باران تابستانی - اخبار روز

باران کوثری گرانقدر متفاوت تر از بسیاری از هنرمندان و افراد سرشناس در صفحه اینستا گرام نوشت : طفلی به نام شادی دیری است گم شده است با چشم های روشن براق با گیسوی بلند، به بالای آرزو . هر از او نشانی دارد ما را کند خبر این هم نشان ما: یک سو خلیج فارس سوی دگر خزر . " شفیعی کدکنی" . . یک سال از فاجعه پلاسکو گذشت. و من در دنباله این یادداشت باران گرانقدر می گویم : هیس ... کشتی طلا را ...

باران کوثری,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,بازیگران سینما و تلویزیون یک روز که باران بیاید ، دست های خیس ش را خواهم گرفت و او را به دشت جویبارها خواهم برد . بازونم را در کمر باریک و نمناکش حلقه می کنم و تمام ترانه های بارانی دلم را برایش خواهم خواند . و برای دل دریایی اش ، تمام درد دل هایم را جاری می کنم . یک روز که باران بیاید ، او را بر لبه حوض آبی حی. چشم تو در چشمم و این حال تماشایی و باران بزند وای
حدس تو از حسم و این حس معمایی و باران بزند وای
عطر نم و شرم کم و صوت تو در هر قدم و لرزش دستم
دست تو در دستم و رسوایی و باران بزند وای وای وای ای وای چه حالی چه هوایی چه عبوری
ای وای چه احساس خ چه حضوری
من با تو و تو با من و پایان ج
ای وای چه رویایی چه حالی چه سروری جان که هستم ز تو
جان که هستی ز من
جان که مستم ز تو
جان که مستی ز من جانِ من از آن تو
جانِ تو درمان من
جانِ من و جان تو
جانِ تو و جان من چشم تو در چشمم و این حال تماشایی و باران بزند وای
حدس تو از حسم و این حس معمایی و باران بزند وای
موزیک سریال کره ای باران عشق love rain با و کیفیت بالا! اهنگ بی کلام سریال کره ای باران عشق - اهنگ سریال باران عشق با صدای جانگ گیون سوک - متن آهنگ سریال باران عشق - آهنگ لاو رین - زنگ موبایل هانا در سریال باران عشق - اهنگlove rain - اهنگ های باران عشق - موزیک متن سریال باران عشقجانگ گیون سوک love rain موزیک در ادامه مطلب... . ادامه مطلب باران را نمی خواهم. وقتی تو نیستی ، باران تمام اشک های دلتنگ را همنوا با خویش جاری می کند و بغض ها می شکند. وقتی تو نیستی باران همان نبودن توست که قطره قطره گریه می شود در جای جای زندگی! باران را بی تو نمی خواهم، وقتی که نمی دانم در کجای زمین، بر خطاهای من اشک می ریزی و گناهان مرا&nb. جادوی شب بارانی، قلب رستهء من است... بودنت بوی باران می دهد، درد باران، با است، درد من از درد توست. کویر میشوم، درد می شوم، درمانم جادوی توست. دل اگر از آسمان کَندی اینجا کویری دلش مَرغزار است... عضى از بزرگان آورده اند: در زمان حکومت معتمد عبّاسى به جهت نیامدن باران ، خش الى شد و همه جا را قحطى فرا گرفت ، لذا خلیفه دستور داد که مردم باران به جاى آورند تا رحمت الهى نازل گردد.مردم سه روز مرتّب باران خواندند ولى خبرى از بارش باران نشد، تا آن که نصارى به همراه یکى از راهبان ح. آهنگ جدید مسعود صابری به نام باران با کیفیت بالا new masoud saberi – baran
(به زودی از راز موزیک)  آهنگ باران از مسعود صابری
منبع : آهنگ مسعود صابری باران ناز باران چت چت روم فارسی ناز چت www.nazbaranchat.org/translate this page ناز باران چت بهترین چت روم فارسی ایرانی است که کاربران زیادی دارد و با این دامنه دوباره لینک اول را در کلمات ناز چت,چت ناز,روم ناز,چت روم ناز باران,باران ناز چت,ناز چت ... چت ناز chatnaz.in/translate this page ناز چت چت ناز چت روم ناز چت. ... ن. teerex.ir › سرگرمی translate this page jan 20, 2015 - انشا صدای باران انشا درباره صدای باران انشایی درمورد صدای باران انشا درباره باران انشاء درباره صدای باران مطلب ادبی در مورد باران متن در باره باران . you visited this page on 1/21/17. انشا درباره باران با مقدمه و نتیجه ، دو انشا در مورد ... - کبود kabood.com kabood.com .
باران که شدى مپرس ، این خانه ی کیست
سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست
باران که شدى، پیاله ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست
باران! تو که از پیش خدا مى آیی
توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست
بر درگه او چونکه بیفتند به خاک
شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست
با س. بسم الله امروز بیا و سر به سجاده گذار چون ابر ـ به یاد روز باران ـ تو ببار ما منتظر هواشناسان هستیم ای دشت! خودت باران بگزار... پ.ن به یاد قدیمی هایی که مثل ما اسیر بت علم مدرن نبودند... و وقتی می دیدند خشک سالی جدی ست، برخلاف ما که چشم مان به پیش بینی این سازمان و آن سایت است، راه می . ساعت چهارونیمه ولی انگار ساعت هفت شبه هوا بارونیه باوجود اینکه هوای بارونی غمگینم میکنه ولی عاشق بارونم می توان در قاب خیس پنجره چک چک آواز باران را شنید می توان دلتنگی یک ابر را در بلور قطره ها بر شیشه دید می توان لبریز شد از قطره ها مهربان و بی ریا و ساده بود می توان با واژه ها. چه طرحی! باید پیشانی طراحش را بوسید!
[از صبح یکریز دارد باران می بارد و یکریز زمان استجابت دعاست...] [و در ادامه اینکه؛ وقتی دعا در زیر باران مستجاب است، دیگر چه کاری بهتر از آن زیر باران] دلم می خواهد دستم را از پنجره بیرون کنم و نوازش بی تکلف باران را احساس کنم واحساس کنم ، درد دیگر واژه منسوخی است، که فقط رمز بیان، نبودن ها نرسیدن ها و نیامدن ها باشد. دلم میخواهد باران آهنگ زیبای هستیش را به من بیاموزد به من که همیشه فراموش میکنم!
م.ر.ندیم پور ۲-۹-۹۶. h777
باران که شدى مپرس ، این خانه ی کیست
سقف حرم و مسجد و میخانه یکیس
باران که شدى، پیاله ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست
باران! تو که از پیش خدا مى آیی
توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست
بر درگه او چونکه بیفتند به خاک
شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست
با سو. بزن باران ...♥
بزن افسون منم مـن ...♥
بزن تا حـ? آ ...♥
بزن، این قصـہ آغازےنـ?ار? ...♥
بزن ، این غصـہ پایانــےنـ?ار? ...♥
♥منم قصـہ ،
♥منم غصـہ ،
♥منم ?ر? ...
بزن باران ...♥
بزن بر زخم هایم ،♥
کـہ زخمم هیچ ?رمان نـ?ار? ...♥ آهنگ باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه علی اصح باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه خاطرات تلخ و شیرین پرسه های عاشقانه باز باران با ترانه میخورد بر پشت شیشه ....:::: برای این آهنگ اینجا را کلیک کنید ::::...
متن آهنگ در ادامه مطلب ...  آهنگ علی اصح باز باران ادامه مطلب مسعود رضایی بیاره شعر باران بــاران به یـــادم یـاد یاران می کشانـد نم نم به چشمم جوی باران می کشاند پــروانه ی جــان مـــرا بـا نغمه هــایش تــا جنـــگل سبز بهـــاران مــی کشاند باران که می آید صدایم کـن ، صدایت ما را بــه سوی لالـه زاران می کشاند لـحن دل انـــگیز تـــو و آو. باران که شدی مپرس این خانه ی کیست سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست باران که شدی، پیاله ها را نشمار جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست باران! تو که از پیش خدا می آیی توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست بر درگه او چونکه بیفتند به خاک شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست با سوره ی دل، اگر خدارا خو حمد . باران آرزو در شبهای بی ستاره ات ستاره می شوم شبهایت را نورانی می کنم در روزهای ابری ات خورشید می شوم برایت بی ریا می تابم اگر لحظه ای آرزوهایت کویری شد باران آرزو می شوم در کویرت می بارم صدای خسته باران ،مرا یاد تو اندازد
نم باران تنهایی، غمت را بر دل افشاند
به زیر این نم باران، به آن لبخند زیبایت
ندارد غصه ای دیگر، همانی که تو را دارد
دلت از خنده ها لبریز، کنار یار خود آنجا
دلم از درد تو اما، شدیدا بی تو می گیرد
تو در باران به زیر چتر، کنار یار خو. باران می بارد امشب دلم غم دارد امشب آرام جان خسته ره می سپارد امشب در نگاهت مانده چشمم شاید از فکر سفر بر گردی امشــــــــــب از تو دارم یادگاری ســردی این بوسه را پیوسته بر لب قطره اشک چشـــــــــــــــــمم می چکد با نم نم باران به دامن بسته ای بار ســـــــــفر را با تو ای عا. دعامیکنم همانطور که بی وقفه باران میبارد ،باهر ریزش باران ارزویی براورده شود وغمی شسته،مثلا تو بیایی وکنارم باشی تاا عمر،ایا این ارزو اجابت میشود؟پاییز مهربان او را هم برای من بفرست... تنها تر از برگم جدا از شاخه ام من ، نی هوای سوختن ، نی ریختن دارم اگر پاییز بگذارد ازین اندوه برون آیم بهاران را به رنگ و بوی دیگرتازه خواهم کرد وتا آ کنار لاله های مست خواهم ماند و تا آ برای دختر خورشید خواهم خواند و از باران برایم ، وصلت و دیدار خواهم ساخت من و باران دوتا مهمان . شبی باران سختی بود تو هم تنها به زیرش راه میرفتی نمیدانم درون دل چه ها گفتی که ناگه من کنارت راه میرفتم شب تاریک و پر باران پر از آواز زیبایی مرا غرق خودش می کرد شدم سرشار زیبایی تو و باران من و باران چه ترکیب قشنگی از همین دنیای انسانی دستهایت پر ، ز احساسی تماشایی به دور من تما. بسم الله

ایستاده ام در حسرت باران؛
و چه قدر پر از زندگیست باران...
دیده ای مِلودیِ حیرت انگیزِ س نجه های بلورینش را که می نوازد به تارهای شیشه ای پنجره؟ شنیده ای بوی نمناک خاطرات خاک خورده اش را که ثبت می کند بر جریده ی زمین؟ لمس کرده ای احساسات سپیدش را که چه بی رنگ خیس می کنند خی را؟
دلم برای آسمان تنگ شده. چرا نمی گویند ببارد باران؟ چرا نمی آید باران؟ چرا نمی آید و آسمان را به زمین نمی رساند؟

+ یاد جامعه کبیره های حرم بخیر؛
و بِکُم یُنَزّلُ الغَیث...
(نقل از کارناوال)
ع از
طبیعت می نوازد برای گوش های تو ص آرامش بخش و روح نواز را.باران می بارد و هر قطره اش جانی به طبیعت می دهد و پرندگان سرمست از این طراوت جاودانه به این سو و آن سو پر می کشند و آواز شادی سر می دهند. به زیر درختی می رویم و می نشینیم، چشم هایمان را که می بندیم غرق در صدای اطرافمان می شویم. باران که می بارد همه چیز متفاوت به چشم می خورد، ازدرخت گرفته تا چمن های زیر پایمان (نقل از کارناوال)
: شما هم بشنوید : پیانو و باران
باران که شدى مپرس ، این خانه کیست سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست باران که شدى ، پیاله ها را نشمار جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست باران ! تو که از پیش خدا مى آیی ! توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست ؟ بر درگه او چونکه بیفتند به خاک شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست با سوره ى دل ، اگر خدا را خو. زیر باران خزان بی تو دلم در به در است
بی تو دیگر به خدا آب و هوا یک نفر است
هر که با یار خودش در همه پیری پدر است
مرد تو بی تو ولی در همه پیری پسر است
زیر چتری که منم نم نم باران به سرش
قلب من از غم تو ت و خونین جگر است
تا که بر زخم دلم یاد تو مرهم بشود
گاه گاهی ز غمت . کاش باران بودم... و غم پنجره را میشستم... به هر که پس پنجره غمگین مانده... از سر عشق ندا میدادم... پاک کن پنجره را از دلتنگی... که هوا دلخواه است... گوش کن باران راکه پیامی دارد... دست از غم بردار زندگی کوتاه است... باز کن پنجره راروز نو در راه است...

ع های زیبا از قطره های زیبای باران

ع های زیبا از قطره های زیبای باران

ادامه مطلب... کاش باران بودم... و غم پنجره را میشستم... به هر که پس پنجره غمگین مانده... از سر عشق ندا میدادم... پاک کن پنجره را از دلتنگی... که هوا دلخواه است... گوش کن باران راکه پیامی دارد... دست از غم بردار زندگی کوتاه است... باز کن پنجره راروز نو در راه است... #مژده_ ژیان
رستوران باران کیش رستوران باران واقع در پشت بازارچه زیتون،یکی از رستوران های شیک و مجلل جزیره کیش به شمار می آید که دارای منویی با انواع غذاهای ایرانی می باشد همچنین ماهی این رستوران صید دریای نیلگون خلیج فارس می باشد که بسیار لذیذ می باشد،ظرفیت این رستوران 55 نفر می باشد و فضای باز آن کنجایش پذیرایی از 35 نفر از کیشوندان و مسافران تور کیش می باشد. رستوران باران کیش رستوران باران کیش تور کیش هتل داریوش تور کیش هتل شایگان تور کیش هتل ترنج تور کیش تابستان 96 تور کیش تیر 96 تور کیش مرداد 96 تور کیش شهریور 96 تور کیش ارزان تور لحظه آ ی کیش تور دقیقه نود کیش تور کیش از شیراز تور کیش از مشهد یا لطیف باز هم
یک به یک
وا شدند چترهای پر غرور
باز هم
بسته شد دریچه های کور
هیچ
غیر جوی و ناودان، قشنگ، تر نشد
هیچ ،
قشنگتر نشد
- همچنان که پیش از آن و بعد از این -
باز هم
حرف آسمان
ماند بر زمین! محمدمهدی سیار پ. ن. : شعر های چند لایه و پر مغزی دارد این محمدمهدی سیار. پ. ن. 2: بوی باران که می آید لحظه هایم عجیب می شوند. انگار که برق شادی ها و غبار غصه ها همه در صدای آرامبخش باران و بوی خاک نم زده، محو بشوند و جهان رنگ دیگری بگیرد... بوی باران شعر عاشقانه خداست لطیف تر از تمام شعرهای عاشقانه ... پ. ن. 3: بالا ه این روز آ ی هم که شده، پاییز 96 هم رنگ لطافت پاشید در این شهر خا تری دلگیر... * شعر عنوان از : علی داوودی نه ابر نیست، نه! این زخم کهنه ی مردی است
که تازه می شود از ضربه های این باران

هوای گریه گرفته است ناودان ها را
بخوان برای من آواز دلنشین، باران! # سخت نازک گشت جانم از لطافت های عشق #مولانا دیگر آسمان دارد تیره و خا تری می شود و باران نم نم و کم کم شروع به بارش می کند . باران همچنان می بارد و ناگهان صداهای مهیبی به گوش می رسند ، صدای رعد و برق ها است و باران همچنان تندتروتندتر می شود . مردم در خیابان به دنبال پناهگاهی می گردند . چتر های مردم و بالکن های خیابان مانند یک . در غروب سخت دنیا یادِ باران می کنم
در کویر خشک سوزان ِ باران می کنم
زندگی اکنون چومرگ است، مرگ هم زندگی
پس درود بر مرگ و مرگ، بر این زندگی...
دیروز زیر باران ماندم ی ره به زمین و زمان می دادم امروز بدن درد و احوال ناخوش زمین گیرم کرده دارم به احساسات شاعرانه و ادبیم نسبت به باران فکر میکنم چقدر ما آدم ها متفاوتیم با آنچه می شیم از آنچه به زبان می آوریم و آنگونه که عمل می کنیم باران می بارد. شهر خاب است و من بیدار، کنار پنجره گوشم به نوای باران است و چشمم به آسمان. اگر نبود این باران بی شک چیزی از لذّات بشر کم می شد. این نخستین باران پاییزی بوی فراق می دهد، بوی دوری و هجران. امسال چیزهای تازه تری تجربه ، تلخ امّا شیرین، زهر امّا نامردنی به خودم می گویم ا. باران این روزها را دوست دارم گویی در میان صدای قطره هایش ی بر من مژده بخشایش می دهد شاید هم خیالاتی شده ام و این فقط اشک حسرت فرشتگان است که در ماتم انسان نشدنم فرو می ریزند از مهربانی خدای مهربانم به دور است نبخشاید پس ببار باران بخشایش بر سر تمامی بخشودگان این ماه... ♥♥♥♥♥♥.