آ ین حرفا - اخبار روز

الان که سایت سنجش باز شد ممکن خیلی ها ناراحت شده باشن... ممکنه خیلی ها چ ون هنوزم اشک داشته باشه..
میدونم شاید خیلی موقع خوبی برای این حرفا نباشه اما یه چیزی رو بدون
؛خدا تورو خیلی دوست داره حتی بیشتر از خودت حتی بیشتر از مادرت... خودش خوب میدونه چی برات بهتره.. .دلت رو بهش بسپار. تا قبل مامان شدن، معنی بعضی حرفا رو آدم نمیفهمه. هیچ لذتی بالاتر از نگاه به فرزند نیست. خو ده نگاهت میکنه و آدم حس میکنه، قشنگترین موجود دنیا نگاهش می کنه. وقتی حرف میزنی و وسط جمع برمیگرده سمت صدات، قند تو دلت آب میشه. وقتی فصتو تو سرشو تکیه میده و آروم میشه. وقتی فقط با صدای تو د. خستم خیلی خستم کاش میشد خو د ودیگه بلندنشد کاش میشد خد اد پایین وبغلم کنه وسرهمه داد بزنه بگه به بندم کاری نداشته باشید اون فقط خسته ست از این همه بی مهری وتهمت کاری باهاش نداشته باشید اون فقط سادس تواین 23 سال این چیزا رو ندیده .ولش کنید.این حرفا وحدیث های شما واسش نامجهوله .متوج. اگه دوستم داشتی.... همه اش از همین جمله شرو شد..اگه دوستم داشت ... شایدم خیلی قبل تر...روزی که مرور می گذشته ها رو...اینو راست گفت؟! نکنه هدفش چیز دیگه ای بود من اشتباه فهمیدم...وقتی اعتماد ش ت ش ته هر چقدرم بهم بچسبونیشو محکمش کنی... می دونم صدها بار نوشتم و توضیح دادی و گفتم بیخیال... یه . سلام مجدد به تمام دوستان بیانی عزیز
میدونم بدون من یک ساعت براتون شصت دقیقه گذشته بود خخ
میدونید که بدون شما هرگز و باشما که اصن بابام رضایت نمیده خخ
و و و
اومدیم که به شایعات پایان بدیم و اونجور حرفا خخ انگار شخص معروفیم
عاقا خانوم برین تو صف به همتون امضا میرسه خخ میدونم دلیل نوسانات دلار منم خخ
خب اصن بیخیال انرژیون اومد یو هاهاها
خخ #گذر_موقت
دلم شادی میخواد.. یه شادی باحال و بزرگ
نه خندیدن با یه طنزنه یه دورهمی ساده با خونواده یا دوستامنه جشن تولد یا عروسی
یه چیزی بزرگ تر از این حرفا.. یه چیزی تو مایه های یه جشن ملیآره دلم میخواد همه مردم کنار هم بریم تو خیابونا و شادی کنیم.. ساز و آواز و شور و هیاهو و خنده های دست. آقایی امشب دلم گرفته بغض دارم نمیدونم چمه کاش پیشم بودی گاهی وقتا ، یهویی به ذهنم میرسه که شاید دیگه زنده نباشم شاید ، شاید عمرم کفاف نده منتظر بمونم و این حرفا و همش برات خاطره میشه خاطره برای روزایی که نیستم ببخشید ناراحتت ولی بدون همیشه دوستت دارم و همیشه جات تو قلبمه هرجا ک. آقای جلال الدین رومی، خواب دیدم اومدی خواستگاری. خواهرتم تو خواب تعقیبم می کرد از دستش در رفتم! شجاع باش، خودتو معرفی کن. چرا وصی میفرستی؟ تو گوگل زدم اسمتو میگه چند صد سال پیش مردی... من کاری به این حرفا ندارم، زنده، مرده، ایرانی، رومی، سفید، سبزه، فقط عشق و علاقه و تفاهم مهمه ب. یه چند ساعتی بود که نرفته بودم تلگرام.قفل گوشیمو باز .تلگرامو زدم.گروه منو دو تا دوستامو باز خشکم زد! وقتی خبر سرطانشو شنیدم گفتم حتما خیلی جدی نیست و اونجا با اون همه امکانات درمانش میکنن و این حرفا.ولی وقتی شنیدم فوت کرده اصلا باااااورم نمیشد!یه احساس حسرت بی انتها!!!انگار خوا. متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب 5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
دریافت ادامه مطلب حال و روز دوتایی مون خوبه. میخندیم. شوخی میکنیم. دوستم داره. همیشه داشته. اصلا مگه میشه نداشته باشه. چه حرفا! [منِ خندون از ذوق] [منِ درحالِ فکر به اینکه باید از شیرین ترین مامانِ دنیاهم بنویسم] [منِ درحال فکر به اینکه همین که نوشتم کفایت میکنه که بفهمید رو لبم خندس یا بیشتر باید ب. آیا میدانید که جینگولک بازی هایی با عنوان پائیز و هوای دونفره یک نفره سپری شده و فصل عاشقی و عناوین دیگرِ در این فیلد دیگه خیلی تکراری و حال به هم زن شده؟؟ بیاید یه پائیزم شده ول کنیم این حرفا رو؛ بشینیم کارامونو انجام بدیم؛ انار دون کنیم؛ آواز بخونیم و ب یم. والا این بهتره. انقد. آ این بی خو ها هر چه که باشد، پایان باز نیست. عاقبت یک روز مُشتی حواله شان خواهم کرد، گور بابایی خواهم گفت و می خوابم. آن روز حتما روز مهمی در تاریخ است: "یک نفر علیه جمهوری خودش شورید" همه جنگ ها با یک نفر آغاز می شوند، اما به یک نفر ختم نمی شوند. راستی، اصلا ختم به خیر می شوند؟ همه . بعضی حرفا مثل خوره میوفته به جونت ، حرفایی که از مسایل تربیتی والدین ناشی میشه و شاید جزیی هم باشه ولی هر روز توی هر خ که میتونه گیرت میندازه و تو در نهایت مجبوری این واقعیت ناخوشایند رو قبول کنی و جای اینکه جو براش داشته باشی تلاش میکنی بعنوان واقعیت تلخ بهش عادت کنی و ازش بگذر. اولین بار که خواستم پامو بزارم خونه ی شهید معماریان رو هنوز یادمه. در که باز شد و رفتم داخل پذیرایی اولین نفر بودم هنوز ی نیامده بود. اینقدر حالم بد بود که زود رسیده بودم خونه ی شهید ! تو سکوت ِ حاکم در اتاق داشتم به ع روی طاقچه ی شهید معماریان نگاه می و حرف میزدم و می گفتم من به شم. اگه خدا بخواد امشب عازم مشهدم، البته با مدرسه...تا آ هفته...خدا قبول کنه نائب ا یاره همه دوستان مجازی میشم.+انگار ایندفعه داره میشه جدی جدی!! البته هنوز مونده.. هنوز سوار قطار نشدم:))++ شاید تو این سفر وقت شد یه کم نوشتم...این چند وقته که نمی دونم چرا وقت نبود هیچوقت!!+++عرفان !!! بهتره نگ. سلام اصلا مخاطب خاصی مد نظرم نیست ولی به این نتیجه رسیدم که برخی واقعا خود درگیری دارن یعنی در حد تیم ملی اگه یه جائی حرفی ، ی انتقادی چیزی روی زمین افتاده باشه ، زمین و زمان رو به هم می دوزن که منظورتون من بوده و از این جور حرفا ---------------------- از این بگذریم ب توی حرم کریمه اهل بیت ح. روزهای تکراری ،ماه های تکراری،سال های تکراری می ترسم می ترسم از آینده شهریور ماه تکراری ترین ماه سال برای منه هیچ خاطره ی خوبی ندارم ازت شهریورماه و تکراری ترین حس که بعد ازین حرفا میاد تو ذهنم که خدارو شکر که بدتر نمیشه یعنی زندگی من اینه تشکر از خدا واسه اینکه میتونه بدتر ازی. کاش میشد بعضی چیزی بعضی ادما بعضی اتفاقا رو تو ذهن بلاک کرد دیگه بهشون فکر نکنم اصلا یادم نباشن حرفا اتفاقا شماره ای دی ههمه چی بلاک شه حتی اگه بخوامم بهش دسترسی داشته باشم نتونم کاش میدونستم دقیقا چی بودم واست چکار اون مدته خدایا بازیم نده یه کم منم نیاز دارم برات مهم باشم خدا . امروز عاطفه برام یه ع فرستاد و خیلی بی مقدمه گف : ع بچه مریم! مریمی که همسن عاطفه بود. نهایتا 18 سالش. ینی الان باید پیش ی می بود ! این قضیه بچه دار شدن، حتی با عقاید متحجرانه !! ی من راجبه ازدواج و این حرفا هم جور در نمیاد. من نشستم اینجا نه عربی خوندم ن فلسف ن روان شناسی، بعد مریم ده . چن وقت پیش مهران مدیری تو یه برنامه میگفت طرف هیچ استعدادی نداره هیچ سرمایه ایم نداره بعد میگه من تو این مملکت تلف شدم باید برم خارج رفتم تو فکر اینکه ایا اسایش فقط حق پولدارا ونابغه هاست یا بهش گفتن از این حرفا بزن ملت نرن خارج مردم عادی حق زندگی خوب ندارن اونا اذیت نمیشن ماها . دخترم خوب شده فقط هرچی لپ درآورده بود، آب شد:(((...پاتختی به خیر و خوشی تموم بشه من خیالم راحت بشه....همسر رفته ییلاق ب زنگ زده که آفتاب غروب کرد، اینجا اینقدر سرد شد نمیشه بیرون بمونیم. من میدونم سرده، میگن نه الان آفتاب داره گرمه. همسر دیروز صبح راه افتادن، سه بعد از ظهر رسیدن، اون. 1. فردا قراره برم خندوانه ^___^
2. ۳ش کارنامه ها رو میدن :// هواااااار بدبخت شدم :/
3. قشنگ مشخصه میخوام برم آ ین خنده هامو م تو خندوانه :
4. یه کار قشنگی _ قبلا گفتم دعا کنید بشه _ میخوایم با دوستام :) منتظرم. عملی که شد بهتون بگم ^__^
5. عاخ راستی آسانسورمون هم درست شدا ^_^ واهاهاهای . بعضی حرفا مثل خوره میوفته به جونت ، حرفایی که از مسایل تربیتی والدین ناشی میشه و شاید جزیی هم باشه ولی هر روز توی هر خ که میتونه گیرت میندازه و تو در نهایت مجبوری این واقعیت ناخوشایند رو قبول کنی و جای اینکه جو براش داشته باشی تلاش میکنی بعنوان واقعیت تلخ بهش عادت کنی و ازش بگذر. خستم، ولی... دوریت باعث خسته شدن من از تو نشده! خستم از اینکه دوری ازم ، همین... اینکه دیگ اصن پست نمیذارم یا کم میذارم، بخاطر این نیست که نمیخوامت، باور کن حوصله اینو ندارم دیگ بیام وبم، خستم از همه چیز! خیلی حرفا مونده تو دلم خیلی سوالام مونده تو سرم... هردو هم فقط تورو کم دارن! ام. حس میکنم به اون قسمت تلخی که دلم میخواست کم کم داریم نزدیک میشیم... دلیل بعضی کارها و حرفا هیچوقت مشخص نمیشه و شاید بعد ها از یاد بره.... میخوام تو این قسمت از ارسلان قصه بدتون نیاد ازتون میخوام که از ارسلان متنفر نشید مثه حسی که چند ساعتی آرام دچارش شده بود... یه دیالوگ داره آرام ا. فردا قراره بیای پیشم خیلی خوشحالم خییییییییییییییییییییییلللللللللللللللللللللللللللییییییییییییییییییییییییی البته باکلی اصرار قبول کردی اما بازم خداروشکر که قبول کردی قبل سفر ببینمت وگرنه که من دق می خدایا این حرفا رو فقط تو داری میخونی و میشنوی تو که از دل من خبر دار. امتحان فردارو خوندم چون قبلن کامل خونده بودم فصی اولو نیاز ب خوندن انچنانی نداشت فقط صب باید پاشم ی مروری م !!طبق معمول هر شب اس داده از شانسش هم ی نفر دیگ از دوستامم اس داده هر دوتاشون ازم پرسیدن بیداری منم چون طبق معمول ک اعصاب تعطیل گفتم امرو چی شده همه ب بیدار بودن من گیر دادن. خوب شد ک رفت و نیست...چون اونوخ مجبور میشدم احساساتمو..اونوخ میگفتم ک چقد دنبالش می ..دیدن ع پرو تلگرام..سیو اهن ..سیو ع ای ..بیخیال .هیجانات سیاسفید منه دیگ..اصن احساسات عاطفی چیز خوبی نیس..من نمیتونم..میخوام برم از مجازی ویک سال دیگ برگردم درست مرداد سال دیگر حالا کمی زودتر یا دیرت. فکر میکنم اگه بودیو میفهمیدی چجوری در طی زمان ، طی شرایط مختلف که گاهاً مسائل تکراری هم هستن ، حرفات برام تکرار میشه و بهشون میرسم و یا انجامشون میدم و همین حرفا باعث میشه یسری اشتباهاتم رو دوباره انجام ندم ، بهم افتخار میکردی. مطمئنم...
بگذریم. متنم رو شروع . کلا شبا فرف داره. . اینروزا این دلِ زبون نفهم حرفهای بی حساب زیادی میزنه ....ازون جنس حرفا ک دل ادم رو میلرزونه یا بدتر باعث میشه شنونده رودل کنه ......این روزا فارغ از هیاهوی انسانی حواسم جمع خودم بودم و به تمام فراز و فرودهایی ک اکثرا سهم و حق من نبود.....و من باز در ادامه اینهمه ذهن جنجالی باز هم به دل. امروز از آقای نیکنام در مورد رشته ی ی پرسیدم گفتن در شرایط مساوی ممکنه رشته ای زیان و پرستاری ترجیح داده بشه. ولی من ... من زبان می خونم ولی اگه استخدام نشدم چی؟ یا مثلا اگه پرستاری خوندم و ان جا استخدام نشدم! من نمی تونم تو بیمارستان کار کنم.. من از پرستاری متنفرم تو یه جایی هم خون. امروز هم متاسفانه عارف لرستانی مهربان و دوست داشتنی پر کشید و رفت. گاهی مرگ را فراموش میکنیم مگر وقت ی تمام شود و از میان ما برود. دقت هم کردید. همیشه ا ین جملات. ا ین تصاویر. ا ین حرفا های اون طرف رو ربط میدهند یه جورایی که انگار بهش الهام شده بوده که میخواسته بره. عارف هم دربرنامه. 1. فردا قراره برم خندوانه ^___^
2. ۳ش کارنامه ها رو میدن :// هواااااار بدبخت شدم :/
3. قشنگ مشخصه میخوام برم آ ین خنده هامو م تو خندوانه :
4. یه کاری قشنگی _ قبلا گفتم دعا کنید بشه _ میخوایم با دوستام :) منتظرم. عملی که شد بهتون بگم ^__^
5. عاخ راستی آسانسورمون هم درست شدا ^_^ واهاهاها. عزیز دلم بعضی حرفا مامانی رو بدجور به هم میریزه نمیخوام رو رفتارم باتو تاثیر داشته باشه ولی بعضی وقتها صبرم تموم میشه وباتو دعوا میکنم البته نه الکی تو اونوقتا خیلی شیطنت میکنی ولی انقد مهربونی که وقتی دعوات میکنم میایی مامانو بغل میکنی وبوس میکنی وانقد میگی مامان تا بهت بگم . و از آن من است !!فینیش مای فاینال اگزم !!هیچ وقت تاریخ توی کتم نرفت الا 22بهمن بلا استثنا بود :/ و ب این نتیجه رسیدم که امتحانش رو خوب ندادم ولی بازم شکر ^_^ ب وقت ولییییییی کلی کار انجام نداده و عقب افتاده کوچولو موچولو !!!رفتن ب خیاطی .کارای عقب افتاده خونه و خوندن کلی کتاب خاک خورده . الان ساعت ۰۰ روز شنبه است. فردا بابا میره یت و بعدش میره دیدن برادرش در بلاد خارجه و ان شالله چهارشنبه برمیگرده و این یعنی روز پدر نیست... :))) مادر هم به علت ریزش سقف خونه مادربزرگ در خونه ایشون به سر میبرن و نیستن. برادر کوچیکه هم دیروز تولدش بود ، تولد ۲۲ سالگی اما تولدی به عت نبو. آهنگ میثاق راد و مهدی یاریان به نام خنده یار با بالاترین کیفیت new by misagh raad ft mehdi yariyan called khandeye yaarترانه و آهنگسازی: میثاق راد ؛ تنظیم, می و مستر: فرزان حسنوند ع آهنگ جدید میثاق راد و مهدی یاریان با نام خنده یار آهنگ جدید میثاق راد و مهدی یاریان با آهنگ جدید میثاق راد و مهدی یاریان در دو کیفیت متفاوت از نسل موزیک متن آهنگ میثاق راد و مهدی یاریان با نام خنده یار دستاتو بزار تو دستام
که دلِ من بیقراره
چی میشه خدا امشبم
نم بارونم بباره
که دلم هوای تو داره
منو تو و بارونو و شبو دریا کنارو
یه هوای خوبِ دو نفره وای خنده یار
دلِ بیقرارو شدی دار و ندارو
وای که از این حرفا گذشته دیگه کارو
نازِ یارو
تورو من دیدمتو های شدم
من همونی که تو میخوای شدم
دل بده دل به دلت داده دلم
عاشق روی تو زیبای شدم
منو تو و بارونو و شبو دریا کنارو
یه هوای خوبِ دو نفره وای خنده یار
دلِ بیقرارو شدی دار و ندارو
وای که از این حرفا گذشته دیگه کارو
نازِ یارو آهنگ جدید میثاق راد و مهدی یاریان با نام خنده یار همه چی تموم شده..خیلی سال پیش..ولی هنوزم فکر میکنم اگه اونجور میشد چی میشد..هنوزم از دیدن بعضی آدما اکراه دارم..هنوزم نمیخوام بعضی حرفا رو بشنوم..هنوزم بعضی وقتا میرم به اون روزا.. چه خوب که گذشت..و چه خوب که اینطور گذشت. بعضی اتفاقا هیچ وقت تموم نمیشن.. بعضی خاطره ها فراموش نمیشن.. ب.