آنجا ببر مرا که م نمی برد ۱ - اخبار روز

همان گوشه ی خالی دلت که هیچ پیدایش نمی کند هیچ آنجا را برای من کنار بگذار سیری در ریاضیات

سیری در ریاضیات لینک و ید پایین توضیحات فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت تعداد صفحات: 15 « سیری در ریاضیات » ریاضیدانها چگونه زبان یکدیگر را میفهمند؟ اگر به سرزمین جدیدی سفر کنید که زبان مردم آنجا را ندانید و نیز ندانید که در آنجا چه می گذرد، سفر برایتان لذ. پل رومی که بر روی نقشه کمی جنوبی تر از جماران واقع شده، در گذشته پل کوچکی بوده که دو سفارت روسیه و ترکیه را هم متصل می کرده است و از همین رو عده ای معتقدند نام این منطقه از مولانا جلال الدین محمد رومی گرفته شده است ! اما روی نقشه تهران، از پل رومی که به منتهای غرب متمایل شوید، به م. حسابداری ی با بیش از پانصد سال سابقه و با نام لوکا پاچیولی(پاسیولی) (۱۴۹۵ میلادی) آغاز شده است. لوکا پاسیولی تحصیلات خود را در وِنیس و رُم گذراند و در دهه ۱۴۷۰ راهب صومعه ای شد که از فرقه فرانسیس بود. تا سال ۱۴۹۷ معلم خصوصی پروازی ریاضیات بود، که در آن سال دعوت نامه ای از لودُویکو. تو مال منی ، به هوای تو همیشه پرواز میکنم … حسی برای بودنت ، حسی برای در آغوش کشیدنت و من با احساسم به تویی رسیده ام که همیشه مال منی ، همیشه به هوای آمدن منی به رنگ دوست داشتن ، به لطافت عشق ، بدون ترس از سرنوشت! به سوی تو می آیم از آنجایی که شاید از دور ، رسیدن ها محال باشد! و من ن. از صادق(ع) روایت کرده اند: برای فاطمۀ زهرا روزی سه نور بودی در خانۀ علی(ع). به ظهر زرد بودی و به شام سرخ و بامداد سفید. وقتی در محراب می رفت برای عبادت این نور از صورت او می درخشید طوری که به در سراها و دیوارها و حجره های اهل مدینه هم می ت د. تا روزی مردم از رسول خدا پرسیدند که: این نو. قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟ از کجا وز که خبر آوردی؟ خوش خبر باشی، اما، اما گرد بام و در من بی ثمر می گردی انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری برو آنجا که بود چشمی و گوشی با برو آنجا که تو را منتظرند قاصدک در دل من همه کورند و کرند دست بردار ازین در وطن خویش غریب قاصد . تور کوش آداسی ارزان خیلی از انی که قصد دارن از بین تورهای ترکیه ، تور کوش آداسی ارزان رو انتخاب کنن ، میخوان درباره کوش آداسی چیزهایی بدونن . اگه بخوایم درمورد شهر کوش آداسی حرف بزنیم ، قبل از هر چیزی این مسئله مورد توجه قرار میگیره که کوش آداسی یا جزیره پرنده یکی از مناطق گردشگ. مژده ای دل که ا نفسی می آید که ز انفاس خوشش بوی ی می آید مژده ای دل که ا نفسی می آید که ز انفاس خوشش بوی ی می آید از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش زده ام فالی و فریادرسی می آید زآتش وادی ایمن نه منم م و بس موسی آنجا به امید قبسی می آید هیچ نیست که درکوی تواش کاری نیست هر آنجا به طریق هوسی می آید ندانست که منزلگه معشوق کجاست این قدر هست که بانگ ی می آید جرعه ای ده که به میخانهٔ ارباب کرم هر حریفی ز پی ملتمسی می آید دوست را گر سر پرسیدن بیمار غم است گو بران خوش که هنوزش نفسی می آید خبر بلبل این باغ بپرسید که من ناله ای می شنوم کز قفسی می آید یار دارد سر صید دل حافظ یاران شاهبازی به شکار مگسی می آید در دوران ظهور، عصر (عج) در مسجد سهله که ده ها هزار در آن گزارده اند، اقامت دارند. صادق (ع) به ابوبصیر فرمودند: "ای ابامحمد! گویا آمدن حضرت قائم (عج) به مسجد سهله را می بینم که همراه زن و فرزندان خود در آنجا اقامت می کنند." ابوبصیر می گوید: عرض : آیا مسجد سهله منزل ایشان خواهد بود؟ حضرت. زهرای من : قلبم را دادم به تو که عشق منی ، با تو آمدم، آمدم تا جایی که تو میخواهی، با تو می آیم ، می آیم به هر جا که بروی ، با تو میروم ، میروم هر جا که بروی…. همه جا با توام ، نیست جایی که بی تو باشم ، نیست هوایی که بی تو نفس کشیده باشم نیست یادی در قلبم جز یاد تو ، نیست مهری جز مهر تو .


















صدای مرد
درخت ها و کوه ها همه مثل هم بودند. روز بود اما خورشید را نمی دیدم. گیج و گم آنجا گیر افتاده بودم. فراموش از کدام طرف آمده بودم. دیدم از آنجا، جایی برای رفتن نبود. اما می گفت که بیشترش را فراموش می کنی، فقط می ماند قصه ا. این کلمه هم واژه غریبی شده است!! چماقی است در دست به اصطلاح ممالک پیشرو دردموکراسی برای درهم کوبیدن ؛ همه مخالفان اینکه ما هم مشکلات و ایراداتی داریم ، اظهر من الشمس است اما اوضاع آنی نیست که آنها تفسیر می کنند مگر در همان ممالک به اصطلاح پیشرو در دموکراسی ، زندانی ندارند؟ مگر ز. تور ارزان کوش آداسی خیلی از انی که قصد دارن از بین تورهای ترکیه ، تور کوش آداسی ارزان رو انتخاب کنن ، میخوان درباره کوش آداسی چیزهایی بدونن . اگه بخوایم درمورد شهر کوش آداسی حرف بزنیم ، قبل از هر چیزی این مسئله مورد توجه قرار میگیره که کوش آداسی یا جزیره پرنده یکی از مناطق گردشگ. کوچ به اینجا: http://threnody.blog.ir بیایید آنجا همدیگر را بخوانیم. p o gxl_illhni4s.gif
شده کارم که با دنیا بسازم
هنرمندی کنم خود را نبازم
ربس سودم لبم را روی دندان
بمانند چکش بر روی سندان
به رنگ خون لبانم رنگ دارد
تو گوئی لب به دندان جنگ دارد
خموشم لیک غوغائیست در دل
چنین بزمی تماشائیست در دل
صدای طبل درد از آید
به هر لحظه صدایش می فزاید
چو سنتوری ش ته می زند چنگ
صدای ناله خیزد جای آهنگ
سرودش آه باشد ، آهِ غمناک
کشد چون سرمه بر چشمان نمناک
یکی مستِ می ست انگار آنجا
بریده گوئیا افسار آنجا
خلاصه داستان خنده داریست
نمیداند ی کارش چه کاریست
شدم خاموش، اما می فروزم
کنون با سوزن غم لب بدوزم
"رسا" بهتر که خود با خود بسازی
همان بهتر که خود را خود نوازی
#گیتی_رسائی

حاج شیخ حسین انصاریان:
پیش از انقلاب ز له شدیدی گناباد را به لرزه درآورد و چندین هزار نفر را کشت.
در این زمان پسر ام در آنجا یت بانکی داشت. برای خبرگیری از او و نیز کمک رسانی به مردم منطقه روانه آن دیار شدیم.
روز دوم هنگام غروب به بیدخت گناباد رسیدیم. آنجا مرکز سلسله گنا. یکی از همسران پیغمبر به پیغمبر عرض کرد: آیا ی روز قیامت هست که از دیدار جمال شما محروم شود؟ چون در قیامت تجلی خداست و اوج تجلی اسم اعظم و اکبر خدا وجود پیغمبر خداست. فرمودند: سه گروه از دیدار من محروم هستند. یکی آن ی که شرب خمر می کند. آنهایی که خواری می کنند توبه نکنند، از دیدار پی. برگ_سبز حصیر قصدم این بود که علی را تنها ببینم و به او نصیحتی م. به هر حال او که تا به حال حکومت نکرده بود، باید چیزهایی را می دانست. پای آبرو حکومت ی در میان بود. وارد اتاق که شدم، اتاق کوچکی بود و فقط حصیر کهنه ای داشت که علی روی آن نشسته بود و به امور مملکتی مشغول بود. بعد از سلام . برای دیدنت هر روز صبح پنجره ی اتاق را رو به سردرگمی هایم باز می کنم اگر از آنجا عبور کردی لحظه ای با دلتنگی های من حرف بزن خودت را به آن راه نزن که این کار دلیلی ندارد گاهی اوقات می شود با غریبه ای مثل یک آشنای قدیمی حرف ها گفت و شنید، حتی چه برسد به من دیگر دوباره به تو می گویم اگر. سلوک عارفانه درضرورت اصلاح نفس سالک (ره): اگر انسان از خود غفلت کند و درصدد اصلاح نفس و تزکیه آن برنیاید و نفس را سرخود بار آورد، هر روز، بلکه هر ساعت بر حجاب های آن افزوده شود، و از پس هر حج ، حج بلکه حجبی برای او پیدا شود تا آنجا که نور فطرت به کلی خاموش و منطفی شود، و از محبت اله. تور کوش آداسی ارزان خیلی از انی که قصد دارن از بین تورهای ترکیه ، تور کوش آداسی ارزان رو انتخاب کنن  ، میخوان درباره کوش آداسی چیزهایی بدونن . اگه بخوایم درمورد شهر کوش آداسی حرف بزنیم  ، قبل از هر چیزی این مسئله مورد توجه قرار میگیره که کوش آداسی یا جزیره پرنده یکی از مناط. قلبم را دادم به تو که عشق منی ، با تو آمدم، آمدم تا جایی که تو میخواهی، با تو می آیم ، می آیم به هر جا که بروی ، با تو میروم ، میروم هر جا که بروی.... همه جا با توام ، نیست جایی که بی تو باشم ، نیست هوایی که بی تو نفس کشیده باشم نیست یادی در قلبم جز یاد تو ، نیست مهری جز مهر تو در دلم چشم. وقتی چندتایی موضوع و حرف برای نوشتن به مغزم هجوم می آورند،زودی کنار یه تیکه کاغذ با هر رنگ خ ر و مدادی می نویسم تا هم یاد نره و هم سر فرصت شاخ و برگش بدهم.بعد اون نوشته را وارد وبلاگم میکنم.دلم میخواد خیلی از نوشته های اینجا را با مخاطبین اینستا به اشتراک بگذارم ،اما خب برای خیلی . یا مجیر...
سلام، هستم ولی کم. حرف نوشتنی ندارم، و برای خالی نبودن عریضه شعری از اخوان عزیز گذاشتم. ملتمس دعای خیر، مثل همیشه.

قاصدک! هان،چه خبر آوردی؟ از کجا وز که خبر آوردی؟ خوش خبر باشی، اما، اما گرد ِبام و در من بی ثمر می گردی.. انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری نه ز دیار و د.
نمی دانی چقدر تنها هستم ، این تنهائی مرا اذیت می کند ، می خواهم امشب با تو چند کلمه صحبت م چون وقتی که به تو کاغذ می نویسم مثل اینست که با تو حرف می زنم ، اگر در این کاغذ " تو " می نویسم مرا ببخش ، اگر می دانستی درد روحی من تا چه اندازه زیاد است ! روزها چقدر دراز است -عقربک ساعت آنقد. امروز به رسم فرهنگ غالب جامعه ما اولین عید خانواده ما به حساب می آید. ما در خانه بودیم و اقوام و آشنایان برای دیدار می آمدند و شب یکی دیگر از اقوام فوت کرد و ام به یاد مادرم مهمانی گرفته بود که رفتیم آنجا و تقریبا تا دیر وقت آنجا بودیم. زندگی ام خیلی وقت است که به شکل مز فی درآمده ا. رشته ای بر گردنم افکنده دوست می برد آنجا که خاطر خواه اوست +اعتراضی نیست... 10:40 دوشنبه سپس به غروب خیره شدم، و دانستم که یک عمر، چشمهایم را بد ارم به آنجا که نگاهت جا مانده است. ریشه اعتقاد آنجا خشک میشود که بخواهند تحمیلش کنند!
"برتولت برشت عشق دردانه است و من* غواص و دریا میکده سر فرو بردم در آنجا تا کجا سربرکنم *اینجا "من" اشاره به پسر است. دوش در برهوت ظلمت زده ی لاوجود با فانوسی در دست به جستجوی رد پایی از تو کران تا به کرانِ عدم را کاویدم، شاید که بیابمت. می دانم که تو فراتر و پاک تر از آنی که به لباس "وجود" در آیی. جان، وجود است و جانِ جان، عدم. حقیقت آن چیزی نیست که هست بل آن چیزی ست که نیست. این را دوش پارمنیدس به م. ذوالقرنین در قرآن از تو درباره ی ذوالقرنین می پرسند، بگو : اکنون درباره ی او با شما سخن خواهم گفت : او را در زمین پادشاهی دادیم » و همه ی وسایل حکمروایی را برایش فراهم کردیم،بدین وسیله تا آنجا راند که محل غروب خورش ید است و چنان می نماید که خورشید در چشمه ای که آب تیره رنگ دارد فرو. داستان امیدت را از دست نده آرامش بخش,احساس تنهایی,احساس گناه
تنها بازمانده ی یک کشتی ش ته به جزیره ی کوچک خالی از سکنه ای رسید. او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد. روزها افق را به دنبال یافتن کمک از نظر می گذراند اما ی نمی آمد. سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته های اطرافش کلبه ای بسازد تا خود را از باد و باران و خطرات محافظت کند و دارایی های اندکش را در آن نگه داری کند.
روزی که پس از پرسه روزانه خود و جستجوی غذا در حال برگشتن به کلبه بود با دیدن دود غلیظی که از آنجا بلند می شد با شتاب خود را به کلبه رساند و آنجا را در حال سوختن دید ادامه مطلب تأثیر تربیت خانوادگى و وراثت در اخلاق همه مى دانیم که اوّلین مدرسه براى تعلیم و تربیت کودک محیط خانواده است، و بسیارى از زمینه هاى اخلاقى در آنجا رشد و نمّو مى کند; محیط سالم یا ناسالم خانواده تأثیر بسیار عمیقى در پرورش فضائل اخلاقى، یا رشد رذائل دارد; و در واقع باید سنگ زیربنا. آنجا که باید صبر می
صبر ن آنجا که نباید صبر می
صبر حالا دیگر فقط باید
در بی صبریهایم
صبر کنم و
در صبرهایم
بی صبری افشین یداللهی گمانم ابن ملجم یا علی گفت ************** دلا باید که هر دم یا علی گفت نه هر دم بل دمادم یا علی گفت ز لیلایی شنیدم یا علی گفت به مجنونی رسیدم یا علی گفت مگر این وادی دارالجنون است که هر دیوانه دیدم یا علی گفت نسیمی غنچه ای را باز می کرد به گوش غنچه آندم یا علی گفت خمیر خاک آدم چون سرشتند چ. تور کوش آداسی ارزان خیلی از انی که قصد دارن از بین تورهای ترکیه ، تور کوش آداسی ارزان رو انتخاب کنن  ، میخوان درباره کوش آداسی چیزهایی بدونن . اگه بخوایم درمورد شهر کوش آداسی حرف بزنیم  ، قبل از هر چیزی این مسئله مورد توجه قرار میگیره که کوش آداسی یا جزیره پرنده یکی از مناط. قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟
از کجا وز که خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی ، اما ، اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با
برو آنجا که تو را منتظرند قاصدک
در دل من همه کورند و کرند
دست بردار ازین در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که دروغی تو ، دروغ
که فریبی تو. ، فریب قاصدک
هان،
ولی ... آ ... ای وای
راستی آیا رفتی با باد ؟
با توام ، آی! کجا رفتی ؟ آی راستی آیا جایی خبری هست هنوز ؟
مانده خا تر گرمی ، جایی ؟
در اجاقی طمع شعله نمی بندم دک شرری هست هنوز ؟ قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند
سلام به همگی، چطورید؟ قالب جدید خوبه بنظرتون؟ قالب از اقا رضاست،من که خیلی خوشم تومد دمش گرم :)))
... زمانی که به دژ رسیدیم،دیواری جلویمان قد علم کرده بود و خشمگین رو پاهای پیرش ایستاده بود،دروازه ای هم روبرویمان بود که وقتی بالا میرفت تا باز شود،موسیقی ایی از جنس گرسنگی مردمانش مینوازید،به آرامی وارد دژ شدیم.در آنجا مردمانی را دیدم که تمام جانی را که دارند بر روی تلاش میگذ.