از جمله رفتگان این راه دراز باز آمده کیست تا به ما گوید راز - اخبار روز

اگر می دانستم
کیست که می خواهد
و کیست که نمی خواهد
در مورد خواستن و نخواستن خود
روشن تر می شدم
(کتاب دیدارها، بیژن جلالی)
how difficult the nostalgic sound that you i promised to never disturb worst جمله عاشقانه جمله عارفانه جمله عاطفی جمله غمگین جمله انگلیسی جمله ناب جمله جملات عاشقانه جملات غمگین جملات ناب منبع: http://heartline. / کجارفتند آن همه خمر
کجا رفتند برنو،شمشیروتبر
کجارفتند خانات کلات کمبرانی
حماسی قوم وایل مهربانی
بی بی ما،شیرزن، قمرنساء خمر
دادالله خان وعلی بیک ومیرسمندر
چه گویم شرح حال میربیک شهید
پدربزرگ زینلم با قد رعنای رشید
کجارفت دادالله خان وکدخداخان فقیر
داد کجارفت وکدخدادرویش شهیر
کدخداحاجی واحمدمیرقنبر
خدایاد ناهت تمام قوم خمر
برای شادی ارواح همه رفتگان طایفه ومردان نامدارقوم خمر،فاتحه واخلاص وصلوات
@qambarani
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل و این یه قسمت قابل پخش ماجراست ؛ + وقتی ایستادم نمیتونم بنشینم ، وقتی میشینم نمیتونم دراز بکشم ، وقتی دراز میکشم نمیتونم بنشینم ، وقتی میشینم نمیتونم بلند شم ؛ در کل یه قانون اینرسی خاصی برقراره. الان کبودی ش بدتر شده ، فرصت نشد ع جدید بگیرم در . وقتی دراز میکشی به چیزی فکر نکن.فقط دراز بکش!
دراز بکش و چشم هات رو ببیند.پلک هات رو روی هم فشار نده،خودت رو سفت نکن،آروم باش!
سه تا نفس عمیق بکش.بازدمت رو از اعماقِ ریه هات بده بیرون.موقعِ دَم خنکی هوا رو توی خنجره و شش هات حس میکنی.اینطور نیست؟
صبر کن! چشم هات رو باز نکن!
خو. اولین بار بود که این قدر نزدیک به تو می نشستم. برای گرفتن انگشتان ظریف ت حتی لازم نبود دست م را دراز کنم. و تو چه قدر می یدی نگاه ت را از من. چه دل آشوب بودی. این را می توانستم از نگاه ت، از نگاه مضطرب ت، بخوان م. پرسیدی قبلا آمده بودی م این جا؟ گفتم یکی دو بار با تو. دروغ گفتم.. من سال . حضرت على علیه‏ السلام در این باره فرموده است: «أنَّ رَسُولَ اللّهِ کانَ یَطْوى فِراشَهُ وَ یَشُدُّ مِئْزَرَهُ فِى الْعَشْرِ الاْءَواخِرِ مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ وَ کانَ یُوقِظُ أَهْلَهُ لَیْلَةَ ثَلاثٍ وَ عِشْرینَ وَ کانَ یَرُشُّ وُجُوهَ النِّیامِ بِالْماءِ فى تِلْکَ اللّ. ای شیعیان بار دگر ، اربعین آمده ، اربعین آمده این کاروان بی­ ان ، دل غمین آمده ، اربعین آمده ************ باشد امیـر کـاروان ، دُختِ خیرُالنِّسـا یعنی جگرخون زینبِ ، بی و اقربـا اینک شتـابـان آمـد از ، راهِ شـامِ بـلا سوی مزار شاهدین ، دل غمین آمده ، اربعین آمده ************ این کـاروان ر. ی: شیرودی نخستین نظامی بود که به او اقتدا و خواندم. شهید تیمسار فلاحی، رئیس ستاد مشترک : ناجی غرب و فاتح گردنه ها و ارتفاعات آریا، بازی دراز، میمک، دشت ذهاب و پادگان ابوذر بود. او غیرممکن ها را ممکن ساخت. ی بود که وقتی خبر شهادت شیرودی را به دادم، درمورد وی فرمود: او آمرزیده است. خ. فیبرومیالژی و درمان فیزیوتراپی آن - 9 heel drag exercise for thigh and calf muscles خم زانو و ران در طاق باز تکنیک : * به پشت در ح آرام بر روی یک بالش دراز بکشید . پاها را دراز کنید . سپس زانوها را با کشیدن پاشنه بر روی زمین خم کنید و باز گردانید . * این تمرین را 10 بار برای هر پا تکرار کنید . واوووو بگذریم دیروز دخترم یه قصه کوتاه نوشت بعدم موصوع داستان رو نقاشی کشید دقیقاعین داستان فوقالعاده زیبا بود حالا موندم رونقاشیش کار کنم یا داستان نویسیش خخخخ همسری رفته سرکار ومن باینکه وقت داشتم ازصیح تا حالا فقط بخور بخواب داشتم هییچ کاریم ن بیرونم نرفتم دارم باستایش ب. با اولین صدای ش تن ،قبرستان کوچکی گوشه ی امن و تاریک دلش ساخته شد.قبرستان خالی از قبر بود و قلبش خالی از نفرت.. با همه ی مهربانی اش در را به روی همه باز گذاشت .سال ها گذشت . آمدند و رفتند. هر کدام دستی به سر و روی قبرستان کشیدند و مقبره ای هدیه د . ستاره ها یک به یک سوختند . آسمان قلبش . به صرف چای آمده بود که رعد هوا حیاط خلوت خانه را زیر و رو کرد و مارمولک جبون از کنار میز گریخت حالا نقاره ی باران بود بر شیروانی ودوفنجان چینی که می بینی وکودکی گریان که کوک سازش را حسادت بلبل اب کرد و مادر بزرگ که دندان ش را درون کاسه ی آبی تر و چادر سیاهش را میان صندوق خاطره تاکر. دکلمه غزل یا رب این شمع دل افروز با صدای نسرین محمدی یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست حالیا خانه برانداز دل و دین من است تا در آغوش که می خسبد و همخانه کیست باده لعل لبش کز لب من دور مباد راح روح که و پیمان ده پیمانه کیست ت صحبت آن شمع سعادت پرت. در این مقاله از سلام می خواهیم نحوه استفاده از شیاف بیزاکودیل را برایتان شرح دهیم و سپس به خطرات و فواید این دارو بپردازیم. برای استفاده از شیاف کافی است به پهلو دراز کشیده، یک پا را بالا آورده و شیاف را با انگشت کوچک خود درون روده هول دهید. 6 دقیقه همین طور دراز کش مانده و سپس به . آمده ام که سر نهم عشق تو را به سر برم ور تو بگوییم که نی نی شکنم شکر برم آمده ام چو عقل و جان از همه دیده ها نهان تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم آمده ام که ره زنم بر سر گنج شه زنم آمده ام که زر برم زر نبرم خبر برم گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن گر ز سرم کله برد من ز میان کمر برم اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم آنک ز زخم تیر او کوه شکاف می کند پیش گشادتیر او وای اگر سپر برم گفتم آفتاب را گر ببری تو تاب خود تاب تو را چو تب کند گفت بلی اگر برم آنک ز تاب روی او نور صفا به دل کشد و آنک ز جوی حسن او آب سوی جگر برم در هوس خیال او همچو خیال گشته ام وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من گفت بخور نمی خوری پیش ی دگر برم
آمده ماهِ محرّم






موسم آه و فغان است آمده ماهِ محرّم







وقت آشوب جهان است آمده ماهِ محرّم






شد دگر زهرا سیه پوش، خون مظلومان زده جوش







ای دل غمدیده ب وش آمده ماه محرّم






ماه ماتم قدخمیده از افق. http://uupload.ir/files/q9dl_%e2%80%8c%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87.jpg میکند روزه ماه رمضان عمر دراز مد انعامٖ درین دفتر و این دیوان است غفلت از تشنگی و گرسنگی کم گردد که لب خشک بر این بند گران سوهان است حضرت صائب_تبریزی loulemancity رئیس سازمان حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس گفت: همزامان با افتتاحیه راهیان نور غرب و شمالغرب کشور فرماندهان و پیش وتان در ارتفاعات بازی دراز روایت گری د. سرتیپ ابراهیم گلفام در گفت وگو با ایسنا با اشاره به حضور چند هزار نفری زائران راهیان نور در بازی دراز بیان کرد: کوهپیمایی . اختصاصی از ژیکو پاو وینت ریاضی پایه پیش ی مبحث دنباله فیبوناچی - 5 اسلاید با و پر سرعت .       این دنباله از روی زاد و ولد گوش ها بدست آمده و دو جمله اول آن به خاطر گوش های نر و ماده هر دو یک می باشند و هر جمله آن برابر است با مجموع دو جمله قبلی آن جمله   دنباله فیبوناچی قدرن.
به دنیا آمده بود تا صبر را شرمنده کند، زینب علیهاالسلام این اسطوره تاریخ را می گویم. آمده بود تا عشق را مبهوت لحظه های زلالش کند. آمده بود تا صدق و وفا را به جهانیان بیاموزد و متانت و وقار را به نمایش گذارد. آمده بود تا رس خود را به انجام برساند؛ مونس و یارِ برادر، سالارِ قافله . بهترین نوع خو دن: آن است که در رساله ی ذهبیه آمده به این صورت که انسان ابتدا کمی روی شانه ی راست دراز بکشد و بعد روی شانه ی چپ بخوابد و زمانی هم که قصد بیدار شدن دارد مدت روی شانه ی راست دراز بکشد. یعنی ابتدا و انتهایش باید سمت راست باشد. بدترین نوع خو دن: خواب روی شکم. این خواب شومی. #حضرت_قاسم_بن_حسن_علیه_السلام بین میدان قاسم است یا ماه تابان آمده سیزده ساله ترین پیرِ جوانان آمده بس که با هیبت رسیده من نفهمیدم دگر یک تنه او آمده یا کل گردان آمده آن قدَر شوق پ در دلش دارد که او بند کفشش را نبسته سوی میدان آمده تا که خواند: "إن تنکرونی فأنا ابن المجتبی" پیرمردا. خبر آمد که بهار دل ما آمده است مژده ی کم شدن فاصله ها آمده است باز از عرش خداوند ندا آمده است بندگان ماه خدا، ماه خدا آمده است کاش در این رمضان لایق دیدار شویم سحری با نظر لطف تو بیدارشویم دست افشان به سر کوی نگار آمده ام پای کوبان ز پی نغمه تار آمده ام حاصل عمر اگر نیم نگاهی باشد بهر آن نیم نگه، با دل زار آمده ام حضرت روح الله (ره) روح من سواه فداه اولین باربا لباس کثیف ومندرس دیدمش،صبر کرد بروم روی صندلی مینی بوس بنشینم ،بعد آمد دستش را دراز کرد و لبهایش را تکان داد ،بی آنکه ص از دهانش خارج شود،کیف پولم را جستجو که کمکی..........،اما نه از روزی که ازهمسرم شنیدم یک وانت بار را دیده که پراز آدم های لباس مندرس بوده و بعد همه را . «دو پیش بینی و دو واقعیت» « از و ی» ‼️به این جمله خوب دقت کنید: پشتیبان باشید تا به ک ان آسیبی نرسد. ( ) ✅ مفاهیم عمیقی در جمله ی بالا وجود دارد، که هر از چند گاهی، برخی از معانی و مفاهیم آن بر همگان نمایان می گردد. ⭕️در اثبات قدرت دو نمونه برای عقل سلیم کافیست. 1⃣ الف: ره قبل از ان. حال و روز بعضی ازماپنج دقیقه بیشتر وقتتون رو نمیگیره چندروزی میشود که ش را تندتر میخواند .این روزهاموبایلی که تازه یده را پایین مهرش میگذارد سرعت ش راباسرعت هایش میزان میکند، نکند که تمام شود و ها روی زمین بماند بزار راحت تر بگویم ...توی رکوع هم زیر چشمی هوای پیام های وایبر و لا.
نتیجه تصویری برای گل های در گلدان های زیبا
***نسیم معرفت***
** مردان علم در میدان عمل جلد 7 - مرکز اطلاع رسانی غدیر
علامه سید عبدالکریم لاهیجی در بازار تهران شاگردی می کرد
مرحوم علامه سید عبدالکریم لاهیجانی در نجف اشرف از محضر مرحوم شیخ مرتضی انصاری و سید حسین کو مری و بزرگان دیگر استفاده نموده و به مقام اجتهاد رسید و نبوغ علمی او مورد تصدیق همه اعلام عصر بوده است.
وی با آن مقام علمی متنکراً و به طور ناشناس به تهران آمده و بدون آنکه خود را به ی معرفی کند به بازار تهران رفته و در حجره یکی از تجار متدین به (پادو) شاگردی ایستاده و مشغول کار می شود، رفقای بحث او خدمت شیخ انصاری رفته حرکت او را به تهران خبر می دهند، مرحوم شیخ انصاری فوراً نامه ای برای علامه کنی نوشت و مراتب علمی و تقوائی او را اعلام داشت که از وجودش علما و مردم دیگر استفاده علمی و عملی کنند. پس مرحوم کنی منتظر ورود او می شود ولی از او خبری نمی شود عده ای را اعزام می کند که به مسافرخانه ها و مدارس بروند و از ایشان جستجو کنند و تا شش ماه از او خبری نمی رسد و آن تاجر هم که مرحوم حاج ملا پدر آیت الله حاج شیخ عباس حائری تهرانی بود نمی دانست که این شاگرد حجره او کیست و همه گونه به او فرمان می داد و از او کار می کشید تا اینکه یک روز به او گفت: برو منزل علامه کنی آمده می بیند چند نفر از علمای مبرز نشسته اند و آقای کنی برای آنها درس می گوید در همان کفش کن می نشیند و گوش می دهد تا بعد از درس جواب استخاره را بگیرد و در حین درس اشکالی به نظر سید می رسد اشکال می کند حاجی جواب می دهد دوباره اشکال می کند مرحوم کنی پاسخ می دهد و مباحثه بین سید و کنی طول می کشد، مرحوم کنی تعجب می کند که یک نفر آدم ناشناس در لباس کارگر چگونه این همه اطلاعات علمی دارد درس را تعطیل می کند پس به سید می گوید: آقا از اهل کجائی؟ سید می گوید اهل گیلانم، می پرسد از کجا می آئی؟ می گوید از نجف، اسم شما چیست؟ جواب می دهد سید عبدالکریم، حاجی گمشده خود را پیدا می کند و برمی خیزد سید را بغل گرفته در جای خود می نشاند و می گوید: آقا جان حدود شش ماه است در انتظار شمایم کجا بودی؟ در این هنگام آن شخص تاجر همان حاجی ملا حاجی مذکور وقتی دید شاگرد دیر کرد خودش به منزل علامه کنی آمد دید سید در جای آقای کنی نشسته مشغول صحبت است اشاره می کند که برخیز بیا چرا دیر کردی؟ حاجی کنی متوجه می شود و می پرسد با این آقا چه کار داری؟
می گوید: این شاگرد من است برای استخاره آمده و دیر کرده است.
حاجی کنی می گوید: این آقا را نمی شناسی این علامه لاهیجانی است آقای منست که مدتها است انتظارش را داشتم و حال موفق به زی شده ام.
حاجی ملاحاجی بسیار خج می کشد و دست سید را می بوسد و عذر خواهی می کند، پس علامه کنی تدریس مدرسه ف یه مروی را به او واگذار می کند و یکی از دختران خود را به عقد او در می آورد و از او دختری متولد می شود که آن را مرحوم حاج شیخ محمد رضا تنکابنی ترویج می کند و اجلاء و افاضل تهران به خدمتش شتافته از محضرش بهره علمی و عملی می برند و دارای مقامات و کرامات زیادی است.



کزامتی از علامه لاهیجی

از جمله نقل کرده است آقا سید کریم محمودی که در صحن حضرت عبدالعظیم حضرت ولی عصر زمان علیه السلام را زیارت . فرمود برویم زیارت جدم حضرت رضا علیه السلام، چند قدمی که رفتیم خود را در صحن حضرت رضا علیه السلام دیدم زیارت کردیم و به همان طریق بازگشتیم به صحن حضرت عبدالعظیم پس آن حضرت فرمود: برویم سر قبر سید عبدالکریم لاهیجانی.
پس در خدمت حضرت تا نزدیک قبر رسیدیم دیدم سید عبدالکریم از قبر بیرون آمده حضرت را استقبال کرد و به من گفت: آقا سید عبدالکریم سلام مرا به حاج شیخ مرتضی برسان و بگو: این رسم رفاقت است که یادی از ما نکنی و سر قبر ما نیائی. آن وقت زمان فرمودند: حاج شیخ پیرمرد است و معذور است، من می آیم سر قبر تو.
آن بزرگوار در حدود سال 1323 بدرود حیات گفت و در قبرستان چهارده معصوم در نیم کیلومتری میدان شوش دفن شد.
http://www.ghadeer.org/book/1263/197724

  خداوند در قرآن درباره قبول توبه بندگانش چه فرموده است؟ واژه توبه و مشتقاتش بارها درقرآن آمده است. معمولاً قرآن کریم به دنبال آیات عذاب جمله «لاالذین تابوا» یا جمله «الا من تاب» را آورده تا بگوید راه اصلاح هرگز بر ی بسته نیست. خداوند بارها به بندگانش دستور داده ک. شاملو می گوید : « هنرمندان را سلسله جبالی بدانید که بعضی قله های آن از ابرها بیرونند ، بالاترند ، اما همواره باید یادمان باشد که هنرمندان وجودی معصومانه و ک نه دارند . اگر همه این ها بود و بیش از این ها آنگاه ممکن است او را بشناسیم .... »
تامل برانگیز باید زندگی کرد آنقدر که آمدنت . نشسته ایم سر سفره تا عمو نوروز سفید پوش ز راه دراز باز آید کتاب کهنه ی سال گذشته بر بندد کتاب تازه ی سال جدید بگشاید تشسته ایم سر سفره تا نسیم بهار دوباره دست شفا بخش خود دراز کند به در بکوبد و درهای بسته باز کند نشسته ایم سر سفره تا ترانه ی عید به ساز مطرب آوازه خوان پخش شزد سرود . عاشق که می شوی، قشنگ می شوی؛ قشگ مثل روزهای آفت ؛ روزهایی که آفتاب می آید و هوا برای دیدن داغ می شود. قشنگ مثل وقتی که می گویی: "گرمم است، بیا بریم طرف جایی، کنار چشمه ای، لب دریایی." قشنگ مثل رفتنهای زیر یک درخت، دراز به دراز شدن و رو به آسمان به هم نگاه . قشنگ، نه مثل وقتی که تو را د. مار سیاه قرن آهن و تردید آن ازدحام که خوابش دراز شد آنک قطار آمده از قلب کوه ها در امتداد رود دلش سوز و ساز شد
بر زخمی کنارهٔ این رود می شود فریاد عاجزانهٔ این قرن را شنید با یک نگاه به این فاضلاب علم -ادرار شیمیایی یک عمر ابتکار- هیچِ هماره را به تماشا نشست و دید از آسمان صدای ک.
بر احمد(ص) و بر آل محمد(ص) صلوات
بر منتخب خدای سرمد صلوات

شد عید سعید مبعث ختم رسل
بر احمد(ص) مختار بی حد صلوات

***
هنگام نزول برکات آمده است
حلال تمام مشکلات آمده است

شد منتخب خدای سبحان احمد(ص)
عید آمد و وقت صلوات آمده است

***
گر می طلبی راه سعا. شکر خدا که من هیچ خ را از هیچ به ارث نبرده ام.من آزادم که خدای خود را آنطور که دلم میخواهد مجسم و انتخاب کنم. خدای من مهربان، بخشنده، دلسوز، چیز فهم و اتفاقا خیلی هم شوخ است!
بابا لنگ دراز.جین وبستر
+ میدونم همه صدبار خوندن بابالنگ دراز رو.منم خوندم.ولی هر بار این تیکه رو میخو.

کیست قراول ِ غزل؟ شاعر ِ شورشی منممثل ِ سکوت ِ آینه، آمده ام که بشکنمآمده ام، به خاطرت، یک تنه کودتا کنم
ت ِ عاشقانه را، با تو مگر ، به پا کنم
افشین یداللهی پاییزُ باد و خِش خِش برگ های پاییزی که شاید بهترین فصل سال باشد ولی نه برای من. پاییزُ حس حال قدم زدن در خیابان دراز روی برگه ها با عشق ابدی زیر باران... خوشآ به حال عشق ها ابدی سلام و صبح بخیر به دوستای گلم امیدوارم صبح همتون به کار باشه نه بی کار . دوستان میدونید چی شده ؟ چند سالی . من گرفتار شبم در پی ماه آمده ام سیب را دست تو دیدم به گناه آمده ام شب و گیسوی تو تا باز به هم پیوستند من به شبگردی این شهر سیاه آمده ام ... فریدون مشیری درون هر کت که دقیق شوید - هر قدر هم بدپرداخت و ناپخته باشد - تک جمله های زیبا وجود دارد. به عبارت دیگر، از میان هزارن جمله ی یک کتاب، می توان چندتا رسیده و آب دارش را گشت و دست چین کرد. تجربه می گوید برای انتخاب یک کتاب، گول چنین تک جمله هایی را نباید خورد...