تنهای تنها - اخبار روز

رد هایت را گم بس ک میبارد ردهایت رو همین فرش سفید بود صد حیف ک بهمن امد و تمام رد هارا برد و تنها عطرت تنها یادت و تنها سخنی تو از ماند ای بهمن ... وقتش نبود ردش را ببری حال حال بگو خاطرش را چ کنم؟؟؟
روبروی تو کی ام من یه اسیر سر س چهره ی تکیده ای که، تو غبار آینه مرده من برای تو چی هستم؟ کوه تنهای تحمل بین ما پل عذابه، من خسته پایه ی پل ای که مثل من، به من اما خیلی دوری خوب نگاه کن تا ببینی، چهره ی درد و صبوری کاشکی می شد تو بدونی، من برای تو چی هستم از تو بیش از همه دنیا، از خود. ترسیم هنرمندانه بدبختی: امروز هر طرف که نگاه میکنید، امواج منفی به گونه ای هنرمندانه و شاعرانه، بر در و دیوار و صفحات دنیای مجازی نقش بسته. بعضیها با قراردادن شعارهای منفی در صفحات شبکه های اجتماعی خود، هر روز چندین نوبت آن را میبینند و به همین سادگی بدبختی برای خود به ارمغان . چقدر زن شجاع و جالبی بود حضرت فاطمه گذشته از حضرت فاطمه بودنش شخصیت تاریخی اش برام خیلی جالبه جایی که علی (ع) وظیفه سکوت داشت و هیچ هیچ اعتراضی نکرد به کودتاچی ها و نه سلمان و نه حتی اباذر حرکت موثری نمی یافتند که بهش دست بزنن و سکوت علی(ع) حجت رو تمام کرده بود حضرت فاطمه نمی تونس. تو ای تنها تر از تنها به دنبال تو می گردم تو ای پیدا و نا پیدا به دنبال تو می گردم رها از عالم خاکی به دور از هر چه ناپاکی و همچون عاشقی شیدا به دنبال تو می گردم من آن مجنون صحرا گرد تنها در بیابانم که حتی در بیابان ها به دنبال تو می گردم تو را می جویم ای زیباترین گلواژه هستی تو ای ع. باور نکن تنهاییت را، من در تو پنهانم تو در من از من به من نزدیکتر تو، از تو به تو نزدیکتر من باور نکن تنهاییت را، تا یک دل و یک درد داریم تا در عبور از کوچه عشق بر دوش هم سر میگذاریم دل تاب تنهایی ندارد، باور نکن تنهاییت را هر جای این دنیا که باشی، من با توام تنهای تنها من با توام ه. تولدت مبارک عشق همیشگی من ... . کاش توی قحطی شقایق بشینیم توی یه قایق بزنیم دلو به دریا منو تو تنهای تنها اونقده میریم که ساحل از منو تو بشه غافل قایق رو با هم می رونیم اونجا تا ابد میمونیم جایی که نه آسمونش نه صدای مردومونش نه غمش نه جنب و جوشش نه گلای گل فروشش مثل اینجا آهنی نیست . یه گوشه ی دنج، ... شده محل قرار من با خدا ... می نویسم براش ... که تنها او شنواست ... از کران و بی دلان، ملولم ... و از خود ملول تر ... تنها اوست پناهم ... که آشیانه و پناهگاهم فرو ریخت ... تا نشانم دهد ... پنهان شدن از او پناه یافتن نیست ... تنها ندیدن اوست در پنهان شدن ... حالم را خبر داری ... درمان. "دارد چه بر سرم می آید ؟ چشمانم را بسته ام و گذاشته ام ثانیه ها لحظه هایم را کنند کم آورده ام نا توان شده ام در برابر روزها خسته تر از آنم حرفی بزنم، یا گاهی داد تا شاید کمی سبک شوم ! تنهاییم هر روز پر رنگتر می شود نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت !؟ اینجا ی نیست برای حرف زدن یا ح. سلام نمیدونم چرا هرچی سعی میکنم در قلبم را ببندم فایده نداره. هروقت همچین تصمیمی میگیرم از در و دیوار ادم میاد سر راهم.
حالا خودتون را بذارید جای من. تنهای تنها هستید. صمیمی ترین دوستتون یکدفعه ازدواج میکنه و دیگه حتی تو تلگرام هم ح ون را نمیپرسه. یه همصحبت به اسم خ دیگه زنگ نم. اسکرین موبایل را روشن می کنم و غمگین به عدد ۱۷ بالای صفحه خیره می شوم "گل پونه های وحشی دشت امیدم... وقت سحر شد... خاموشی شب رفت و فر دگر شد من مانده ام تنهای تنها... من مانده ام تنها میان سیل غم ها" دلم می خواهد همراه خواننده داد بزنم و به همه عالم بگویم.. خسته ام از تظاهر به قوی بودن... تنهای تنهای تنهام........ جز خدا هیشکی نیست........ ها این حس پررنگتر میشه....... الو سلام دوسی خوبی میای پیشم تنهام؟؟ نه عزیزم قراره نامزدم ناهار بیاد پیشم........ . . الو سلام دختر خوبی میای پیشم تنهام؟؟ نه عزیزم قراره با نامزدم ناهار بریم بیرون........ . . لعنتیا خونه تنهام! روز ای دارم تنهای تنها! ...چقدر دلم یه مونس و رفیق میخواد الان! با هم بشینیم ببینیم یا بزنیم به دل طبیعت!با پیتزا و سس تند!
سرماخورده ام و سینوس های چرکیم رو اعصابه! تنهایی مگه آدم حوصله داره برای خودش نهار درست کنه؟! پس بیخیال نهار شده ام و به خوردن میوه بسنده میکنم!ولی شکم گشنه ام داره ادا درمیاره! فکر کرده! من بیدی نیستم که به این بادا بلرزم! پس ساااکت باش معده جان! حوصلتو ندارم!

آموزگار بزرگ «شهادت»،اکنون برخاسته است،تا به همهء آن ها که جهاد را،تنها در «توانستن» می فهمند و به همهء آن ها که پیروزی بر خصم را،تنها در «غلبه» می توانند تصور کنند،بیاموزد که:«شهادت»،نه یک «باختن»،که یک «انتخاب» است.انتخ که در آن،مجاهد با قربانی خویش،در آستانهء معبد و محرا. سرخود را مزن اینگونه به سنگ
دل دیوانه تنها ،دل تنگ
ن در پس این بهت گران
مدران جامه جان را مدران
مکن ای خسته درین بغض درنگ
دل دیوانه تنها ، دل تنگ
پیش این سنگدلان قدر دل و سنگ یکی است
قیل و قال زغن و بانگ شباهنگ یکی است
دیدی آن را که تو خو به جهان یارترین
آنکه می. هر چی آرزوی خوبه مال تو هر چی که خاطره داری مال من اون روزای عاشقونه مال تو این شبای بیقراری مال من منم و حسرت با تو ما شدن توئی و بدون من رها شدن آ غربت دنیاس مگه نه؟ اول دوراهی آشنا شدن تو نگاه آ تو آسمون خونه نشین بود دلتو ش ته بودن همه ی قصه همین بود می تونستم با تو باشم مثل سای. چند سال بعد،حوالی دسامبر سال 2040 در جشن برندگان جایزه ی نوبل زمانیکه خبرنگاران وی را سوال پیچ کرده اند و راجع به موفقیتش سوال می پرسند تنها و تنها یک جواب خواهند شنید : من ویزیت های طولانی و راندهای خسته کننده را فقطِ فقط به خاطر لواشک های بوفه ی بیمارستان تحمل می و این تنها سوسو. تــَنها نــَفر سِومی که میزارَم بیاد بینمون بــَچَـمونهـ تنها نفری که بعد تو لباشو میبوسم لبای ناز نی نی مونه تنها نفری که تو حق داری بهش بگی فرشته دخترمونه تنها نفری که من حق دارم بهش بگم خوشتیپ آقا پسرمونه سلام الان که خوب نگاه میکنم چهار سال گذشته از دل تنگیم و الان دلتنگترم و پیرتر موهام سفید شدن خیلی زیاد دیگه ی نمیتونه از ظاهرم بفهمه که غمگینم یا خوشحال خدایا ممنون الان که به گذشته نگاه میکنم می بینم هر چی ازت خواستم رو بهم دادی هر چی تو تصورم بود از عشق تا زندگی . سلامتی . پیشر. می خوام با خدای خود تنها باشم تنهای تنها

باور نکن تنهایی ات رامن در تو پنهانم تو در منازمن به من نزدیک تر توازتو به تو نزدیک تر من باور نکن تنهایی ات راتا یک دل و یک درد داریمتا در عبور از کوچه ی عشقبر دوش هم سر می گذاریم دل تاب تنهایی نداردباور نکن تنهایی ات راهرجای این دنیا که باشیمن با توام تنهای تنها من با توام هر جا که هستیحتی اگر با هم نباشیمحتی اگر یک لحظه یک روزبا هم در این عالم نباشیم این خانه را بگذار و بگذربا من بیا تا کعبه ی دلباور نکن تنهایی ات رامن با توام منزل به منزل
محمود: اومدم ببرمت داداشی مسعود: نه من همینجا میمونم اقا جان تنهاست. محمود: ولی اقا جان تنها نیست خانوم جان پیششه مسعود:نه تنهاست سکوت قبرستون تنها رو تنهاتر میکنه من اینجام تا مزه ی تنهاتری رو تنها تنها نچشند.! + تماشا می مکالمه دوبرادر به نطرم جالب اومد پند نوشت: بیایید دیوانه . طراحی یعنی پای مک میشینی و فتوشاپ باز میکینی و پی ل به پی ل میری جلو ... پی ل به پی ل در موردش فک میکنی پی ل به پی ل خودتو فراموش میکنی و تو طرحت غرق میشی طراحی میکنی اون چیزی رو که میخای و ی نیست که بهت بگه نمیشه! خودتی تنهای تنها ... غرق در پی ل ها ... ی نیست که در برابر ایده هات و تخیلات. تکمله به پست سلام بر تو این تنهای تنها مانده شاید کمتر ی باشد که امروز با وجود تعدد کتب تاریخی از این مساله آگاه نباشد که هدف حسین علیه السلام از قیام در راه خدا و گذشتن از جان خود و اهل بیت ش چه بود. و اینکه ندای هل من ناصر قطع به یقین راهی برای نجات و رستگاری ما آدمیان بوده است. ن. تنها منم که می دانم
چرا اغلب اوقات تی
به اولین صبح پس از پایان جنگ شبیهی
آرامی و زیبا اما غمگین
به اولین صبحانه در زمان صلح می مانی
شیرینی و دلچسب اما
تنها با گریه می شود به تو دست زد...
حسن آذری من همینم گاهی خشم تمام جانم را به اتش میکشد. دیگران هیچگاه آتشم را نمی بینند. گاهی غم تمام روحم را میبلعد. تمام من غرق در غم میشود. و پس از چندی در کوچه پس کوچه های زندگیم.در م وبه ای متروک متولد میشوم. گاهی چنان در خودم فرو میروم که گویی هیچ در دنیای من نیست من از دنیای این آدم های . نامه های عاشقانه + اس ام اس عاشقانه 2017 روز عشق آمد و من تنهای تنهایم ! همه عاشقان دست در دستان هم گذاشته اند و به هم محبت و عشق هدیه می کنند اما من تنها در این گوشه از این دنیای بی محبت نشسته ام و با حسرت به عاشقان که دست در دستان هم گذاشته اند و بر لبان هم بوسه میزنند نگاه می اندازم. رادیو کالج شعر را بشنوید چگونگی ندارد هشت گونه ی مردی که می خندد به چهار صورت! مردی اینچنین گویاست با سه م ج! تنها با دو م ج تنها می شود !!! و با تنها م جی که دارد دو گونه ای ست که cng می سوزاند ادامه مطلب انگار دستام سرده سردن انگار چشمام شب تارن آسمون سیاه ابر شرشر بارون داره میباره حالا رفتی و من تنها ترین عاشقم رو زمین تنها خاطراتم تو بودی فقط همین حالا رفتی و من تنها ترین عاشقم رو زمین تنها خاطراتم تو بودی فقط همین گفتی برو تنها بمون با غصه ها همرا بمون دیگه نمی تونم خسته خس. چند روزی میشه مکان محل کارم تغییر کرده حدودا یک کیلومتر فاصله با جای قبلی، روزهای فرد با ماشین میام اما روزهای زوج مجبورم از مترو استفاده کنم که باید همون مسیر یک کیلومتری رو طی کنم تا برسم به ایستگاه مترو مفتح، یه چیزی توی روزهای زوج توجهم رو جلب کرد، اینکه تو یه ساندویچی کوچی. این من از از دلواپسی های غریب زندگی دلواپسی دارم و باور نمی دارد که من تنهاترین تنهای این تنهاترین شهرم تنم بوی علفهای غروب را دارد دلم می خواهد از تنهاترین شهر خدا یک قصه بنویسم و یا یک تابلوی ساده که قسمت را در آن آبی کنم حرف دلم را سبز و نقاشی دنیای تنهایی بماند یادگار خستگی ه. بسمه تعالی تنهایی باور ندارد این طعنه ها را باور ندارد این گریه ها را تنهای تنها در بین دشمن باور ندار این خنده ها را افتاده اینجا دستان سقا باور ندارد نادیده ها را طفلی پریشان در بین میدان باور ندارد خون دیده ها را زینب به ناله بر گرد طفلان باور ندارد رنجیده ها را خاک و غبار و ر. سخت ترین دوران، بدترین دوران، درست همین نقطه از زندگیه! نکته ی بدترش اینجاست که گاهی بدجور این وسط، تنهای تنها، باید از دوطرف بشنوی.. بشنوی و دم نزنی.. نمی دونی چیکارکنی خب.. کدومو چجوری راضی کنی! بدترترش اینجاست که هیچی هم نمی تونی بگی! همیشه یجورایی شاید حسودی میکنم به بقیه.. که . این علاقه ی به تنهایی من گاهی وقتا خودم رو نگران میکنه نطفه ی اولیه ش از وقتی زده شد که من شدم تنها فرزند توی خونه ولی سالها و سالها گذشت و این تنهایی ابعاد بیشتری رو در برگرفت، تنها ید ، تنها زندگی ، تنها مسافرت رفتن و... . واقعا بعد از یه مدت زیاد توی جمع بودن یه مدتی رو هم باید با . تنها نباش... تا خدا هست صاحب کل جهانم
تنها شاید
ولی تو نیز در بند آن خ ـ سر خود را مزن اینگونه به سنگ
دل دیوانهِ تنها، دل تنگ
ن در پس این بهت گران
مدران جامه جان را مدران
مکن ای خسته درین بغض درنگ
دل دیوانهِ تنها، دل تنگ
پیش این سنگدلان قدر دل و سنگ یکی است
قیل و قال زغن و بانگ شباهنگ یکی است
دیدی آن را که تو خو به جهان یارترین
را سا. در همسایگی من کنار درختان اقاقیا کلبه ایست چوبی که خدای کوچک من شب را آنجا بیتوته کرده است تا دیروقت ب کنار پنجره قدم می زد و از ترس حمله ی نا اهلان چراغ ها را خاموش کرده بود گاه صدای تیری شب را و سکوت را می ش ت اکنون ، دیریست منتظر نشسته ایم بیدار شود ماه ن ایستاده است خورشید اجا. چقدر تنهایم ... من در این دنیای شلوغ ، پر از دروغ ، چقدر تنهایم... تنها... تو آرام جانم هستی. تنها ... در کنار تو آرامم. تنها... آغوش تو، امن ترین مکان این دنیای پرآشوب است. تنها ... تویی که من را برای خودم می خواهد... و خنده هایم را ابدی آرزو دارد. چقدر بی نیازم... ثروتم تویی... تمام آنچه سال ها از زمینیان طلب می ، تو در آسمان به من بخشیدی... تنها مردِ آسمانیِ زمین... تنها آغوش امن من... دوستت دارم... برای آنچه هستی... و برای آنچه من در کنارتو هستم.
چند روزی میشه مکان آموزشگاه (محل کارم) تغییر کرده حدودا یک کیلومتر فاصله با جای قبلی، روزهای فرد با ماشین میام اما روزهای زوج مجبورم از مترو استفاده کنم که باید همون مسیر یک کیلومتری رو طی کنم تا برسم به ایستگاه مترو مفتح، یه چیزی توی روزهای زوج توجهم رو جلب کرد، اینکه تو یه سان. خواهرم منو اد کرده تو یک گروه تور شهر خودمون منم گارد گرفتم باباااااا من نمتونم برم مجرد گردی به کی بگم آخه؟ یا تنهای تنها یا با خانواده نه با زنهای فضول موذی خوشان خوشان که از دلخوشی راه میفتن به گردش و تو رو هم سوال بارون می کنن و ته دلشون انواع و اقسام حسها از حسادت به درآمد نم.