانی به همراه تیمی در حال انتقال پیکر وی می باشند، با هماهنگی فدراسیون ،تیم ملی به س رستی حسین مقدم که در کمپ دو مستقر بود برای کمک رسانی به سمت بالا حرکت کرد... کانال تلگرامی کلاغ ها را ببینید:

اونو با یکی دیگه عوض کنی ! خودت باش ، قبل از اینکه مترسک دیگران بشی گاهی زندگی میشه همون کلاغ پر خودمون:) زندگی پر... آرزو پر... هدف پر... جوونی پر... حس ایستادن لبه یه پرتگاه که میگه...مرضی تو هم بپر:) ولی گاهی زندگی میشه بشین پاشو:) بشین... پاشو... بشین... پاشو... حس امید به برد که میگه مرضی تحمل کن که تهش برده:) گاهی آدم مجبوره هی رو ریتم تکرار باشه با گفتن ب. حالم خوب است، هنوز خواب می بینم ابری می آید و مرا تا سر آغاز روییدن بدرقه می کند تابستان که بیاید نمی دانم چند ساله می شوم اما صدای غریبی مرتب می خوانَدم : تو کی خواهی مرد!؟ به کوری چشم کلاغ؛ عقابها هرگز نمی میرند . مهم نیست ! تو که آن بید لب حوض را به خاطر داری ! همین امروز غروب برا. سقوط تو آرزوی خیلیاست.... خیلی ها چشم دیدن موفقیتت رو ندارن.... برای اینکه حال ادمای اطرافتو بگیری لازم نیس دعوا کنی باهاشون یا دنبال انتقام باشی.... فقط کافیه روی موفقیت خودت تمرکز کنی.... موفق که باشی همشون از حسودی میمیرن.. پ ن: حسود دورم زیاده....با موفقیتم حال تک تکشون رو میگیرم.....