ت ا ه ست عزی زم عش قم خط ابش ک نیم - اخبار روز

اخبار روز با عنوان ت ا ه ست عزی زم عش قم خط ابش ک نیم به صورت خودکار توسط سیستم خبرخوان جمع آوری شده است. 1. ساختار کتاب نخستین نکته درخور توجّه درباره کتاب «انیس المؤمنین» منسوب به محمّد بن اسحاق حموی، ساختار غیرطبیعی آن است. نویسنده پس از مقدمه ای درباره زندگی رسول خدا (ص) در دوازده باب به معرّفی ان و فضائل آنان و بیان اجمالی حوادث زمانشان پرداخته و خاتمه را به ذکر علائم ظهور حضرت مهدی (ع) اختصاص داده است.
در میانه باب ششم که مخصوص صادق است، به اندک مناسبتی، بحث را به حاشیه برده و به تفصیل درباره ابومسلم اسانی سخن گفته است. این حاشیه بیش از یک چهارم کتاب را دربرگرفته است. عادةً انتظار نمی رود کت که موضوع اصلی آن درباره خدا (ص) و ۱۲ است، بیش از یک چهارمش را بحث پیرامون ابومسلم اسانی دربرگیرد، به گونه ای که سیر اصلی کتاب را تحت الشعاع قرار دهد!
نویسنده به این ناهمگونی توجّه داشته و کوشیده با عباراتی آن را جبران کند:
«اگر چه در منهج النجات حکایت آن بی سـعادت مسـطور گشـته، و در این مختصر تفصـیل هر اجمـال حواله به آن کتاب است، لیکن به سـببی که از سـیاق کلام آینـده معلوم شود، مناسب چنان دیـد که در این اوراق نیز بعضی از مطاعن آن پیش خیل ارباب شقاوت مذکور، و برخی از دلایل لعن آن سر دفتر اصحاب نفاق مزبور گردد ...» (أنیس المؤمنین، ص۱۴۰، بنیاد بعثت)
«... لهذا به خاطر فاتر رسید که در این مقام مجملی از احوال آن مُبدِع ظَلّام تحریر دهد.» (انیس المومنین، ص۱۴۵)
این ساختار نامتعارف بیش از هر چیز ما را به یاد حدیقه الشیعه می اندازد. حدیقه الشیعه نیز در اصل درباره دوازده است؛ اما به ناگاه در میانه باب مربوط به صادق (ع) به حاشیه رفته و پس از گفتگو درباره ابومسلم، بحث را به نقد صوفیه کشانده است و بدون رعایت سیاق کتاب، صفحات متعددی را به آن اختصاص داده و البته سعی کرده با عباراتی این عدم تناسب را توجیه کند:
«مؤلف گوید: به خاطر می رسید که در این مقام سبب انتقال ت و حکومت را از دودمان بنی امیه به خاندان بنی عباس که مکرّر ان علیهم السّلام از آن خبر داده بودند باز نماید ...» (حدیقه، ص۷۳۵)
«... و چون ابتدای ظهور صوفیان و مذهب باطل ایشان در زمان حضرت جعفر صادق علیه السّلام بوده بنابر وعده ای که در اوایل جزو اول این مختصر نموده چند کلمه ای در بیان مذاهب و عقاید ایشان در باب جداگانه در این مقام مسطور می گرداند...» (حدیقه، ص۷۴۰)
آیا ممکن است «انیس المومنین» نیز سرگذشتی چون حدیقه الشیعه داشته باشد؟! 2. مصادری که از انیس المومنین یاد کرده اند
نکته مهمّ دیگر آن که کتاب انیس المومنین _با وجود نقل روایات منحصر به فرد از مصادر نایاب_ چه در زمان خود و چه در دوره های بعد، چندان شناخته شده و مورد توجّه نبوده و کمتر ی از آن نقل کرده است. هویّت مصادر انگشت شماری که از آن یاد کرده اند، بسیار جالب است:
الف. کفایه المهتدی
میرلوحی در کفایة المهتدی می نویسد: «و باید دانست که جمعى از علماى یّه دلیل عقلى که مستنبط است از دلیل نقلى در این باب که در کتابهاى خود ایراد نموده ‏اند از آن جمله صاحب کتاب انیس‏ المؤمنین‏ مى‏ گوید که: به مقتضاى لولاک لما خلقت الافلاک خلوّ زمانه از نور محمّدى صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ممتنع است و عالم به برکت آن نور قائم است چنانکه حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: هذا الأمر لا ینقضى حتّى یمضى فیهم اثنى عشر خلیفة کلّهم من قریش. یعنى: امر دین و مردمان باقى است تا آن زمان که بگذرد در میان ایشان دوازده خلیفه که همه از قریش باشند. و چون دنیا از فیض نور محمّدى صلّى اللّه علیه و آله و سلّم که به مهدى علیه السّلام انتقال یافته عارى شود، به موجب فرموده «فلا خیر فى العیش بعد المهدى» سلسله انتظام دنیا منقطع گردد.» (کفایة المهتدی، ص691، دار فسیر) این عبارات بخشی از مقدّمه انیس المؤمنین (ص4) است. جالب آن که دقیقاً هم سو با اعتقادات میرلوحی است. یکی از اعتراضات اصلی میرلوحی به مجلسی آن است که چرا در رساله رجعت، روایاتی درباره رجعت ان و حکومت آنان پس از حضرت مهدی (ع) آورده است. در این باره به تفصیل در کفایة المهتدی بحث کرده و حتّی در این راستا چند روایت جعل کرده و به فضل بن شاذان نسبت داده است! ب. ات المختار و انیس الابرار
این کتاب به تصریح مؤلّف آن برای دفاع از میرلوحی نوشته شده و بیشتر مطالبش را از انیس المؤمنین نقل کرده است. نویسنده خود را به نام سید مختار حسینی نسّابه شناسانده و در آغاز کتاب می نویسد:
«پس، بدان اى عزیز! -اعزّک‏ اللّه فى الدّارین- که اگر چه‏ بسیارى از کتب اصحاب به مثالب و معایب ابو مسلم مروزى کذّاب ناطق است، امّا چون کتابى در این باب به جامعیّت انیس‏ المؤمنین‏ که از مؤلّفات مولى الاجلّ الأفضل فاضل الدّین محمّد بن اسحاق بن محمّد حموینى به نظر این ذرّه احقر نرسیده، به خاطر ش ته خطور کرد که باب ششم از ابواب آن کتاب که مشتمل است بر حالات ابو مسلم مروزى مرتاب، به عیادت (عبارت؟) مؤلّف که از جمله تلامذه شیخ بن عبد العالى است انتخاب نماید و آن را به مقدمه‏ اى و خاتمه ‏اى بیاراید ...» (مقدمه کفایة المهتدی، ص333، دار فسیر)
درباره « ات المختار» و هویّت نویسنده آن نکات درخور توجّهی وجود دارد که در آینده بیان خواهد شد؛ ان شاء الله. 3. «قحطبة بن شبیب» پسر «شبیب خارجی»؟!! نکته جالب توجّه دیگر، روایات جعلی و مصادرِ دروغینِ «انیس المؤمنین» است مانند آن چه از «کفایة البرایا»، «ادیان و ملل» و «مظهر العقائد» نقل کرده است. این جعلیّات غالباً جهت گیری و سبکِ خاصّی دارد که مشابه آن را در کتب میرلوحی دیده ایم. در ادامه مواردی از این دست را بررسی خواهیم کرد. از جمله این موارد گره زدن «قحطبة بن شبیب» است به خوارج! نویسنده در باب مربوط به سجّاد (ع) می نویسد: «... صالح بن مسرح و شبیب‏ بن یزید بن نعیم الشّیبانى که دو تن از خوارج بودند، متّفق شده وج د؛ صالح کشته شده امارت بر شبیب‏ مقرر گشت ...» (أنیس المؤمنین، ص119) شرحی که بعد از آن درباره شبیب و پیروانش می دهد، این پرسش را بر می انگیزد که چرا نویسنده بر روی این موضوع فرعی و نه چندان متناسب، حسّاس است؟ این پرسش به زودی پاسخ خود را می یابد: «صاحب مظهر العقائد آورده که این شبیب پدر قحطبه شیبانى، و جدّ حسن قحطبه و حمید قحطبه است که قائل به ت بنى عبّاس شدند، و در تقویت ت بنى عبّاس نصرت ابو مسلم مروزى نمودند.» (أنیس المؤمنین، ص121) در حقیقت، حسّاسیّت نویسنده بر روی شبیب خارجی، به دلیل پیوندی است که می خواهد بین او و «قحطبة بن شبیب» برقرار کند و بدین منظور ناچار، نسبِ قحطبه را –که بنا بر همه کتب تاریخ و انساب «طائی» است- به «شیبانی» تغییر داده است!! نویسنده، ارتباط «قحطبه» با ابومسلم و جایگاه ویژه ی او در «ابومسلم نامه ها» را پیش چشم داشته است: «... ابو عکرمه از معارف و مشاهیر نان اسان که به دایره بیعت درآمده بودند، دوازده تن را به نقابت اختیار نموده فرمود که به گرفتن بیعت مشغول گردند. کثیر خزاعى و پسرش سلیمان بن کثیر و مالک بن هیثم و قحطبة بن شبیب‏ از جمله این دوازده تن بودند. و قحطبه مذکور خارجى زاده بود، و پدرش شبیب‏ در میان خوارج دعواى ت مى‏ نمود افسانه‏ خوانان بى ‏حیا[ى‏] یاوه‏ گوى، و قصه ‏گویان بادپیماى سخت روى، این قحطبه‏ و احمد زمجی را که از ملازمان او بود، از اشراف سادات مى ‏شمردند، و عوام‏ کالانعام را به این تزویر شیفته و رام و گرفتار دام خود مى‏ گردانیدند.» (أنیس المؤمنین، ص155) او در واکنش به قصّاصان –که قحطبه را «سیّد» شمرده اند- قحطبه را «خارجی زاده» نامیده است؛ زیرا خوارج بیش از هر فرقه ی دیگری به دشمنی با المؤمنین شهرت دارند. عنوان کتاب «مظهر العقائد» و مطلبی که از آن نقل کرده، با موضوع ملل و نحل تناسب دارد. درباره این کتاب هیچ گونه اطّلاعی یافت نشد و به گمان قویّ وجود خارجی نداشته است. نویسنده مطالبی به کتاب «ادیان و ملل» نیز نسبت داده است. توجّه به موضوع «ملل و نحل» و جعل در این زمینه در آثار میرلوحی نیز کم نیست. (نمونه: ایجاز المطالب فی ابراز المذاهب، الفصول امة و ...) در هر حال ادّعای نویسنده بسیار شگفت آور است؛ «قحطبة بن شبیب» از بنی طی و نامدار عبّاسیان و «شبیب بن یزید» از بنی شیبان و خوارج بوده و احوال هر یک به تفصیل در تاریخ ثبت شده است. نسب هر یک –با چشم پوشی از اختلافات جزئی- چنین است: 1. «شبیب بن یزید بن نعیم بن قیس بن عمرو بن قیس بن شراحیل بن همام بن مرّة بن ذهل بن شیبان بن ثعلبة بن عکابة» (نک: أنساب ‏الأشراف، ج‏8، ص17- جمهرة أنساب‏ العرب، ص327- البدایة و النهایة، ج‏9، ص20 - تاریخ‏ الإسلام، ج‏5، ص417- تاریخ ‏ابن ‏خلدون،ج‏3،ص190 - الکامل، ج‏4، ص396) 2. «قحطبة بن شبیب بن خالد بن معدان بن شمس بن قیس بن أکلب بن سعد بن عمرو بن عمرو بن الصامت بن غنم بن مالک بن سعد بن نبهان بن عمرو بن الغوث بن طیّئ بن أدد» (نک: أنساب ‏الأشراف، ج‏9، ص314 و ج4، ص134- جمهرة أنساب‏ العرب، ص404- الأنساب، ج‏8، ص232- تاریخ بغداد، ج‏7، ص415- تاریخ مدینة دمشق، ج‏49، ص297- تاریخ ‏ابن ‏خلدون، ج‏3، ص153- الکامل، ج‏5، ص380- المنتظم، ج‏9، ص58) ادّعای واضح البطلانِ نویسنده انیس المؤمنین را تنها در کتب زیر یافتیم: 1. ات المختار و انیس الابرار چنان که گفتیم این کتاب را شخصی به نام «سیّد مختار حسینی نسّابه» در دفاع از میرلوحی نگاشته است. او پس از نقل عبارات انیس المؤمنین می نویسد: «مختار گوید که: قحطبة از بنى طىّ بود، گاهى او را و پدرش را به آن قبیله نسبت داده «طائى» مى‏ گفتند، و گاهى به شیبان که جدّ ایشان بود منسوب ساخته «شیبانى» مى ‏خواندند؛ چه پدر قحطبه، شبیب بن یزید بن نعیم بن الشیبان الطائى بود ...» (مقدّمه کفایة المهتدی، ص366، دار فسیر) شگفتا! نویسنده که اوّلیّات نسب شناسی را نمی داند و «طائی» را از «شیبانی» بازنمی شناسد، خود را «نسّابه» جا زده و با مهمل بافی و دروغ، قحطبة طائی را به شبیب شیبانی دوخته است! در بالا نسبِ هر دو را آوردیم. 2. صحیفة الرشاد این کتاب نیز در دفاع از میرلوحی نوشته شده و نویسنده خود را «محمّدزمان بن محمّدجعفر رضوی» شناسانده. او می نویسد: «... قحطبة بن شبیب‏ که پدرش از ائمّه خوارج بود به امر ابو مسلم تا به کوفه رفته پیش از تسخیر آن بلده؛ در بحر فنا غرق گشت ...» (مقدّمه کفایة المهتدی، ص278، دار فسیر) 3. خلاصة الفوائد اتّفاقاً این رساله نیز در دفاع از میرلوحی نوشته شده است. نویسنده خود را عبدالمطّلب بن یحیی طالقانی معرّفی کرده و در عباراتی شبیه انیس المؤمنین می نویسد: «... ابو عکرمه از اهل بیعت دوازده تن را به نقابت برگزید که ایشان نیز به گرفتن بیعت مشغول شوند، کثیر خزاعى و پسرش سلیمان کثیر و مالک بن هیثم و قحطبة بن شبیب‏ از جمله آن دوازده تن بودند و قحطبه مذکور، خارجى زاده بود و پدرش در میان خوارج دعواى ت مى ‏نمود، و چنانکه در -عیون اخبار الرّضا علیه السّلام- مسطور است حمید پسر قحطبه در یک شب شصت زاده [را] به قتل رسانید. عوام کالانعام به سخن قصه ‏خوانان یاوه ‏گوى بى‏ حیا قحطبه و پسران او را و احمد زمچى که یکى از ملازمان او بود از اشراف و اکابر سادات مى ‏دانند، با آن خوارج‏ دوستى ورزیده خود را از اهل جهنم مى‏ دانند..» (مقدّمه کفایة المهتدی، ص295) ۴. حدیقه الشیعه
"... ابو مسلم قحطبه شیبانی را که پدرش را جمعی از خارجیان می دانستند به جانب عراق فرستاد." (حدیقه الشیعه، ص۷۳۶) چنان که می بینیم همه این کتابها ارتباط خاصّی با میرلوحی دارند. تکرار این دروغ در بخش الحاقی حدیقه الشیعه قرینه دیگری است بر مرتبط بودن جعل حدیقه الشیعه با میرلوحی. نویسنده انیس المؤمنین مطلب جالب دیگری نیز درباره «شبیب بن یزید» آورده است: «عبد اللّه بن موسى بن احمد بن محمّد بن علىّ الرّضا- علیه السلام- در کتاب ادیان و ملل آورده آنچه ترجمه آن این است که شبیب و اتباعش- که لعنت کند خداى تعالى بر ایشان- مى‏ گفتند هر زنى عقد کند و در حال عقد نکاح علىّ بن ابى طالب- علیه السلام- را سبّ و شتم ننماید، آن عقد باطل است و هر فرزندى که به هم رسد حرامزاده است.» (أنیس المؤمنین، ص120) این گزارش را با دعاوی گزاف و اکاذیب عجیبی که محمدهادی پسر میرلوحی در کتاب اصول العقائد و جامع الفوائد آورده، مقایسه و به ارتباطش توجّه کنید: «... و آن چه ابومسلم مروزی که یکی از نوکران خلفای بنی عباس است به دست خود کشته است صد و بیست زاده علوی فاطمی است که در یک مجلس کشته! و آن چه به طفیل آن زندیق کشته شده از زاده های ما که علمای ما در کتابهای معتبر نقل کرده اند صد و بیست هزار زاده علوی فاطمی است! و این زندیق ابومسلم ملعون عداوتش با حضرت المؤمنین و اولاد آن حضرت در مرتبه ای بود که می گفت اگر ی در وقت عقد نکاح علی بن طالب را ناسزا نگوید آن عقد باطل است و هر فرزندی که از آن عقد به هم رسد ولد است! و ...» (اصول العقائد و جامع الفوائد، نسخه خطّی کتابخانه مجلس) کتاب الادیان و الملل از کتب مفقوده است. شیخ منتجب الدّین درباره اش نوشته: «السید العالم عبید الله بن موسى بن أحمد بن محمد بن أحمد بن موسى بن محمد بن علی بن موسى بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب ع‏ ثقة ورع فاضل محدث له کتاب أنساب آل الرسول و أولاد البتول کتاب فی الحلال و الحرام کتاب الأدیان‏ و الملل‏ أخبرنا بها جماعة من الثقات عن الشیخ المفید عبدالرحمن بن أحمد النیسابوری عنه‏.» (الفهرست للشیخ منتجب الدین ، ص78) به نظر می رسد علاوه بر «انیس المؤمنین»، در سلسله رسائلی که میرلوحی و مقلّدانش بر ضدّ صوفیه نوشته اند، مطالبی به این کتاب نسبت داده شده است؛ زیرا آقا بزرگ در توصیف کتاب «الردّ علی الصوفیة و الفلاسفة» نوشته سید محمدعلی بن محمد مؤمن طباطبایی (تألیف 1221) گفته است: «... و یذکر فیه أسماء کثیر من کتب الردود على الصوفیة مثل ثقوب الشهاب فی رجم المرتاب و نزول الصواعق فی إحراق المنافق و أسرار الإمامة و بیان الأدیان و الأدیان‏ و الملل‏ و تبصرة العوام و إیجاز المطالب و د روزافروز و هادی النجاة و قرة العیون و الفصول امة و الوقیعة فی سب المبتدعة و السهام المارقة و إثبات الحجة على أهل البدعة و إرغام الملحدین و السیوف الحادة و عین الحیاة و بضاعة مزجاة و درر الأسرار و مسلک المرشدین و معیار العقائد و مقصد المهتدین و الدرة الفا ة و توضیح المشربین و أصول فصول وضیح و سلوة الشیعة و تبصرة الناظرین و أعلام المحبین و تسلیة الشیعة و زاد المرشدین و شهاب المؤمنین إلى غیر ذلک.» (الذریعة، ج‏10، ص208) همچنین به یادداشتی جالب در تصویر زیر توجّه کنید: «صاحب رساله کفایة العاقلین فی معرفة المبتدعین می گوید: بدان ای عزیز که پیش از این بزرگان علمای شیعه از متقدّمین و متأ ین کتاب در این باب بسیار نوشته اند. از جمله کتابهایی که در آن بیان حال کل این طائفه ضالة یا بعضی از ایشان کرده اند کتابِ ادیان و ملل است که زاده واجب عظیم عبیدالله بن موسی بن احمد بن محمّد بن ال محمّد ّقی علیه الصلاة و السلام تألیف نموده و در آن کتاب بسیار ی از اصحاب ائمه معصومین علیهم السلام نام برده که در بعضی از کتابهای خود مذمت کل این طائفه کرده اند ...»
ادامه دارد، ان شاء الله مطلبی از کانال تلگرامی غلوپژوهی (عمیدرضا اکبری) از شواهد بسیار جالب در مورد دقت بالای ابن غضائری در بعضی از اقوال به ظاهر متفردش، نظر او در مورد اخبار ابو الخطاب است. به طور کلی چند دیدگاه در این زمینه وجود دارد: 1- ترک مطلق اخبار او حتی در دوران استقامت. (دیدگاه مرحوم ابن غضائری . دوباره شروع شد تیر ماه و ان گرمای طاقت فرسای کویر کرمان خدایا یعنی جهنم از این هم گرمتره؟؟؟