تاپلک بزنی پاییزمی آید - اخبار روز

امان از وقتی کارا بهم گره می خورن. آدما بد قولی می کنن و هی مجبوری زنگ بزنی بهشون برا دریافت چهار تا برگه ی ناقابل. یعنی وضعیت جوریه که . . . . قبل اینکه بخوای از مشکلاتت با یکی حرف بزنی باس بش بگی : میدونم تو بدبخت تری یه دقیقه خفه شو من حرفمو بزنم ! بعد تو شروع کن زندگی خیلی قشنگه.!.!.!... . ..البته بستگی داره ....چقد خودتو به یت بزنی!!!!
هرچی تر ...... قشنگتر..... دوستت دارم به حدی که اگر باشی برای تمام لحظه هایت فرشی از عشق پهن میکنم تا تو عاشقانه قدم بزنی و من عاشقانه نگاهت را ب م بگذار فکر کنند نفهمیدی...! میدانی چیست..! یک وقت هایی باید خودت را به بیخیالی بزنی بیخیال تمام آدم هایی که دوستت ندارند! بیخیال تمام کار هایی که می خواستی بشود ولی نشد! بیخیال تمام رکب هایی که خوردی! بیخیال هر که امروز وارد زندگیت شد و فردا رفت! بیخیال تلاش های بی نتیجه ات دوست داش. کاربرد i am wondering و i was wondering در انگلیسی . احتمالا در مکالمه ها زیاد شنیده اید، نه؟؟؟ . در چنین عبارتهایی در مکالمه، این wonder به معنی think به کار میره : . یعنی اگر شما i am wondering شده اید یعنی i am thinking شده اید. . مثال: i’m wondering whether to go to the party or not دارم فکر میکنم برم مهمانی یا نه. . i’m wondering if i should. سخت‌تر از درگذشت یه آدم خوب، تحمل دوری و ندیدنشه. اینکه فکر کنی دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونی رودررو ببینی و باهاش صحبت کنی. اینکه فقط ممکنه به خوابت بیاد و بتونی اونجا چند لحظه باهاش حرف بزنی یا نگاش کنی. اینروزا من این‌جوری‌ام. داغدار رفتن ی هستم که جای خالیش بدجور احساس م.

چقدر سخته ی رو که دوستش داری نتونی بهش بگی که دوستش داری وچقدر بده که ی تورو دوست داشته باشه واینو نتونه بهت بگه . . .
چقدر سخته تو چشای ی که تمام عشقت رو ازت ید وبجاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زول بزنی و بجای اینکه لبریز کنید و نفرت شی حس کنی که هنوز هم دوسش داری . . . چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یبار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده . . . چقدر سخته تو خی ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دی هیچ چیزی بجز سلام نتونی بگی . . . چقدر سخته وقتی که پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که هنوز دوسش داری . . . چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار خودتو بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی گل مــــــــــــــــــــــــــــــــــن باغچهء نو مبارک
یه وقت هایی درست توهمون لحظه ای که هیچ امیدی نداری...همون لحظه ای که همه ی سختی های راه رو میپذیری... همون لحظه ای که هیچ رو بجز خودت مقصر نمیدونی و همه ی اشتباهاتت رو میپذیری...حتی دیگه سعی نمیکنی از ی کمک بخوای...حتی به این فکر میکنی که موفق ترین ها هم یه جاهایی از زندگی شون، زدن به. کم حرف که باشی آدم ها حرف دهنت میگذارند حرف که بزنی قضاوت میکنند و من پشیمان از گفته ها و نگفته هایم به نوشتن پناه می آورم چه خوب که اشک ها حرف نمی زنند 7.5.94 بعضی وقتها آدم دلش میخواد یه مانتوی بلند با کفش پاشنه دار بپوشه ، دست مرد ش رو بگیره و قدم بزنه . اصلا بعضی مرد ها آفریده شدن که کنارشون قدم بزنی و کیف کنی ... دقیقا وقتی که فکر میکنی کلی دوست هست که بتونی باهاشون حرف بزنی و خودت سبک کنی به خودت میای میبینی هیچ دوستی نیس ... لعنت به همه چی نباید گوش میدادم!کاش این ترس لعنتی درمان میشد..کاش به جای اینکه دامن بزنی بهش، کمک میکردی تا درمان بشه.
پ.ن: مریم جان نمیشناسم ی رو که بتونه بهت کمک کنه.


این مهم نیست که کی بهت صدمه زده یا تورو ش ته،این مهمه که کی باعث شده دوباره لبخند بزنی
سخت ... اینکه مثلاً بخوای حرف بزنی یا بهش بگی سخت است! ... آن قدر سخت که نمی توانم اینجا بگویم دوستت دارم می دانی می ترسم نظرت با من یکی نباشد یا مال دیگری باشی ... این ها را کنار هم بگذار تازه می رسی به حال بد امشب من ! فکر کنم این دفع سومه که دارم مینویسم و پاک میکنم ! دیدی ذهنت پره حرفه ولی نمیدونی کدومو بزنی ؟ بعد ا شم هیچی نمیگی ،الان کاملا در اون ح م :) #سردرد کافیه روی ع متحرک بالای بزنی و بروی وبلاک خود بذار ی مثلا بهم ایمیل بزن به صورت ناشناس. مثلا بنویس که همیشه دوستم داشتی، همونجوری که من همیشه دوستت داشتم حتی بیشتر. بنویس باید باهام حرف بزنی که آروم شم. بنویس واست مهمه که آروم باشم، مهمه که هر روز نه اما هر هفته زنگ بزنی تا صداتو بشنوم و آروم شم. بنویس از این که رفتی برای همیشه و خو. بگذار فکر کنند نفهمیدی...! میدانی چیست..! یک وقت هایی باید خودت را به بیخیالی بزنی بیخیال تمام آدم هایی که دوستت ندارند! بیخیال تمام کار هایی که می خواستی بشود ولی نشد! بیخیال تمام رکب هایی که خوردی! بیخیال هر که امروز وارد زندگیت شد و فردا رفت! بیخیال تلاش های بی نتیجه ات دوست داش. درون مرا هیچ نمیتواند ببیند حتی نزدیک ترین ان من ، تازه چه میتوانند ند ! در نهایت احساس همدردی ...
محمود ت آبادی

پرم از راه از پل ، از رود از موج پرم از سایه برگی در آب چه درونم تنهاست !
سهراب سپهری
..گاهی چیزی نمیتونی بگی حتی نمیتونی حرف دلتو بزنی کلی حرف مث بارون رو سر. هیچ از آینده خبر ندارد ، مردی که امروز با عجله توی مترو از تو ساعت پرسید شاید یک ماه بعد به نام کوچکش او را صدا بزنی ، شاید دختری که امروز با او قدم میزنی و بستنی میخوری ، چند سال بعد خسته و کالسکه به دست از روبه رو به سمتت بیاید و تو سرت توی کیفت باشد و با تنه از کنارش رد شوی ، شاید. هیچ از آینده خبر ندارد ، مردی که امروز با عجله توی مترو از تو ساعت پرسید شاید یک ماه بعد به نام کوچکش او را صدا بزنی ، شاید دختری که امروز با او قدم میزنی و بستنی میخوری ، چند سال بعد خسته و کالسکه به دست از روبه رو به سمتت بیاید و تو سرت توی کیفت باشد و با تنه از کنارش رد شوی ، شاید. اس ام اس زیبا با مفهوم .... زندگی سخت است تو آسان بگیر زندگی درد است تو درمان بگیر زندگی مار است تو جانش بگیر زندگی جام است تو کامش بگیر . . . نه سرو و نه باغ و نه چمن می خواهم نه لاله نه گل نه نسترن می خواهم خواهم ز خدای خویش کنجی خلوت من باشم و آن ی که من می خواهم . . . آنکه باید بسوزد و ب. اگه میخوای به طور ناشناس واسه بهرنگ پیامی بفرستی نقد کنی حرفی توی دلت مونده بزنی خلاصه هرچی کلیک کن روی لینک زیر ارتباط با بهرنگ به طور ناشناش وقتی ناراحتیت بیشتر از چهار دقیقه نیست و نرفته دلت تنگ میشه.... باید بگم فائزه ازت متنفرم،تو یه احمق بدبختی وقتی مجبور باشی هر هفته سر بزنی خونه طوری که از شدت خستگی بدن درد داشته باشی...فقط واسه اینکه جلوی حرکتت رو نگیرن اینکه هر چی به دهنت میاد، در لحظه بپاشی بیرون که آسونه! اینکه قبل از گوهرفشانی، دو ثانیه فکر کنی، بعد حرف بزنی سخته! که تو بعد از ۴۰ سال که از خدا عمر گرفتی، هنوز نتونستی. با نوزادی که حرف زدن بلد نیست اگر بخواهی حرف بزنی، اولین کلامی که می گویی ناخودآگاه «سلام» است. سلام عزیزم، سلام عشقم، سلام رودم، سلام بابا، سلام...

اولین تلاش های دخترک برای حرف زدن، چیزی شبیه جیغ و ویغ گربه ها از کار در آمد. به همین خاطر بود که تا آمدم باهاش حرف بزنم به طو. نه خواهرات باشن...نه برادرات.. نه دوستات و نه.. هعیییی خسته زل بزنی به صفحه وبلاگ در انتظار ی که هیچگاه از راه نخواهد رسید... دور و اطرافم هر روز بیشتر از دیروز خلوت میشه...
غذات که بد بشه؛ نه تنها غذای بد مزه میخوری، که ی هم نیست بهش غر بزنی، تازه توی دلت به خودتم میدی بعضی وقتا لج آدمو در میاره خونه داری :/ پ.ن: شبکه تماشا دیگه کارتون نمیذاره :( اگر می خواهی میان مردم دنیا بمانی و تنت سالم باشد و دلت شاد ....باید یاد بگیری گاهی وقتها توی گوشت پنبه فرو کنی و روی چشمانت چسب بزنی و به روی زبانت قفل .... باید یاد بگیری که گاهی خودت را بزنی به نفهمی و به دلت یاد بدهی بعضی وقتها خودش را سفت بگیرد که مبادا سنگینی حرفی ، عملی ،سخنی ر. سلام رمی جووونم امشب تو راه برگشت از سر کار وقتی گفتی صدات گرفته و نمیتونی صحبت کنی کلی دلم گرفت که امروز چقدر از صبح تا شبش بد بود که هم نشد زیاد با هم چت کنیم و هم آ شبش تلفنی حرف بزنیم.آخه امروز از اینکه بحثت شده بود تو خونه خیلی ناراحت بودی و عصبانی.منم خ جرات ن ظهر زیاد باهات ب. خش خش برگهای زرد پائیزی زیر قدم هاتون، با پچ پچ های شیرین ، گرمی بین دستاتون و حس ناب، وقتی دستت و میگیره توی دستش و بهت میگه دستات یخ زده چرا....و تو لبخند می.. اهههههههه!نه خیر آقا نه خیر!ولمون کنین!اصلا پائیزه و ولگردی های تک نفره با یه جفت کتونی نرم و سوئی کلاه دار و هندزفری با ی. هیچ از آینده خبر ندارد ، مردی که امروز با عجله توی مترو از تو ساعت پرسید شاید یک ماه بعد به نام کوچکش او را صدا بزنی ، شاید دختری که امروز با او قدم میزنی و بستنی می خوری ، چند سال بعد خسته و کالسکه به دست از رو به رو سمتت بیاید و تو سرت توی کیفت باشد و با تنه از کنارش رد شوی ، شاید ا. گفت حاضری مثل من از عزیزات بزنی واسه چیزی که میخوای؟! +این وبلاگ و خواننده هاش برای من خیلی عزیزن، نوشتن هم اما... ++ :( +++ این وبلاگ تا کنکور ۹۶ به روز نخواهد شد... وقتی کلیدِ اشتباه رو میندازی توی قفل، فرقی نمیکنه با چه قدرتی دستتو میچرخونی. در باز نمیشه. چه بسا اگه زیادی زور بزنی، کلید توی قفل بشکنه.

3 اردیبهشت 1397


دیدی مثلا یه لحظه هایی خیلی یهویی و بی مقدمه یادِ دلبر میوفتی؟! که یهو دلت اندازه ی تمومِ این سال هایی که پیشش نبودی، تنگ میشه. که نمیدونی این غمِ بزرگ از کجا بی هوا میاد میشینه رو دلت؟ که مثلِ بچه ها، بغض میکنی. که دنبالِ بهونه میگردی بزنی بیرون. تو این هوای اردی بهشتی، قدم بزنی و به هر چی و هرکی که تو رو از اون دور کرده، لعنت بفرستی...
+ راستش برخلافِ دختر م که با وجودِ دو سال تفاوتِ سنی ازش، اون همیشه دخترِ نمونه ی فامیل بود و همیشه از 100، 100 بود و هیچ وقت دوست نداشت 99،9 بشه و همیشه ام بابتش تلاش میکرد؛ من اون دختر شر و شیطونِ فامیل بودم. اینو از مسابقه ی شیطنت هم پی بردین. اما اون الان سالِ پنجمِ پزشکیه و یه نی نیِ فسقلی ام داره. اما من... کلا لُپ کلام اینه که هیچ وقت فکر نمی به خاطرِ شیطنت در دوره ی جاهلیتِ مدرنم، برنده شم! تو این بیست و سال، دفعه ی دوم بود یه جا برنده میشدم! و خب طبیعیه در پوست خود نگنجیدن. این هم مدرکِ الوعده وفای یک آشنا گردتم درد می کنه. اولین بار نیست که کار حالمو بد می کنه. وقتی مچت از درد نمی چرخه٬ وقتی انگشتات بی حس میشن و دیگه نمی تونی راپیدو بینشون نگه داری. وقتی نشستن برات سخت میشه. وقتی پاهات خواب میرن چون پیش میاد دو روز بایستی و کار کنی. وقتی درد مهره های گردنت یه همراه همیشگی میشه. تیر م. احساس میکنم دارم سرطان مغز میگیرم... البته مدتهاس که علائمی دریافت میکنم اما الان دیگه به نقطه اوجش رسیده!! قبلنا که بچه تر بودم!(بچه تر!) از خفگی میترسیدم و از آب اصلا به آب فوبیا داشتم و حتی ی وجب آب هم روی هم بود من توش غرق میشدم!! و همیشه فکر می یک روزی که بخوام بمیرم حتما غرق میش. آهنگ جدید علی یاسینی به نام جنگ
new ali yasini – jang
علی یاسینی جنگ
علی یاسینی جنگ
کاش بشه وقتی که داری ور میری با گوشیت دستت بره رو اسمم
کاش بشه آ قصه برسم یه جایی که بگم دیدی تونستم
کاش بشه راهت بخوره رد شی ازین دور و ورا یه سری بهم بزنی
با اینکه خورد شدم دوس ندارم بشکنی تو میدونی گرده زمین
نذار زندگی برام بیشتر از این سخت بشه یکم به خودت بیا فکر کنم وقتشه
از آسمون سنگ بیاد حتی اگه جنگ بشه دل من تورو میخواد میدونی حقشه
برای روی لینک زیر کلیک کنید .
آهنگ با کیفیت 320