آ ین دانم زندگی ببخش یادم گفته بازدید عیدت گفته بودی دارد هنوز - اخبار روز

گفته بودی پای دردم تا اَبد می ایستی بر خودم تا آمدم دیدم کنارم نیستی دل اگر این فصل پاییزیست می سوزم چرا!؟ در نهایت هم نفهمیدم کجا می زیستی حیرتم را بیشتر د این آیینه ها گاه آن تصویر می پرسد ز رویم کیستی شعله روزی بعدِ خاموشی خودش با شمع گفت: بهرِ تو مُردم برایم قطره ای نگریستی! ن. بجز غم خوردن عشقت غمی دیگر نمی دانم که شادی در همه عالم ازین خوشتر نمی دانم گر از عشقت برون آیم به ما و من فرو نایم ولیکن ما و من گفتن به عشقت در نمی دانم ز بس کاندر ره عشق تو از پای آمدم تا سر چنان بی پا و سرگشتم که پای از سر نمی دانم به هر راهی که دانستم فرو رفتم به بوی تو کنون عاجز. بهم گفت اعتراف کن گفتم میترسم بمیرم گفت چرا گفتم میترسم بمیرم، مادرم بیاد بالا سرم هی گریه کنه. دهنش خشک بشه، موهاش پریشون بشه، صورت زیباش بهم بریزه.. "میترسم بمیرم پدرم بیاد بالا سرم، ببینم کمرش خم شده، با دستش هی میزنه تووو سرش، میگه چشاتو وا کن بابا جان، چشاتو واکن عمر من. می. گم شدن در کوچه های بی ی . ..حقم نبود وای این دلشوره ها ...دلواپسی... حقم نبود گفته بودم......دوستت دارم......نکردی باورم بارها تفتیش ......وارسی...... حقم نبود دامنی از گل برایت هدیه آوردم........ولی این چنین پر پر شدن چون اطلسی..... حقم نبود من که تنها هم نشینم .......اشک و یک آیینه بود بی وفایی،،هم . ما ظلم کردیم به دختر کوچکی که می توانست فرزند ما باشد! تو بهترین پدر دنیا و من عاشق ترین مادر... ما ظلم کردیم و نمی دانم اینک ; در پناه کدامین دیوار ; از فریاد های هر شبه ی مردی و ناله های خسته ی زنی اشک می ریزد. . . ! دخترم مرا ببخش.....!! پاییز mmd امروز اول پاییز
پیاده روهای سنگ فرش تنهایی را قدم زده ام
کوچه های سرد، بی عابر را گذشته ام
در دل هایم را با خودم نجوا کرده ام..
مشق های بی یم را، در دفتر صدبرگ
صدبار مشق کرده ام...
همچون قناری محبوس در قفس
بغض راه گلویم را سد کرد و آواز نخوانده ام
تنها از لای میله ها خیره ام، به پهنای دشتی که حسرت پرواز در آن
سال هاست در دلم نبض تند و پرطپش است.
امروز اول پاییز
یادم بماند که بدنیا آمده ام
یادم بماند که زنده ام
یادم بماند هنوز باید زندگی کنم
یادم بماند خزان بی بازگشت برای همیشه از آن من است...
امروز اول پاییز
هوا ابری است
آسمان ابر است یا چشمان من نمی دانم
همه جا را مه گرفته
هوای با دارد
قاب آسمان میان چشمانم...

"شیرین صفری"
حالا دیگر سالها گذشته. کهنه، ، پادری پار و پیرار، قلب وصله پینه را با دست خودم پشت در بی انتظار عبور انداخته ام. با سیگار، حفره به جان فرش با مته، سوراخ به جگر سنگ با بمب اتم چاه وِیل به زمین سقوط میکند! شاید حالا طبیعت قلب وصله پینه را درک کنی. ببخش مَشک سوراخ، تشنه را به تصور دری. پیش وت باشگاه پرسپولیس گفت: هنوز ۱۰ هفته تا پایان لیگ باقی مانده است، اما من از هفته دوم گفته بودم که پرسپولیس قهرمان لیگ خواهد شد. گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت سالها هست که از دیده ی من رفتی لیک دلم از مهر تو آکنده هنوز دفتر عمر مرا دست ایام ورقها زده است زیر بار غم عشق قامتم خم شد و پشتم بش ت در خیالم اما همچنان روز نخست تویی آن قامت بالنده هنوز در غم عشق دل من بردی و با دست تهی منم آن عاشق بازن. تور رفتی و مرا با کوله باری از غم و غصه رها کردی تو رفتی.. ولی آخه چرا ؟ بزودی برخواهی گشت این قانون طبیعت انسانهای بی دل و خسته دل است بر خواهی گشت می دانم... من می روم بدآنجا که تو روزی دستان نازکت را در دست من_ زمخت بی د گذاشتی آری بدانجا می روم به آنجا که هنوز جای آ ین زخمی که بر قل. من هنوز سر جام ایستادم. با یک عالم زخم کهنه و تازه که من و به لجن کشونده. من هنوز سر جام ایستادم. من هنوز دوسِت دارم. دوسِت دارم، ولی یادت نره! این تو بودی که رفتی، تو نموندی، تو نخواستی، تو اونی بودی که جا زد. و یادم داد صاحب عمیق ترین عشق ها، عامل عمیق ترین زخم ها میشن. ... +ماییم و موج سودا... ++من در توییتر: @kamand_mir "دخترک" تو گناهی نداری دخترک که بناچار روزی این من از نفس افتاده را بین هزاران هزار مرد دیگر بابا صدا خواهی زد. تو گناهی نداری دخترک اگر که در گردش این چرخ و فلک هزار رنگ بر آغوش من خواهی . مرا ببخش اگر روزی جیبهایم سرافکنده بود و عروسکهای پشت ویترین مغازه ای خاک خورد و چشمهای تو ا. به نام خدای شهیدان شهید محمد مسرور را بهتر بشناسیم شاید بعضی ها تعجب کنند،اما آیا عجیب است ی که همه ی زندگی خود را وقف و ترویج یاد و نام کرده بود؛ خود نیز بشارت شهادت بشنود؟ ی که واحد ی حوزه علمیه را پایه گذاری کرد و بسیاری از طلاب،نوجوانان و دانشجویان به وسیله او با آشنا و مانو. نمیدانم تابحال این راچندباربرایت گفته ام؟ بادستهایم مشغول ساختن لانه کبوتربودم کارگران ساختمانی گمان د دارم قنوت وحشی آرزوهایم رامی پرانم سریع به دورم نوارهشدارکارگران مشغول کارندکشیدند زیرقنوتم آجرچیدندودیوارساختند روی قنوتم آجرچیدندودیوارساختند نمی دانم تابحال چندب. هنوز اینجا برایم بوی خاطرات می دهد نمی دانم باز بنویسم یا نه ولی اگر هنوز از سایه ناامید نشده اید دلنوشته هایم را اینجا خواهم نوشت https://t.me/private_note خیلی شخصی طور خیلی پراکنده و شاید با تاخیر اینجا را نمی دانم آپدیت خواهم کرد یا نه ولی سعی می کنم بیشتر بنویسم سایه را فراموش نکنید م. من گوه بخورم دیگه به تو حرفی بزنم گوه بخورم به تو مشکلم و بگم گوه بخورم ازت کمک بخوام کی گفته هیچ مثل خانواده آدم نمیشه ؟ کی گفته خانواده حامی آدمه ؟ کی گفته خانواده به فکر آدمه ؟ کی گفته ؟ هرکی گفته خودم میزنم تو دهنش تا دیگه نگه یه حرف خوب زد گفت گاهی وقتا یسری چیزا رو میکوبن تو . بسم الله النور آقا نگاهت جای آهوهاست، می دانم
دستان پاکت مثل من تنهاست، می دانم آقا دلت در هیچ ظرفی جا نمی گیرد
جای دل تو وسعت دریاست ، می دانم می آیی و با دستهایت پاک خواهی کرد
اشکی که روی گونه مان پیداست ، می دانم برگشتنت در قلب های مرده مردم
همرنگ طوفانی ترین در. درگیر من مشو، همدم نمی شوم
حوا! منو ببخش...
آدم نمی شوم...!
تقصیر تو نبود
نه من، نه بخت خود
تو عشقُ خط زدی..
من، خواستم، نشد!
درگیر عادتم، سرگرم خود شدم، در مرز یک سقوط
دیگر نه تو، نه من!!
از پشت این سکوت، از این نقاب و نقش
حال مرا بفهم، جرم مرا ببخش!
. اول سلام دوست من
تازه از راه رسیده ام
مرا ببخش
کمی خسته ام
راه طولانی است
در میان راه هر چه گشتم نیافتم
باز هم پوزش می خواهم
بر روی دیواری خواندم
آرزوهایش را خط خورده میبیند
اری دوست من خط خورده
هر چه فکر ندانستم
ندانستم من در کجای آن خط خورد. رسول یونان مرا ببخش اگر دوستت دارم ،
و کاری از دستم بر نمی آید ...! رسول یونان سحر گاه 21 مهر 95 بدترین روز عمرم رقم خورد. مدتی است که در عزای پدر عزیزم بیقرارم، تجربه ای سخت که واسه ی خیلی ازآدما پیش میاد. صبری که خدا در وجود آدما قرارداده تنها مرهمی هست که کمی آرامش رو بر می گردونه، وگرنه تصور نمی کنم برای تسکین این درد بزرگ دارویی پیدا می شد. پدرم : مرا ببخش. تو باشگاه شطرنجتون یه بانک جایزه دارین. ظاهرا یه روز از مربی تون پرسیدی : شما اسکوتر نمیارین برای بانک جایزه ؟ مربی تون هم که فهمیده شما اسکوتر دوست داری , علیرغم اینکه اسکوتر جزو هدایای بانک جایزه نبوده , بهت گفته بودن : اگه امتیازاتو جمع کنی می تونی اسکوتر بگیری... خلاصه یه مدتی. دوس ندارم داستان تعریف کنم فلذا ازتون میخوام اگر بدی و کوتاهی و تندی و قضاوت و توهین و غیبت و دل ش تن و این دست کارهارو ناخواسته یا خواسته در حقتون ، ببخشید و حلال کنید و ازم بگذرید..ببخش خواهر من..ببخش برادر من تا خدا هم ازت بگذره و ببخشه.
نوشته شده توسط : خبرگزاری بخدی گروه با نشر ویدیویی مدعی شده است سربازانی که چند روز قبل در جنگ ناپدید شده به این گروه تسلیم شده اند، مقام های امنیتی اما تا هنوز صحت و سقم این خبر را تایید نکرده اند. ده ها سرباز به تاریخ دهم اسد (سه روز قبل) در جنگ هلمند ناپدید شده اند اما عمر زاواک. پاییز که بیاد ج مون رکورد می زنه. اون که اونقدر مشغول گیر و گورهای کاریه که فک نکنم حواسش به گذر زمان باشه اما این منم که باید یادم بمونه هر چقدر هم که از این تصمیم بگذره هنوز مثل یه زخم کهنه از عمق تیر می کشه. خیلی دلم می خواد بنویسم. هم حالش نیست و هم حسش. یه وقتایی هم همینه دیگه. ح. بسم الله الرّحمن الرّحیم ، قل هو الله   ... .   سلام علیکم .  اشاره :  آقا المومنین علیه السلام :  خدا رحمت کنه اونی رو که بدونه از کجا اومده ، ... .  مباحثه :  چی گفته شد ؟  الانم گفته میشه ؟ بعد چی ؟ (1) و کجا گفته شد ؟  اینجا هم ؟  بعد اینجام ؟  و چرا !؟ چرا!؟ چرا!. سلام راستش را بخواهید معیارمان احتمالا عوض شده یا بقول آن مجری تلویزیون ذائقه مان نمی دانم لیک خوب می دانم زندگی را بهانه کرده ایم و مشکلاتش را، از بوق سحر از خانه می زنیم بیرون، میدویم دنبال یه لقمه نان حلال؛ آ سرهم شب خسته و کوفته جسم نالان خود را به اندرونی خانه می کشانیم و د. بهت گفته بودم که پ ر میشی خودت خواستی از من شکایت نکن بهت گفته بودم که پشیمون میشی بهت دل نمیبنده دلخون میشی ببین داره عشقت با عشقش میره بهت گفته بودم که داغون میشی ای دلم ای دلم ااای دلم آخ دلم آخ بمیری دلم محاله به حرفت باز گوش بدم. (کپی بدون ذکر منبع ممنوع+راضی نیستم) ب چند دلیل گفته بودم به آقای رأی نخواهم داد و ندادم

اما ب یک دلیل روشن او را رئیس جمهور خواهم دانست و می دانم

تبعیت از رأی مردم و حفظ حرمت قانون
جنیفر لوپز، هن یشه و خواننده یی در مصاحبه ای از تجربه آزار و اذیت در سال های اولیه فعالیت هنری خود خبر داده است. به گزارش ، او به مجله ها رز بازار گفته است کارگردانی از او خواسته بود تا هایش را به او نشان بدهد. خانم لوپز گفت: "آیا این کار را ؟ نه، نشانش ندادم." جنیفر لوپز گفت "وقتی. هنوز ، در اصطلاح دستوریان، قید زمان مختص و مفرد است و اهل لغت آن را "تاکنون" و "تا حالا" و "تا این زمان" معنی می کنند. اما باید توجه داشت که همواره این چنین نیست و معانی گسترده تری، فراتر از آنچه اهل لغت گفته اند، از این قید دریافت می شود،برای روشن شدن مفاهیم مختلفی که از هنوز در سی. همچون آمد و شد خورشید و ماه بودنت عادی شده بود. بودی و دلگرمی بودنت روزهای گرم تابستان را خوش کرده بود. بی آن که حس شوی. حال که نیستی خانه سرد است. تاریک است. گرمای وجودت، ت نقره ای ات کم است. نیستی و من همچون زندانی های گرفتار میله های زنگ زده در حسرت ذره ای نور و گرما اشک می ریزم. ت. روزها گذشت و گذشت و من در هیاهوی لحظه ها گم شدم ... در امروز بودم و اما ، به فردا چشم دوختم ... فر که نمیدانستم طلوع خورشیدش را خواهم دید یا نه ؟؟! چه ساده به زمان باختم! به زمان که نه ، به خود باختم! چه لحظه ها که میتوانست انقل به پا کند درونم ... ولی باز من بودم و این شعار مضحک : امروز که. ببخش اگر شعرای من دیگه مخاطبش تو نیست ببخش اگر بهاره و دل توی هوای تو نیست ببخش اگر به شوق تو شال و کلاه نمی کنم چند وقتیه به پنجره دیگه نگاه نمی کنم کلافه م و به دل نگیر دیر شده؛وقت گله نیست ببخش میون مهمونا دیگه جایی برای تو نیست آره از تو یاد گرفتم بی وفا شم پره دردم نگران تو نم. چه شدکه خسته نشسته به خاک فرهادت؟ مگر نگاه اسیرم نکرد آزادت ؟ اگرچه سهم تو ازعشق بوده ویرانی، ولی همیشه دلم از تو خواست آبادت من این طرف پرم از تب تو آن طرف بی تاب... چرا به این همه دوری نمی کنیم عادت؟ منم سکوت غریبی که بر لبت جاری... و نیمه ی پُر ِ دردی که بود همزادت ببخش شاعر خود را. پدر!
گرچه خانه ما از آینه نبود؛ اما خسته‏ ترین مهربانی عالم، در آینه چشمان
مردانه‏ ات، کودکی‏ هایم را بدرقه کرد، تا امروز به معنای تو برسم.
می‏خواهم بگویم، ببخش اگر پای تک درخت حیاطمان، پنهانی، غصه‏ هایی را خوردی که مال تو نبودند!
ببخش
اگر ناخن‏های ضرب‏ دیده ‏ات. آهنگ جدید و بسیار زیبا و شنیدنی از سمیرا نقشبندی بنام ببخش ترانه : نیما نورالدینی / تنظیم و ملودی : بامداد می و مسترینگ : سپهر منبع: http://nab- . / 1- همه میگن برادر جان خیلی به من شبیهه، در واقع ایشون یک ورژن پسرونه و خیلی بزرگ تر از منه، البته از لحاظ جسمی فقط! امروز میگفت که به فلافلی جدیدی سر زده، پیرمرد فلافلی با خیره نگاه بهش گفته فامیلت چیه؟! قیافت آشناست، وقتی جواب داده گفته توی فامیلتون دندونپزشک دارین؟! برادر جان . ازهمین میترسیدم.. میترسیدم یروز ازم خسته شی... ازم بدت بیاد...سیرشی از عشقم... اگ یادته باشه واسه اینم ازت قول گرفته بودم...توم قول داده بودی تاهمیشه دوسم داشته باشی.. مث زهرمار تلخودردناکه س سال عمرتو..احساستو..دنیاتو..جوونیتو..پای ی بزاری ک آ ش بفهمی براش هیچی نبودی جز ی اسباب بازی . بهش گفته بودم واسم خواستگار اومده و ایناکلی خوشحال شده بود و گفته بود::میدونی که خوشبختیت آرزومه ... :)