ای زاهد شهر از تو پروارتریم - اخبار روز

اختصاصی از فایل هلپ بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی با و پر سرعت .   فرمت فایل:  ورد ( قابلیت ویرایش  و آماده چاپ )       قسمتی از محتوای متن   تعداد صفحات : 15 صفحه بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی پیش از پرداختن به ویژگی های معماری و جاذبه های جهانگردی این مجموعه تاریخی،. عبد خدای بود و مقامش عظیم بود
از نسل خاندان ی کریم بود

در مکتب فضیلت و تقوا فهیم بود
پرهیزگار و عابد و زاهد، حکیم بود

محبوب پیشگاه خدای علیم بود
در عمر خویش صاحب طبعی سلیم بود

دست نوازشی به سر هر یتیم بود
اخلاق او لطیف تر از هر نسیم بود

زیرا صراط زندگی اش مس. من طربم طرب منم زهره زند نوای من عشق میان عاشقان شیوه کند برای من عشق چو مست و خوش شود بیخود و کش مکش شود فاش کند چو بی دلان بر همگان هوای من ناز مرا به جان کشد بر رخ من نشان کشد چرخ فلک حسد برد ز آنچ کند به جای من من طربم طرب منم زهره زند نوای من عشق میان عاشقان شیوه کند برای من عشق . رفت روزی زاهدی در آسیاب آسیابان را صدا زد با عتاب گفت دانی کیستم من گفت :نه گفت نشناسی مرا، ای رو سیه این منم ، من زاهدی عالی مقام در رکوع و درسجودم صبح وشام ذکر یا قدوس و یا سبوح من برده تا پیش ملائک روح من مستجاب الدعوه ام تنها و بس عزت ما را نداند هیچ هرچه خواهم از خدا ، آن میشود. فرمانده و مسئول بسیج سازندگی ناحیه سراب از طرح های اقتصاد مقاومتی پرورش شتر مرغ و کشت زعفران در فرکوش سراب بازدید د. به گزارش صدای سراب, محمد جباری در کنار فرزندش با راهنمایی الماس پور زاهد و گروه تخصصی اقدام به کاشت زعفران و پرورش شتر مرغ به صورت آزمایشی کرده اند که تاکنون نتا. عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب ن ن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست و بی پروا شدن عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن *** عشق یعنی انتظار و انتظار عشق .
على (علیه السلام) فرمودند: اَ ّاهِدُ فِى الدُّنْیا مَنْ لَمْ یَغْلِبِ الْحَرامُ صَبْرَهُ وَلَمْ یَشْغَلِ الْحَلالُ شُکْرَهُ (۱) ترجمه زاهد واقعى در جهان آن است که اموال حرام نیروى مقاومت او را در هم نشکند و حلال او را از یاد خدا و وظیفه سپاسگزارى باز ندارد. شرح کوتاه بعضى از . ‏
غز ل 141دوسـتان دخـتر رز توبه ز مستوری کرد
شد سوی محتسب و کار به دستوری کرد
آمد از به مجلس عرقش پاک کـنید
تا نـگویند حریفان کـه چرا دوری کرد
مژدگانی بده ای دل که دگر مطرب عشق
راه مسـتانـه زد و چاره مخـموری کرد
نه به هفت آب که رنگش به صد آتش نرود
آن چـه ب. ای مرگ دستم را بگیر از دست دنیای دروغ تا جان ما را وارهی روزی ز رؤیای دروغ این شهر را طوفان شبی با خاک ی ان می کند تا شهریارش می برد پا تا ثریای دروغ وقتی نباشد مادرش با دایه ها چون می کند؟ طفلی که آرامش کند هِی هِی به لالای دروغ هر عالم و فرزانه ای در بند بغدادی اب خوش می فریبد شهر . مقاله مالک اشتر
مقاله مالک اشتر
مقاله مالک اشتر لینک و ید پایین توضیحات فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: 5 مالک اشتر مالک بن حارث عبد یغوث نخعی، معروف به مالک اشتر، از فرماندهان نظامی و بزرگ و از دلاوران شجاع و یاران و اصحاب خاص المؤمنین علی علیه السلام. او مردی بسیارقوی و از ان و بزرگان شیعه است و بسیار عالم و زاهد و عاقل و زندگی با فقر و درویشی داشت. بر قوم خود ریاست داشت و با جماعت کوفی برای مطالبه حقوق خودشان، به نزد خلیفه سوم (عثمان) رفت. سعیدبن عاص والی عثمان در کوفه، به دستور عثمان و در ...
دریافت فایل مقاله مالک اشتر

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] على(ع) - به فرزند خـود حسن (ع):

لا تَلُمْ إنسانا یَطلُبُ قُوتَهُ، فَمَن عَدِمَ قُوتَهُ کَثُرَت خَطایاهُ. یابُنَیَّ، الفقیرُ حَقیرٌ لا یُسمَعُ کلامُهُ، ولا یُعرَفُ مَقامُهُ، لو کانَ الفَقیرُ صادِقا یُسَمُّونَهُ کاذِبا، ولو کانَ زاهِدا یُسَمُّونَهُ جاهِلاً. یابُنَیَّ، م. ملا زین العابدین سلماسی که از شاگردان برجسته مرحوم سید مهدی بحرالعلوم بود، نقل کرده که بحر العلوم هر شب در میان کوچه های نجف می گشت و برای فقرا نان و غذا می برد. پس از مدتی درس خود را تعطیل کرد وگفت دیگر درس برگزار نمی گردد. طلاب مرا شفیع و واسطه قرار دادند، خدمت آن جناب رفتم و عر. هرگز نتوانم که دل از یار بگیرم پشمینه ز آن خانه ی خَمّار بگیرم من می زده زانرو ز ابات برآیم تا خود رهِ آن کوچه ی دلدار بگیرم در میکده آیم چو خُماران به ندائی تا ز رُخساره ی پندار بگیرم مطرب چو زند سازِ موافق به نوائی درسی ز کمال و چَمِ* گفتار بگیرم ساقی چو دهد باده ی نوشین به تسلسل راهی به سرا ی کردار بگیرم آنگه که بگیرم به کَفَم جان ز صداقت صد جام از آن دلبر غفّار* بگیرم زاهد چو کند عیب که من کافرِ دینم ساغر ز کفِ آن شهِ ستّار*بگیرم حالا که شباهنگ زده آن باده ی نوشین دیگر نتوانم ره هشیار بگیرم *چَم = راه و روش .... *غفار = بخشاینده گناه * ستار= پوشاننده گناه ..از صفات خداوند @@@@@@@@@@@@@@@@@@@

متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب 5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
(یک داستان زیبا از مثنوی): آسیاب به نوبت: رفت روزی زاهدی در آسیاب آسیابان را صدا زد با عتاب گفت دانی کیستم من گفت :نه گفت نشناسی مرا، ای رو سیه این منم ، من زاهدی عالی مقام در رکوع و درسجودم صبح وشام ذکر یا قدوس و یا سبوح من برده تا پیش ملائک روح من مستجاب الدعوه ام تنها و بس عزت م. بازدید فرمانده بسیج از یکی از طرح های اقتصاد مقاومتی در روستای فرکوش سراب فرمانده و مسئول بسیج سازندگی ناحیه سراب از طرح های اقتصاد مقاومتی پرورش شتر مرغ و کشت زعفران در فرکوش سراب بازدید د. به گزارش صدای سراب, محمد جباری در کنار فرزندش با راهنمایی الماس پور زاهد و گروه تخصصی . بسمه تعالی وصف المومنین (علیه السلام ) محمد هادی تسخیری در روز عید غدیر ، عید ولایت و ت سخنان فراوانی از مولی المتقین علی بن طالب علیه السلام می شنوید و از پیروی از این زاهد، متقی ، شجاع ، مجاهد، عارف ، مردم دار، دردشناس ، عادل ، پرهیزگار و .... احساس شادی و رضایت خاطر پیدا می کنید . آقا شیخ مرتضی زاهد دوست داشت تا در روزهای جانسوز شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام از کلمات و الفاظی برای زنی استفاده کند که تأیید و رضایت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را در برداشته باشد. به همین خاطر در یکی از سالها متوسل به ائمه اطهار علیهم السلام می شود و بعد، شبی در عالم خواب، خود را در کربلای حسین علیه السلام مشاهده می کند. در میان خیمه های مصیبت زده حسین علیه السلام این کلمات را به او القا می کنند و او نیز شروع به گفتن این کلمات می کند که: « هذا عزاکَ یا حسین / روحی فداکَ یا حسین» امّا همراه با القای این کلمات، یک سوز عجیبی نیز به آقا شیخ مرتضی داده می شود و از آن سال به بعد، به محض این که در روزهای تاسوعا و عاشورا با همان لحن و صدای معمولی، از دهانش خارج می شده است که: « هذا عزاکَ یا حسین روحی فداکَ یا حسین » یک سوز و گداز غیر عادی و بسیار شدیدی به جان مردم می افتاده است و هر شنونده ای با هر معرفت و مرامی، به شدت منقلب و گریان می شده است. او که ادامه مطلب تقویم روز ۲۹ دی سال ۱۳۹۶ هجری خورشیدی ۱ جمادی الاول سال ۱۴۳۹ هجری قمری ۱۹ ژانویه سال ۲۰۱۸ میلادی ذکر روز: ۱۰۰ مرتبه «اللهم صلی علی محمد و آل محمد» مناسبت ها: درگذشت ایی مروزی شاعر شهیر و نامدار ایرانی (391 ق) رحلت عالم زاهد شیخ علی اکبر نهاوندی (1369 ق) رحلت فقیه و مرجع بزرگوار آیت ال. ع های اینستاگرام ساره بیات و خواهرش سروین بیات + بیوگرافی ساره بیات بازیگر مشهور عاشقانه ها ببرنده جایزه بهترین بازیگر زن درام شد ب، براى من شبِ عجیبی بود تلفیقی از حس هاى مختلف در سراسر وجودم. به هر حال گذشت با همه ى اتفاقات عجیبش ... شک ندارم که اقای معلم همراه ما بود و ناظر همه چى. ممنونم که بنده رو لایق دونستین .دوستدار همیشگى شما ساره بیات . و من چقدر ب رو دوست داشتم. پى نوشت : جایزه بهترین بازیگر زن درام تلویزیون در هفدهمین جشن حافظ ع از حانیه زاهد عزیز ***************** منبع : ساره بیات بازیگر http://parlyn.net/sareh-bayat ع های اینستاگرام ساره بیات و خواهرش سروین بیات + بیوگرافی
ساره بیات بازیگر مشهور عاشقانه ها ببرنده جایزه بهترین بازیگر زن درام شد
ب، براى من شبِ عجیبی بود تلفیقی از حس هاى مختلف در سراسر وجودم. به هر حال گذشت با همه ى اتفاقات عجیبش ...
شک ندارم که اقای معلم همراه ما بود و ناظر همه چى.
ممنونم که بنده رو لایق دونستین .دوستدار همیشگى شما ساره بیات . و من چقدر ب رو دوست داشتم.
پى نوشت : جایزه بهترین بازیگر زن درام تلویزیون در هفدهمین جشن حافظ
ع از حانیه زاهد عزیز
*****************
منبع : ساره بیات بازیگر
http://parlyn.net/sareh-bayat دلم جواب بلی می دهد صلای تو را صلا بزن که به جان می م بلای تو را به زلف گو که ازل تا ابد کشاکش تست نه ابتدای تو دیدم نه انتهای تو را کشم جفای تو تا عمر باشدم، هر چند وفا نمی کند این عمرها وفای تو را به جاست کز غم دل رنجه باشم و دلتنگ مگر نه در دل من تنگ کرده جای تو را تو از دریچه ی دل م. داستان زیر یکی از داستانهای زیبای مثنوی معنوی گویای ضرب المثل آسیاب به نوبت میباشد. رفت روزی زاهدی در آسیاب آسیابان را صدا زد با عتاب گفت دانی کیستم من؟ گفت: نه گفت نشناسی مرا ای روسیه؟ این منم، من زاهدی عالیمقام در رکوع و در سجودم صبح و شام ذکر یا قدوس و یا سبوح من برده تا پیش مل. مقاله مالک اشتر
 مقاله مالک اشتر
مقاله مالک اشتر لینک و ید پایین توضیحات فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: 5 مالک اشتر مالک بن حارث عبد یغوث نخعی، معروف به مالک اشتر، از فرماندهان نظامی و بزرگ و از دلاوران شجاع و یاران و اصحاب خاص المؤمنین علی علیه السلام. او مردی بسیارقوی و از ان و بزرگان شیعه است و بسیار عالم و زاهد و عاقل و زندگی با فقر و درویشی داشت. بر قوم خود ریاست داشت و با جماعت کوفی برای مطالبه حقوق خودشان، به نزد خلیفه سوم (عثمان) رفت. سعیدبن عاص والی عثمان در کوفه، به دستور عثمان و در ...
دریافت فایل مقاله مالک اشتر

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] رازدرون زرندان مست پرس           که این حال نیست زاهد عالی مقام را شرح بیت آنان که عمری را سپری نموده اند و درکاری تجربه گرانبهائی را ب کرده اند وبا بکارگرفتن اندوخته های خود می توانند کار خودرا به نحو احسن و بدون ایراد انجام دهند ، زیرا که در این کار پخت. بسمه تعالی  انالله وانا الیه راجعون  قال رسول الله(ص) :اذا مات العالم الفقیه ثلم فی ال ثلمه لایسدها شی  ارتحال عالم زاهد وپارسا و جلیل القدر حافظ کل قرآن وبخشی از نهج البلاغه وادعیه ودروس حوزه ونیز حوزه علمیه شهرستان فاروج مرحوم حجت ال محمد حسن کاشفی (طاب ثراه)موجب تالم . normal 0 false false false microsoftinternetexplorer4 گهی در گیرم و گه بام گیرم چو بینم روی تو آرام گیرم زبون خاص و عامم در فراقت بیا تا ترک خاص و عام گیرم دلم از غم گریبان می دراند که کی دامان آن خوش نام گیرم نگیرم عیش و ع تا نیاید وگر گیرم در آن هنگام گیرم چو زلف انداز من ساقی درآید به دستی زلف و دستی جا. 7 اسفند آیا به دنبال بهبودی و پیشرفت معنوی و خودم هستم یا می خواهم خودم را به عنوان یک قدیس و زاهد معرفی کنم؟ امروز متوجه هستم که نقش بازی یکی از نواقص بزرگ من می باشد، که می تواند مرا از مسیر بهبودی و انسانیت منحرف سازد. یا فکر بیمارگونه ام می تواند به راحتی مرا به گذشته و روش ها.
پیشانى آفتاب دارى آرى در دیده‏ ى جان گلاب دارى آرى گل نغمه ى نور از کلامت جارى است سجادى و عشق ناب دارى آرى پ.ن:باز هم عیدتون مبارک ،یه چی بگم برادرانه اگه میشه بهش توجه کنید،صحیفه ی سجادیه واقعا دعاهای ن داره ،از نظر من اگه یه نفر بدون هیچ دید و برداشتی که تو جامعه راه انداختن(همین که میگن سجاد(ع) کلا اهل زهد بود و سکوت می د و با دعا معارف تشیع و را گسترش میدادند و با مبارزه و جهاد و قیام کاری نداشتند تا اوضاع شیعه بهتر بشه(و از این جور چیزای دیگه)) بشینه با منطق و عقل و عشق این دعاها رو بخونه به معنای واقعی کلمه ی مبارزه ی استراتژیک و مقابله ی رسانه ای (تبلیغ مع ) پی میبره از نظر من در حق ایشون دارن اجحاف میکنن که صرفا ایشون رو عابد و زاهد و ساجد معرفی میکنن و از این جوانب به دعا های ایشون نگاه نمیشه(تقصیرش هم مستقیم از نظر من دستگاه تبلیغی حوزه ی علمیه هست) پ.ن:برادرانه میگم حداقل واسه یه بار هم شده دعاهای خمسه اشعر(دعاهای پانزده گانه ی سجاد(ع)) تو مفاتیح رو بخونید قصّه های خواندنی مثنوی مولوی (تازه هایی از ادبیات کهن برای نوجوانان) بازنویسی: جعفر ابراهیمی انتشارات: پیدایش تعداد صفحات: ۶۶۶ خلاصه در این کتاب از مجموعه کتاب های «تازه هایی از ادبیات کهن برای نوجوانان» پانزده حکایت از حکایت های مثنوی برای نوجوانان و جوانان بازآفرینی شده است . در ای موارد، حکایات با اشعار مولوی همراه است .در صفحات آغازین کتاب، شرح کوتاهی از احوال و آثار مولوی نیز اتی از دفتر اول مثنوی به طبع رسیده است .«سیب های گندیده و مار» عنوان اولین حکایت این مجموعه است. حکایت درباره ی است که روزی پس از شکار به باغی وارد می شود در آن جا باغبان را می بیند که با دهان باز خو ده است و در همان حال ماری را می بیند که به آرامی وارد دهان مرد می شود . رعیت پرور و عاقل بلافاصله باغبان را بیدار می کند و با تازیانه او را ابتدا وادار به خوردن سیب های گندیده می کند و آن گاه مجبور می سازد بدود و خودش سوار بر اسب و با تازیانه سر در پی او می نهد .عاقبت باغبان دچار تهوع می شود و آنچه را خورده به همراه مار ترسناک دفع می کندو در آن زمان است که مرد باغبان درمی یابد چرا بی سبب او را تازیانه زده و به خوردن سیب های گندیده وادار کرده است .حکایت های دیگر کتاب عبارت اند از : «دوستی موش و قورباغه آبی»، «زنده شدن استخوانهای مرده»، «زاهد کوه نشین و درخت گل »، «دنبه را گربه برد»، «حکایت سبطی و قبطی»، «حکایت صوفی در جنگ»، «او پر از لیلی بود»، «بخشنده ای در بخارا» و ...

در این کتاب از مجموعه کتاب های «تازه هایی از ادبیات کهن برای نوجوانان» پانزده حکایت از حکایت های مثنوی برای نوجوانان و جوانان بازآفرینی شده است . در ای موارد، حکایات با اشعار مولوی همراه است .در صفحات آغازین کتاب، شرح کوتاهی از احوال و آثار مولوی نیز اتی از دفتر اول مثنوی به طبع رسیده است .«سیب های گندیده و مار» عنوان اولین حکایت این مجموعه است. حکایت درباره ی است که روزی پس از شکار به باغی وارد می شود در آن جا باغبان را می بیند که با دهان باز خو ده است و در همان حال ماری را می بیند که به آرامی وارد دهان مرد می شود . رعیت پرور و عاقل بلافاصله باغبان را بیدار می کند و با تازیانه او را ابتدا وادار به خوردن سیب های گندیده می کند و آن گاه مجبور می سازد بدود و خودش سوار بر اسب و با تازیانه سر در پی او می نهد .عاقبت باغبان دچار تهوع می شود و آنچه را خورده به همراه مار ترسناک دفع می کندو در آن زمان است که مرد باغبان درمی یابد چرا بی سبب او را تازیانه زده و به خوردن سیب های گندیده وادار کرده است .حکایت های دیگر کتاب عبارت اند از : «دوستی موش و قورباغه آبی»، «زنده شدن استخوانهای مرده»، «زاهد کوه نشین و درخت گل »، «دنبه را گربه برد»، «حکایت سبطی و قبطی»، «حکایت صوفی در جنگ»، «او پر از لیلی بود»، «بخشنده ای در بخارا» و ...

بر گرفته از ayatollahkafami.blog.ir
در این کتاب از مجموعه کتاب های «تازه هایی از ادبیات کهن برای نوجوانان» پانزده حکایت از حکایت های مثنوی برای نوجوانان و جوانان بازآفرینی شده است . در ای موارد، حکایات با اشعار مولوی همراه است .در صفحات آغازین کتاب، شرح کوتاهی از احوال و آثار مولوی نیز اتی از دفتر اول مثنوی به طبع رسیده است .«سیب های گندیده و مار» عنوان اولین حکایت این مجموعه است. حکایت درباره ی است که روزی پس از شکار به باغی وارد می شود در آن جا باغبان را می بیند که با دهان باز خو ده است و در همان حال ماری را می بیند که به آرامی وارد دهان مرد می شود . رعیت پرور و عاقل بلافاصله باغبان را بیدار می کند و با تازیانه او را ابتدا وادار به خوردن سیب های گندیده می کند و آن گاه مجبور می سازد بدود و خودش سوار بر اسب و با تازیانه سر در پی او می نهد .عاقبت باغبان دچار تهوع می شود و آنچه را خورده به همراه مار ترسناک دفع می کندو در آن زمان است که مرد باغبان درمی یابد چرا بی سبب او را تازیانه زده و به خوردن سیب های گندیده وادار کرده است .حکایت های دیگر کتاب عبارت اند از : «دوستی موش و قورباغه آبی»، «زنده شدن استخوانهای مرده»، «زاهد کوه نشین و درخت گل »، «دنبه را گربه برد»، «حکایت سبطی و قبطی»، «حکایت صوفی در جنگ»، «او پر از لیلی بود»، «بخشنده ای در بخارا» و ...

بر گرفته از ayatollahkafami.blog.ir
گفتگویی صمیمانه با ریاست محترم ایران درسفرهای دوره ای و دیدار با مردم شهید پرور قزوین در هفتم مهرماه هزار و سیصد و نود پنج این روزها شهر قزوین نور باران می شود این روزها خنده در قزوین فراوان می شود این روزها عابد و زاهد درین ایام می بینی بسی گرگ در بازار انسان می شود این روزها ک. اگر به ای شمالی سفر کنید زاده عبدالله در کجای ایران قرار دارد؟ اگر تصمیم گرفتید به مسافرت زیارتی بروید زاده هاشم در کجای ایران قرار دارد؟ و هدف شما دیدن زاده های ایران و نذر و نیاز ان هست یکی از بهترین زاده ها همین زاده هاشم هست . شما در هر کجای ایران و جهان باشید برای دیدن این زا. قرار بود بره خارج ، جوانی بود شیک پوش، یک روز شیخ مرتضی زاهد ایشان را دید و درگوشی چیزی به او گفت . از فرداش دیدند با یک عبای ساده میاد بیرون . آ ش شد آقا ف تهرانی که زمان عج گفته بود از او راضی ام و طبیب آیت الله بهجت بود و با زمانش ارتباط هایی داشت و... یکی از فضلای حوزه علمیۀ قم می . ▪️العلماء باقون ما بقی الدهر ▪️ از ماتم ارتحال شخصیتی بزرگ، فقیهی عالیقدر و مرجعی ولایی، که در خدمت به و تلاش در اعلای کلمه دین و امر به معروف و نهی از منکر و در یک کلمه ی جامع، نوکری خالص به آقایش حضرت بقیة مولانا المهدی ارواح العالمین له الفدا، نزدیک به یک قرن انجام وظیفه ن. « روشنفکر»،کارش با کار فیلسوف و عالم و عارف فرق می کند.روشنفکر آن نیست که آنچه را حقایق می پندارند،بیان کند؛بلکه آنچه را مردم نیاز دارند،او پاسخ می گوید.کار او،کاری انه است،ابلاغ «پیام»،آن چه قوم را به کار «هدایت» آید،نه تنها به کار!رس روشنفکر،سخت سنگین،لغزنده و خطیر است؛گا. غزل شمارهٔ ۷ حافظ حافظ » غزلیات صوفی بیا که آینه صافیست جام را تا بنگری صفای می لعل فام را راز درون ز رندان مست پرس کاین حال نیست زاهد عالی مقام را عنقا شکار نشود دام بازچین کان جا همیشه باد به دست است دام را در بزم دور یک دو قدح درکش و برو یعنی طمع مدار وصال دوام را ای دل شباب رفت و نچیدی گلی ز عیش پیرانه سر مکن هنری ننگ و نام را در عیش نقد کوش که چون آبخور نماند آدم بهشت روضه دارالسلام را ما را بر آستان تو بس حق خدمت است ای خواجه بازبین به ترحم غلام را حافظ مرید جام می است ای صبا برو وز بنده بندگی برسان شیخ جام را 00:00 -01:29 غزل شمارهٔ ۷ به خوانش سهیل قاسمی
می خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
می خواهید خوانش را دریافت کنید؟ اینجا و اینجا را ببینید. غزل شمارهٔ ۸ » « غزل شمارهٔ ۶ با دو بار کلیک بر روی هر واژه می توانید معنای آن را در لغت نامهٔ دهخدا جستجو کنید. شماره گذاری ات وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن ا ب مکفوف محذوف) شعرهای مشابه (وزن و قافیه) منبع اولیه: ویکی درج ارسال به این شعر را چه ی در کدام آهنگ خوانده است؟ برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.
ادامه مطلب 1 تیر
امروز به خاطر زاهد و باتقوا شدن و یا پرهیزگار شدن دعا نمی خوانم. چرا؟ چون می دانم که هرگز به تقوا و پرهیز و زهد نخواهم رسید، من فقط نیاز دارم که نیایش کنم و از انرژی حاصله، برای فقط امروز، که در رأس آن بهبودی خودم و رساندن پیام و خدمتگزاری در گروه استفاده خواهم برد. امروز د. اگر شیخم اگر زاهد و یا از خیل رندانم بحمدالله والمنّه غلام شاه مردانم مرا عهدیست با زلفت چه در دیر و چه در مسجد به جانت هر کجا باشم شها پا بوس سلطانم چنان زیبا بود رویت که نتوان وصف یک مویت من آن دلبند گیسویت که در حسن تو حیرانم دلم هرگز نخواهد شد جدا از تار گیسویت اگر در صُفّة شی. اا امروز 19 اردیبهشت ماه سال 1395 روز ج و وداع با گلهای خوشبو و معطرم ، دختران پاک دل و معصومم فرارسید زفراق چون ننالم من دل ش ته چون نی ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب ج چه کنم که هست این ها گل باغ آشنایی همه شب نهاده ام سر چو سگان بر آستانت که رقیب در نیاید به بهانه ی گ مژه ها و چشم شوخش . عجب صبری خدا دارد ! اگر من جای او بودم . همان یک لحظه ی اول ، که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان ، جهان را با همه زیبایی و زشتی ، به روی یکدگر ، ویرانه می . □ عجب صبری خدا دارد ! اگر من جای او بودم . که در همسایه ی صد ها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم ، نخستین نعره ی مستانه ر. معرفتی - عقیدتی و تشیع : وصیت علی ع و پیام به تاریخ ای علی که جمله عقل ودیده ای - شمه ای واگو از ان چه دیده ای رازبگشا ای علی مرتضی – ای پس از سوء القضاء حسن القضاء (مناسبت تاریخی 19 و 21 رمضان 2016 م / 1395ه.ش ) سید محمود نجاتی حسینی ( اسانی ) پیش نوشت 19 و 21 رمضان های تاریخ با نام بی بدیل مومن.