آ ین دانم زندگی ببخش یادم گفته بازدید عیدت گفته بودی دارد هنوز - اخبار روز

بعد از بهار پارسال بهت گفته بودم دیگه عشق نمیفهمم دیگه احساس ندارم دیگه نمیتونم خوب باشم گفته بودم و تو قبول کرده بودی حالا پاش بسوز
ربات. دیوید پارناس گفته است که ی نرم افزار یک شکل از ی است. استیو مک کانل گفته است که هنوز اینطور نیست، ولی ی نرم افزار باید یک شکل از ی بشود. دونالد کنوت گفته است که برنامه نویسی یک هنر است. دیوان فعالیتهای آماری ان نرم افزار را به عنوان زیرگروهی از « متخصصین کامپیوتر »، با فرصت های شغ. گفته بودی هف ماهه بر میگردی گفته بودی می بینمت دوباره الان یه سال گذشته از اون روزا حواست هس حالا دیگه بهاره؟ خاطره داشتن عاشقا با پاییز ولی من از پاییز نشونه داشتم بر ی رو که پا گذاشتی روشون یه ساله لای روسریت گذاشتم بهاره و شکوفه بارون شده برگ درختا همه دیگه سبزه اصلا بگو یاد. گفته بودم هر چه دارم خوب و زیبا مال تو دلبری های همین قویِ فریبا مال تو هر چه داری غصه یا غم باز یک جا مال من مثل هر شب خنده های کلِ دنیا مال تو قلب قرآنی تو یاسنی تو یاسینی هنوز سرخوشم من چون تو هستی خواب و رویا مال تو نقش زلفت شانه هایت کار یک نقاش نیست نقش عشقی جان فدایت شورِ شید. #ببخش اگر اینقدر دوست دارم ... دلم داره مثل یه گنجشک می تپه یه گنجشک که انگار عشقش ازش دوره صداش و میشنوه ولی پیداش نمی تونه کنه هی می دوه هی می دوه ... بعد تصمیم میگیره بشینه و خونه ی عشقشون بسازه تا وقتی نفس ش امد بتونند راحت زندگی کنند وای چقدر سخت تمام لحظه ها وای چقدر سخت تمام هس. فلسفه نمی دانم... دارد فلسفه می آموزد و من مانده ام به تمامی تضادها...به زمانی که به شدت فلسفه علاقمند بودم و مسیر رفت به گفته سروش که راه ملکوت از فلسفه نیست از عرفان است و راه بردم به مولانا... و حالا او دارد فلسفه می آموزد... این گونه نسبت به فلسفه تشنه نبودم. خود را مطیع کرده ام به . برای شفای زخم های عاطفی، راهی جز بخشش وجود ندارد. ببخش آن هایی را که به تو صدمه زده اند؛ حتی اگر گمان می کنی آنچه آن ها با تو کرده اند غیرقابل بخشش است. تو آن ها را می بخشی، نه به این دلیل که آن ها مستحق بخشش اند. تو آن ها را می بخشی زیرا دوست نداری با یادآوریِ آزار و اذیتِ آن ها روح. آ ین ظرف رو روی میز بلند میذاره ... تقریبا تمام میز پر از ظرفهای شسته شده ست ... سینک رو میشوره و زمین رو خشک میکنه ... همه چیز هست ... فقط بردار نیست ... گفته بودم نگیرید ... هنوز هم میگم ... نگیرید !!! ... برداشت 9 ... حرکت ...
-گفته بودی میخونیش !=وقت نشد - باور کن هنوز هم نمیدونم باید چیکار کن. یک چیز برایم حل نمیشود: چرا مردم این اندازه گرسنه تایید گرفتن و مقبول افتادن اند. چندی پیش دوستی به من هشدار داد که به سختی خواهی افتاد. رفاه در مردمداری است. بهش گفتم غم انگیز نیست برات که طرفدارانت و فالوورهات این همه بدبختِ توجه تو اند؟ خبری هم شنیده م که هنوز از شوک اش درنیام. من ندا ....دختر بنده ی خل شما....همان دختر جذاب بازیگوش ک هوشش هم خوب کار می کند....من ندا....ن ک سال نود و پنج خیلی سخت برایش گذشت....من ندا.....دختر بنده ی کوچک نازک نارنجی شما....من ندا...دختر بنده ی شما.... وقتی می بینم یک ادمی ب چیزی نیاز دارد هنوز نگفته دوست دارم نیازش را برطرف کنم....حالا . به گفته فعالان ، گروه موسوم به ت ی ( ) باردیگر "وارد شهر پالمیرا شده است." نه ماه پیش کنترل این شهر را ازدست داده بود. هنوز جزئیات دقیق این ماجرا مشخص نیست اما گفته می شود که نیروهای در مرکز این شهر با نیروهای تی درگیر شده اند دوباره داشتم خواب می دیدم. من گوشه ی کاناپه نشسته بودم و داشتم می دیدم. تو هم روی کاناپه دراز کشیده بودی و سر روی پای من گذاشته بودی که کمی کتاب بخوانی و بخو . پای من بالشِ تو شده بود. موهایت مثل پر قو لطیف؛ بالشِ پای من شده، پایم خواب رفته بود! گمانم تو هم خوابت برد که کتاب توی دستت. آغاز رقابت زودهنگام برای اکران دوم بهاردر حالی که دیروز تیم اطلاع رسانی «یادم تو را فراموش» اعلام د این به کارگردانی علی عطشانی بعد از « گیوش» در گروه سینمایی زندگی اکران می شود، امروز مدیر پخش حوزه هنری گفته که «جشن دلتنگی» با گروه زندگی بسته شده است. ادامه مطلب... سلام بر روز بیست و ششم
هر بار که روز تازه ای شروع می شه باید خدا را شکر کرد که فرصت تازه ای داده تا زندگی را با همه وجودمون حس کنیم.
خدایا به تو پناه می برم از شر خدایا منو ببخش که خیلی وقتها اراده ام کمه برای گناه ن . خدایا منو ببخش که بعضی وقتها فکر می کنم برای انجام دادن کاری ک. هیچ اینجا منتظرم نیست و من بعد از چیزی حدود یک سال امده ام بنویسم ...می خواهم نوشتن را از سر بگیرم ولی جایی دیگر ...هنوز نمی دانم کجا فقط می دانم باید بنویسم ...این مدت اتفاقات زیادی برایم افتاد...خوب و بد ...با یک کوله پشتی به هشت کشور دنیا سفر ..زندگی و برگشتم ...با یک چمدان تجربه ....چند. نمی دانم که بودی یا چه بودی ولی بی حرف قلبم را ربودی نمی دانم که هستم یا چه هستم ولی هر لحظه در فکر تو هستم ****************************** بیگانگی نگرکه من ویار همچو دو چشم همسایه ایم و خانه هم را ندیده ایم ***************************** بگورستان گذر کم وبیش بدیدم حال تمند و درویش نه درویشی به خاکی بی کفن ما. دوست داشتن " تو " کاری دشوار است . دوست داشتن ، کاری ست آموختنی و همه ، رنج آموختن را نمی برد . ببخش ، ی را که تو را دوست ندارد ، زیرا که هنوز مومن نیست ، زیرا که هنوز دوست داشتن را نیاموخته ، او ابتدای راه است .


یک سوسک با خدا گفت : ی دوستم ندارد . می دانی که چه قدر سخت است ، این . گفته بودی پای دردم تا اَبد می ایستی بر خودم تا آمدم دیدم کنارم نیستی دل اگر این فصل پاییزیست چرا می سوزم!؟ در نهایت هم نفهمیدم کجا می زیستی حیرتم را بیشتر د این آیینه ها گاه آن تصویر می پرسد ز رویم کیستی شعله روزی بعدِ خاموشی خودش با شمع گفت: بهرِ تو مُردم برایم قطره ای نگریستی! ن. آن شب آسمان تا صبح غرید و گریه کرد و اشک هایش را بر تن خیابان ها و شیشه ها کوبید، شب سردی بود، خیلی سرد، و من میدانستم حادثه ای درحال وقوع است...
صبح باران رفته بود، ابر رفته بود، رعد و برق و تگرگ رفته بود... منهم رفته بودم.. .و هشت صبح دیگر حتی خیابان ها هم خشک بودند بی هیچ ردی از عب.
قتل علی است خاک مصیبت به سر کنید
همچون یتیم گریه برای پدر کنید
ای نخل های کوفه ببارید خون دل
شب را به یاد غربت مولا سحر کنید
در این قدر برای همدیگر دعا کنیم ، اولین دعایمان فرج مولایمان حضرت مهدی علیه السلام باشد *** ماس دعا***

رویم نمیشود که بگویم مرا ببخش با این همه گناه ولیکن خدا ببخش شاید دلت گرفته ازاین توبه های سست اینبار چندمین ولی آ بیا ببخش یادم نمی رود چه دلنشین بود دنبال تاب بلند مژه هایت وقتی نشسته بودی و آسمان بود سخت مدهوش ... یادم نمی آید هوا گرفته بود یا دل باز ، شب بود یا روز ، تاریک بود یا روشن ... فقط خطِ دقیقِ ابروانت بود و تناسبِ زیبایِ چَشمانت و پلک که بهم میزدی ، ِ مژه هایت ... اگر روز بود ، حتما نور با جفت ت. روز پدر پدر! گرچه خانه ما از آینه نبود؛ اما خسته‏ ترین مهربانی عالم، در آینه چشمان مردانه‏ ات، کودکی‏ هایم را بدرقه کرد، تا امروز به معنای تو برسم. می‏خواهم بگویم، ببخش اگر پای تک درخت حیاطمان، پنهانی، غصه‏ هایی را خوردی که مال تو نبودند! ببخش اگر ناخن‏های ضرب‏ دیده ‏ات را . پیش وت باشگاه پرسپولیس گفت: هنوز ۱۰ هفته تا پایان لیگ باقی مانده است، اما من از هفته دوم گفته بودم که پرسپولیس قهرمان لیگ خواهد شد. تور رفتی و مرا با کوله باری از غم و غصه رها کردی تو رفتی.. ولی آخه چرا ؟ بزودی برخواهی گشت این قانون طبیعت انسانهای بی دل و خسته دل است بر خواهی گشت می دانم... من می روم بدآنجا که تو روزی دستان نازکت را در دست من_ زمخت بی د گذاشتی آری بدانجا می روم به آنجا که هنوز جای آ ین زخمی که بر قل. اعداد معنی دارند و هیچ وقت با هم قاطی نمی شوند نمی شود عددی جای عدد دیگری را بگیرد هر عدد شناسنامه دارد که خیلی حرفها را می توان از آن فهمید و نشان دهنده حس ها آرزوها غم ها شادی ها و ............ است 68 3 13 10 و 20 وقتی هر کدام از این اعداد را می شنوم، یاد لحظه ای می افتم که بعد از 26 سال هنوز دلم را می لرزاند و دلم هوری می ریزد با شنیدن هر کدام بعد از 26 سال چشمانم خیس می شود و دلم به درد می آید یادم می آید حسهای بهت ، ناباوری ، غم ، بلاتکلیفی و ............ بعد از 26 سال هنوز نفسم می گیرد و به شماره می افتد بعد از 26 سال باز با خودم می گویم شاید اشتباه کرده باشند، شاید فاجعه از سرمان گذشته و بدون بردن او پی کارش رفته هنوز بعد از 26 سال وقتی ساعت 7 صبح 14 خداد می آید دلم هوری می ریزد، نفسم بند می آید، قلبم می ایستد و گوش تیز می شود که شاید خبری غیر از آن خبر شوم بشنوم ولی بی فایده است. خبر همان است که بود. همان که آمد و پشت دریا ش ت چه ی گفته خاک سرد است و زمان غم را کم می کند؟ اشتباه کرده بعد از 26 سال هنوز ..................... من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟
برای اینکه از هیچ برای چیزی انتظاری ندارم،
انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ..زندگی کوتاه است ..پس به زندگی ات عشق بورز ..
خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و ..
قبل از اینکه صحبت کنی » گوش کن
قبل از اینکه بنویسی » فکر کن
من هنوز سر جام ایستادم. با یک عالم زخم کهنه و تازه که من و به لجن کشونده. من هنوز سر جام ایستادم. من هنوز دوسِت دارم. دوسِت دارم، ولی یادت نره! این تو بودی که رفتی، تو نموندی، تو نخواستی، تو اونی بودی که جا زد. و یادم داد صاحب عمیق ترین عشق ها، عامل عمیق ترین زخم ها میشن. ... +ماییم و موج سودا... ++من در توییتر: @kamand_mir بسم الله النور آقا نگاهت جای آهوهاست، می دانم
دستان پاکت مثل من تنهاست، می دانم آقا دلت در هیچ ظرفی جا نمی گیرد
جای دل تو وسعت دریاست ، می دانم می آیی و با دستهایت پاک خواهی کرد
اشکی که روی گونه مان پیداست ، می دانم برگشتنت در قلب های مرده مردم
همرنگ طوفانی ترین در. ای کاش خدا هم تلگرام داشت لا اقل می فهمیدیم پیام ما رو سین کرده یا نمی خواد هنوز بهم محل بزاره خدایا غلط که غلط نیازت دارم داره آبروم می ره خودت کمکم کن شرمندتم که بنده خوبی نیستم می دونم شرط بندگی اطاعته و من همچنان انسان طغیانگرم خدایا ببخش به گناهانم نگاه نکن به کرمت نگاه کن خ. ********** اللّهُمَ اغْفِرْ لِی الذُّنُوبَ الَّتِی تَحبِسُ الدُّعاء مهربانا ببخش آن گناهانى را که مانع قبول دعاهایم می ‏شود... -الهی +جانم؟ -العفو +باشه -الهی +جانم؟ -العفو +باشه -الهی . . . مهربانا ببخش گمهربانا ببخش گناهی که دعایم را حبس می کند و باران بلا بر من می بارد ناهی که دعایم . نمی دانم یادت هست یا نه اما گفتم دلم برایت تنگ شده است قبل از اینکه بروی. خوشحالم خوشحالم از اینکه می بینم هنوز هستی از اینکه برای تایید گذشته خودت آینده ی را ت یب نمی کنی. می بینم که هنوز توی بعضی مساجد سخنرانی می کنی. خوشحال می شوم گفتی من که بروم سنگی در راه ی نخواهم انداخت و هر . بسم الله النور نمی دانم مهمانِ نمک گیرِ جان است، یا آن میزبانی ست که حربه ها به کار می گیرد تا تو را مقیم کوی خود کند. نمی دانم صید نایاب گریز پاست که باید جهان را بخاطرش بپیمایی، یا صیادی ست که وجود گریزان تو را به کرشمه ای به دام می اندازد. نمی دانم تو در بحرش غرقه ای، یا او در تو. خدایا خودت کمک کن امشب فکر نکنم بتونم بخوابم خدایا ما رو ببخش و این بلاها رو رفع کن می دانی دلبر جان، ما در زندگی بیست و چند ساله خودمان تو را کم داشتیم، خودت را، دست هایت را، صدایت را و عشقت را، حتی گاهی می ترسیدیم دوستت داشته باشیم، گاهی هم می ترسیدیم ابرازش کنیم، همه اش نگرانیمان این بود که بگوییم دوستت داریم و تو داد و فریاد کنی، همه اش از این می ترسیدیم که .