آ ین حرفی که صدام پای چوبه دار درباره ی ایرانیان زد - اخبار روز

صادق: شهر پر شد از صدام از صدات دم خور شو تو نگام با چشات به برق توش خیره شو ادامه مطلب 7 تیر 1366 نیروی هوایی عراق، چهار منطقه پر ازدحام شهر سردشت (استان آذربایجان غربی) را با 7 بمب دل، بمباران شیمیایی کرد. در این حمله 110 غیرنظامی کشته و 8 هزار نفر دیگر در معرض گازهای سمی قرار گرفتند و مسموم شدند. شهر سردشت، نخستین شهر قربانی جنگ افزارهای شیمیایی در جهان پس از بمباران . آموزش و طرز تهیه استانبولی پلو با سیب زمینی : در ادامه این مطلب از سایت انسان شاد برای شما دوستان گرامی طرز تهیه استانبولی پلو با سیب زمینی را آموزش خواهیم داد. مواد لازم برای تهیه استانبولی پلو با سیب زمینی : برنج :◊: 2 پیمانه گوجه فرنگی برزگ :◊: 3 عدد سیب زمینی بزرگ :◊: 1 عدد پیاز .

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: رئیس میز عملیات ویژه سیا در اربیل عراق با رئیس دفتر پسر صدام و همچنین ای از عربستان، بارزانی ها و منافقین این اتفاقات را برنامه ریزی د. محسن رضایی

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: رئیس میز عملیات ویژه سیا در اربیل عراق با رئیس دفتر پسر صدام و همچنین ای از عربستان، بارزانی ها و منافقین این اتفاقات را برنامه ریزی د.محسن رضایی


دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: رئیس میز عملیات ویژه سیا در اربیل عراق با رئیس دفتر پسر صدام و همچنین ای از عربستان، بارزانی ها و منافقین این اتفاقات را برنامه ریزی د. محسن رضایی ﺑﻪ حیف نون ﻣﻦ ﺘﺮﻭﺱ ﺑﻮﺩ؟

ﻣﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﺶ طولانیه :

ﻪ ﻮﺩ ﻓﻠﺴﻄﻨ ﻓﺪﺍﺎﺭ ﺑﻮﺩ ﻪ
ﻭﻗﺘ ﺮ ﺑﻪ ﻮﺳﻔﻨﺪﺍﺵ ﺗﻮ ﻫﻠﻨﺪ ﺣﻤﻠﻪ ﺮﺩ

ﺮﻫﻨﺸﻮ ﺁﺗﺶ ﺯﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺯﺮ ﺗﺎﻧ ﺍﻧﺸﺘﺸﻮ ﺮﺩ ﺗﻮ ﺸﻢ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻗﻄﺎﺭ ﻭ ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ ﺁﺯﺍﺩ ﺷﺪ و ﺷﺎﻩ ﻓﺮﺍﺭ ﻛﺮﺩ و صدام حمله . پایان تلخ زندگی کودکی که ط گرگ شد/ راز قتل کارمند شهرداری فاش شد/ انهدام باند ۶ نفره یک شرکت هرمی/ قتل همسر زیر ضربات شلنگ/ پسرکشی به خاطر فحاشی/ قاتل فراری در سرخه حصار به دام پلیس افتاد/ قاتل ستایش کوچولو در یک قدمی چوبه دار/ مرگ مشکوک مرد بازنشسته با شلیک گلوله/ سرقت درتوهم!/ تحم. رفتــه ای ازبـــرمــا،چشـــم بــراهیــــم بیا حلــقـه درگـــوش درخـلـــوت اهــیـــم بــیـا دوریـت بنــدغـــم افکنــدبپـــای دل مسـت مست بــودیــم وپشیمــان زگنــاهیـــم بیا بی تـومهتــاب پریشان شدوگلــهاخشکیـد دل غــم اندود،چــو سیاهیم بیا می تــراودزلب کــوزه ی شب . سلام بلاگ جان جان بی جان محل درد سنگ صبور تنهایار زمینی ک خالیم توش امروز میخوام از کودکیم بگم. کودکیم تا جایی که از 3 سالگی یادمه گوشه گیر بودم. از ترس داد و بیداد بابا و ها و داد و فریاد وحشتناک مامان. از سلام گرفته تا غذا باهم دعوا میفتادن. خاطره خوبم از اون دورا موقعیه که عموم ب. http://uupload.ir/files/5lae_%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa%db%8c_%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c.jpg روایت تاریخی آیت الله از ترور شخصیّت های اصلی کشور توسط «منافقین» از ادّعای ضدّ یی بودن تا پناهندگی به صدام و «یک گروه تروریست خبیث بی رحم در داخل کشور، مجموعه ی بزرگان و شخصیّت های اصلی و ارکان کشور را مورد تهاجم قرار میدهند، آنها را ترور میکنند و کشور را از وجود آنها محروم میکنند، بعد میگریزند و میروند در آغوش همین کشورهایی که ادّعای ضدّیّت آنها با تروریسم دنیا را پُر کرده و آنها اینها را در آغوش میگیرند... [این تروریست ها] انی هستند که به عنوان دفاع از خلق، بعضی هایشان حتّی دفاع از ، وارد ماجرای مبارزات شدند و این افتضاح را، این فاجعه آفرینی را در پرونده ی خودشان ثبت د، و بعد هم رفتند به ی مثل صدّام پناهنده شدند. همینهایی که ادّعای ضدّ یی بودن می د، پناهنده شدند به صدّام، و امروز هم در زیر چتر حمایت دارند زندگی میکنند... ماجرای عجیبی بود این ماجرای هفتم تیر سال ۶۰. این حادثه ی بزرگ درس دارد، عبرت دارد.» ۱۳۹۵/۰۴/۰۵ http://l1l.ir/1tas آیت الله : «جای شهید و #جلاد عوض نشود!» ۱۳۹۶/۰۳/۱۴ خبرگزاری قوه قضائیه mizanonline_ir                         رییس جمهور که در اتاق قدم می زد، گفت: «امشب بصره به دست نیروهای ایران  خواهد افتاد.               به گزارش جام جم آنلاین از باشگاه خبرنگاران، سرلشکر عبدالحمید محمود الخطاب، . اسمم مهدی هست ولی دوس دارم صدام بزنن "mehd"شاید عجیب باشه اما دیگه چی بگم
شاید "mehdok"هم بگن زیبا باشه ):
هنوز فراموشت ..بگذریم
بریم سراغ امروز صبح ما هم رفتیم سر کلاس معلما خوب بودن اما حرفای معلم زبانمون عجیب زیبا بود و خوب حرف میزد
درباره ی تنهایی هم حرفایی زد کلی حرف داشتم . ساعت 7 صبح روز 18 مرداد ماه سال 62 برای اولین بار عراق از سلاح شیمیایی در جنگ با نیروهای ایرانی استفاده کرد. از این تاریخ تا پایان جنگ ۱۰ هزار نفر در ایران و ۸ هزار نفر در عراق به واسطه استفاده صدام از سلاح شیمیایی کشته و صدها هزار نیز مجروح شدند که تا ا عمر تبعات این مجروحیت با آنها. (ره): اگر از صدام بگذریم، اگر مسأله قدس را فراموش کنیم، اگر از جنایت های امریکا بگذریم از آل سعود نخواهیم گذشت. حرف ها معمار کبیر حرفهای عادی زمینی نبود حرفهای حرفهای زمانی حرفههای خ بود که به کلام جاری می شد و با گذشت زمان حقایق حرفههای او اشکار خواهد شد یکی از حرفههای کبیر این بود که" راه قدس یا راه ازادی قدس از کربوبلا می گذرد ان موقع خیلی ها نمی فهمدیم این حرف یعنی چی چون صدام درکربلا . یکی میگفت هر وقت دیدی خیلی نا امید شدی بدون که داری به خواسته ات میرسی فقط باید یک کوچیک دیگه صبر داشته باشی!!! نمیدونم شاید دارم نا امید میشم؟به نظرت به خواسته ام نزدیک شدم؟خدایای این منم تکتم!!!میبینیمی؟صدام رو میشنوی؟من کجام؟از رحمتت نا امید نیستم ،اما ... یکی دیگه هم بود که م. مقاله درباره مذهب رسمی و زبان فارسی
مقاله درباره مذهب رسمی و زبان فارسی
مقاله درباره مذهب رسمی و زبان فارسی لینک و ید پایین توضیحات فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: 22 مقالة: مذهب رسمی و زبان فارسی فهرست: دین، مذهب و زبان ایرانیان چگونگی رواج زبان فارسی در ایران مذهب و زبان فارسی ریشه های فرهنگ ایرانی نگاهی بر زبان فارسی و مذهب تشیع و شاخه های مختلف آن آیا براستی زبان فارسی رمز هویت ملی ایرانیان است؟ دین، مذهب و زبان ایرانیان دین رسمی مردم ایران، و مذهب رسمی، شیعه ی دوازده ی است. مذاهب دیگر ی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زی ...
دریافت فایل مقاله درباره مذهب رسمی و زبان فارسی

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] من در کانادا زندگی می کنم و در برنامه خبری تلویزیون ی را دیدم که سربازان عراقی، یک ایرانی را به زور می کشیدند. بخش فرهنگ پایداری تبیان نامه یک کانا روز یک شنبه، اول اردیبهشت 1364 شمسی، در صفحه دوم رو مه «کیهان»، مطلبی منتشر شد که از دفتر نمایندگی ایران در «کانادا» به رو مه مزبور ارسال شده بود. این مطلب، مربوط می شد به قطعه کوتاهی که چندهفته ای به صورت مکرر از رسانه های گروهی ایران پخش می شد و خاطره ای پرشکوه را در اذهانِ مردم کشور و رزمندگان خسته از «عملیات بدر» به ثبت رساند:
نامه یک کانا
اما این ِ به اسارت گرفته شده را در آن روزها، جز تعداد معدودی از هم رزمانش در کرمان، ی نمی شناخت و چند سال بعد بود که نامش وردِ زبان ها شد. او «محمد شهسواری» بود. در اینجا بود که او ناگهان چندین بار فریاد زد: «مرگ بر صدام، ضد ». این حرکت «محمد شهسواری»، همان شب از تلویزیون های سراسر جهان پخش منتشر شد و روحی تازه در میان مسلمانان آزاده ای دمید که زیر تبلیغات سنگین صدام و متحدانش درباره «عدم الفتح» ایران در «عملیات بدر»، فرسوده شده بودند «محمد شهسواری» به تاریخ سوم اسفند 1334 شمسی در روستای «شیخ آباد» (توابع «کهنوج») متولد شد. وی به دلیل فقدان مدرسه در «کهنوج» نتوانست بیش از شش کلاس درس بخواند. او که در سه سالگی پدر خود را ازدست داده بود، ازاین پس برای تأمین مخارج خانواده به جزیره کیش رهسپار شد و بعد از سه سال به کهنوج بازگشت و در راه سازی بین کهنوج و جیرفت به کارگری مشغول شد.
با شروع جنگ تحمیلی، محمد به جبهه اعزام شد و برای اولین بار در عملیات بیت المقدس شرکت کرد. محمد شهسواری به تاریخ 22 اسفند 1363 شمسی، طی «عملیات بدر»، در شرق «رودخانه دجله» به اسارت نیروهای بعثی درآمد. در این مقطع حساس و دردناک از زندگی دنیایی محمد بود که غیرت علوی او، حماسه بی نظیری را در تاریخ ملت ایران به نام او ثبت کرد. ساعاتی پس از اسارت به دست م ین بعثی، هنگامی که «محمد شهسواری» را برای اعزام به عقبه، به سمت خودروهای عراقی می بردند، او با مشاهده ده ها خبرنگارِ دوربین به دست که اطرافش را گرفته بودند، احساس کرد که رژیم صدام تدارک مفصلی را برای بهره برداری از «عدم الفتح» ایران در «عملیات بدر» دیده است. در اینجا بود که او ناگهان چندین بار فریاد زد: «مرگ بر صدام، ضد ». این حرکت «محمد شهسواری»، همان شب از تلویزیون های سراسر جهان پخش منتشر شد و روحی تازه در میان مسلمانان آزاده ای دمید که زیر تبلیغات سنگین صدام و متحدانش درباره «عدم الفتح» ایران در «عملیات بدر»، فرسوده شده بودند. شهسواری در سال 1369 شمسی به همراه سایر اسرا به کشور بازگشت و از سوی مسئولین مورد تفقد قرار گرفت و از دست ریاست جمهوری وقت، مدال شجاعت دریافت کرد. این آزاده سرافراز، باقی سال های عمر خود را به سرایداری یک مدرسه گذراند و سرانجام در بیستم مردادماه 1375 شمسی، هنگامی که عازم مأموریت محوله از سوی «لشکر 41 ثارالله» بود، در مسیر «زاهدان» به یارانِ شهیدش پیوست. معظم انقلاب در سفری که به «جیرفت» داشتند، درباره «محمد شهسواری» فرمود: «یکی مثل شهید محمد شهسواری - آزاده سرافراز جیرفتی» به یک چهره ماندگار در کشور تبدیل می شود؛ نه به خاطر این که وابسته به یک قشر برتر است؛ نه! او یک رعیت زاده و یک جوان برخاسته از قشرهای پایین اجتماع است؛ اما آگاهی و شجاعت او، او را در چشم مردم ایران عزیز می کند. آن روزی که ماها پای تلویزیون نشسته بودیم و دیدیم این جوان در چنگ دژخیمان رژیم بعثی صدام و زیر شلاق و تازیانه آن ها فریاد می زند: «مرگ بر صدام، ضد »، نمی دانستیم ایشان جیرفتی است؛ نه اسمی از او شنیده بودیم و نه خصوصیتی از او می دانستیم؛ اما همه وجود ما غرق تعظیم و تجلیل از این جوان آزاده شد. بعد هم بحمدالله به میان مردم و کشور ما برگشت؛ امروز هم به عنوان یک شهید نامدار و نام آور در میان ملت ما مشهور است. من در کانادا زندگی می کنم و در برنامه خبری تلویزیون ی را دیدم که سربازان عراقی، یک ایرانی را به زور می کشیدند. بخش فرهنگ پایداری تبیان نامه یک کانا روز یک شنبه، اول اردیبهشت 1364 شمسی، در صفحه دوم رو مه «کیهان»، مطلبی منتشر شد که از دفتر نمایندگی ایران در «کانادا» به رو مه مزبور ارسال شده بود. این مطلب، مربوط می شد به قطعه کوتاهی که چندهفته ای به صورت مکرر از رسانه های گروهی ایران پخش می شد و خاطره ای پرشکوه را در اذهانِ مردم کشور و رزمندگان خسته از «عملیات بدر» به ثبت رساند:
نامه یک کانا
اما این ِ به اسارت گرفته شده را در آن روزها، جز تعداد معدودی از هم رزمانش در کرمان، ی نمی شناخت و چند سال بعد بود که نامش وردِ زبان ها شد. او «محمد شهسواری» بود. در اینجا بود که او ناگهان چندین بار فریاد زد: «مرگ بر صدام، ضد ». این حرکت «محمد شهسواری»، همان شب از تلویزیون های سراسر جهان پخش منتشر شد و روحی تازه در میان مسلمانان آزاده ای دمید که زیر تبلیغات سنگین صدام و متحدانش درباره «عدم الفتح» ایران در «عملیات بدر»، فرسوده شده بودند «محمد شهسواری» به تاریخ سوم اسفند 1334 شمسی در روستای «شیخ آباد» (توابع «کهنوج») متولد شد. وی به دلیل فقدان مدرسه در «کهنوج» نتوانست بیش از شش کلاس درس بخواند. او که در سه سالگی پدر خود را ازدست داده بود، ازاین پس برای تأمین مخارج خانواده به جزیره کیش رهسپار شد و بعد از سه سال به کهنوج بازگشت و در راه سازی بین کهنوج و جیرفت به کارگری مشغول شد.
با شروع جنگ تحمیلی، محمد به جبهه اعزام شد و برای اولین بار در عملیات بیت المقدس شرکت کرد. محمد شهسواری به تاریخ 22 اسفند 1363 شمسی، طی «عملیات بدر»، در شرق «رودخانه دجله» به اسارت نیروهای بعثی درآمد. در این مقطع حساس و دردناک از زندگی دنیایی محمد بود که غیرت علوی او، حماسه بی نظیری را در تاریخ ملت ایران به نام او ثبت کرد. ساعاتی پس از اسارت به دست م ین بعثی، هنگامی که «محمد شهسواری» را برای اعزام به عقبه، به سمت خودروهای عراقی می بردند، او با مشاهده ده ها خبرنگارِ دوربین به دست که اطرافش را گرفته بودند، احساس کرد که رژیم صدام تدارک مفصلی را برای بهره برداری از «عدم الفتح» ایران در «عملیات بدر» دیده است. در اینجا بود که او ناگهان چندین بار فریاد زد: «مرگ بر صدام، ضد ». این حرکت «محمد شهسواری»، همان شب از تلویزیون های سراسر جهان پخش منتشر شد و روحی تازه در میان مسلمانان آزاده ای دمید که زیر تبلیغات سنگین صدام و متحدانش درباره «عدم الفتح» ایران در «عملیات بدر»، فرسوده شده بودند. شهسواری در سال 1369 شمسی به همراه سایر اسرا به کشور بازگشت و از سوی مسئولین مورد تفقد قرار گرفت و از دست ریاست جمهوری وقت، مدال شجاعت دریافت کرد. این آزاده سرافراز، باقی سال های عمر خود را به سرایداری یک مدرسه گذراند و سرانجام در بیستم مردادماه 1375 شمسی، هنگامی که عازم مأموریت محوله از سوی «لشکر 41 ثارالله» بود، در مسیر «زاهدان» به یارانِ شهیدش پیوست. معظم انقلاب در سفری که به «جیرفت» داشتند، درباره «محمد شهسواری» فرمود: «یکی مثل شهید محمد شهسواری - آزاده سرافراز جیرفتی» به یک چهره ماندگار در کشور تبدیل می شود؛ نه به خاطر این که وابسته به یک قشر برتر است؛ نه! او یک رعیت زاده و یک جوان برخاسته از قشرهای پایین اجتماع است؛ اما آگاهی و شجاعت او، او را در چشم مردم ایران عزیز می کند. آن روزی که ماها پای تلویزیون نشسته بودیم و دیدیم این جوان در چنگ دژخیمان رژیم بعثی صدام و زیر شلاق و تازیانه آن ها فریاد می زند: «مرگ بر صدام، ضد »، نمی دانستیم ایشان جیرفتی است؛ نه اسمی از او شنیده بودیم و نه خصوصیتی از او می دانستیم؛ اما همه وجود ما غرق تعظیم و تجلیل از این جوان آزاده شد. بعد هم بحمدالله به میان مردم و کشور ما برگشت؛ امروز هم به عنوان یک شهید نامدار و نام آور در میان ملت ما مشهور است. بارون صدای احساسه دل نم ب ارون چشاتو میشناسه تو رو از دست دادم توی لحظه آدم دنیاشو میبازه تلخه سکوته این خونه آخه غیر از خدا کی می دونه تو دلم آتیشه با تو بهتر میشه حال این دیوونه این روزها سخت تر از اونیه که باور کنی مگه میشه با یه خاطره سر کنی تو می دونی من چیزی نگم بهتره تو د. رضایت اولیای دم ٦ قاتل پای چوبه دار/ قاتل آتنا به قتل زن دیگری اعتراف کرد/ مرگ ۷ سرنشین پراید در تصادف با خاور/ مرگ طراح آدم ربایی قبل از جلسه دادگاه/ رابطه پنهانی تلگرامی/ مشاجره شویی در اردکان به مرگ ختم شد/ مرگ دل اش سه کارگر هنگام تمیز چاه فاضلاب/ دستبرد با«تیزی»!/ آتش سوزی یک م. ا دلیل این همه صدای باد تو گوش من چیه؟ چرا ی نیس تنهاییامو بزارم رودوشش بعد صدام لالایی بشه تو گوشش؟ چرا حس میکنم هرچی میدوم و تلاش میکنم هیچیه؟ توهمه؟ یا واقعیه؟
موزیک ویدیو جدید و فوق العاده زیبا از یاسر محمودی به نام بیدارم   موزیک ویدیو بیدارم یاسر محمودی با کیفیت 1080 و 720 و 480 به همراه آهنگ ویدیو  متن آهنگ یاسر محمودی بیدارم بیدارم و تو فکر تو درگیر این تنهاییم بیدارم و گیج توام حتی نمیدونم کی ام باز قلب من این بغضو خورد باز امشبم . این چوبه دار من است ؟ به چه جرمی ؟ کدام عمل ؟ بجرم ........!! تفسیر دیگران از من؟؟ و آنکه قربانی این تفسیر؛ شاید هم توهّم شده ..... من هستم ؟؟ یا تو ؟؟؟ و برنده کیست ؟؟؟؟؟؟ دوباره تکرار میشود این توهین لعنتی.... به من نمیگوئی که چرا ؟ فقط میکنی....احساس را.... قلب را .... و ...تمام اعتماد را به کد. رو به رویت می نشینم، جان من حرفی بزن مرهمی بر زخم دل، درمان من حرفی بزن می گذارم بذر عشق، تنها به گلدان دلت خواهشا با این گلت، گلدان من حرفی بزن تا ابد سهم منی، زیرا تویی آن عشق من پس کمی با این دلم، ای آن من حرفی بزن مثل یک ابر بهار، وقتی که باران را نداشت ت و لب بسته ای، باران من ح. داشت چشمام سنگین میشد که یهو همسر صدام کرد چشمامو باز با صدای خوابالو گفتم جانم گفت ممنون که انقدر دختر خوش اخلاقی هستی .یکی از بهترین تشکرهایی بود که ازم شد 
نحوه شهادت میثم تمّار


میثم تمار امروز22 ذیحجه، سالروز شهادت مظلومانه شهید ، م ع حریم ولایت و ت، یار باوفای مؤمنان، سربدار، جناب میثم تمّار است؛ همو که در مقابل بیدادگری ظالمان زمانه خود، پرچم بیدارگری برداشت و با زبان گویای خود، ظلم و فتنه و فساد را افشا کرد و در دفاع از حریم اهل بیت عصمت و طهارت، جان بر کف نهاد و تا پای چوبه دار رفت و با لب های خون آلود خود، بوسه بر چوبه دار زد و جان عاریت خود را، تقدیم مولا و مقتدای خود نمود. روحش شاد و یاد و خاطره اش در دل های عاشقان همیشه زنده و جاویدان باد . فرزند یحیی و از سرزمین «نهروان» که منطقه ای میان عراق و ایران است. بعضی او را ایرانی و از مردمان فارس دانسته اند».(1) لقب تمّار را از این جهت به میثم داده اند که وی در کوفه ما فروش بود.(2) ابن حجر عسقلانی می نویسد: میثم برده زنی از بنی اسد بود . علی (علیه السّلام) او را یداری کرد و آزاد نمود ولی او به گونه ای دیگر اسیر شد ، اسیر ولای علی و محبت و عشق او . وى شیفته آن بود که از محضر مؤمنان على (علیه ) علم و حکمت بیاموزد. از این رو دل و جان خود را دربست در اختیار معارف علوم علوى گذاشت. حضرت (علیه ) نیز که او را لایق و با استعداد یافت, دانش و حکمت هاى فراوانى به وى آموخت, حتى برخى اسرار را که به هر نمى توان گفت و آگاهى از حوادث آینده و بلاها و فتنه هاى زمانه را در اختیار او گذاشت. از این رو میثم تمّار را (صاحب سرّ) المؤمنین مى دانند.(3) ادامه مطلب هر که به ویرانی قلبم نظری داشت پنداشت که طوفان ز دل من گذری داشت در آیینه ویرانه ی خود دیدم گفتم طوفان زده شهریست،که خوش بوم و بری داشت این شاعر بر چوبه ی تو،روزی ما بین سران سخن عشق سری داشت قسمت نشد از کلبه ی احزان به در آیم ایکاش که این کلبه ی غم دیده دری داشت هر جا که دری بود ز. چون درختی میان این جنگل ریشه در خاک مردگان برگ سبزم جوانه زد آرام همدمی شد در این شب سردم از خدایم برای او گفتم آن خ که صاحب دنیاست مهربان است و زود میبخشد جنسش از خاک این زمینی هاست از دورنگی شاخه ها گفتم میوه نارسی که خودخواه است دارکوبی که خنجرم می زد جغد شومی که عاشق ماه است ن. بی تاب سال ها بی تاب بودم در پی یاری که نیست لحظه های ناب در شبهای بیداری که نیست در میان اینهمه ساز و دف و سنتور و نی می سرایم شعر با آهنگ گیتاری که نیست نا امید از دوستان دور یا نزدیک، من دست آ تکیه خواهم زد به دیواری که نیست وعده ها آنقدر شیرین بوده اند و دلپذیر در دلم مانده است . تحقیق درباره کتابخانه
تحقیق درباره کتابخانه
تحقیق درباره کتابخانه لینک و ید پایین توضیحات فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: 47 خلاصه: کتابخانه های ایران درقرن اول ی: نقش فرهنگ و تمدن ساسانی د یشبرد تمدن ی، چاره جویی های ایرانیان جهت حفظ آثارواسناد فرهنگی خود پس از حمله عرب، اختراع و است اج خط "فیرآموز" ، نسخ وثلث توسط ایرانیان، حکومت های ملی ایرانی درقرون اولیه ی، معرفی کتابخانه های قرون اولیه ی ازآغاز قرن دوم تا ششم هجری (جمعأ شش کتابخانه از 1تا6). تاریخچه ی کتاب و کتابخان ...
دریافت فایل تحقیق درباره کتابخانه

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] یادی_از_ عراقی ها تصمیم گرفتند ما را به زیارت حرم حضرت علی و حسین ـ علیهم السلام ـ ببرند، اما وقتی نوبت به اردوگاه ما رسید ی حاضر نشد در زیر پرچم صدام به زیارت برود. ما می گفتیم اگر ما را به زیارت می برید، چرا در شب عاشورا، دو ماه پیش، با ما آن طور رفتار کردید؟ عراقی ها جواب می داد. امشب فایل صوتی مربوط به سخنان آقای ظریف امور خارجه ی کشور رو گوش . ایشان در سخنان خودشون گفتن به راحتی با یک بمبش می تونه سیستم دفاعی کشور رو از کار بندازه!!!!!!!!!!!!!!!!! وقتی داشتم حرف هاش رو گوش می خیلی احساس حقارت ! حقارت نه به خاطر اینکه واقعاً حرف های این آقا درست باشه. حقارت به خا. معیار اصلی در ارزی جنگ، در معادله «هدف- نتیجه» قابل ارزی است. براین اساس اه رژیم بعثی عراق در تحمیل جنگ چه بود و چه نتیجه ای در بر داشت؟
1 ـ حاکمیت مطلق بر اروند رود
2 ـ استرداد جزایر سه گانه
3 ـ تجزیه خوزستان
ت عراق نسبت به استان خوزستان ایران نیز چشم طمع داشت. و هرگاه ت عراق.
متن آهنگ خودت بگو از میثم ابراهیمی تو یه حس عمیقی با دردام رفیقی هنوزم من یه شمعم که میخوام همش با خی بسوزم تو یه عمره غریبی تو این شهر بی عشق صد رنگ من سکوت میکنم بی تو با خاطرات چه دلتنگ خودت بگو با کی درد و دل کنم میون این غریبه ها خودت بگو جز تو کی شده دلیل بغض و زخم صدام خودت بگو خودت بگو خودت بگو بی عشقت چجوری لحظه رو ادامه داد خودت بگو غیر از دیدنت چی مونده که حالا دلم بخواد خودت بگو خودت بگو باز تو میگیری دستامو میگی نترس من همینجام باز بیدار میشم از خوابو بازم تموم میشه رویاهام من به یادت قسم که دیگه تاب دوری ندارم تو کجایی که با گریه سر روی شونت بذارم خودت بگو با کی درد و دل کنم میون این غریبه ها خودت بگو جز تو کی شده دلیل بغض و زخم این صدام خودت بگو خودت بگو خودت بگو بی عشقت چجوری لحظه رو ادامه داد خودت بگو غیر از دیدنت چی مونده که حالا دلم بخواد خودت بگو خودت بگو
اهنگ با کیفیت 320 اهنگ با کیفیت 128
نگاهی گذرا به جنگ هشت ساله ایران و عراق به روایت ارقام و آمارها بخش هشتم شکنجه و قتل 6000 اسیر ایرانی در زندان عراق وضعیت اردوگاه های اسرای ایرانی در عراق با وضعیت اردوگاه های هیتلر مقایسه شده است. هزاران تن از اسرای ایرانی در دوران جنگ توسط و استخبارات عراق شکنجه و کشته شدند. کا. زندگی جنگ و دیگر هیچ
وبا این همه
ما به این جهان نیامده ایم
که به آسانی بمیریم
آن هم در سپیده دمی
که بوی لیمو می دهد
مرکب سازی ع-بهار
بیاد بمباران شده گان مظلوم سردشت توسط صدام و مساعدت امریکا چه روز شلوغی بود امروز ... کارای شرکت ...سه بار رفتن به بانک... دفترخونه ... کلاس و نوبت اپیلاسیون و ... افتان و خیزان رسیدم خونه ... مستقیم رفتم زیر دوش آب نسبتا سرد یه کم حالم جا بیاد .. الانم لرزون زانو به بغل خودمو چسبوندم به شوفاژ تنم گرم شه ... سرد و گرم شدم ... میترسم مثل سنگ ترک بخورم .. یه دسته از دوستان جویا ی هویت من بودن من زهرا ونایی(تو خونه گاهی یگانه صدام میزنن) متولد 11 دی سال 81 دست به قلمم دستپختمم خوبه در جریان بقیش هم هستین دیگهه