بیخیال بیا بخندیم - اخبار روز

چرا نمیشه عالم رو خفه کرد؟ چرا نمیشه خو د؟ چرا نمیتونم کتابامو بخونم؟ تو هیچ نمی فهمی داری چه بلایی سرم میاری با سکوتت همونطور که من نمیدونم دارم چه بلایی سر خودم میارم با این همه حرف زدنم. آره! هیچ ، هیچ وقت، هیچی نمیدونه! هیچی! هیچی، باور کن! هیچی. ما از همینا عذاب می کشیم، اما خ. "المستغاث بک یا صاحب ا مان" ✒..چه انتظار عجیبی ✒..تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی ✒..عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت،چه بیخیال نشستیم ✒..نه کوششی نه وفایی ✒ ..فقط نشستیم و گفتیم خدا کند که بیایی...! رسوای عالمی شدم از شور عاشقی ترسم خدا نخواسته رسوا کنم تورا... «فروغی بسطامی» +استثنائا این یکدفعه بیخیال امضا:/ +این روزها سخت دل ٱزرده ام...احمقانه هایم تمام شد...و فهمیدم what a fool i was امروزه به دخترها و پسر های جوانی که قلاده های سگ در دست دارند می خندیم که چرا این ها سگ بازی را افتخار می دانند؟ غافل از این که تقریبا شخصیت همه انسان ها در سنین کودکی شکل می گیرد . و چندین سال پیش که اینان ک ن این مرز بوم بودند صدا وسیما تمام برنامه هایش حاوی یک سگ یا حیوان خانگی د. اینطوری سخت است . این طوری که پوریا نیست . یا اگر هست , دایم نگرانی من است . اینطوری که من تا دل میبندم باید دل م , اینطوری سخت است که آدم ی را نداشته باشد که بیخیال این حرفها , چقدر دلتنگت بودم کارلای عزیز ترینم بعد کلی وقت کلی خندیدیم ،انقدر که روی صورتم خط افتاده :) همیشه فکر میکنم خیلی حیف شد که با هم یه قبول نشدیم،یه خوابگاه، اون وقت همه این روزایی که گذروندیم یه شکل عجیب قشنگی میگذشت! وقتیم که دبیرستان بودیم همینطوری بودیم،دلیلش هم این بود که فضاهای ذهنیمون خیلی به هم نزدیک بود و . اگر می بینید کم کارم بخاطر بیخیال شدنم نیست ... دارم یه رمان می نویسم ایشالله به زودی هم یه مطلب جالب و امیدبخش میزارم همیشه امید داشته باشید و امیدبخش باشید

یه بوهایی میاد فکرکنم مشغول ید حلقه و این چیزا هستن حرف حلقه و آرایشگاه بود راستی هیچی.بیخیال اینا دیگه نباید به من مربوط باشه.مگه نه؟ پس چرا نمیتونم بی تفاوت باشم؟
ب خیلی دپرس بودم البته هم دپرس بودم هم خسته
داداشم حدود ساعت 8 شب از باشگاه برگشت یه نگا به من کرد یه نگا به مامانم
گفت ماهور چشه ؟
+مامانم :هیچی بی حوصله شده
-داداشم : ماهور
من : بعله
- داداشم : بیا یه مشت و مال دست حس نسار داداش کن
من : محمدرضا بیخیال حال ندارم
داد. شاید فردا روز بزرگی باشه. شاید ... اتفاق خاصی قرار نیست بیفته اما دلم می خواد یه چیز خوشگل ب م این همه کار می کنیم برا چی آخه؟ پس انداز برا چی؟ بیخیال دنیا حرفای امروز هانیه...دلمو بدجور سوزون ی خب به حرمت همه روزایی که کنار بود هیچ اعتراضی ن ...شایدم حق دارهاون داره الان از زاویه خودش مساله رو میبینه...خدایا؟تو هستی...همیشه هستی...بیخیال همه آدمات... میدانی ؟ کمی آرام تر شده ام اندکی سنگین ذره ای ساده در من ، آن دخترک شلوغ و پرسرو صدا رخت بربسته موج های پرتلاطم تشویش لنگر و کیسه های پ شت حماقت و شجاعت ابلهانه زمین گیر شده است و من اینچنین مبهوت و بیخیال نظاره میکنم چهره دخترک دور شده از رنگ های گرم را .
تا صبح بیدار بودم و دیر خو دم برا همین الان بیدر شدم. لود که بشم میرم سر کارم میدونم باید چیکار کنما اگه فقط عمل کنم ... :( بیخیال یکی نی بگه بزار بیدار بشی مائده بعد. ب فقط فکر می فکرم درگیر بود در مورد همه چی اما هیچ نتیجه ای نداشت. من معلقم وسط نا کجا. بگذریم ... گاهی خودت را به " کوچه علی چپ " بزن .. تو " کوچه علی چپ " نفس بکش . راه برو ، سوت برن .. تو " کوچه علی چپ " سربه هوا شو ، آواز بخوان ! بگذار زندگیت رنگ دیگری بگیرد بیخیال باید ها و نبایدها .. قید و بند هاا ، قاب ها و قالب ها ...! باور کن " کوچه علی چپ " هم برای خود عالمی دارد ... فردا 30 نفر اول وارد کلاس آنلاین رفع اشکال رایگان میشوند، صبح تعطیل را بخو د ⏰ زبان 11 صبح! ⏰ ریاضی 1 ظهر لینک ورود ساعت 10:30 میزاریم تو کانال @ostadsalam_ir به دوستم گفته بود که بهم چیزی نگه منصرف شده بود که باهام حرف بزنه بعد از این دوخط ده خط دیگه هم نوشته بودم، بقیه ی اتفاقات امروز هم نوشته بودم
ولی همشو پاک هیچی بیخیال بای
وارد کافه که شدم تنها یه میز پر بود که پشت اون دوتا دختر نشسته بودن حدس زدم که همون ارغوان باشه ارغوان دختری بود با چشمای و موهای بور فیس استخوانیلاغر و قد بلند و موهاشم چتری زده بود که کلی به جذ تش می افزود . وارد شدیم و کنارشون رو نزدیک ترین میز نشستیم حتی سلامم هم انقد اروم بود . می دانی بعضی وقت ها ، آن قدر دلتنگت می شوم که حد ندارد...دلم می خواهد کنارم می بودی و برایم حرف می زدی...و من ت می نشستم و یک روز ، دو روز ، نه ، تمام عمر ، فقط به حرف های تو گوش می ... بعضی وقت ها ، که زیر بار این همه دغدغه و مشغله های مز ف  در حال له شدنم ، به این فکر می کنم که کاش ، تو . سلام هم به جدیدای ِ بیانی هم به قدیمیای ِ بلگفایی ! این وبلاگ صرفاً بخاطر این ساخته شُده کِ من تو محیط بلگفا نه امنیت نوشتاری دارم نه آرامشی از بس کِ مزاحمایِ سمج افتادن دنبالم جالبیش اینجاس کِ کلا بیخیال بشوام نیستن حالا اومدم اینجا چون از لحاظ نوشتاری و امنیتی خیلی بهتر و قوی . ینی دوست دارم یه جایی پیدا کنم که کلی اطلاعات درباره ی کراشم بهم بده اصن یکی از اه من از نوشتن بلاگ اینکه اگه یه بار مثلن فرض محال کراش یکی شم اون یارو هم همت داشته باشه بیاد اینا رو بخونه بفهمه من چه زاخاریم و پیش از هرگونه رل احتمالی خودش بیخیال من شه بعد از جدال عقل که میفرماد بشین برای کنکورت درس بخوان . دیگه زمانی نیست. خاک تو سرت و دل که عروسی برگزار کرده . بیا برو صفا و سیتی . گور بابای هر چی درس و مشق خیر ندیده، پیام تلگرام دختر م که میگه، زهر مار تصمیم قطعی بگیر بیا بریم ( خب تبادل اوج احساسات عاشقانه ی ما اینطوری ه :دی ) تبر. سلام اینجانب عاشق بچه ام ^^ وجدان:مجبوری پستتو اینجوری شروع کنی؟ -_- من:دوز دارم ^^ وجدان:بیخیال ادامه بده -_- خب داشتم میگفتم ^^ بنده عاااااااشق بچه هستم ^^ البته تا وقتی که رو مخم راه نرن : یکم دیر شد ببخشین ^^ لیمو ترش جون و آقا میرزا تبریــــــــــــک میگم

دلمان که می گیرد تاوان لحظه هایی ست که دل می بندیم...!!!
جای سوره ی «ع» به نام سوره ی «عشق» در قرآنت خالیست که اینگونه آغاز میگردد:
و قسم به روزی که قلبت را می شکنند و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت....



رفتم به مغازه دوستم ، دیدم یه دختر شاکی اومد تو، لپ تابشو کوبید رومیز ، به فروشنده گفت که لپتابتون ابه من اینو نمیخوام .
فروشنده : چرا ؟
دختره : من نمیتونم اطلاعات لپ تاب قدیمیم و روی این بریزم !
فروشنده : خانم امکان نداره ، میشه لطفا این کارو جلوی من انجام بدین ؟
دختره لپ . چند تا ع چند تا من زنده میمونم تا چند تا برف
آی کجایی میشنوی حرفمو باید بجنگم من با چندتا سگ
طاقت دارم بگو میشنوم اذانو صدامو بکوب
باور دارم ببیوس پرچمو لباس رزمشو بپوش
چشم برندار ازم میدونی هوای اتاقم خفست
بزار بسازم رویای سرم نبازم دشمنام خوشحال نشن
شب وروزمم مثل ه. از سرکار وسط همه بارهای عمان و قطر و عراق و ... فکرم دنبال بارهای کرماشانه... برای کار زنگ زدم یه راننده کرمانشاهی، گفتم کجایی گفت سر پلم، نتونستم چیزی بگم... گفتم بیخیال خواستم ح و بپرسم...
#لعنت به این آوار ... از دیروز تا حالا وقت هایی هست که ت می شم و ناخودآگاه لبخند میاد روی لب هام ولی سریع تلاش می کنم مخفیش کنم؛ چون دو سه بار مچم گرفته شده و سیل کنایه بوده که سمتم روانه شده: به چی می خندی؟ جان من بگو چرا مثل مُنگلا ت میشی و لبخند میزنی؟ اگه خیلی خنده داره جریان، بگو ما هم بخندیم و ... چی. مستند انتخاباتی ، در برگیرنده تصاویری است که اغلب آنها فرصت انتشار در رسانه های عمومی را نداشته اند. به گزارش خبر فوری، مستند انتخاباتی حسن # با سخنان انتقادی دانشجویان در مراسم ۱۶ آذر سال ۹۵ شروع شد. او صدای مخالفانش را در این تیزر پخش کرد. اهواز و گرد و خاک خوزستان و همچنین خش . کتاب ، ، پیاده روی ، موسیقی ، ورزش ، ید ، رستوران ، دورهمی، سفر، پیشرفت ، س ، عشق!
هدف از زندگی چیه واقعا! وقتی همه ی اینا بعد یه مدت عادی و خسته کننده میشه واسه چی حاضریم هرکاری که شده حتی یه روز، بیشتر زنده باشیم؟!
بیخیال... من میرم دو تا نون بگیرم...
به درجه ای از عرفان رسیدم که از چپ و راست و بالا و پایین مشکلات و فکر و خیال میباره ، اونوقت من عین خیالم نیست ! +ربط ع به متن= یه بیخیالی خاصی تو چهره دخترای ناصرالدین شاه موج میزنه ... یکی دیگه از شگردهایی که طنزپردازا برای خندوندن استفاده میکنن، یه جمعیت زیادیه که دنبال یه چیزی میفتن یا با هم یه کار مشخصی میکنن . فرقی هم نمیکنه، آدم باشن یا سگ یا یا هر چیز دیگه ای . مهم هم نیست دنبال چی میفتن . فقط دنبال یه چیزی باشن . این شگرد مخصوصاً تو کارهای تصویری خیلی جوا. درست میگفت.تمام احساس هایمان مخصوص همان سال و دهه از زندگی هستند.شاید ظاهرا همیشه عادی باشیم و مثل باقی آدم ها بخندیم،احساس کنیم،اشک بریزیم و ...،اما به جرات هر بار متفاوت بوده ایم.باور کن هیچ روز و ماه و سال و دهه از زندگیت تکراری نیست.معنای لبخند های دهه سوم زندگی متفاوت است.و . آرزوی بزرگ شدن در کودکی و آرزوی کودک بودن در بزرگی وه که چه سختِ این بزرگ شدن سالروز تولدم برام جالب نبوده مگر دوبار در این دوران زندگی، یکی تولد بیست سالگی و دومی تولد سی سالگی شاید ده سالگی هم برام جالب بوده اما یادم نیست. انگار از این بزرگ شدن هر ده سال، یک بار شاد میشم. ای کاش. وه ره   له گه ل  من   پیکیگ  بنووشه ... بیا با من یه پیک بزن  منظور شاعر اینه که بیخیال دنیا باش  ان سوی خیال..... زندگی یک خیال نیست...زندگی یک سراب نیست....می توان ان سوی زندگی.....را دریک خیال وسراب دید...می توان ان را به زیبایی این خیال اراست....وپس از ان....شاید روزی تمامی ان....زیبایی هارا درهم بشکند....زندگی حقیقتی است...به وسعت تمام لحظات دل انگیز وبه یاد ماندنی.... اگر به من بود..... . امروز کلی خوشحال شدم کلی هم جیغ و داد یکی از بهترین دربی هایی بود که بهم چسبید مزه ی اون سه تا گل نیمه اول حالا حالاها زیر دندونم میمونه :) به بچه ها میگم یکی بیاد جلوی دهن منو بگیره،نمیتونم کل کل نکنم میگن:خب بیخیال شو میگم نمیشه،آخه پرسپولیسی ها خیلی دور برداشته بودن خلاصه قسم. تا حالا به این فکر کردی که 15 سال دیگه تو کی؟ در چه جایگاهی هستی؟ باچه ی هستی؟ درچه سطح مالی و فرهنگی هستی؟ اصلا بیخیال فکر تو ارزوت چیه ؟ دوست داری 15 سال دیگه چی باشی؟ برام بنویس :) ادامه مطلب آدمای خونه خیلی تلخن ... حتی نمیشه هیچی بیخیال من رفتم فردا ساعت پنج صبح ولی انگار از الان رفتم آره من رفتم کاش کمتر تلخ بودن انقد تلخن که با لمسشون پوستت میسوزه خداحافظ بگذار دست هایت صورتم را ببوسند وروی چشم هایم خوابشان ببرد!بگذار صدایت بزنم،عزیزم؛عمرم؛جانم؛و به عشقم که رسیدم،لبخند بزنی و با شیطنت بروی توی لباسم قایم شوی!بگذار از ترس پیدا ن ت بغض کنم و ببارم!تا خ که بلد نیست بازی مان را به خاطر من ساعت ها دنب بگردد!بگذار سر به سرش بگذاریم و ب. بی تو من، ثانیه تا ثانیه را پیر شدم من همان،کوه غرورم، که زمین گیر شدم مثل پروانه ی بی تاب، در شه ی نور با پری سوخته ، از زندگی ام سیر شدم کاش بودنت دلیل شب زنده داریها بود نه نبودنت خیلی چیزا به زبون نمیان که اومدنشونم دردی دوا نمیکنه بیخیال