جنون - اخبار روز

زن جوانی که سال گذشته یکی از هولناک ترین جنایات پایتخت را رقم زد، هنگام ارتکاب جنایت جنون داشته است.این زن متهم است که شوهر و 2فرزند خود را در آپارتمان شان در شهرک تهران به طرز فجیعی به قتل رسانده است. لینک خبر السلام ای وادی شور و جنون السلام ای خاک تو گلگون زخون السلام ای لاله بی سر حسین ای گل در خاک و خون پیکر حسین السلام ای تشنه کام کربلا السلام ای خامس آل عبا السلام ای نور چشم فاطمه السلام ای سرور عالم همه زینت دوش نبی ، یا حسین ابن علی (4) ادامه مطلب _ خورشید ی چی بگم؟ دلم تنگ شده برا اون طولانی حرف زدن هامون اون موقع که چند ساعت حرف میزدیم تا من پشت تلفن خوابم میبرد تا شارژ هر دو مون تموم میشد قشنگ دلم تنگ شده براش + اون شب که نمیرفتی شام بخوری :) اون شب که زیر بارون می لرزیدم ولی قطع نمی برم خونه.. _ اون شب که گفتم صداتُ ضبط و می. امروز سوز صبحدمش فرق می کند این نوحه شور و حال و دمش فرق می کند دل ها به لرزه آمده از این نوا چو بم آهنگ عشق زیر و بمش فرق می کند. بر روی نیزه کل حقیقت ظهور کرد این پادشاه جام جمش فرق می کند آقا تو را قسم به ابالفضل می دهیم آ برادرت کرمش فرق می کند دلدادگی و مستی و عشق و تب ِ جنون در ز. صبحم را با این غزل زیبا آغاز . ﺑﯿﺎ ﺩﯾﻮﺍﻧﮕﯽ ﺭﺍ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻧﺎﺯ ﮐﻦ ﻟﻴﻼ ﺑﯿﺎ ﺯﻧﺠﯿﺮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎﯼ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺑﺎﺯ ﮐﻦ ﻟﻴﻼ ﺑﺰﻥ ﺩﻝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﺗﺎ ﮐﻪ ﻣﺎﻫﯽ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺭﻗﺺ ﺁﯾﻨﺪ ﺑﺮﻗﺺ ﻭ ﻋﺸﻖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺟﻨﻮﻥ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﮐﻦ ﻟﻴﻼ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﯾﮏ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ .
شوئی مالیخولیائی( آ ا مان شوئی)
آ ا مان ھویت مردانه ھمانا به آ رسیدن مرد با مردانگی خویش است ھمانطور که آ ا مان ھویت نه ھم به پایان رسیدن زن با نگی خویش است .به بیان دیگر این ھمان به پایان رسیدن ھویت مادری زن و ھویت پدری مرد است. و این بمعنای به پایانرسیدن غیرت در مرد و عصمت د. آغاز بهار تعلیم وتربیت وسال تحصیلی جدید را به تمامی فرهنگیان عزیز ودانش آموزان پرتلاش تبریک عرض می کنیم . افسانه شدن سر جنون می خواهد /بدنامی وبخت واژگون می خواهد خون شو دل من که در تماشاگه عشق / معشوقه دلش همیشه خون می خواهد . داستان گرفتاری انسان در خواسته های پست خود، داستان فراموشی حتی معشوق خود هنگام ی نیاز بی حد به قدرت، قدرت خیالی که هنگام برد یک تمام وجود آدم را فرا می گیرد آدم های داستان در چند مقطع دیوانه وار می کنند تا لحظه ای هم شده نگاه های تحسین برانگیز روی آن ها متمرکز شوند، اطرافیان زبا. دیــــــالوگ ماندگــار مختـــــار نامه؛ تو چرا از قافله عشق جا ماندے ڪیان!!!؟؟ راه را گم ڪرده بودم ابواسحاق . راه بلدے چون تو ڪه راه را گم ڪند راه نابلدان را چه گناه!!! . راه را بسته بودند از بیراهه رفتم هر چه تاختم مقصد را نیافتم وقتی به نینوا رسیدم خورشید را بر نیزه دیدم . مختار؛ . مِی سرشتی می کند این دل دیوانه ی من میزند سر پی هشیاری مستی به جنون، این دل پروانه ی من محمد کدخ (عرفان) mohammad-erfan.mihanblog.com sheroerfan.blog.ir عرفان و اعتراض واقعا ممکنه که این همه رخوت و خا تری شدن دنیای یک زن فقط به بالا پایین شدن هرموناش ربط داشته باشه؟ که هر ماه همین اتفاق بیفته و هر ماه همونقدر تو رو به مرز جنون بکشه.... هر ماه تو رو نا امید کنه از خودت و از همه ی داشته هات.... و هر ماه شک کنی که واقعا اینقدری که الان حس میکنم بیچاره ام. تو که رفتی؛ زمان خوی کندی به خود گرفت! نه فقط به این شیوه گذشت؛ بلکه آوخ چکید از ثانیه به ثانیه اش! تو که رفتی؛ زیستن، نگاه خشم آلودی بر نفس کشیدن های بالاجبارم انداخت! و تیغ در دست، گلوی خون اندود بودنم را به خون کشید! مادرم؛ تو که از دنیا رفتی، دنیا از من رفت ... و چیزی نماند، جز؛ .  ریسک های لوازم زیباسازی از سرطان وپیری پوست تا ایدز و جنون ی!؟ بررسی های انجام شده معلوم کرده است بیش از هشت صد ماده شیمیایی در لوازم زیباسازی و ادکلنهای صنعتی وجود دارد و بهرمندی مدام از این ترکیبات علتی می . خشم نوعی هیجان روحی و ع العمل طبیعی در برابر تهدید ، خطر و ... است که به ما این اجازه را می دهد در شرایط بحرانی از خود دفاع کنیم. بنابراین عصبانیت برای بقا و پایداری انسان ها ضروری و اجتناب ناپذیر است، خشم می تواند یک رنجش و ناراحتی زودگذر باشد و یا یک عصبانیت تمام عیار از این رو ه. نارسیس در متولوژی یونان مردی جوان بود که کنار رودخانه ای چهره و تن خویش را دید و بدان دل بست یعنی عاشق خود شد . نودیسم نیز خودشیفتگی و جنون عشق به خود است . نارسیسیسم به گرایی نیز ترجمه می شود . افراد عقده ای بیمار در زمره نارسیسیست ها و نودیست ها قرار می گیرند؛ افرادی که مایلند ب. جهان را نمانده راه و رسم مردانگی بشرگشته دچار درد ازخود بیگانگی حاکمان مستند ومغرورقدرت وثروت کارشان کشیده به جنون ودیوانگی کور نموده آنان را حب جاه و مال می کُشند مردمان را چومرغان خانگی آنانکه ادعای عدل و پیشوایی می کنند روامی دارند بین خلق تبعیض ودوگانگی گذشته اعتبارنظام. اختصاصی از سورنا فایل پاو وینت جامع و کامل داروهای اعصاب وروان با و پر سرعت .               فهرست مطالب داروهای آرامبخش و خواب آور طبقه بندی داروهای آرامش بخش وخواب آور الف ) باربیتورات ها  آثارفارماکولوژیک عوارض جانبی ومسمومیت بنزودیازپین ها آثار فارماکولوژی. شب از سکوت سنگین سبک شده است دارد باران می زند تو هم به کوچه ی کج بزن بیا بی چتر طعم طراوت باران خوب است بی خیال حرف ها ودیگران بگذار خیالمان باشیم که خلیم! دیوانه ایم جنون ماه را با جهت بادها چه کار؟! ثانیه های آبستن محکوم به زایش طبیعی حوادثند اما ما متهم هستیم به عشق که ترانه ش. بیماری جنون، از جمله بیماری هائی می باشد که ممکن است هر فردی به آن مبتلا بشود، حتی این بیماری یکی از بیماری های مهارنشدنی در سال های اخیر بوده است. در حدود 5.4 میلیون نفر به آ ایمر، مبتلا هستند که یکی از رایج ترین انواع دیوانگی می باشد و به نظر می رسد که زوال عقل، بسیار زودتر از آن. جوان خطرناک که در اقدامی جنون آمیز در خیابان مدنی تهران، با چاقوی قص به سمت رهگذران حمله کرده و دست به جنایت زده بود، با گذشت اولیای دم از مجازات قصاص نجات پیدا کرد. پسر جوان هنوز با مجازات به اتهام محاربه روبه روست. این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد رمز عبور می توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید. [برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید] موزیک حجت اشرف زاده عشق را پایان نیست     موزیک حجت اشرف زاده عشق را پایان نیست موزیک حجت اشرف زاده عشق را پایان نیست و همینک از سایت بزرگ صبا موزیک ، ترانه حجت اشرف زاده بنام عشق را پایان نیست همراه با متن ترانه سرا : احمد خلیلی / موزیک و تنظیم کننده : حسین سمیعی new song by : hoja. ویولون حال تنهایی این روزام رو خوب میکنه... یه رفیق که فقط صداهای ارامش بخش تحویلت میده بدون هیچ سودی! شاید این سوت و کور خونه میتونست شروع یه جنون واقعی باشه.... تیمارستان هفتاد تخت خوابه سرم با معدود چیزاآروم میگیره، بعضیاش رو از دست دادم. فقط بعضیا مونده! لطفا زندگی بدون مرگ نص. روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت زیر باران غزالی خواند"دلش تر شد و رفت چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم آنقدر غرق جنون بود که پ ر شد و رفت روز میلاد"همان روز عاشق شده بود مرگ با لحضه ی میلاد برابر شد و رفت او ی بود که از غرق شدن می ترسید عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت هرغروب از دل. تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من چه جنونی ، چه نیازی ، چه غمی ست ؟ یا نگاه تو ، که پر عصمت و ناز بر من افتد ، چه عذاب و ستمی ست؟ دردم این نیست ولی دردم این است که من بی تو دگر از جهان دورم و بی خویشتنم پوپکم ! آهوکم! تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم! مگرم سوی تو راهی باشد مهدی اخوا. صدای تار کجا و هوای یار کجا ببین که می کشدم باخودش شکار کجا به لطف باد مینداز بر ترک مارا تموز سخت کجا و دل انار کجا شبیه موج به خون گان درد و غمت شب قرار کجا و مرا قرار کجا شدم اسیر تو و این جنون بی برگشت من و هوای پرو بال تا دیار کجا به جبر بار سفر بسته ام که در این شهر برای عاشق تو . در اینستاگرام بچه پولدارهای آن ور آبی چه می گذرد + و تصاویرخودنمایی و تظاهر به ثروتمند بودن، به یکی از دغدغه های اصلی جوانان غرب تبدیل شده است که شبکه های اجتماعی بستر مناسبی را برای آن فراهم آورده اند.جنون ثروت در غرب" src="http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1396/8/2/6945245_667.jpg" alt="جنون ثروت در غرب" width="300" height="300" align="left" style="box-sizing: border-box; border: 0px; vertical-align: middle; max-width: 100%; height: auto; margin: 10px;" />به گزارش خبرنگار حوزه اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان؛ فرهنگ غرب از دیرباز به دلیل جاذبه های کاذبش برای جوانان، همواره مورد مطالعه و بحث بوده است. فرهنگی که به سختی می توان ریشه و اص دقیق و مشخصی برایش یافت.هیچ هنوز نمی داند از کجا و چگونه این فرهنگ پا گرفت و با سرعت در سراسر جهان شیوع پیدا کرد. اما آنچه مسلم است امروز نگاه جهان به غرب، تهاجمی و منتقدانه است. بر خلاف پیش بینی ها، بیش از حد، برای جوانان رشد یافته در این فرهنگ، خلا بزرگی ایجاد کرده است. آنقدر عمیق که گاهی برای پر آن به ناهنجاری های غیراخلاقی و بعضا عجیبی متوسل می شوند. با کمی دقت می توان به خوبی دریافت که ارزش ها در غرب، رنگ باخته و دیگر جایگاهی ندارند.تحقیقات نشان می دهد هر اندازه که انسان چیزی برای ارائه ندارد و یا هرجا که در خود احساس کمبود و حقارت می کند، خودنمایی هایش پررنگ تر می شود. هر به طریقی، برخی با داشته های مادی و ثروت خودی نشان می دهند و تعدادی هم نداشته هایشان را به رخ می کشند. جوانان غرب نیز از این قافله جا نمانده اند. تب ثروت و خودنمایی در میان شان رفته رفته افزایش می یابد. ید خودروهای لو ، لباس های به اصطلاح برند و مهمانی های آنچنانی بیش از هر چیزی مؤید این حقیقت است.

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] بده در راه خدا، من به خدا محتاجم من به بخشندگی آل عبا محتاجم از قنوت سحر مادرتان جا ماندم پسر حضرت زهرا به دعا محتاجم مهربان، کاش زهیری بغلم می کردی من به آغوش پُر از مِهر شما محتاجم فطرس نفس مرا گوشه ی چشمی کافیست با پر و بال ش ته به شفا محتاجم شوق پرواز بده روح زمین گیر مرا به ج.
شوئی مالیخولیائی ( آ ا مان شوئی)
آ ا مان ھویت مردانه ھمانا به آ رسیدن مرد با مردانگی خویش است ھمانطور که آ ا مان ھویت نه ھم به پایان رسیدن زن با نگی خویش است . به بیان دیگر این ھمان به پایان رسیدن ھویت مادری زن و ھویت پدری مرد است. و این بمعنای به پایان رسیدن غیرت در مرد و عصمت .
در معرض بهار
جنون به سرم زد
و دلم روشن شد
زیر دوش چتر گشودم،
در بزن و بکوب پارتی های شبانه کاسه ی نذری پراکندم،
شقایق را در تعارفی بی مسما / دعوت به نرستن
و بی آنکه آیت الکرسی را به صورتم بدمی
به خطر زدم !
حالا در این دیو آباد
مرفین جیغ های سحرخیز را سر به راه میکند
و خواب های ندیده
در دهن دره های ظهر لو میرود .
#مهیار_حریری




در معرض بهار
جنون به سرم زد
و دلم روشن شد
زیر دوش چتر گشودم،
در بزن و بکوب پارتی های شبانه کاسه ی نذری پراکندم،
شقایق را در تعارفی بی مسما / دعوت به نرُستن
و بی آنکه آیت الکرسی را به صورتم بدمی
به خطر زدم !
حالا در این دیو آباد
مرفین جیغ های سحرخیز را سر به راه میکند
و خواب های ندیده
در دهن دره های ظهر لو میرود .
#مهیار_حریری



راهی که می رویم، انتهایش بن بستهاستسری که درد می کند برای جنون، آ بر سر دارهاستهر چه داری بر سر این راه مگذارکه تو می مانی و غمی که بی انتهاستمانند حلاج که فریاد زد انالحق، تو اگر بگویی عشقفردا جسم و جانت در وسط آتشهاست هر چه بیشتر بجویی راه بلاخیز عشق راکمتر می ی و فرو می روی در . هنوز هوا تاریکه و همون اندک روشناییِ شبانه ش هم به خاطرِ مهتابه... یه ساعت و به طلوع آفتاب مونده، یه پرنده با آواز عجیبش شروع کرده به خوندن تو حیاط خوابگاه... لابه لای درختاس... یه جور ح جیک جیکه... آواز هم نمیشه گفت، با جیک جیکِ گنجشک هم خیلی فرق داره و خیلی قشنگ تر از اونه. " پامچال " صدای زوزه ی گرگ سرکش " باد " به جان نحیف پامچالِ تازه رسم خطوط مرگ دمیده و سوز منسجم از وحشت و پریشانی گهی به یمین اش کشد گاه یسارِ یسار مرگ ... این نشانه ی خواب ابدی مثال سرمه ی یک تازه عروس به چشمِ مَه گسترِ پامچالِ خیالم چنان خودی از جنون به پا کرده که بیم نبودش مرا به فن. رویای وارونه ما در این دنیای بی پروا سخته زندگی در این الودگی ارزوهایی که بهشون نمیرسی منم و بغض وگریه مداوم پرسه در این هوای ملایم تویی و تصویر یک راز نهفته منم و این بازی که برنده ای نداره تصویر تو حک شده در این قلب ویرون پر از حس جنون پر از سکوت پنهانی توی زندون دل که دیگه دل ن. امشب می خام مست بشم . . .
دلم یه بطری سیب می خاد که تا سر حد جنون بنوشم
"بیر بیوک ایچتیم بَن، شیفالار اولسون"
" دور بَ مِیهانَ چی، بوش کالماسین کادهیم
دور بَ مِیهانَ چی، هیچ بیتمی یور دَرتلَریم
دور بَ مِیهانَ چی، چابوک دور ایچَیم"


شوئی مالیخولیائی
( آ ا مان شوئی)


آ ا مان ھویت مردانه ھمانا به آ رسیدن مرد با مردانگی خویش است ھمانطور که آ ا مان ھویت
نه ھم به پایان رسیدن زن با نگی خویش است .
به بیان دیگر این ھمان به پایان رسیدن ھویت مادری زن و ھویت پدری مرد است. و این بمعنای به پایان
رسیدن غیر. ... با این دروغ رنگی درشت که در میان پلک هایت موج می زند با این پاهای کشیده و محکم که یاد مردانگی های رو به انقراض را در من زنده می کند با این دهان گوشتی خوش فرم که به نام کوچک من عادت نکرده اند با این صدای دو رگه سرخوش که یک دوستت دارم از آن نمی چکد چه کرده ای با من!؟ با من چه کرده ای!؟ که بر زمینم می زنی و من هر بار بلند می شوم و باز می خواهمت. "فرنگیس شنتیا" از کتاب: بغض های نارس / نشر فصل پنجم / 1395
همیشه اعتقاد داشتم نباید وبلاگی و پاک کرد ،فکر می نباید کشتش شاید وبلاگی هم نکشتم تا -به- حال / اما خیلی رها جوری شد -که تو جنون ادواری-!- شمارش از دستم رفته /نه به ف فکر کنم هر وقت منفجر میشم که نه 'خیلی' منفجر میشم یکی به دنیا می آد و الان .. دلم برای تو که نه .. ولی برای ی که فکر می تویی تنگ شده..... دلم تنگ است برای ی که نمی داند... نمی داند که بی او به دشت جنون می رود دلم... می دانم که اگر نزدیکش شوم، دور خواهد شد.... پس بگذار که نداند بی او تنهایم... دور میمانم که نزدیک بماند... این روزهــــایم به تظاهر می گذرد... تظاهر به بی ت.